واحد سینما و تلویزیون تبیان زنجان- در جایی دیگر از فیلم نیز صحبت از جنگی است که رخ داده و بسیاری از مظاهر تمدن را به نابودی کشانده است. جنگی که سوراخی در آسمان ایجاد نموده یعنی لایه اوزون را پاره کرده است. بنابراین جنگ یاد شده ، احتمالا یک جنگ هسته ای بوده که باعث سوختن و کوری بسیاری از بازماندگان کره خاکی گردیده است.
به گونه ای که هرچه در کادر دوربین رویت می شود ، خرابی و ویرانی و قتل و غارت و کشتار است. در همان نخستین سکانس فیلم که دوربین برروی اجساد متلاشی شده تراکینگ می کند و یک گربه وحشی لاغر به یکی از این اجساد یورش برده ، دوربین آرام و با زمینه صدای نفس کشیدن پشت ماسک به کمینگاه مردی تنها با سر و روی پوشیده نزدیک می شود که با تیرکمانش ، گربه بخت برگشته را نشانه رفته و سپس تیر از کمان رها شده ، از آن گربه ، شام شب مرد را فراهم می آورد. از همین جا و با پازل شدن سکانس بعدی که مرد به خانه مخروبه ای پناه می برد و به فراهم آوردن عذایش و همچنین استراحت مشغول می شود ، به راحتی می توان پی برد که فاجعه عظیمی برروی کره خاکی اتفاق افتاده است.(اینچنین فیلمنامه و فضای قوی فیلم "کتاب ایلای" ، با طمانینه و سنگینی خاصی به سنگینی فاجعه ای که اتفاق افتاده، مخاطبش را با حادثه عظیمی که کزه زمین را به خاک و خون کشیده ، آشنا می سازد. )
مرد تنها ( با بازی دنزل واشینگتن) که در دل بیابان های بی آب و علف و خرابه های تمدن بشری به سوی مکانی نامعین ، پیش می رود ، فقط در یک صحنه فیلم ، وقتی تقریبا به انتهای مسیرش رسیده ، خود را "ایلای" معرفی می نماید. مردی با سر و وضعی پرگرد و خاک و کوله ای که درونش کتابی پنهان ساخته است. کتابی که هر از گاهی آن را از درون پارچه های محافظش خارج کرده و مطالعه می کند. او برای محافظت از این کتاب تا سر حد مرگ پیش می رود و با سلاح هایی که در اختیار دارد از جمله یک تیغ بلند ، یک اسلحه اتوماتیک و یک تیرکمان ، با کسانی که بخواهند به آن دسترسی پیدا کنند ، مقابله می کند.
اما هنگامی که "ایلای" به شهری می رسد و درمی یابیم که در آن شهر فردی به نام "کارنگی"(با بازی گری اولدمن) هم با استخدام عده ای از راهزنان و اراذل در پی همان کتاب است ، کنجکاو می شویم که چه موضوع با اهمیتی در آن کتاب وجود دارد که فردی همچون کارنگی با آن دم و دستگاه آل کاپونی سعی در بدست آوردنش دارد. خود کارنگی در یکی از صحنه های فیلم در مقابل پرسش معاونش راجع به آن همه اشتیاق و صرف سرمایه مادی و انسانی که کارنگی برای دستیابی به آن کتاب هزینه می کند ، پاسخ می دهد:
"آن کتاب یک اسلحه است که قلب ها و مغزهای ضعیف و ناامید را نشانه می رود، اگر ما می خواهیم بر جایی گسترده تر از این شهر حکم برانیم ، به آن کتاب نیاز داریم. مردم از همه جای دنیا خواهند آمد اگر کلمات از آن کتاب باشد..."

روشن می شود که کتاب مورد بحث ، شبیه آنچه در "ایندیانا جونز و صندوقچه گمشده"( استیون اسپیلبرگ) وجود داشت ، تصاحبش می تواند حکومت جهانی را به صاحبش ببخشد. کتابی که با هوشمندی جوئل سیلور و برادران هیوز و گری ویتا ، تا آخرین سکانس های فیلم ، رویت نمی شود و مخاطب به طور قطعی نمی تواند به ماهیت آن پی ببرد. "سولارا" شخصیت دیگر فیلم است که کارنگی با گروگان گرفتن مادرش ، "کلودیا" ، او را برای جلب نظر "ایلای"جهت ماندن در آن ، نزد او می فرستد. در همان دیدار ، ایلای کلماتی از کتاب را برای سولارا به صورت دعای پیش از شام زمزمه می نماید. بالاخره با نشانه هایی که سولارا ناگزیر و به دلیل شکنجه مادرش به کارنگی می گوید( با انگشتانش ، علامت حک شده برروی جلد کتاب که یک صلیب است را نمایش می دهد) این فکر در ذهن مخاطب قوت می گیرد که کتاب یاد شده ، همان کتاب مقدس مسیحیان یعنی انجیل است. اگرچه در صحنه ای که سولارا سعی دارد تا از خواب ایلای استفاده کرده و نگاهی به کتاب بیندازد ، تنها کلمه "ایلای" را روی آن می توان دید. از همین روست که وقتی در اواخر فیلم ، کارنگی کتاب را با زور اسلحه از ایلای گرفته و نقش صلیب را روی آن می بینیم ، هنوز در شک هستیم که آیا کتاب اصلی به دست او رسیده یا بازهم ایلای کلک دیگری سوار کرده و دوباره به کارنگی رودست زده است!
