مسابقه دین و اندیشه خانه قرآن باشگاه کاربران خبرگزاری تبیان جامعه ورزشی خانواده خوشبخت دنیای کودکان آشپزی و تغذیه موبایل دانش و تکنولوژی مجله سلامت سیاست گردشگری دنیای عکس و عکاسی اقتصاد زنان ادبیات هــنر سینما و تلویزیون بزرگان و مشاهیر مهدویت سرگرمی دانلود نرم افزار مرکز کتاب پایگاه ها جستجو روابط عمومی مقالات
   
صفحه اصلی وب سایت فید مطالب وب سایت عضویت رایگان در وب سایت جستجو در وب سایت سوالات رایج نقشه وب سایت درباره ما تماس با ما  
حتما ببنید
می‌خواهم کارآفرین شوم
تاثیر مثبت انديشی در موفقیت و زندگی
استرس چيست؟
افزایش اعتماد به نفس با چهار هفته تمرین
دقت کردید ؟؟
/ItMatchOnline.html
/photo-gallery/archive/17/135/276/0/30/default.html
/News-Article/Help/help_for_using_tebyan/2010/12/27/16865.html
/Directory/Free-Web-Submission.html
جدیدترین مطالب این بخش

یادگیری روابط صحیح اجتماعی باعث افزایش اعتماد به نفس می شود
یادگیری روابط صحیح اجتماعی باعث افزایش اعتماد به نفس افراد و کاهش رفتارهای پرخطر می شود. این درحالی...

چند قاعده برای جنگ منصفانه
اغلب اشخاص درباره روابطشان با دیگران مشورت می کنند و ناراحتی های خود را با آن ها در میان می گذارند....

ارسال مطالب به دوستان
send to freinds ارسال مطلب برای استفاده سایر دوستان

عنوان مطلب : پيوند «تعهد» با «هنر» در حيات اجتماعي
 
 برای ارسال این مطلب به دوستتان لطفا منو های زبر را بدقت تکمیل و دکمه ارسال را کلیک نمایید

 
 
 
 
  
دریافت رایگان (کلیک کنید)
ارسال دعوتنامه (کلیک کنید)

سایر بخش های همگروه :
بازدید ها :   524   بازدید   
تاریخ درج مطلب  13/6/1390
تغییر اندازه متن:  افزایش اندازه فونت متن    کاهش اندازه فونت متن
  چاپ این مطلب  

پيوند «تعهد» با «هنر» در حيات اجتماعي

پيوند «تعهد» با «هنر» در حيات اجتماعي واحد جامعه تبیان زنجان-

احساس تعهد و مسئوليت در «هنر» يك اصل طبيعي است و فطرت و ضميرهاي سالم, بسيار سريع اين اصل را مي پذيرند و آن را معقول و همخوان با نيازهاي دروني و فطري انسان ميدانند.

اين اصل طبيعي و بديهي وقتي در دست سياستمداران ارزش گريز و انسان ستيز گرفتار آمد و ملعبه دست قدرتهاي سلطه گر جهاني قرار گرفت, واژگونه گشت و براي توجيه ستم و فساد حكومتهايي كه تداوم حيات مادي و استمرار مطامع ضد انساني خويش را با بهره برداري هاي ناشايست از جلوه هاي مختلف «هنر» متحقق مي ساختند, ابزاري مطمئن و كارآمد شد.

برنامه ريزي هاي دقيق, بودجه هاي كلان, فضا سازي هاي كاذب و فعاليت هاي تبليغي و رسانه اي گسترده قدرت هاي سياسي و استعماري جهان آنچنان مبهوت كننده و تاثير گذار شد كه اصل طبيعي و بديهي تعهد و مسئوليت در هنر را در اذهان و افكار و ديدگان مجذوب و فريب خورده, به امري عبث و بيهوده و غير ضروري تبديل نمود و «هنر براي رشد و كمال انسان در همه ابعاد حيات فردي و اجتماعي» كه پيام اصلي «هنر متعهد» بود, به «هنر براي هنر» كه به حذف تعهد و هدفمندي در هنر فرمان ميداد و به رهاسازي هرگونه انديشه و عملكرد هنري براي رشد و بالندگي و پرورش معنوي انسان توصيه مي كرد, تغيير ماهيت داد.

هنر متعهد با انسانيت انسان پيوند و ارتباط پيدا مي كند و اگر بتوانيم انسانيت و ارزش ها و ميثاق و مسئوليت هاي ناشي از آن را از حيات اجتماعي جوامع حذف كنيم, آنگاه قادر خواهيم بود به جدا بودن تعهد از هنر فرمان بدهيم.

