مسابقه دین و اندیشه خانه قرآن باشگاه کاربران جامعه ورزشی خانواده خوشبخت دنیای کودکان آشپزی و تغذیه موبایل دانش و تکنولوژی مجله سلامت سیاست گردشگری
دنیای عکس و عکاسی اقتصاد زنان ادبیات هــنر سینما و تلویزیون بزرگان و مشاهیر مهدویت سرگرمی دانلود نرم افزار مرکز کتاب پایگاه ها جستجو روابط عمومی مقالات
     
صفحه اصلی وب سایت فید مطالب وب سایت عضویت رایگان در وب سایت جستجو در وب سایت سوالات رایج نقشه وب سایت درباره ما تماس با ما  

حتما ببینید
احادیث حضرت محمد
لینکستان تبیان زنجان معرف وب سایت شما
بیانات حضرت آیت الله خامنه ای مدظله
عکس و عکاسی مقالات
امر به معروف و نهی از منکر
لینکستان وب سایت های مفید
طبقه بندی موضوعی مطالب
فعال ترین اعضا این ماه
ارسال دعوتنامه


آیا مایلید دوستان خود را نیز دعوت به مشاهده محتوای بروز این وب سایت کنید ؟
آیا میدانید با ارسال هر دعوت نامه 5 امتیاز( به همراه 15 امتیاز رزرو) به مجموع امتیازات شما افزوده میشود ؟



 

دریافت رایگان مطالب
آیا میدانید میتوانید مقالات وب سایت را با استفاده از قدرت گوگل و بصورت روزانه در ایمیل خود دریافت و مطالعه کنید ؟؟
بیش از صد ها عنوان مطلب خواندنی را روزانه به همین راحتی و هر زمان که مایلید مطالعه کنید !
عضویت رایگان دریافت مقالات در ایمیل

برای مشاهده توضیحات بیشتر اشاره گر ماوس خود را روی هر عنوان نگه دارید . بخش مطالب روزانه اعضاء سرویس دیگری از خدمات وب سایت به اعضا میباشد که شما را قادر می سازد  مطالب و علاقه مندی های خود را در وب سایت درج نمایید .

این امکان زمینه حضور جدی شما را در دنیای مجازی اینترنت فراهم آورده و ضمن انتشار محتوای شما بنام خودتان ,  با کمک سرویس معرفی به موتور های جستجو , آنرا در  صدر جستجو ها و معرض دید هزاران کاربر روزانه  اینترنت و وب سایت قرار  دهد و کمک می کند  براحتی در جمع کاربران فعال خانواده ما قرار بگیرید .

توجه : نوشته  و مطالب این بخش دارای هویت شخصی از سوی کاربران ( ساختار وب لاگ) بوده و مسئولیت آن به عهده کاربر می باشد .
قوانین ارسال مطلب را ببینید تبیان زنجان با تایید نمایش مطالب ارسالی کاربران آنرا تایید محتوایی و قابل استناد نمی کند . مديران محتوا تنها حق اصلاح يا حذف مطالب نامربوط ( دارای مشکل فنی نمایش و ناقض قوانین ارسال مطلب هر بخش ) را دارند.

 
نوشته شده توسط rohisamadi با 120827 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 163
     درج شده در 2522 روز و 16 ساعت و 23 دقیقه قبل
    

قهرمان (THE CHAMP)

سال تولید: 1979
امريکا / ملودرام / ورزشي
رنگي / 121 دقيقه
بازيگران عمده: جان وويت، في داناوي، ريکي شرودر، جک واردن، آرتور هيل، استرادر مارتين، جون بلوندل و اليشا کوک جونير.
کارگردان: فرانکور زفيرلي.
خلاصه ي داستان: «بيلي فلين» (وويت)، قهرمان سابق بوکس، زندگي خود و پسرش «تي. جي.» (شرودر) را با کار در اصطبلي در فلوريدا تامين مي کند. «تي. جي» که از پدرش بتي ساخته، در آرزوي روزي است که «بيلي» بتواند نوش خواري و قمار را کنار بگذارد و به رينگ برگردد...
شرح فيلم: نسخه ي زفيرلي از داستان اشک انگيز فرانسس ماريون - که پيش از اين نيز در سال هاي 1931(با همين نام به کارگرداني کينگ ويدور) و 1953(با نام دلقک، به کارگرداني رابرت لنرد) به فيلم درآمده است - به لطف حضور وويت و داناوي هنوز ديدني است؛ به شرط آن که تماشاگر طاقت گريه هاي تمام نشدني شرودر را داشته باشد!
تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir

باز منتشر شده توسط rohisamadi در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط rohisamadi با 120827 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 209
     درج شده در 2522 روز و 16 ساعت و 23 دقیقه قبل
    

کريمر عليه کريمر (KRAMER VS. KRAMER)

سال تولید: 1979
امريکا / درام / عشقي
رنگي / 105 دقيقه
بازيگران عمده: داستين هافمن، مريل استريپ، جاستين هنري، جين الکساندر، هوارد داف، جرج کو، جوبت ويليامز، بيل مور و الن پارکر.
کارگردان: رابرت بنتن.
خلاصه ي داستان: «جوانا کريمر» (استريپ) همسر يک مجري تبليغات جوان و خوش آتيه به نام «تد» (هافمن) و مادر پسرهفت ساله اي به نام «بيلي» (هنري)، تصميم مي گيرد براي دست يابي به استقلال شخصي، خانه را ترک کند و به راه خودبرود. «تد» نيز در اوج فشار کار، خود مراقبت از «بيلي» را به عهده مي گيرد...
شرح فيلم: فيلمي پراحساس - و گاهي اشک انگيز - که در ارائه ي تصويري «واقعي» از يک مشکل خانوادگي (به سبک امريکايي) موفق مي نمايد، و به کمک دو بازيگر اسطوره اي اش به هر حال تماشاگر را تا پايان درگير ماجرا نگه مي دارد (هر چند که استريپ در بيش تر فيلم حضور ندارد).
تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir

باز منتشر شده توسط rohisamadi در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط rohisamadi با 120827 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 249
     درج شده در 2522 روز و 16 ساعت و 24 دقیقه قبل
    

کنکورد: فرودگاه 79 (THE CONCORDE: AIRPORT '79)

سال تولید: 1979
امريکايي / ماجرايي / رنگي / 123 دقيقه
بازيگران عمده: آلن د لون، سوزان بليکلي، رابرت واگنر، سيلويا کريستل، جرج کندي، ادي آلبرت، بي بي آندرسون، ديويد وارنر و مرسدس مکمبريج.
کارگردان: ديويد لوئل ريچ.
خلاصه ي داستان: چيزي نمانده که حمايت کنندگان ازمحيط زيست باعث سقوط هواپيماي کنکورد - به خلباني «پل متران» (دلون) - در واشينگتن شوند. خبرنگار تلويزيون، «مگي ويلان» (بليکلي) با گزارش اين خبر اعلام مي کند که اين هواپيما پيش از المپيک 1980 به مسکو پرواز خواهد کرد..
شرح فيلم: همان گونه که کندي در فيلم مي گويد، اين يک «ديزني لند هوايي» است، و به راستي هم فيلم، ساخت کارتون گونه اي دارد. شخصيت هاي فراواقعي و متنوع درگير يک بازي سرگرم کننده هستند و بايد در ميان حمله و تعقيب و گريز از خود حفاظت کنند. دنباله روي الگوي فيلم هاي قبلي سري فرودگاه، که با نام فرودگاه 80:کنکورد هم شناخته شده است.
تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir

باز منتشر شده توسط rohisamadi در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط rohisamadi با 120827 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 154
     درج شده در 2522 روز و 16 ساعت و 24 دقیقه قبل
    

گاو خشمگين (RAGING BULL)

سال تولید: 1979
امريکا / سرگذشت نامه اي / ورزشي
رنگي و سياه و سفيد / 129دقيقه
بازيگران عمده: رابرت دنيرو، کتي موريارتي، جوپشي، فرانک وينسنت، ترزاسالدانا و فرانک ادونيس.
کارگردان: مارتين اسکورسيزي.
خلاصه ي داستان: سال 1941. «جيک لاموتا» (دنيرو)، مشت زني رو به ترقي است که در مسابقات ميان وزن شرکت کرده است. او فقط در پي بردن مسابقه نيست بلکه به نظر مي رسد دوست دارد رقيبش را از بين ببرد. در زندگي خصوصي، او با «ويکي» (موريارتي)، دختري نوجوان رابطه دارد و پس از طلاق از همسر اولش بالاخره با او ازدواج مي کند...
شرح فيلم: نقطه ي اوج رابطه ي چندين ساله ي اسکورسيزي، پل شريدر (فيلم نامه نويس)، و دنيرو. سبک بصري به غايت پيچيده ي اسکورسيزي که ترکيبي از حرکت هاي دوربين افقي و عمودي است به هم راه حاشيه ي صوتي صداي گاو، در صحنه هاي مشت زني، بسيار تکان دهنده و بديع است. تلما اسکونميکر تدوين گر، در کنار دنيرو، ستاره ي فيلم است.
تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir

