واحد شعر و ادب تبیان زنجان- گرچه سرزمین ایران در این زمینه از خیلی جاهای دیگر بیشتر مایه دارد ولی این گنجینه هنوز دست نخورده مانده است و هرگاه اقدام فوری و جدی در این راه انجام نگیرد، ممکن است که قسمت عمده فلکلر آن از بین برود. چنان چه در اثر فقر و گرسنگی کوچ دادن و تخت قاپو دادن ایلات و سهولت وسایل حمل و نقل و تغییرات و تحولاتی که به سرعت در جامعه انجام میگیرد، بسیاری از عادت و رسوم دهات و ایلات دوردست فراموش شده است و اگر امروزه با تمام وسایل جمعآوری نشود، دیری نمیکشد که بسیاری از این گنجینههای ملی را از دست خواهیم داد
نخستین بار آمبرواز مورتن Ambroise Morton در ۱۸۸۵ میلادی آثار باستان و ادبیات توده را Folk-lore نامید، یعنی دانش عوام. معادل آن را پذیرفتند، اما درVolks***de در آلمان و هلند و کشورهای اسکاندیناو لغت کشورهای لاتینی زبان ابتدا مقاومت بیشتری نشان دادند و پس از کشمکشها و وضع لغات دیگر، بالاخره، به این نتیجه رسیدند که فلکلر جامعترین لغتی است که شامل تمام دانش عوام میشود و مشتقات این لغت را نیز وارد زبان خود کردند.
فلکلر به مطالعه زندگی توده عوام در کشورهای متمدن میپردازد;(Saint Yves)به موجب تعریف سنتیو زیرا در مقابل ادبیات توده، فرهنگ رسمی و استادانه وجود دارد، به این معنی که مواد فلکلر در نزد مللی یافت میشود که دارای دو پرورش باشند: یکی مربوط به طبقه تحصیل کرده و دیگری مربوط به طبقه عوام، مثلاً در هندوچین فلکلر وجود دارد اما نزد قبایل وحشی استرالیا که نوشته و کتاب ندارند فلکلر یافت نمیشود; زیرا که همه امور زندگی این قبایل مربوط به علم نژادشناسی است.
نژادشناسی نه تنها وضع سیاسی و مذهبی و عادات و اخلاق آنها را ضبط میکند، بلکه مثلها، ترانهها، قصهها و افسانههای آنها را نیز جمعآوری مینماید. فلکلر نزد قبایل بدوی وجود ندارد، چنان که در ملتی که همه افراد آن دارای پرورش عالی معنوی بوده و از اعتقاد به اوهام و خرافات برکنار باشند نیز یافت نخواهد شد. ولی چنین ملتی تاکنون وجود ندارد. به طور اجمال فلکلر آشنایی به پرورش معنوی اکثریت است در مقابل پرورش مردمان تحصیلکرده در میان یک ملت متمدن.
امروزه فلکلر توسعه شگفتآوری به هم رسانیده، ابتدا محققین فلکلر فقط ادبیات توده مانند: قصهها، افسانهها، آوازها، ترانهها، مثلها، معماها، متلکها و غیره را جستجو میکردند. کمکم تمام سنتهایی که افواهاً آموخته میشود و آنچه مردمان در زندگی خارج از دبستان فرامیگیرند جزو آن گردید. چندی بعد جستجوکنندگان اعتقادات و اوهام، پیشگویی راجع به وقت، نجوم، تاریخ طبیعی، طب و آنچه دانش توده نامیده میشد مانند گاهنامه، سنگشناسی، گیاهشناسی، جانورشناسی و داروهایی را که عوام به کار میبردند به این علم افزودند. سپس اعتقادات و رسومی که وابسته به هر یک از مراحل گوناگون زندگی مانند تولد، بچگی، جوانی، زناشویی، پیری، مراسم سوگواری، جشنهای ملی و مذهبی و عاداتی که مربوط به زندگی عمومی میشود، از جمله تمام پیشهها و فنون توده، جزو این علم به شمار آمد، زیرا هر پیشهای ترانهها و اوهام و اعتقادات مربوط دارد، مثلاً فلکلر شکار یا ماهیگیری جداست و هر شغلی ممکن است نزد محقق این فن بایگانی علیحده داشته باشد، همچنین کتابهایی که از دست توده مردم بیرون آمده مانند: بهرام و گلندام، خالهسوسکه، عاقوالدین و غیره باید جمعآوری و مطابق تاریخ طبقهبندی شود.
