مسابقه دین و اندیشه خانه قرآن باشگاه کاربران جامعه ورزشی خانواده خوشبخت دنیای کودکان آشپزی و تغذیه موبایل دانش و تکنولوژی مجله سلامت سیاست گردشگری
دنیای عکس و عکاسی اقتصاد زنان ادبیات هــنر سینما و تلویزیون بزرگان و مشاهیر مهدویت سرگرمی دانلود نرم افزار مرکز کتاب پایگاه ها جستجو روابط عمومی مقالات
     
صفحه اصلی وب سایت فید مطالب وب سایت عضویت رایگان در وب سایت جستجو در وب سایت سوالات رایج نقشه وب سایت درباره ما تماس با ما  

حتما ببینید
امر به معروف و نهی از منکر
احادیث حضرت محمد
بیانات حضرت آیت الله خامنه ای مدظله
عکس و عکاسی مقالات
لینکستان وب سایت های مفید
لینکستان تبیان زنجان معرف وب سایت شما
طبقه بندی موضوعی مطالب
فعال ترین اعضا این ماه
ارسال دعوتنامه


آیا مایلید دوستان خود را نیز دعوت به مشاهده محتوای بروز این وب سایت کنید ؟
آیا میدانید با ارسال هر دعوت نامه 5 امتیاز( به همراه 15 امتیاز رزرو) به مجموع امتیازات شما افزوده میشود ؟



 

دریافت رایگان مطالب
آیا میدانید میتوانید مقالات وب سایت را با استفاده از قدرت گوگل و بصورت روزانه در ایمیل خود دریافت و مطالعه کنید ؟؟
بیش از صد ها عنوان مطلب خواندنی را روزانه به همین راحتی و هر زمان که مایلید مطالعه کنید !
عضویت رایگان دریافت مقالات در ایمیل

برای مشاهده توضیحات بیشتر اشاره گر ماوس خود را روی هر عنوان نگه دارید . بخش مطالب روزانه اعضاء سرویس دیگری از خدمات وب سایت به اعضا میباشد که شما را قادر می سازد  مطالب و علاقه مندی های خود را در وب سایت درج نمایید .

این امکان زمینه حضور جدی شما را در دنیای مجازی اینترنت فراهم آورده و ضمن انتشار محتوای شما بنام خودتان ,  با کمک سرویس معرفی به موتور های جستجو , آنرا در  صدر جستجو ها و معرض دید هزاران کاربر روزانه  اینترنت و وب سایت قرار  دهد و کمک می کند  براحتی در جمع کاربران فعال خانواده ما قرار بگیرید .

توجه : نوشته  و مطالب این بخش دارای هویت شخصی از سوی کاربران ( ساختار وب لاگ) بوده و مسئولیت آن به عهده کاربر می باشد .
قوانین ارسال مطلب را ببینید تبیان زنجان با تایید نمایش مطالب ارسالی کاربران آنرا تایید محتوایی و قابل استناد نمی کند . مديران محتوا تنها حق اصلاح يا حذف مطالب نامربوط ( دارای مشکل فنی نمایش و ناقض قوانین ارسال مطلب هر بخش ) را دارند.

 
نوشته شده توسط bagerihamidi با 87 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 3250
     درج شده در 2121 روز و 4 ساعت و 16 دقیقه قبل
    

نقدِ فيلم                             

خانه‌ي ِ دوست كجاست؟

نويسنده و كارگردان: عباس كيارستمي (متولد 1319)

 

شخصيت‌هايِ فيلم: احمد احمدپور، محمدرضا نعمت زاده، معلمِ مدرسه، مادر احمد پور،

                              پيرزنِ همسايه، پسرِ همسايه، پدر بزرگِ احمد، قهوه چي،  نجارِ پير، و

                               مردان و زنانِ روستاهايِ كوكر و پشته

 

فيلمِ 'خانه‌يِ دوست كجاست؟' داستانِ پسربچه‌اي به نامِ احمد احمدپور است كه در كلاسِ دومِ دبستان درس مي‌خواند. در تمامِ مدتِ نمايشِ فيلم، احمد خانه‌يِ دوستش، محمدرضا نعمت زاده، را مي‌جويد تا دفترچه‌ي مشقِش را به او برساند. معلمِ دبستان شاگردان را تهديد كرده بود كه هركس مشق ننويسد از مدرسه اخراج خواهد شد. اين تهديد انگيزه‌يِ كافي برايِ احمد ايجاد مي‌كرد كه جستجويِ خود را تا جايي ادامه دهد كه ساختارِ فيلم كامل گردد.

