مسابقه دین و اندیشه خانه قرآن باشگاه کاربران جامعه ورزشی خانواده خوشبخت دنیای کودکان آشپزی و تغذیه موبایل دانش و تکنولوژی مجله سلامت سیاست گردشگری
دنیای عکس و عکاسی اقتصاد زنان ادبیات هــنر سینما و تلویزیون بزرگان و مشاهیر مهدویت سرگرمی دانلود نرم افزار مرکز کتاب پایگاه ها جستجو روابط عمومی مقالات
     
صفحه اصلی وب سایت فید مطالب وب سایت عضویت رایگان در وب سایت جستجو در وب سایت سوالات رایج نقشه وب سایت درباره ما تماس با ما  

حتما ببینید
آموزش آشپزی
آپدیت روزانه ESET NOD 32 username password
احادیث حضرت محمد
آشپزی به سبک تبیان
طرح ملی ملکوت
طبقه بندی موضوعی مطالب
فعال ترین اعضا این ماه
فعالان ثبت مطلب این ماه
فعالان ارسال دعوتنامه این ماه
فعالان نظر دهندگان این ماه
ارسال دعوتنامه

آیا مایلید دوستان خود را نیز دعوت به مشاهده محتوای بروز این وب سایت کنید ؟
آیا میدانید با ارسال هر دعوت نامه 5 امتیاز( به همراه 15 امتیاز رزرو) به مجموع امتیازات شما افزوده میشود ؟

 
دریافت رایگان مطالب
آیا میدانید میتوانید مقالات وب سایت را با استفاده از قدرت گوگل و بصورت روزانه در ایمیل خود دریافت و مطالعه کنید ؟؟
بیش از صد ها عنوان مطلب خواندنی را روزانه به همین راحتی و هر زمان که مایلید مطالعه کنید !
عضویت رایگان دریافت مقالات در ایمیل

برای مشاهده توضیحات بیشتر اشاره گر ماوس خود را روی هر عنوان نگه دارید . بخش مطالب روزانه اعضاء سرویس دیگری از خدمات وب سایت به اعضا میباشد که شما را قادر می سازد  مطالب و علاقه مندی های خود را در وب سایت درج نمایید .

این امکان زمینه حضور جدی شما را در دنیای مجازی اینترنت فراهم آورده و ضمن انتشار محتوای شما بنام خودتان ,  با کمک سرویس معرفی به موتور های جستجو , آنرا در  صدر جستجو ها و معرض دید هزاران کاربر روزانه  اینترنت و وب سایت قرار  دهد و کمک می کند  براحتی در جمع کاربران فعال خانواده ما قرار بگیرید .

توجه : نوشته  و مطالب این بخش دارای هویت شخصی از سوی کاربران ( ساختار وب لاگ) بوده و مسئولیت آن به عهده کاربر می باشد .
قوانین ارسال مطلب را ببینید تبیان زنجان با تایید نمایش مطالب ارسالی کاربران آنرا تایید محتوایی و قابل استناد نمی کند . مديران محتوا تنها حق اصلاح يا حذف مطالب نامربوط ( دارای مشکل فنی نمایش و ناقض قوانین ارسال مطلب هر بخش ) را دارند.

 
نوشته شده توسط farzane58 با 2407 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 86
     درج شده در 1316 روز و 9 ساعت و 40 دقیقه قبل
    

مسمومیت به مجموعه واکنشهایی گفته می‌شود که بعد از آلودگی با مواد مضر سلامتی ، سمهای تولید شده برخی میکروارگانیسمها ، افزایش مقدار یک ماده معمول در بدن ، اتفاق می‌افتد. ریشه لغوی intoxoication از کلمه یونانی Toxicon به معنای ماده شیمیایی مضر گرفته شده است.

 


مفاهیم کلی

عوامل مسمومیت‌زا می‌توانند باکتریها ، ویروسها ، برخی انگلها ، فلزات خاص و مواد پروتوزا باشند. این آلودگیها می‌توانند همچنین در انسان ایجاد بیماری عفونی کنند و یا اینکه فقط تحت تاثیر سموم مترشحه آنها ، مسمومیت ایجاد گردد. در بعضی مواقع مسمومیتها و عفونتها می‌توانند تواما ایجاد گردند. طبق نظریه Park و Harrigan مسمومیتهای ایجاد شده توسط میکروارگانیسمها به مراتب بیشتر از مسمومیتهای شیمیایی اتفاق می‌افتند.



در ممالک متحده آمریکا ، بین سالهای 1977 تا 1981 حدود 954 اپیدمی ثبت شده که همگی به علت مصرف غذای آلوده ایجاد شده‌اند. متاسفانه ، در کشورهای جهان سوم و حتی در بسیاری از ممالک اروپایی آمار دقیقی از اپیدمیها و بویژه تعداد انواع مسمومیتها و بیماریهای ناشی از مرف غذای آلوده در دسترس نیست. بد نیست بدانیم کارشناسان سازمان بهداشت جهان ، مقدار نوزادان شیرخوار و اطفال ، زیر پنج سال را در 1980 در اثر اسهالهای ناشی از مسمومیت ، جان خود را از دست داده‌اند.

انواع مسمومیت

مسمومیت غذایی

 طی سال‌های اخیر وقوع مسمومیت‌ها و بیماری‌های میکروبی ناشی از غذا نه‌تنها در کشورهای در حال توسعه بلکه در کشورهای توسعه یافته نیز که از استانداردهای بهداشتی بالایی برخوردارند، به نحو چشمگیری افزایش یافته است.

این نوع مسمومیت‌ها از عمده بیماری‌های جوامع کشورهای مختلف جهان به‌شمار می‌رود. طبق مطالعات انجام شده، همه ساله بیش از هزار میلیون مورد اسهال حاد در بین بچه‌های زیر پنج سال در ممالک آفریقا، آسیا (به استثنای چین) و آمریکای لاتین اتفاق می‌افتد که به مرگ بیش از پنج میلیون نفر منجر می‌شود در حالی که موارد واقعی مسمومیت‌های غذایی ۱۰ تا ۱۰۰ برابر بیشتر از موارد  دیگرگزارش شده است.

 بسیاری از میکروب‌ها در گذشته به عنوان عامل مسمومیت غذایی محسوب نمی‌شدند اما اخیراً تحت عنوان میکروب‌های بیماری‌زای پنهان یا نوظهور شناسایی شده‌اند، اهمیت این میکروب‌ها در ایجاد مسمومیت غذایی روز به روز بیشتر می‌شود به‌خصوص این‌که برخی از آنها قادرند تحت شرایط یخچالی و در محیط با اکسیژن کم زنده مانده و رشد کنند و برخی نیز حتی با تعداد اندک قادر به ایجاد بیماری هستند که این مورد زنگ خطری جدی برای سلامت مصرف کنندگان مواد غذایی است.

