قبل از اين كه اين گزارش را بخوانيد ، بر اين نكته تاكيد ميكنيم كه وقتي از «فيوج»ها به عنوان اعضاي باندي سخن ميگوييم كه رد پايشان را در حوادث مختلف ميبينيم، به هيچ وجه منظور نظر ما همه كساني نيست كه متعلق به اين طايفه هستند.
بدون ترديد در هر طايفهاي كساني پيدا ميشوند كه شرافتمندانه زندگي ميكنند و در زندگي جز مسير مستقيم راهي خلاف نميروند و كساني هم هستند كه زندگي از راه تبهكاري را پيشه كردهاند و بر مسير اشتباه خود هم پاي ميفشرند.
اين گزارش به بررسي نقش باندهاي خلافكاري ميپردازد كه وابسته به طايفهاي هستند كه به «فيوج»ها معروفند و قطعا همه افراد متعلق به اين قشر را دربرنميگيرد.
ايستگاه اول: «دستتو بده فالت بگم، خانمجان اقبالت بلنده، ستارهات روشنه، خواهان زيادي داشتي، حالا هم خدا رو شكر كن، شوهر خوبي داري، نان راحت ميخوري و خوب ميخوابي، يه پدر خوب داري نصيحتت ميكنه، بعضي وقتها گوش ميكني و بعضي وقتها نه، اما نصيحت پدر رو گوش كن بد نميبيني.»
ايستگاه دوم: «عزيزم پايه عمرت 120 ساله، انشاءالله به كربلا ميري و به همين زوديها زائر خونه خدا ميشي، خانمجان اگه خدا بخواد مادر 12تا اولاد ميشي، يه بچه هم تو شكم داري، انشاءالله پسره، شب چهارشنبه لباستو عوض نكن، تو اين روز طالع نداري.»
ايستگاه سوم: «اي آقاجان، دستتو بكش به صورتت و بگو يا سيدالشهدا، آقاي گل، طالع به پيشوني داري، دستت دهنده است، دلت بخشنده است، 100 سال پايه عمرته، اما حالا به خاطر 2 نفر كلهشق زحمت ميكشي، نه مزد داري نه منت، كارت دعايي شده، يه نذر داري، نذرتو ادا كن، نيتت رو به خدا كن.»
ايستگاه آخر: «اي آقاجان يه مادر و دختر در فراقت ميسوزند، اما تو ديگه قصد عروسي نداري، ميگي من سوار اسب شدم و ديگه سوار خر نميشم، اما دلت هر دو جا بنده، همين طور حيروني و دلپريشون، ولي ناراحت نباش، بختت بلنده، درجهت بالا ميره، بگو انشاءالله.»
چه جملههاي آشنايي! انگار اينها را وقتي از خيابان يا كوچهاي ميگذشتهاي، بارها شنيدهاي اما شايد خودت بودي كه روزي نااميد از همه جا براي اينكه كمي خيالت راحت بشود در يك پيادهروي پررفت وآمد دستت را به دست يكي از اين پيشگوهاي دروغي دادي تا از آيندهات بگويند. شايد هم حرفهايشان را باور كردهاي. آخر آنها شگردشان اميد دادن به مردم است ولي باور كن اينها راست نميگويند. اينها مردماني از يك طايفه معروفند كه بيشترشان از راه جرم و جنايت و دروغ روزگار ميگذرانند.
فيوجها از كجا آمدهاند
به آنها فيوج ميگويند اما به كولي هم معروفند. البته براي اينكه آنها به كشور ما برسند راه درازي آمدهاند و كل دنيا را زير پا گذاشتهاند، اما هنوز درست مشخص نيست سروكلهشان از كجا پيدا شده و دقيقا از چه سرزميني آمدهاند. با اين حال 4 روايت از اسناد تاريخي برميآيد كه به تاريخچه طايفه فيوج اشاره دارد.