اما در برخی صحنه های دیگر هم ایلای که با سولارا برای رسیدن به هدفش ( که آن را "غرب" ذکر می کند!) ،در بیابان ها و اماکن مخروبه ره می سپرد ، همچنان از آیات کتاب مقدس برایش می خواند تا شک مخاطب درباره محتوای کتاب کمتر و کمتر شود.
آنچه که اهمیت نسخه کتاب مقدسی که در اختیار ایلای قرار دارد را بیشتر می کند ، آن است که از فحوای صحبت هایی که از طرف کارنگی بیان می شود ، متوجه می شویم که کلیه نسخه های این کتاب پس از جنگ هسته ای ، سوزانده شده است.(چرا و از سوی چه کسانی؟ توضیحی داده نمی شود) و آنچه نزد ایلای است تنها نسخه باقیمانده به شمار می آید. نسخه ای که گویا قرار است تمدن بشری را از اضمحلال نجات بخشد و نسل انسان ها را از نابودی برهاند.
جوئل سیلور ، برادران هیوز و فیلمنامه نویسشان گری ویتا برای پیشبرد سیر دراماتیک قصه و فیلمنامه تا اینجای کار ، مسیر جذاب و پرکششی را در نظر گرفته اند. اگرچه برخی شخصیت ها از جمله کاراکتر خود ایلای ، کاملا کلیشه ای بوده و همان فرد برگزیده و رویین تنی است که همه را حریف بوده و قرار است یک تنه با رساندن کتاب یاد شده به مقصدی در غرب ، تمدن و نسل بشری را از اضمحلال نجات بخشد. ( اگرچه سازندگان فیلم تلاش دارند ، ویژگی رویین تنی را از وجود ایلای بزدایند تا نکند وجه خرافه فیلم غلبه کرده و آنچه راجع به محافظت از او در مقابل هرکس و هرچیزی برای رساندن کتاب ، ذکر می کند را همانند مسیح ، تنها تا پایان ماموریتش برقرار بدانند اما به هر حال مقاومت او دربرابر گلوله ای که از سوی کارنگی به شکمش شلیک شده علیرغم پانسمان و باندپیچی برای جلوگیری از خونریزی ، به هرحال از حد و توان یک انسان معمولی ، آنچنان که کارنگی وصف می کند ، خارج است. این رویین تنی را حتی در درگیری با دار و دسته کارنگی درزمانی که قصد دارد با کتاب از شهر خارج شود ، شاهدیم که چگونه نخستین گلوله ها بر وی اثر نمی کنند. )
اما نکته دیگری که در فیلم "کتاب ایلای" سوال برانگیز است ، محوریت کتاب "انجیل شاه جیمز" یا همان گونه که توضیح داده شد ، کتاب اوانجلیست/ کابالیست ها برای نجات بشریت است ، درحالی که به اعتراف و تاکید همه اسناد تاریخی و مدارک و مکتوبات دینی و مذهبی از متفکران سراسر دنیا ، تنها دینی که کتاب محور و اساس آن بوده و هست و خواهد بود ، دین اسلام است که همواره در برابر معجزات ادیان الهی دیگر مانند یهودیت ( که عصا و ید بیضاء معجزه حضرت موسی علیه السلام ذکر شده) و مسیحیت ( که اعجاز پیامبرش ، زنده کردن مردگان و شفای کوری و امثال آن بوده) ، معجزه پیامبر اعظم (ص) ، کتاب قرآن است.
چراکه کتاب قرآن مجید برگرفته از وحی مستقیم الهی و به زبان مبارک حضرت رسول (ص) توسط یاران و اصحاب ایشان همچون حضرت علی (ع) نوشته شد و در زمان خود حضرت نبی اکرم (ص) به صورت کتاب درآمد.
اما کتاب مقدس مسیحیان به نام انجیل ، پس از عیسی مسیح(ع) و توسط حواریون برگرفته از سخنانی که از آن حضرت شنیده بودند ، نوشته شد و از این جهت چندین انجیل مختلف به ثبت رسیده که هریک توسط یکی از حواریون همانند پطرس یا لوقا و یا مرقس به رشته تحریر درآمده و تفاوت های عمده ای با یکدیگر دارند. عهد عتیق یا کتاب تورات نیز قرن ها پس از حضرت موسی (ع) مکتوب شد و به نوشته برخی دانشمندان و خاخام های یهود اساسا ارتباطی با الواح مقدسی که بر حضرت موسی (ع) نازل شده نداشته و مورد تحریف های متعددی قرار گرفته است. ( بنابراعتقاد بسیاری از یهودیان ، الواح مقدس نازل شده بر حضرت موسی علیه السلام پس از دوران آن حضرت مفقود گردید و هنوز یافته نشده است.)
از طرف دیگر خود حضرت عیسی مسیح (ع) و حضرت موسی(ع) به هیچوجه سخنی از کتاب برای راهنمایی و هدایت بشریت نیاوردند. اما پیامبر اکرم(ص) در وصیت خودشان و حدیثی که حدیث ثقلین نام دارد ، کتاب قرآن و عترت یعنی وجود مقدس ائمه اطهار(س) را میراث خویش برای مسلمانان و آیندگان دانسته و موجب سعادت و رستگاری بشریت معرفی کردند.
موعود/گرد آوری: گروه سینما و تلویزیون سایت تبیان زنجان
http://www.tebyan-zn.ir/tv_cinema.html