در آستانه زادروز پيامبر اکرم(ص) دکتر سيدحسن علمالهدايي توصيه ميکند اين سوال را از خودمان بپرسيم:
تو چه ميماني به پيغمبر؟ بگو!
لابد اين بيت مولانا را شنيدهايد که: «شير را بچه همي ماند به او / تو چه ميماني به پيغمبر؟ بگو!»؛ در آستانه زادروز پيامبر بزرگوارمان که خداوند در قرآن دربارهاش فرموده است: «تو صاحب خلق و خويي عظيم هستي» و خود بزرگوارش هم به ما يادآوري کرده است که: «من برانگيخته شدم تا کرامتهاي اخلاقي را تکميل کنم»؛ دکتر حسن علمالهدايي، جامعهشناس، به ما توصيه ميکند که اين سوال را از خودمان بپرسيم که واقعا خلق و خوي ما چهقدر به خلق و خوي آن بزرگوار شباهت دارد؟....
سلامت: آقاي دکتر! اگر موافق باشيد در آستانه روز اخلاق و مهرورزي، بحثمان را از اخلاق درجامعه خودمان شروع کنيم. از منظر جامعهشناسي، شما حال و روز اخلاق را در جامعه امروزي ما چگونه ميبينيد؟
به نظر من، يکي از ضعفهايي که در جامعه امروز ديده ميشود، ضعف در رفتار و عملکردهاست که موجب تضعيف ارتباطات بين افراد ميشود. به همين دليل اخلاقي کردن رفتار و عملکردها از جمله ضرورتها در جامعه ماست. يک جامعه هر چهقدر که توسعه علمي و پيشرفت تکنولوژي داشته باشد، تا زماني که توسعه اخلاقي در آن شکل نگيرد، با مشکلات روبهروست و به تعالي نميرسد.
سلامت: در رسالت پيامبران، مخصوصا پيامبر اسلام، بحث اخلاق چه جايگاهي داشته؟
زماني که يک کنکاش و بررسي کلي در زندگي و رفتار انبيا به خصوص پيامبر اکرم(ص) ميکنيم، به سه عامل به عنوان اساس رسالت برميخوريم. به طور کلي، هدف رسالت انبيا و همچنين کتب آسماني، هدايت انسان است. با بررسي آيات قرآن به اين نتيجه ميرسيم که هدف قرآن هدايت انسان و جانشيني خداوند در زمين به وسيله انسانهاست. در حقيقت قرآن به دنبال تربيت يک انسان خدامحور است. اولين هدف رسالت انبيا نيز توحيد است، يعني قرار ندادن هيچ چيزي به جاي خداوند. هدف دوم رسالت انبيا که خصوصا در زندگي و رفتار پيامبر اسلام(ص) متجلي بوده، عدالتخواهي و تحقق عدالت در جامعه است که در قرآن با تعبير «قسط» آمده. يک روايت معروف در همين رابطه داريم که منسوب به پيامبر(ص) است: «يک مملکت ممکن است با کفر پايدار بماند اما با ظلم پايدار نميماند.» سومين نکتهاي که بايد به آن اشاره کنم، همان موردي است که پيامبر اسلام(ص) در زندگي فردي و اجتماعي خود به آن بسيار تاکيد ميکردند: تعالي يا ارتقاي اخلاق و به بيان امروزي، اخلاقي کردن افراد و جامعه. پيامبر اسلام(ص) در تمام سطوح فردي، خانوادگي، مديريتي و اجتماعي به اين نکته بسيار اهميت ميدادند. در سوره قلم در قرآن آمده است که: «اي پيامبر! ما تو را بر يک خلق و خوي عظيم و نيکو قرار داديم تا نمونه و الگو باشي» و همينطور در آيات ديگر از قرآن ميبينيم که پيامبر(ص) را به عنوان الگوي نيکو معرفي ميکند. خود پيامبر(ص) نيز ميفرمايند: «من برانگيخته شدم تا کرامتهاي اخلاقي را تکميل کنم.»