در روايت نخست كه سرهنگ جمشيدي در پاياننامه دوره كارشناسي ارشد خود به آن اشاره كرده اينگونه آمده است كه كوليان قرن 9 ميلادي در ايران بودهاند و از آنجا به غرب رفته و سال 1418 ميلادي عده زيادي از آنها از مجارستان و آلمان گذشتند و به سواحل بالتيك رسيدند. آنان در طول مسافرت خود در گذشتن از چندين كشور، اماننامههايي از امپراتورها دريافت ميكردند كه براي آنها حكم مجوز عبور را داشت تا اينكه در ادامه مسير به فرانسه رسيدند، اما اماننامههاي آنها در اين كشور اعتبار نداشت.
به همين جهت آنها براي دريافت مجوزي كه از لحاظ جهاني معتبر باشد به ديدار پاپ رفتند. چنانكه گفته ميشود پاپ با دلگرمي از آنان استقبال كرد و نامههايي به آنها داد تا آزادي سفر براي آنها فراهم شود. سال 1427 ميلادي كوليها براي نخستينبار مقابل دروازه پاريس كه آن زمان در اشغال انگليسيها بود ظاهر شدند و به مدت 3 هفته در آنجا چادر زدند، به طوري كه جمعيت انبوهي با كنجكاوي به ديدن آنها آمدند، اما در آن زمان رويدادهاي نامطلوبي رخ داد، يعني هنگامي كه كوليهاي جادوگر و تردست مشغول كفبيني بودند، چند كيف ناپديد شد و اسقف پاريس مردم را به خاطر سستاعتقادي و خرافي بودن بشدت سرزنش كرد.
همين شد تا كوليها مجبور شدند آنجا را ترك كرده و در بسياري از نواحي اروپا پراكنده شوند. اما دستهاي ديگر از اسناد وجود دارد كه نشان ميدهد كوليها تيرهاي از مردم هند شمالي بودهاند كه در مهاجرت خود از هند به آسياي غربي و اروپا به دو دسته تقسيم شدهاند؛ به طوري كه دستهاي از آنها از داخل سرزمينهاي مختلف عبور كرده و در مرحله نخست در مجارستان، سوئيس، آلمان و ايتاليا اقامت گزيدند و پيشقراولان آنها وارد فرانسه شدند، ولي به خاطر سوء رفتارشان از اين كشور اخراج شدند.
با اين حال، گفته ميشود دسته ديگري از اين افراد از بلوچستان به جنوب ايران، صحراي عربستان و ساحل درياي سرخ وارد شدند و صحراي سوريه را براي اقامت انتخاب كردند و مدتي هم در ارمنستان ماندند.
اين در حالي است كه دستهاي ديگر از اسناد نشان ميدهد اين طايفهها از نژاد آريايي هستند كه يك شعبه بزرگ از آن نزديك به 7 هزار سال پيش از ساحل رود جيحون به ايران آمده، سپس به هندوستان مهاجرت كردهاند.
فيوجهاي چند اسمه
اما زياد فرقي نميكند كه اين فيوجها از كجا آمده باشند، چرا كه امروز شناخت اعمال و رفتار برخي از آنها و هشداري در مقابلشان بيشتر از خاستگاه آنها اهميت دارد. ولي از آنجا كه اين طايفه در طول تاريخ، همواره از نقطهاي به نقطهاي ديگر كوچ كرده است، در كشورهاي مختلف با نامهاي گوناگوني شناخته ميشوند، به طوري كه جيپسي، بوهمين، هايدن، زيگومر، جيتانو و زينگاري از اسامي اين طايفه در كشورهاي انگليس، فرانسه، هلند، آلمان، اسپانيا و ايتالياست.
در كشور ما اين طايفه اسامي مختلفي دارند در آذربايجان قراچي، در مازندران و گرگان جوكي كردستان و كرمانشاه سوزماني، شيراز لولي و غربتو و در اصفهان فيوج گفته ميشودالبته اين طايفه با اسامي مانوش، كالو، سنت ولوت، چنگاله، حرامي، كولي و قرشمال در كشورهاي هند، تركيه، كشورهاي عربي، افغانستان و تركمنستان نيز شناخته ميشوند؛ در حالي كه در كشور ما نيز اين طايفه اسامي مختلفي دارند، به طوري كه به آنها در آذربايجان قراچي، در مازندران و گرگان جوكي، كردستان و كرمانشاه سوزماني، شيراز لولي و غربتو و در اصفهان فيوج گفته ميشود.
