واحد خانواده خوشبخت تبیان زنجان- چند همسري؛ ممنوع، مشروع، جايز نويسنده معتقد است «چند همسري نهادي نيست كه توسط اسلام ايجاد شده باشد و از اين رو مورد پشتيباني و يا تأكيد اسلام قرار داشته باشد». در حقيقت نويسنده معتقد به قضيهي كلي است كه عبارت است از اينكه: هر نهادي كه توسط اسلام ابداع و ايجاد نشده باشد مورد تأكيد و پشتيباني اسلام نيست.
در حاليكه اين كبراي كلي مورد خدشه و نقض است. به عنوان نمونه، اسلام نهاد ازدواج و تشكيل خانواده را ايجاد نكرده است اما اين نهاد بسيار مورد تأكيد و توصيه اسلام است.
بنابراين محذوري وجود ندارد كه نهادي توسط اسلام ايجاد نشده باشد اما مورد تأكيد اسلام باشد. افزون بر اين نبايد چنين پنداشت كه موافقان چند همسري، مدعياند اسلام چند همسري را در همه شرايط و براي تمامي مردان مورد تأكيد و توصيه قرار داده و آن را واجب نموده است بلكه آنان مدعياند اسلام، چند همسري را ممنوع نكرده و آن را مشروع و جايز اعلام نموده است و در شرايطي خاص كه در ادامه اين نوشتار خواهد آمد.
به استناد كدام منبع چند همسري به صورت يك تكليفِ اجتماعي براي مردان مطرح خواهد بود. نويسنده ضمن تشبيه نهاد چند همسري به نهاد بردهداري معتقد است اسلام علي رغم ميل خويش جهت حذف اين نهاد، در برخورد با چند همسري راهكار اصلاح تدريجي را در پيش گرفت تا به تدريج اين پديده را حذف نمايد، چرا كه به دليل وضعيت خاص اجتماعي آن روز عربستان، ممنوعيت ناگهاني چند همسري ميتوانست پيامدهاي منفي به دنبال داشته باشد.
پرسش اساسي در برابر اين سخن آن است كه تمايل اسلام به حذف چند همسري ولو به صورت تدريجي را نويسنده از كداميك از منابع ديني دريافته است؟ به استناد كدام منبع شرعي، نويسنده از فقها و مجتهدان و قانون گذاران ميخواهد براي حذف نهاد چند همسري و يا محدود كردن آن اقدام نمايند؟ اگر مستند وي آياتي است كه به آنها اشاره كرده است خواهيم گفت كه چنين مطلبي از آيات استفاده نميشود.
تسلط مرد دليل كافي نيست. به اعتقاد نويسنده اين كه چند همسري بر خلاف بردهداري در طول تاريخ محو نگشت، از آن جاست كه مردان پدر سالار چون، چند همسري را به سود خويش تلقي ميكردند آن را محفوظ نگه داشتند.
هر چند بررسي علل تاريخي ماندگاري چند همسري در طول تاريخ نيازمند بحثي گسترده و مستقل است و جا داشت نويسنده دست كم يك كتاب معتبر و علمي را در اين مبحث مورد توجه قرار ميداد؛ ليكن در اين مجال كوتاه تنها به چكيده ديدگاه استاد شهيد مطهري در كتاب نظام حقوق زن در اسلام بسنده ميكنيم:
«اگر مانند برخي از نويسندگان سطحي فكر كنيم، كافي است كه براي توجيه و توضيح علل تاريخي و اجتماعي تعدد زوجات بگوييم علتش زورگويي و تسلط مرد و بردگي زن است، علتش پدر شاهي است. مرد به دليل سلطه بر زن رسوم و قوانين را به نفع خود چرخانيده و لهذا رسم چند زني را به نفع خود و عليه زن، قرنها محفوظ داشته است.
اينگونه فكر كردن بسيار سطحي و ناشيانه است. نه علت رواج يافتن تعدد زوجات زورگويي مرد بوده و نه اينكه امروز تعدد زوجات عملاً منسوخ ميشود اين است كه دوران زورگويي مرد به پايان رسيده است. البته زور و قدرت مرد در طول تاريخ موجب سوء استفاده مرد از زن شده است اما منحصر كردن عامل زور و قدرت مخصوصاً در توجيه روابط خانوادگي زن و مرد، ناشي از كوته فكري است.