ورودِ احمد به خانه‌يِ خودشان و آغازِ كارش او را بسرعت در فضايي قرار مي‌دهد كه با سادگي و زيبايي گسترش مي‌يابد. هنگامي كه احمد دفترچه‌‌يِ مشقِ نعمت زاده را دركيفِ خود مي‌يابد، مدتِ اندكي از زمانِ تهديدِ معلم گذشته‌است. احمد به شدت نگران مي‌شود و از همين نقطه كشمكشِ او با جهانِ بزرگسالان آغاز مي‌شود. سخنِ پياپيِ احمد را مادرش نمي‌شنود و مانند معلم او را به انجامِ كارهاي ِ خانگي وادار مي‌كند. مادر در كارِ رختشوييِ خودش چنان سرگرم است كه متوجه آشفتگي خواسته‌هايِ خود از پسرِ نگرانش نيست. كشمكشِ پسر و مادرش  با فرارِ پسر به بيرون به بهانه‌يِ خريدِ نان پايان مي‌يابد. احمد از خانه بيرون مي‌رود و به دنيايِ گسترده‌يِ بيرون پا مي‌گذارد. در گذرِ شتابناكِ احمد از بازار و از ميانِ پيرمردانِ بيكار روستا، تقابلِ شخصيتِ محوري و محيطِ پيرامون به نمايش در مي‌آيد. برخورد پدربزرگ با احمد و دستور او به بچه براي آوردنِ سيگار از خانه، فاصله‌يِ صميميتِ پاكِ كودك و خودخواهيِ آشفته‌يِ مردي كهنسال را نمابان‌تر مي‌سازد.  نتيجه‌يِ اخلاقي كه پدربزرگ از داستانِ تربيتي خود مي‌گيرد تلاشي شكست خورده برايِ نگهداشتِ رابطه‌اي سنتي از گذشته است. پيرمرد آگاه نيست كه پيروزيِ او بر نسلِ جديد تنها در حوزه‌يِ سخن و درگواهيِ مرداني‌ پيرتر از خود

 

باقي است. او و همسالانش مدتها پيش قدرتِ حكمراني در مقياسِ كوچك را در پايِ ديوارهايي پوسيده و در حالِ ويراني رها كرده‌اند.

احمد به روستايِ پشته مي‌رود. در فراز و فرودِ كوچه‌هايِ روستايِ پشته و در گذرگاه‌هايِ ترسناك برايِ يك كودك، با دو گروه برخورد مي‌كند. گروهِ اول كودكاني هستند كه سخن او را مي‌شنوند و به او پاسخ مي‌دهند. گروهِ دوم بزرگسالانِ بسياردان و بيچاره‌اي هستند كه يا گفته هايِ احمد را نمي‌شنوند و يا پاسخي به او نمي‌دهند. روابطِ انسانها در اين برخوردها سزاوار انديشيدن است. بزرگسالان اين كودك نگران را به نفع خود به كار مي‌گيرند. در پشته، احمد در مي‌يابد كه محمدرضا و پدرش چند لحظه پيش به روستايِ كوكر رفته‌اند. احمد به سرعت به كوكر بر مي‌گردد و مردي به نامِ آقايِ نعمت زاده را در حالِ خريدنِ يك در پيدا مي‌كند. او تنهاست و محمد رضا با او نيست. آقايِ نعمت زاده چنان سرگرمِ كارش است كه حتا صدايِ احمد را نمي‌شنود. برايِ تاكيدِ فراوان بر دو ديدگاهِ ناهمسان از دريافتِ پديدارها، نعمت زاده ورقي از دفترِ مانده در دست ِپسرِ را برايِ نوشتنِ رسيدِ پول پاره مي‌كند. او هيچ توجهي ندارد كه اين دفترسبب چه نگرانيِ بزرگ، و البته زيبايي، شده است. دفتر تبديل به جسمي شده كه ديدگاهِ دو گروه از مردم درآيينه‌يِ آن به نمايش در مي‌آيد. نعمت زاده روانه‌يِ روستايِ پشته مي‌شود. احمد نيز به دنبالِ او راه آمده را بازپس مي‌پيمايد و خيلي دير در مي‌يابد كه آن نعمت زاده، پدر احمد، يعني دوستش نيست. در پشته، پسرِ همان نعمت زاده راهِ خانه‌يِ محمدرضا را به او نشان مي‌دهد.