باز منتشر شده توسط rohisamadi در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط rohisamadi با 120827 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 213
     درج شده در 2522 روز و 16 ساعت و 25 دقیقه قبل
    

گل رز (THE ROSE)

سال تولید: 1979
امريکا / عشقي / موزيکال
رنگي / 134 دقيقه
بازيگران عمده: بتي ميدلر، لن بيتس، فردريک فارست، هري دين استنتن، جيمز کين، دوريس رابرتس، و سندي وارد.
کارگردان: مارک رايدل.
خلاصه ي داستان: اواخر دهه ي 1960 اعتياد به الکل و مواد مخدر باعث سقوط و سرانجام مرگ خواننده ي مشهور راک، «رز» (ميدلر) مي شود.
شرح فيلم: در ادامه ي موفقيت فيلم هايي در خصوص دنياي تيره ي پشت صحنه ي ستارگان دنياي نمايش، بالاخص با تأثير پذيري آشکار از ستاره اي متولد مي شود (به خصوص نسخه ي جرج کيوکر، 1954) بدون آن که برجستگي خاصي نسبت به مأخذهايش داشته باشد. ميدلر، تصويري درخشان از زوال و افول به نمايش مي گذارد.
تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir
دیگر آثار سینمایی...
گذرگاه (THE PASSAGE)
سال تولید: 1979
انگلستان / ماجرايي / جنگي
رنگي / 99 دقيقه
بازيگران عمده: آنتوني کويين، جيمز ميسن،مالکوم مک داول، پاتريشا نيل، کي لنز، پل کلمنز، کريستوفر لي و ميشل لونسدال.
کارگردان: جان لي تامپسن.
خلاصه ي داستان: چوپاني از اهالي باسک (کويين) از نهضت مقاومت مبلغ قابل توجهي پول در ازاي بردن (پروفسور برگسون) (ميسن) به نقطه اي امن در اسپانيا دريافت مي کند. اما خيلي زود مرد باسکي مي فهمد که همسر «پروفسور برگسون» - «آري يل» (نيل) - و فرزندانش - «لي» (لنز) و «پل» (کلمنز) - نيز هم راه او هستند...
شرح فيلم: گذرگاه در ادامه ي موج فيلم هاي جنگي هاليوودي در دهه ي 1970 ساخته مي شود و ظاهرا اداي ديني است به دروغ هايي که ظرف سال هاي پيش از آن درباره ي واقعيت جنگ جهاني دوم از طريق سينما گفته شده است.
تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir

باز منتشر شده توسط rohisamadi در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط rohisamadi با 120827 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 155
     درج شده در 2522 روز و 16 ساعت و 26 دقیقه قبل
    

ماکس ديوانه (MAD MAX)

سال تولید: 1979
استراليا / حادثه اي / افسانه - علمي
رنگي / 100 دقيقه
بازيگران عمده: مل گيبسن، جوآن ساموئل، هيوکيز برن، استيوبيسلي، تيم برنز، راجر وارد، وينس گيل و جف پري.
کارگردان: جرج ميلر.
خلاصه ي داستان: زمان آينده. «نايت رايدر» (گيل)، سردسته ي روان پريش گروهي موتور سيکلت سوار هنگام تعقيب پليس تصادف مي کند و کشته مي شود. «ماکس راکاتانسکي» (گيبسن)، مأمور کارآمد پليس يا ترغيب رئيسش، «مکافي» (وارد) از استعفا منصرف مي شود و با رفيقش «جيم گوس» (بيسلي) کارشان را شروع مي کنند...
شرح فيلم: نخستين فيلم دکتر ميلر که به رغم فضاسازي غريب و جذابش، متأسفانه خيلي زود به ورطه ي فيلم هاي متوسط و کليشه اي پليسي در مي غلتد. اين فيلم گيبسن را ستاره کرد. دنباله ها: ماکس ديوانه 2- جنگجوي جاده (ميلر، 1981) و ماکس ديوانه فراتر از تاندردام (ميلر، 1985).
تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir

باز منتشر شده توسط rohisamadi در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط rohisamadi با 120827 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 112
     درج شده در 2523 روز و 8 ساعت و 8 دقیقه قبل
    

حجاب و امنیت اجتماعی





مقوله «پوشش و استتار بدن» به عنوان جزء جدايي ناپذير حيات انساني و مصداق اصلي حجاب، امري کاملاً مشهود و بي نياز از تعديل است. براي حجاب کارکردهايي در دو حوزه فردي و اجتماعي، قابل تصوّر است:

الف. کارکردهاي فردي:

همچون پاسخگويي به نياز فطري «خوداستتاري» و تأمين امنيّت در برابر گرما و سرما.

ب. کارکردهاي اجتماعي:

هويّت بخشي و ايجاد امنيّت اجتماعي از جمله اين کارکردهاست، چراکه نوع پوشش و حجاب، نشان دهنده سنّت ها، ارزش ها و باورهاي يک جامعه است.
اسلام، حجاب را از مصاديق مهمّ تحقق امنيّت اجتماعي در جامعه معرّفي کرده است و چالش ها، زمينه ها و راهبردهاي بسيار مهمّي را براي شکوفايي ذهن نوانديش افراد جامعه در اين مورد تبيين نموده است.
بر اين اساس و به منظور آگاهي بيشتر از رابطه حجاب و امنيّت اجتماعي، ما برآنيم که در اين نوشتار جنبه هاي مختلف اين موضوع و اهمّيّت آن راتوضيح داده و تأثير آن را در حفظ ارزش هاي ديني بيان کنيم.
به طور کلّي در اين مقاله موارد ذيل مورد بحث و بررسي قرار گرفته است:
1. امنيّت اجتماعي، هدف اساسي وجوب حجاب.
2. امنيّت اجتماعي، فلسفه حقيقي وجوب حجاب.
3. پايه هاي تحقق امنيّت اجتماعي در سايه حجاب بانوان.
4. آثار و فوائد حجاب اسلامي و تحقق امنيّت اجتماعي.
5. آثار سوء بد حجابي و انهدام امنيّت اجتماعي.
6. بيان نتيجه و ارائه راهکارها و پيشنهاداتي جهت تثبيت امنيّت اجتماعي در سيطره حجاب اسلامي.
گوهر اسلام، سعادت و نجات آدمي است و باورهاي ديني، احکام اخلاقي و فقهي در راستاي اين غايت مهم نازل شده اند. اين آموزه هاي هستمندانه و بايستي از خالق حکيمي تجلّي مي يابد که به نيازهاي روحي و جسمي، مادي و معنوي، فردي و اجتماعي بشريّت، کاملاً آگاه است. احکام الهي مربوط به پوشش زنان نيز با اين فلسفه و حکمت مدبّرانه صادر گرديده است.
زن با عنصر حجاب اسلامي، نه تنها به تهذيب، تزکيه نفس و ملکات نفساني پرداخته و قرب الهي را فراهم مي سازد، بلکه باعث گسترش روزافزون امنيّت اجتماعي و ايجاد زمينه اي جهت رشد معنوي مردان مي گردد؛ همچنان که خداوند سبحان، خطاب به پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله مي فرمايد:
«به مردان مؤمن بگو تا چشمان خود را از نگاه ناروا بپوشانند و فروج و اندامشان را محفوظ دارند، که اين بر پاکيزگي جسم و جان ايشان، بهتر است (1)».
همچنين مي فرمايد:
«به زنان و دختران خود و به زنان مؤمن بگو که خويشتن را با چادرهاي خود بپوشانند که اين کار براي آن است که آنها به عفّت شناخته شوند تا از تعرّض و جسارت، آزار نکشند (در امنيّت کامل باشند) ؛ خداوند در حقّ خلق، آمرزنده و مهربان است(2)».
همان گونه که ذکر گرديد، حجاب و پوشش اسلامي براي مردان و زنان، تنها از کارکرد فردي برخوردار نيست و فقط براي سامان دهي خلقيّات و ملکات نفساني آدميان، مؤثر نمي باشد، بلکه از کارکرد اجتماعي نيز برخوردار است؛ غرايز، التهاب هاي جسمي و معاشرت هاي بي بند و بار را کنترل نموده، بر تحکيم نظام خانواده مي افزايد. همچنين از انحلال کانون مستحکم و پايدار زناشويي جلوگيري نموده و امنيّت اجتماعي را فراهم مي سازد. حال اگر کساني با نگرش ديني، اسلامي يا با رويکرد جامعه شناختي و روان شناسي به چنين کارکردها و تأثيرات مطلوب، به ويژه تأمين امنيّت اجتماعي پي ببرند، نه تنها هدفمندانه، زندگي مي کنند، بلکه براي رفتارها و انديشه هايشان دست به گزينش مي زنند تا به اهداف متعالي الهي و انساني دست يازند. از اين رو به مسأله حجاب نيز به عنوان راهبردي کارساز جهت تأييد و ترويج ارزش هاي اجتماعي، تأمين کننده سعادت آدمي و منشأ قرب الهي مي نگرند.
بنابراين، پوشش اسلامي به منزله يک حفاظ ظاهري و باطني در برابر افراد نامحرم، قلمداد مي شود که مصونيت اخلاقي، خانوادگي و پيوند عميق ميان حجاب ظاهري و بازداري باطني و از همه مهمّ تر امنيّت اجتماعي را فراهم مي سازد و پيشينه آن به اندازه تاريخ آفرينش انسان است؛ چراکه پوشش و لباس هر بشري، پرچم کشور وجود اوست. پرچمي که وي بر خانه وجودش نصب کرده است و با آن اعلام مي دارد که از کدام فرهنگ تبعيّت مي کند(3).
در سال هاي اخير، روند شبهات درباره حجاب و پوشش اسلامي، شدت يافته است و مطرح شدن شبهات فراوان در زمينه حجاب برتر به همراه عوامل ديگري مانند ضعف اعتقاد و عدم شناخت کافي از اين مسأله و ضرورت آن موجب تهديد امنيّت اجتماعي و اُفت روند استفاده از مصاديق چنين حجابي در جامعه شده است، که نتيجه اتّخاذ روش تخريبي بعضي مطبوعات و رواج پوشش هاي نامناسب در مقابل نامحرمان است؛ لذا ما به منظور اينکه اسلام، مشوّق حجاب و پوشش کامل براي زنان و دختران در برابر افراد نامحرم است، به بيان هدف و فلسفه اين مصداق مهمّ اسلامي و رابطه فراگير و تنگاتنگ آن با امنيّت اجتماعي از جنبه هاي مختلف مي پردازيم.
اميد است که راهکارهاي بيان شده در اين زمينه ها براي همه اقشار جامعه اسلامي به ويژه نسل جوان و انديشمند، مفيد باشد و عزمشان را براي عمل و گسترش آن، به نحو مطلوب و احسن، جزم نمايند تا امنيّت اجتماعي، تأمين شود. ثانيا نماد فرهنگي و ملّي بشريّت، درخشش روزافزون خود را حفظ نمايد.