عوامل ایجاد مسمومیت

میکروب‌ها مسئول بخش عمده‌ای از مسمومیت‌های غذایی هستند، هرچند که در این میان نباید آلودگی غذا با انواع مواد افزودنی، فلزات سنگین (مانند سرب، آرسنیک، جیوه و کادمیوم)، باقی‌مانده سموم دفع آفات نباتی و همچنین سایر مواد سمی‌ که در مراحل تولید، نگهداری و فرآوری غذا ایجاد می‌شوند (مانند نیتروزامین و آفلاتوکسین) را از نظر دور داشت.

غذاهای مسموم کننده معمولاً بو یا مزه ناخوشایندی ندارند، اما پس از مصرف علایم بالینی بسیار حادی ایجاد می‌کنند.میکروب‌هایی که مواد غذایی را آلوده می‌کنند با چشم غیرمسلح دیده نمی‌شوند اما همین موجودات زنده میکروسکوپی تحت شرایطی خاص می‌توانند با تولید سموم ویژه‌ای در مواد غذایی، مسمومیت‌های بسیار خطرناکی ایجاد کنند که برخی از آنها می‌تواند کشنده باشد، هرچند که اغلب این مسمومیت‌ها معمولاً ظرف ۲۴ ساعت برطرف می‌شوند.

سالمونلاها، کلستریدیوم بوتولینوم، کلستریدیوم پرفرنژنس، استافیلوکوک طلائی، اشریشیا کلی، شیگلا، یرسینیا و باسیلوس سرئوس  از جمله باکتری‌هایی هستند که به‌طور معمول در ایجاد انواع مسمومیت‌های غذایی نقش دارند.

در مقایسه با باکتری‌ها، نقش ویروس‌ها در ایجاد بیماری‌های غذایی کمتر مورد توجه قرار گرفته است که شاید دلیل عمده آن مربوط به مشکلات تکنیکی برای جداسازی ویروس‌ها از مواد غذایی و کشت آنها باشد.

انگل‌های تک‌یاخته‌ای نیز قادر به رشد در مواد غذایی نیستند ولی کیست آنها می‌تواند به مدت طولانی در غذا به حیات خود ادامه دهد که از میان آنها می‌توان به آمیب آنتاموبا هیستولیتیکا، ژیاردیا و کریپتوسپوریدیوم اشاره کرد. حضور قارچ‌ها نیز در مواد غذایی از نظر تولید مواد  سمی‌ موسوم به مایکو توکسین‌ها حائز اهمیت است.

مسمومیت با سالمونلا

سالمونلوزیس نام عفونتی است که به‌وسیله باکتری سالمونلا ایجاد می‌شود. از جمله مواد غذایی که این نوع مسمومیت در اثر مصرف آنها دیده شده است عبارتند از: گوشت، مرغ، تخم‌مرغ، ماهی دودی و شیر خشک.

به گفته کارشناسان بهداشت مواد غذایی، احتمال آلودگی غذاهایی که پروتئین بالایی دارند (مانند شیر و صدف خوراکی) با گونه خاصی از این باکتری به نام سالمونلا تیفی (عامل تب تیفوئید) بسیار محتمل است.

همچنین پس از مصرف غذاهای پخته‌ای که قبل از مصرف مجدد خوب گرم نشده‌اند یا سرد مصرف شده‌اند، ممکن است این نوع مسمومیت بروز نماید.

به گفته پزشکان، علایم و نشانه‌های این مسمومیت با تأخیر ظاهر می‌شود و ممکن است ۱۲ تا ۲۴ ساعت بعد از مصرف غذای آلوده، علایم در فرد مسموم بروز کند. علایم و نشانه‌های این مسمومیت شامل تب، خستگی، سردرد، تهوع، استفراغ، اسهال آبکی شدید، ضعف، درد شکم و کم شدن آب بدن است.

مسمومیت با کلستریدیوم بوتولینوم

بوتولیسم از جمله  مسمومیت‌های غذایی شدید و کشنده است که توسط سم حاصل از کلستریدیوم بوتولینوم، که یک باکتری بی‌هوازی است، ایجاد می‌شود. این باکتری ممکن است در فراورده‌های غذایی و غذاهای خانگی که به‌صورت غلط  تهیه شده‌اند و یا در شرایط غیر بهداشتی و نامناسب نگهداری می‌شوند، ایجاد شود.

به گزارش ستاد مرکزی اطلاع‌رسانی داروها و سموم وزارت بهداشت، برخی از مواد غذایی که این نوع مسمومیت در اثر مصرف آنها دیده شده است عبارتند از: سوسیس، کالباس، کنسرو ماهی، کنسرو ذرت، کنسرو لوبیا، کشک خانگی و عسل خام خالص (بوتولیسم نوزادان). به همین دلیل است که پزشکان مؤکداً به مادران  نوزادان زیر یک سال توصیه می‌کنند که به آن‌ها عسل ندهند.

بوتولیسم اگرچه نادر است ولی اغلب کشنده است. علایم و نشانه‌های این مسمومیت با تأخیر ظاهر می‌شود، یعنی ممکن است ۱۲ تا ۲۴ ساعت بعد از مصرف غذای آلوده، علایم در فرد مسموم بروز کند.

علایم و نشانه‌های بوتولیسم شامل تاری دید، دوبینی، افتادگی پلک فوقانی، عدم توانایی حرکتی، اختلال تکلم، لکنت زبان، سختی بلع و خشکی و درد گلو است. سایر علایم  می‌تواند به صورت خشکی دهان، یبوست، بند آمدن ادرار (احتباس ادراری) بروز کند.

بیمار معمولاً هوشیار و بدون تب می‌باشد. مهمترین اقدام درمانی در این مسمومیت تجویز سریع «ضد سم» در مراکز درمانی است که در صورت عدم درمان ممکن است فرد مسموم در اثر فلج تنفسی فوت کند.

مسمومیت با استافیلوکوک طلایی

به گفته بسیاری از کارشناسان این نوع مسمومیت غذایی نیز به اندازه سالمونلوزیس شایع است. علت اصلی این مسمومیت تولید نوعی سم روده‌ای توسط گروه خاصی از باکتری استافیلوکوک طلائی است.

بررسی‌های انجام شده نشان داد که مصرف شیر و سایر خوراکی‌های آلوده مهمترین علت بروز این بیماری است. آلودگی غذا می‌تواند در اثر تماس ترشحات بینی، گلو و دست افراد آلوده به میکروب ایجاد شود و به همین دلیل است که افرادی که در زمینه تهیه و تولید مواد غذایی فعالیت می‌کنند باید دارای کارت بهداشتی سلامت باشند چون مواد غذایی پس از پختن و در حین برش یا خرد کردن می‌تواند به این باکتری آلوده شود.

