كلمه «بَسَنْت» Basant و «بهار» ،دو كلمة هندي و ايراني ،از يك ريشه مشتق شدهاند كه آن را زبان آريائيِ «هندو ايراني» ميگويند .بَسَنت به معني فصل بهار است كه از اواسط ماهِ مارس آغاز شده تا ماه مه كه مطابق با خرداد ميباشد ،ادامه دارد. علاوه بر آن نام يك سرود يا آهنگ يا دستگاه موسيقي هندي است كه مخصوصاً در فصل بهار خوانده ميشود ،و نيز گردن بندي است كه از گلهاي زرد ساخته ميشود .
كلمة «بهار» در زبان فارسي نيز معاني متعددي دارد مانند «1ـ اولين فصل سال ،ربيع 2ـ شكوفة گل هر درخت 3ـ گياهي از تيرة مركبان كه چهارگونة آن شناخته شده ،گلهايش زرد رنگ و در كوهستانهاي اروپاي مركزي و جنوبي و آسياي غربي و مركزي ميرويد و به عنوان گل زينتي نيز در باغها كاشته شود:«گل گاوچشم»، 4ـ يكي از دستگاهها و ادوار ملايم در موسيقي قديم». (1)

بدين صورت كلمة «بسنت» و كلمة «بهار» هم ريشه و هم معني هستند. بنابراين اين دو كلمه درميان دو ملت مشترك است و تقريباً فصل بهار نيز همزمان آغاز ميشود .و فصل بهار كه در كرة زمين (در هر كشور) فقط يكبار در سال ميآيد و در آن ،طبيعت پس از سرماي زمستان ،زندگي را دوباره از سرميگيرد و شادي و خوشحالي ميآورد ،در پاكستان روز مشخصي براي آغاز آن نيست ولي ماه چيت Chait در پنجاب بلكه سراسر پاكستان از اواسط ماه مارس شروع ميشود و همان اولين ماه سال و بهار است و بسنت به معني فصل بهار ميآيد .
مردم ايران و پاكستان شايد از آغاز و پيدائي چنين فصل هميشه باهم بودهاند ،همانطوريكه در فرهنگ و تمدن و دين و مذهب و ديگر شؤون زندگي اشتراك داشتهاند و دارند .
نوروز از زمانهاي بسيار دور (از زمان پادشاهي ايراني بنام جمشيد) شروع شده است و تا امروز در ايران به عنوان عيد ملي ادامه دارد و بتدريج در سرزمينهائي كه ايرانيان به آنجا مهاجرت ميكردند نيز مراسم نوروز انجام ميشده است .
يكي از سرزمينهائي كه ايرانيان بي شماري در آنجا رفته ،ساكن شدند و هيچگاه برنگشتند ،پاكستان و هند است .در طول تاريخ تقريباً هشتصدو پنجاه سالة حكومت اسلامي در شبه قاره كه بيشتر پادشاهان و سلسلهها از ايران و خراسان و فارسي زبانان بودند نه فقط زبان فارسي گسترش شاياني يافت بلكه فرهنگ ايراني نيز در آنجا پيشرفت زيادي كرد. در ميان ديگر مراسم و اعياد و جشنها ،عيد نوروز را نيز ايرانيان با ذوق و شوق خاصي برگزار ميكردند .
جشنها تقريباً در تمام شهرهاي بزرگ برپا ميشود و مردم روستاهاي اطراف و حتي بسيار دور به آن جا آمده، شركت ميكنند .
معمولاً مردم ايران در اين فصل از سال ،لباس زرد رنگ ميپوشند كه رنگ بهار و طبيعت است و جشنهاي گوناگوني برپا ميكنند.در طول تاريخ ميان اين دو ملت و كشور در برگزاري مراسم و جشنها اختلاف و فرق ايجاد شده و هر ملت طبق فرهنگ خود اين مراسم را برگزار كرده است .