امنيّت اجتماعي، هدف اساسي وجوب حجاب

با توجه به آيات قرآن مجيد، به خوبي مشخص و معيّن مي گردد که هدف از تشريع وجوب حکم حجاب اسلامي دست يابي به تزکيه نفس، طهارت، عفّت و پاکدامني جهت استحکام و گسترش امنيّت اجتماعي است.
«و اِذا سَأَلْتُموهُنَّ مَتاعا فَسْئلوهُنَّ مِنْ وَراءِ حِجابٍ ذلِکُم أطْهَرُ لِقلوبِکُم و قُلُوبِهِنَّ(4)».
چون نگاه نامحرم توسط مردان، باعث تحريک و تهييج جنسي آنان و در نتيجه منجر به فساد و ريشه کن نمودن امنيّت اجتماعي مي شود، خداوند در کنار دستور حجاب و پوشش بدن به بانوان، مردان را نيز امر به حجاب و پوشش چشم داده و نگاه به نامحرم را بر ايشان، حرام کرده است. چنانکه در اين باره از امام رضا عليه السلام نقل شده است:
«حرّم النَّظَر الي شُعورِ النّساء المَحْجوبات بالاَزْواج و غَيْرهِنَّ مِنَ النّساء لما فيه مِنْ تَهْييجِ الرّجال و ما يَدْعوا التَّهْييج الي الفَساد و الدُّخول فيما لا يحلّ و لا يجمل(5)».
«نگاه به موهاي زنان باحجاب ازدواج کرده و بانوان ديگر، از آن جهت حرام شده است که نگاه، مردان را برمي انگيزد و آنان را به فساد فرامي خواند در آنچه که ورود در آن نه حلال است و نه شايسته».
از مجموع گفتار فوق روشن مي گردد که هدف از وجوب حجاب اسلامي علاوه بر موارد مذکور، ايجاد صلاح و پيشگيري از فساد، جهت تأمين و گسترش امنيّت اجتماعي است.

امنيّت اجتماعي، فلسفه حقيقي وجوب حجاب

يکي از فلسفه هاي حقيقي وجوب حجاب، حفظ آرامش زن، مصونيّت جامعه از فساد و عمق و معنا بخشيدن به امنيّت اجتماعي با توسعه آن مي باشد. زيرا نفس آدمي، دريايي موّاج از تمايلات و خواسته هاي اوست که مهم ترين آنها به خوراکي ها، امور جنسي و مال و جاه و مقام، مربوط مي شود و بدون شک بالاترين خواسته هاي مردان، تمايل به جنس زن است. در سخنان عرفا آمده است:
«أعْظَمُ الشَّهْوَة، شَهْوَة النّساء(6)»:
«بزرگ ترين خواسته هاي مرد، رغبت به زنان است».
ارائه زيبايي ها و مواضع بدن زن، به شهوت و طمع مردان، دامن مي زند و آنها را به يک کانون جدّي خطر، مبدّل مي سازد که به سلب آرامش زن و امنيّت اجتماعي منتهي مي گردد. آنچه مي تواند از اين ناامني پيشگيري کند، پوشش زن از چشمان گرسنه نامحرمان است که با حجاب کامل اسلامي، عملي خواهد شد.
پوشش ديني، پيام عفت، شخصيّت و خداترسي زن مسلمان است و مردان جامعه نه تنها به چنين بانويي چشم طمع نخواهند داشت که او را نيرويي بالفعل در هرچه وسعت بخشيدن امنيّت اجتماعي دانسته و نجابتش را مي ستايند. در اين صورت است که زن نه تنها در سنگر حجاب خود، از تير نگاه هاي زهرآلود، سخنان آزاردهنده و برخوردهاي اراذل جامعه در امان خواهد بود، بلکه امنيّت و آرامش دروني خود و اجتماع خويش را برقرار خواهد کرد.
نکته معنوي و عرفاني قابل ذکر در اين باب، پيام الهي آفريدگار هستي، خطاب به زنان است:
«اي زن! آگاه باش، دنيا خراب آبادي است که هر نقطه آن به مين هاي شيطان و نگاه هاي آلوده، ناامن گشته است. اما فرشته هاي حجاب در محفل انس و ياد خدا در امنيّتي بي نظير به سر مي برند که ديگران از طعم آن بي خبرند(7)».
شب تاريک و بيم موج و گردابي چنين حايل
کجا دانند حال ما سبکباران ساحل ها

پايه هاي تحقق امنيّت اجتماعي در سايه هاي حجاب بانوان

پوششي که اسلام آن را به عنوان يک حکم شرعي اعلام کرده است، يک عمل ظاهري و گسسته از عوامل و پايه ها نيست، بلکه حجاب، خيمه عفاف بانواني است که آن را بر پايه هاي خود استوار نموده و باعث ترويج ارزش امنيّت اجتماعي مي گردند و به تحقق آن در جامعه اسلامي، کمک مي نمايند.
اکنون شايان ذکر است که اين پايه هاي اساسي بيان گردد:

1. ايمان به خدا و جهان آخرت

از مهم ترين عواملي که بانوان توسط آن به آرامش روحي و رواني دست يافته و امنيّت اجتماعي جامعه را فراهم مي نمايند، اين است که وقتي زن به خداي تعالي و علم و حکمت او ايمان آورد و معتقد گردد احکامي که براي بشريّت تشريع کرده، بودن نقص و داراي آثار مطلوبي است، از حکم الهي حجاب استقبال نموده، امنيّت اجتماعي جامعه را تضمين مي کند.

2. تقوا

پرهيزکاري بانوان، ضامن تأمين امنيّت اجتماعي است و تا اين پايه محکم معنوي در قلب بانوان شکل نگيرد، حجاب را نوعي محدوديّت براي خود قلمداد نموده و امنيّت اجتماعي انسان ها را تهديد مي نمايد.
خانمي که بداند تقواي الهي پادزهر بيماري دل هاست که حجاب هاي تاريک جان را غرق مي کند و لانه هاي هوس را برمي اندازد، آن را به کام جان خود مي ريزد تا عالم جانش، گلستان گل هاي سلم، طاعت و تسليم گردد و خيمه حجابش را برمي افروزد تا حافظ بوستان ارزش هاي خويشتن و آرامش دروني اجتماع خود شود.

