مسابقه دین و اندیشه خانه قرآن باشگاه کاربران جامعه ورزشی خانواده خوشبخت دنیای کودکان آشپزی و تغذیه موبایل دانش و تکنولوژی مجله سلامت سیاست گردشگری
دنیای عکس و عکاسی اقتصاد زنان ادبیات هــنر سینما و تلویزیون بزرگان و مشاهیر مهدویت سرگرمی دانلود نرم افزار مرکز کتاب پایگاه ها جستجو روابط عمومی مقالات
   
صفحه اصلی وب سایت فید مطالب وب سایت عضویت رایگان در وب سایت جستجو در وب سایت سوالات رایج نقشه وب سایت درباره ما تماس با ما  
حتما ببنید
فعالترین مردان سینمای ایران
عشق وعلاقه شرط اول گویندگی است
از مختار نامه بیشتر بدانیم
سیاره 51
دقت کردید ؟؟
/photo-gallery/archive/17/135/276/0/30/default.html
/Directory/Free-Web-Submission.html
/News-Article/News_agency/public_relation_tebyan/2012/1/11/48585.html
/archive/Religion_Thoughts/the_infallibles_family/god_messengers/Muhammad_prophet/0/10/default.html
جدیدترین مطالب این بخش

سریال‌های پرده‌نشین و سال‌های ابری در دهه دوم محرم
حالی که کمتر از یک ماه به شروع ایام محرم مانده، معاونت سیما تلاش می‌کند تا سریال‌های «پرده‌نشین» ب...

نگاهی به سریال زخم
در این سریال لیلا اوتادی، همایون ارشادی، محمد صادقی، برزو ارجمند، امیر نوری، جمشید جهانزاده، فقیهه ...

ارسال مطالب به دوستان
send to freinds ارسال مطلب برای استفاده سایر دوستان

عنوان مطلب : يادي از مجموعه به يادماندني «رعنا»
 
 برای ارسال این مطلب به دوستتان لطفا منو های زبر را بدقت تکمیل و دکمه ارسال را کلیک نمایید

 
 
 
 
  
دریافت رایگان (کلیک کنید)
ارسال دعوتنامه (کلیک کنید)
بازدید ها :   702   بازدید   
تاریخ درج مطلب  12/5/1391
تغییر اندازه متن:  افزایش اندازه فونت متن    کاهش اندازه فونت متن
  چاپ این مطلب  

يادي از مجموعه به يادماندني «رعنا»

يادي از مجموعه به يادماندني «رعنا» واحد سینما و تلویزیون تبیان زنجان-

عاشقانه زيستن و در اوج ماندن

شايد همه ما اولين صحنه‌اي كه از مجموعه تلويزيوني «رعنا» به ياد مي‌آوريم، سكانس فلاش‌بكي است كه سعيد نيك‌پور در حالي كه در كوچه پس‌كوچه‌هاي شهر سوار بر دوچرخه‌اش است با ديدن رعنا (گلچهره سجاديه) سيب‌هاي داخل سبد جلوي دوچرخه‌اش بر زمين پخش مي‌شود و پس از آن همراه يكديگر سيب‌ها را جمع مي‌كنند و...

اين سكانس يكي از تاثيرگذارترين صحنه‌هاي مجموعه تلويزيوني رعناست كه به زيبايي و زباني ساده، روايتگر عشق است.

داوود ميرباقري پس از ساخت مجموعه تلويزيوني «گرگ‌ها»، خرداد ماه سال 1368 مجموعه‌اي با عنوان رعنا را با موضوعي درباره حوادث انقلاب با بازي گلچهره سجاديه، پرويز پرستويي، بهزاد فراهاني، رسول نجفيان، رويا تيموريان، فاطمه گودرزي و سعيد نيك‌پور جلوي دوربين برد.

اين مجموعه كه در گروه فيلم و سريال شبكه يك تهيه شده بود، يك سال پس از توليد از اين شبكه پخش شد و در آن زمان توانست مخاطبان بسياري را جذب كند.

