مسابقه دین و اندیشه خانه قرآن باشگاه کاربران جامعه ورزشی خانواده خوشبخت دنیای کودکان آشپزی و تغذیه موبایل دانش و تکنولوژی مجله سلامت سیاست گردشگری
دنیای عکس و عکاسی اقتصاد زنان ادبیات هــنر سینما و تلویزیون بزرگان و مشاهیر مهدویت سرگرمی دانلود نرم افزار مرکز کتاب پایگاه ها جستجو روابط عمومی مقالات
   
صفحه اصلی وب سایت فید مطالب وب سایت عضویت رایگان در وب سایت جستجو در وب سایت سوالات رایج نقشه وب سایت درباره ما تماس با ما  
حتما ببنید
دقت کردید ؟؟
/Directory/Free-Web-Submission.html
/News-Article/News_agency/public_relation_tebyan/2012/1/11/48585.html
/archive/Religion_Thoughts/the_infallibles_family/god_messengers/Muhammad_prophet/0/10/default.html
/photo-gallery/archive/17/135/276/0/30/default.html
جدیدترین مطالب این بخش

صلح و جنگ درقرآن
صلحي که مسلمانان با آن از مکه بازگشتند، جنجالي بود؛ همان مکه اي که آرزو داشتند پيروزمندانه و يا دست...

انسان؛ از تقواي الهي تا شناخت پروردگار
شايد نشاندن هراس پنهاني از خدا در دل انسانها محوري باشد که تمامي آيات سوره ملک بدان پيوند دارند. اي...

ارسال مطالب به دوستان
send to freinds ارسال مطلب برای استفاده سایر دوستان

عنوان مطلب : آیات ولایت و خلافت در قرآن (1)
 
 برای ارسال این مطلب به دوستتان لطفا منو های زبر را بدقت تکمیل و دکمه ارسال را کلیک نمایید

 
 
 
 
  
دریافت رایگان (کلیک کنید)
ارسال دعوتنامه (کلیک کنید)
بازدید ها :   1042   بازدید   
تاریخ درج مطلب  29/4/1390
تغییر اندازه متن:  افزایش اندازه فونت متن    کاهش اندازه فونت متن
  چاپ این مطلب  

آیات ولایت و خلافت در قرآن (1)

آیات ولایت و خلافت در قرآن (1) واحد دار القرآن تبیان زنجان-

تواتر سند، و قطعی بودن دلالت حدیث غدیر

استدلال با حدیث غدیر بر اصلی از اصول دین در گرو قطعی بودن حدیث از نظر سند، و دلالت است. خوشبختانه هر دو شرط در این حدیث به نحو روشن متحقق می باشد، اما از نظر سند تنها از علمای اهل سنت 360 تن این حدیث را در طول چهارده قرن نقل كرده و در هر قرنی حدیث حالت تواتر داشته است حتی گروهی درباره سند این روایت كتابهای جداگانه نوشته اند، مثلا طبری(متوفای 310) در كتابی به نام «الولایه فی طرق حدیث الغدیر» این حدیث را از 75 طریق نقل كرده است.

ابن عقده كوفی(متوفای 333) در رساله ولایت این حدیث را از 105 طریق نقل كرده است.

تحقیقاتی كافی كه درباره حدیث غدیر از نظر سند انجام گرفته، هرنوع شك و تردید را در صدور این حدیث نفی می كند[1]. تا آنجا كه غالبا شعرای عرب زبان در قصائد خود به مناسبتهائی از این حدیث یاد كرده اند.

مهم در حدیث غدیر، قطعی بودن دلالت آن است، با توجه به قرائن موجود در حدیث می توان گفت كه مقصود از «مولی» در جمله «من كنت مولاه فهذا علی مولاه» اولی به تصرف است.

نخست باید توجه نمود كه در قرآن و لغت عرب لفظ «مولی» به معنی اولی به كار می رود چنانكه می فرماید:(فالیوم لا یوخذ منكم فدیه و لا من الذین كفروا و ماءویكم النار هی مولاكم و بئس المصیر)(حدید15:).