3. آگاهي

شناخت سيماي زن، حقيقت حجاب، فلسفه و آثار آن از جمله پايه هاي مستحکم پوشش ديني و تبلور امنيّت اجتماعي است. وقتي خانمي به پاسخ دروني خود که چرا بايد پوشيده باشم نايل شود، پايه هاي حجاب ديني در او شکل گرفته و با آگاهي کامل به امنيّت اجتماعي ارزش مي بخشد و دوام آن را تضمين خواهد کرد. به طور کلّي، آگاهي زن نسبت به آثار مطلوب حجاب و مهم تر از آنها مسأله امنيّت اجتماعي باعث مي شود که نه تنها احساس سنگيني از پديده حجاب ننمايد، بلکه از آن به خوبي استقبال نموده، وسوسه هاي شيطاني را هيچ انگاشته و آرامش بروني و دروني اجتماع را وسعت مي بخشد.
همچنين اين پيام اصيل و عرفاني را هميشه آويزه گوش هاي خود مي گرداند:
«خواهرم! سرزمين جانت را با خورشيد آگاهي روشن کن تا بر زواياي وجودت بتابد و آن چنان که هستي خود را بشناسي، آنگاه دريابي که حجاب باله هاي شنا به سوي سرچشمه هستي امنيّت فردي و اجتماعي کامل است و پوشش هاي مهيّج وزنه هاي سنگيني است که زن را غريق ژرفاي مهيب دنيا نموده، امنيّت خود و جامعه خويش را برهم مي زند».

آثار و فوايد حجاب اسلامي بر تحقق امنيّت اجتماعي

آثار و فوايد حجاب اسلامي بر گسترش امنيّت اجتماعي، بسيار است که برخي از آنها عبارتند از:
1. ايجاد آرامش رواني بين افراد جامعه.
2. جلوگيري از تهييج و تحريک جنسي و خنثي نمودن لذايذ نفساني.
3. کاهش چشمگير مفاسد فردي و اجتماعي در جامعه اسلامي.
4. حفظ و استيفاي نيروي کار در سطح جامعه اسلامي.
5. حضور معنوي گرايانه زنان و مردان در محيط اجتماعي.
6. کاهش تقاضاي مدپرستي بانوان.
7. حفظ ارزش هاي انساني، مانند عفت، حيا و متانت در جامعه.
8. مصونيّت زنان در همه زمانها و مکانها.
9. سلامت و زيبايي موقعيّت اجتماعي و فرهنگي مردان و زنان جامعه اسلامي.
10. هدايت، کنترل و بهره مندي صحيح از اميال و غرايز انساني.
11. مبارزه با تهاجم فرهنگي غرب.
12. از بين بردن فشارهاي اجتماعي نامشروع و نابهنجار(8).
اکنون به توضيح برخي از فوايد مذکور مي پردازيم تا اثبات گردد حجاب از لوازم جدايي ناپذير و ابزارهاي اوليه و پايه اي جهت برقراري مداوم امنيّت اجتماعي است.

ايجاد آرامش رواني در افراد جامعه

نفس آدمي دريايي از خواستني ها و تمايلات است. زماني که به چيزي رغبت پيدا کند همانند دريا، توفاني مي شود و تنها راه آرام شدن جزر و مد اين دريا، رسيدن او به خواسته خويش است. لذا براي جلوگيري از چنين موقعيت مهلک و درد طاقت فرسايي، حجاب؛ داروي درمان کننده و موجد امنيّت و صفاي روحي است. همانطور که يک بانوي تازه مسلمان آمريکايي مي گويد: «سلامت روح مرد و جامعه با نوع و کيفيت پوشش زنان، رابطه مستقيم و غيرقابل انکار دارد(9)».

حفظ و استيفاي نيروي کار

اسلام با التفات ويژه به مسأله حجاب و پوشش زنان در محيط کار مي خواهد که محيط اجتماع از لذت هاي ناهنجار جنسي، پاک شده و راه را جهت حفظ نيروي قدرتمند روحي و جسمي با حضوري معنوي در محل کار، بگشايد. در مقابل، بي حجابي و بدحجابي باعث سوق دادن لذت هاي جنسي از محيط کار و کادر خانواده به اجتماع و در نتيجه، تضعيف نيروي کار افراد جامعه و برهم زدن امنيّت اجتماعي آنان مي گردد(10).

مبارزه با تهاجم فرهنگي غرب

مبارزه با تهاجم فرهنگي، پديده جديدي نيست. در طول تاريخ بشر، جنگ فرهنگي، هميشه وجود داشته است. به عنوان نمونه، فرعون در برابر موسي عليه السلام به جنگ فرهنگي متوسل شده گفت: »مي ترسم آيين شما را دگرگون سازد، و يا در اين سرزمين فساد برپا نمايد!»(11). يکي از جنبه هاي مهم تهاجم فرهنگي غربي ها مبارزه با حجاب و از بين بردن امنيّت اجتماعي بوده و هست و اين امر، مشخصا از زمان رضاخان شروع شد. به اين صورت که تحت عنوان متحدالشکل شدن، با حجاب به مبارزه برخاستند و پوشيدن لباس روحانيّت را قدغن، و مجالس عزاداري امام حسين عليه السلام را نيز ممنوع کردند(12).
آنها همچنين به عنوان آزادي و هنر، انواع فساد و فحشا و ابتذال را ترويج دادند و حجاب را مانع اصلي اين آزادي حقيقي معرفي کردند و امنيّت اجتماعي افراد جامعه را به خطر انداختند.
حفظ حجاب و امنيّت اجتماعي و درک رابطه مستقيم و عميق اين دو مقوله، راهکارها و فوايد بسيار ارزشمندي را جهت مبارزه با تهاجم فرهنگي غرب ارائه مي دهند:
1. باعث تبليغ فرهنگ ناب اسلامي و تشويق جوانان به ازدواجِ موفقِ اسلامي مي گردند.
2. جوانان را جهت تقويت روحيه و حفظ آرامش دروني به جاي سوق دادن به محيط فحشا و اعمال مبتذل، به شرکت در فعاليت هاي هنري، ورزشي، فرهنگي و مذهبي رهنمون مي شوند.
3. حفظ حجاب، نه تنها باعث ايجاد امنيّت اجتماعي فراگير مي شود، بلکه جهت مبارزه با تهاجم فرهنگي، مسؤولان را از واردات کالاي تجملاتي، لوازم بهداشتي و آرايشي مبتذل نهي مي نمايد(13).

آثار سوء بي حجابي و زوال امنيّت اجتماعي

بي حجابي يا حضور تحريک کننده زنان در جامعه، از آثار زيانبار اخلاقي، سياسي، آخرتي و اجتماعي مختلفي برخوردار است که يکي از مهم ترين آن ها زوال امنيّت اجتماعي است. بي حجابي با اثرات مهلک خود که در ذيل آمده و شرح داده مي شود، باعث از بين رفتن بنيه اعتقادي و امنيّت اجتماعي بشريّت مي گردد.

1. سقوط شخصيّت

حجاب، قانون فطرت است و سرپيچي از قوانين فطري، زن را از هويت او خارج مي سازد و خروج از هويت انساني همان و سقوط از جايگاه بلند ارزشي شخصيتي همان. با افول شخصيّت زن، بي بندوباري در جامعه رايج و نظام خانوادگي مختل مي گردد و در نتيجه امنيّت اجتماعي از افراد جامعه، سلب مي شود(14). سقوط شخصيت زن به دلايل زير باعث اضمحلال امنيّت اجتماعي مي شود:
الف. زن با از دست دادن شخصيت خويش، ارزشهايش منهدم شده و هوسراني را در جامعه رواج مي دهد، در نتيجه سلامت اخلاقي و به دنبال آن امنيت اجتماعي نيز کاهش مي يابد.
ب. زنان، با غفلت از اصول اخلاقي اسلام، مسايل جنسي را به محيط جامعه کشانده و زمينه گسترش گناه و از هم پاشيدگي نظم اجتماع را به وجود مي آورند.
ج. زنان، با بي حجابي به معصيت کبيره خودنمايي گرفتار آمده و بي حيايي را در جامعه ترويج مي دهند، در نتيجه امنيّت اجتماعي، نابسامان گشته، از بين مي رود.

2. تزلزل خانواده ها

يکي از آثار زيانبار بي حجابي بانوان، تزلزل خانواده هاست، زيرا آنان با گسترش و رواج مسايل جنسي از خانواده به جامعه، مرتکب ظلمي فاحش و غيرقابل جبران اجتماعي مي گردند و روابط زناشويي در خانواده ها را متزلزل مي کنند، در نتيجه امنيّت خانوادگي با خطرات جدي از قبيل از هم پاشيدگي بنيان خانواده و عقده مند شدن مردان، روبرو مي شود و اين مشکلات زيانبار به محيط جامعه کشيده شده، امنيّت اجتماعي را در نظام اسلامي با آشفتگي جدي مواجه مي سازد.
از ديگر آثار سوء بي حجابي و تأثير آن در زوال امنيّت اجتماعي مي توان به فقدان تعادل فکري، رواني و اجتماعي افراد جامعه، ايجاد احساس بي مسؤوليتي در نسل جوان جامعه، از بين بردن انگيزه هاي ازدواج مشروع در جوانان و تقويت احساس بي ارزشي و پوچي انسان ها اشاره نمود، که به دليل گستردگي بحث، از توضيح آنها خودداري مي شود (ر.ک: مسأله حجاب، شهيد مرتضي مطهري، ص 80 - 95. حجاب و جامعه، زهرا حسيني موسوي، ص 9 - 70 و حجاب شناسي، چالش ها و کاوش هاي جديد، حسين مهدي زاده، بخش شبهه هاي وارده در حجاب و پاسخ هاي نغز آن از سوي دانشمندان اسلامي).

