سفری از انجام به آغازآن قهوه های تلخ دهن سوز/وان حلقه های دود پریشان/بر پیشخوان کافه ی میعاد/در شهر دوردست جوانی ......
من ، خون روزهای جوانمرگ خویش را ...من ، خون روزهای جوانمرگ خویش را/آسان تر از شراب کهنسال خانگی/در کاسه ی بلور افق نوش می کنم/وز مستی...
در آن غروب هراس آور زمستانی ...ز چشم تنگ هواپیما/در آن غروب هراس آور زمستانی/ونیز را دیدم که همچو نقش نگونسار آسمان بر آب/جهان تاز...
عقرب و عقربک (نادر نادر پور)در پس شیشیه ی باران زده ی/خاطره های من/حلقه ی آتش سوزانی است/که شبی کودک همسایه/در جلوخان سرای من ....
بَیاض صبح از روی محمد
سواد شب زگیسوی محمد
مشام عالم امکان و هستی
معطر گشته از بوی محمد
اساس عدل و میزان دو عالم
بُوَد سنگ ترازوی محمد
به گوش جان شنو ای دل که باشد جهان،
درهای و در هوی محمد
رَدای خاتم پیغمبری خوش
سزد برقَدّ دلجوی محمد
خلیل بت شکن می آید از شوق
که بوسد دست و بازوی محمد
به نازم شأن والایش که جبریل
نهاده سر به زانوی محمد
نهان اسرار حق را بین که گشته
عیان از هر سرِ موی محمد
چه خوش باشد نماز وحدت اما
به محراب دو ابروی محمد
گردآوری :گروه ادبیات تبیان زنجان
http://www.tebyan-zn.ir/persian_literature.html