واحد زنان تبیان زنجان- این روزها در جهان اسلام اتفاقات قابل تأملی در شرف وقوع است؛ اتفاقاتی که به دلیل فضای سیاست زده رسانه ها به درستی منعکس نمی شود. البته از رسانه ها و دستگاههای تبلیغاتی بین المللی در زمینه اطلاع رسانی درست و کامل، انتظاری نیست. آنها بر اساس سیاست های تعیین شده خود به گزینش اخبار مبادرت کرده و هر آنچه را که با منافع خود منطبق باشد حمایت می کنند.
اما رسانه های داخلی نیز به دلایل مختلف محدود به حوزه هایی چند شده اند. این وضعیت سبب می شود که مخاطبان از بسیاری وقایع بی خبر بمانند. در حوزه اطلاع رسانی به زنان این مسئله بیشتر به چشم می خورد. وجود دیدگاههایی که مسائل مورد نظر را محدود به چند عنوان خاص می دانند.
از آنان که فقط به زندگی بازیگران سینما و آخرین مدل های لباس و وسایل خانگی می پردازند، یا فقط از خانه داری و کودک یاری می گویند، گرفته تا آنان که کلیشه وار موضوع حقوق بشر و آزادی را تکرار می کنند، مانع رسیدن اخبار تحولات زنان در جهان اسلام می شوند. زنان ما البته از وقایعی مانند گرایش روزافزون زنان مصری یا شهروندان ترکیه نیز باخبر می شوند، اما اطلاعات آنها در همین حد محدود باقی می ماند.
یعنی سایر اتفاقاتی که در زیر پوست این گرایش در جوامعی با مشخصات ترکیه یا مصر در حال وقوع است، بازگو نشده و مورد تحلیل قرار نمی گیرد.
در این شرایط بدون تردید رسانه های ویژه زنان که به طور عمده به صورت مکتوب و اخیرا در فضای اینترنتی یافت می شوند، وظیفه سنگین تری بر عهده دارند. اگر چه نباید از نظر دور داشت که متأسفانه سلیقه مخاطبان نیز چنان به تنزل کشانده شده که اغلب این رسانه ها بدون پرداختن به موضوعات نازلی مانند زندگی هنرپیشگان سینما قادر به ادامه حیات خود از جنبه اقتصادی نیستند.
به هر حال این معضلی است که باید در جای خود به آن پرداخته شود. اما آنچه سبب طرح آن شد، همان تحولاتی است که در مسیری رو به آینده در حرکت است و دور از چشم ما دوره شکوفایی خود را طی می کند. در حالی که زنان ایرانی با ظرفیتی قابل توجه برای تأثیرگذاری بر تحولات جهان اسلام، در آن نقشی ندارند.
سال ها پیش و قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، به طور عمده دو طیف در میان زنان دیده می شد. طیفی که بدون نگاه به پدیده های جدید در هاله ای از استضعاف اقتصادی و فرهنگی فرو رفته و از عمق اندیشه مذهبی نیز بی خبر مانده بود و طیفی که به میراث دینی و ملی خود پشت پا زده و به نام تجدد کپی نازلی از زن غربی به شمار می آمد. در میان این دو، گروه بسیار معدودی از زنانی معتقد و روشنفکر وجود داشتند که بالاخره با ظهور انقلاب و پیروزی آن توانستند چهره جدیدی از زن را در جهان اسلام پدید آورند.
در واقع وقتی انقلاب در ایران به واسطه وابستگی رژیم پهلوی و سرکوب گری و خفقان و نیز وجود علقه های محکم مذهبی و اعتقادات دینی، همچنین روحیه استقلال طلبی و آزادی خواهی در میان مردم نضج گرفت و به پیروزی رسید، می توان ادعا کرد که جهان اسلام با پدیده جدیدی به نام زن ایرانی روبه رو شد. پدیده ای که در چارچوب تأثیرگذاری انقلاب ایران بر جهان اسلام، مورد توجه زنان مسلمان قرار گرفت.
اما اینک حدود سی سال از آن واقعه می گذرد. سی سالی که به دلیل گسترش ارتباطات و پیشرفت علوم، جهان به طور روزافزونی در مسیر تحولات و تغییرات شتابنده بوده است.
علاوه بر این قدرت های جهانی برای حفظ اقتدار خود، سیاست های مختلفی را در پیش گرفته اند که به طور طبیعی واکنش هایی را در نقاط مختلف جهان داشته است که از آن جمله ـ به مصداق از هر چه آدمی را منع کنی به آن حریص می شود ـ بیداری اسلامی، تقویت حس استقلال و هویت ملی و دینی در میان ملت ها بوده است، اما این حس در همه جا به صورت یک انقلاب بروز نمی کند و می تواند در لایه های پنهان تری به صورت مبارزه منفی جریان یابد.