نتيجه

از مباحث بيان شده در اين مقاله، به خوبي رابطه حجاب و امنيّت اجتماعي، آشکار مي گردد و نمايان مي شود که اسلام، جهت حفظ امنيت اجتماعي، طرفدار حجاب بيشتر و حداکثر بانوان، به ويژه زنان و دختران جوان در بيرون از منزل و در مواجهه با نامحرم است. از ديرباز، بعضي از مصاديق حجاب برتر، مانند لباس هاي بلند، مقنعه و چادر مشکي، ضامن امنيت بوده و داراي اصل و ريشه قرآني مي باشند. از اين مقاله به خوبي اين نکته فهميده مي شود و به دست مي آيد که مسأله حجاب، يکي از مهم ترين چارچوب هاي احکام الهي جهت تضمين سعادت فردي و اجتماعي بشريّت است و اينکه عده اي با استفاده از شبهات و روش هاي القايي تبليغ منفي، به جاي ارائه دادن طرح مشخص و جالبي براي ترويج الگوهاي مطلوب از حجاب اصيل و برتر، به جنگ روحي و رواني بر عليه زنان متديّن و عفيف جامعه و اضمحلال امنيت اجتماعي اقدام مي نمايند، به سختي در اشتباه و گمراهي آشکارند و بايد بدانند که از اقدامات نابهنجار خويش سودي جز تخريب شخصيت دروني خود نخواهند برد.
با توجه به واقعيّتهاي موجود از حجاب در جامعه، بايد تمام ابزارهاي فرهنگ ساز از قبيل کتاب، مطبوعات و صدا و سيما به سوي ارزش هاي اسلامي که يکي از بارزترين آنها رعايت پوشش و حجاب برتر و مطلوب و امنيت اجتماعي فراگير است، هدايت شوند و همه افراد را به مهم ترين وجهي رهنمون گردند.

پي نوشت :

1. نور، 30.
2. احزاب، 59.
3. فرهنگ برهنگي و برهنگي فرهنگي، غلامعلي حداد عادل، ص 40.
4. احزاب، 53.
5. بحارالانوار، علامه مجلسي، ج 104، ص 34.
6. محجة البيضاء، ج 5، ص 177.
7. تحليلي نو و عملي از حجاب در عصر حاضر، محمدرضا اکبري، ص 14 - 16.
8. براي آگاهي بيشتر درباره آثار و فوايد پوشش و حجاب و امنيّت اجتماعي، ر.ک: مجموعه مقالات پوشش و عفاف، دومين نمايشگاه تشخيص منزلت زن در نظام اسلامي.
9. ر.ک: آيين بهزيستي، ج 3، ص 219.
10. مسأله حجاب: استاد شهيد مرتضي مطهري، ص 94 - 84.
11. «..انّي أَخافُ أنْ يُبَدِّلَ دِينَکُم أو أن يُظْهِر في الارض الفساد»، سوره مؤمن، آيه 26.
12. ر.ک: انقلاب يا بعثت جديد، حجة الاسلام هاشمي رفسنجاني، ص 17.
13. ر.ک: پژوهشي نو پيرامون انقلاب اسلامي، حميد دهقان، ص 182 - 180.
14. تحليلي نو و عملي از حجاب در عصر حاضر، محمدرضا اکبري، ص 190 - 193.

منبع: باشگاه انديشه


باز منتشر شده توسط rohisamadi در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط rohisamadi با 120827 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 119
     درج شده در 2523 روز و 8 ساعت و 10 دقیقه قبل
    

پاداش دینداری در عصر غیبت

نويسنده:دکتر نادر فضلی




شیعه و سنی ازپیامبر اسلام صلی الله علیه و آله نقل کرده اند که : مَن ماتَ وَ لَم یَعرف اِمام زَمانِهِ ماتَ میتَهً جاهِلیه
« آنکه بمیرد و حال آنکه امام زمان خویش را نشناخته باشد به مرگ جاهلیت مرده است.» 1
یعنی هیچ بهره ای از اسلام نبرده و کافر از دنیا رفته است. از آنجا که این سخن در مواقع و موارد مختلف بیان شده و توسط افراد مختلف نفل شده است، الفاظ گوناگونی از این حدیث شریف و مهم، اما با همان مضمون و معنایی که ذکر کردیم نقل شده است.
سُلَیم بن قیس، یکی از یاران فرزانه حضرت علی علیه السلام نقل می کند که: به امیرالمؤمنین علی علیه السلام عرض کردم کمترین چیزی که به آن آدمی گمراه می شود، چیست؟
آن حضرت فرمودند:
« اینکه آدمی کسی را که خدا دستور داده است تا از او اطاعت کند نشناسد و نداند که چه کسی را خداوند واجب فرموده تا ولایت و سرپرستی او را بپذیرد و نداند که حجت او در زمین کیست و شاهد و گواه خداوند بر مردم چه کسی می باشد. اگر کسی اینها را نداند و نشناسد براستی که گمراه و سر گشته در دین است. »
سلیم می گوید: از حضرت علی علیه السلام پرسیدم: کسانی که این ویژگیها را دارند کیانند؟
و آن حضرت فرمودند:« همان کسانی که خداوند از ایشان همراه خود و پیامبرش نام برده و فرموده است:
ای کسانی که ایمان آورده اید از خدا و رسول و صاحبان امر اطاعت کنید. » 2
اینک به نقل چند سخن گرانقدر می پردازیم که در آنها به بیان اهمیت مسأله پایداری در « امر ولایت » در دوران غیبت و نهان زیستی مهر بیکران، امام زمان(عج)، پرداخته است:
ابو بصیر، از یاران پاکباخته حضرت صادق آل محمد علیه السلام نقل می کند که آن حضرت فرمودند:
« طوبی از آن کسی که در زمان غیبت قائم ما به امر – ولایت و امامت – ما تمسّک جسته باشد. آن کسی که پس از هدایت الهی دلش دیگر به کژی نگراید. »
ابو بصیر می گوید: من از امام صادق علیه السلام پرسیدم: فدایت شوم طوبی چیست که پاداش چنین کس ارجمندی است؟
و آن حضرت پاسخ دادند:« طوبی درختی است در بهشت که ریشه در خانه علی بن ابی طالب علیه السلام دارد و هیچ مؤمنی نیست که شاخه ای از آن درخت بهشتی در خانه اش نباشد. چنانچه خداوند در وصف اهل بهشت می فرماید: طوبی از آن ایشان است و جایگاه و سرانجامی نیکو خواهند داشت. » 3
البته در زبان عربی طوبی معمولاً به « خوش بحال » ، « خوشا بر احوال » ترجمه می شود. آنچه امام صادق علیه السلام فرموده است جلوه الهی و آخرت این کلمه می باشد.
روایت دیگر از امام سید الساجدین حضرت زین العابدین علیه السلام است که فرمودند:
« کسی که در روزگار غیبت قائم ما، در امر ولایت ما ثابت قدم و استوار باقی بماند و نلغزد، چنان است که خداوند پاداش هزار شهید، مانند شهدای جنگهای بدر و اُحد به آنها عطا می فرماید. »
یاد آوری می کنیم که اینها، پاداش کسانی است که به اصل مسأله مهم ولایت و امامت در دوران غیبت و پنهانی حجت خدا، معتقد هستند.
به روایت بعدی، در همین باره توجه کنید:
حضرت امام محمد باقر علیه السلام فرمودند:
« روزگاری بر مردم خواهد آمد که امام و پیشوای ایشان، از چشم آنها غایب و پنهان می گردد. »
سپس حضرت افزودند:
«پس خوشا به احوال کسانی که در زمان - غیبت – در امر - ولایت - ما ثابت قدم و استوار می مانند.»
و آنگاه امام علیه السلام پاداش عظیمی را که خداوند برای این گروه از مؤمنان پایدار، مهیّا فرموده است، بیان می کنند: « کمترین پاداش و ثوابی که برای آنان خواهد بود آن است که خداوند عزوجل ایشان را مورد خطاب مهر آمیز خویش قرار می دهد و می فرماید:
بندگان من! شما به سرّ و پنهان من ایمان آوردید و غیبت و نهان مرا تصدیق کردید و آنرا درست دانستید. پس بشارت باد بر شما بخاطر پاداش نیکویی که از جانب من نصیبتان خواهد شد. »
و آنگاه امام علیه السلام منزلت والای آن مؤمنان آخرالزمان را به بیان خداوند، چنین ترسیم می فرماید:
« شما مردان و زنان مؤمن، براستی که بندگان من هستید. و من اعمال بندگانی چون شما را می پذیرم و از گناهان افرادی چون شما در می گذرم و شما را می آمرزم و بخاطر شما باران رحمت بر دیگر بندگان فرو می فرستم و بلا و مصیبت را زا آنان باز می دارم و اگر شما نباشید عذاب را بر مردم –گناهکار- فرود می آوردم. » 4
در آخرین روایت که نقل می کنیم با تأکیدی دوباره ارزش و اهمیّت « دینداری »، در دوران غیبت حضرت مهدی علیه السلام بیان شده است:
حضرت امام صادق علیه السلام فرمودند:
« برای صاحب این امر - حضرت مهدی علیه السلام – غیبتی خواهد بود. هر کس در روزگار غیبت او دین خود را حفظ کند مانند کسی است که تیغهای تیز گیاه قتاد را با دستش صاف و هموار سازد.
سپس حضرت با دست مبارک خویش اشاره فرمود که چگونه با دست، تیغهای قتاد را باید هموار ساخت. آنگاه افزود: کدامیک از شما تا به حال توانسته است خارهای خنجر گونه قتاد را بدست گیرد؟
سپس حضرت سر به زیر افکند و مدتی سکوت کرد و آنگاه افزودند:برای صاحب این امر غیبتی است که در روزگار دشوار غیبت، هر بنده خدایی باید تقوا پیشه کند و دینش را حفظ نماید. » 5
اجازه دهید یک بار دیگر فشرده ی روایاتی را که در این بخش آوردیم، ذکر کنیم:
1- هر کس امام زمانش را نشناسد، به مرگ جاهلیت مرده است.
2- کمترین درجه گمراهی، عدم شناخت امام زمان است.
3- امام یعنی کسی که خداوند اطاعت از او را در ردیف اطاعت از خود و پیامبرش قرار داده است.
4- کسانی که در دوران غیبت، در امر ولایت و امامت استوار می مانند، پاداشی عظیم نزد خداوند دارند.
5- پاداش ایشان بهره ای از درخت طوبی است که درختی بهشتی است که ریشه در خانه علی(ع) دارد.
6- پداش دیگر مؤمنان ثابت قدم در روزگار غیبت همانند پاداش هزار شهید، مثل شهدای بدر و احد است.
7- پایداران در امر ولایت، در دوران غیبت، مورد خطاب خاص حضرت حف واقع می شوند.
8- خداوند آن رادمردان مؤمن آخرالزمان را به پاداش ویژه بشارت می دهد.
9- آنان بندگان خدایند و اعمالشان مورد قبول خداوند است و گناهانشان مشمول آمرزش پروردگار.
10- خداوند بواسطه وجود آنان باران نازل می کند و بلا را برطرف می سازد و عذاب فرود نمی آورد.
11- استواری و پایداری در دین و ولایت امام زمان در دوران غیبت بسیار بسیار دشوار است.
12- مؤمنان حقیقی در روزگار غیبت امام زمان باید تقوا پیشه سازند و به دین خدا تمسّک جویند.