در ايران،«جشن نوروز» جشن ملي است ،زيرا نوروز از اولين روز سال آغاز ميشود. در پاكستان و شبه قاره، «نوروز» اولين روز سال نيست زيرا تقويم دو كشور باهم فرق دارد و در پاكستان تقويم ملي همان تقويم ميلادي است و تقويم اسلامي فقط براي مقاصد اسلامي بكار برده ميشود ،البته تقويم عوام پنجاب ،تقويم محلي «بكرمي» است (از نام مهاراجه بكرماچيت = فاتح جهان ،كه 57 سال قبل از ميلاد مسيح آغاز ميشود )
در پاكستان اكنون (روز بسنت) بسيار كمتر رواج دارد و جاي آن را جشن بهاران گرفته است. اين جشن در سراسر پاكستان برگزار ميشود و تقريباً همة مردم آن سرزمين در آن شركت ميجويند و از نمايشهاي حيوانات تا بازيهاي سنتي و كشوري و بين المللي اجرا ميشود مانند كشتي ،دو و ميداني ،هاكي ،فوتبال ،تنيس و همچنين اسب سواري و اسب دواني و مهمتر از همه نيزه بازي و كبدي و غيره . علاوه بر آن نمايشهاي هر نوع حيوان و حتي خريد و فروش آن و به مسابقه گذاشتن بهترين حيوانات و چهارپايان مانند گاو ،گاوميش ،شتر ،اسب ،گوسفند ،بز ،خر و غيره اجرا ميشود و به بهترين و سالمترين حيوانات جوايزي تعلق ميگيرد و اينگونه جشنها در محدوده يا مكان بزرگي برپا ميشود. در اين جا هر نوع تئاتر بازي ،آكروبات بازي و بازيهاي ديگر كه در خوريك شهر بازي ميباشد در آن جشن ديده ميشود. دستههاي سرود و آهنگ و رقصهاي محلي در همه جا مشهود و ديده ميشود. مردم شاد و خندان در هواي بهاري ،شب و روز در آنجا فعاليت و تقريباً تمام روزهاي برپائي جشن در آن شركت دارند. مردم از نواحي و مناطق بسيار دور و دراز آمده ،مشغول خريد و فروش ميشوند. در سيرت سلطان غياث الدين بلبن متوفي 685 ه غلام و داماد سلطان قطب الدين ايبك و سلطان بزرگ شبه قاره كه سلطنت او تمام آن سرزمين را در برگرفته بود ،نوشته شده است كه: «مجلس جشن را نيز به تكلف آراستي و ايام عيد نوروز را به طرز پادشاهان عجم بسر بردي و در ايام جشن تا آخر روز به مجلس نشستي و پيشكشهاي خوانين و امرا از نظر گذشتي و چون پيشكش يكي از اعيان گذشتي ،مقربان صفات پسنديده و خدمات شايستة او را معروض ميداشتند. (2)
در نوشتههاي نظم و نثر امير خسرو دهلوي ،ذكر نوروز و برگزاري جشنهاي نوروز در شبه قاره زياد آمده است. در مثنوي خزائن الفتوح كه مشتمل بر احوال و اوضاع عهد سلطان علاء الدين خلج است و در سال 711 ه نوشته شده ، چندين بار ذكر بهار و نوروز آمده است .
از اين نوشتهها ميتوان نتيجه گرفت كه در قرن هفتم و هشتم هجري بلكه خيلي پيشتر از اين ،جشن نوروز در پاكستان و هند توسط مسلمانان برگزار ميشده و رواج دشته است ؛ تا اينكه امپراطوري بزرگ تيموريان گوركاني در آن سرزمين تشكيل شد و ميليونها ايراني به آن جا مهاجرت نمودند و خود ظهيرالدين بابر شاه ،مؤسس سلسله پادشاهي تيموريان گوركاني هند شديداً مراسم ايراني ، مخصوصاً نوروز را برگزار ميكرده ،چنانكه در تاريخ فرشته آمده است كه :
«چون فصل موسم بهار بود ،در كابل بزم نشاط آراست و تا در آن بلدة فردوس قرين بود صبح و شام بشرب ميگلفام و مخالطت جوانان سيم اندام اشتغال نمود... (3)
روز سه شنبه نهم جمادي الا´خر سنه مذكور كه روز نوروز بود صفهاي جنگ ترتيب دادند (4) .
