واحد جامعه و سیاست تبیان زنجان- با نگاهی به تاریخ اندیشه سیاسی اسلام به این نتیجه می رسیم که در میان متفکران و عالمان مسلمان، که در جهت تبیین اندیشه و نظام سیاسی اسلام تلاش کرده اند، بطور عمده چهار گرایش و طرز فکر عمده و قابل ملاحظه است: (2)
1- اندیشه سیاسی فلسفی:
اندیشه ای است که توسط فلاسفه پی نهاده شده است و مانند دیگر شعب فلسفه، از نحله های قدیم و از مبانی کتاب و سنت، هر دو، استفاده کرده است. کتابهایی همچون "آراء اهل المدینة الفاضله"، "السیاسات المدینه"، "التنبیه علی سبل السعادة" از فارابی، "سیاسیات شفا" از ابن سینا، "تدبیر المتوحد" از ابن باجه، نبوات و سیاسات "مبدا و معاد" و "الشواهد الربوبیه" از ملاصدرا و. . . از این قسم است. ماهیت، حقیقت و واقعیت سیاست محور اصلی بحث و بررسی در این گرایش است. در مرتبه بعد از زاویه حکمت عملی که همان "عمل به حکمت" است، به ارائه ویژگیهای "انسان کامل" می پردازند و چون "انسان کامل" نمی تواند به کمال برسد، مگر در مدینه فاضل و کامل، به ارائه ویژگیهای مدینه فاضله و رئیس و رهبر آن و نحوه تدبیر حیات بشر در آن پرداخته اند.
2- اندیشه سیاسی اجتماعی:
این سنخ از اندیشه، عمدتا از جانب مصلحان اجتماعی معاصر ارائه شده است. از چهره های برجسته این شعبه از اندیشه می توان از سید جمال الدین اسدآبادی، سید عبدالرحمن کواکبی، شیخ محمد عبده، سید امیر علی هندی، سید عبدالله ندیم مصری، محمد اقبال لاهوری، شیخ محمد خیابانی، سید عبدالحسین شرف الدین لبنانی و شیخ محمد حسین کاشف الغطا یاد کرد. افکار این گروه در مکتوباتی همچون مجله "العروة الوثقی" و کتابهای "طبایع الاستبداد"، "تفسیر المنار"، "دیوان اقبال"، "الفصول المهمة فی تالیف الامة"، "المثل العلیا فی الاسلام لا فی بحمدون" و. . . دریافتنی است.
سید جمال الدین اسد آبادی، به عنوان پرچمدار این جریان، معضلات اساسی جهان اسلام را مطرح نمود و بدنبال ارائه راه حلهایی به تکاپو و تلاش، اقصی نقاط جهان اسلام و غیراسلام را زیر پا گذاشت. سئوالهایی که سید مطرح کرد از این قبیل بود که: "چرا مسلمانان ذلیل شدند؟ چرا دین اسلام ضعیف شد؟ کفار چرا غالب گردیدند؟ این پریشانی از کجاست و خرابی از چه راه است؟ " (3) و توصیفش از جهان اسلام این بود که: "مورد تاخت و تاز بیگانگان قرار گرفته و اموالشان غارت شده وبیگانگان به اغلب کشورهای این جامعه مسلط هستند و سرزمینهای آنها را قطعه قطعه، در میان خود تقسیم می کنند. . . چنان ذلیل و خوار گشته اند که پادشاهان و امرای باقی مانده این امت صبح خود را با مصائب شروع می کنند و روز نویش را با رنج و شقت به شب می رسانند، ترس از بیگانگان بر وجود آنان مستولی شده و یاس بیش از امید، بر روح آنان غلبه کرده است. " (4)
آنچه از سوی سید، به عنوان موانع داخلی و خارجی عزت و سربلندی جهان اسلام، مطرح شد، دستمایه دیگر اندیشمندان در این گرایش گشت. اهم این مشکلات از این قرار بود: ترک فضایل اخلاقی و رسوخ اوصاف رذیله، فاصله گرفتن از اسلام اصیل و نفوذ خرافات و بدعتها در عقاید مسلمین، قومیت گرایی و تعصبات قومی و نژادی، تفرقه و جدایی و در نتیجه عدم همکاری میان علما و زمامداران و مسلمین شهرهای مختلف و عدم آشنایی نسبت به هم، جدایی دین از سیاست و تبدیل خلافت به سلطنت، استبداد حکام خودکامه در کشورهای اسلامی، جهل و بی خبری و عقب ماندگی جوامع اسلامی از دانش و علوم بشری، نفوذ و استیلای بیگانگان بر کشورهای اسلامی، تهاجم گسترده فرهنگی غرب برای نابودی دین اسلام و. . . با اذعان به این مطلب که سید و دیگر رهروان او در شناخت مشکلات جهان اسلام توفیق شایانی کسب کردند، اما در ارائه راه حل و درمان نتوانستند نسخه ای موفقیت آمیز ارائه دهند: و این همان نکته ای است که امام خمینی (ره) به آن توجه کرد، که در ادامه این پژوهش به آن اشاره خواهد شد.