اگر علت رواج تعدد زوجات، تسلط و حاكميت مرد بر زن و نظام پدر سالاري است چرا در دنياي گذشته غرب كه پدر سالاري و حاكميت مطلق مرد حاكم بوده است، تعدد زوجات رواج نيافته است؟ زن غربي تا نيم قرن پيش، از بدبختترين زنان دنيا بود؛ حتي در اموال خود نيازمند قيمومت شوهر بود. به اقرار خود غربيها در قرون وسطي زن شرقي از زن غربي وضع بسيار بهتري داشته است.»[6] نظام حقوق زن در اسلام، مرتضي مطهري، صص 297 ـ 295، با تلخيص.
برداشت اشتباه از قرآن. نويسنده مدعي است قرآن كريم در آيه 3 سوره نساء چند همسري را منوط به رعايت عدالت در ميان همسران كرده و فرموده است: «اگر بيم داريد كه نتوانيد به عدالت ميان همسران خود رفتار كنيد پس يك همسر اختيار كنيد» و در آيه 129 همين سوره ميفرمايد: هرگز نميتوانيد ميان زنان عدالت ورزيد هر چند بسيار مشتاق اين كار باشيد.
پس بكوشيد كه تمامي ميل و رغبت شما به سوي يكي از زنانتان معطوف نشود كه ديگري را به صورت بلاتكليف و رها شده در آوريد. از اين دو آيه يك قياس استدلالي تشكيل ميشود بدين صورت كه تعدد زوجات منوط به رعايت عدالت است و رعايت عدالت امكانپذير نيست پس تعدد زوجات در عمل امكان تحقق ندارد. نويسنده در واقع از اين قياس نتيجهگيري كرده است كه قرآن مردان را از چند همسري منع كرده است. نويسنده هم چنين معتقد است آيات 128 و 130 سوره نساء و آيه 51 سوره احزاب از مشكلات چند همسري حكايت دارند.
اي كاش نويسنده، روايتي را كه در اين زمينه از امام صادق عليه السلام نقل شده است ملاحظه ميكرد تا پاسخ صحيح را دريافت ميكرد.ابن ابي العوجاء از هشام بن حكم پرسيد: آيا خداوند حكيم نيست؟ هشام گفت: آري حكيم است. گفت: خداوند فرمود: «شما با زنان، دو يا سه يا چهار تا ازدواج كنيد؛ ولي اگر خوف آن داريد كه نتوانيد عدالت را ميان آنان رعايت كنيد، پس تنها به يك همسر قناعت كنيد. آيا رعايت عدالت ميان زنان لازم نيست؟ هشام گفت: آري لازم و فرض است».
ابن ابي العوجاء پرسيد: خداوند در جاي ديگر فرمود: «شما هرگز نميتوانيد ميان زنان عدالت برقرار سازيد، هر چند تلاش فراوان كنيد». پس رعايت عدالت ميان آنان ممكن نيست و آن گاه ميان اين دو آيه تناقض خواهد بود.
آيا هيچ حكيمي چنين سخن ميگويد. هشام از جواب باز ماند؛ به مدينه آمد و خدمت امام صادق(ع) رسيد و پرسش ابن ابي العوجاء را مطرح ساخت. امام فرمود: «به او بگو آيه نخست كه فرمود: «اگر نميتوانيد ميان آنان به عدالت رفتار كنيد به يك همسر قناعت ورزيد» مراد رعايت عدالت در نفقه است. ولي آيه دوم كه فرمود: «هرگز نميتوانيد ميان زنان به عدالت رفتار كنيد...» مراد از آن، محبت قلبي است.[7] اصول كافي، ج 5 ص 362، حديث 1.
چنانكه از پاسخ امام(ع) آشكار است آنچه بر مرد لازم است و او توانايي آن را دارد رعايت عدالت ميان همسران در امور زندگي و روابط زناشويي و نفقه است اما رعايت عدالت در محبت قلبي، خارج از قدرت انسان است. لذا هرگاه محبتهاي دروني سبب ترجيح برخي از همسران بر برخي ديگر نشود و در وظايف همسري تأثيري نگذارد، مانعي ندارد.
