واحد زنان تبیان زنجان- مناظره دوم:
يك هفته بعد،بانوي ديگري بنام مادام R كه از زنان دانشمند و محقق بود،از من تقاضاي ملاقات كرد.
خوشبختانه اين ملاقات نيز صورت گرفت. او زني زيبا و آراسته بود. اما از هرگونه خودخواهي و تجمل پرستي زنانه،خود را دور داشته بود. در اين مناظره،سخن از تعدد زوجات و مساله"هوو!" كه براي اين خانم انگليسي هيولايي مي نمود،بميان آمد.
گفتم:
ـ خداوند بر مردان واجب نكرده است كه بيشتر از يك زن بگيرند. بلكه به آنها اجازه داده است كه در صورت احتياج و داشتن قدرت،بيشتر از يك زن بگيرند.
گفت:
ـ من شنيده ام كه خداوند،در شريعت اسلام امر كرده است كه مردها چهار زن بگيرند.
گفتم:
ـ خداوند فقط اذن داده است كه تا چهار زن بگيرند در اديان پيشين تعدد زوجات حدي و مرزي نداشت. اما آيين اسلام از گرفتن بيشتر از چهار زن نهي كرد. براي گرفتن چهار زن نيز شرايطي تعيين كرده است كه اجراي آن،بطوري كه موافق دين باشد،دشوار است. مردي كه زنهاي متعدد مي گيرد،بايد براي آنها منزلهاي جداگانه در نظر بگيرد و آنها را از هر لحاظ بيك چشم نگاه كند و هيچگونه تبعيضي ميان آنها قايل نشود.
از آنجا كه وظيفه شوهران است كه تمام لوازم زندگي زن و خوراك و پوشاك او را فراهم كنند و انجام اين وظيفه،تا حدي دشوار و غيرقابل تحمل است. عملا تعدد زوجات،در ميان مسلمانان محدود و كمياب شده است. اگر مردي از انجام اين وظايف،سر باز زند،همسرش شكايت او را بمحاكم قضايي مي كند و محكمه،او را مجبور مي كند كه وظايف خود را انجام دهد.
بديهي است كه مردان ثروتمند،مي توانند تا چهار زن اداره كنند و بنابراين مانعي نيست كه با رعايت مقررات اسلامي زنهاي متعدد بگيرند.
گفت:
ـ آيا بهتر اين نيست كه تعصب را كنار بگذاريم و بخاطر مشكلاتي كه در اين راه هست،تعدد زوجات را منع كنيم؟
گفتم:
ـ هرگاه زني عقيم يا بيمار باشد،آيا تكليف شوهر چيست؟
گفت:
ـ او را طلاق دهد و زن ديگري بگيرد.
گفتم:
ـ فرض مي كنيم طلاق دادن زنهاي عقيم،كار بدي نباشد. اما آيا تكليف زنهاي بيمار چيست؟!
گفت:
ـ اين را قبول دارم. اما زني كه سالم و داراي فرزند است،چه گناهي دارد كه وجود"هوو" را تحمل كند؟
گفتم:
ـ كبوتر بيك جفت ماده،اكتفا مي كند. اما خروس چندين مرغ را در حيطه سلطه خود قرار مي دهد. مگر انسان،نوعي از حيوانات نيست؟
گفت:
ـ آيا بهتر نيست كه انسان مثل كبوترها زندگي كند؟
گفتم:
ـ اين نظر اكثريت زنهاست. اما ديني كه مي خواهد بوسيله مقررات خويش جامعه ها را در هر عصر و در هر محيط و تحت هر شرايطي رهبري كند،بايد مقرراتش آن چنان باشد كه در همه جا قابل اجرا باشد. بديهي است كه اگر زني نتواند وجود"هوو" را تحمل كند،مي تواند از شوهر خود تقاضاي طلاق كند و با رضايت شوهر از او جدا شود.
بنابراين قانون تعدد زوجات،لطمه اي بكسي وارد نميكند در حالي كه اگر جلو اجراي اين قانون گرفته شود،بجامعه ها زيانهايي وارد ميشود كه امروز براي العين مشاهده مي كنيم در حال حضار بسياري از زنان و مردان اروپايي در حال تجرد به سر مي برند و اين منشا رواج بي بند و باري و مفاسد اخلاقي شده است. مردان زن دار نيز با عده اي از زنان روابط نامشروع دارند و در حقيقت. تعدد زوجات،عملا رواج دارد. گو اينكه قانونا ممنوع است. بعلاوه با كودكهاي حرامزاده و نامشروع كه بر اثر منع تعدد زوجات بدنيا مي آيند،چه بايد كرد؟ آيين اسلام،براي اينكه جلو بي بند و باريها گرفته شود و اطفال نامشروع بدنيا نيايند،طرح تعدد زوجات را بكار بست و نتايج اجتماعي آن درخشان و عالي است.
گفت:
ـ كاملا صحيح است. اما ما زنها بايد غيرت زنانه خود را از دست ندهيم. زن و شوهر،بمنزله يك جسمند و بايد زندگي آنها چنان محبت آميز باشد،كه هيچگونه نگراني آنها را تهديد نكند. زني كه مي بيند شوهرش هر لحظه بخواهد مي تواند"هوو" بر سرش بياورد،هيچگونه آرامش خاطر ندارد و همواره در نگراني بسر مي برد.
گفتم:
ـ اكثر زنهاي مسلمان،بمحبت شوهر،اظهار سرفرازي كرده اند. مرد مسلمان كه همسر ديگري مي گيرد،چنان از لحاظ انجام وظيفه و اظهار محبت و وفاداري،دقيق و جدي است كه زن احساس كمبود نمي كند. بلكه احساس مي كند كه جايش همچنان در قلب شوهر محفوظ است:
گفت:
ـ مي گويند: پيامبر شما زنها را دوست مي داشته است.