ميرباقري در دومين كار تلويزيوني خود در مجموعه‌اي هشت قسمتي، داستان دختري به نام رعنا را روايت مي‌كند. او دختر سنايي از صابون‌پزهاي قديمي تهران است. رعنا برادري به نام منصور دارد. پس از چندي مردي به نام دانايي كه دبير آموزش و پرورش است به خواستگاري رعنا مي‌آيد و با وجود مخالفت‌هاي منصور با او ازدواج مي‌كند، اما پس از گذشت مدت زماني، دانايي به خاطر شركت در فعاليت‌هاي سياسي دستگير و روانه زندان و كشته مي‌شود. پس از سال‌ها پسر رعنا كه بشدت درگير انقلاب اسلامي و مبارزه با رژيم پهلوي در سال 1357 است، در يك درگيري خياباني مفقود مي‌شود. رعنا و دخترش به دنبال يافتن او هستند كه ماجراهايي از گذشته دوباره زنده مي‌شود.

گرچه در دهه 60 تعداد مجموعه‌هايي كه با موضوع حوادث انقلاب ساخته شد كم نبود، اما مي‌توان گفت ميرباقري با ساخت مجموعه‌اي كه نه‌تنها روايتگر حوادث انقلاب بود، بلكه با زباني شيرين عشق را روايت مي‌كرد، تابوشكني كرد. او نشان داد كارگردان قابل قبولي است و مي‌تواند آينده درخشاني داشته باشد. طي روايت اين داستان، مقطعي از تاريخ معاصر را نيز روايت كرد. بخش عمده‌اي از داستان مجموعه رعنا به شيوه فلاش بك روايت مي‌شد.

البته در آن سال‌ها استفاده از فلاش‌بك به عنوان شيوه ارجاع به گذشته ساده و دم دستي تلقي مي‌شد و اين‌كه هر نويسنده هر كجا كم مي‌آورد به فلاش‌بك مراجعه مي‌كرد، اما داوود ميرباقري در اين قصه كم نياورده بود، بلكه بعمد و از روي علاقه اين شيوه را انتخاب كرد. به همين دليل صحنه‌هاي فلاش‌بك بموقع در داستان گذاشته شده بود.

در واقع او با ساخت اين كار، سطح سليقه مخاطب تلويزيون را ارتقا بخشيد و به آنها ياد داد چگونه بايد يك مجموعه را دنبال كند و از ديدن آن لذت ببرد؛ مجموعه‌اي كه علاوه بر اين‌كه روايتگر اتفاقات تاريخ معاصر است، بلكه به زيبايي هم به گذشته‌ها نقبي مي‌زند. او نشان داد مي‌توان با يك اثر خاص هم؛ بينندگان عام را جذب كرد. به همين دليل او از روايت قصه يك خطي پرهيز كرد و در دل اتفاقات روز به حوادث گذشته هم پرداخت.

بعضي موقعيت‌هاي دراماتيك قصه رعنا، ريشه‌‌اش در خاطرات تلخ و شيرين گذشته است. به همين علت استفاده از فلاش‌بك در ايجاز، ساختار و پرداخت كلي اين قصه كمك مي‌كرد و او هم به زيبايي از اين مساله بهره برد.

ميرباقري در اين اثر نشان داد انسان مجموعه‌اي از سبك‌‌هاست كه البته اين سبك‌ها براساس شخصيت اصلي و شروع درست آن ايجاد مي‌شود. لذا در بيشتر موارد در يك قصه، كاراكترها نه حال و نه گذشته‌اي مشخص دارند و نه فكري به آينده، به همين دليل او در پي ارتباط منطقي و درست ميان اين سه عرصه يعني گذشته، حال و آينده بود و اين ارتباط درست در مجموعه رعنا ديده شد.

