مسابقه دین و اندیشه خانه قرآن باشگاه کاربران جامعه ورزشی خانواده خوشبخت دنیای کودکان آشپزی و تغذیه موبایل دانش و تکنولوژی مجله سلامت سیاست گردشگری
دنیای عکس و عکاسی اقتصاد زنان ادبیات هــنر سینما و تلویزیون بزرگان و مشاهیر مهدویت سرگرمی دانلود نرم افزار مرکز کتاب پایگاه ها جستجو روابط عمومی مقالات
   
صفحه اصلی وب سایت فید مطالب وب سایت عضویت رایگان در وب سایت جستجو در وب سایت سوالات رایج نقشه وب سایت درباره ما تماس با ما  
حتما ببنید
نقد ادبي و انواع آن
دیدگاه مولوی درباره زندگی، عشق، مرگ
برندگان نوبل ادبیات چه کسانی بوده اند؟
اتوبیوگرافی چیست؟
دقت کردید ؟؟
/photo-gallery/archive/17/135/276/0/30/default.html
/archive/photography/0/10/default.html
/News-Article/News_agency/public_relation_tebyan/2012/1/11/48585.html
/Voting/public_opinion/default.html
جدیدترین مطالب این بخش

چگونه طنز پرداز شويد
*نگران سوژه نباشيد. چيزي که زياد پيدا مي شود، سوژه است . جامعه اي که بين سنتي بودن و مدرن شدن گير ک...

لطايف ادبي(3)
از بهر روز عيد، سلطان محمود، خلعت هر کسي تعيين مي کرد. چون به طلحک(1) رسيد فرمود که پالاني بياريد و...

ارسال مطالب به دوستان
send to freinds ارسال مطلب برای استفاده سایر دوستان

عنوان مطلب : لطایفی درباره کتاب !
 
 برای ارسال این مطلب به دوستتان لطفا منو های زبر را بدقت تکمیل و دکمه ارسال را کلیک نمایید

 
 
 
 
  
دریافت رایگان (کلیک کنید)
ارسال دعوتنامه (کلیک کنید)
بازدید ها :   6693   بازدید   
تاریخ درج مطلب  22/8/1389
تغییر اندازه متن:  افزایش اندازه فونت متن    کاهش اندازه فونت متن
  چاپ این مطلب  

لطایفی درباره کتاب !

گویند:‌مردی به دادگاه مراجعت کرد و تقاضای طلاق زن خود را نمود. قاضی پرسید:‌به چه دلیل می­خواهی زنت را طلاق دهی؟‌گفت:‌چون آداب معاشرت و روش زندگی را نمی­داند، قاضی با تعجب گفت: شما بیست سال است ازدواج کرده‌اید، حالا متوجه شدید که او آداب معاشرت را نمی­داند؟‌گفت: ‌علت این است که من تا دیروز کتاب آداب معاشرت نخریده بودم!‌و خودم هم نمی­دانستم!

گویند: ‌نویسنده­ای با دوستش در کافه­ای مشغول قهوه خوردن بود،‌دوستش ضمن صحبت به او گفت:‌راستی می­دانی که عیال من از کتاب جدید شما بسیار استقبال کرد، با اینکه شما را اصلاً نمی­شناسد؟‌نویسنده با غرور و خوشحالی گفت:‌راست می­گویی؟‌گفت:‌بلی چون کتاب تو قطرش درست به همان اندازه بود که می­شد آن را به جای پایه شکسته مبل خانه­مان قرار داد!

تبیان زنجان

 

گویند:‌در یکی از شهرهای دور از مرکز، کتاب­فروشی بود، که کمتر مشتری برای خریدن کتاب به وی مراجعه می­کرد!‌به ناچار نیمی از مغازه خود را به فروش شلغم و چغندر اختصاص داد! روزی مردی شیک­پوش داخل مغازه شد و مقدار زیادی کتاب از او خرید و هفت روز متوالی به این کار خود ادامه داد، روز هشتم وقتی مراجعه کرد به کتاب­فروش گفت: ‌آقا شما یک کتاب چهل سانتی ندارید؟‌کتاب­فروش با تعجب پرسید:‌چرا چهل سانتی، مرد شیک­پوش گفت:‌چون جای چهل سانت از کتاب­خانه­ام خالی است!

 

گویند:‌داروفروشی وارد دکان کتاب­فروشی همسایه خود شد و کتابی را که تازه از چاپ بیرون آمده بود برداشت و نگاهی کرد و پرسید:‌آیا این کتاب خوبی است؟‌کتاب‌فروش گفت:‌نمی­دانم! من آن را نخوانده­ام، داروفروش گفت:‌من تعجب می­کنم که شما چطور کتاب­هایی را می­فروشید که خودتان آنها را نخوانده­اید؟‌کتاب­فروش در پاسخ او گفت:‌همان­طور که شما داروهایی را به فروش می­رسانید، که خودتان نخورده­اید!

گویند:‌مؤلفی از کتاب تازه خود تعریف می­کرد و به رفیقش که منتقد بود می­گفت:‌نمی­دانم کتاب اخیر مرا خوانده­اید، گمان می­کنم در آن چیزهای تازه و حقیقی زیاد باشد، منتقد لبخندی زد و گفت:‌صحیح است ولی متأسفانه چیزهای حقیقی آن تازگی ندارد، و چیزهای تازه آن عاری از حقیقت است.

از کسی پرسیدند که دوست‌دار کتاب کیست؟‌با صداقت و صراحت گفت: موریانه!

 

 شعبان­علی لامعی، حکایت­ها و لطیفه­های فرهنگی

گردآوری :گروه ادبیات تبیان زنجان 

http://www.tebyan-zn.ir/persian_literature.html

آرشیو های مرتبط : لطیفه ادبی , لطیفه کتاب ,
  
نوشته شده توسط ساسان در تاریخ 91/8/11 ساعت 13:59

سلام عزیزم خیلی خوب و جالب بود ممنونم.

  
نوشته شده توسط محمد  خدادادی در تاریخ 90/9/28 ساعت 14:28

جالب بود

  

12345
 
3 نفر به اين مطلب راي داده اند
میزان متوسط :5.0 از 5

اين مطلب تا چه ميزان مورد قبول شما واقع شد ؟
 نام و نام خانوادگی : 
آدرس Email :             
کد درون تصویر را وارد نمایید                       
 
 12345 
ضعيفعــالی
ضمن تشکر از توجه شما به این مطلب , نظرات سازنده شما در هر مطلب را صمیمانه ارج نهاده و آنرا به عنوان مرجعی قابل اعتماد جهت پیشرفت و ترقی اطلاع رسانی در فضای گفتمانی مناسب , می دانیم و اميد داريم بتوانيم از حسن نظر شما در راستاي افزايش سطح ارائه محتوا و خدمت رساني بهره گيريم.
نظر شما پس از بررسی توسط بخش محتوا, قابل روئیت برای عموم خواهدبود .
(توجه: تایید نظرات به معنی قبول و یا تایید محتوای آن  از سوی تبیان زنجان نمی باشد )

 
 

10887
© 2004-2009 Tebyan. The content is copyrighted to Tebyan Cultural and Information center and may not be reproduced on other websites.