واحد هنر تبیان زنجان- از بحثهاي گذشته معلوم شد كه غناء بر دوگونه است:
غناء به معناي لغوي و غناء به معناي شرعي.
غناي به معناي شرعي موضوع حرمت است كه آن اخص از غناي لغوي است و به خودي خود داراي حرمت نيست مگرآنكه غناي شرعي بر آن منطبق گردد و بدين جهت براي تعيين غناي حرام، مراجعه به معناي لغوي تعيين كننده نميباشد. زيرا در عناصر خاصه استنباط (آيات و رايات) به گونهاي واضح و روشن غناي حرام تعيين شد.
در هر حال عدم دقت كافي محققان و صاحبنظران در تفكيك بين اين دو معني و بعضي امور ديگر، موجب شد كه اختلاف در كلمات آنان در تعريف اين واژه پديدار شود . مفهومي به اين روشني و وضوح از مجملترين موضوعات استنباطي به شمار آيد، به حدي كه تبديل به يك ضربالمثل در موارد اجمال مفاهيم الفاظ درآمده باشد، وقتي مفهوم كلمهاي روشن نباشد ميگويند: مفهوم اين واژه مثل مفهوم غناء مجمل است.
ولي با تفكيك معناي لغوي غناء از معناي شرعي آن كه موضوع حرمت است اشكالات و ابهاماتي كه در تعاريف اهل لغت و اهل استنباط براي اين واژه بود به گونه كامل برطرف ميشود.
در سايه اين مباحث پرداختيم به تعيين دقيق غناي حرام كه از راه غور و تامل در منابع و پايههاي شناخت بدست آمده است.
آن غناء و آوازي حرام است كه يكي از شرايط زير را دارا باشد:
1ـ غناء و آوازي كه به گونه لهو و لغو يا زور و باطل كه با مجالس لهو مناسب دارد باشد.
2ـ غناء و آوازي كه در بردارنده الفاظ و مفاهيم پست و جنبههاي شهواني باشد.
3ـ غناء و آوازي كه داراي لحن اهل فسوق و گناه باشد.
4ـ صدا و آوازي كه انسان را ازياد خدا دور بدارد.
5ـ آوازي كه همراه با معصيت باشد مانند آواز زن در حضور مردان نامحرم.
براساس آنچه آورديم به نظر نگارنده آوازهائي كه بر اساس غرض صحيح و داراي سبك و شيوه متقن و متمايز از الحان اهل فسوق و شيوههاي لهو و باطل باشد و مفاهيم را در برداشته باشد و روح جامعه را براي تخلّق به نيكيها آماده كند و مفاهيم مذهبي و عقيدتي را با لطافت در قلبها جاي دهد و روحيه مقاومت و مبارزه با دشمنان وطن و مذهب را تقويت نمايد و جلوي تمايل و گرايش نسلها را به سوي آوازهاي فاسد و مفسد و آهنگهاي مهيج شهواني سد كند (مانند بسياري از سرودهاي صدا و سيما) نه تنها هيچگونه اشكال شرعي را به همراه ندارد بلكه بسيار خوب و پسنديده است.
و انشاء اللّه گامهاي استوارتر و مثبتتر و دقيقتر در اين راستا همسو با موازين شرعي و احكام اسلامي برداشته شود.
منتهي بايد توجه داشت كه بيان اين مطالب سبب تجّري افراد ناآگاه نشود و گمان نكنند كه آوازها و آهنگهائي كه در زمان پيش از جمهوري اسلامي به گونه لهو و فساد انگيزي ساخته شده و فقهاء آنها را حرام دانستهاند و يا آوازها و آهنگهائي كه توسط عناصر فاسد و فاسق به صورت مخفي سروده و نواخته شده است و همچنين آهنگها آوازهاي را ديوهاي خارجي كه به گونه لهو و لعب است نيز بدون اشكال است.
بلكه اصولاً مصداق اصلي غناء همين آوازها و آهنگهائي است كه به منظور فسادانگيزي تهييج شهوت و به هدردادن وقتها و نيروها و انحراف عواطف و تشويق اعصاب و تخدير قواي نسلها به خصوص جوانان توسط مستكبران و طاغوتيان و عناصر ناصالح و خوشگذران تهيه ميشود و در اختيار افراد قرار ميگيرد.