محور اصلي قصه رعنا، عشق است و عشق هم مقوله‌اي است جاودانه كه در هر زمان قابليت مطرح شدن دارد. بنابراين ميرباقري به دنبال رابطه‌اي خاص با زمان فعلي در آن نبود. به همين دليل ما اين عشق را فقط در شخصيت رعنا نمي‌بينيم و در دخترش هم ديده شد كه نقش آن را رويا تيموريان بازي كرده بود. او حاضر نمي‌شود عشق پوريا، پسر دايي‌اش ـ رسول نجفيان ـ را بپذيرد و به دنبال يك عشق ديگر است، عشقي كه برايش پر‌از مفاهيم مقدس است.

در صحنه‌هايي كه در مجموعه رعنا شاهد بحث و جدل‌هاي او با دايي و پسر دايي‌اش هستيم به زيبايي يك تابوشكني ديگر نشان داده مي‌شود و آن هم نگاه مستقل يك زن است كه با وجود احترام زيادش براي بزرگ‌ترها، سر حرفش مي‌ايستد و حاضر نيست تحت هيچ شرايطي با پسر دايي‌اش ازدواج كند.

صحنه‌هاي بگو و مگوي اين مجموعه به زيبايي در قاب تصوير قرار گرفته بود، بويژه در صحنه‌اي كه رويا تيموريان خطاب به دايي و پسر دايي‌اش مي‌گويد من دوست دارم روي پوست خربزه راه بروم تا بدانم چه لذتي دارد. بعد از بحث و جدل‌ها و رفتن رعنا و دخترش از خانه برادرش، اما دايي و پسر دايي كوتاه نمي‌آيند و تصميم مي‌گيرند براي رعنا و دخترش مشكلاتي ايجاد كنند، اما تنها كسي كه جلوي اين دو شخصيت مي‌ايستد و مقابله مي‌كند دختر اين خانواده (فاطمه گودرزي) است كه پدر و برادرش را با اسلحه تهديد مي‌كند. ديالوگ‌هايي كه در اين صحنه شنيده مي‌شود، از ديگر تابوشكني‌هاي داوود ميرباقري در اين مجموعه تلويزيوني است.

مي‌توان گفت مجموعه رعنا، پايه‌گذار شرايط جديدي در تلويزيون بود، حتي در آن سال‌ها اين فرم نگارش، تصويربرداري و حضور شخصيت زن تا اين حد جدي و با كارايي بالا در تلويزيون و حتي سينما نبود. ميرباقري با رعنا، حركت جديدي را در تلويزيون آغاز كرد. شخصيت زن در مجموعه رعنا خيلي قوي بود. علاوه بر آن در فيلمنامه به مساله انقلاب هم به شكل صحيحي پرداخت شده بود.

در مجموعه رعنا، دو زن محور اصلي قصه بودند. نگاه حساس و ويژه به زن به عنوان مادر، عاشق و كسي كه مي‌تواند براي زندگي خودش تجربه كند، يكي از ويژگي‌هاي مجموعه رعنا بود و به همين دليل تا اين حد در ميان مردم محبوب شد.

شايد يكي از محبوبيت‌هاي اين مجموعه به انتخاب هوشمندانه داوود ميرباقري برمي‌گردد كه سعي كرد با انتخاب بهترين بازيگران تئاتر، يك اثر ماندگار از خودش را در دهه 60 به جا بگذارد.

ميرباقري خودش نيز زمينه تئاتري داشت و با دقت به پيشنهادهاي بازيگران گوش مي‌داد. بنا به گفته بازيگران اين مجموعه، او هرگز سليقه‌اي عمل نكرد، بلكه با منطق دليل مخالفتش را نسبت به پيشنهاد بازيگر مي‌داد. رعنا يكي از به ياد ماندگارترين آثار بازيگراني بود كه در اين اثر حضور داشتند. همدلي، هم زباني، آزاد بودن در نظر و... امتيازات كار به حساب مي‌آيد. با آن‌كه در اين مجموعه بازيگراني همچون رويا تيموريان نخستين كار تصويري‌اش را تجربه مي‌كرد، اما توانست به شكل شايسته‌اي بهترين بازي را از خودش به اجرا بگذارد.

