واحد سینما و تلویزیون تبیان زنجان- اگرچه هر دوره تاريخي قابليتهاي دراماتيك خاص خود را دارد، اما برخي موقعيتها هميشه امكان توليد دارند؛ مثلا دلبستگيهاي عاطفي و تجربههاي حسي و عاشقانه تاريخ مصرف ندارند و در بستر اين فضاي رمانتيك ميتوان قصههاي مختلفي را روايت كرد يا در جايي كه بين عشق و سياست با دوستي و مصلحت جدالي در ميگيرد ديگر فرقي نميكند اين قصه در چه دوراني اتفاق ميافتد و روايت ميشود. بهمن گودرزي در «ششمين نفر» قصه خود را در چنين فضايي به تصوير ميكشد و قرار است بخشي از واقعيتهاي سياسي زمان شاه را نيز به نمايش بگذارد.
به عبارت ديگر گودرزي تلاش كرده با درآميختن قصهاي عاشقانه ـ جنايي به آسيبشناسي آن دوران بپردازد و مخاطب را با تمهيدي جذابتر پاي قصه خود بنشاند.
ششمين نفر، زندگي سرگردي به نام آسايش را بازگو ميكند كه با قتل پدرش ـ كه از افسران ارتش است ـ زندگياش دستخوش تغييرات مهمي ميشود. او در موضوع قتل پدرش به چند نفر مظنون ميشود، اما از همه بيشتر به داوود، برادر همسرش مشكوك است. در نهايت با دستگيري داوود توسط او، ماجراهاي داستان سمت و سويي ديگر پيدا ميكند.
قصه از اين طريق، هم از پيچيدگي بيشتري برخوردار شده و سويه معمايي آن به تعليقآفريني بيشتر دامن ميزند و هم با ارتشي بودن پدر اديب و قرار گرفتن او به عنوان شخصيت اصلي قصه در يك دوراهي عشق و وظيفه، بستر منطقي و باورپذيرتري فراهم ميكند براي ورود به سويه سياسي ماجرا و همراه كردن مخاطب با آن.
جالب اينكه بتازگي رويارويي شخصيتهاي قصه كه يا با هم نسبت فاميلي دارند يا دوست هستند در سريالهاي تلويزيوني افزايش يافته و ششمين نفر نيز همين ساختار و مضمون را در بستر يك فضاي سياسي ـ امنيتي بازتوليد كرده و بر مخوف بودن فضاي قصه ميافزايد. بيشتر سريالهاي مناسبتي كه درباره زمان طاغوت ساخته ميشود تلاش ميكند فضاي مخوف امنيتي و خفقان سياسي آن دوره را به تصوير بكشد و ششمين نفر نيز از اين قاعده مستثنی نيست.
شايد به همين دليل سريال آنچنان كه بايد مورد توجه مخاطب قرار نگرفته و او را با خود درگير نكرده است. شايد جنس بازي پولاد كيميايي كه با اتمسفر و فضاي درام تناسب و هماهنگي دارد كمي بر جذابيت آن بيفزايد و نظر مخاطب را به خود جلب كند.
نوع گريم و چهرهپردازي در كنار طراحي صحنه و لباس بشدت تصنعي به نظر رسيده و اگرچه تلاش شده مولفهها و نشانههاي بصري از آن دوران را بازنمايي كند، اما چندان در اين كار موفق نبوده و گويي توليد سريال خيلي هم جدي گرفته نشده است. در اين ميان انتخاب نرگس محمدي بدترين گزينه ممكن بوده كه بين ستايش و ديگر نقشهايش تفكيكي قائل نيست.
ششمين نفر چنانچه از نامش نيز پيداست بيشتر يك قصه معمايي ـ پليسي است كه در بستر درام سياسي ـ عاشقانه روايت ميشود و قرار است بهواسطه سويه معمايش مخاطب را با وجوه سياسي داستان همراه و درگير كند.
در واقع داستان علاوه بر مورد فوق از نظر حسي ـ عاطفي كه اديب را در برابر نامزدش قرار ميدهد نيز تعليقآفرين شده و او بين عشق و وظيفه سرگردان ميشود. قدرت جاذبه هردو طرف آنقدر زياد است كه اديب را در موقعيت دوگانه بسيار دشواري قرار ميدهد؛ دشواري وظيفه چون اديب، نظامي است و مامور.
تلاش او براي اينكه خون پدرش پايمال نشود و تلخي اتفاقي كه برايش افتاده چندان قدرتمند است كه او را مقابل برادر و خانواده همسرش قرار ميدهد. از سوي ديگر، فعاليت سياسي گروهي كه داوود يكي از اعضاي آن است و روابط و مناسبتهاي پررمز و رازي كه بين آنها برقرار است به اين ابهام دامن زده و قصه را باردار يك ماجراي پراتفاق كرده كه ميتواند هر لحظه با يك رخداد تازه جذابيت آن را حفظ و پيام خود را در همين فضاسازي توليد كند و انتقال دهد.
گرهافكنيهاي پيدرپي و فرافكنيهايي كه به تناوب صورت ميگيرد ريتم قصه را در دست گرفته و بهگونهاي پيش ميرود تا به رمزگشايي برسد.
نقطه عطف اين قصه را ميتوان در نگاه مظنون اديب به داوود جستجو كرد كه عشق را در برابر انتقام يا حقطلبي و عدالتجويي قرار ميدهد. بااینحال همه تمهيدات نمايشي بهانه و بستري است براي اينكه سويه تاريخي ـ سياسي قصه برجستهتر و دريك ساختار تاثيرگذار نمايشي صورتبندي شود. شايد از شتابزدگي يا سرسري گرفتن توليد يا تكراري بودن قصه است كه ششمين نفر كشش و انگيزه لازم را براي تعقيب قصه ندارد و تكيه اصلياش بازيگران است تا بتوانند خلأ دراماتيك را پر كنند. شايد بلاتكليفي ژانر قصه و آميختگي بيمعناي آنها با هم، نوعي آشفتگي يا دستكم عدم انسجام را شكل داده كه به دل نمينشيند.
جام جم /گرد آوری: گروه سینما و تلویزیون سایت تبیان زنجان
http://www.tebyan-zn.ir/tv_cinema.html