بنابراين ادله حرمت غناء شامل آوازهائي كه همراه با لهو و لغو و گناه و معصيت نباشد بلكه بالاتر كه سرودهاي مفيد و آموزنده باشد نميشود و اگر احيانا در موردي شك شد حكم به حليت ميشود (به شرطي كه از نوار مرزي تخطي ننمائيم).
در خاتمه هم به اين نكته اشاره مينماييم كه:
بسياري از آنان كه هر صوت و صداي زيبائي را غناي حرام پنداشتهاند ريشه اصلي برداشتهاي غلط ايشان در ذهنيت نا صحيح آنان نسبت به دين و شريعت و روح اسلام و معنويت نهفته است.
زيبائيها در جهان مادي از يك جهت مايه جذب انسان به سوي منشأ جمال و كمال هستي است و از جهت ديگر ملاك آزمايش و گرايش انسان به زيبائيهاي معنوي است. اين است كه در بهرهوري از مظاهر زندگي نبايد از راه مستقيم و حداعتدال منحرف شده و نبايد گرفتار افراط و تفريط شد.
افراط در بهره وري از زيبائيهاي هستي بدان است كه آدمي حدود و مقررات الهي را ناديده انگارد و به خواهش دل و هواي نفس، زيبائيها را به استخدام رزائل اخلاقي و زشتيها درآورد. و آنچه مايه جذب به سوي پروردگار است عامل جدائي انسان ازياد خدا شود و تفريط بدان است كه چشم فروبندد و دست برگوش نهد و لب فروبندد و زيبائيهاي آفرينش را نبيند و نشناسد و حلال خدا را حرام پندارد و تكامل معنوي خويش را در سايه بيزاري و فرار از لطف و رحمت و نعمت و فضل پروردگار بجويد.
اميد است كه امت اسلامي در هر زمينهاي از افراط و تفريط در امان بماند و در سايه فقه واقعي پويا و بالنده و مترقي و پرتحرك كه همان فقه سنتي است به بهزيستي مادي و معنوي دست يافته و جايگاه رفيع خويش را در فرهنگ و دانش و تكامل جوامع بشري بدست آورده و حفظ كند.
ممكن است يك شنيدني موجب سرور و نشاط و از سويي عامل بسط شكوفايي ذوق و قريحه در انسان گردد و به گونهاي كه چشم جان او را بگشايد و نغمههاي ملكوتي را پذيرا شود
آنان كه در برداشت از موسيقي هنر و انضباط نميپذيرند ، روح آنان توان صعود ندارد اينجاست كه تن به شبيهسازي و تشبهي ناموزون دست ميزند و از مواد افيوني و تخديري كمك ميگيرند تا لحظاتي جسم و نفس خود را ازدست رنجهاي دنيوي رها سازند و در بيخيالي و غفلت به سر برند.
اگر آهنگ روح سازندگي و بالندگي داشت و احساسات دروني و پسنديده را به ترسيم كشاند هم براي هنرمند و هم براي جامعه پيام دارد.
اما اگر حامل پيام ارزشي نبود، منشأ بطالت و بيهودگي و لهو و لغو و در نهايت انحراف و افسردگي فرد و جامعه است و از اينروست كه امروزه به عنوان يكي از ابزارهاي استعمار و استثمار مورد استفاده قرار ميگيرد.
برخلاف تصوّر برخي كه گمان نمودهاند ، اسلام با هنر و زيبائي و خواندن و احساس و لطافت ذوق سازگار نيست و روح تقدس را دوري از زيبائي ميدانند، بايد گفت اسلام مكتب روح و عواطف و احساسات پاك فطري است و قوانين و احكام آن با آهنگ موزون فطرت هماهنگ است.
دين اسلام، دين فطرت، احساس، هنر، زيبائي و سهولت و آساني است،
در آغاز اسلام از وسايل تبليغ دين همين تلاوت قرآن با صداي خوش بود و افراد زيادي به اين جهت به اسلام گرويدند و منافقين سعي داشتند تا مردم را از نزديكي به پيامبر صلياللّهعليهوآله و يارانش برحذر دارند چرا كه صداي دلنشين قرآن عده زيادي را به دين جذب نمود.