و اين بيت از او است .
نوروز و نو بهار و مي و دلبري خوشست بابر به عيش كوش كه عالم دوباره نيست (5)
و همچنين جلال الدين محمد اكبر شاه گوركاني كه لقب «مغول اعظم» به او داده شد ،تقويم هجري قمري را از ميان برداشت و «تقويم جلالي» را از آغاز نوروز گرفت و همچنين روزها و ماههاي ايراني را رواج داد . (6) اكبرشاه در اول نوروز در يك طرف ترازو مينشست و هموزن خود طلا و جواهرات ميان فقرا و نيازمندان تقسيم ميكرد و جشنهاي بزرگ نوروز را گرامي ميداشت و اين رسوم در ميان تمام پادشاهان گوركاني تيموري رواج داشت چنان كه درباره جشنهاي نوروز در تاريخ ادبيات مسلمانان پاكستان و هند آمده است :
«در اصل اين يك جشن ايراني است كه در آغاز فصل بهار بر پا ميشود. در اينجا (شبه قاره) در عهد سلاطين مسلمان آغاز شد و در زمان حكومت تيموريان گوركاني نيز ادامه داشت. زمانيكه در سال 1857 ميلادي حكومت تيموريان به پايان رسيد ،اين جشن نيز خاتمه پذيرفت. البته اورنگ زيب عالمگير به خاطر اسراف و زيادهروي در برگزاري اين جشن ،آن را ممنوع قرار داد، اما پادشاهان ديگر مانند اكبر و جهانگير و شاه جهان و ديگر پادشاهان بعد از اورنگ زيب ،آن را به اهتمام خاص برگزار ميكردند. دربار را به آئين نيكوتزئين ميكردند و امرا و وزرا و درباريان با آرايش و شكوه و جلال وارد دربار ميشدند. اكبرشاه كاخها و تالارهاي مختلف را ميان اميران و وزيران و درباريان تقسيم ميكرد و آنان به سليقههاي خودشان آن را آرايش و تزئين ميكردند. مغني و مطرب ميآمدند و آهنگ و سرود ميخواندند و ميرقصيدند. به همان طريق تا نوزده روز اين جشن ادامه داشت. در شبها چراغاني ميشد و از هر سوقنديلها و فانوسها و چراغها و شمعها و لوسترها آويزان بود .در كاخها و حرمسراها نيز جشن نوروز برپا ميشد. ذوق و هنر و سليقه نورجهان تهراني ،همسر نورالدين جهانگير، در اين زمينه مورد ستايش بود و فيض و بخشش و داد و دهش او نيز زبانزد عوام و خواص بود. او در چنين مواقع، اين صفات خوب خود را كاملاً آشكار ميكرد. از آنجا كه مردم از جشنهاي نوروز لذت ميبردند ،ذوق و سليقة آنان نيز تربيت ميشد و در فرهنگ و شايستگي آنان افزوده ميشد . (7)

نورالدين جهانگير نيز سنوات جلوس خود را بر مبناي نوروز گذاشته و روز اول فروردين را جشن ميگرفته و چندان به جشنهاي اسلامي يا هندو در مقام مقايسه با جشن نوروز وقعي نمينهاده است. دربار جهانگير در نوروز شكوه و جلالي خاص مييافت و سراپا آذين بندي ميشد و آوازه خوانان و خنياگران همه جا در ترنم و پايكوبي ميشدند و اين سرور تا نوزده فروردين ادامه مييافت . حتي اگر در ايام نوروز ،جهانگير در سفر بود، مراسم را در خيمه گاه و با جلال و شكوه برگزار مينمود و از اول فروردين تا نوزده اين ماه كه «روزشرف» خوانده ميشد امرا و حكام هداياي گرانبها به خدمت ميآوردند و در اين مهم با يكديگر رقابت ميكردند. جهانگير نيز متقابلاً هدايائي به آنان ميداد . (8)
پس از تسلط انگليس در شبه قاره ،جشن نوروز نيز اهميت خود را از دست داد و فقط بعضي از مسلمانان يا افراد ايراني الاصل بطور خصوصي آن را برگزار ميكردند تا اينكه در زمان مبارزات سياسي مسلمانان عليه انگليسيهاي غاصب و سلطهگر ،كم كم جشن نوروز فراموش شد ؛ البته بصورت «جشن بهاران» باقي ماند. از سوي ديگر در ميان ملت مسلمان شبه قاره اين فكر بوجود آورده شد كه آنان هندي هستند و نوروز يك سنت ايراني و زرتشتي است كه با افكار اسلامي آنان مناسبت ندارد .