انسان به آن دليل كه موجودي است اجتماعي و بدون همگرايي و تعامل با همنوعان خود قادر به ادامه حيات نمي باشد, به طور طبيعي به زندگي جمعي و تلاش براي تسريع در رشد و پويايي متمايل ميشود و از وظايف حتمي خود مي داند كه به تشريك مساعي بپردازد و مسئوليت پذير باشد و در ژرفاي وجدان اخلاقي خود براي سعادت, سلامت و پيشرفتهاي روزافزون همنوعان خود احساس تعهد نمايد.

همان ميثاق و تعهدي كه انسان را هم به طور فطري و هم به دليل نياز اجتماعي, به همگرايي و تعامل فرا مي خواند و احساس مسئوليت در برابر جامعه انساني را براي او ضروري مي سازد, در موضوع «هنر» نيز حضور مي يابد و وجدان اخلاقي و معنوي انسان را مخاطب قرار مي دهد و هنر او را به زيور ارزشهاي والا وحياتبخش مي آرايد و به احساس مسئوليت در تشريك مساعي براي بستر سازي جهت رشد و بالندگي و سعادت انسان در همه شئون مادي و معنوي ترغيب مي نمايد.

آيا مي توان هنر را به عنوان جلوه اي از نيازهاي اساسي و حياتي در زندگي اجتماعي انسان, از ساير جلوه هاي نياز انسان جدا ساخت و و آن را تافته جدابافته اي دانست كه هدفي مغاير با سعادت و تكامل جامعه انساني دارد و ره به مقصدي كه خود مي خواهد و مي پسندد, مي سپرد هرگز. هنر در گستره و مجموعه اي قرار دارد كه «فرهنگ» نام دارد و فرهنگ, تمدن ساز است و اين حركت و پويايي و بالندگي با تمام عناصر تشكيل دهنده فرهنگ صورت مي پذيرد و «هنر» يكي از آنها و جزئي از يك «كل» به شمار ميرود.

هنر در صورتي مي تواند در ساختن و شكل گيري تمدن ها نقش آفرين باشد كه خود را از فرهنگ منفك و جدا نسازد و در مجموعه نيازهاي حياتي انسان قرار گيرد و براي سعادت و پيشرفت جامعه انساني احساس تعهد و مسئوليت نمايد.

با آنكه حقيقت «هنر» با احساس تعهد و مسئوليت در برابر «انسانيت» عجين شده است و هر انسان آزاد انديش و تهي از گرايشات و تمايلات همسو با سياست هاي سلطه جويانه دنياي استعمار, بسيار سريع اين حقيقت را در مي يابد, لازم مي دانيم از زبان «تمثيل» بهره ببريم و احساس تعهد در بعضي از جلوه هاي حيات اجتماعي را با موضوع تعهد در هنر پيوند بزنيم.

1 ـ جهل و بي سوادي يكي از مشكلات بزرگ اجتماعي است. اين مشكل زمينه و بستر مناسبي براي استعمار فرهنگي ايجاد مي كند و راه را براي سيطره قدرتهاي استعماري بر كشورهاي جهان سوم صاف و هموار مي نمايد.

قدرت هاي سلطه جوي جهاني علاوه بر اينكه خود عامل اصلي جهل و ناآگاهي ملت ها مي باشند و در سرزمين هاي مستعمره به عمد از رشد علمي و بالا رفتن سطح آگاهي هاي عمومي به منظور بهره برداري هاي اقتصادي و سياسي و فرهنگي جلوگيري به عمل مي آورند, در كشورهايي هم كه مستعمره آنها محسوب نمي شود و جهل و بي سوادي بر توده هاي مردم آن حاكم گرديده است, جاي پاي خود را محكم و استوار مي كنند و از اين ضعف و عقب ماندگي علمي و فرهنگي در مسير بسط قدرت و نفوذ خود و كسب منافع و مطامع اقتصادي بهره برداري مي نمايند.

مردم جوامعي كه با مشكل بزرگ جهل و بي سوادي مواجه مي باشند باتوجه به خطرات مهلك و ويرانگر عقب ماندگي هاي علمي و نقش باز دارنده آن, نسبت به اين مشكل حاد اجتماعي احساس مسئوليت مي كنند و خود را در تلاش براي مرتفع ساختن اين مانع بزرگ رشد و پيشرفت, متعهد مي دانند. اين احساس تعهد و مسئوليت بيش از همه بر دوش انديشمندان و نويسندگان و هنرمندان آن جامعه سنگيني مي كند و هم آنان هستند كه با مشاهده صحنه هاي جهل و بي سوادي در ميان توده هاي مردم و آثار مخربي كه در جامعه از اين رنج و مشكل باقي مي ماند, به شدت نگران و محزون مي باشند و براي يافتن راهها و روشهايي كه سهل و سريع به مرتفع نمودن اين درد اجتماعي ختم شود, از هيچ تلاش و فداكاري و ايثاري دريغ نمي ورزند.

