مسابقه دین و اندیشه خانه قرآن باشگاه کاربران خبرگزاری تبیان جامعه ورزشی خانواده خوشبخت دنیای کودکان آشپزی و تغذیه موبایل دانش و تکنولوژی مجله سلامت سیاست گردشگری دنیای عکس و عکاسی اقتصاد زنان ادبیات هــنر سینما و تلویزیون بزرگان و مشاهیر مهدویت سرگرمی دانلود نرم افزار مرکز کتاب پایگاه ها جستجو روابط عمومی مقالات
   
صفحه اصلی وب سایت فید مطالب وب سایت عضویت رایگان در وب سایت جستجو در وب سایت سوالات رایج نقشه وب سایت درباره ما تماس با ما  
حتما ببنید
پیامدهای بی توجهی به نماز
برزخ چيست؟
امام حسين (ع)،الگوى زندگى
وصیت نامه شهيد حاج مهدی باکری
دقت کردید ؟؟
/News-Article/News_agency/public_relation_tebyan/2012/1/11/48585.html
/News-Article/Help/help_for_using_tebyan/2010/12/27/16865.html
/ItMatchOnline.html
/photo-gallery/archive/17/135/276/0/30/default.html
جدیدترین مطالب این بخش

سخنان گهربار امام محمدباقرعليه السلام
امام محمد باقر - عليه السلام - فرمود: هر كه خداوند را به وسيله ما بخواند و ما را واسطه قرار دهد رست...

گلچين احاديث امام عصر (عج)
اَبَي اللهُ عَزَّوَجَلَّ لِلحَقِ اِلّا اِتماماً و لِلباطِلِ اِلّا زُهُوقاً :: خداي متعال ابا دا...

ارسال مطالب به دوستان
send to freinds ارسال مطلب برای استفاده سایر دوستان

عنوان مطلب : نجات عمران بن شاهین به برکت امیرالمؤمنین علیه السلام
 
 برای ارسال این مطلب به دوستتان لطفا منو های زبر را بدقت تکمیل و دکمه ارسال را کلیک نمایید

 
 
 
 
  
دریافت رایگان (کلیک کنید)
ارسال دعوتنامه (کلیک کنید)
بازدید ها :   136   بازدید   
تاریخ درج مطلب  1/12/1390
تغییر اندازه متن:  افزایش اندازه فونت متن    کاهش اندازه فونت متن
  چاپ این مطلب  

نجات عمران بن شاهین به برکت امیرالمؤمنین علیه السلام

نجات عمران بن شاهین به برکت امیرالمؤمنین علیه السلام واحد دین واندیشه تبیان زنجان-

مجلسی رضوان الله علیه روایت میکند که :

‎عمران بن شاهین که از اهل عراق بود در مقام ستیزگی و عصیان بر حکومت عضدالدوله دیلمی بر آمد و علیه دولت او قیام نمود. عضدالدوله در صدد تعقیب و دستگیری او بر آمد و با کوشش و جدیتی هر چه تمامتر او را تعقیب نموده و در طلب او با تمام قوا مصمم شد.

عِمران برای خود چاره ای ندید مگر آنکه متخفیاً به نجف اشرف فرار کند و در آنجا با لباس مبدل روزگار بگذراند؛ و به أمیرالمؤمنین علیه السلام پناه آورد تا او را از دست عضدالدوله رهائی بخشند.

عِمران در تحت قبة منورة أمیرالمؤمنین علیه السلام پیوسته به دعا و نیاز مشغول بود تا اینکه یک شب آن حضرت را در خواب دید که به او گفتند: ای عمران ! فردا فَناخُسرو برای زیارت اینجا می آید؛ و حرم را برای او قرق می کنند و هر کسی را که در اینجاست از حرم بیرون می نمایند.

حضرت با دست مبارک خود اشاره به یکی از زوایای قبة منوره نمودند و گفتند: تو در اینجا توقف کن و بمان تو را نمی بینند. عضدالدوله خواهد آمد و مشغول زیارت میشود و نماز میخواند؛ و به درگاه خدا با تضرع و ابتهال دعا میکند؛ و خدا را به محمد و آل طاهرینش سوگند میدهد که او را بر تو پیروز کند.

در اینحال تو نزدیک او برو و بگو: أیهَا الْمَلِکْ! آن کسیکه در دعای خود إلحاح و اصرار می ورزیدی و خدا را به محمد و آلش سوگند میدادی که تو را بر او پیروز کند کیست ؟

فناخسرو میگوید: مردی است که در بین ملت من اختلاف افکنده و عصای قدرت مرا شکسته و در حکومت و سلطنت ، با من منازعه نموده و درافتاده است .

پس به او بگو: اگر کسی تو را بر او پیروز کند و ظفر دهد، مژدگانی او را چه میدهی ؟

او میگوید: هر چه بخواهد میدهم ؛ حتی اگر مرا الزام کند که او را عفو کنم عفو میکنم !

در اینحال تو خودت را به او معرفی کن ؛ و در اینصورت آنچه از او توقع داری از جانب او به تو خواهد رسید.

عمران میگوید: همانطور که أمیرالمؤمنین علیه السلام به من در عالم خواب نشان داده و راهنمائی کرده بودند واقع شد.