داوود ميرباقري در آن زمان با ديدن نمايشي با نام «مريم و مردآويج» به كارگرداني بهزاد فراهاني كه رويا تيموريان در آن بازي كرده بود، او را براي بازي در مجموعه تلويزيوني رعنا انتخاب كرد.

رويا تيموريان كه در آن دوره تئاتر كار مي‌كرد، علاقه‌مند بود تا وقتي به پختگي لازم نرسد، كار تصوير انجام ندهد. گرچه برخي به او مي‌گفتند دير مي‌شود يا سن‌اش بالا مي‌رود، اما او به اين حرف‌ها بي‌توجه بود. آنچه برايش اهميت داشت، اين بود كه چگونه وارد شود و چطور بماند. حتي پس از «رعنا» پيشنهادهاي زيادي داشت، اما او دوباره به سمت تئاتر رفت تا بتواند خودش را براي بار ديگر آماده كند. اين ديدگاه رويا تيموريان در مقوله بازي باعث شد بازي او در مجموعه رعنا به ياد ماندني شود.

زنانه‌اي تاثيرگذار

مجموعه تلويزيوني «رعنا» به حدي جذابيت‌هاي فيلمنامه، كارگرداني و بصري دارد كه پس از گذشت بيش از 20 سال از پخش اين مجموعه هنوز هم مردم درباره اين مجموعه حرف مي‌زنند و خاطره اين مجموعه هنوز در ذهن‌شان مانده است، حتي چند سال پيش اين مجموعه در بازپخش هم موفق بود و توانست نگاه نسل جوان را هم به خودش جلب كند.

از ديگر تابوشكني رعنا بويژه در قصه مي‌توان به صحنه‌اي اشاره كرد كه رويا تيموريان خودش به خواستگاري مي‌رود. رعنا يك كار زنانه، بسيار لطيف و تاثيرگذار بود.

رعنا، تجربه نمايشي جديدي براي داوود ميرباقري و تلويزيون بود و اين مجموعه براساس فضاي اجتماعي و سياسي آن دوران ساخته شد. رعنا جزو كارهاي خوب و پرخاطره تلويزيون از يك كارگردان متبحر در عرصه سينما، تئاتر و تلويزيون سال‌هاي بعد كشور است. ساختار نمايشي خوب و شخصيت‌‌پردازي‌هاي اصولي، مقبول و ديالوگ‌هاي خوب از امتيازهاي مجموعه رعنا بود و ميرباقري را در توليد كارهاي تلويزيون توانا و خوشفكر نشان داد.

مريم طالبي


گرد آوری: گروه سینما و تلویزیون سایت تبیان زنجان
http://www.tebyan-zn.ir/tv_cinema.htmlش

  

12345
 
0 نفر به اين مطلب راي داده اند
میزان متوسط :0.0 از 5

اين مطلب تا چه ميزان مورد قبول شما واقع شد ؟
 نام و نام خانوادگی : 
آدرس Email :             
کد درون تصویر را وارد نمایید                       
 
 12345 
ضعيفعــالی
ضمن تشکر از توجه شما به این مطلب , نظرات سازنده شما در هر مطلب را صمیمانه ارج نهاده و آنرا به عنوان مرجعی قابل اعتماد جهت پیشرفت و ترقی اطلاع رسانی در فضای گفتمانی مناسب , می دانیم و اميد داريم بتوانيم از حسن نظر شما در راستاي افزايش سطح ارائه محتوا و خدمت رساني بهره گيريم.
نظر شما پس از بررسی توسط بخش محتوا, قابل روئیت برای عموم خواهدبود .
(توجه: تایید نظرات به معنی قبول و یا تایید محتوای آن  از سوی تبیان زنجان نمی باشد )

 
 

71388
© 2004-2009 Tebyan. The content is copyrighted to Tebyan Cultural and Information center and may not be reproduced on other websites.