پی نوشت :

1. بحارالانوار ج 23 باب 3.
2. بحار الانوار ج 23 ص 82.
3. بحارالانوار ج 53 ص 123.
4. بحارالانوار ج 52 ص 135.
5. بحار الانوار ج 53 ص 135.

منبع:کتاب پاداش انتظار

باز منتشر شده توسط rohisamadi در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط rohisamadi با 120827 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 88
     درج شده در 2523 روز و 8 ساعت و 11 دقیقه قبل
    

احسان اميرالمؤمنين عليه السلام به علويان




ابراهيم بن مهران گفت در همسايگي من در کوفه مردي بود به نام ابوجعفر و او خوش معامله بود و هرگاه شخص علوي نزد او مي رفت و چيزي مي خواست به او مي داد. اگر قيمت آن را داشت از او مي گرفت و گرنه به غلامش مي گفت بنويس اين مبلغي است که گرفته آن را علي بن ابيطالب عليه السلام و بر اين حال مدت طولاني باقي ماند. تا اين که فقير و مضطر شد و در خانه نشست و در دفتر خود نظر مي کرد. پس اگر يکي از بدهکاران خود را مي يافت که زنده است کسي را نزد او مي فرستاد که آن مال را از او بگيرد و اگر مي ديد مرده است و چيزي ندارد، خطي بر اسمش مي کشيد. پس در اين ايام روزي بر در خانه خود نشسته بود و در دفتر نظر مي کرد که مردي از ناصبي ها بر او گذشت. پس به طريق استهزاء و طعنه به او گفت: بدهکار بزرگ تو علي بن ابيطالب عليه السلام چه کرد. پس ابوجعفر به جهت سخن او غمگين شد و برخاست داخل خانه شد. چون شب در آمد در خواب ديد حضرت رسول را که با امام حسن و امام حسين عليهما السلام بودند. پس حضرت به ايشان فرمود: کجاست پدر شما. پس اميرالمؤمنين عليه السلام جواب داد که اينک حاضرم يا رسول الله صلي اله عليه و آله پس حضرت به او فرمود: چه شده که حق اين مرد را نمي دهي. گفت يا رسول الله اين حق اوست که آورده ام فرمود به او بده. پس کيسه اي از صوف سفيد به او داد و فرمود اين حق توست. پس رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود: بگير اين را و رد مکن هر کس که بيايد نزد تو از فرزندان او و بخواهد خيري را که نزد توست.
برو که بعد از اين بر تو فقري نيست. آن مرد گفت: بيدار شدم در حالي که در دست من کيسه بود و چراغ را روشن کردم و در کيسه نظر کردم ديدم هزار اشرفي در آن بود. هنگامي که دفتر را مطالعه کردم ديدم آنچه که داده بود به علي بن ابيطالب براي فرزندان او مجموعا هزار اشرفي است نه کمتر و نه بيشتر. (1)

پي نوشت :

(1) گناهان گبيره - ج 2 ، ص 232.


باز منتشر شده توسط rohisamadi در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط rohisamadi با 120827 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 74
     درج شده در 2523 روز و 8 ساعت و 11 دقیقه قبل
    

پیامبر(ص) و خدیجه(س)