گرایش زنان جهان اسلام به حجاب و جوانان به رهبران مسلمان، حتی چهره های خشنی مانند بن لادن یکی از مصادیق این تحول است.
به عبارت دیگر، واکنش ها در طیف وسیعی رخ داده که از مثبت ترین اشکال تا منفی ترین آن را برای بیان اعتراض نسبت به سیاست های جهان استعمار در بر می گیرد. بدون شک این پنداری اشتباه است که زن مسلمان اردنی، مصری یا فلسطینی عینا بر اساس آرمان های زن ایرانی به اسلام روی آورده اند و واکنش ها در هر جامعه ای متناسب با نیازهای خویش بروز می یابد؛ اگر چه در این میان نقاط مشترکی وجود دارد ولی به لحاظ شرایط متفاوت، انگیزه ها و روندها، همچنین سرعت و مسیر آنها نیز تفاوت می یابند.
ایران طی سه دهه گذشته در گیر و دار مشکلات بزرگی مانند تغییرات بنیانی در زمینه های اجرایی و قضایی و نظامی از یک رژیم وابسته به یک حکومت مستقل، رویارویی با جنگی تحمیلی و تلاش های طاقت فرسا برای سازندگی در میان بحران های جهانی بوده است. اما در بسیاری از کشورهای مسلمان وضعیت عادی تری جریان داشته و بنابراین زنان جهان اسلام در مسیری متفاوت به آهستگی و پیوستگی در حرکت بوده اند؛ وضعیتی که به هر حال زنان ما در آن قرار نگرفته اند.
شاید یکی از دلایلی که به طور مثال می بینیم در ترکیه، زنان خود برای حفظ حجاب شان با وجود محرومیت از تحصیل و اشتغال مبارزه می کنند، ولی در ایران حکومت مبادرت به این کار کرده است همین تفاوت در شرایط باشد.
آنان که فقط به زندگی بازیگران سینما و آخرین مدل های لباس و وسایل خانگی می پردازند، یا فقط از خانه داری و کودک یاری می گویند، گرفته تا آنان که کلیشه وار موضوع حقوق بشر و آزادی را تکرار می کنند، مانع رسیدن اخبار تحولات زنان در جهان اسلام می شوند.
وقتی انقلاب در ایران به پیروزی رسید، می توان ادعا کرد که جهان اسلام با پدیده جدیدی به نام زن ایرانی روبه رو شد. پدیده ای که در چارچوب تأثیرگذاری انقلاب ایران بر جهان اسلام، مورد توجه زنان مسلمان قرار گرفت.
عدم توجه مراکز مربوط به زنان که متأسفانه فاقد نوآوری و کنکاش های متناسب با موضوعات جدید در حوزه مسائل زنان هستند، سبب شده زنان ایرانی که روزگاری رهبران حرکت به سوی بیداری بوده اند، اینک از تحولات جدید بی خبر مانده و اغلب در فضایی دور از واقعیت به سر برند.
از همین رو است که در کشورهای مسلمان زنان باحجاب و بی حجاب در کنار هم از هویت اسلامی خود دفاع می کنند. زیرا هویت اسلامی آنها اینک بخشی از هویت فردی، اجتماعی و سیاسی ایشان محسوب می شود و حفاظی در مقابل تحمیل اراده بیگانگان بر زندگی آنهاست. امروز زن مسلمان از تحمیل اراده بیگانگان تعریف روشنی دارد و خود را محدود به بیان شعارها نکرده است. او می داند که این هجوم قبل از هر چیز برای کسب قدرت اقتصادی غرب است.
یعنی تحمیل فرهنگ بیگانه و نشانه گیری اعتقادات مذهبی به خاطر کسب عایدات اقتصادی از رهگذر مصرف زدگی و بی هدفی وی در زندگی است و دنیای سیاست نیز در واقع اهرمی در دست ثروت و اقتصاد است تا کشورهای شمال همواره با کشورهای جنوب فاصله داشته باشند و هر روز بیش از پیش بر این شکاف و فاصله افزوده شود.
زنان مسلمان در کشورهای اسلامی دریافته اند که برای این مقابله باید در عرصه های گوناگون حضور یابند و از ظرفیت های خدادادی خود بهره ببرند تا در عمل سکان امور را در دست گیرند.
امروز اقتصاد برای زنان فعال در جهان اسلام و عرب به معنای مصرف بیشتر نیست، بلکه معنای تولید ثروت بیشتر برای دستیابی مسلمانان به قدرت اقتصادی را یافته است.