آيات 128 و 130 سوره نساء و 51 احزاب از مسائل و مشكلات چند همسري سخن گفتهاند اما نه در مقام ردِّ چند همسري، بلكه در مقام ارائه راهحل نسبت به مشكلات آن برآمدهاند بنابراين استناد نويسنده به اين آيات در تضعيف چند همسري صحيح نميباشد
... از ديدگاه شهيد مطهري ضمن توصيه خوانندگان محترم به آشنايي با ديدگاههاي استاد شهيد مطهري در زمينه تعدد زوجات در كتاب نظام حقوق زن در اسلام، ديدگاه ايشان درباره علل تجويز چند همسري به اختصار ارائه ميگردد:
الف ـ از مهمترين دلايل چند همسري كه نه تنها تجويز آن را اثبات ميكند بلكه موجب ايجاد تكليفي عمومي بر عهده تمامي مردان جامعه است؛ فزوني عدد زنانِ آماده ازدواج بر مردان آماده ازدواج است. اگر فرض كنيم عدد زنان آماده به ازدواج بيش از عدد مردان آماده به ازدواج باشد بهطوري كه اگر تك همسري تنها صورتِ قانوني ازدواج باشد گروهي از زنانِ بيشوهر از تشكيل خانواده محروم ميمانند، چند زني به عنوان حقي از زنان محروم و «تكليفي» بر عهده مردان و زنان متأهل است.
حق تأهل از طبيعيترين حقوق بشري است. هيچ بشري را نميتوان از اين حق محروم كرد. حق تأهل حقي است كه هر فرد بر اجتماع دارد و اجتماع نميتواند كاري كند كه در نتيجه آن كار، گروهي از اين حق محروم بمانند.
ب ـ شايد براي بسياري از افراد موجب تعجب باشد كه بدانند تعدد زوجات در مشرق اسلامي مهمترين عامل نجاتِ تك همسري بود، به اين معني كه در شرايطي كه موجبات تعدد زوجات پيدا ميشود و عدد زنان نيازمند به ازدواج از مردان نيازمند به ازدواج فزوني ميگيرد، اگر حق تأهلِ اين عده از زنان به رسميت شناخته نشود و به مرداني كه واجد شرايط اخلاقي و مالي و جسمي هستند اجازه چند همسري داده نشود، رفيقهبازي و معشوقهگيري ريشه تك همسري واقعي را ميخشكاند.
در مشرق اسلامي از طرفي تعدد زوجات مجاز بود و از طرف ديگر اين همه عوامل تحريك و تهيج فراهم نبود. از اين رو تك همسري واقعي بر اكثريت خانوادهها حكم فرما بود و كار معشوقه بازي مردان به آنجا نكشيد كه همچون دنياي غرب فلسفه بافي كنند و بگويند آفرينش مرد چند همسري است و تك همسري براي مرد از محالات جهان است و بر اساس اين تفكر، مرد قانوناً تك همسر است امّا عملاً چند همسر. به عقيده غربيها معشوقه داشتن حق مسلم و طبيعي مرد است و بسنده كردن مرد در همه عمر به يك زن نوعي «نامردي» است.
به هر حال مسأله مهم در موضوع تعدد زوجات اين نيست كه آيا تك همسري بهتر است يا چند همسري. در اينكه تك همسري بهتر است ترديدي نيست تك همسري يعني اختصاص خانوادگي، يعني جسم و روح هر يك از زوجين از آن يكديگر باشد. بديهي است كه روح زندگي زناشويي كه وحدت و يگانگي است در زوجيت اختصاصي بهتر و كاملتر پيدا ميشود.
به هر حال در شرايط فزوني زنان بر مردان بشر دو راه بيشتر ندارد يا رسميت يافتن تعدد زوجات و يا رواج معشوقه بازي. اين است صورت صحيح مسأله امّا مبلغان شيوههاي غربي حاضر نيستند صورت صحيح مسأله را طرح كنند؛ حاضر نيستند حقيقت را آشكارا بگويند، آنها واقعاً مدافع معشوقهبازي هستند، زن قانوني را سر بار و مزاحم ميدانند و يكي را هم زياد ميدانند چه رسد به دو يا بيشتر. لذت را در آزادي از قيود ازدواج ميشناسند، امّا در گفتههاي خود براي سادهدلان چنين وانمود ميكنند كه مدافع تك همسرياند.[8] .
بخش اول مقاله حاضر در لینک زیر
نهاد چند همسري؛ ضرورتهاي بازنگري
حوزه/ گردآوری :گروه خانواده خوشبخت تبیان زنجان
http://www.tebyan-zn.ir/blest_family.html