مسابقه دین و اندیشه خانه قرآن باشگاه کاربران جامعه ورزشی خانواده خوشبخت دنیای کودکان آشپزی و تغذیه موبایل دانش و تکنولوژی مجله سلامت سیاست گردشگری
دنیای عکس و عکاسی اقتصاد زنان ادبیات هــنر سینما و تلویزیون بزرگان و مشاهیر مهدویت سرگرمی دانلود نرم افزار مرکز کتاب پایگاه ها جستجو روابط عمومی مقالات
   
صفحه اصلی وب سایت فید مطالب وب سایت عضویت رایگان در وب سایت جستجو در وب سایت سوالات رایج نقشه وب سایت درباره ما تماس با ما  
حتما ببنید
ایجاد دکوراسیونی مردانه در خانه
حجاب و پایداری اجتماعی
دیه و قصاص در مباحث حقوق زن
همسر فرعون و حضرت مریم ، الگوهاي زنان
دقت کردید ؟؟
/News-Article/News_agency/public_relation_tebyan/2012/1/11/48585.html
http://news.tebyan-zn.ir/
/Directory/Free-Web-Submission.html
/Voting/public_opinion/default.html
جدیدترین مطالب این بخش

اين‌ بانوي‌ قهرمان‌
اين‌ بانوي‌ قهرمان‌ درسال‌ 5 هجري‌ در مدينه‌ از مادري‌ چون‌زهراء (س) و پدري‌ چون‌ علي‌ (ع) متولد شد...

آرايشگرِ دختر فرعون
پيغمبر اكرم‌ (ص) در سفر معراج‌، وقتي‌ به‌ آسمانها عروج‌مي‌فرمود، بوي‌ خوش‌ و معطّري‌ را بمشام‌ خود ...

ارسال مطالب به دوستان
send to freinds ارسال مطلب برای استفاده سایر دوستان

عنوان مطلب : سلمی، زن فداکار صدر اسلام
 
 برای ارسال این مطلب به دوستتان لطفا منو های زبر را بدقت تکمیل و دکمه ارسال را کلیک نمایید

 
 
 
 
  
دریافت رایگان (کلیک کنید)
ارسال دعوتنامه (کلیک کنید)
بازدید ها :   4476   بازدید   
تاریخ درج مطلب  21/10/1390
تغییر اندازه متن:  افزایش اندازه فونت متن    کاهش اندازه فونت متن
  چاپ این مطلب  

سلمی، زن فداکار صدر اسلام

سلمی، زن فداکار صدر اسلام واحد زنان تبیان زنجان-

بدون ترديد،افراد خانواده پيامبر گرامي اسلام همگي پاكدامن بودند و در ميان جامعه بعفت و پاكدامني شهرت داشتند. شرط اينكه رهبر عاليقدر اسلام بتواند در تبليغات خود،نفوذ و تاثير كامل داشته باشد،خوشنامي و پاكدامني زنان و دختران و ديگر بستگان اوست.

تمام زنها و دخترها و غالب بستگان آن حضرت،از اين امتياز برخوردار بودند. مع الوصف براي عايشه،جرياني پيش آمد كه بهانه اي بدست دشمنان پيامبر گرامي اسلام،داد تا توانستند در بدنامي عايشه كوشيدند و قلب رسول خدا را آزوردند!.

جريان آن از اين قرار است:

در يكي از جنگها عايشه،بهمراه پيامبر خدا بود، در بازگذشت از جنگ،هنگامي كه سپاهيان براي استراحت در نقطه اي منزل گرفته بودند،عايشه ازكجاوه خود خارج شد و پي انجام پاره اي از حوايج ضروري خود رفت.

در موقع بازگشت،گلوبندش پاره شد و بجمع آوري آن پرداخت. سپاهيان حركت كردند،و كجاوه عايشه را بخيال اينكه عايشه در داخل آن است،بر شتر نهادند و با خود بردند. وقتي كه بجايگاه خود بازگشت كسي را در آنجا نيافت و بخيال اينكه كسي به سراغ او خواهد آمد،در آنجا توقف كرد.

سرانجام مردي بنام صفوان از دنبال رسيد و بدون اينكه با عايشه حرفي بزند شتر خود را خوابانيد و در حالي كه"استرجاع"(38) مي گفت،عايشه را سوار كرد و به سپاهيان رسانيد.