فراورده‌های گوشت و مرغ، سس‌ها، آبگوشت، شیرینی‌های خامه‌ای یا کرم‌دار، سالاد ماهی، شیر، پنیر و به‌طور کلی غذاهای با محتوای پروتئینی بالا از جمله  مواد غذایی هستند که مسمومیت با استافیلوکوک طلایی در آن‌ها گزارش شده است.

علایم و نشانه‌های این  مسمومیت عبارتند از: استفراغ ناگهانی، دردهای شکمی‌ و اسهال که در موارد حاد ممکن است خون و بلغم در مدفوع ظاهر شود. در این نوع مسمومیت بر خلاف نوع سالمونلایی تب نادر بوده و مرگ کمتر روی می‌دهد.


مسمومیتهای ناشی از مواد دارویی و شیمیایی

مواد خارجی یافت شده در غذاها که امکان دارد ایجاد مسمومیت بنماید فقط محدود به میکروارگانیسمها و سایر عوامل بیولوژیک و سموم مترشحه از آنها نمی‌شود بلکه انواع مواد شیمیایی و داروهایی که به نوعی مواد غذایی را آلوده می‌کنند نیز می‌توانند ایجاد مسمومیت کنند. عوارض ناشی از این دسته مسمومیتهای ناشی از مواد غذایی اغلب در دراز مدت تظاهر می‌یابد. و با استعمال و کاربرد داروها و مواد شیمیایی امکان اینکه انسان در کل عمر خود در معرض مسمومیت قرار بگیرد امکان پذیر می‌باشد.

اکثر این داروها و مواد شیمیایی مثل انواع آنتی بیوتیکه ، داروهایی مثل کوکسیدیوستاتیک و یا تیرئوستاتیک ، برخی هورمونها ، داروهای آرام بخش ، هر کدام با مصرف خاص به دامهای مورد مصرف انسان تزریق شده یا به عنوان مکمل غذایی توسط آنها مصرف می‌شود که بقایای اینها در انسان می‌توانند سرطان‌زا ، موتاژن و یا حتی تراتوژن و نیز آلرژی‌زا و یا مسموم کننده باشند. به عنوان مثال ، داروهای تیرئوستاتیک ، به علت پایین آوردن میزان فعالیت غده تیروئید مانع سوخت و ساز کامل در بدن دامها شده و وزن آنها بالا می‌رود ولی همین باعث شده کیفیت گوشت این دامها پایین آمده و ضمنا سریع فاسد شوند. به خاطر همین استفاده از این داروها ، در کشورهایی مثل آلمان ، ممنوع است و صرفا جهت درمان بکار برده می‌شود.

مسمومیت ناشی از فلزات سمی

برخی فلزات سنگین مثل آهن جهت حیات ضروری می‌باشند. در حالی که بقیه مثل سرب در همه ارگانیسمها وجود دارند اما هیچ هدف بیولوژیک سودمندی را دنبال نمی‌کنند. فلزات سنگین موجود در محیط مثل جیوه ، خطری برای ارگانیسمهای جاندار محسوب می‌شوند. بعضی از قدیمی‌ترین بیماریهای انسان را می‌توان به مسمومیت با فلزات سنگین در رابطه با توسعه معادن فلزات ، تصفیه و استفاده از آنها نسبت داد. حتی با وجود شناخت فعلی از خطرات فلزات سنگین ، میزان وقوع مسمومیت در حد قابل ملاحظه‌ای باقی مانده و نیاز به اقدامات پیشگیری کننده و درمان موثر همچنان احساس می‌شود.

هنگامی که مسمومیت با فلزات روی می‌دهد، ملکولهای شلات کننده تجویز می‌شوند تا با اتصال به فلز ، رفع آن از بدن تسهیل گردد. به عنوان مثال ، مسمومیت ناشی از تتراتیل سرب یا تترامتیل سرب که در برخی از انواع بنزینها به عنوان ضربه‌گیر بکار گرفته می‌شود، از طریق پوست ، گوارش و تنفس جذب بدن شده و در بافتهای نرم بویژه
کبد و دستگاه اعصاب مرکزی توزیع می‌گردد و موجب بی‌خوابی ، توهمات ، هذیان ، لرزش و تشنج می‌شود و در آخر ، ممکن است سبب مرگ شود. امروزه با افزایش مصرف بنزین فاقد سرب ، این نوع مسمومیت نیز رو به کاهش است.

مسمومیت ناشی از مواد دفع آفات و حشره کشها

این مواد با هدف افزایش میزان محصولات کشاورزی بکار برده می‌شود. اما در کنار مزایای استفاده این مواد معایبی نیز وجود دارد که مهمترین آنها باقیماندن این سموم در علوفه و بدن دامهای مختلف و نهایتا انسان می‌باشد. مصرف علوفه توسط دامها ، موجب آلوده شدن شیر و گوشت آنها می‌گردد. تعیین حد مجاز آلودگی به مواد دفع آفات و ارزشیابی آن کار دشوار و مستلزم انجام آزمایشهای متعدد است. برخی از اینها تحت تاثیر باران ، نور آفتاب ، تغییرات فیزیکوشیمیایی و آنزیماتیک دائما در حال تغییراند. به خاطر همین ، در ارزشیابی باید مواد حد واسط را هم در نظر گرفت که برای اینکار هم از مواد رادیواکتیو استفاده می‌کنند.

مسمومیت ناشی از مواد پروتوزا

کلیه مواد غذایی با منشا گیاهی و دامی حاوی عناصر طبیعی‌اند، اما پخش مواد پروتوزا در محیط و انتقال آن به گیاهان و دامها ، راهی را برای آلوده سازی بدن انسان بوسیله این مواد پرتوزا باز می‌کند که این مواد پرتوزا به علت قدرت یونیزاسیون بالای خود موجب اختلالاتی در ساختار ملکولی و اعمال فیزیولوژیک سلولهای و بافتهای بدن شده، انهدام بافتی ، تومورهای سرطانی ، خونریزیهای مخاطی و بسیاری از عوارض جنبی دیگر را سبب می‌گردند.

وجود هر کدام از این اختلالات ، ممکن است به ایجاد مسمومیت نیز بیانجامد. به خاطر همین اقدامات لازم را جهت پیشگیری از آلودگی گیاه و دام انجام داد از آنجمله ، افزودن ایزوتوپهای مقاوم به خوراک دامها که با عناصر رادیوایزوتوپ به رقابت می‌پردازند، تا از میزان جذب آنها توسط ارگانیسم کاسته شود. یا اینکه با نگهداری طولانی گوشت ، صبر کرد تا نیمه عمر رادیوایزوتوپ ها تمام شود.

