واحد خانواده خوشبخت تبیان زنجان- اگرچه امروزه ساختمان هاي بلند و شيک غرب به نمادي از اثبات قدرت انسان بر زمين محسوب مي گردد با اين حال نمي توان از وقايع دهشتناکي که در زير سايه اين ساختمان هاي بلند رخ مي دهد به راحتي گذشت . امروز تمدن غرب چالش هاي اجتماعي عمده اي دارد که يکي از انها که وضعيت آن بسيار وخيم است کودکان تک سرپرست مي باشد که يا مولود يک رابطه جنسي نا مشروع هستند و يا اينکه به دليل طلاق شکل گرفته است . روانشناسان معتقدند کودکاني که در خانواده هاي تک سرپرست رشد مي کنند مستعد انحراف در آينده هستند چرا که راه رشد و تربيت آنها به درستي طي نشده است .
تحقيقات علمي نشان مي دهد که طي دو نسل گذشته بر تعداد بچههايي که با هر دو والدين خود زندگي نميکنند و همچنين تعداد بچههايي که حاصل زندگيهاي بدون ازدواج هستند، افزوده شده است. درپي اين تغييرات ساختاري در نهاد خانواده، تغييراتي نيز در ساير بخشهاي جامعه ايجاد شده است که حاصل تکه تکه شدن و از هم پاشيدگي خانواده در غرب است. ازدواج و خانواده در ايالات متحده آمريکا در دو نسل گذشته تغييراتي اساسي شامل کاهش ازدواجهاي رسمي، افزايش طلاق، زندگي مشترک بدون ازدواج و تولد فرزندان نامشروع و ... داشته است.در پي اين تغييرات در ساختار و نظام خانواده، نوع جديدي از خانواده، تحت عنوان خانواده تک والدي در بسياري از جوامع بويژه جوامع صنعتي پديدار شده است که فرزند يـا فرزندان در ايـن خانوادهها بـا يکي از والدين خود زندگي ميکنند. اين نوع خانواده همچنين نتيجه روابط جنسي آزاد و بارداري خارج از قالب ازدواج ميباشد. فرزنداني که بدين گونه متولد ميشوند، نسبت بالايي را به خود اختصاص دادهاند. محققان بيان ميکنند جوامع صنعتي به لحاظ ساختار خاص اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي، بيش از جـوامع غيـر صنعتي بـا ايـن مشـکل مـواجـه هستنـد. بـر اسـاس تحقيقات، در سـال 1995-1994، حدود 22 درصد از کودکان انگليسي، در خانوادههاي تکوالدي به سر ميبردند.
اين درحالي است که در سال 1972 اين شاخص حدود 7 درصد بوده است. در سال 1970 تعداد خانوادههاي تک والد داراي فرزندان زير 18 سال، بالغ بر 3/7ميليون خانواده بود که تا سال 1990 اين تعداد به بيش از دو برابر يعني 7/9 ميليون خانواده رسيد. در واقع براي نخستين بار در طول تاريخ، تعداد خانوادههاي تک والدي ناشي از فوت يکي از والدين، از ساير انواع خانوادههاي تک والدي کمتر شد و تعداد کـودکان خانوادههاي تک والدي ناشي از طلاق والدين و مادران مجـرد بيشتر گرديد؛ بهطوري که 4/1 کودک خانوادههاي تکوالد، از ميـان مادران ازدواج نکرده و دختـران نوجوان بودند و 40 درصد ديگر از بچههاي زير هجده سال، تجربه اضمحلال خانواده را داشتند.در واقع اکثر تحقيقاتي که در موضوع خانوادههاي تک والدي است، بر تأثيرات منفي عدم حضور پدر تأکيد ميکند و بيشتر در مورد پيامدهاي منفي وضعيت نامطلوب اقتصادي بر روي کودکاني است که دور از پدرشان زندگي ميکنند.