عضدالدوله آمد و به زیارت و دعا مشغول و برای ظفر یافتن بر عمران بن شاهین خدا را به محمد و آلش قسم داد، و من که خود در زاویه قرار گرفته بودم پیش آمده و همان سؤال را از او کردم ؛ و او هم در پاسخ گفت : هر کس مرا بر او پیروز کند حتی اگر عفو او را از من درخواست کند از او خواهم گذشت .

عمران در این هنگام به او میگوید: منم عمران بن شاهین !

او میگوید: چه کسی تو را در اینجا راه داد و در این موقف قرار داد؟

من گفتم : این مولای من علی بن أبی طالب در خواب به من فرمود: فردا فَنا خسرو در اینجا حضور پیدا میکند؛ و به من چنین و چنان فرمود که خدمت شما عرض کردم .

عضدالدوله گفت : تو را به حق أمیرالمؤمنین سوگند میدهم که او به تو گفت : «فنا خسرو» می آید؟

عمران میگوید: گفتم آری ! سوگند به حق أمیرالمؤمنین که چنین گفت .

عضدالدوله گفت : هیچکس غیر از من و مادرم و قابلة من نمیداند که اسم من فنا خسرو است .

در همانجا از گناه او درگذشت و او را به وزارت منصوب کرد؛ و دستور داد برای او لباس و خلعت وزارت آوردند؛ و خود به کوفه حرکت کرد.

و عمران بن شاهین با خدا نذر کرده بود که چنانچه مورد عفو عضدالدوله قرار گیرد با سر و پای برهنه به زیارت أمیرالمؤمنین آید؛ و چون اینک به وزارت منصوب شده و خلعت وزارت در بر کرده است چنین اندیشید که چون شب میشود و تاریکی عالم را فرامیگیرد، من از کوفه با سر و پای برهنه به زیارت می آیم .

چون شب فرا رسید و سیاهی جهان را گرفت ، با سر و پای برهنه تنها فریداً وحیداً از کوفه به سمت نجف می آید.

راوی این داستان حسن بن حسین بن علی بن طهال میگوید:

جد من که کلید دار بقعة متبرکة آن حضرت بود شب در خواب بود. در رؤیا دید أمیرالمؤمنین علیه السلام را که به او میگویند: برخیز و بنشین و برای دوست ما و ولی ما عمران بن شاهین درِ بقعه را باز کن !

جد من علی بن طهال از خواب بر می خیزد و شمع ها را روشن میکند و در را باز میکند که ناگهان می بیند شیخی به طرف مرقد منور می آید.

چون شیخ به حرم مطهر رسید، علی بن طهال به او میگوید: بِسْمِ اللَه یا مَوْلانا؛ بفرمائید ای مولای ما!

عمران میگوید: کیستم من ؟

جد من میگوید: شما «عمران بن شاهین » هستید!

عمران میگوید: من عمران بن شاهین نیستم !

جد من میگوید: بلی شما عمران بن شاهین هستید! اینک أمیرالمؤمنین علیه السلام در خواب نزد من آمدند و امر کردند برخیزم و در را باز کنم برای دوست و ولی آن حضرت عمران بن شاهین .

عمران میگوید: به حق خود او، ترا سوگند میدهم که چنین گفت ؟

جد من میگوید: آری ! به حق او سوگند میخورم که چنین گفت !

عمران خود را روی عتبة در می اندازد و مشغول بوسیدن میشود. و به مدیر عامل خود در صید ماهی هائی که با زورق ها میگرفتند و صید میکردند حواله کرد که شصت دینار به جد من بدهند.

مجلسی میگوید: رواقِ معروف به رواق عمران را در نجف اشرف و کربلای معلی بنا نمود و این دو رواق در مشهدین شریفین ، از آثار اوست . (بحارالانوار طبع کمپانی ج9 ص 682و681)


طهور/گرد آوری: گروه دین و اندیشه سایت تبیان زنجان
http://www.tebyan-zn.ir/Religion_Thoughts.html

  

12345
 
0 نفر به اين مطلب راي داده اند
میزان متوسط :0.0 از 5

اين مطلب تا چه ميزان مورد قبول شما واقع شد ؟
 نام و نام خانوادگی : 
آدرس Email :             
کد درون تصویر را وارد نمایید                       
 
 12345 
ضعيفعــالی
ضمن تشکر از توجه شما به این مطلب , نظرات سازنده شما در هر مطلب را صمیمانه ارج نهاده و آنرا به عنوان مرجعی قابل اعتماد جهت پیشرفت و ترقی اطلاع رسانی در فضای گفتمانی مناسب , می دانیم و اميد داريم بتوانيم از حسن نظر شما در راستاي افزايش سطح ارائه محتوا و خدمت رساني بهره گيريم.
نظر شما پس از بررسی توسط بخش محتوا, قابل روئیت برای عموم خواهدبود .
(توجه: تایید نظرات به معنی قبول و یا تایید محتوای آن  از سوی تبیان زنجان نمی باشد )

 
 

52703
© 2004-2009 Tebyan. The content is copyrighted to Tebyan Cultural and Information center and may not be reproduced on other websites.