گفتم:
ـ آري. او مي فرمود:"از دنياي شما سه چيز مورد محبت من است: بوي خوش،زن و نماز كه روشني چشم من است".
گفت:
ـ ظاهرا بهمين جهت است كه زنهاي بسياري گرفته است. حتي اينكه يكي از بردگان او همسر خود را طلاق داد و او با همسر غلام خود ازدواج كرد. بعضي به اين كار پيامبر شما اعتراض كرده اند.
گفتم:
ـ پيامبر ما ابتدا با خديجه ازدواج كرد و تا خديجه در حيات بود،زن نگرفت. ذريه پيامبر بزرگ ما همگي از نسل خديجه كبري هستند. پس از وفات خديجه،با عايشه دختر ابوبكر ازدواج كرد. در اين ميان حفصه دختر عمو نيز بيوه شد و پيامبر خدا بمنظور دلجويي از عمر با حفصه نيز ازدواج كرد. تمام زناني كه در اواخر عمر گرفت،از روي حكمت بود.
مساله عمده اي كه در ميان قريش جلب توجه مي كرد مساله هم شان بودن زن و شوهر و موقعيت قبيله اي بود. با كشته شدن و مردن مردان مسلمان و بيوه ماندن زنها گاهي همشاني براي بيوه ها پيدا نميشد. مگر در ميان افرادي كه مسلمان نشده بودند. از اينرو پيامبر خدا اينگونه زنها را بهمسري خود درمي آورد. انگيزه پيامبر خدا در ازدواج با ام حبيبه ـ دختر ابوسفيان كه در حبشه شوهرش مرده بود ـ و ام سلمه ـ كه از زنان برجسته قريش بود و دست رد بر سينه عمر و ابوبكر زد ـ و زينب دختر حجش كه مطلقه زيد ـ آزاد شده پيامبر ـ بود،همين بوده است،قضيه ازدواج زيد و زينب نيز جالب توجه است.
دختران قريش،همشاني جز اي جوانان قريشي براي خود نمي شناختند. پيامبر خدا بمنظور شكستن اين سنت غلط،وي را بيك برده آزاد شده داد،تا دختران قريشي بدانند كه مرد مسلمان همشان زن مسلمان است.
بعد از آنكه زيد بر اثر نبودن تفاهم و سازگاري كامل ميان او و زينب،ناچار شد طلاقش دهد و كوشش پيشواي بزرگ اسلام براي جلوگيري از طلاق بثمر نرسيد،خود پيامبر با زينب ازدواج كرد. زيرا ديگر همشاني براي او باقي نمانده بود و بعلاوه مردم فكر مي كردند كه"پسر خوانده" مثل فرزند حقيقي است و همسرش را نمي توان گرفت.
پيامبر خدا مطلقه زيد را بهمسري خود درآورد.
تا اين عقيده غلط نيز از ميان برداشته شود.
گفت:
ـ شما از حجاب و از اينكه آزاد نيستيد با مردها معاشرت كنيد،ناراحت نيستيد؟
گفتم:
ـ بر زن واجب است كه مو و بدن خود را از مردان نامحرم بپوشد. اگر زن پوشيده باشد،چه مانعي دارد كه با مرد صحبت كند؟
در زمان پيامبر خدا،زنها سر و بدن خود را مي پوشيدند و با مردها نيز صحبت مي كردند. پس از درگذشت پيامبر،مسلمانان بمحضر زنان آن حضرت مي رفتند و مطالب لازم را از ايشان استفاده مي كردند.
مناظره سوم:
سومين مناظره فاطمه عليه با بانويي است كه تربيت شده انگلستان بود و بلاي مد چنان دامنش را گرفته بود كه ناچار شد ـ لباسي كه با پرداخت اجرت سنگين براي شركت در يك جشن عروسي تهيه كرده و متاسفانه،انجام مراسم عروسي به سال ديگر موكول شده است،كنار بگذارد و باز با صرف هزينه اي سنگين،لباسي تهيه كند كه مطابق مد باشد.
تنها همين يك گرفتاري نيست كه زنان شرقي را سخت بخود مشغول كرده است. بلكه اينان،به بهانه اينكه پارچه هاي وطني تنوع و ظرافت ندارد،از مصرف آن خودداري مي كنند و با پرداخت قيمتي چندين برابر قيمت پارچه هاي وطني،از پارچه هاي بيگانه تهيه مي كنند.
گرفتاري ما شرقي ها بهمين جا ختم نمي شود. بطور كلي سبكها و برشهاي وطني را كنار گذاشته و يكپارچه مقلد سبكها و برشها اروپاييان شده ايم و همواره منتظريم كه مدهاي تازه،از دروازه هاي اروپا به سرزمين ما بيايد و از آنها تقليد كنيم.
در اين مناظره،فاطمه عليه،تمام اين جنبه ها را مورد انتقاد قرار داده است و نشان مي دهد كه اينها فايده اي جز ركود و عقب افتادگي براي مردم مشرق زمين نخواهند داشت. مخصوصا زن شرقي،آنهم زن مسلمان وظيفه دارد كه اصالت خود را كاملا حفظ كند و با بكار بستن مقررات اسلام،در اين جهان سرگردان،به ارزشهاي واقعي خود نايل گردد
شیعه / گردآوری:گروه زنان سایت تبیان زنجان
http://www.tebyan-zn.ir/zanan.html