«امروز (روز رستاخیز) نه از شما ونه از افراد كافر، عوض گرفته نمی شود جایگاه شما آتش است و آن برای شما سزاوارتر است چه سرنوشت بدی است».

مفسران بزرگ می گویند لفظ «مولی» در این آیه به معنی «اولی» است زیرا برای این افراد بر اثر اعمال ناشایست، شایسته ترین جایگاه، همان آتش است.

در آیه دیگر می فرماید:(یدعوا لمن ضره اءقرب من نفعه و لبئس العشیر)(حج‏13:).

«بتی را می خواند كه ضرر او از سودش نزدیك تر است چه بد ولی و چه بد مصاحبی است».

در این آیه «مولی» به گواه آیات ماقبل كه مربوط به مشركان و بت پرستان است، به معنی اتخاذ ولی و سرپرست است به گواه این كه بت پرستان اصنام خود را ولی خود اتخاذ می كرده اند.

در این كه «مولی» به معنی «اولی» به كار می رود سخنی نیست ولی اكنون باید دید مقصود از آن در حدیث غدیر نیز همین است.

قرائن فراوان نشان می دهد كه مقصود از آن در حدیث همان «اولی به تصرف» است اینك برخی از این قرائن را یادآور می شویم:

1- رسول گرامی در آغاز حدیث فرمود: «اءلست اولی بكم من انفسكم» سپس به دنبال آن چنین فرمود:

«فمن كنت مولاه فهذا علی مولاه» از این كه جمله دوم را پس از جمله نخست آورد خود گواه بر این است كه مقصود او از «مولی» همان اولویت است كه خدا و رسول آن را دارا می باشند چیزی كه هست ولایت الهی ذاتی است و ولایت نبی و امام موهبتی است.

2- پیامبر گرامی در سرآغاز خطبه خود از مردم به اعتقاد به توحید و نبوت و معاد قرار گرفت سپس مولویت علی را یادآور شد، این گواه بر این است كه این ولایت در ردیف مساءله پیشین است و چیزی كه می تواند در ردیف آن سه باشد، همان مقصود از آن ولایت كبری و سرپرستی جامعه باشد كه دوستداری علی و یا یاری وی.

3- در روز غدیر آنگاه كه آیه اكمال فرود آمد، پیامبر فرمود: «الله اكبر علی اكمال الدین و اتمام النعمه و رضا الرب برسالتی و الولایه لعلی فی بعدی» در این صورت باید دید كدام یك از معانی «مولی» می تواند مایه كمال دین و اتمام نعمت و در ردیف رضایت خدا به رسالت پیامبر قرار گیرد جز ولایت كبری و سرپرستی علی- علیه السلام -، كه مفاد آن استمرار وظیفه نبوت است.

4- پیامبر گرامی در آغاز خطبه از رحلت و نزدیك شدن اءجل خود، سخن می گوید و این گواه بر این است كه با نصب علی می خواهد این خلا را پر كند.

گذشته از این، اگر مقصود نصب علی بر مقام امامت و ولایت نبود، گردآوری این جمعیت در بیابان سوزان هیچ لزومی نداشت اگر واقعا می خواست مردم را به نصرت و دوستی علی- علیه السلام - دعوت كند این یك مساءله پوشیده نبود تا در این بیابان سوزان هشتاد هزار نفر یا متجاوز از آن را از محمل ها و شتران پیاده كند و خطبه گسترده بخواند و از مرگ خود گزارش كند، آنگاه بگوید مردم علی را دوست بدارید و او را یاری كنید.

این قرائن كه در خود حدیث نهفته است، گواهی می دهند كه مقصود از مولی همان اولویت به تصرف و سرپرستی است، نه ناصر و یاور، و یا محبوب و دوست، حسان بن ثابت شاعر عهد رسالت كه در خود واقعه حضور داشت، از حدیث جز معنای ولایت چیزی دیگر تلقی نكرد و لذا در شعر خود گفت:

فقال له قم یا علی فاننی رضیتك من بعدی اماما و هادیا در پایان یادآور می شویم كه در میان علمای اهل سنت افراد باانصافی اعتراف به دلالت حدیث غدیر بر امامت علی- علیه السلام - نموده اند از آن جمله «سعدالدین تفتازانی»(712-791) می گوید: در لفظ «مولی» كه در حدیث غدیر آمده است، در آن چند احتمال وجود دارد:

1- آزاد كننده؛

2- آزاد شده؛

3- هم پیمان؛

4- پناه داده شده؛

5- پسر عمو؛

6- ناصر و یاور؛

7- اولی به تصرف.