جالب است بدانيد طبق پژوهشي كه روي اين طايفه انجام شده، اعضاي آن اسامي منحصر به فردي دارند؛ به طوري كه صد توماني، مدهوبالا، اشرافي، هيرا، رسميه و گيلا از پركاربردترين اسامي زنان و دختران و جميل، عظيمه، اصيل، فداحسين و صاحبعلي از كاربرديترين اسامي مردانه بين آنان است.
كسب درآمد از چه راهي؟
اما اعضاي اين طايفه را در مشاغل گوناگوني ميتوان ديد؛ به طوري كه مردان فيوج بيشتر در شغلهاي آهنگري، مسگري، نجاري، ساخت دستبند، انبر، تيشه، كارد، ميخ و... مشغول به كارند؛ ولي بنا بر پژوهشهاي سرهنگ جمشيدي كفزني، كشوزني و جعل اسناد نيز پيشه برخي از مردان اين طايفه است. در اين ميان، گدايي جزو صفات بارز زنان كولي است كه از دوران كودكي تا پيري انجام ميشود. البته كار اين گدايان و دورهگردان به 4 شيوه انجام ميشود كه يك گروه از آنها كساني هستند كه در چهارراهها تجمع ميكنند و با در دست داشتن اسپند و زغالگرداني، گدايي ميكنند. گروه ديگر آنهايي هستند كه به صورت گروهي و مشترك اعم از زن و مرد و كودك به كوچهها و محلهها ميآيند و به عنوان افرادي نيازمند تقاضاي دريافت مواد خوراكي از خانوادهها را مطرح ميكنند.
دسته ديگري از اين فيوجها به صورت ثابت و در مسير پررفت و آمد با حالتي رقتبار و التماسگونه اقدام به گدايي ميكنند. اين گروه معمولا كودكان شيرخواري را به حال لخت يا نيمهلخت كنار خود نگهداري ميكنند كه گفته ميشود به خاطر اين نوع گدايي به وسيله كودكان، بچهدزدي ميان كوليها نيز رواج دارد، اما گروه چهارم اين طايفه افراد سادهلوح را هدف قرار ميدهند، طوري كه با مراجعه به منازل و با استفاده از بياني شيرين و شيوا افراد زودباور را ميفريبند و با دادن موي خرس، پنجه گرگ، مهره مار و علفهاي طبي اقدام به جادوگري و فالگيري ميكنند و براي بختگشايي دختران و خوشبختي زنان طلسم و جادو يا باطلالسحر ميدهند.
فيوجها را بشناسيد
با اين اوصاف البته ممكن است عدهاي توان شناسايي فيوجها را از ساير اقشاري كه گدايي يا كفبيني و... ميكنند نداشته باشند ولي آن گونه كه پژوهشها نشان ميدهد، اعضاي اين طايفه 5 ويژگي بارز دارند.
اين افراد اندام، دست و صورت خود را خالكوبي ميكنند و زنان آنها از چادر و روسريهاي حاشيهدار با رنگ طلايي استفاده ميكنند. رنگ پوست آنها نيز بيشتر سبزه و تيره است و زنان گوشهايشان را سوراخ كرده و حلقههاي نقرهاي از آن ميآويزند. مردان اين طايفه معمولا تصوير شير را بر دو بازوي خود خالكوبي ميكنند.
جرايم از نوع فيوجي
البته همان طور كه مشاغل و شيوههاي كسب درآمد فيوجها با هم متفاوت است، جرايمي نيز كه برخي از افراد اين طايفه انجام ميدهند دامنه گستردهاي دارد، ولي در عين حال در يك چارچوب مشخص انجام ميشود. بررسي سوابق و پروندههاي اين طايفه در محاكم نشان ميدهد كه سرقت، كلاهبرداري، جعل اسناد، تكديگري، جعل عنوان، خروج غيرمجاز از مرز، ايراد ضرب، مالخري، اعتياد، عرضه كالاهاي قاچاق، اقدام به آتشسوزي، قمار، نزاع دستهجمعي، كيفزني، كيفقاپي، گردنبندقاپي، بدلفروشي، دخلزني، يقهگيري، دستمالاندازي، ساكبري و در بسياري موارد سرقت هنگام فالگيري و كفبيني از عمدهترين جرايم اين افراد است.
