واحد دار القرآن تبیان زنجان- آيه
أَفَرَاَيْتُمُ الْمَآءَ الَّذِى تَشْرَبُونَ
أَأَنتُمْ أَنزَلُْتمُوهُ مِنَ الْمُزْنِ أَمْ نَحْنُ الْمُنزِلُونَ
لَوْ نَشَآءُ جَعَلْنَاهُ أُجَاجاً فَلَوْلَا تَشْكُرُونَ
ترجمه
آيا آبى را كه مىنوشيد ديدهايد؟
آيا شما آن را از ابر بارانزا فرو آورديد يا ما فرو فرستندهايم؟
اگر بخواهيم آن را شوروتلخ مىگردانيم، پس چرا سپاسگزارى نمىكنيد؟
نکته ها
«مُزْن» به ابر سفيد بارانزا گفته مىشود، «اُجاج» آب شور همراه با تلخى است.
در حديث مىخوانيم: هرگاه رسول خداصلى الله عليه وآله آب مىنوشيد، مىفرمود: «الحمدللّه الّذى سقانى عَذباً فُراتاً برحمته و لم يجعله مِلحاً اُجاجاً بذنوبى»(59)، خدا را شكر كه به واسطه رحمتش به ما آب گوارا نوشاند و به خاطر گناهانِ ما، آن را شور قرار نداد.
توجّه به نقش آب در رفع تشنگى «تشربون»، چگونگى پيدايش آب «من المزن»، فروآمدن باران «نحن المنزلون»، و مزه و طعم آن «لو نشاء لجعلناه اجاجاً»، انسان را به شكرگذارى وامىدارد. «فلولا تشكرون»
الطاف دائمى خداوند، نشانه عجز او از تغيير و تحوّل نيست. جمله «لو نشاء» به معناى آن است كه ما آب را شور نمىكنيم ولى مىتوانيم اين كار را انجام دهيم.
توجّه به نعمتها، هم اعتقاد توحيدى انسان را بالا مىبرد، «نحن الزارعون... نحن المنزلون» هم روحيه تشكر را در انسان زنده مىكند و هم استبعاد زنده شدن دوباره و معاد را برطرف مىكند.
--------------------------------------------------------------------------------
59) وسائل، ج 25، ص257.
پيام ها
1- استدلالهاى قرآن، فراگير، ساده و در عين حال عميق است. نگاهى به آب، براى توجّه انسان به مبدأ و معاد كافى است. «أفرأيتم الماء الّذى تشربون»
2- نزول آب قابل نوشيدن، نشانه حكمت وقدرت الهى است.«الماء الّذى تشربون»
3- نزول باران از آسمان، از قدرت انسان خارج است و اين براى خداشناسى كافى است. «ءأنتم انزلتموه من المزن ام نحن المنزلون» (هيچ عملى بدون اراده الهى تحقق پيدا نمىكند.)
4- آفرينش، كلاس تدبّر، «أفرأيتم...» تذكّر، «أفلا تذكّرون» و زمينهساز تشكّر است. «فلولا تشكرون»
آيه
أَفَرَءَيْتُمُ النَّارَ الَّتِى تُورُونَ
أَأَنتُمْ أَنشَأْتُمْ شَجَرَتَهَآ أَمْ نَحْنُ الْمُنْشِئُونَ
نَحْنُ جَعَلْنَاهَا تَذْكِرَةً وَمَتَاعاً لِّلْمُقْوِينَ
فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِيمِ
ترجمه
يا آتشى را كه مىافروزيد، ديدهايد؟
آيا شما درخت آن را ايجاد كردهايد يا ما ايجاد كنندهايم؟
ما آتش را وسيله تذكّر (آتش قيامت) و نعمتى براى مسافران قرار دادهايم.
پس به نام پروردگار بزرگت تسبيح گوى.
نکته ها
تورون» از «ورى» به معناى خارج كردن چيزى پنهان است، «وراء» يعنى باطن و پشت چيز. به آتشى كه در وسائل آتش افروزى نهفته و با جرقهزدن بيرون مىآورند، «ايراء» مىگويند. در حجاز دو نوع درختى بود كه به عنوان دو چوب آتشزنه از آن استفاده مىكردند، همچون جرقهاى كه از زدن دو سنگ چخماق به دست مىآيد.
«مُقوين» از «قوايه» به معناى بيابان است. به بيابانگرد و مسافر، «مقوى» گفته مىشود.
از آيه 47 كه ترديد در معاد مطرح شد، تا اين آيات، خداوند بيش از بيست مرتبه مردم را خطاب كرده و آنان را به فكر و تدبير در چگونگى به وجود آمدن كشت و آب و آتش و آفرينش انسان دعوت كرده است تا ترديد نابجاى كافران را برطرف كند.
در اين آيات، عناصر چهارگانه آب، خاك، باد و آتش، مطرح شده است كه همه تحت فرمان الهى و وسيلهاى براى شناخت خداوند و پى بردن به قدرت او هستند.
خداوند در اين سوره، چهار مرتبه از مردم اقرار گرفته كه آيا شما در آفرينش خود، نزول باران، خروج گياهان و توليد آتش نقشى داريد؟
نياز به آتش در بيابان، بارزتر از نياز به آن در محلّ مسكونى است. مسافر در بيابان، براى حفظ خود از سرما، پيدا كردن راه در شب و مقابله با خطر حيوانات وحشى، نياز به نور و حرارت و آتش دارد.
پيام ها
1- همان خدايى كه آتش را از دل چوب و درخت بيرون مىآورد، مردهها را از دل زمين بيرون مىآورد. «أفرأيتم النّار التى تورون»
2- خروج آتش از درخت، از دو جهت مىتواند يادآور قيامت باشد: يكى از جهت خروج انرژى ذخيره شده در آن كه در قالب جرقه و آتش بروز مىكند، ديگر آن كه آتش دنيا، انسان را به ياد آتش دوزخ مىاندازد. «جعلناها تذكرة»
3- خداوند آنچه را براى رفع استبعاد معاد بود ذكر كرد، خواه اثر كند يا نكند. اى پيامبر! وظيفه تو تسبيح خداوند است. «فسبّح باسم ربّك العظيم»
معارف قرآن / گردآوری:گروه قرآن سایت تبیان زنجان
http://www.tebyan-zn.ir/quran.html