اگر چه 8 مارس در جهان غرب به عنوان روز جهانی زن به دنیا معرفی شد اما ارزیابی و تحلیلی از چگونگی برگزاری این روز در کشورهای مسلمان خود می تواند ما را در درک بهتر از شرایط مورد بحث، یاری کند. وجود ارتباط میان زنان ایرانی با زنان سایر کشورهای مسلمان نیز در چنین مواقعی که بیشتر در قالب برگزاری سمینارها و نشست ها صورت می پذیرد، گشودن دریچه ای به واقعیات موجود است.
اما متأسفانه این ارتباطات در حد اندکی انجام می شود و از اطلاعات و نتایج حاصله از آن نیز به دلیل ضعف رسانه ای و عدم دسترسی شرکت کنندگان به مخاطبان بهره برداری مطلوب صورت نمی گیرد. همچنین عدم توجه مراکز مربوط به زنان که متأسفانه فاقد نوآوری و کنکاش های متناسب با موضوعات جدید در حوزه مسائل زنان هستند، سبب شده زنان ایرانی که روزگاری رهبران حرکت به سوی بیداری بوده اند، اینک از تحولات جدید بی خبر مانده و اغلب در فضایی دور از واقعیت به سر برند. بدتر آنکه به طور پنهان در مسیر مصرف زدگی حرکت کرده، اگر چه ظاهرا با زنان جهان مصرف زده تفاوت هایی دارند.
رویکرد جامعه ایرانی به ظواهر امر ـ که در جای خود دارای اهمیت است ـ شاید سبب دور ماندن از امور زیربنایی فرهنگی و روانشناختی شده باشد.
فضای دو گردهمایی که به مناسبت 8 مارس در دبی برگزار شد مؤید نکاتی از مطالب فوق است؛ نهمین کنفرانس زنان رهبر و تاجر با حضور زنان صاحب نام در تجارت و مدیریت از حدود 20 کشور جهان و نیز مراسم تقدیر از زنان برگزیده خاورمیانه در زمینه های علمی، آموزشی، تجاری و مردمی.
میزبان نهمین کنفرانس بین المللی زنان تاجر و رهبر خانم «رجاء گرگ» رئیس شورای زنان تاجر وابسته به اتاق بازرگانی دبی بود. رجاء در حالی که 27 شرکت تجاری را اداره می کند زنی با پوشش کامل اسلامی و عربی است، بدون آنکه در ظاهر او جلوه ای از تفاخر، مصرف زدگی و تظاهر به ثروت و استفاده از اشیاء گران قیمت دیده شود. رجاء صاحب پنج فرزند است و در جوانی به امور آموزشی اشتغال داشته است.
او که پدرش از تاجران ایرانی الاصل دبی است، می گوید: چند سال پیش پدرم، اعضای خانواده را دور هم جمع کرد و خواست تا اداره شرکت هایش را بر عهده گیریم. اما برادرانم اقبالی نشان ندادند. بنابراین من داوطلب این کار شدم و حالا 18 سال است مجموعه ای را اداره می کنم که هر روز بر وسعت و ثروت آن افزوده شده است.
رجاء با رفتاری متین و اعتماد به نفسی مثال زدنی در سخنرانی اش از لزوم حضور زنان در عرضه رهبری جامعه می گوید: همه می دانیم که زنان، نمایش گر اکنون و آینده جهان هستند زیرا مادران رهبران جهانی، اندیشمندان و مخترعین آینده محسوب می شوند. در این کنفرانس رهبران زن ممتاز جهان گرد هم آمده اند تا ایده های جدید گذار از افق های محلی به افق های بین المللی را مورد بحث و گفتگو قرار دهند و ابزارهایی بیابند تا شایستگی های خود را ارتقا بخشند و بتوانند با چالش های جدید روبه رو شوند. عصر جدید، عصر گذار است؛ از واحدهای اجتماعی کوچک تا شرکت های بزرگ و سازمان های عظیم. ما شاهد تغییرات مداومی هستیم که نمی توانیم آنها را متوقف کنیم. تغییراتی که ایستادگی در مقابل آنها نتیجه منفی به بار می آورد و آنها که با زمان همراه نمی شوند از قافله عقب مانده و دیگران قله های موفقیت را تسخیر می کنند.
در این عصر می بایست آماده تغییرات بود، چه در زندگی اجتماعی و چه در امور شرکت ها و مؤسسات. اما این به معنای مصالحه بر سر ارزش های مذهبی و اجتماعی نیست، بلکه به معنای وفاداری به هسته و منبع ارزش ها برای حفظ آنها در شرایط جدید و پیروزی بر رقیبان است.