اين در حالي است كه اين مجرمان شگردهاي مختلفي نيز براي انجام اعمال مجرمانه خود دارند. بررسيها نشان ميدهد بيشتر افراد اين طايفه با فريب دادن افراد سادهلوح به شناسنامه آنان دسترسي پيدا كرده و از طريق خلافكاران سابقهدار مبادرت به جعل شناسنامه كرده و به همين منظور بيشتر داراي دو يا سه شناسنامه با مشخصات غيرواقعي هستند.
همچنين اين افراد ضمن مراجعه به بانكها و فروشگاههاي پررفت و آمد با عنوان تبديل و خردكردن پولهاي درشت و هنگام شمارش پول اقدام به كفزني كرده و با عنوان كسري پول مقداري را از صندوقدار مطالبه ميكنند.
اين افراد با توجه به تسلطي كه به زبان برخي كشورها بويژه كرهاي، اسپانيولي و ايتاليايي پيدا كردهاند، ضمن پوشيدن لباسهاي نظامي و انتظامي در مكانهاي عمومي در پوشش بازرسي بدني اقدام به كفزني و سرقت ميكنند.
همچنين اين افراد با مراجعه به افراد بظاهر ثروتمند با نشان دادن يك نمونه اسكناس از كشوري كه به آنجا مسافرت كردهاند، خواستار يك سري اسكناس براي كلكسيون ميشوند و از طرف مقابل ميخواهند پولهايش را چك كرده و اسكناس مشابه را عرضه كند. در اين فاصله پول فرد مقابل را گرفته و نگاه ميكنند و مبلغ قابلتوجهي را كف زده و به طرف ميگويند كه پول موردنظرش را نيافتهاند.
همچنين آنها با ارائه يك اسكناس درشت مانند 1000 توماني يك جنس پنجاه توماني خريداري و فروشنده بقيه پول را به وي ميدهد، خريدار موقعي كه پول را پس گرفته ميشمارد، بخشي از آن را كف زده و به فروشنده اعلام ميدارد پولي را كه به وي داده كم است؛ لذا مقدار كسري كفزده را مجددا از فروشنده ميگيرد.
اين در حالي است كه برخي از آنها با كرايه خودرو و قرار دادن آن خارج از يك فروشگاه بزرگ به صورت گروهي وارد فروشگاه شده و اجناس ريز را در لباس خود مخفي و به بيرون فروشگاه مراجعه ميكنند و در خودرو ميگذارند، سپس همگي از فروشگاه خارج و اجناس را به صورت بساط يا در فروشگاهها به فروش ميرسانند.
همچنين آنها در اطراف هتلها، مسافرخانهها و پايانههاي مسافربري كمين كرده و در فرصتهاي مناسب افراد خارجي را شناسايي و تحت عنوان ماموران وسايل آنها را بازرسي ميكنند و با توجه به آشنايي با زبان انگليسي از ميزان موجودي آنان بااطلاع و ضمن شمارش مارك، دلار يا ارزهاي ديگر مبادرت به كفزني و سرقت ميكنند.
البته جرايم ارتكابي اين گروه به اين حد خلاصه نميشود و طيف گستردهاي را در برميگيرد. به همين دليل به نظر ميرسد تلاش براي به خاطر سپردن شگردهاي اين افراد و بالا بردن سطح هشياري و آگاهي اعضاي خانواده در كنار پرهيز از زودباوري و حل مشكلات از طريق پيشگوييهاي شيادانه ميتواند راهي مناسب جهت مقابله با اين شگردها و در نتيجه تحمل خسارات حاصل آن باشد.
ضمن آنكه مجدد تاكيد ميكنيم درج اين گزارش به منظور اطلاعرساني از نحوه عملكرد كساني است كه با عنوان باند فيوجها هميشه در حوادث ردپايي از آنها ميبينيم و قطعا به معناي ناديدهگرفتن برخي از اعضاي اين طايفه كه از شرارت و تبهكاري نفرت دارند،نيست.
مريم خباز
جام جم آنلاين