 احمد احمدپور در راهِ رفتن به سوي خانه‌يِ محمدرضا نعمت زاده، با پيرمرد نجاري برخورد مي‌كند و زيباترين نمايِ فيلم هم شكل مي‌گيرد. پيرمردِ نجار همراهِ احمد راه مي‌افتد تا خانه‌يِ محمدرضا نعمت زاده را به او نشان دهد. روز هم به پايان رسيده و سايه‌ي ِ تاريكي حس مي‌شود. پيرمرد در راه سرگذشتِ خود را در مقياسِ درها و پنجره‌هايي كه ساخته به احمد باز مي‌گويد. كارِ خود را در  يك يكِ درها و پنجره ها نشان مي‌دهد. حتا 'درِخانه يِ دوستِ احمد' را نيز او ساخته است. در اين سكانس، نيازِ پيرمرد به احمد بسيار بيشتر از نيازِ احمد به اوست. پيرمرد كسي را يافته كه ناچار است به سخنِ حسرت بارِ او گوش دهد. پيرمرد  بي‌شتاب حرف مي زند. شبِ فروافتاده بر مكاني بيگانه نيز برايِ پسر كم‌سال فضايي ترسناك ايجاد كرده و او را ناگزير ساخته است كه به آهنگِ گام‌هايِ پيرمرد گام بردارد. پيرمردِ سرگشتگيِ خود را بيان مي‌كند. او گرفتارِ اين خيال است كه چرا درهايِ چوبي را با درهايِ آهني عوض

مي‌كنند و نيز درها و پنجره هايِ چوبيِ كارِ دستِ خودش را به كجا مي‌برند. رفتنِ آن دو به سرانجامِ دلخواه نمي‌رسد. خانه‌يِ محمدرضا نعمت زاده خاموش است. احمد نا اميد از يافتنِ دوست و پيرمرد نا اميد از نگه داشتنِ شنونده‌ايِ خوب بر مي‌گردند. پيرمردِ نجار به جهانِ تنهاييِ خود پناه مي‌برد و پنجره‌اي را كه بين او و احمد گشوده شده بود مي‌بندد. احمد راهِ كوكررا در پيش مي‌گيرد تا سعيِ   ميانِ ِ صفا و مروه‌يِ خود را كامل نمايد.

نمايِ بسته‌يِ خانه يِ احمدپورها در شب غم غربت انسان را به نمايش مي‌گذارد. پدر راديويي را در دست گرفته و موج آن را بي‌هدف مي‌گرداند. پس از مدتي راديو را خاموش مي‌كند و بدونِ هيچ سخني به خواب پناهنده مي‌شود. پدر بزرگِ آموزگار در هنگامِ روز در گوشه‌اي نشسته و غرق در درماندگيِ خويش است. تنها ارتباطِ انساني را مادر از طريقِ دادنِ شامِ احمد ايجاد مي‌كند. البته اين ارتباط هم بي‌نتيجه مي‌ماند زيرا نگرانيِ احمد برايِ اخراجِ محمدرضا نعمت زاده از مدرسه نمي‌گذارد او به خوردن نيازي حس كند. اهلِ خانه به خواب مي‌روند تا خستگيِ روز را فرو بنشانند. احمد بيدار و نگران است و در بيرون از خانه بادِ شديدي جهان را مي‌آشوبد، پنجره يِ بازِخانه را بر هم مي‌زند تا تنهايي و اندوهِ احمد را ژرف تر نشان دهد.