سلامت: چرا اخلاقي کردن افراد و جامعه براي پيامبر اينقدر بااهميت بوده؟
زندگي انسانها محصول چگونگي ارتباطات و رفتارهاي افراد با يکديگر است. اصولا اين رفتارهاي ماست که شکلدهنده شخصيت و نوع زندگي ماست. رشد و تعالي اخلاق و رفتارهاي انسانها در محيط جامعه و خانواده رخ ميدهد. اخلاق يک شخص بر اساس تعاملات بين فردي و اجتماعي است که شکل ميگيرد و رشد ميکند. از طرف ديگر، اخلاقي زيستن يک شاخص مهم براي سلامت افراد در جامعه امروز است که در بهداشت رواني انسانها هم نقش مهمي را ايفا ميکند.
سلامت: يعني ميتوان گفت مهم ترين هدف پيامبر، همين مساله اخلاق بوده؟
به نظر من، بله! در حقيقت، از مهمترين اهداف رسالت پيامبر(ص) همين تعالي اخلاقيات و رشد و شکوفايي آن در بستر جامعه و ارتقاي انسانها به سطحي است که لياقت جانشيني خداوند در زمين را داشته باشند.
سلامت: گفتيد اخلاقي زيستن يک شاخص مهم براي سلامت افراد در جامعه امروزي است. چگونه اين اتفاق ميافتد؟
سلامت و همچنين آسيبها و ناهنجاريها اجتماعي در سايه پرورش و يا شکوفا نشدن همين اخلاقهاي اجتماعي شکل ميگيرد. امروزه در جامعه ميبينيم به رغم اينکه ما در يک جامعه اسلامي زندگي ميکنيم که الگوي آن اخلاق و رفتار پيامبر(ص) اسلام است، با ضعفها و کاستيهاي فراواني در اين زمينه روبهرو هستيم و نياز به کارهاي جدي و فرهنگسازي در اين خصوص داريم. تحقيقات نشان داده است علت اينکه 90 درصد زوجين دچار پريشاني و مشکلات در زندگي زناشويي هستند، ناتوانايي آنها در برقراري ارتباطات و تعاملات مثبت است. متاسفانه در آمارهايي که از ارتباطات و رفتارهاي درون خانوادهها داده ميشود نسبت رفتارهاي منفي به مثبت، پنج به يک است؛ يعني در برابر هر پنج رفتار منفي، شاهد يک رفتار مثبت هستيم. با توجه به اينکه شخصيت افراد با آموزش شکل ميگيرد و افراد با آموزشهاي مختلف، چيزهاي مختلفي ميآموزند، ميتوان مدعي شد که به دليل آموزش ناصحيح است که افراد نميتوانند رفتارهاي درست از خود بروز دهند. متاسفانه رفتارهاي غلط اجتماعي، اعم از رعايت نکردن حقوق ديگران، بيانصافي، تهمت زدن، بداخلاقيها و خشونت در تمام سطوح جامعه و خانوادههاي مختلف، چه تحصيلکرده چه بيسواد، چه مذهبي و چه غيرمذهبي و چه غني و چه فقير ديده ميشود.
سلامت: شکل جديد زندگي شهري هم در بروز اين رفتار موثر بوده؟
حتما!پيچيده شدن زندگي شهري، تنگ شدن حلقه تماسها، فناوريهاي نوين ارتباطي مثل اينترنت، موبايل و ماهواره، بخش زيادي از زمان افراد را به خود اختصاص ميدهد. فرهنگ شهرنشيني و آپارتماننشيني مسايل و مشکلات زيادي را براي افراد ايجاد کرده و در اين شرايط بحراني، توجه به سيره پيامبر اسلام(ص) ميتواند به عنوان يک راهحل و نجات براي افراد جامعه به کار گرفته شود. در جوامع امروزي، بحث اخلاق و اخلاقيات زياد مطرح ميشود اما اکثر اين مباحث، ريشههاي ماديگرايانه دارد و در عمل ضعفهاي آنها آشکار ميشود؛ زيرا ريشه در توصيه و عدالتخواهي ندارد.امام علي (ع) در نهجالبلاغه تعبير زيبايي از پيامبر(ص) دارند: «پيامبر مثل طبيبي است که براي درمان بيماران خود بسيار در گردش است، يعني ايشان براي درمان گوشهاي ناشنوا، زبانهاي لال و چشمان نابينا از دريافت نور حق و استماع کلام خداوند، به دنبال بندگان ميرود تا آنان را بيابد و درمان کند.» ايشان به حرف تمام افراد گوش ميکردند و در تصميمگيريها از افراد مختلف مشورت ميگرفتند. قرآن هم ميفرمايد: «ما پيامبري را براي شما فرستاديم که نسبت به رنجها و دردها، ناآگاهي و فقر شما بسيار تحت فشار است و براي هدايت شما بسيار حريص است.» من فکر ميکنم چکيده مهرباني و مهرورزي و اينکه يک انسان چگونه ميتواند نسبت به بشريت و اطرافيان خود و نسبت به هدايت و تعالي ديگران پيشقدم باشد و براي ارتقاي آنان اقدام کند، تواضع و فروتني است که پيامبر با افراد، چنين برخوردي داشته و از ويژگيهاي مهم اخلاقي ايشان، همين بوده است. پيامبر ميفرمود: «تواضع و فروتني باعث بزرگي افراد ميشود» و هميشه ميفرمودند که هيچ فردي را تحقير نکنيد چون افرادي که از نظر شما در جامعه خوار هستند شايد در نظر خداوند، انسانهاي بزرگ و بلندمرتبهاي باشند. يکي از ويژگيهاي اخلاقي پيامبر(ص)، کلام ملايم و حکيمانه ايشان است. ايشان حتي نسبت به کودکان نيز مهربان بودند و بسيار مهربان با آنها رفتار ميکردند.
