افلاطون ميگفت: «سن بيش از آنچه بيفزايد، ميكاهد» اما خودش هميشه گوش به سقراط 60 سالهاي داشت كه تا آخر عمر، چيزي از معرفت و خلاقيتاش کم نشد..... اليور وندل هلمز، پزشك و نويسنده امريكايي هم در جوانياش حرفي زد كه بعدها پشيمان شد: «اگر 40 سالتان شده و مشهور نيستيد، ديگر شمشيرتان را غلاف كنيد!» او تمام شهرتاش را مديون كتاب «مستبد ميز صبحانه» است كه در 50 سالگي نوشت. پرفروشترين كتاب او (زندگينامه رالف والدو امرسون) هم در 75سالگياش منتشر شد. با اين حال، بعضيها ميگويند: «قاعده بر اين است که خلاقيت نويسندگان در جواني ميميرد» اما اين قاعده در مثالهاي نقض خودش غرق ميشود. جان ميلتون، شاعر انگليسي که در44 سالگي نابينا شد، موفقترين كتابهايش را در 57 سالگي (بهشت از دست رفته) و 62 سالگي (بهشت بازيافته) نوشت. «يادداشتهاي خاطرات حوا» و «ميراث 30 هزار دلاري» را هم مارك تواين در 71 سالگي نوشته. ديويد بلاسكو، دراماتيست امريكايي هم بيشتر نمايشنامههاي موفقش را بعد از 70 سالگي نوشته و خلاصه، اين رشته سر دراز دارد.
يکطرفه هم به قاضي نرويم. تاريخ ميگويد مخترعان خلاق، با افزايش سن، تعداد اختراعاتشان کمتر شده. ولي شما فكر ميكنيد چرا؟ الكس آسبورن، يكي از پيشگامان آموزش تكنيكهاي خلاقيت، به اين سوال پاسخ ميدهد: «چون بيشتر آدمهاي خلاق بعد از كسب چند موفقيت، دست از تلاش برميدارند. اغلب ما وقتي در خصوص درآمد و منزلت اجتماعيمان احساس امنيت ميكنيم، انگيزه و تلاشمان كمتر ميشود.» شايد اين گفته سامرست موام پايانبندي مناسبي براي اين بحث باشد: «تصور و تخيل، اصل و اساس خلاقيتاند که با تمرين رشد ميكنند و بههيچوجه محدوديت سني ندارند.»
|