طبيعي است كه هيچ عقل و خرد سليم و حق پذيري نمي تواند در برابر خطرات ناشي از جهل و ناآگاهي توده هاي مردم بي تفاوتي و بي مسئوليتي را تجويز نمايد و انديشمندان و آگاهان و نويسندگان و هنرمندان جامعه را فاقد تعهد و مسئوليت در برابر اين رنج و درد فرساينده بپندارد و آنان را به دم غنيمتي و سر در لاك خويش فرو بردن ترغيب نمايد.

در چنين جامعه اي «هنر» در نقش آفريني براي حل مشكل بي سوادي و ناآگاهي پيشتاز است و «هنرمند» از تمام جلوه هاي استعداد و قريحه هاي خويش براي ترسيم پي آمدهاي ناگوار جهل و ايجاد انگيزه در توده هاي مردم براي تلاش عملي در جهت نيل به مراتب علم و دانش و آگاهي بهره مي برد.

مي بينيم كه به طور طبيعي و بااين تمثيل ملموس و مشهود, «هنر» نمي تواند از احساس «تعهد» نسبت به جامعه انساني دور بماند و «هنرمند» قادر نيست در برابر مشاهده صحنه هاي دردآور جهل و بي سوادي مردم اجتماع خويش بي اعتنا باشد و براي بالابردن سطح دانش و آگاهي آنان از ابزار نيرومندي كه در دست دارد بهره برداري نكند.

2 ـ «اعتياد» يكي ديگر از بلاهاي خانمانسوز اجتماعي و عامل مخرب و بازدارنده رشد و سلامت و سعادت جامعه انساني محسوب ميشود.

خطر اعتياد اگر از جهل و بي سوادي بيشتر نباشد, كمتر نيست. اين بلاي بزرگ اجتماعي عامل ويرانگر خانواده ها, تحليل برنده نيرو و انرژي هاي انساني, زمينه ساز عقب ماندگي و ركود و كور كننده همه راهها و مسيرهاي رشد و پيشرفت به شمار مي رود.

اعتياد به مواد مخدر همانند جهل و بي سوادي, از جمله پديده هايي است كه نتيجه تجربه هاي مكرر استعمار گران براي سيطره بر جوامع محروم و گسترش نفوذ و قدرت جهنمي خود در همه اركان حكومتها و دولتها محسوب ميشود.

قدرتهاي استعماري از اين عامل نه تنها براي استعمار فرهنگي و سياسي و اقتصادي در كشورهاي ضعيف و داراي منابع سرشار و دست نخورده ثروت بهره برداري مي نمايند و به اين وسيله نيروهاي مقاومت و پايداري را به تزلزل و تخدير مي كشند و از هرگونه مقابله با عوامل خارجي بازمي دارند, بلكه از اين ابزار براي تخدير مردم جوامع خود به ويژه «جوانان» استفاده هاي فراوان و مكرر ميبرند و معمولا قشرهاي مخالف و اعتراض كننده و داراي انگيزه هاي سياسي را به اين عامل باز دارنده و تحليل برنده قواي فكري و جسمي آلوده مي كنند تا سهلتر و بدون هيچ مانع و مزاحمي توسط احزاب سياسي دست نشانده و عوامل پيدا و پنهان خود كه گردانندگان اصلي شركتهاي بزرگ اقتصادي مي باشند, همه چيز را آماده بلع نمايند!

در هر جامعه اي, آگاهان و هوشمندان, يعني كساني كه آمد و شد قدرتها و دولتها را با بصيرت و آگاهي زير نظر دارند و به حيله ها و حربه هاي استعماري آشنا و واقف مي باشند و آنگونه كه شايسته است به «دشمن شناسي» رسيده اند, نمي توانند در برابر آنچه در جهان و كشور و جامعه خويش مي گذرد ديده فرو خوابانند و خويشتن را به «تغافل» بزنند.

بديهي است «هنرمندان» از جمله افرادي هستند كه در جمع آگاهان و هوشمندان جامعه قرار دارند و همچنان كه هر عنصر از عناصر اين جمع آنچه به عنوان متاع فكري و فرهنگي در اختيار دارد به جامعه و ملت خويش عرضه مي كند و از آن در مسير رفع معضلات اجتماعي از جمله مبارزه وقفه ناپذير با بلاي ويرانگر «اعتياد» بهره برداري شايسته و بهينه مي نمايد, «هنرمند» نيز از هنر خويش به عنوان ابزار نيرومند و آگاهي بخش و حركت زا براي مقابله با خطر بزرگ اعتياد استفاده مي نمايد.