هنر و ادبیات توده به منزله مصالح اولیه بهترین شاهکارهای بشر به شمار میآید. بهخصوص ادبیات و هنرهای زیبا و فلسفه و ادیان مستقیماً از این سرچشمه سیراب شده و هنوز هم میشوند. این سرچشمه افکار توده که نسلهای پیاپی همه اندیشههای گرانبها و عواطف و نتایج فکر و ذوق و آزمایش خود را در آن ریختهاند گنجینه زوالناپذیری است که شالوده آثار معنوی و کاخ با شکوه زیباییهای بشریت به شمار میآید. ترانههای عامیانه و آوازها و افسانهها نماینده روح هنری ملت میباشند و فقط از مردمان گمنام بیسواد به دست میآید. اینها صدای درونی هر ملتی است و در ضمن سرچشمه الهامات بشر و مادر ادبیات و هنرهای زیبا محسوب میشود. به همین مناسبت امروزه در کشورهای متمدن اهمیت خاصی برای فلکلر قایل میباشند. شاید ایرانی تحصیل کرده به زندگی اجتماعی اروپاییان بیش از وطن خود آشنا باشد. در این حال چگونه میتواند اظهار وطنپرستی بکند؟ و حال آن که از رموز زبان، ترانهها، قصهها، اعتقادات، اندوه و شادی و به طور خلاصه از زندگی مادی و معنوی هممیهنان خود آگاه نیست و نمیتواند با آنها همدردی داشته باشد و یا دردهای آنان را چاره بکند.
کمکم در همه جا تاریخ تمدن جانشین تاریخ رسمی سیاسی و جنگی شده است و در هر دوره شمهای از وضع علوم و هنرهای زیبا و ادبیات را میانگارند. اکنون موقع آن رسیده است که تاریخ شامل عادات و رسوم زندگی توده به انضمام ترانهها و اوهام و افسانههای هر دورهای باشد. باید تآتر ملت را در هر زمان تعیین کرد تا مقاومت توده در مقابل کشمکشها و شرکت او در بهبود وضع عمومی آشکار گردد. به طور خلاصه باید گروه نیاکان گمنام هر ملتی با اندوه و شادی و بدبختیها و سستیها و کوششها و فداکاریهایش جلو او مجسم بشود.
قسمت عمده زندگی روزانه ما از عاداتی که به ارث بردهایم تشکیل یافته و سرچشمه آنها ملی نیست بلکه بشری میباشد; زیرا تظاهرات گوناگون زندگی توده حاکی از عمومیت و قدمت است. این عادات هر جا که بشر هست خودنمایی میکند و میتوان حدس زد که تمام آنها از ابتدای بشریت آغاز میشود و یا لااقل مربوط به دورههای بسیار باستانی است. افزارهای یکسان که در مناطق گوناگون پیدا شده نه تنها دلیل ارتباط اقوام است بلکه موید این نظر میشود که همه آنها از افزارهای ماقبل تاریخ منشعب شده است. عادات و رسوم نیز از همین قرار است. خوشآمد گفتن به کسی که عطسه میکند در همه سرزمینها و بین همه قبایل مرسوم میباشد.
آتش کردن به وسیله سایش چوب در سرتاسر زمین معمول بوده. ادبیات توده چه از حیث موضوع قصهها و ترانهها و چه از جنبههای دیگر عمومیت محصول زندگی توده را میرساند. اغلب در کشورهای دور از هم که به هیچ وجه وسیله ارتباط بین افراد آن وجود نداشته، اشعار عامیانهای هست که از حیث مضمون و آهنگ همانند میباشند. اسنادی در دست هست که آدم عصر حجر میرقصیده. آیا میتوانیم مدعی بشویم که شبها در کنار آتش قصه نمیگفته یا آواز نمیخوانده است؟
دانشجو/گردآوری :گروه ادبیات تبیان زنجان
http://www.tebyan-zn.ir/persian_literature.html