پس از تشكيل پاكستان نيز اين فكر ادامه داشت، ولي به علت تصويب «قطعنامة پاكستان» در تاريخ 23 ماه مارس 1940 ميلادي = سوم فروردين ماه 1319 ش از يكسو و آمدن فصل بهار از سوي ديگر و اين كه بعضي گروههاي اهل تشيع نوروز را با روز جانشيني حضرت علي همزمان ميدانند ،جشن نوروز به نوعي در پاكستان ادامه پيدا كرد .
گروههاي مختلفي كه ولايت حضرت علي را با نوروز همزمان ميدانند و بدين صورت نوروز را جنبه مذهبي دادهاند ،پرچمهاي بلند رنگارنگ بدست گرفته ،در يك ميدان وسيع گردهم ميآيند و به رقص و پايكوبي ميپردازند و در يك ميدان وسيع كه معمولاً فضاي سبز يا چمن است ،تمام روز را تا عصر به همين صورت ميگذرانند و ميان مردم به يكديگر تبريك ميگويند و در نزديكيهاي غروب به خانههايشان برميگردند. شب را نيز به ديدار با خانوادهها ميپردازند و مهمانيها ميدهند .
البته ناگفته نماند اينگونه مراسم كه جنبه مذهبي دارد بسيار محدود است و مورد قبول همة گروههاي اهل تشيع نميباشد و نه همه مردم در آن شركت ميجويند. اما آنچه كه در سراسر پاكستان برگزار ميشود همان شيوة همگاني است كه تقريباً 15 روز اول بهار ادامه دارد و پس از آن چون هوا كم كم گرم و گرمتر ميشود ،مردم به كارهاي زندگي عادي ميپردازند .
در پانزده روز جشن بهاران مدارس و مؤسسات آموزشي تعطيل هستند كه آن را «تعطيل بهاري» ميگويند، زيرا پيش از آن امتحانات ساليانه انجام شده و نتيجهها نيز داده شده است ،لذا دانشجويان و دانشآموزان با خيال راحت در مراسم و جشنهاي بهاران شركت ميكنند.
پي نوشتها :
1ـ فرهنگ فارسي دكتر محمد معين ،كلمة «بهار»
2ـ تاريخ فرشته ملامحمد قاسم هند و شاه متخلص به فرشته جلد اول صفحه 75 چاپ 1281 ه هند .
3ـ تاريخ فرشته جلد اول صفحه 203 چاپ هند ـ 1281 ه
4ـ همان مأخذ صفحه 208
5ـ داستان تركتازان هند ،نصرالله پورمحمد حسين خوشنويس اصفهاني ، جلد 2 چاپ بمبئي سال 1867 ميلادي صحفه 368 .
6ـ تاريخ ادبيات مسلمانان پاكستان و هند ،جلد چهارم ،دانشگاه پنجاب لاهور پاكستان ،صفحه 43
7ـ همان ،ص 17
8ـ جهانگير نامه (توزك جهانگيري) نورالدين محمد جهانگير به تصحيح محمد هاشم صفحه 27 (مقدمه چاپ بنياد فرهنگ ايران سال 1359) .