عايشه پس از رسيدن بمدينه،يكماه بيمار شد.

در اين مدت،شايعات بسياري بگوش مي خورد عبداله بن ابي كه سر دسته حزب نفاق بود،رهبري شايعه سازان را بر عهده داشت. خود عايشه چيزي نمي شنيد فقط احساس مي كرد كه رسول خدا موقعي كه بعيادتش مي آمد،دلسرد و ناراحت است.

پس از آنكه بيماريش بهبود يافت،شبيهمراه سلمي از خانه بيرون رفت. در بين راه پاي سلمي در لباس بلندش گير كرد و برزمين افتاد و با ناراحتي،چنين گفت:

ـ خدا مسطح را مرگ بدهد:

مسطح پسر سلمي بود. مردي بود مسلمان و در جنگ بدر نيز بهمراه ديگر مجاهدان اسلامي شركت جسته بود. عايشه كه از شنيدن اين نفرين نارحت شده بود،به سلمي اعتراض كرد و گفت:

ـ مسطح از جنگاوران بدر است. چرا نفريش كردي؟!

سلمي گفت:

ـ مگر نشنيده اي چه گفته است؟!

سپس عايشه را از تمام شايعاتي كه مدينه را پر كرده بود آگاه ساخت.

عايشه،مجددا بيمار شد و با كسب اجازه از پيشگاه پيامبر خدا،نزد پدر و مادر خود رفت تا از آنها تحقيق بيشتري كند.

سرانجام آياتي نازل شد و با لحني دندان شكن به دروغ پردازان شايعه ساز،كه مي خواستند از ارزش مقام رهبر اسلام در نظر اهل ايمان بكاهند،پاسخ داده شد.(39)

سلمي نوه پسري عبدمناف و دختر خاله ابوبكر است. او داراي دو فرزند بود كه يكي از آنها مسطح بود كه بواسطه شركت در اتهام عايشه و همكاري با شايعه سازان،مورد نفرين اين مادر با ايمان قرار گرفت و ديگر دختري است بنام"هند كه او نيز شايسته است،در صف"زنان قهرمان" مورد توجه و تعظيم قرار گيرد.(40)

شرط ايمان و مسلماني اين است كه انسان نسبت به مردم داراي حسن ظن باشد و شايعات و نسبت هاي ناروا را از اين و آن نپذيريد.(41)ـ

سلمي عليرغم اينكه شايعه سازان تا توانسته بودند بازار شايعه سازان را داغ كرده و از بسياري از مردم مجال و فرصت قضاوت صحيح را سلب كرده بودند،حتي پسر خود را نفرين كرد و نشان داد كه تحت تاثير اين شايعه سازان دروغزن قرار نگرفته است.

چنين افرادي كه قادر هستند در اينگونه موارد قضاوت صحيح را از دست ندهند و تحت تاثير احساسات بي منطق خود قرار نگيرند،مي توانند براي ديگران سرمشق و نمونه صحيح زندگي باشند.

سلمي نه تنها در آن مورد. نشان داد كه از استقلال فكر بهره كامل دارد و تحت تاثير هيچ هياهوي بي منطق و مغرضانه قرار نميگيرد،بلكه در مورد مساله خلافت نيز همين رويه منطقي و خردمندانه را حفظ كرد.

آري سلمي در زمان زندگي پرافتخار رهبر بزرگ اسلام،در ايمان و پايبندي بمقرارت ديني و انجام وظايف استوار و محكم بود. رحلت پيامبر خدا،براي اين قبيل مسلمانان،مصيبتي بزرگ شمرده مي شد و مصيبتهايي بزرگتر بدنبال داشت. اينان كه هنوز در سوگ رسول الله ديدگاني اشكبار داشتند و آه و ناله سرميدادند،با كمال تعجب مشاهده كردند كه جسد بيجان پيامبر و كار كفن و دفن او به علي واگذارده شده و گروهي كه در انتظار چنين فرصتي دقيقه شماري مي كردند،در"سقيفه" گرد آمدند و ابوبكر را بر مسند خلافت نشاندند.

