یکی از عمده ترین رهیافت ها در تحلیل شرایط و علل پیدایی جنبش های اسلامی معاصر، رهیافت اجتماعی - سیاسی است . دکتر هرایر دکمجیان در کتاب جنبش های اسلامی در جهان عرب، ابتدا شرایطی را که عموما منجر به ظهور جماعت های بنیادگرای اسلامی می شود، معین کرده، سپس عوامل شکل گیری آنها را بیان می کند . وی می گوید: «برای هر گونه بررسی جامع بنیادگرایی اسلامی معاصر، باید در مورد ریشه های روانی، معنوی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی آن و محیطی که بسترگاه عقاید و اعمال بنیادگرایانه است، تحقیق به عمل آورد . یک الگوی تجربی تاریخی در این مورد، رابطه علی و معلولی میان بحران های اجتماعی و ظهور جنبش های مذهبی انقلابی و یا تجدید حیات طلبانه است که خواستار از بین بردن نظم رسمی موجود و ساختن جامعه ای نوین برپایه برنامه ایدئولوژیک ویژه خود هستند . در نتیجه، ایدئولوژی این جنبش ها هم جامع و هم غیرقابل انعطاف و منعکس کننده پاسخ ها و عکس العمل های رهبران فرهمند در قبال شرایط بحرانی است .» وی دو شرط را برای قدرت یابی معنوی و اجتماعی و سیاسی بنیادگرایان اسلامی ذکر می کند: اول، ظهور یک رهبر فرهمند و دیگری جامعه ای گرفتار آشفتگی عمیق .
دکمجیان از محیط عربی - اسلامی با عنوان محیط بحران یاد می کند و معتقد است که جهان اسلام، بیش از دو قرن شاهد بحران اجتماعی - فرهنگی، اقتصادی و از همه مهم تر روحی بوده است . نقطه اوج این بحران، سربرآوردن ایدئولوژی پان ترکیسم در میان نهضت ترک های جوان و در پیش گرفتن سیاست ترکی سازی بود که هویت جمعی عرب ها را تهدید می کرد . بیگانگی عرب های مسلمان با ترک ها در کنار نفوذ اروپا به گسترش ناسیونالیسم عرب، کمک کرد . با از هم پاشیدگی خلافت عثمانی، نخبگان ناسیونالیست عرب، خود را در برابر دو وظیفه دیدند: اول رهایی از کنترل اروپا و کسب استقلال، و دوم ارائه یک برنامه ایدئولوژیک برای استقرار حکومت قانونی . با برآورده شدن این دو خواسته، بر شدت بحران افزوده شد . مشکلات اقتصادی و اجتماعی عمیق تر گشت و این خود چنان که مارکس و ماکس وبر و دوکهایم گفته اند، بر پای بندی های دینی افزود . این بحران از نظر دکمجیان شش ویژگی دارد:
1. بحران هویت
جهان اسلام شاهد چالش گروهی از قومیت ها (عرب، ترک و فارس) در سطح هویت بوده است . جهان عرب نیز شاهد پراکندگی در سطح هویت بود که جمال عبدالناصر یکپارچگی هویتی را بدان بازگرداند; ولی با شکست سال 1967 و مرگ عبدالناصر در سال 1970م، جهان عرب دوباره دستخوش ناآرامی هایی شد که زمینه ظهور بنیادگرایان را از دهه هفتاد فراهم آورد .
2. بحران مشروعیت
این بحران، خود زاییده بحران هویت است; هر چند ماهیتی متفاوت دارد . در نتیجه شکست نخبگان حاکم در حوزه های سیاسی و اقتصادی و اجتماعی، مشروعیت آنان و نهادهای حاکم به سرعت از بین رفت .
3. فساد و سرکوب در حکومت نخبگان
این وضع نیز نخبگان را به استفاده بیشتر از ابزارهای سرکوب برای مهار مخالفان و تداوم فساد وا می داشت .
4. تضاد طبقاتی
فساد حکومت ها منجر به توزیع ناعادلانه ثروت و افزایش آشکار تفاوت و شکاف بین طبقات اجتماعی شد . شکاف وسیع میان غنی و فقیر یکی از مهم ترین جنبه های سیاسی محیط بحران عربی است .
5. ضعف نظامی
در نتیجه، تداوم شکست های نظامی پیش آمد . به استثنای الجزایر، هیچ کشور دیگر عربی در وهله اول از راه نظامی به استقلال نرسید . شکست پی درپی عرب ها از اسراییل که اوج آن در 1967 بود، احساس عمیق ترس، ناامنی و خطر را میان عرب ها و مسلمانان ایجاد کرد .
6. نوسازی و بحران فرهنگی
سیاست نخبگان حاکم که در رؤیای نوسازی خود غرق بودند، به وقوع درگیری بین سنت گرایان و تجددگرایان انجامید; زیرا سنت گرایان از غرب تنها فن آوری آن را می خواستند و ارزش های غربی را رد می کردند . این رویارویی منجر به ایجاد شکافی بین حاکمان و مردم شد . در مقابل تجددگرایان متمایل به تقلید کامل از تئوری و عملی غرب بودند، ولی آنان نیز از ترسیم ایدئولوژی ای که بتواند خلا را پرکند، عاجز بودند
وی پیدایش جنبش های اسلامی را پاسخ هایی بنیادگرایانه به بحران های یاد شده می داند و معتقد است که بنیادگرایی مذهبی - سیاسی به عنوان واکنشی در برابر بحران اجتماعی، به طرق زیر خود را نشان می دهد .
الف . رهبری فرهمند (کاریز ماتیک) متعهد به تغییر و تحول معنوی و یا انقلابی جامعه .
ب . وجود یک ایدئولوژی معتقد به ظهور مجدد یک منجی (مهدی - مسیح) و دربردارنده راهی برای نجات ارزش ها، عقاید و اعمال کهن و اصیلی که برای شکل دادن به نظم بنیادگرایانه نو ضروری است .
ج . شخصیت بنیادگرا، که تحت تاثیر محیط بحران و نفوذهای متقابل ایدئولوژی بنیادگرایانه شکل گرفته است .
د . گروه ها و طبقات اجتماعی مستعد پاسخگویی به درخواست بنیادگرایانه از طریق جهت گیری های روانی - فرهنگی و مواضع خاص اجتماعی اقتصادی خود در جامعه و نظم اقتصادی جهان .
ه . گروه ها و جنبش های بنیادگرای تحت رهبری شخصیت های فرهمند که نمونه های رفتاری - از التهاب و شور معنوی گرفته تا فعالیت انقلابی - از خود جلوه گر می سازند .
منبع :پایگاه حوزه