علائم مسمومیت

بر حسب نوع مسمومیت علایم هم فرق می‌کند. خواب آلودگی یا کما (در مسمومیت با مواد مخدر) ، شکم درد ، استفراغ و اسهال (در مسمومیت با تحریک کنندگان روده‌ای) ،‌ افزایش بزاق دهان ، انقباض و کوچک شدن مردمک چشمها (در مسمومیت با حشره کشها) ، سوختگی اطراف لب و دهان (در مسومیت با مواد سفیدکننده) ، اسپاسمهای عضلانی (در مسمومیت با استریکنین) ، تشنج (در مسمومیت با محرکهای سیستم عصبی) ، ریزش عرق و تند شدن تنفس (در مسمومیت با داروها اعصاب) ، صورتی شدن رنگ پوست (در مسمومیت با منواکسید کربن) ، تاولهای پوستی (در مسمومیت با منواکسیدکربن و داروهای ضد افسردگی).

اقدامات اساسی

  • تحقیق کنید چه ماده‌ای باعث مسمومیت شده است.
  • اگر نشانه‌هایی از سوختگی اطراف دهان بود و به او به آهستگی ، یک لیوان آب یا شیر بدهید.
  • مصدوم چه بیهوش باشد چه هوشیار در وضعیت رکیاوری (شکم به طرف زمین) قرار بدهید.
  • ظروفی که ماده سمی در آن بوده را همراه با مصدوم به بیمارستان ببرید.
  • هیچگاه تلاش نکنید فرد مسموم استفراغ کند.
  • اگر بیهوش شده است هنگام تنفس مصنوعی مطمئن شوید که دهان او از مواد سمی پاک شده در غیر اینصورت از بینی تنفس مصنوعی بدهید.

باز منتشر شده توسط farzane58 در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط farzane58 با 2407 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 76
     درج شده در 1316 روز و 9 ساعت و 42 دقیقه قبل
    
در همه ازدواج‌ها بويژه ازدواج‌هاي فاميلي خطرات پنهان براي فرزندان وجود دارد كه با انجام آزمايش‌ها و بررسي سابقه بيماري‌هاي خانوادگي مي‌توان با تصميم منطقي و به دور از عواطف شخصي مانع از بروز آنها شد. بيماري‌هاي ارثي از نوع غالب در تمام نسل‌ها ظاهر مي‌شود و انواع مغلوب معمولا بدون سابقه خانوادگي است. بيماري‌هاي ارثي وابسته به جنس، از طريق مادري كه اقوام مذكر مبتلا داشته به فرزند منتقل مي‌شود.

 

تالاسمي: نوع بتاي مينور با علامت كم‌خوني خفيف و نوع ماژور با علائم رشد فك فوقاني و برجستگي پيشاني، نازك و شكننده بودن استخوان‌هاي دراز و مهره‌ها و عقب‌ماندگي شديد رشد و كم‌خوني كه موجب بزرگي طحال و كبد شده و زخم پا، سنگ صفرا، نارسايي قلبي، لاغري، استعداد ابتلا به عفونت و اختلال در عملكرد غدد درون‌ريز و در شديدترين موارد با مرگ در اولين دهه زندگي ديده مي‌شود كه تنها راه درمان، پيوند مغز استخوان در زمان كودكي است. تالاسمي آلفا داراي 4 نوع است كه بيشترين شيوع آن در آسيا بوده و از حالت ناقل خاموش و بي‌علامت تا علائم بارز ادم و نارسايي قلب و مرگ جنين، متغير است.

هموفيلي: از هر 10 هزار فرد مذكر يك نفر مبتلا است. شدت علائم باليني متغير است و با خونريزي در داخل بافت‌هاي نرم، عضلات و مفاصل تحمل‌كننده وزن بدن شناسايي مي‌شود. وجود خون در ادرار، شايع است ولي خطرناك‌ترين عارضه، خونريزي حلقي دهاني و خونريزي در دستگاه اعصاب مركزي است. بيشتر بيماران دچار حملات متعدد هپاتيت مي‌شوند و ناقلان مونث ممكن است در جراحي‌هاي بزرگ دچار خونريزي گردند.

بيماري كمبود گلوكز 6 فسفات دهيدروژناز: شايع‌ترين نقص مادرزادي در پسر‌ها كه بيش از 200 ميليون نفر را در سراسر جهان مبتلا ساخته است. بيمار، ژن غيرطبيعي را از مادر خود به ارث مي‌برد. اكثر ناقلان مونث بي‌علامتند. حملات كم‌خوني حاد و كلاپس عروق محيطي تنها هنگامي بروز مي‌كند كه فرد در معرض عامل محرك مانند عفونت‌هاي ويروسي، باكتريايي يا داروها و سمومي كه گلبول قرمز را تهديد مي‌كنند مانند داروهاي سولفوناميد و آسپرين و باقلا (فاويسم) قرار گيرد.

بيماري پلي‌كيستيك بالغين: علائم بيماري در دهه سوم يا چهارم عمر بروز مي‌كند مانند، درد پهلو، خون در ادرار (خون واضح يا ميكروسكوپي) گاه سنگ كليه، فشارخون بالا، نارسايي مزمن كليه و عفونت ادراري و در 30 درصد از موارد كيست‌هايي در كبد يا ساير اعضاء و افتادگي دريچه‌هاي قلب كه شايع است.

تريزومي 21 (سندرم داون): با شيوع يك در 800 كه با سن بالاي مادر ارتباط دارد. با جثه كوچك، از نظر هوشي عقب‌مانده و تاخير در رشد و ناهنجاري‌هاي دستگاه گوارش و چهره‌اي مشخص. احتمال ابتلا به لوسمي و آلزايمر زياد است. تقريبا 40 درصد بيماران در خطر ابتلا به بيماري مادرزادي قلب هستند.

ديستروفي دوشن: از شايع‌ترين بيماري‌هاي اوليه عضلاني كه بيشتر ارثي و پيش‌رونده و غيرقابل درمان است و فقط در پسرها ديده مي‌شود. در 40 درصد بيماران زمينه فاميلي وجود ندارد كه دليل آن جهش ژنتيكي است. بيماري از حدود 2 سالگي با اختلال در راه رفتن، زمين خوردن پياپي و ناتواني در بالارفتن از پله‌ها و برخاستن از حالت نشسته ظاهر مي‌شود. به تدريج ماهيچه‌هاي اطراف كتف، بازو، سر و گردن و تنه كم‌توان مي‌گردد. ضعف عضلات اطراف مهره‌ها، شكم برآمده، افتادگي پاها، افزايش قوس كمري و اختلالات قلبي و گاهي اوقات كاهش قواي هوشي وجود دارد. عفونت‌هاي ريوي شايع‌ترين علت مرگ است.