3- اندیشه سیاسی کلامی:
از آنجا که یکی از بحثهای اساسی کلام، بحث "امامت " است، متکلمان مسلمان قسمت عمده مباحث خود را به بحث درباره نیاز جامعه اسلامی به امام و خصائص و شرایط وی اختصاص داده اند و از این نظام سیاسی مطلوب خود را ارائه کرده اند. کتابهایی از قبیل "الشافی فی الامامة" از سید مرتضی علم الهدی، "تجرید العقاید" از خواجه نصیرالدین طوسی، "التمهید" از قاضی ابوبکر باقلانی، "الارشاد" از امام الحرمین جوینی، "المغنی" از قاضی عبدالجبار همدانی، نمونه هایی هستند که می توانند شاهدی بر اینگونه اندیشه ها باشند. دانش کلام پیوسته در معرض مسایل جدید است، از این رو وقتی به دوره شکوفایی علم کلام می نگریم، گرایشات کلامی شیعی اثنا عشری، زیدی و. . . ، گرایشات کلامی اشعری، معتزلی، گرایشات کلامی مرجئه و. . . قابل مشاهده است اما سوگمندانه در تاریخ معاصر، که جهان اسلام و به ویژه ایران مورد تهاجم و بلکه شبیخون فرهنگی دشمنان اسلام قرار گرفته و هنوز هم قرار دارد، این دانش و اندیشمندان آن از صحنه علمی به دور بوده اند و پاسخگوی معارضات جدید نبوده اند. مهمترین اقدام و بلکه یگانه اقدام مؤثر از سوی حضرت امام خمینی (ره) با طر ح "ولایت فقیه "صورت گرفت که به بررسی آن خواهیم پرداخت.
4- اندیشه سیاسی فقهی:
که از آن به عنوان "فقه سیاسی" نیز یاد می شود، نظام ویژه ای است که فقهای مسلمان در باب حکومت و سیاست، در خلال ابواب فقهی عرضه کرده اند. اثر مشهور آیة الله نائینی به نام "تنبیه الامة و تنزیه اعله. . . " و نیز مباحث فقهی حکومتی که از سوی فقیهانی همچون شهید اول، شهید ثانی، محقق کرکی، شیخ محمد حسن نجفی، شیخ جعفر کاشف الغطاء و. . . مطرح شده است از این قبیل است. گو اینکه در آثار فقها بیشتر به مباحث سلبی حکومت پرداخت شده است تا مباحث ایجابی و ایجادی و یا وجوبی و وجودی، در این زمینه نیز امام راحل (ره) تحولات عظیم و مطابق با زمان ایجاد کرد که فرصت پرداختن مستقل به آن به عهده مقاله دیگر این نگارنده است.
امام خمینی (ره) تجربه بیش از یک قرن شکست و ناکامی مسلمانان در مقابله با جهانخوران را به خوبی تحلیل و تبیین کرد. مشکلات و معضلات اساسی را دریافت و در یک تحلیل دقیق، شیوه و روشی بدیع در تبیین مسایل فقهی، کلامی و فلسفی - عرفانی اسلام را در پیش گرفت، در حالی که در این راه جو غالب از آن تفکر جدایی دین از سیاست، گریز از حکومت و بی توجهی به مسایل جهانی و منطقه ای بود و چه فریادها و دردها که امام از جو و محیط داشت و. . .