آيا پذيرفته است كه در اين هنگامه ها و شرايط سخت و دردآوري كه جامعه انساني به فرزندان دست پرورده خويش محتاج گرديده و در انتظار بازدهي هزينه هاي خود براي ساختن و آماده كردن هنرمنداني است كه امروز به مراتب بالاي رشد فرهنگي و علمي رسيده اند, آنان سرخود گيرند و به گوشه عزلت بخزند و هيچ احساس تعهد و مسئوليتي در برابر جامعه و مردمي كه از آنان ارتزاق نموده اند تا روزي به خدمت صادقانه و خالصانه در مسير ارتقاي فكري و فرهنگي آنان و تلاش جهت مرتفع ساختن مشكلات و معضلاتشان بپردازند, نكنند !

علاوه بر دو نمونه مزبور, فقر و محروميت, امراض روحي و جسمي حاد و شيوع آن در سطح گسترده, فساد و فحشا و نقش مخرب آن در اضمحلال امنيت اخلاقي و سقوط اركان خانواده ها, از جمله موضوعاتي هستند كه مي توان با لسان «تمثيل» براي اثبات پيوند و همبستگي «هنر» و «تعهد و مسئوليت» از آن بهره جست.

تامل و تعمق در آنچه به عنوان تمثيل در ضرورت طبيعي و بديهي رابطه نزديك و انفكاك ناپذير «هنر» و «تعهد» مطرح كرديم, به «صراحت» و «روشني» و به طور «ملموس» و بدون هيچ ترديد و شبهه اي, همه كساني را كه اصل «هنر براي هنر» را كه مولود مكتب هاي ادبي غرب مي باشد و هنر را از جنبه هاي ارزشي و تعليمي و احساس مسئوليت و تعهد تهي مي نمايد ـ مطرح مي كنند, به محكمه «وجدان» فرا مي خواند و در برابر «حق» به خضوع و تسليم وا مي دارد.

وجود مشكلات و رنجهايي همچون جهل و بي سوادي, اعتياد, فقر و محروميت, فساد و تباهي در جامعه انساني, براي هنرمند «مسئوليت» و «تعهد» ايجاد مي كند تا از هنرخويش به عنوان ابزار نيرومند و آگاهي بخش و حركت زا براي مقابله با اين معضلات اجتماعي بهره برداري بهينه نمايد.

هنر متعهد با انسانيت انسان پيوند و ارتباط پيدا مي كند و اگر بتوانيم انسانيت و ارزش ها و ميثاق و مسئوليت هاي ناشي از آن را از حيات اجتماعي جوامع حذف كنيم, آنگاه قادر خواهيم بود به جدا بودن تعهد از هنر فرمان بدهيم !

انسان به آن دليل كه موجودي است اجتماعي و بدون همگرايي و تعامل با همنوعان خود قادر به ادامه حيات نمي باشد, به زندگي جمعي و تلاش براي تسريع در رشد و پويايي جامعه و احساس مسئوليت و تعهد اجتماعي متمايل مي شود. اين نياز و احساس مسئوليت و تعهد در همه نمودها و جلوه هاي حيات اجتماعي از جمله «هنر» تسري مي يابد.


گوناگون/گرد آوری: گروه جامعه سایت تبیان زنجان
http://www.tebyan-zn.ir/society.html

آرشیو های مرتبط : هنر , حيات اجتماعي , تعهد اجتماعی ,
  

12345
 
0 نفر به اين مطلب راي داده اند
میزان متوسط :0.0 از 5

اين مطلب تا چه ميزان مورد قبول شما واقع شد ؟
 نام و نام خانوادگی : 
آدرس Email :             
کد درون تصویر را وارد نمایید                       
 
 12345 
ضعيفعــالی
ضمن تشکر از توجه شما به این مطلب , نظرات سازنده شما در هر مطلب را صمیمانه ارج نهاده و آنرا به عنوان مرجعی قابل اعتماد جهت پیشرفت و ترقی اطلاع رسانی در فضای گفتمانی مناسب , می دانیم و اميد داريم بتوانيم از حسن نظر شما در راستاي افزايش سطح ارائه محتوا و خدمت رساني بهره گيريم.
نظر شما پس از بررسی توسط بخش محتوا, قابل روئیت برای عموم خواهدبود .
(توجه: تایید نظرات به معنی قبول و یا تایید محتوای آن  از سوی تبیان زنجان نمی باشد )

 
 

38212
© 2004-2009 Tebyan. The content is copyrighted to Tebyan Cultural and Information center and may not be reproduced on other websites.