دكتر مهرانگيز توتونچي


باز منتشر شده توسط farzane58 در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط farzane58 با 2407 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 68
     درج شده در 1316 روز و 10 ساعت و 1 دقیقه قبل
    

از ميان سه نوع اگزماي آتوپيك، تماسي و سبورئيك خطر ابتلا به اگزماي سبورئيك مردان را بيش از زنان تهديد مي كند.

دكتر الهام شاه ابراهيمي متخصص پوست و مو در گفتگو با باشگاه خبرنگاران گفت: اگزما يك نوع واكنش التهابي پوست است كه با علائمي همچون خارش شديد، قرمزي پوست و تاول هاي ريز بر روي پوست ظاهر مي شود و ممكن است از ابتداي زندگي فرد وجود داشته باشد.
وي افزود: اين بيماري پوستي كه شايع ترين نوع آن در افراد بالغ، اگزماي دست است عموما با افزايش ميزان رنگدانه هاي پوست همراه است و همين امر موجب تيره شدن پوست در اين ناحيه مي شود.
شاه ابراهيمي ضمن اشاره به اين نكته كه اگزما به سه نوع تماسي، اتوپيك و سبورئيك بروز مي كند تصريح كرد: اگزماي تماسي در تماس با برخي مواد شيميايي مانند اسيدها و يا نيكل موجود در اشياي بدلي، مواد چرمي، اسپري مو و رژ لب سبب ايجاد تاول و ورم در نايحه تماس مي شود ،وي در اين مورد بهترين راه درمان را يافتن ماده حساسيت زا و پرهيز از آن و همچنين استفاده از كرم هاي موضعي ضد التهاب در محل مورد نظر دانست.
شاه ابراهيمي ادامه داد: نوع ديگري از اين عارضه پوستي اگزماي سبورئيك نام دارد كه شايع ترين نوع اگزما در ميان مردان است و عواملي همچون چاقي، بخار آب، سرماي هوا و مواد غذايي چرب موجب تشديد آن مي شوند كه عمدتا نيز نواحي صورت، اطراف گوش ها و كتف را درگير مي كند.
وي مناسب ترين راه درماني را براي افراد مبتلا به اين نوع اگزما رفع چربي پوست از طريق استفاده از لوسيون ها و شوينده هاي مخصوص پوست هاي چرب عنوان كرد.
اين متخصص پوست و مو در خصوص اگزماي آتوپيك يادآور شد، اين نوع اگزما غالبا در افرادي كه دچار بيماري هاي آلرژيك مانند آسم، تب يونجه و كهير هستند و همچنين افراد داراي پوست خشك بروز مي كند.
وي ضمن تاكيد بر تاثير نقش آب و هوا در بروز يا تشديد اين بيماري خاطرنشان كرد: شدت اين نوع اگزما در فصل پاييز به علت خشكي هوا و همچنين در فصل بهار كه زمان عود بيماري هاي آلرژيك است بيشتر به چشم مي خورد.
در انتها شاه ابراهيمي نكته حائز اهميت در درمان مبتلايان به اين نوع اگزما را رفع خشكي پوست مطرح كرد


باز منتشر شده توسط farzane58 در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط farzane58 با 2407 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 50
     درج شده در 1316 روز و 10 ساعت و 2 دقیقه قبل
    

غذاهاي چرب به هيچ وجه در بروز آكنه دخالت ندارند بلكه آكنه به علت افزايش ترشح غدد سبابه (چربي) پوست بروز مي‌كند.

دكتر الهام شاه ابراهيمي متخصص پوست ومو در گفتگو با خبرنگار باشگاه خبرنگاران گفت:آكنه نوعي بيماري پوستي است كه به علت التهاب ريشه مو و اطراف آن بروز مي‌كند و اغلب صورت بالاي بازوها و قفسه سينه را گرفتار مي‌كند و شيوع اين بيماري پوستي در سنين نوجواني آغاز مي شود و گاهي به مدت پنج تا 10سال و يا تا بزرگسالي نيز ادامه مي يابد.

وي با بيان اينكه آكنه در مردان شديد تر از زنان است تاكيد كرد:غذاهاي چرب برخلاف تصور عموم مردم منجر به بروز آكنه نمي شوند چرا كه آكنه به موجب افزايش ترشح غدد سبابه پوشت ايجاد مي شود و به دور صورت التهابي و غير التهابي بروز مي‌كند كه در نوع التهابي آن جوش هاي سرسفيد و سرسياه و در نوع غير التهابي فعاليت چركي و قرمز رنگ به چشم مي خورد.

شاه ابراهيمي با بيان اين نكته كه آكنه در بسياري از موارد در افراد مبتلا به مشكلات هورموني است خاطرنشان كرد:آكنه در اين افراد عمدتاً با ريزش موي سر ويا پرمويي همراه است كه بايد ابتدا نسبت به اصلاح ميزان هورمون هاي آنها و سپس درمان موضعي آكنه اين افراد اقدام شود.

وي بهترين راه درمان آكنه را شست و شوي پوست و مصرف ويتامين a دانست و هشدار داد:مبتلايان به اين عارضه پوستي در هنگام استفاده از لوازم آرايشي بايد به اين نكته توجه داشته باشند كه اين مواد فاقد هر گونه روغن و مواد چرب باشند چراكه مواد چرب به صورت موضعي مي توانند باعث تشديد اين بيماري شوند.

وي در پايان گفت:اگر آكنه باعث تغيير رنگ پوست افراد شود مي توان يك سال پس از فروكش كردن اين بيماري از ليزر درماني و يا ساير داروهاي موضعي ديگر براي برطرف كردن آن استفاده كرد.


باز منتشر شده توسط farzane58 در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط farzane58 با 2407 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 73
     درج شده در 1316 روز و 10 ساعت و 21 دقیقه قبل
    

و لقد ترکناها آیة فهل من مدّکر(سوره قمر، آیه 15)
'و ما آن کشتی را محفوظ داشتیم تا آیت عبرت شود، پس کیست که پند گیرد؟' 

در سال ۱۹۵۹، یک خلبان ترک، براساس مأموریت محول شده، چندین عکس هوایی برای مؤسسه ژئودتیک ترکیه برداشت. هنگامی که مأموریت به پایان رسید، در میان عکس های او تصویری جلب نظر می کرد که بیشتر شبیه یک قایق بود تا چیزی دیگر، قایقی بزرگ که بر سینه تپه ای، در فاصله بیست کیلومتری کوههای آرارات آرمیده بود. 