آنگاه یادآور می شود كه از این معانی هفتگانه هیچ كدام متناسب با صدر حدیث نیست. اما آن پنج معنی نخست نمی تواند مقصود پیامبر باشد و اما معنی ششم توضیح واضح بوده و نیاز به بیان پیامبر و گردآوری مردم نداشت قهرا مقصود همان معنی هفتم است.[2]

از آنجا كه بحث ما یك بحث تفسیری است پیرامون حدیث غدیر با دیگر احادیثی كه مربوط به ولایت كبرای امیر مومنان- علیه السلام - است، سخن نمی گوییم و ادامه این بحثها را به كتاب الهیات ارجاع می كنیم.[3]

خاندان علی- علیه السلام - در سرزمین مباهله

هرچند بحث ما درباره آیات مربوط به امامت به پایان رسید، ولی به عنوان تكمیل آیاتی كه سند فضیلت خاندان رسالت است، در اینجا می‏آوریم و به تفسیر اجمالی آنها می پردازیم:

1- آیه مباهله

(فمن حاجك فیه من بعد ما جائك من العلم فقل تعالوا ندع اءبنائنا و اءبنائكم و نسائنا و نسائكم و اءنفسنا و اءنفسكم ثم نبتهل فنجعل لعنه الله علی الكاذبین)(آل عمران: 61).

«هركس با تو پس از آن كه آگاه شدی، به مجادله برخیزد، بگو بیایید تا بخوانیم فرزندان خود و فرزندان شما را، زنان خود و زنان شما را، و جانهای خود و جانهای شما را و لعنت خدا بر گروه دروغگو بفرستیم».

مفسران می نویسند: پیامبر اسلام- صلی الله علیه و آله - به موازات مكاتبه با سران دول جهان، و مراكز مذهبی نامه ای به اسقف نجران «ابوحارثه» نوشت و طی آن نامه ساكنان «نجران» را به آئین اسلام دعوت نمود اینك مضمون نامه آن حضرت: «به نام خدای ابراهیم و اسحاق و یعقوب(این نامه ای است) از محمد پیامبر و رسول خدا به اسقف نجران خدای ابراهیم و اسحاق و یعقوب و احمد را ستایش می كنم و شماها را از پرستش بندگان به پرستش خدا دعوت می نمایم، شما را دعوت می كنم كه از ولایت بندگان خدا خارج شوید و در ولایت خداوند وارد آئید، و اگر دعوت مرا نپذیرفتید(لااقل) باید به حكومت اسلامی مالیات(جزیه) بپردازید (كه در برابر این مبلغ جزئی از جان و مال شما دفاع می كند) و در غیر این صورت به شما اعلام خطر می شود». [4]

و برخی از مصادر تاریخی شیعه اضافه می كند: پیامبر آیه مربوط [5] به اهل كتاب را كه در آن همگی به پرستش خدای یگانه دعوت شده اند، نیز نوشت.

نمایندگان پیامبر وارد نجران شده، نامه پیامبر را به «اسقف» دادند، وی نامه را با دقت هرچه تمامتر خوانده و برای تصمیم شورائی مركب از شخصیتهای بارز مذهبی و غیر مذهبی تشكیل داد، یكی از افراد طرف مشورت «شرحبیل» بود كه به عقل و درایت و كاردانی معروفیت كامل داشت، وی در پاسخ اسقف چنین اظهار نمود، اطلاعات من در مسائل مذهبی بسیار ناچیز است، بنابراین من حق اظهار نظر ندارم و اگر در غیر این موضوع با من وارد شور می شدید، من می توانستم راه حلهائی در اختیار شما بگذارم.