حضرت علي عليهالسلام كه امام به حق شيعيان است خود شاعر، نويسنده و خطيب بود و نخستين شخصيتي بودند كه از طريق مجاز كردن پژوهشهاي علمي و تحقيق روي علوم حمايت از هنرهاي مستظرفه را ارزاني داشتند.
علي بن الحسين خوش آوازترين مردم در خواندن قرآن بود و سقايان به هنگام عبور از منزل وي براي استماع الحان خوش او توقف ميكردند و به نواي ملكوتي قرآن گوش ميدادند چنان كه سنگيني مشكهاي خود را متوجه نميشدند و برخي نيز (از فرط خوشي و طرب) از هوش ميرفتند.
بنابراين طرب هنگامي محكوم به حرمت ميشود كه صورتي مبتذل و غير واقعي و يا تخيلي پيدا ميكند و انسان را در يك حالت غفلت و بيگانگي قرار ميدهد كه در اين صورت در مقابل حكم شرع واقع ميشود.
ممكن است يك شنيدني موجب سرور و نشاط و از سويي عامل بسط شكوفايي ذوق و قريحه در انسان گردد و به گونهاي كه چشم جان او را بگشايد و نغمههاي ملكوتي را پذيرا شود
آنان كه در برداشت از موسيقي هنر و انضباط نميپذيرند ، روح آنان توان صعود ندارد اينجاست كه تن به شبيهسازي و تشبهي ناموزون دست ميزند و از مواد افيوني و تخديري كمك ميگيرند تا لحظاتي جسم و نفس خود را ازدست رنجهاي دنيوي رها سازند و در بيخيالي و غفلت به سر برند.
اگر آهنگ روح سازندگي و بالندگي داشت و احساسات دروني و پسنديده را به ترسيم كشاند هم براي هنرمند و هم براي جامعه پيام دارد.
اما اگر حامل پيام ارزشي نبود، منشأ بطالت و بيهودگي و لهو و لغو و در نهايت انحراف و افسردگي فرد و جامعه است و از اينروست كه امروزه به عنوان يكي از ابزارهاي استعمار و استثمار مورد استفاده قرار ميگيرد.
برخلاف تصوّر برخي كه گمان نمودهاند ، اسلام با هنر و زيبائي و خواندن و احساس و لطافت ذوق سازگار نيست و روح تقدس را دوري از زيبائي ميدانند، بايد گفت اسلام مكتب روح و عواطف و احساسات پاك فطري است و قوانين و احكام آن با آهنگ موزون فطرت هماهنگ است.
دين اسلام، دين فطرت، احساس، هنر، زيبائي و سهولت و آساني است،
در آغاز اسلام از وسايل تبليغ دين همين تلاوت قرآن با صداي خوش بود و افراد زيادي به اين جهت به اسلام گرويدند و منافقين سعي داشتند تا مردم را از نزديكي به پيامبر صلياللّهعليهوآله و يارانش برحذر دارند چرا كه صداي دلنشين قرآن عده زيادي را به دين جذب نمود.
حضرت علي عليهالسلام كه امام به حق شيعيان است خود شاعر، نويسنده و خطيب بود و نخستين شخصيتي بودند كه از طريق مجاز كردن پژوهشهاي علمي و تحقيق روي علوم حمايت از هنرهاي مستظرفه را ارزاني داشتند.
علي بن الحسين خوش آوازترين مردم در خواندن قرآن بود و سقايان به هنگام عبور از منزل وي براي استماع الحان خوش او توقف ميكردند و به نواي ملكوتي قرآن گوش ميدادند چنان كه سنگيني مشكهاي خود را متوجه نميشدند و برخي نيز (از فرط خوشي و طرب) از هوش ميرفتند.
بنابراين طرب هنگامي محكوم به حرمت ميشود كه صورتي مبتذل و غير واقعي و يا تخيلي پيدا ميكند و انسان را در يك حالت غفلت و بيگانگي قرار ميدهد كه در اين صورت در مقابل حكم شرع واقع ميشود.
دكتر مرتضي چيت سازيان /گردآوری:گروه هنر سایت تبیان زنجان
http://www.tebyan-zn.ir/Art.html