تصویر هوایی از فسیل کشتی که محل آسیب دیدگی ناشی از برخورد به یک صخره در آن مشخص است. بلافاصله پس از مشاهده این تصویر، تعدادی از متخصصان، علاقه مند به پیگیری شدند. دکتر براندنبرگ از دانشگاه ایالتی اوهایو یکی از این علاقه مندان بود. او کسی بود که قبلاً در زمینه کشف تأسیسات روی زمین از طریق هوا، مطالعات دانشگاهی داشت و پایگاههای موشکی کوبا را در دوران کندی کشف کرده بود. 
 

 
دکتر واندنبرگ با دقت عکس ها را مورد مطالعه قرار داد و اظهار کرد: «من هیچ شکی ندارم که شیء موجود در عکس های هوایی یک کشتی است. من تا به حال در طول مدت فعالیتم، هرگز چنین شیء عجیبی در یک عکس هوایی ندیده بودم.» پس از آن یک گروه کاوشگر آمریکایی نیز به منطقه مورد نظر اعزام شد، ولی حتی با انجام تحقیقات کوتاه مدت، نتوانست اطلاعات قابل توجهی بدست آورد. 

۱۷ سال از آخرین تحقیقات در منطقه گذشت و هیچ اکتشافی تا سال ۱۹۷۶ انجام نگرفت. در سال ۱۹۷۶ یک باستان شناس آمریکایی به نام «ران ویت» تحقیقات جدید خود را در منطقه آغاز کرد. او بسیار زود دریافت که این شیء قایق مانند، بسیار بزرگتر ازحدی است که قبلاً تصور می کرد. او بزودی با انجام محاسبات دقیق دریافت که طول این شیء عظیم الجثه بلندتر از طول یک زمین بازی فوتبال و اندازه آن به بزرگی یک ناو جنگی است که کاملاً در زمین دفن شده است. اما کشتی کشف شده در زیر گل و لای قطوری دفن شده بود و بسختی به جز از ارتفاع قابل رؤیت بود. 

به دلیل همین عدم مشاهده دقیق از سطح زمین، امکان هر تحقیقی غیر ممکن بود. از سوی دیگر جسم کشف شده آنقدر بزرگ و سنگین بود که هر گونه اقدامی را در وهله اول عقیم می ساخت. «ران وایت» و گروه همراهش که مشتاقانه کار را پیگیری می کردند، به جایی رسیدند که تنها وقوع یک حادثه عجیب و نادر می توانست راهگشای کار آنها باشد: 

«زمین لرزه!» آنها متوجه شدند که حرکت دادن و در آوردن جسم مذکور از درون زمین، به دلیل ابعاد وسیع و بزرگ آن غیر ممکن است و تنها با یک لرزش زمین، این شیء می تواند از دل خاک سر در آورد و مورد کاوش قرار گیرد. 

از تحقیقات ران ویت مدت زیادی نگذشته بود که در ۲۵ نوامبر سال ۱۹۷۸، وقوع زمین لرزه ای در محل، باعث شد تا کشتی مزبور به طور شگفت آوری از دل کوه بیرون بزند و سطح زمین اطرافش را به بیرون براند. بدین ترتیب دیواره های این شیء، شش متر از محوطه اطرافش بالاتر قرار گرفت و برجسته تر شد. 

 بدنبال این زمین لرزه، ران وایت ادعا کرد که شیء مذکور می تواند باقیمانده کشتی نوح باشد. سپس بدبینی ها به خوش بینی مبدل و این سؤال ها مطرح شد: «اگر این جسم عظیم قایقی شکل به طول یک زمین فوتبال، در ارتفاع ۱۸۹۰ متری کوههای آرارات، کشتی نوح نیست، پس چه چیز می تواند باشد؟ و اگر جسم کشتی نوح است، آیا طوفان نوح واقعاً بوقوع پیوسته است؟… آیا ما شاهد بقایای کشتی افسانه ای حضرت نوح که در کتب مقدس ادیان جهان از آن صحبت شده است، هستیم؟»
 
تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir
تصویر ران ویت در پارك ملی كشتی نوح 

طوفان و سیل در زمان حضرت نوح در سطح وسیعی بوسعت کره زمین واقع شده است. به اعتقاد مسیحیان و بنا به نص انجیل، این حادثه عظیم و دهشت آور، برای تنبیه مردمان آن روزگار که دست به سرکشی زده بودند و به منظور نجات نوح پیامبر و پیروانش واقع شده بود. بررسیهای زمین شناسی در نقاط مختلف دنیا، نابود شدن و مرگهای دسته جمعی موجودات زنده را بر اثر حادثه ای غیر منتظره نشان می دهد. برخی از این حوادث با زمان طوفان نوح همخوانی دارد. 

وجود لایه های مخلوط فسیل شده حیواناتی چون فیل، پنگوئن، ماهی، درختان نخل و هزاران هزار گونه گیاه جانوری، تأییدی بر این واقعیت است. این سنگواره ها که بعضاً در برگیرنده حیوانات مناطق گرمسیر با مناطق سردسیر (در کنار هم) هستند، نشان می دهند که با فرونشستن آب، جانوران و گیاهان خارج شده، در زیر رسوبات مانده و به فسیل تبدیل شده اند. امتزاجی عجیب از جانوران خشکی و دریا، حاره و قطبی که مرگی آنی و دلخراش را روایت می کنند. 

 پارك ملی كشتی نوح 
تاریخ در مورد محل به گل نشستن کشتی چه می گوید؟ 
داستان کشتی نوح از گذشته های دور مورد توجه اقوام مختلف بوده است. مورخان از ۲۰۰۰ سال پیش نقل کرده اند که توریست ها و مسافران کنجکاو بسیاری از قدیم این منطقه را در کوههای آرارات کشور ترکیه، مورد بازدید قرار می دادند و گاهی تکه های کوچکی از آن به غنیمت برده می شد. در تاریخ آمده است که حدود ۸۰۰ سال قبل از میلاد مسیح، آشوریان اقدام به ورود به کشتی کردند و موفق به ورود به طبقه سوم آن که در زیر زمین واقع شده بود شدند. این نشان می دهد که اقوال مختلف در مورد موقعیت جغرافیایی کشتی، متفقند. 
  
