بخش مطالب روزانه اعضاء سرویس دیگری از خدمات وب سایت به اعضا میباشد که شما را قادر می سازد مطالب و علاقه مندی های خود را در وب سایت درج نمایید .
این امکان زمینه حضور جدی شما را در دنیای مجازی اینترنت فراهم آورده و ضمن انتشار محتوای شما بنام خودتان , با کمک سرویس معرفی به موتور های جستجو , آنرا در صدر جستجو ها و معرض دید هزاران کاربر روزانه اینترنت و وب سایت قرار دهد و کمک می کند براحتی در جمع کاربران فعال خانواده ما قرار بگیرید .
توجه : نوشته و مطالب این بخش دارای هویت شخصی از سوی کاربران ( ساختار وب لاگ) بوده و مسئولیت آن به عهده کاربر می باشد . قوانین ارسال مطلب را ببینید
یکی از نکات برجسته زندگانی حضرت رضا علیه السلام مناظرات ایشان با بزرگان یھود و مسیحیت بود که درآن حضرت در باره موضوعاتي چون اثبات نبوت پیامبر اسلام صلی الله و علیه و آله، نقد الوھیت حضرت عیسيعلیه السلام و نفي اين ھماني اناجیل كنوني و انجیل اصلي به كتاب مقدس خود يھود و مسیحیان استنادكرده است.مناظره خواندنی امام رضاعلیهالسلام با جاثلیق عالم بزرگ مسیحي در ادامه آمده است:ھنگامي که علي بن موسي الرضا علیهالسلام وارد بر مأمون شد. او به فضل بن سھل، وزير مخصوصشدستور داد که پیروان مکاتب مختلف را مانند جاثلیق (عالم بزرگ مسیحي) و رأس الجالوت (پیشواي بزرگيھوديان) و رؤساي صائبین و ھربز اکبر (پیشواي بزرگ زردشتیان) و نسطاس رومي (عالم بزرگ نصراني) وھمچنین علماي ديگر علم کلام را دعوت کند تا سخنان آن حضرت را بشنوند و ھم آن حضرت سخنان آنھا را.ھدف مأمون از اين کار اين بود که به پندار خويش مقام امام علیهالسلام را در انظار مردم پايین بیاورد، بهگمان اينکه امام علیهالسلام تنھا به مسائل سادهاي از قرآن و حديث آشناست و از فنون علم و استدلالبيبھره است.اين مجلس تشکیل شد و مأمون رو به جاثلیق کرد و گفت: اي جاثلیق! اين پسر عموي من موسي بن جعفرعلیهالسلام است. او از فرزندان فاطمه سلام الله علیھا دختر پیامبر ما، و فرزند علي بن ابیطالب علیهالسلاماست. من دوست دارم با او سخن بگويي و مناظره کني، اما طريق عدالت را در بحث رھا مکن.جاثلیق گفت:اي امیر مؤمنان! من چگونه بحث و گفتگو کنم که (با او قدر مشترکي ندارم) او به کتابياستدلال ميکند که من منکر آنم و به پیامبری عقیده دارد که من به او ايمان نیاوردهام.
در اينجا امام علیهالسلام شروع به سخن کرد و فرمود: اي نصراني! اگر به انجیل خودت براي تو استدلال کنماقرار خواھي کرد؟جاثلیق گفت: آيا ميتوانم گفتار انجیل را انکار کنم؟ آري به خدا سوگند اقرار خواھم کرد ھرچند به ضرر منباشد.امام علیهالسلام فرمود: ھرچه ميخواھي بپرس و جوابش رو بشنو.جاثلیق: درباره نبوت عیسي و کتابش چه ميگويي؟ آيا چیزي از اين دو را انکار ميکني؟امام علیهالسلام: من به نبوت عیسي و کتابش و به آنچه به امتش بشارت داده و حواريون به آن اقرار کردهاند، اعتراف ميکنم و به نبوت (آن) عیسي که اقرار به نبوت محمد صلی الله و علیه و آله و کتابش نکرده وامتش را به آن بشارت نداده کافرم!جاثلیق: آيا به ھنگام قضاوت از دو شاھد عادل استفاده نميکني؟امام علیهالسلام: آري.جاثلیق: پس دو شاھد از غیر اھل مذھب خود از کساني که نصاري شھادت آنان را مردود نميشمارند برنبوت محمد صلی الله و علیه و آله اقامه کن و از ما نیز بخواه که دو شاھد بر اين معنا از غیر اھل مذھب خودبیاوريم.