واحد سینما و تلویزیون تبیان زنجان- جشنواره سيام فيلم فجر هم به پايان رسيد و جوايز آن توزيع شد؛ جشنوارهاي كه فارغ از كيفيت برگزارياش، ميتوان از يك چيز اطمينان داشت و آن اينكه جشنواره امسال نسبت به ساير دورههاي پيشين، بسيار عجيب ولي واقعي بود.
عجايب آن تمام فاكتورهاي لازم را براي برپايي اين جشن فرهنگي در برميگيرد؛ از استقبال به نسبت گرم مردمي تا تنوع فيلمها و بازخوردهاي گوناگون با آنها و حاشيههاي ديگري كه جشنواره فيلم 90 را از هر حيث با سالهاي گذشته متمايز ميكرد.
شايد بتوان تنها پيشكسوت دوباره حاضر در ميدان را داريوش مهرجويي نام برد كه با «نارنجيپوش» حال و هواي متنوع و مسرتبخشي به جشنواره بخشيد و نشان داد هنوز اگر اراده و حوصلهاش باشد، حرفهاي تازهاي در چنته دارد.
4 گونه مختلف قالب فيلمها را تشكيل ميدادند؛ اما آن 4 ژانري كه فيلمهاي سيامين جشنواره را پوشش دادند، كدامند؟
كودك و نوجوان
در سينماي رسانه يعني برج ميلاد، نخستين فيلم روز اول (سلام بر فرشتگان) به يك موزيكال كودكانه اختصاص داشت كه فقط ميتوانست بچهها را سر ذوق بياورد، البته اگر بچهاي در سالن ميبود.
در همان روز، 2 فيلم ديگر هم مخصوص كودكان و نوجوانان پخش شد و حضور فيلمهايي براي اين مخاطبان كمسن و سال در روزهاي آتي نيز ادامه داشت. هرچند نمايندگان سينماي كودك در جشنواره سيام، آثار چندان چشمگيري نبودند، اما از آنجا كه چند سالي بود اين سينما به محاق رفته و بشدت با ركود در توليد مواجه شده بود، بايد از اين بابت كه فرصتي نو براي فعاليت جدي سينماگران در ساخت آثاري براي كودك (و نه درباره آنها) مهيا شده، خرسند بود و آن را غنيمت دانست.
سياسي
اين بخش، از پررونقترين قسمتهاي جشنواره سيام بود. عجيب بود كه ناگهان همه سينماگران ايران به ساخت فيلم سياسي علاقهمند شده بودند.
جشنواره سيام، فيلمهاي بسياري به خود ديد كه كارگردان يا به صورت مستقيم وضعيت سياسي دوره و شرايطي خاص را به تصوير ميكشيد، مانند «قلادههاي طلا» يا در لفافه و به كنايه، مانيفست سياسي خود را در بستر داستاني اجتماعي ـ انتقادي و حتي گاهي خانوادگي صادر ميكرد. نظير فيلمهاي «گشت ارشاد»، «تلفن همراه رئيسجمهور»، «گيرنده» و «محرمانه تهران». استفاده ابزاري از تم سياست تا آنجا پيش رفته بود كه حتي فيلم عاشقانهاي نظير «پل چوبي» از آن مصون نمانده و گوشه چشمي به رويدادهاي سياسي اخير داشت.
با آنكه فيلمهاي سياسي جشنواره امسال، هواداران خاص خود را داشتند اما بايد در انتظار اكران عمومي براي مخاطب عام ماند.
فيلمهاي سياسي هميشه جزو آثار مغضوب و مهجور مانده سينماي ايران بودهاند كه نه از طرف مردم جدي گرفته شدهاند و نه از جانب حزب و جناحي.
ملودرام خانوادگي
فيلمهاي خانوادگي در جشنواره سيام فيلم فجر نيز همپاي تعداد فيلمهاي سياسي پيش آمدند و به همان اندازه، ابراز وجود كردند؛ ولي فيلمهاي اين بخش، بيش از آن كه به ملودرام خانوادگي با تعريف كلاسيك و آشنايي كه از آن ميشناسيم، شباهت داشته باشد، آثاري بودند با محوريت كشمكش و خيانتهاي زن و شوهري كه ظاهرا اين روزها بدجوري روي بورس است و هم كارگردانان سينما، تشنه كار در اين ژانر هستند و هم مخاطبان، علاقهمند تماشاي چنين فيلمهايي.