ولی ناچارم مطلبی را تذكر دهم و آن این كه: ما كرارا از پیشوایان مذهبی خود شنیده ایم: روزی منصب نبوت از نسل «اسحاق» به فرزندان «اسماعیل» انتقال خواهد یافت. و هیچ بعید نیست كه «محمد» كه از اولاد اسماعیل است، همان پیامبر موعود باشد.

شوری نظر داد كه گروهی به عنوان «هیئتی از نجران» به مدینه برود، تا از نزدیك با محمد- صلی الله علیه و آله - تماس گرفته و دلائل نبوت او را بررسی كنند.

شصت تن از زبده ترین و داناترین مردم نجران انتخاب شدند و در راءس آنان سه پیشوای مذهبی بود این سه تن عبارت بودند از:

1- «ابوحارثه بن علقمه» كه اسقف اعظم نجران كه نماینده رسمی كلیساهای روم در حجاز بود.

2- «عبدالمسیح» رئیس هیئت و به عقل و تدبیر و كاردانی معروف بود.

3- «اءیهم» كه فرد كهنسال و شخصیت محترم ملت نجران به شمار می‏رفت.[6]

هیئت نجران، طرف عصر درحالی كه لباسهای تجملی ابریشمی بر تن و انگشترهای طلا بر دست و صلیبها بر گردن داشتند، وارد مسجد شده به پیامبر سلام كردند، ولی وضع زننده و نامناسب آنان آنهم در مسجد، پیامبر را سخت ناراحت نمود. احساس كردند كه از آنان ناراحت شده است، اما علت ناراحتی را ندانستند، فورا با عثمان بن عفان و عبدالرحمان بن عوف كه سابقه آشنائی با آنان داشتند، تماس گرفتند و جریان را به آنها گفتند آنان اظهار داشتند كه حل این گره به دست علی بن ابی طالب- علیه السلام - است، آنان به امیرمومنان مراجعه كردند علی- علیه السلام - در پاسخ آنها چنین گفت: شما باید لباسهای خود را تغییر دهید، و با وضع ساده، بدون زر و زیور به حضور حضرت بیائید.

آيت الله جعفر سبحاني



اندیشه قم/گردآوری:گروه قرآن سایت تبیان زنجان
http://www.tebyan-zn.ir/quran.html

[1] . به كتاب شریف «الغدیر» جلد یكم مراجعه بفرمائید.

[2] . شرح مقاصد: ج‏5، ص 273 - 274.

[3] . الهیات: ج‏4، ص 98 - 108.

[4] . البدایه والنهایه: ص 53 - بحارالانوار: ج‏21، ص 285.

[5] . منظور آیه «قل یا اهل الكتاب تعالوا الی كلمه سواء بیننا و بینكم... »(آل عمران: 64)- بحارالانوار: ج‏21، ص 287.

[6] . یعقوبی: ج‏2، ص 66.

 

آرشیو های مرتبط : آیات ولایت , قرآن , معارف قرآنی ,
  

12345
 
0 نفر به اين مطلب راي داده اند
میزان متوسط :0.0 از 5

اين مطلب تا چه ميزان مورد قبول شما واقع شد ؟
 نام و نام خانوادگی : 
آدرس Email :             
کد درون تصویر را وارد نمایید                       
 
 12345 
ضعيفعــالی
ضمن تشکر از توجه شما به این مطلب , نظرات سازنده شما در هر مطلب را صمیمانه ارج نهاده و آنرا به عنوان مرجعی قابل اعتماد جهت پیشرفت و ترقی اطلاع رسانی در فضای گفتمانی مناسب , می دانیم و اميد داريم بتوانيم از حسن نظر شما در راستاي افزايش سطح ارائه محتوا و خدمت رساني بهره گيريم.
نظر شما پس از بررسی توسط بخش محتوا, قابل روئیت برای عموم خواهدبود .
(توجه: تایید نظرات به معنی قبول و یا تایید محتوای آن  از سوی تبیان زنجان نمی باشد )

 
 

34251
© 2004-2009 Tebyan. The content is copyrighted to Tebyan Cultural and Information center and may not be reproduced on other websites.