امام علیهالسلام: ھم اکنون انصاف را رعايت کردياي نصراني، آيا کسي را که عادل بود و نزد مسیح،عیسي بن مريم مقدم بود ميپذيري؟جاثلیق: اين مرد عادل کیست، نامش را ببر؟امام علیهالسلام: درباره 'يوحناي' ديلمي چه ميگويي؟جاثلیق: به به! محبوبترين فرد نزد مسیح را بیان کردي!امام علیهالسلام: تو را سوگند ميدھم آيا انجیل اين سخن را بیان ميکنند که يوحنا گفت: حضرت مسیحمرا از دين محمد عربي با خبر ساخت و به من بشارت داد که بعد از او چنین پیامبري خواھد آمد، من نیز بهحواريون بشارت دادم و آنھا به او ايمان آوردند؟جاثلیق گفت: آري! اين سخن را يوحنا از مسیح نقل کرده و بشارت به نبوت مردي و نیز بشارت به اھل بیت ووصیش داده است؛ اما نگفته است اين در چه زماني واقع ميشود و اين گروه را براي ما نام نبرده تا آنھا رابشناسیم.امام علیهالسلام: اگر ما کسي را بیاوريم که انجیل را بخواند و آياتي از آن را که نام محمد صلی الله و علیه وآله و اھل بیتش و امتش در آنھا است، تلاوت کند آيا ايمان به او ميآوري؟جاثلیق: بسیار خوب است.امام علیهالسلام به نسطاس فرمود: آيا سفر سوم انجیل را از حفظ داري؟نسطاس گفت: بلي، از حفظ دارم.سپس امام به رأس الجالوت (بزرگ يھوديان) رو کرد و فرمود: آيا تو ھم انجیل را ميخواني؟ گفت آري به جانخودم سوگند. فرمود سِفرِ سوم را بر گیر، اگر در آن ذکري از محمد و اھل بیتش بود به نفع من شھادت ده واگر نبود شھادت نده. سپس امام علیهالسلام سفر سوم را قرائت کرد تا به نام پیامبرصلی الله و علیه و آلهرسید، آنگاه متوقف شد و رو به جاثلیق کرد و فرمود:اي نصراني! تو را به حق مسیح و مادرش آيا قبول داريکه من از انجیل باخبرم؟جاثلیق: آري.سپس امام علیهالسلام نام پیامبر صلی الله و علیه و آله و اھل بیت و امتش را براي او تلاوت کرد؛ سپسافزود: اي نصراني! چه ميگويي، اين سخن عیسي بن مريم است؟ اگر تکذيب کني آنچه را که انجیل دراين زمینه ميگويد، موسي و عیسي ھر دو را تکذيب کردهاي و کافر شده اي.جاثلیق: من آنچه را که وجود آن در انجیل براي من روشن شده است، انکار نمي کنم و به آن اعتراف دارم.امام علیهالسلام: ھمگي شاھد باشید او اقرار کرد، سپس فرمود: اي جاثلیق ھر سوالي ميخواھي بکن.جاثلیق: از حواريون عیسي بن مريم خبر ده که آنھا چند نفر بودند و نیز خبر ده که علماي انجیل چند نفربودند؟امام علیهالسلام: از شخص آگاھي سؤال کردي، حواريون دوازده نفر بودند و اعلم و افضل آنھا لوقا بود. (اماعلماي نصاري سه نفر بودند، يوحناي اکبر در سرزمین باخ، يوحناي ديگري در قرقیسا و يوحناي ديلمي در رجازو نام پیامبر و اھل بیت و امتش نزد او بود، و او بود که به امت عیسي و بني اسرائیل بشارت داد.)سپس فرمود:اي نصراني! به خدا سوگند ما ايمان به آن عیسي داريم که ايمان به محمد داشت، ولي تنھاايرادي که به پیامبر شما عیسي داريم اين بود که او کم روزه ميگرفت و کم نماز ميخواند!جاثلیق ناگھان متحیر شد و گفت: به خدا سوگند علم خود را باطل کردي و پايه کار خويش را ضعیف نمودي ومن گمان ميکردم تو اعلم مسلمانان ھستي.امام علیهالسلام: مگر چه شده؟جاثلیق: به خاطر اينکه ميگويي عیسي ضعیف و کم روزه و کم نماز بود، در حالي که عیسي حتي يک روز راافطار نکرد و ھیچ شبي را (به طور کامل) نخوابید و صائم الدھر و قائم اللیل بود.امام علیهالسلام: براي چه کسي روزه ميگرفت و نماز ميخواند؟!
