مسابقه دین و اندیشه خانه قرآن باشگاه کاربران خبرگزاری تبیان جامعه ورزشی خانواده خوشبخت دنیای کودکان آشپزی و تغذیه موبایل دانش و تکنولوژی مجله سلامت سیاست گردشگری دنیای عکس و عکاسی اقتصاد زنان ادبیات هــنر سینما و تلویزیون بزرگان و مشاهیر مهدویت سرگرمی دانلود نرم افزار مرکز کتاب پایگاه ها جستجو روابط عمومی مقالات
   
صفحه اصلی وب سایت فید مطالب وب سایت عضویت رایگان در وب سایت جستجو در وب سایت سوالات رایج نقشه وب سایت درباره ما تماس با ما  
حتما ببنید
آموزه هایی از اشعار حافظ برای انسان امروز (1)
نگاهی کوتاه به زندگی و آثار الكساندر دوما
انواع افسانه های فارسی
چند حکایت شیرین از عبید زاکانی
دقت کردید ؟؟
http://news.tebyan-zn.ir/
/News-Article/News_agency/public_relation_tebyan/2012/1/11/48585.html
/ItMatchOnline.html
/archive/Religion_Thoughts/the_infallibles_family/god_messengers/Muhammad_prophet/0/10/default.html
جدیدترین مطالب این بخش

مایه آرامش ، مادر
با کدام زبان به مدح تو لب بگشایم که الکن نماند و با کدام قلم شرح عشق تو را بیان کنم که عاجز نشود؟ای...

مادر! تو امتداد فاطمه ای...
چشم وامی کنم؛ پنجره ای را گشوده می بینم که تصویر خورشید را در سینه خویش جای داده است و شعاع نرم پای...

ارسال مطالب به دوستان
send to freinds ارسال مطلب برای استفاده سایر دوستان

عنوان مطلب : آسمان را نمی‌شود گول زد
 
 برای ارسال این مطلب به دوستتان لطفا منو های زبر را بدقت تکمیل و دکمه ارسال را کلیک نمایید

 
 
 
 
  
دریافت رایگان (کلیک کنید)
ارسال دعوتنامه (کلیک کنید)
بازدید ها :   592   بازدید   
تاریخ درج مطلب  24/9/1390
تغییر اندازه متن:  افزایش اندازه فونت متن    کاهش اندازه فونت متن
  چاپ این مطلب  

آسمان را نمی‌شود گول زد

آسمان را نمی‌شود گول زد واحد شعر و ادب تبیان زنجان-

باید حالی شبیه به نفس کشیدن داشته باشد، یعنی من که نمی‌دانم، ولی آنها که دیده‌اند و حس کرده‌اند، می‌گویند شبیه نفس کشیدن، غذا خوردن، راه رفتن است.

خستگی؟ مگر می‌شود از نفس کشیدن خسته شد؟ مگر می‌شود گلایه کرد که چرا در هر دقیقه‌ بیست بار، در هر ساعت دو هزار بار و در هر روز، چندین هزار بار نفس کشیدن خسته‌مان کرده؟ نمی‌شود که! از نفس نکشیدن است که آدم گلایه می‌کند، گلایه می‌کند که شهر آلوده شده، که ماشین‌ها شهرمان را اشغال کرده‌اند، که دلمان برای باران تنگ شده است و آسمان دیگر بغض ندارد. از اینها گله می‌کنیم. شکایتمان از نفس نکشیدن، سخت نفس کشیدن است. معمولاً کسی را نمی‌بینیم که از نفس کشیدنش، از این‌که نفس می‌کشد خسته باشد.

باید حالی شبیه کوه‌نوردی داشته باشد، یعنی من که نمی‌دانم، ولی آنها که دیده‌اند و حس کرده‌اند می‌گویند شبیه به کوه‌نوردی است! عجله؟ ممکن است، می‌شود که کوه‌نورد در دامنه‌ کوه که ایستاده است، شتاب داشته باشد برای رسیدن به قله، دائم و لحظه به لحظه ستیغ کوه را نگاه کند، و آرزوی به قله رسیدن، بر فراز کوه ایستادن و زمین را زیر پای خود، مهربان و گسترده و بزرگ و پایان‌ناپذیر دیدن، به آسمان نزدیک‌تر بودن و گرمای خورشید را گرفتن، پاکی و پاکیزگی را در سینه فرودادن، او را به هیجان بیاورد و قلبش تند و تند بزند و تا آن‌جا که می‌تواند سریع‌تر خود را به قله نزدیک کند.