تکنولوژی پیچیده در ساخت کشتی 
اینجا صحبت از ساخت یک قایق کرجی کوچک هشت نفره با ظرفیت چند حیوان کوچک نیست. بحث بر سر تکنولوژی پیچیده ای است که مهارت ذوب فلزات، ابزار پیشرفته و نیروی انسانی حاذق می طلبیده است. از آنجا که یاران حضرت نوح تعداد بسیار کمی بوده اند، این سؤال پیش می آید که نوح براستی چگونه این کشتی را ساخته است. کشتی ای که تاکنون از عجایب کتب مقدس به شمار می رفت و اکنون یک واقعیت علمی لمس شدنی است. آیا نوح به تنهایی توانسته است کشتی ناوگونه خود را به طول یک زمین فوتبال و به وزن تقریبی ۳۲۰۰۰ تن بسازد؟ آیا ساخت یک کشتی با دست خالی با امکانات آن زمان، به گنجایش ۴۹۴ اتوبوس دو طبقه مسافربری با تصورات ما درباره قدما، همخوانی دارد؟ براستی چه تعداد جانور و چگونه جمع آوری شدند و در کشتی جایگزینی شدند؟ آب و غذا چگونه تأمین می شد؟ جانوران وحشی چگونه به سوی کشتی هدایت شدند؟ باید کار جمع آوری و هدایت حیوانات کاری سخت بوده باشد ولی بهرحال فرمان خدا باید انجام می شد. 
…خوشبختانه تحقیق بیشتر در محل، حضور حیوانات را در کشتی یافت شده، تأیید کرد.. کشف مقادیر قابل توجهی فضولات حیوانات که به صورت فسیل در آمده اند و از ناحیه خسارت دیده کشتی به بیرون رانده شده اند ، فرضیه ما را بیشتر به واقعیت نزدیک کرد. علاقمندان به کاوش در مورد کشتی نوح بارها و بارها سعی کرده اند به درون کشتی فسیل شده راه یابند ولی همیشه با توده های عظیم سنگ و خاک نیمه ویران مواجه شده اند. در آخرین تلاشها، کاوشگران سعی کردند لایه های گل و لای خشک شده اطراف کشتی را در هم بشکنند و از میان بردارند تا شاید راهی برای ورود به اتاقکهای زیرین کشتی پیدا کنند، اما خیلی موفق نبودند. در سال ۱۹۹۱، «گرگ برور» باستان شناس، بخشی از شاخ فسیل شده جانوری را کشف کرد که از قسمت تخریب شده کشتی که فضولات حیوانی بیرون ریخته بودند، به بیرون افتاده بود. به تشخیص محققان، این شاخ که مربوط به یک پستاندار بوده است، مقارن با شاخ اندازی سالانه جانور به هنگام خروج از کشتی در آنجا رها شده است… 
  
کشتی نوح: اسکلت فلزی، بدنه چوبی 
آزمایشات دانشمندان وجود قطعات آهن را در فواصل منظم و معین در ساختار کشتی تأیید کرده است. باستان شناسان با کشف رگه ها و تیرهای باریک آهنی، الگویی ترسیم کرده اند که حاصل کار به صورت نوارهای زرد و صورتی بر روی کشتی علامتگذاری شد. آنها همچنین گره ها و اتصالات آهنی محکم و برجسته ای را یافته اند که در ۵۴۰۰ نقطه کشتی بکار رفته اند.
 
تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir
 
  نوارهای مشخص شده خطوط آهنی با آرایش منظم اسكلت كشتی می باشد.. 
تصویر برداری های راداری نشان داده که در محل تصادم کشتی با صخره به هنگام فرود آمدن یا به عبارت دیگر به گل نشستن، نوارهای آهنی یا تیرهای فلزی کج شده اند. آنها می گویند که استفاده وسیع و همه جانبه از فلزات در ساخت کشتی خارج از حد تصور ماست. و اصنع الفلک باعیننا و وحینا (سوره هود، آیه۳۷) 
 
تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir
 
  تصویر رادار اسكن از كشتی نوح 

به نظر می رسد که تکنولوژی پیشرفته و رشدیافته ای در آن دوران وجود داشته که به هر حال حضرت نوح (ع) توانسته از آن بهره مند شود. تکنولوژی و تمدنی که ذهن ما را از تمرکز بر روی بناها و اماکن منحصر به فرد در نقاط مختلف دنیا به این نقطه از جهان معطوف می کند. اکتشافات زمانی جالبتر شد که باستان شناسان توانستند طرح مشبکی حاصل از تقاطع تیرهای فلزی افقی و عمودی بکاررفته در بدنه کشتی بدست بیاورند. تصاویری که نشان می دهند ۷۲ تیر فلزی اصلی در هر طرف کشتی به کاررفته است. به نظر می رسد که برای هر چیزی طرح و الگویی وجود داشته است. وجود اتاقها و فضاهای کوچک و بزرگ در طبقات مختلف، نظریه وجود طرح مهندسی پیشرفته را تأیید می کند.  در طول تحقیقات، بررسیهایی در مورد تعیین طول، عرض و قطر کشتی انجام گرفته است که متخصصان را قادر ساخته تا از جزییات کف کشتی، ساختمان و الگوی اولیه و مواد تشکیل دهنده آن اطلاعاتی بدست آورند. دستیابی به چنین کشفیاتی مبهوت کننده بود، چرا که در بسیاری از مواقع، درک واقعیت کشف شده از حد تصور خارج بود. کشف یک لایه غلافی و کپسولی شکل در داخل کشتی از این جمله بود که در واقع کشتی را به دو لایه یا پوسته اصلی مجهز می کرد. این آزمایشات، وجود دیوارهای داخلی کشتی، حفره ها، اتاقها و دهلیزها و همچنین وجود دو مخزن بزرگ استوانه ای را تأیید کرد. در این آزمایشها که به «رادار اسکن» یا «اسکن های راداری» معروفند، معلوم شد که دو مخزن استوانه ای بزرگ که هر کدام چهار متر و ۲۰ سانتی متر بلندی و هفت متر و بیست سانتی متر عرض داشته اند و به دور هر یک از آنها کمربندی فلزی نصب شده بود، در نزدیکی تنها در ورودی کشتی وجود داشته اند. در یکی از آزمایشات رادار اسکن که به درخواست استاندار استان آگری ترکیه انجام شد، معلوم شد که جنس بدنه کشتی از سه لایه چوب به هم چسبیده تشکیل شده است. این سه لایه با مواد محکم چسبنده، بهم چسبیده بودند. 

تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir
 
تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir
 
تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir
 
تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir
 
قطعات كاملاً سنگی شده از قسمتهای چوبی كشتی كه آثار حجاری و برش خوردگی دارند. 


در سال ۱۹۹۱، یک عدد میخ پرچ فسیل شده با حضور ۲۶ نفر محقق در بقایای کشتی کشف شد. تجزیه و تحلیل ترکیبات این میخ وجود آلیاژهای آلومینیوم، تیتانیوم و برخی از دیگر فلزات را تأیید کرد. 