گويي مسائل و مشكلات ميان زوجين، بحرانِ روز جامعه ماست و هر هنرمندي به فراخور حس و حال خويش، از زاويه ديد خود دريچهاي تازه به اين موضوع ميگشايد. شايد تنها فيلم امسال كه بتوان آن را يك درام خانوادگي درست و متناسب با سليقه و پسند خانوادههاي سرگرميدوست ايراني دانست،
«يكي ميخواد باهات حرف بزنه» به كارگرداني منوچهر هادي بود؛ فيلمي كه كمترين انتقاد را براي خود دريافت كرد و از همين حالا ميتوان روي فروش مناسب آن حساب ويژهاي باز كرد. فيلمهايي كه با نگاهي به معضل خيانت، جدايي و عدم وفاداري ساخته شده بودند، برخلاف شعارهاي جشنواره امسال (اخلاق، اميد و آگاهي) و به نوعي دور از شأن اين گردهمايي فرهنگي و مغاير با سنتها و تعصبات اخلاقي ـ انساني ملت ايران حركت ميكردند.
صريحترين نمونه اين فيلمها در نشاندادن بيوفايي و هوسراني افراد، «زندگي خصوصي» دومين ساخته محمدحسين فرحبخش بود كه گرچه ميان شعارهاي گُلدرشت سياسي و دلفريبيهاي يك مرد خائن سرگردان بود، اما با تمركز بر نشان دادن خصوصيترين روابط ميان سرپرست خانواده و يك زن صيغهاي با پايانبندي بدون عبرت و مجازات، ميشود آن را مروج فرهنگ خيانت برشمرد.
اين چيزي بود كه در نخستين تجربه كارگرداني پيمان معادي هم نمود عيني داشت و حتي در «برف روي كاجها» مساله خيانت و طلاق، بسيار ساده و عادي تلقي ميشود. جالبتر اين كه در يك فيلماولي ديگر، اين بار بيوفايي زن به شوهر و بيبند و باري او قابل مشاهده بود.
«من همسرش هستم» بر محور يك شوخي ساده زنانه ميگردد، ولي رفتهرفته ماجرا جدي ميشود و تماشاگر نميداند بايد حق را به زن بدهد كه خود مسبب اين تشنج و عذاب بوده يا مرد كه هرچند به خيانت همسرش اعتراض ميكند، خود نيز با منشياش سر و سري دارد.
و پراكندههاي سرگردان...
با تمام اين تفاسير، در ميان اين چهار گونه سينمايي جشنواره سيام فيلم فجر، بودند فيلمهايي هم كه تازگي داشتند و ميتوانستند درخشش خوبي داشته باشند، اما به خاطر بيتوجهي و تكرر سوژههاي يكنواخت و مشابه به حاشيه رفتند و آنچنان كه بايد و شايسته است، ديده و قدرداني نشدند.
ازجمله انيميشن بلند «تهران 1500» كه با وجود برخي ضعفهايش در فيلمنامه، اتفاق فرخندهاي در سينماي انيميشن كشور بود و بايد به شكل بهتري از آن پذيرايي ميشد.
همچنين فيلم «ميگرن» كه اولين فيلم تنها كارگردان زن امسال (مانلي شجاعيفرد) بود و به عنوان كار اول، اغلب تماشاگران آن را پسنديدند و ستايش كردند.
فيلمهاي «آمين خواهيم گفت»، «خوابم ميآد» و «بيخود و بيجهت» نيز بهرغم نظرات ضد و نقيضي كه نسبت به آنها اظهار ميشد، آثار متفاوت و جالبتوجهي بودند.
جام جم / گرد آوری: گروه سینما و تلویزیون سایت تبیان زنجان
http://www.tebyan-zn.ir/tv_cinema.html