آری، امام خمینی (ره) اندیشه سیاسی اسلام را، در وضعیتی دشوار، در خلال مباحث فقهی مطرح کرد. اما اینگونه نبود که از چارچوب فقه و اصول فقه خارج نشوند، بلکه ضرورت ایجاد "حکومت اسلامی" به رهبری ولی فقیه را در کلام ثابت کرد و آنگاه فقه را با این اندیشه مشروب ساخت. در این مورد آیة الله جوادی آملی نظر روشنی دارند که به لحاظ اهمیت آن عینا نقل می شود. "ابتکار امام خمینی در دین و فقه شناسی نه مانند اخباریون بود که از روزنه زبون تحجر و ثقبه کم نور جمود و خمول به آن می نگرند و نه مانند سایر اصولیون بود که از تنگنای مباحث الفاظ و اصول عملیه در آن نظر می نمایند و نه همتای سایر حکیمان و عارفان بود، . . . بلکه دین شناسی او در "فقه اصغر" و "اوسط" و "اکبر" تابع دین شناسی امامان معصوم (ع) بوده است، که آن ذوات مقدس دین را در همه زاویای غیب و شهودش می شناختند و درصدد اجرای همه آن بودند و تنها راه عملی نمودن آن تاسیس حکومت اسلامی است. " (5)
کاری که امام (ره) کرد، این بود که "بحث ولایت فقیه مظلوم را از قلمرو فقه بیرون آورد و به جایگاه اصلیش که مساله کلامی است نشاند. آنگاه با براهین عقلی و کلامی این مساله را شکوفا کرد. و سراسر فقه را در تابش شعاع آن قرار داد. " (6)
امام خمینی (ره) با نگارش "کشف الاسرار" در سال 1323 ش، ضمن پاسخگویی به اتهاماتی که نویسنده "اسرار هزار ساله" و دیگران به اسلام زده بودند، حمله به رژیم پهلوی را نیز به نحو بارزی آغاز کرد. (7) در همین کتاب آورده بودند: "خدای عادل هرگز تن دادن به حکومت ظالمان را نمی پذیرد. تنها حکومتی که خرد و شرع آن را حق می داند، حکومت خدا، یعنی حکومت قانون الهی است; و این نوع حکومت اگر به دست فقیه هم نباشد، باید حکومت با اساس و قانون الهی که صلاح کشور و مردم در آن است، اداره شود و چنین حکومتی بدون نظارت فقها امکان پذیر نیست. " (8)
به این ترتیب، اندیشه تاسیس حکومت اسلامی از آغاز مبارزات مورد نظر حضرت امام (ره) بود، ولی اولویت با ساختن و تربیت عناصر "آگاه" و یاران "همدل" بود. کاری که در جو آن روز هم "شجاعت"می خواست و هم نیاز به زمان داشت. بعد از حادثه فیضیه، در 22 فروردین 1342، ضمن معرفی دولت به عنوان تشکیلاتی که اساسا مخالف اسلام است و برای دشمنی با قرآن با اسرائیل و ایالات متحده وحدت کرده است. " (9) فرمود: "باید این راه ادامه یابد، هر چه می شود بشود ولو بلغ ما بلغ. " (10)
فکر تاسیس حکومت اسلامی اولا امام (ره) و پیروانش را در مقابل نظام ستم شاهی پهلوی قرار می داد و ثانیا مانع از آن می شد تا شکستهایی نظیر آنچه در نهضت مشروطه و غیر آن اتفاق افتاد، دوباره تکرار شود. این همه، در کنار لزوم ارائه یک فلسفه سیاسی در مقابل فلسفه سیاسی نظام حاکم، سبب شد تا از سوی حضرت امام خمینی (ره) در اول بهمن سال 1348، در اثنای بحث فقهی "مکاسب "موضوع "ولایت فقیه" محور تدریس قرار گیرد. در این درس بود که فرمود: "بر تمام مسلمانان و پیشاپیش آنان بر علمای روحانی و طلاب حوزه های علمیه اسلامی واجب است که علیه سمپاشیهای دشمنان اسلام، به هر وسیله ممکن، قیام کنند، تا اینکه بر همگان آشکار شود که اسلام برای اقامه حکومتی عدل گستر آمده است. " (11)
انتشار این دروس در قالب کتاب "ولایت فقیه" و یا "حکومت اسلامی" و یا عناوین دیگر مبارزات را وارد مرحله جدیدی کرد و در سطح وسیعتر تحول عمیقی در حوزه اندیشه سیاسی اسلام به وجود آورد و زمینه را برای طرح های مختلف در ابعاد مختلف حکومتی فراهم آورد.
