شاید هر گاه که از موسیقی می پرسیم تعاریف متفاوتی از آن دریافت کنیم که همه به نوعی درست و قابل تامل می باشند .
- بعضی موسیقی را تراوش احساسات و اندیشه های آدمی و مبین حالات درونی وی می دانند
- یا از آن به عنوان هنر بیان احساسات بوسیله اصوات یاد شده است
اما موسیقی و تعریف آن فراتر از تعریف در الفاظ است و شگفتی آن نیز در همین است . به بیانی موسیقی جبران ناکامی های زبان است و شیوه ای برای بیان احساسات نا ملموس و مامنی است برای روح و آنجا که کلامی قادر به بیان احساس نیست ، موسیقی است که بار مسؤلیت احساسات و نا گفته های درونی روح آدمی را به دوش می کشد شنیدن یک آهنگ آرام بخش و جذاب می تواند به خستگی روزانه ما پایان دهد .
واژه موسیقی که در عربی قی تلفظ می شود ریشه یونانی دارد .
کلمه موزیک از یونان آمده و در زمان قدیم تمام هنرها را موزیک می نامیدند و برای هر چیز رب النوعی داشتند و آن را (( موز )) می گفتند .
- آپولو apollo خدای شعر و موزیک و رهبر 9 الهه با اسامی زیر بود
1- اویتریپ euterp 2- پولی هیمنیا polyhymnia3- اراتو eruato4- تالیا thalia 5- ترب سیخوره terosichore 6- ملپومنه melpomene 7- کالییوپ kaliope 8- کلییو klio9- اورانیا -- urania، اما از دو هزار سال پیش کلمه موز پایه ی موزیک قرار گرفت و آنرا فقط به هنر موسیقی ( موزیک ) منحصر نموده اند .
در دوره ی اسلامی از زمان خلیفه عباسی توجه به آثار یونانی آغاز شد و سپس در همین دوران بود که واژه موسیقی راه یافته به تدریج جایگزین غنای عربی شد .
- بر اساس مدارک موجود واژه موسیقی و هم خانواده های آن در مفاتیح العلوم خوارزمی و رساله موسیقی اخوان الصفا دیده می شود که هر دو متعلق به سده چهارم هجری (( دهم میلادی )) است .
خوارزمی در تعریف موسیقی می گوید : موسیقی به معنی پیوند آهنگهاست ....
اما شاید در تعریفی ساده موسیقی را بتوان صداهای خوشایندی دانست که انسان از شنیدن آن احساس لذت می کند .
با بالا رفتن سطح فرهنگ و هنر مردم ، معلوم شد صداهای خوشایند ، صداهایی هستند که از نظمی خاص پیروی می کنند و بین آنها نسبت های معینی وجود دارد .
به همین خاطر عدد در موسیقی دارای اهمیت بسیاری است . تا جایی که فیثاغورث معتقد است که عدد اصل وجود در آفرینش است .
پیروان او اجسام را هر یک عددی می دانستند و معتقد بودند که چون کرات آسمانی و افلاک از یکدیگر فاصله های معینی دارند از نسبت آنها نغمه ها ساخته می شود و آوازها در اصل ناشی از حرکت افلاک هستند .
ابوعلی سینا می گوید : موسیقی علمی است ریاضی که در آن چگونگی نغمه ها ، از نظر ملایمت و تنافر و چگونگی زمان های بین نغمه ها بحث می شود تا معلوم شود که لحن را چگونه باید تالیف کرد .
ابونصر فارابی در احصاءالعلوم موسیقی را علم شناسایی الحان می داند که شامل دو علم است یکی علم موسیقی عملی و دیگری علم موسیقی نظری . امروزه نیز این تقسیم بندی در موسیقی وجود دارد .
افلاطون موسیقی را یک ناموس اخلاقی می داند که روح به جهانیان و بال به تفکر و جهش به تصور و ربایش به غم و شادی و حیات به همه می بخشد .
موسیقی مرزها را در می نوردد و زبانی می شود که تمامی ملل می توانند به آن سخن بگویند . اما باید به این نکته توجه داشت که درک و احساس از یک قطعه موسیقیایی بستگی دارد به عواملی همانند ، فرهنگ و محیط و جامعه ای که شنونده در آن رشد کرده و نوع اعتقادات و طرز تفکری که با آن عجین شده و سیاقی است که از آن تاثیر پذیرفته .
مرحوم خالقی در کتاب نظمی به موسیقی می نویسد : موسیقی صنعت ترکیب اصوات و صداهاست به طوری که خوشایند باشد و سبب لذت سامعه و انبساط و انقلاب روح گردد .
- شوپنهاور در تعریف خود می گوید : همه هنرها می خواهند به موسیقی ختم شوند .
بتهون در تعریف زیبای خود می گوید : موسیقی مظهری است عالیتر از هر علم و فلسفه ای .
اما موسیقی هر چه هست سر چشمه ایی از درون انسان دارد و مخلوقی است که از روح آدمی جان گرفته و به روح آدمی جان می دهد .
باید به این نکته نیز اشاره داشت موسیقی علاوه بر اینکه غذای روح است ، درمانی برای جسم نیز محسوب می شود . موسیقی به روح ما تعلق دارد و روح ما متعلق به همان جایی است که موسیقی ما به آن تعلق دارد .
موسیقی سنتی ایران ، شامل قطعاتی است که در مجموع به عنوان ردیف موسیقی ایرانی از آن یاد می شود. امتیاز موسیقی ایرانی در امکانات وسیع مقامی و ملودی های غنی آن است .
این موسیقی هنری است بسیار ظریف و عمیق با پیشینه ای غنی و تاریخی .
که نمونه آن را در طاق بستان در تصویری که خسرو پرویز در حال گوش دادن به نوای چنگ و عود است مشاهده می کنیم . باید به این نکته اشاره کرد که در سال گذشته هفت دستگاه موسیقی ایرانی به ثبت جهانی رسید و این مایه مباهات هنر و فرهنگ و هنرمندان این مرز و بوم است .
اما این هنر اصیل و نیاز بی گفتگوی روح آدمی در هیاهوی روزگار ما و عدم حمایت های مسولانه بی نشان شده است و چه بسا رو به انحطاط نهد .
باشد که به آن ارج نهند و نهیم .
باز منتشر شده توسط alimohamadit در وب سایت تبیان مرکز زنجان