اين تحقيقات تأکيد ميکند که بايد مطالعات تطبيقي در مورد تأثير زندگي فقيرانه بر روي خانوادههاي تک والد و خانوادههاي دو والد انجام شود. پژوهشگران معتقدند که زيان فقدان پدر درخانوادههاي تک والدي که زن سرپرست آن است، تنها از دست دادن درآمد مرد نيست. پدراني که همسرشان را طلاق دادهاند، از تأمين معاش فرزندان خود دست ميکشند و مادران را واميدارند تا تمام بار مالي خانواده، اعم از خود و فرزندان را برعهده بگيرند، در نتيجه فشار اقتصادي باعث ميشود که اين مادران فرصت کمتري براي مراقبت از کودکان خود داشته باشند. اغلب کودکاني که در خانوادههاي مادر سرپرست زندگي ميکنند، ناگزيرند که به لحاظ عدم حضور پدر، با چالشهاي مالي و درگيريهاي آن مواجه شوند. اينگونه کودکان (بويژه کودکان طلاق)، غالباً اُفت از زندگي نرمال و استاندارد يا درگيري با فقر شديد را (خصوصاً کودکان غير سفيد پوست) تجربه ميکنند. آنها اغلب از قدرت بيان ضعيف، دسترسي محدود بهتحصيلات و بارداري زودرس رنج ميبرند، اين شرايط نتيجه فقدان درآمد کافي و همچنين عدم حضور پدر در خانواده است.
همچنين نتايج تحقيقات نشان ميدهد که فرزندان خانوادههاي تک والد و دو والد در رشد رواني، رفتارهاي اجتماعي و هويت جنسي متفاوت هستند.مطابق نظر محققان دانشگاه رابطه اعضاي خانواده بويژه پدر با دختر بر روي سني که دختر به بلوغ ميرسد، بسيار مؤثر است. دختراني که رابطه تنگاتنگي با والدين خود دارند و به شدت از سوي آنان حمايت ميشوند، ديرتر به بلوغ و رشد ميرسند و دختراني که در محيط ارتباطي سرد و داراي فاصله ارتباطي با والدين خود هستند، در سن پايينتري به بلوغ ميرسند. در واقع دختراني که در طي
5 سال اول زندگي خود، رابطه تنگاتنگ و مثبتي را با والدين خود داشتند، نسبت به دختراني که روابط سرد با والدين خود داشتند، ديرتر به بلوغ ميرسند. محققان دريافتند که کيفيت برخورد و رفتار پدران با دختران، مهمترين نشانة زمانبندي بلوغ دختران است. پدر دختراني که ديرتر به بلوغ ميرسند؛ معمولاً در رشد و تربيت دختران، همکاري و مشارکت بسيار دارند و پشتيبان و حامي همسر خود (مادر دختر) بودهاند، اما در سنين رشد دختران، ارتباط پدر با دختر بيش از ارتباط دختر با مادر ميتواند مؤثر باشد. محققان معتقدند که دختران، ناآگاهانه زمان بلوغ خود را بر اساس رفتار پدرشان تنظيم ميکنند. دختراني که در خانههاي بدون حضور پدر و يا با ناپدري زندگي ميکنند، زودتر از ديگران بهبلوغ ميرسند. محققان بر اساس تئوريهاي مختلف، علل چنين اتفاقي را تبيين ميکنند. آنان بر مبناي نظريات بيولوژيکي بيان ميکنند دختراني که پدرشان در خانه حضور ندارد، ممکن است به وسيله مردان بالغ ديگر، نظير ناپدري و يا دوستان پسر مادرشان مورد تعرض قرار گيرند و مواجهة زود هنگام آنها با عوامل تحريک جنسي، در ارتباط با مرداني که با آنها مرتبط نيستند، موجب رشد بلوغ زنانگي در آنها ميشود.
همچنين مي توان گفت خلاء عاطفي نبود والدين در آينده آسيبهاي بسياري را براي جوامع انساني در پي خواهد داشت چنان که امروزه هم ديده ميشود پديده کريه همجنس گرايي در حال رشد و افزايش است.صاحب نظران در تحليل اين پديده معتقدند عدم شخصيت سازي جنسي در کودکان که علت اصلي آن هم تک سرپرست بودن افراد است مهمترين دليل پديد آمدن مقوله همجنس گرايي است.
وفاق/گردآوری :گروه خانواده خوشبخت تبیان زنجان
http://www.tebyan-zn.ir/blest_family.html