برای پرهیز از تفصیل، به چند نکته اساسی که در این درسها مطرح شد، به اختصار اشاره می کنیم. در مورد لزوم برپایی حکومت اسلامی متذکر شده بودند که: "احکام اسلامی، اعم از قوانین اقتصادی و سیاسی و حقوقی، تا روز قیامت باقی و لازم الاجرا است. . . . این بقا و دوام همیشگی احکام، نظامی را ایجاب می کند که اعتبار و سیاست این احکام را تضمین کرده، عهده دار اجرای آنها شود، چه، اجرای احکام الهی جز از رهگذر برپایی حکومت اسلامی امکان پذیر نیست. " (12)
درباره اهداف حکومت فرموده اند: "لزوم حکومت به منظور بسط عدالت و تعلیم و تربیت و حفظ نظام جامعه و رفع ظلم و حراست مرزهای کشور و جلوگیری از تجاوز بیگانگان، از بدیهیترین امور است، بی آنکه بین زمان حضور و غیبت امام و این کشور و آن کشور فرقی باشد. " (13)
و نتیجه می گیرند که:
"پس اقامه حکومت و تشکیل دولت اسلامی بر فقیهان عادل، واجب کفایی است. " (14)
و بدینگونه بود که در اندیشه امام (ره) فقها مکلف بودند برای "تحصیل" حکومت تلاش کنند و البته "اگر یکی از فقیهان زمان به تشکیل حکومت توفیق یافت، بر سایر فقها لازم است که از او پیروی کنند. " (15)
در مقابل اندیشه سیاسی حضرت امام (ره) ، که با قیام 15 خرداد زمینه های فراگیر شدن آن فراهم شده بود، رژیم غیرقانونی و فاقد مشروعیت پهلوی، با توسل به انواع و اقسام راهها و حیله ها، درصدد حفظ "سلطنت" خویش بود. تاسیس و تقویت ساواک، گسترش واحدهای پلیسی و اطلاعاتی، وابستگی هرچه بیشتر و بیشتر به امریکا، عوامفریبی و اتکاء بر "ناسیونالیسم افراطی" از اهم این شیوه ها بود.
پهلوی در همان حال که به منظور فریب توده مردم می گفت: "نیروئی که دیگران نمی بینند مرا همراهی می کند، یک نیروی عرفانی، وانگهی من پیامهایی دریافت می کنم! پیامهای مذهبی، من خیلی مذهبی هستم. بخدا باور دارم و همواره گفته ام که اگر هم خدا وجود نمی داشت باید اعتراف می کردیم. . . من از پنج سالگی با خدا زندگی می کنم از زمانیکه الهاماتی به من شده. . . من حضرت قائم را دیدم من دچار یک حادثه شدم. . . او خود را میان من و صخره جای داد. . . کسی که همراهم بود او را ندید. " (16) در همین حال جشنهای 2500 ساله را برگزار کرد، تاریخ هجری را به تاریخ شاهنشاهی برگرداند و با احیاء تاریخ نویسی پادشاهی و تعویض نامها و قانونگذاریها درصدد بود تا ضمن یافتن فلسفه سیاسی قابل اتکایی برای کومت خود، اسلام را از سر راهش بردارد و هر چه زودتر به چیزی که وی آن را "دروازه تمدن" می نامید، برسد.
در این نبرد نور و ظلمت، حق و باطل و اسلام و کفر، اندیشه اسلام پیروز گشت و 22 بهمن 57 شاهد این پیروزی شد.
حوزه/گرد آوری: گروه جامعه و سیاست سایت تبیان زنجان
http://www.tebyan-zn.ir/politics.html