براي سلمي كه بانويي حساس بود و انوار تابناك تعليمات اسلام،دل و جانش را صفا داده بودند،مشاهده اين صحنه و اين زدوبندهاي سياسي چنان هيجان آور بود كه بي اختيار از خانه بيرون آمد و در برابر مرقد پاك پيامبر خدا ايستاده چنين گفت:

ـ پس از تو حوادثي ناگوار اتفاق افتاد. اگر تو زنده بودي،اين همه حوادث تلخ اتفاق نمي افتد.

ما همچنان زميني كه از باران بهاري محروم شود،از وجود پرفيض تو محروم شديم. اينك روزگار بازماندگان عزيز تو مختل شده است. سر از خاك تيره بردار و آنها را درياب!(42)

از لحاظ تعليم و تربيت،اين نكته مسلم شده است كه تاثير مادران در روحيه فرزندان فراوان است. اين تاثير بحدي است كه مي تواند براي فرزندان خوشبختي كامل يا بدبختي واقعي را بوجود آورد.

چنانكه ديديم سلمي در جنبه هاي اخلاقي و ديني فرزندان خود،بي تفاوت نبود. او مي خواست فرزندانش مظهر اخلاق و ايمان باشند،مسطح از اين لحاظ مورد نفرين مادر،قرار گرفت كه تحت تاثير شايعه پردازان قرار گرفته بود.

اما دخترش هند،با توجه بپاره اي از جرياناتي كه تاريخ اسلام،درباره وي ثبت كرده است،مي تواند نمونه اي از مادر خويش باشد و مقام قهرماني را ـ به آن معني كه هدف ماست ـ براي خود احراز كند.

در روز جنگ احد،پس از شكستي كه از طرف دشمنان اسلام،بر نيروي اسلام وارد آمد و گروهي كشته و متواري شدند،هند،زن ابوسفيان و مادر معاويه و عتبه ـ دختر ربيعه،بر روي سنگي ايستاد و با صدايي رسا چنين گفت:

ـ اينك كيفر جنگ بدر را از ما ديديد. جنگي كه بعد از جنگي ديگر واقع شود،دشوار و عظيم است.

من در غم مرگ پسر عتبه و پدر و عمو و برادرم بيتاب شده بودم.

اينك،دلم آرام شد و نذرم را انجام دادم،اي غلام وحشي،آتش سينه ام را فرو نشاندي(43)در اينجا"هند كه در مكه اسلام آورد و بمدينه مهاجرت كرده و از لحاظ ايمان و استقامت،نسخه اي برابر با نسخه وجود مادرش سلمي بود،در پاسخش چنين گفت:

اي دختر مرد بدزبان و كافر! هم دربدر خوارگشتي و هم در جاهاي ديگر.

خداوند شمشير قهرمانان برجسته بني هاشم را بامدان بر سر تو فرود آورد!

شمشيرهايي بران كه در دست شير دلاور،حمزه باز شكاري علي،بود


شیعه شناسی /  گردآوری:گروه زنان سایت تبیان زنجان
http://www.tebyan-zn.ir/zanan.html

آرشیو های مرتبط : زنان فداکار , زنان صدر اسلام ,
  

12345
 
0 نفر به اين مطلب راي داده اند
میزان متوسط :0.0 از 5

اين مطلب تا چه ميزان مورد قبول شما واقع شد ؟
 نام و نام خانوادگی : 
آدرس Email :             
کد درون تصویر را وارد نمایید                       
 
 12345 
ضعيفعــالی
ضمن تشکر از توجه شما به این مطلب , نظرات سازنده شما در هر مطلب را صمیمانه ارج نهاده و آنرا به عنوان مرجعی قابل اعتماد جهت پیشرفت و ترقی اطلاع رسانی در فضای گفتمانی مناسب , می دانیم و اميد داريم بتوانيم از حسن نظر شما در راستاي افزايش سطح ارائه محتوا و خدمت رساني بهره گيريم.
نظر شما پس از بررسی توسط بخش محتوا, قابل روئیت برای عموم خواهدبود .
(توجه: تایید نظرات به معنی قبول و یا تایید محتوای آن  از سوی تبیان زنجان نمی باشد )

 
 

48584
© 2004-2009 Tebyan. The content is copyrighted to Tebyan Cultural and Information center and may not be reproduced on other websites.