سفری از انجام به آغازآن قهوه های تلخ دهن سوز/وان حلقه های دود پریشان/بر پیشخوان کافه ی میعاد/در شهر دوردست جوانی ......
من ، خون روزهای جوانمرگ خویش را ...من ، خون روزهای جوانمرگ خویش را/آسان تر از شراب کهنسال خانگی/در کاسه ی بلور افق نوش می کنم/وز مستی...
در آن غروب هراس آور زمستانی ...ز چشم تنگ هواپیما/در آن غروب هراس آور زمستانی/ونیز را دیدم که همچو نقش نگونسار آسمان بر آب/جهان تاز...
عقرب و عقربک (نادر نادر پور)در پس شیشیه ی باران زده ی/خاطره های من/حلقه ی آتش سوزانی است/که شبی کودک همسایه/در جلوخان سرای من ....
دلتنگی ام را از تو پنهان می کنم ، برگرد
هر جور باشد چهره خندان می کنم ، برگرد
با اینکه از این گریه های غم گریزی نیست
بعد از تو آن را زیر باران می کنم ، برگرد
بوی نوازش های دستان تو را دارد
گیسوی خود را تا پریشان می کنم ، برگرد
آرام می گیرد در آغوشم به جای تو
بغض غریبی را که مهمان می کنم ، برگرد
از من سراغ بوسه هایت را نمی گیرند
وقتی لبانم را پشیمان می کنم ، برگرد
بی تو دلم را می سپارم دست پاییز و
این خانه را مانند زندان می کنم ، برگرد
قصدت اگر خاموشی این جسم بی جان است
کار تو را این بار آسان می کنم ، برگرد
مرضیه خدیر
گردآوری :گروه ادبیات تبیان زنجان
http://www.tebyan-zn.ir/persian_literature.html