نويسنده:علی‏اكبر صمدی
منبع:مجله ديدار آشنا
ادب و عاطفه
9 شوّال سال 28 قبل از هجرت، روزی بود كه پیامبر اكرم(ص) خدیجه كبرا(س) آن بانوی بزرگ را به همسری گرفت. این روز كه امسال مصادف با 18 بهمن است، بی‏تردید روز مباركی برای امت اسلامی و مبدأ بركات بسیار بود. آنچه می‏خوانید نگاهی كوتاه است به روابط عاطفی میان پیامبر(ص) و خدیجه(س) كه اشاره‏ای نیز به مقدمات این ازدواج دارد. زندگی مشترك پیامبر(ص) و خدیجه(س) درس‏آموز تمام مردان و زنانی است كه جویای سعادت در زندگی خود هستند. عدم دلبستگی خدیجه به سیم و زر دنیا وتوجه به امور معنوی، عشق و علاقه به پیامبر(ص)، عطوفت و مهربانی متقابل رسول خدا(ص) و خدیجه(س)، ایثار و وفاداری نسبت به یكدیگر، همه و همه درسهای آموزنده‏ای است برای جویندگان سعادت.
شخصیت حضرت خدیجه(س)
خدیجه را نباید تنها یك بانوی سرمایه‏دار دانست. كه شتران حامل مال‏التجاره را به مناطق مختلف می‏فرستاد، و سودهای كلان بدست می‏آورد، بلكه وی به عنوان یك شخصیت معنوی، عفیف، پاكدامن و ایثارگر، دارای شناخت و فكر بلند و تیزبین مطرح بود.
این بانوی بزرگ، حتی در دوران جاهلیت، كه پاكدامنی جایگاهی نداشت، به دلیل عفّت و دامن پاكش، طاهره نامیده می‏شد. «و كانت تُدعی فی الجاهلّیة بالطّاهره لشدّة عفافها و صیانتها».(1)
خدیجه آنچنان بر بلندای معنویت صعود كرده است كه پیامبر خدا(ص) به كمال وی شهادت داده و فرموده است: «كمل من الرجال كثیر و لم یكمل من النساء الاّ أربع: آسیة بنت مزاحم امرأة فرعون، و مریم بنت عمران، و خدیجة بنت خویلد، و فاطمة بنت محمد(ص)».(2)
مردان بسیاری قلّه كمال را فتح نموده‏اند، ولی از زنان، چهار نفر به این قلّه دست پیدا كرده‏اند:
آسیه دختر مزاحم و همسر فرعون، مریم دختر عمران، خدیجه دختر خویلد و فاطمه دختر محمد(ص).
این بانوی بامعرفت، آنچنان حقیقت‏شناس و تیزبین است كه در میان همه مردان و زنان عصر بعثت، اولین فردی است كه نبوت رسول خدا را تصدیق می‏كند، و مدال پرافتخار ایمان را بدست می‏آورد.(3)
خدیجه از بهترین زنان بهشت و برگزیده خداوند تبارك و تعالی است.(4)
مقام این بانوی بزرگ به اندازه‏ای رفیع است كه پیامبر خدا(ص) خطاب به وی فرمودند: «یا خدیجة انّ اللّه‏ عزّ و جلّ لیباهی بكِ كرام ملائكته كلُّ یومٍ مرارا».(5)
خدیجه! خداوند عز و جل روزی چندین بار به عظمت تو در نزد ملائكه مقربش مباهات می‏كند.و در مورد دیگر نیز فرموده است: «قال جبرئیل: هذه خدیجة فاقرء علیهاالسلام من ربّها و منّی و بشّرها بیت فی الجّنة»(6). سلام خداوند و مرا به خدیجه ابلاغ كن و مژده خانه‏ای در بهشت را به او بده.
زمینه ازدواج با رسول خدا(ص)
خدیجه از پیش مانند سایر مردم، محمد(ص) عزیز قریش را به عنوان فردی امین و درستكار می‏شناخت. بر همین اساس از حضرتش دعوت كرد تا مسؤولیت یكی از كاروانهای تجارتی وی را بپذیرد، و شاید هم می‏خواست شخص مورد علاقه خود را به دقت بیازماید. به هر حال، محمد(ص) مسؤولیت كاروان را پذیرفت. خدیجه هم غلام مورد اعتماد خود مَیْسره را همراه حضرتش نمود، تا هم كمك‏كارش باشد، و هم هنگام بازگشت گزارش سفر را از وی دریافت كند.
علایم نبوت در سفر تجارت
در بازگشت كاروان تجاری، آن چیزی كه بیشتر از خیر و بركت و سود تجارت این سفر، به سرپرستی محمد(ص)، نظر خدیجه را به خود جلب نمود، گزارش دل‏انگیز میسره بود:
... در بین راه به صومعه راهبی رسیدیم. امین كاروان زیر سایه درختی كه نزدیك صومعه بود قرار گرفت، راهب صومعه آمد و پرسید: این شخص چه كسی است كه زیر این درخت آرمیده است؟
گفتم: مردی از قریش، از اهل حرم.
گفت: تا كنون جز پیامبران خدا كسی زیر این درخت قرار نگرفته است!!
خدیجه بسیار متعجب شد و تشنه شنیدن سخنان میسره، كه وی اضافه كرد و گفت:
در بین راه هوا به شدت گرم بود، ناگهان دو فرشته را دیدم كه آمده‏اند و بر سر امیر كاروان سایه افكنده‏اند و او زیر سایه فرشتگان حركت می‏كرد.(7)
این گزارش، آنچنان قلب خدیجه را از عشق به رسول خدا(ص) آكنده نمود كه بلافاصله خود را به عموی دانشمند خویش، ورقة بن نوفل رسانید، و جریان را با وی در میان گذاشت.
ورقة بن نوفل گفت: اگر این گزارش میسره درست باشد، محمد(ص) همان پیامبری است كه بعثتش به این امت وعده داده شده است، و من اوصاف وی را در كتابها خوانده‏ام.(8)
عشق سرشار خدیجه به محمد(ص)
آن گزارش میسره، و این نوید ورقة بن نوفل، چنان طوفانی از محبت محمد(ص) در دل خدیجه ایجاد كرد كه بی‏صبرانه حضرتش را طلبید و خطاب به وی چنین گفت:
«یا بن‏عم، انّی قد رغبت فیك لقرابتك و سطوتك فی قومك و امانتك و حسن خلقك و صدق حدیثك».(9) ای پسرعمو، به دلیل خویشی، شرافت خانوادگی، امانتداری، حسن خلق و راستگویی كه در شما سراغ دارم، به شما اشتیاق پیدا كردم.آنگاه برای ازدواج با پیامبر(ص) اعلام آمادگی كرد.این عمل خدیجه نشان‏دهنده این است كه وی گرچه از نظر مال و ثروت ممتاز بود، اما دل به امور معنوی داشت. او طالب شخص با كمال بود، نه فرد پولدار.بر اساس همین دیدگاه بلند بود كه خواستگارانی پولدار چون عقبة بن‏ابی‏معیط و صلت بن‏ابی‏یهاب، كه هر كدام چهارصد غلام و كنیز داشتند را نپذیرفت(10). اما در برابر شخص باكمالی چون رسول خدا(ص)، هم خود پیشنهاد ازدواج داد، و هم مهریه را از مال خود تعیین كرد. امام صادق(ع) می‏فرماید: در جلسه خواستگاری، خدیجه(س) وقتی ملاحظه كرد عمویش ورقة بن‏نوفل در برابر سخنان ابوطالب از عهده پاسخ برنمی‏آید، بی‏درنگ گفت:
«یا عمّاه انّك و ان كنت اولی بنفسی منّی فی‏الشهود، فلست اولی بی من نفسی، قد زوجّتك یا محمد نفسی و المطّهر علیّ فی مالی»(11) عموجان ممكن است درمسایل دیگر اختیار مرا داشته باشید، ولی اینجا اختیار با خود من است. سپس گفت: ای محمد من خودم را به همسری شما درآوردم، و مهر را هم خودم از مال خود قرار می‏دهم.
این كار خدیجه عشق غیر قابل توصیف وی را نسبت به رسول خدا(ص) می‏رساند، آن هم عشقی مقدس و معنوی كه وراء همه امور مادی است، عشق به كمال است؛ عشق به صداقت است، عشق به امانت است، عشق به همه خوبیهاست، و در یك كلام عشق به خداست.این بانو می‏داند كه همه سعادت و خوشبختی در ارتباط با فرستاده خدا است، و لذا در بیانی چنین می‏گوید: «سَعِدَتْ مَنْ تُكونُ لِمحمّدٍ قرینةً، فانّه یُزیِّنُ صاحِبَه»(12) خوشبختی نصیب زنی است كه همسر محمد(ص) گردد، زیرا محمد برای وی مایه افتخار است.
محبت و علاقه دو جانبه
عشق و علاقه خدیجه به رسول خدا(ص) یكطرفه نبود، بلكه محبت دو جانبه بود. این واقعیت را ابوطالب(ع) در خطبه عقد چنین بیان كرد: « و له فی الخدیجة رغبة ولها فیه رغبة»(13) خدیجه و محمد هر دو علاقه‏مند به یكدیگر هستند.
چه خوش بی‏مهربانی هر دو سر بی كه یك سر مهربانی دردسر بی همان گونه كه خدیجه نسبت به رسول خدا(ص) شناخت پیدا نموده و به حضرتش علاقه‏مند شده بود، رسول خدا(ص) نیز كمالات خدیجه(س) را دریافته و او را شایسته برای همسری خود می‏دانست. و لذا با اینكه وی قبلاً دو شوهر دیگر كرده، و از نظر سنی بنا به قولی 15 سال از رسول خدا بزرگتر بود(14)او را از هر زن دیگر برای همسری خود مناسبتر دید، و با وی ازدواج نمود، و او را همواره مورد احترام و تجلیل قرار می‏داد.رسول خدا(ص) هیچ زنی را همتای خدیجه قرار نمی‏داد «یثنی علیها و یفضّلها علی سائر امّهات المؤمنین و یبالغ فی تعظیمها»(15). او را ستایش می‏كرد و بر سایر همسران خود برتری می‏داد و در بزرگداشت و تكریم او تلاش زیاد می‏نمود.
ادب خدیجه در برابر رسول خدا(ص)
بررسی زندگی مشترك رسول خدا(ص) و خدیجه(س) نشان می‏دهد كه این دو شخصیت بزرگ كه الگوی همه انسانهای باكمال می‏باشند، برای یكدیگر ارزش خاصی قائل بودند. وی نه تنها مال و ثروت خود را به رخ شوهر كه دستش از مال دنیا تهی بود نمی‏كشید، بلكه با افتخار ثروت كلان خود را در اختیار همسر خویش قرار داد. وقتی پیشنهاد ازدواج را به حضرتش داد، حضرت در مقابل این پیشنهاد فرمود: «یا عم ابنة أنت امرأة ذات مال و أنا فقیر لاأملك الاّ ما تجودین به علیّ و لیس مثلك من یرغب فی مثلی و أنا أطلب امرأة یكون حالها كحالی و مالها كمالی».
شما بانویی هستید دارای ثروت و من فردی فقیرم كه چیزی در اختیار ندارم، كسی دارای موقعیت تو رغبت به كسی مثل من پیدا نمی‏كند، من جویای همسری‏ام كه حالش مانند حال خودم و از نظر مالی همتای خود من باشد.بانوی باكمال قریش كه شرافت و كمال با ذاتش عجین بود، در پاسخ گفت: «واللّه‏ یا محمد ان كان مالك قلیلاً فمالی كثیر، و من یسمح لك بنفسه كیف لا یسمح لك بماله، و أنا و مالی و جواری و جمیع ما املك بین یدیك و فی حكمك لا امنعك منه شیئا».
به خدا سوگند ای محمد اگر تو مالی نداری، من ثروت زیادی دارم، و كسی كه خود را در اختیار تو قرار داده است، چگونه مالش در خدمت شما نباشد، من و سرمایه‏ام، و كنیزانم و آنچه كه در اختیار دارم از آن شماست، و تحت امر شماست و هیچ منعی از طرف من نیست.
آنگاه اشك در چشمانش حلقه زد و گفت:
واللّه‏ ما هب نظام الشمال
الاّ تذكرت لیالی الوصالی
ولا أضامن نحوكم بارق
الاّ توهمت لطیف الخیال
جور اللیالی خصّنی بالجفا
منكم و من یأمن جور اللیالی
رقوا و جودوا و اعطفو و ارحموا
لا بّد لی منكم علی كل حال(16)
به خدا سوگند هر وزش نسیم، مرا به یاد شبهای وصال می‏اندازدو چون از سوی (خانه) شما فروغی درخشیدن می‏گیرد، می‏پندارم كه آن نور شبح و سایه شما استدرد و جور شبانه‏ای از (فراق) شما كشیده‏ام، و چه كسی (دلداده‏ای ) است كه از جور و رنج شبانه در امان باشد ترحم و دلسوزی كنید، و عطوفت به كار گیرید، كه در هر حال مرا گریزی از (دلبستگی) به شما نیست.ممكن است كسی گمان كند، این ادب و احترام خدیجه آن هم نسبت به شوهری چون رسول خدا(ص) یك امر عادی و طبیعی است، در حالی كه با اندك توجهی می‏شود دریافت كه  ادب خدیجه نسبت به شوهر عزیزش، فراتر از ادب یك زن در برابر شوهر است.وی از آن جهت كه شخصیت رسول خدا را شناخته، و رفعت مكان وی را درك كرده است، این گونه محترمانه برخورد می‏كند.
این ادب و احترام، حتی قبل از ازدواج نیز از این بانو نسبت به عزیز قریش دیده می‏شود. خدیجه هنگامی كه از امین قریش برای سرپرستی كاروان تجارتی استفاده می‏كند، به دو غلام خود، میسره و ناصح می‏گوید: «اعلما قد ارسلت الیكما امینا علی اموالی و انه امیر قریش و سیّدها، فلا یدٌ علی یده، فان باع لایمنع، و ان ترك لا یؤمر، فلیكن كلامكما بلطف و أدب و لا یعلوا كلامكما علی كلامه».
من امینی بر اموال خود گماشتم، همو كه امیر بزرگ قریش است، دستی بالای دست او نیست. اگر تصمیم بر فروش متاعی بگیرد، نباید كسی مانع شود. اگر تصمیم گرفت چیزی نفروشد، كسی حق ندارد دستوری به او بدهد. شما موظفید با لطف و ادب با وی سخن بگویید، و بالای حرف او حرفی نزنید.
قدردانی رسول خدا(ص) از خدیجه(س)
اگر خدیجه نسبت به همسر گرامی خود این گونه رعایت ادب و احترام می‏كند، رسول خدا(ص) نیز از خدیجه به نحو شایسته‏ای قدردانی می‏نماید، و برای خدیجه احترام خاصی قائل می‏شود، كه در اینجا به نمونه‏هایی از آن اشاره می‏شود.رسول خدا(ص) در زندگی، خود با رأی و نظر خدیجه مخالفت نمی‏نمود. مثلاً وقتی ابوالعاص، پسر خواهر خدیجه، زینب، دختر رسول خدا را خواستگاری نمود، «فسألت خدیجة رسول‏اللّه‏(ص) ان یزوّجه و كان رسول‏اللّه‏ لا یخالفها»، خدیجه از رسول خدا(ص) خواست كه زینب را به وی تزویج كند، و رسول خدا(ص) پیشنهاد وی را پذیرفت چون رویّه حضرت بر این بود كه مخالفت خدیجه نمی‏نمود.(18)
رسول خدا(ص) آن چنان به خدیجه محبت داشت و قدردان بود كه قبل از خدیجه همسری اختیار ننموده و تا خدیجه زنده بود نیز همسری اختیار نكرد.(19)
این قدردانی رسول خدا(ص) نسبت به خدیجه تنها به زمان حیات او خلاصه نمی‏شد، بلكه پس از مرگ وی نیز همواره او را یاد می‏كرد و از وی تجلیل به عمل می‏آورد. با آنكه همسران دیگری داشت هر وقت به یاد خدیجه می‏افتاد از وی به خوبی یاد می‏كرد و گریه می‏نمود.
روزی عایشه گفت: ای رسول خدا، چقدر از خدیجه یاد می‏كنید! خدیجه پیرزنی بود از دست شما رفت، خدا بهتر از خدیجه را به شما عنایت كرده است!!
رسول خدا(ص) برآشفته گشت و فرمود: «صدّقتنی اذ كذبتم و آمنت بی اذ كفرتم و ولدت لی اذ عقمتم»(20). او زمانی نبوت مرا تصدیق كرد كه شما مرا تكذیب می‏نمودید. به من ایمان آورد، شما كافر بودید. وی مادر فرزندان من است، در حالی كه شما چنین نیستید.
عایشه می‏گوید: من بعد از این با ذكر خیر خدیجه خود را نزد پیامبر(ص) عزیز می‏كردم!
عشق و عاطفه رسول خدا(ص) به همسر باكمالش به حدّی رسیده بود كه دوستان خدیجه نیز از آن بهره‏مند بودند.
عایشه می‏گوید: پیرزنی وارد بر رسول خدا(ص) شد، و از سوی حضرت مورد احترام خاصی واقع شد. پیرزن كه از محضر رسول خدا(ص) خارج شد، پرسیدم: این زن چه كسی بود كه این گونه مورد الطاف شما واقع شد؟
رسول خدا(ص) فرمود: این زن از دوستان خدیجه است. وقتی خدیجه زنده بود، زیاد نزد ما می‏آمد.(21)
اینها همه به خاطر شخصیت والای خدیجه(س) و فداكاریهای آن بانوی بزرگ بود. خدیجه‏ای كه داخل خانه پیامبر(ص) پناه آن حضرت به حساب می‏آمد و تمام ناراحتیها و شكنجه‏های جسمی و روحی وارده از سوی قریش را با عواطف غیر قابل وصف خود، جبران می‏نمود.
خدیجه‏ای كه مادر فرزندانش، یعنی: قاسم، طاهر، طیب، زینب، رقیّه و ام‏كلثوم بود، و از همه مهمتر مادر ام‏الائمه زهرای مرضیه(سلام‏اللّه‏ علیها) بود، كه اگر هیچ افتخاری برای خدیجه(س) نبود، جز اینكه وی مادر فاطمه است، برای وی كافی بود.
و اینچنین بود كه از دست دادن خدیجه برای رسول خدا(ص) بسیار ناگوار و دشوار بود، به گونه‏ای مرگ خدیجه در روح و روان رسول گرامی اسلام، اثر گذاشت كه سال درگذشت وی را كه قرین وفات حضرت ابوطالب(ع) بود
(عام‏الحزن) نامید، و پس از وفاتش نیز هرگاه به یاد خدیجه می‏افتاد، یا كسی از وی نام می‏برد، چشمان مباركش پر از اشك شده و از خوبیهای خدیجه سخن می‏گفت.

