میلاد آنکه عاشقانه بر خاک مردنگاه کن چه فرو تنانه بر خاک می گسترد/آنکه نهال نازک دستانش/از عشق/خداست/و پیش عصیانش/بالای جهنم/پست...
برای خون وماتیک (احمد شاملو)این بازوان ِ اوست/با داغهای بوسهی بسیارها گناهاش/وینک خلیج ِ ژرف ِ نگاهاش/کاندر کبود ِ مردمک ِ ...
مرگ ‚ من را ...اینک موج سنگین گذرزمان است که در من می گذرد/اینک موج سنگین زمان است که چون جوبار آهن در من می گذرد/...
آغاز (احمد شاملو)بی گاهان/به غربت/به زمانی که خود در نرسیده بود -/چنین زاده شدم در بیشه جانوران و سنگ،/و قلبم/در خلا...
جادوی تراشی چربدستانهخاطره پا در گریز عشقی کامیاب راکه کجا بود و چه وقت،به بودن و ماندناصرار می کند:بر آبگینه این جام فاخرکه در آنماهی سرخبه فراغتگامهای فرصت کوتاهش رانان چون جرعه زهری کشتیارنشخوارمی کند.
******از پنجرهمندر بهار می نگرمکه عروس سبز رااز طلسم خواب چوبینشبیدار می کند.من و جام خاطره را،و بهار راو ماهی سرخ راکه چونان « نقطهپایانی » رنگین و ’مذ ّ هبفرجام بی حصل تبار تزئینی خود رااصرار می کند.
گردآوري:گروه ادبيات سايت تبيان زنجانhttp://tebyan-zn.ir/persian_literature.html