در این مسیر رهبری زنان اهمیت زیادی دارد و آنان را در مرکز هر گونه تلاش برای توسعه اقتصادی و اجتماعی قرار می دهد. زنان با تکیه بر روحیات خود تغییرات را بدون ایجاد درگیری و مناقشه ایجاد می کنند. این امر در حوزه اداره شرکت های خصوصی ثابت شده و در مورد دولت و خدمات عمومی نیز درست است. اگر چه به زنان نقش های رهبری در خور اعطا نمی شود، با این حال نشانه های تغییر در راهند.
خانم رجاء سپس وارد بخش تخصصی بحث خود شده و با تشریح سه نوع رهبری و مدیریت در حوزه فعالیت های اجتماعی و اقتصادی می گوید: در رهبری دوران گذار هیچ راه میانبری وجود ندارد. تغییرات برای بهبود اوضاع فقط از طریق سخت کوشی، صداقت و ثبات میسّر است.
فعال ترین زنان این کنفرانس مانند رجاء بانوانی از کشورهای عربی بودند. اکثرا آنها پوشش کامل و بومی خود را داشتند و در این حال میزبان زنانی از کشورهای اتریش، امریکا، انگلیس، یونان و ... بودند. تاجران زن عرب در این کنفرانس به طور جدی مباحث اقتصادی و راههای گسترش همکاری میان زنان تاجر را دنبال می کردند.
در این میان نکته جالب متفاوتی به چشم می خورد و آن علاقه وافر ایشان به ویژه زنان کشور امارات متحده عربی به ایران و وجود رشته های نسبی و سببی آنها با ایرانیان بود. شاید این خود از دلایل انتخاب یک زن ایرانی به عنوان سخنران کلیدی و مهمان ویژه کنفرانس به شمار می آمد.
نکته جالب تر نیز پیوندی بود که پس از انجام این سخنرانی در میان زنان عرب کنفرانس و ایرانیان به واسطه طرح شخصیت بانوی بزرگ اسلام حضرت خدیجه(س) ایجاد شد.
رجاء در حالی که 27 شرکت تجاری را اداره می کند زنی با پوشش کامل اسلامی و عربی است، بدون آنکه در ظاهر او جلوه ای از تفاخر، مصرف زدگی و تظاهر به ثروت و استفاده از اشیاء گران قیمت دیده شود. رجاء صاحب پنج فرزند است.
مثال بارز این توانایی، شخصیت حضرت خدیجه کبرا(س) است؛ بانویی ثروتمند و مدیر که بسیار خوب دانست ثروتش را چگونه مدیریت کند و کار خود را به چه کسانی بسپرد و دارایی اش را در چه راهی به کار گیرد.
البته این توانمندی به شرطی است که آنان روحیات زنانه خود مانند عاطفه و خلاقیت در فعالیت هایشان را با این تصور که فضای سیاست تجارت و مدرنیته مردانه است و برای موفقیت می بایست مردانه عمل کرد، کنار نگذارند زیرا موفقیت زنان در راهبری الهام بخش آنان است.
مهمان ایرانی با ابراز خشنودی از حضور فعال زنان به ویژه بانوان مسلمان و عرب در عرصه اقتصادی گفت: مثال بارز این توانایی، شخصیت حضرت خدیجه کبرا(س) است؛ بانویی ثروتمند و مدیر که بسیار خوب دانست ثروتش را چگونه مدیریت کند و کار خود را به چه کسانی بسپرد و دارایی اش را در چه راهی به کار گیرد. بنابراین پیشنهاد می کنم کنفرانسی بین المللی توسط اتاق بازرگانی دو کشور با الهام و تحت نام حضرت خدیجه(س) با حضور زنان تاجر جهان و در زمینه فعالیت های تجاری آنان برگزار شود و بنیادی با همین عنوان موضوع را در جهان اسلام مورد پیگیری قرار دهد.
وی با اشاره به اینکه زنان دنیا در روز جهانی زن به بیان و بررسی وضعیت و مسائل خود می پردازند، تأکید کرد زنان جهان اسلام نیز می توانند از این فرصت برای ارائه توانایی ها و ضرورت حضور خود با حفظ هویت ملی و اسلامی خویش استفاده کنند.
در این کنفرانس گرایش زنان عرب برای همکاری نسبت به ایرانیان بیش از کشورهای غربی بود و این ظرفیت بالایی است که در ایجاد ارتباط و همدلی به بازدهی رسیده و می تواند سبب تقویت جوامع اسلامی در ابعاد فرهنگی و اقتصادی شود.
