واحد دین واندیشه تبیان زنجان- تقیه با مفهوم انتظار گره خورده است. اساساً تقیه هنگامی رخ می دهد که انتظاری باشد و استراتژی تقیه در واقع «انتظار قیام» است.
امامان معصوم (ع) خود، این قیام را انتظار می کشیدند و آرزوی خدمتگزاری به قائم را به پیروان خویش ابراز می داشتند. بنابراین می توان عصر انتظار را به قرن ها قبل از غیبت حضرت مهدی (ع) گسترش داد که حضرت زهرا (س) انتظار قائم منتقم را ناله سر می داد. حکمت تقیه در پنهان داشتن قائم نهفتته است و امامان، این رهبران مبارز پیروان خویش را حتی از نام بردن اسم قائم بر حذر می داشتند.
«از امام صادق (ع) پرسیده شد: مهدی از کدام فرزند شماست؟ امام فرمودند: پنجم از فرزند هفتم، وجود او از شما پنهان است و جایز نیست بر شما که نام او را ببرید.»
با غیبت صغری، نایبان خاص همواره تحت فشار حکومت در تقیه به سر می بردند و آنگاه که غیبت کبری آغاز گردید، فقها این نایبان عام قائم (عج) با استراتژی تقیه که بقای مکتب تشیع را پاس می داشت، به زمینه سازی و دعوت و تربیت و تشکیلات روی آوردند از آن رو که فقیه، مرجع در حوادث و رویدادها معرفی شده و حجت قائم (عج) بر بندگان است.
فقها براساس اندیشه مشروعیت زدایی از حکومت های جابر وقت با استراتژی بقا به مبارزه و اصلاح ادامه می دادند تا روزی رسد که تقیه خوفی جای خویش را به مبارزه آَشکار دهد و انتظار با پویایی و قدرت عمل بیشتری به پیش رود و زمینه بهتری برای گسترش اندیشه انتظار و سازمان بخشی به نیروها فراهم آید.
درست است که فقها برای حفظ مصالح شیعه و بقای آن در قالب تقیه و در صورت ضرورت، با دستگاه ستم پیشه خلافت همکاری داشته اند اما هیچ گاه خلافت آنان را مشروع نمی دانستند و همواره در اندیشه برپایی حکومت و در واقع زمینه سازی بیشتر برای قیام قائم (عج) بوده اند. گواه این مطلب آنست که فقهای شیعه حتی به هنگام تن دادن به تقیه و استراتژی بقا به «تحریم قضاوت غیر فقیه جامع الشرایط» فتوا داده اند. مثال روشن آن فتوای شیخ صدوق در تحریم دستگاه قضایی بنی عباس و لزوم مراجعه به فقهای شیعه برای حل و فصل اختلافات است. باید گفت که در حقیقت، قضاوت مهمترین شأن حکومت و غیر قابل تفکیک از دیگر شئون آن است. یعنی نمی توان مدعی قضاوت بود ولی از اقامه حکومت تبری جست.
دوران تقیه و سکوت مصلحت گرایانه کم وبیش ادامه داشت تا آنکه در قرن چهاردهم که می رفت تقیه آلوده به عافیت طلبی شود و نیز دین و ارکان آن در معرض نابودی قرار گرفته بود و در شرایطی که شعائر دینی محو می گردید و جبهه کفر خود را پیروز میدان جهان می دید، فقیهی از قم قیام کرد و انتظار را از حالت سلبی به حالت ایجابی سوق داد و تقیه خوفی را برای همیشه برای جامعه شیعیان، حرام اعلام نمود و اندیشه ولایت مطلقه فقیه را پی ریزی کرد. امام خمینی (ره) در واقع با طرح نظریه ولایت مطلقه فقیه، گذار فقه امامی را از رویکرد اپوزیسیونی به رویکرد پوزیسیونی تسهیل و آن را از فقه مقاومت به فقه اقتدار تبدیل نمود. او وظیفه مومنان را دست یابی به حکومت اسلامی که بتواند زمینه قیام قائم را به بهترین صورت فراهم آورد، اعلام نمود و خود در این راه رنج بسیار برد.
امام خمینی (ره) این فقیه بزرگ می فرماید:
«گاهی وقتها تقیه حرام است. آن وقتی که انسان دید که دین خدا در خطر است نمی تواند تقیه بکند. آن وقت بای هرچه بشود برود. تقیه برای حفظ دین است. جایی که دین در خطر بود جای تقیه نیست، جای سکوت نیست.»
با تشکیل حکومت اسلامی، تقیه خوفی در ساحت حکومت و در جامعه ای که اکثریت با شیعیان مبارز است، رنگ می بازد. اما استراتژی تقیه تعطیل نمی گردد، بلکه «تقیه مداراتی» به عنوان استراتژی وحدت جلوه گر می شود و بقای حکومت و نظام اسلامی را تضمین می نماید.
ممکن است این اشکال پیش آید که تقیه در موارد حکومت، با توجه به اقتداری که دارد غیر متصور است. تقیه معمولا در برابر اقتدار دولت و به خاطر خوف از سطوت و ابهت آن بوجود می آید. بنابراین ادله تقیه شامل موارد حکومتی نخواهد بود.
این ایراد در صورتی قابل فبول است که تقیه به موارد خوف منحصر گردد در حالی که تقیه مداراتی هم در امور شخصی و هم در امور عمومی و حکومتی قابل تصور می باشد.
افزون بر این، تقیه خوفی نیز در مورد امور عمومی و حکومتی صادق می باشد و اقتدار محدود دولت بدان معنی نیست که دولت از هیچ کس و یا از هیچ امری هراس ندارد.
تقیه حالتی بازدارنده در برابر تهدید و تامین کننده امنیت است. تامین امنیت فردی موجب تقیه شخصی و تامین امنیت عمومی مستلزم تقیه در امور عمومی مربوطه می باشد.
اهل بیت/گرد آوری: گروه دین و اندیشه سایت تبیان زنجان
http://www.tebyan-zn.ir/Religion_Thoughts.html