سلامت: فکر ميکنيد بزرگترين مشکل اخلاقي که امروزه با آن مواجهايم، چيست؟
خشونتهاي اخلاقي. پيامبر(ص) به عنوان يک الگوي رفتاري هميشه متبسم و خندهرو بودند و با کلام ملايم و حکيمانه خود با همه صحبت ميکردند. در قرآن نيز آمده است که: «اي پيامبر! با مردم با حکمت صحبت کن و با رفتار حکيمانه آنان را به سمت ما دعوت کن.» امروز اين ميتواند به عنوان يک درس براي تمام ما مطرح باشد. در جايي ديگر، پيامبر(ص) به حضرت علي(ع) ميفرمايند: «اي علي! آنچه براي خود ميپسندي براي ديگران هم بپسند و آنچه براي خود نميپسندي، براي ديگران هم نپسند.» منصفانه رفتار کردن از مباحث مهم در هدايت انسانها است. از آنجا که اخلاق پيامبر(ص) که اخلاق توحيدي است و ريشه در خواستههاي انساني دارد، فرقي نميکند که آدم امروز يا ديروز باشيد. وقتي پيامبر(ص) به کودک احترام ميکند و ميگويد با شيوههاي درست تربيتاش کنيد و وقتي مهرورزي با زنان را جزو اخلاق انبيا ميداند و ميگويد منصفانه رفتار کنيد، يعني الگوبودن ايشان مکان و زمان نميشناسد. وقتي ميگوييم خردمندانه رفتار کردن، فرقي نميکند انسان متعلق به امروز باشد يا انسان در جامعه پسامدرن باشد. ما متاسفانه از واقعيتها دور شدهايم و به سمت چيزهاي مجازي رفتهايم و حتي مهرورزيمان هم مجازي شده. بايد برگرديم به اصولمان و آن چيزهايي که سفارش اکيد پيامبرمان بوده.
سلامت: و تحليلتان از زندگي امروز ما بهعنوان يک جامعهشناس چيست؟
به نظر من، امروز زندگي ما به جايي رسيده است که دين و اخلاقيات در اين رفتارهاي مبتني بر موضوعات مجازي نميتوانند راه به جايي ببرند. ميگويند حق در لوله تفنگ است. جهاني کردن اخلاق (يعني آن اخلاقي که ما ميخواهيم باشد) مظاهر دنياي خاصي که آنها ميخواهند و در دنياي فناوري امروز وجود دارد يک روي اين سکه است. افزايش آمار طلاقها، افزايش آمار زنان سرپرست خانوار و ... اينها به نظر من، تصويري است که به دليل دور شدن از نمونههاي واقعي انسانيت، مانند پيامبر(ص) به وجود آمده است. امروزه هر فناوري جديدي که آمده، فرهنگ خاص خودش را دارد که اگر آموزش داده نشود، به بيراهه ميرود و اين، روي ديگر سکه است. اين مظاهر جديد تمدني، ابزارهاي چند منظورهاند؛ يعني استفادههاي مطلوب دارند و نامطلوب.
