واحد خانواده خوشبخت تبیان زنجان- مخالفین طلاق میگویند طلاق مخالف طبیعت ازدواج است ، چه ازدواج پیمان همکاری و زندگی مشترک مادام الحیات است و پیوند زناشویی که یک پیوند دایمی است ...
نباید با طلاق گسسته شود طلاق برای اطفال زیان آور است و آنان را دچار سرنوشت اسف باری خواهد کرد ، آمار نشان میدهد که بسیاری از اطفال بزهکار کسانی هستند که پدر و مادرشان بر اثر طلاق از هم جدا شده اند.
موافقین طلاق به ضرورت آن درباره مواردی استناد میکنند، گاهی اتفاق میافتد که بین زن و شوهر هیچ گونه هماهنگی و توافق اخلاقی وجود ندارد ممکن است که یکی از زوجین بدکار یا جانی و شریر باشد ، ممکن است بر اثر پارهیی امراض صعب العلاج یا بعضی اعتیادات مضر ادامه زندگی زناشویی ممکن نباشد آیا در این گونه مواردزن و مرد باید یک عمر در رنج و سختی بسر ببرند و به زندگی رنجافزای زناشویی ادامه دهند!؟ جنون یا عقیم بودن زن یا شوهر نیز به اعتقاد بعضی میتواند طلاق را توجیه کند.
طلاق از نظر آثار اجتماعی
درباره آثار اجتماعی طلاق و اصولا بودن یا نبودن آن اختلاف نظر فراوان است به عقاید کسانی کار نداریم که اساسا با ازدواج میانه خوشی ندارند وآن را مخالف آزادی انسان میدانند ، از دیدگاه کسانی که به ازدواج و مصلحت خانواده و کودکان میاندیشند، طلاق در مواردی به عنوان یک ضرورت باید پذیرفته شود اینان میگویند گاه هست که زندگی زناشویی دستخوش چنان نابسامانی میشود که ادامه زندگی مشترک زن و شوهر نه فقط کانون خانواده را به محیطی غیر قابل تحمل تبدیل میسازد بلکه فرزندانی که در چنین فضای مسمومی بزرگ میشوند به جای آنکه از تربیت صحیح و محبت لازم برخوردار شوند دچار عقده های روانی و ناراحتی های روحی خواهند شد.
دستهیی از مخالفان طلاق این مشکلات را قبول دارند اما میگویند مجاز ساختن طلاق راه را برای سوء استفاده باز میکند امروزه در بیشتر کشورها اصل قابل انحلال بودن ازدواج از راه طلاق پذیرفته شده است اما کوشش میشود تا جایی که ممکن است از سوء استفادهها جلوگیری به عمل آید در واقع انتقادهای اساسی مربوط به آزادی بی قید و بند طلاق است این نوع آزادی در امر طلاق در دوران های خاصی دیده شده و آثار نامطلوب آن قانون گذار را به چاره اندیشی وا داشته است.
آزادی مطلق طلاق و آثار شوم آن
از دیر باز تا امروز به مواردی بر میخوریم که به دلایلی آزادی زیادی در امر طلاق پدید آمده و این موضوع آثار نامطلوبی به همراه داشته است به عنوان مثال از روم قدیم میتوان نام برد درحقوق روم دو نوع طلاق را به رسمیت میشناختند طلاق به توافق زن و شوهر و طلاق به درخواست یکی از آن دو اندک اندک طلاق دادن و گرفتن آنچنان در بین مردم رواج یافت .
درگذشته نزدیکتر به زمان ما میتوان از آزادی طلاق در فرانسه بعداز انقلاب که دیگر برای ازدواج جنبه مذهبی و تقدس دینی قایل نبودند و آن را قرار دادی میشمردند و توافق زن و شوهر را برای طلاق کافی میدانستند.
حتی دو سه سال پس از انقلاب فرانسه به مامور ثبت احوال اجازه دادند که بدون دخالت دادگاه طلاق را ثبت کند فقط میبایستی ثابت شود که زن و شوهر شش ماه از یکدیگر جدا میزیسته اند نتیجه آن شد که در آستانه دهمین سال بعد از انقلاب فرانسه آمار طلاق بر ازدواج فزونی گرفت پس از آن قانون اصلاح گردید و با دخالت دادگاه از طلاق های بی مورد کاسته شد.
آکاایران/گردآوری :گروه خانواده خوشبخت تبیان زنجان
http://www.tebyan-zn.ir/blest_family.html