حضور این بانوان تاجر جلوه بارزی از ضرورت آزادی زن مسلمان در انجام فعالیت های اقتصادی و مؤید جامعیت قوانین اسلام در مورد زنان بوده و نشانگر این حقیقت که آخرین دین الهی و کتاب آسمانی هیچ یک از ظرفیت های وجودی زن را مسکوت و بلا استفاده نگذاشته است.
اینکه زنان مسلمان طی قرن ها نتوانستند از این ظرفیت ها با بهره گیری از الگوهای صدر اسلام بهره ببرند نکته تأسف باری است، اما امروز خوشبختانه این آگاهی در میان آنها ایجاد شده و با توجه به گسترش و تسهیل ارتباطات می توان در این زمینه اقدامات در خوری داشت.
در حاشیه این کنفرانس، مراسم اهدای جایزه به زنان موفق خاورمیانه نیز انجام گرفت و طی آن از دوازده تن از زنان مدیر و فعال در کشورهای خاورمیانه تقدیر شد.
با اعلام اسامی بانوان موفق و قرار گرفتن آنها بر روی سن برای دریافت لوح تقدیر، مشاهده می شد که اکثریت آنان از پوشش اسلامی برخوردارند. این موضوع با توجه به اینکه داشتن حجاب برای آنان امری اختیاری است باعث غرور و افتخار بود.
بی شک هجوم فرهنگ غربی به ویژه با توجه به استفاده گسترده از شبکه های ماهواره ای در کشورهای عربی پدیده ای جدی است. اما آنچه در این کشورها رخ داده و زنان مسلمان تلاش و فعالیت را در کنار حفظ هویت دینی و ملی خود برگزیده اند، جای تأمل و غرور داشت. این موضوع نشانگر آن است که در این کشورها زنان برای پیشرفت، نیازمند پشت پا زدن به ارزش های مورد قبول خویش نیستند.
از منظری دیگر شاید بتوان چنین تحلیل کرد که تزریق فرهنگ بیگانه خود سبب نوعی مقاومت در زنان مسلمان شده و آنها با اعتماد به نفس، طرحی نو در صحنه های اجتماعی منطقه در انداخته اند. یکی از آنها می گفت: ما اسلحه ای نداریم، سلاح ما همین لباس و تلاش برای پیشرفت و حضور است.
خانم «مروت تلاوی» معاون دبیر کل ملل متحد نیز به این مراسم دعوت شده بود تا لوح های تقدیر برگزیدگان را به ایشان اعطا کند. مروت تلاوی با اشاره به مشکلاتی که اینک گریبانگیر کشورهایی چون عراق و افغانستان است بر ضرورت تحکیم صلح و همکاری در منطقه تأکید کرده و تلاش زنان و سازمان های غیر دولتی را به منظور تحقق صلح و جلوگیری از درگیری ها به ویژه جنگ تأثیرگذار و تعیین کننده دانست.
تلاوی تأکید کرد که زنان مدیر منطقه باید برای استقرار صلح از تمام توان و استعداد خود بهره گیرند.
تصویری که از زنان دنیای اسلام در روز جهانی زن در دبی می شد دید، تصویری قابل تعمق است. ما اگر به آینده موفق جهان اسلام می اندیشیم و نیز چالش های زیادی برای توجیه شرایط فرهنگی اجتماعی در ایران به ذهن داریم، می بایست قبل از هر چیز پژوهشی گسترده و عمیق در زمینه شرایط متفاوت مسلمانان در کشورهای منطقه و روندهای فرهنگی و اجتماعی آنان در دهه های گذشته داشته باشیم؛ پژوهشی بدون پیش داوری.
باید تاریخ سی سال گذشته در این کشورها بررسی شود تا واقعیاتی از دل آن بیرون آید که مسیر آینده را هموار سازد. باید پای صحبت محققان و جامعه شناسان و نیز زنان موفق و فعال در این کشورها بنشینیم و بدون آنکه تلاش کنیم مطالب مورد نظر خود را از زبان آنها بشنویم، به دنبال کشف حقایقی باشیم که در سال های گذشته به دلایل مختلف از حوزه دید ما پنهان مانده اند.
فرصت ها پایدار نیستند و استفاده از آنها نیازمند دیدگاههای روشن، هوشیاری، اعتقاد به ارتباط و مشارکت و نیز اتخاذ به موقع تصمیمات است. بهتر است باور کنیم تغییرات و اتفاقاتی خارج از اراده ما در جهان اسلام در حال وقوع است و فرصت ها گریزنده.
حوزه/گردآوری:گروه زنان سایت تبیان زنجان
http://www.tebyan-zn.ir/zanan.html