پی نوشتها :

1ـ سیر اعلام النبلاء، ج2، ص111.
2ـ تفسیر المیزان، ج19، ص346.
3ـ بحار، ج16، ص2. سیره ابن هشام، ج1، ص257. سیر اعلام النبلاء، ج2، ص109.
4ـ بحار، ج16، ص2.
5ـ عوالم العلوم، ج11، ص41.
6ـ صحیح بخاری، چاپ دارالقلم، ج5، ص112.
7ـ سیره ابن‏هشام، ج1، ص199.
8ـ همان، ج1، ص203.
9ـ همان، ج1، ص201.
10ـ بحار، ج16، ص22.
11ـ فروع كافی، كتاب النكاح، باب خطب النكاح، ح9.
12ـ بحار، ج16، ص23.
13ـ فروع كافی، كتاب النكاح، باب خطب النكاح، ح9.
14ـ سیر اعلام النبلاء، ج2، ص111.
15ـ همان، ج2، ص110. صحیح بخاری، ج7، ص107.
16ـ بحار، ج16، ص55.
17ـ همان، ص29.
18ـ سیره ابن‏هشام، ج2، ص306.
19ـ سیر اعلام النبلاء، ج2، ص110.
20ـ بحار، ج16، ص8. سیر اعلام النبلاء، ج2، ص112، 117.
21ـ بحار، ج16، ص8.

 


باز منتشر شده توسط rohisamadi در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)



توجه : مدیریت وب سایت در صورت دریافت مجوز قانونی از سوی مراجع ذیصلاح نسبت تغییر در محتوای  ارسالی کاربران و یا مراحل قانونی اعلام شده اقدام خواهد نمود.
تبیان زنجان با تایید نمایش مطالب ارسالی کاربران آنرا تایید محتوایی و قابل استناد نمی کند . مديران محتوا تنها حق اصلاح يا حذف مطالب نامربوط ( دارای مشکل فنی نمایش و ناقض قوانین ارسال مطلب هر بخش ) را دارند.
© 2004- Tebyan. The content is copyrighted to Tebyan Cultural and Information center and may not be reproduced on other websites.