سلامت: و اگر اخلاق درست بر جامعه حاکم شود؟
آنوقت از همه اينها استفاده درست ميشود، نه اينکه آنچه من ميپسندم و به نفعام است درست است و بقيه غلط.
سلامت: و براي رسيدن به اين جايگاه چه بايد کرد؟
اول بايد ببينيم که چرا دور شديم و بررسي کنيم که چرا از اين شخصيتهاي اسوه و الگو فاصله گرفتيم. بايد در مورد اين فرمودهها و کلامهاي راهگشا آگاهي پيدا کنيم و آگاهي بدهيم. بايد گفتههاي پيامبر(ص)، زندگي پيامبر(ص) و رفتارش، زندگي اجتماعي، خانوادگي و فردياش را مطرح کنيم. حتي زندگي و نوع رفتارش درجنگ را بايد الگو قرار بدهيم. آن وقتي که پيامبر(ص) مکه را فتح کردند، بعضيها فرياد کشيدند که امروز روز انتقام است اما پيامبر(ص) برخورد شديد کردند که: «نه، امروز روز برادري و مهرورزي است.» يعني حتي در جنگ هم اين مبحث را مهم ميداند. اسير را به دليل سوادآموزي آزاد ميکند. واقعا چهقدر از اين نکات را براي جوانها مطرح ميکنيم؟ چهقدر در مناسبتها و مجالس مذهبي، الگوهاي عملي و رفتاري پيامبر(ص) و امامان (ع) خود را مطرح ميکنيم؟ خودمان به عنوان الگو و در مقام والدين يا مربي چهقدر اهل پيروي از اين فرمودهها هستيم؟ معلوم است با اين اشتباهات و اهميت ندادن به اصل و واقعيت موجود، از آن دور ميشويم و تنها يک شکل ظاهري ميماند و تصور ميکنيم اين ظاهر تهي از ارزشهاي اخلاقي کارايي دارد. اولين گام، به نظر من، معرفي درست اين نمونههاست. نمونهها را حتي در ديگر بندگان خاص خداوند که جزو انبيا و ائمه هم نيستند ميتوان جستجو و معرفي کرد و الگو ساخت. بحث خشونتهاي کلامي و خانوادگي متاسفانه به طور جدي در خانوادههاي ما وجود دارد. ميبينيم طرف خيلي مذهبي است اما گفتماناش در خانواده تند و پرخشونت و غير اسلامي است. داستان سعد معاض که شهيد ميشود و پيامبر(ص) او را تشييع ميکند به خاک ميسپارد را شنيدهايد؟
سلامت: نه، متاسفانه!
وقتي سعد شهيد ميشود و پيامبر او را به خاک ميسپارد، مادرش خوشحال ميشود که پيامبر(ص) فرزند او را دفن کرده اما پيامبر(ص) ميگويد خيلي هم خوشحال نباش. همين حالا قبر چنان او را فشرد که شيري که به او داده بودي را برگردانده؛ چون او با خانوادهاش خشن رفتار ميکرده است. ما در اسلام بحث اخلاق و مهرورزي را تا اين حد با اهميت داريم. روند درست و طبيعي خلقت و آفرينش بر خوب رفتار کردن، ارتباط مثبت داشتن و مهر ورزيدن استوار است. هر چه خلاف اين باشد، چون در مقابل خلقت و آفرينش است، ناپسند است. توهين، تحقير، دروغ و هر آنچه مانند اينهاست، چون خلاف قاموس طبيعت است، استوار نميماند و هر آنکه چنين کند با مشکل مواجه ميشود. ما اگر بخواهيم به جايگاه اصلي خود، يعني جانشيني خداوند در زمين برسيم بايد همانند خود او مملو از مهر و محبت شويم. صفت عام و خاص خداوند رحمان و رحيم بودن است.
سلامت: مهروزي ميتواند به سلامت رواني ما کمک کند؟
بله؛ خداوند يکسري تشويقهاي دروني در ما قرار داده تا همواره به سمت مهر ورزيدن کشانده شويم. وقتي من بتوانم با يک تلفن يا نامه مشکل شما را حل کنم؛ همين حس خوشايند مفيد بودن، سلامت روانيام را تامين ميکند و شما قدردان محبت من ميشويد و اين گسترده شدن روابط دوستانه باز هم روان ما را آرامش ميدهد. آدم محبوب و مورد علاقهاي ميشويم اين برايمان لذت بخش خواهد بود.