آشكار است كه احمد خسته تر از تمام افراد خانه است. همه مي‌خوابند، اما او بيدار مي‌ماند تا در جهاني كه روابط انسان ها زوال يافته، پاسدارِ حرمتِ دوستي باشد. او هنوز خردسال است و روابطِ ماديِ بشر او را آلوده‌يِ خويش نساخته است. اگر كور سويي برايِ پيوند پاكِ انسان ها باقي باشد، آن اميد را بايد در احساسِ زلالِ كودكان جستجو كرد. در چنين شبي احمد خودش مشقِ محمدرضا را مي‌نويسد.

نمايِ پاياني فيلم كشمكش دو جهان بزرگسالان و كودكان را به سامان مي‌رساند. احمد دفتر را به محمدرضا مي‌دهد. او دفترش را باز مي‌كند. در محلِ مشقِ شب، شاخه گلي نيز گذاشته شده است. معلم نه گل را مي‌بيند و نه آن همه تلاشِ عاشقانه‌اي راكه برايِ انجامش كشيده‌شده حس مي‌كند.  تنها خطي بر مشقِ محمدرضا مي‌كشد تا وظيفه‌يِ خود را انجام داده باشد. دوربين رويِ شاخه يِ گل ثابت مي‌ماند تا نشان دهد آن گل تصويري از دوستي و نيز هديه يِ فيلم ساز به تماشاگر مي‌باشد.

با چنين تماشايي از فيلم به اين نتيجه مي‌رسيم كه موضوعِ فيلم روابط در هم شكسته‌يِ انسان‌هاو رنجي است كه آدمي از بي‌اعتنايي ديگران مي‌كشد. اين رنج از طريقِ تقابلِ جهانِ كودكان و بزرگسالان به تصوير كشيده شده است. موفقيتِ فيلم در گستردگيِ موضوع و شكلِ بيان آن است. هر انساني به مركزيتِ خود، جهاني ساخته است و ديگران را هيچ مي‌پندارد. گذرِ زمان به او نشان مي‌دهد كه خود نيز ذره‌ايِ ناچيز، ناديده گرفته‌شده و بي‌اعتنايي چشيده اشت. از سويي، حركت شخصيتِ محوريِ فيلم از خانه به گستره‌يِ بازِ جامعه و مشاهده‌يِ روابطِ حاكم بر آن چنين مي‌نمايد كه تنهاييِ انسان در جهان حاصل سودجوييِ افراد تشكيل دهنده‌يِ آن است. اين تنهايي، بشر را اندوهناك مي‌كند و اندوه هنگامي سنگين‌تر مي‌شود كه انسان به دنبالِ مفهومي انساني‌تر و شايسته‌يِ آدمي تن به تلاشي جانكاه بدهد، اما سعيِ او از طرفِ همه ناديده گرفته شود.   


باز منتشر شده توسط bagerihamidi در وب سایت تبیان مرکز زنجان



توجه : مدیریت وب سایت در صورت دریافت مجوز قانونی از سوی مراجع ذیصلاح نسبت تغییر در محتوای  ارسالی کاربران و یا مراحل قانونی اعلام شده اقدام خواهد نمود.
تبیان زنجان با تایید نمایش مطالب ارسالی کاربران آنرا تایید محتوایی و قابل استناد نمی کند . مديران محتوا تنها حق اصلاح يا حذف مطالب نامربوط ( دارای مشکل فنی نمایش و ناقض قوانین ارسال مطلب هر بخش ) را دارند.
© 2004- Tebyan. The content is copyrighted to Tebyan Cultural and Information center and may not be reproduced on other websites.