اما کدام کوه‌نوردی است که قدم گذاشتن و تکه تکه کوه را پشت سر گذاشتن و قطره قطره آسمان نوشیدن را رها کند و ترجیح دهد با هلی‌کوپتر به قله صعود کند؟ اصلاً کسی که خودش دل به کوه نمی‌دهد، و می‌خواهد از دامنه، یک ساعته به قله برسد که کوه‌نورد نیست. آسمان را که نمی‌توان گول زد. گیرم سوار شده و یک ربع بعد روی قله بودی، تو که قله را فتح نکرده‌ای، یک مشت آهن و یک دستگاه پرنده تو را به آن‌جا رسانده‌اند. کوه با تو سخن نخواهد گفت، و از رمز صعود بی‌خبر می‌مانی اگر لحظه لحظه خودت را از دامنه بالا نکشیده باشی و پرتگاه‌ها و شیب‌های خطرناک را با دلی مطمئن رد نکرده باشی.

کوه بی‌تفاوت می‌ماند و آسمان به همان رنگ همیشگی است اگر کوه‌نورد نباشی، گیرم روی قله هم ایستاده باشی، چه فرقی می‌کند؟ مهم این ‌است که کوه‌نورد باشی، که بدانی پله پله باید بالا رفت، که تلاش کرده باشی و تنت را آزموده باشی و به سختی‌ها تن سپرده باشی و سرفراز بیرون آمده باشی. این اگر باشد، شیرینی کوه نوردی را حس خواهی کرد.

گمانم این است که حال ویژه و توصیف ناپذیری باشد خوب بودن، ما که نتوانسته‌ایم بچشیم، ما که تلاش‌هایمان هنوز آن‌قدر نبوده که بر بالای قله‌ خوبی‌ها بایستیم و پایین را نظاره کنیم، که آسمان خوبی‌ها را نفس بکشیم و خودمان را در پرتگاه‌های اخلاقی و انسانی نجات دهیم. نه! ما هنوز این‌طور نبوده‌ایم. اما آنها که بوده‌اند برایمان گفته‌اند خوب بودن و خوبی کردن، مثل نفس کشیدن، باید برایت عادی شود، باید همیشگی باشد.

اگر قرار است قله‌های خوبی را فتح کنی، باید هر لحظه، هر آن، درست مثل نفس کشیدن، خوب بودن را تجربه کنی، آن را محقق سازی، برایت سنگین نباشد، عادی شود اخلاقی بودن، و مثل نفس کشیدن آن را هر روزه برای خودت تکرار کنی. اگر قرار است گله‌ای باشد، از آلودگی هوا گله کنی. از این‌که گاهی درست نمی‌توانی، نمی‌گذارند عمل کنی. این‌که خوب بودن برایت سخت باشد، نشانه‌ خوبی نیست. این‌که گاهی از خوب بودن خسته می‌شویم، باید نگرانمان کند.

و البته یک روزه نمی‌توان به قله‌ رسید، لحظه لحظه‌اش مهم و حیاتی است، مثل قدم‌های اولی که یک کوه‌نورد بر‌می‌دارد، مسیری طولانی پیش رو داریم، و شاید روزی، به قله‌ برسیم و آسمان پاک و آبی را نفس بکشیم.


همشهری/گردآوری :گروه ادبیات تبیان زنجان 

http://www.tebyan-zn.ir/persian_literature.html

آرشیو های مرتبط : آسمان , متن ادبی ,
  
نوشته شده توسط محمد  خدادادی در تاریخ 90/9/28 ساعت 10:54

خوب بود

  

12345
 
1 نفر به اين مطلب راي داده اند
میزان متوسط :5.0 از 5

اين مطلب تا چه ميزان مورد قبول شما واقع شد ؟
 نام و نام خانوادگی : 
آدرس Email :             
کد درون تصویر را وارد نمایید                       
 
 12345 
ضعيفعــالی
ضمن تشکر از توجه شما به این مطلب , نظرات سازنده شما در هر مطلب را صمیمانه ارج نهاده و آنرا به عنوان مرجعی قابل اعتماد جهت پیشرفت و ترقی اطلاع رسانی در فضای گفتمانی مناسب , می دانیم و اميد داريم بتوانيم از حسن نظر شما در راستاي افزايش سطح ارائه محتوا و خدمت رساني بهره گيريم.
نظر شما پس از بررسی توسط بخش محتوا, قابل روئیت برای عموم خواهدبود .
(توجه: تایید نظرات به معنی قبول و یا تایید محتوای آن  از سوی تبیان زنجان نمی باشد )

 
 

45778
© 2004-2009 Tebyan. The content is copyrighted to Tebyan Cultural and Information center and may not be reproduced on other websites.