جاثلیق نتوانست پاسخ گويد و ساکت شد (زيرا اگر اعتراف به عبوديت عیسي ميکرد با ادعاي الوھیت اوسازگار نبود)امام علیهالسلام:اي نصراني! سؤال ديگري از تو دارم.جاثلیق با تواضع گفت: اگر بدانم پاسخ ميگويم.امام علیهالسلام: تو انکار ميکني که عیسي مردگان را به اذن خداوند متعال زنده ميکرد؟جاثلیق در بن بست قرار گرفت و بنا به ناچار گفت: انکار ميکنم، چرا که آن کس که مردگان را زنده کند و کورمادرزاد و مبتلا به برص را شفا دھد او پروردگار است و مستحق الوھیت.امام علیهالسلام: حضرت الیسع نیز ھمین کار را ميکرد و او بر آب راه ميرفت و مردگان را زنده کرد و نابینا ومبتلا به برص را شفا داد، اما امتش قائل به الوھیت او نشدند و کسي او را عبادت نکرد. حزقبل پیامبر نیزھمان کار مسیح را انجام داد و مردگان را زنده کرد.سپس رو به رأس الجالوت کرده فرمود:اي راس الجالوت، آيا اينھا را در تورات مييابي که بخت النصر اسیرانبني اسرائیل را در آن زمان که حکومت با بیت المقدس مبارزه کرد به بابل آورد، خداوند حزقیل را به سوي آنھافرستاد و او مردگان آنھا را زنده کرد؟ اين واقعیت در تورات مضبوط است، ھیچ کس جز منکران حق از آن راانکار نميکنند.راس الجالوت: ما اين را شنیده ايم و ميدانیم.امام علیهالسلام: راست ميگويي، سپس افزود:اي يھودي اين سِفر از تورات را بگیر و آنگاه خود شروع بهخواندن آياتي از تورات کرد، مرد يھودي تکاني خورد و در شگفت فرو رفت.سپس امام رو به نصراني کرد و قسمتي از معجزات پیامبر اسلام را درباره زنده شدن بعضي از مردگان بهدست او و شفاي بعضي از بیماران غیرقابل علاج را به برکت او برشمرد و فرمود: با اين ھمه ما ھرگز او رارا « الیسع و حزقیل » پروردگار خود نمي دانیم، اگر به خاطر اينگونه معجزات، عیسي را خداي خود بدانید بايدنیز معبود خويش بشماريد. زيرا آنھا نیز مردگان را زنده کردند و نیز ابراھیم خلیل پرندگاني را گرفت و سر بريدو آنھا را بر کوهھاي اطراف قرار داد، سپس آنھا را فرا خواند و ھمگي زنده شدند. موسي بن عمران نیز چنینکاري را در مورد ھفتاد نفر که با او به کوه طور آمده بودند و بر اثر صاعقه مردند انجام داد، تو ھرگز نمي توانياين حقايق را انکار کني، زيرا تورات و انجیل و زبور و قرآن از آن سخن گفتهاند. پس بايد ھمه اينھا را خدايخويش بدانیم.جاثلیق پاسخي نداشت بدھد، تسلیم شد و گفت: سخن، سخن توست و معبودي جز خداوند يگانهنیست.سپس امام علیهالسلام در باب کتاب اشعیا از او و راس الجالوت سوال کرد. او گفت: من از آن بخوبي آگاھم.فرمود: اين جمله را به خاطر داريد که اشعیا گفت: من کسي را ديدم که بر دراز گوشي سوار است ولباسھايي از نور در تن کرده (اشاره به حضرت مسیح) و کسي را ديدم که بر شتر سوار است و نورش مثلنور ماه (اشاره به پیامبر اسلام (ص)) گفتند: آري اشعیا چنین سخني را گفته است.امام علیهالسلام افزود:اي نصراني، اين سخن مسیح را در انجیل به خاطر داري که فرمود: من به سويپروردگار شما و پروردگار خودم ميروم و 'بارقلیطا' (مقصود ازپارقلیطا يا فارقلیطا که حضرت مسیح از آمدن اوخبر داده است، حضرت محمد صلی الله و علیه و آله است و اين پیشگويي در انجیل يوحنا در ابواب 14 و 15 و16 وارد شده است.) ميآيد و درباره من شھادت بهحق ميدھد. (آنگونه که من درباره او شھادت داده ام) وھمه چیز را براي شما تفسیر ميکند؟
جاثلیق: آنچه را از انجیل ميگويي ما به آن معترفیم.سپس امام علیهالسلام سؤالات ديگري درباره انجیل و از میان رفتن نخستین انجیل و بعد نوشته شدن آنبوسیاه چھار نفر: مرقس، لوقا، يوحنا و متي که ھر کدام نشستند و انجیلي را نوشتند (انجیلھايي که ھماکنون موجود و در دست مسیحیان است)، سخن گفت و تناقضھايي از کلام جاثلیق گرفت.جاثلیق به کلي درمانده شده بود ؛ به گونهاي که ھیچ راه فرار نداشت. لذا ھنگامي که امام علیهالسلام بارديگر به او فرمود:اي جاثلیق، ھر چه ميخواھي سوال کن، او از ھرگونه سوالي خود داري کرد و گفت: اکنونشخص ديگري غیر از من سوال کند، قسم به حق که گمان نمي کردم در میان مسلمانان کسي مثل توباشد. (کتاب سیره پیشوايان –مھدي پیشوايي)