این در حالی است که گمان می رفت در زمان حضرت نوح، آهن و آلومینیوم هنوز به مرحله کشف و استخراج نرسیده باشد. آیا ما نیازمند بازنگری در تاریخ استفاده و استخراج بشر از فلزات هستیم؟ 

  
لنگرهای کشتی هم کشف شد! 
بر بلندیهای تپه های اطراف محل کشتی، باستان شناسان چند جسم بزرگ حجیم سنگی یافتند که در بالای هر کدام سوراخی بزرگ تعبیه شده بود. این اجسام مثلثی شکل سنگی و نیمه صیقلی، شبیه به لنگرهای کشتی های باستانی بودند که «دراگ» نامیده می شدند. اینها در واقع ابزاری بودند که به علت وزن زیاد به جای وزنه یا لنگر به هنگام پهلو گرفتن کشتی به آب پرتاب می شدند. چگونه و با چه نیرویی؟ دقیقاً نمی دانیم ولی حدس هایی در این زمینه وجود دارد. 
 
تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir
 ران ویت و همكارانش در كنار سنگ لنگر یافت شده
 
کشف شش وزنه یا لنگر کشتی، هر یک مجهز به سوراخی در بالای آن، حدس باستان شناسان را به یقین تبدیل کرد. این وزنه ها در فواصل متفاوت، ظاهراً به هنگام پهلو گرفتن کشتی به آب پرتاب شده بودند. 

اندازه کشتی نوح در کتاب مقدس ۳۰۰ ذراع یاد شده است.. واحد ذراع در مصر قدیم در زمان حضرت موسی(ع) برابر با ۵۲.۷ سانتی متر بوده است. با محاسبه این رقم، عدد ۱۵۸.۴۶ متر بدست می آید. 

طول کشتی مورد کاوش توسط دو تیم مختلف در دو زمان اندازه گیری شد. رقم بدست آمده دقیقاً ۱۵۸.۴۶ متر را نشان می داد. این محاسبات، محققان را در ادامه کاوشها مصمم تر کرد… 

  
کتیبه ای که ادعای دانشمندان را اثبات کرد 
روایت است که حضرت نوح(ع) قبل از به زمین نشستن کشتی و فروکش کردن آب، پرنده ای را که باید مانند کبوتر یا کلاغ بوده باشد به بیرون فرستاد تا مطمئن شود خشکی نزدیک است یا نه. بار اول پرنده با خستگی به کشتی بازگشت و این بدان معنی بود که خشکی در آن نزدیکیها وجود ندارد. بار دوم پرنده به کشتی باز نگشت و این آزمایش نشان داد که عمل لنگر انداختن نزدیک است. [در کتاب مقدس که گویا این روایت از آن نقل شده، آمده است حضرت نوح(ع) ابتدا یک کلاغ را می فرستد که از فرستادن کلاغ نتیجه ای نمی گیرد و بعد از آن کبوتری را می فرستد- انصاف] 

درست در دو کیلومتری شرق محلی که کشتی هم اکنون قرار دارد، دهکده ای وجود دارد که «کارگاکونماز» نامیده شده است. نام این دهکده ترکی را چنین ترجمه کرده اند: «آن کلاغ نه توقف می کند نه باز می گردد.» [چارلز برلیتز در کتاب 'کشتی گمشده نوح' (ترجمه احمد اسلاملو) نام این محل را 'جایی که کلاغ نمی نشیند' ترجمه کرده است- انصاف] 

محل کنونی کشتی در دل کوههای آرارات از گذشته های دور، به منطقه هشت معروف شده و دره پایین منطقه، محله هشت نام گرفته است. چرا؟ [در کتاب 'کشتی گمشده نوح' آمده نام این منطقه به «تمانین» (Temanin) معروف است که به معنی «هشت» است. شیخ صدوق در کتاب عیون الاخبار از امام رضا(ع) نقل کرده است که 'نوح در همان محلی که کشتی به زمین نشست قریه ای بنا کرد و نام آن را قریه «ثمانین» (هشتاد) گذاشت.' همانطور که می بینیم بین کلمات «ثمانین» (هشتاد) و «تمانین» (هشت) از نظر شکل و معنی شباهت زیادی وجود دارد- انصاف] 

در نزدیکی محل فرود کشتی در بالای تپه، لوحه ای کشف شد که ادعاهای باستان شناسان را به طرز زیبایی اثبات کرد. کتیبه ای که حداقل ۴۰۰۰ سال قدمت دارد. بر روی این تابلوی سنگ آهکی، در سمت چپ، تصویر رشته کوههایی دیده می شود که در کنار یک تپه و سپس یک کوه آتشفشان قرار دارد. در سمت راست، یک تصویر قایقی شکل با هشت نفر انسان کنده کاری شده است… در بالای سنگ کتیبه، دو پرنده در حال پروازند. کشف این کتیبه همگان را به شگفتی واداشت. [کتاب مقدس، سرنشینان کشتی نوح را هشت نفر ذکر کرده است. در روایات شیعه نیز تعداد هشت نفر و هشتاد نفر، هر دو نقل شده است- انصاف] در واقعیت موجود، کوه آرارات در سمت چپ، تپه ای در کنار آن و قله یک کوه آتشفشان در کنار تپه وجود دارد. 
 
تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir
 
 
کتیبه یافت شده منتسب به حضرت نوح (ع) 
پیامبر اسلام فرمود: « هنگامی که خداوند اراده کرد قوم حضرت نوح را هلاک کند، به نوح فرمان داد کشتی بزرگی بسازد. جبرئیل نیز با میخ‌هایی برای ساختن کشتی فرود آمد. در میان انبوه میخ‌ها پنج میخ ویژه بود که درخشش خاصی داشت و بر روی هر یک نام یکی از پنج نور مقدس محمد، علی، فاطمه، حسن و حسین نقش بسته بود. 

حضرت نوح هر کدام را بر می داشت، میخ همچون ستاره‌ای در تاریکی شب می درخشید. هنگامی که میخ پنجم را برداشت، پس از درخششی، اشکی از آن جاری شد.
نوح از جبرئیل پرسید: « این میخ و اشک چیست؟»
جبرئیل در پاسخ گفت: « این میخ حسین بن علی است.»
حضرت نوح نیز هر یک را در یک طرف از کشتی کوبید. 

پیامبر فرمود: « در آیه « و حملنا علی ذات الواح و دسر » منظور از « الواح » چوب‌های کشتی و منظور از « دسر » ما هستیم. اگر ما نبودیم کشتی حرکت نمی کرد.» 
منابع:
بحار الانوار، ج ۲۶، ص ۳۲۲، حدیث ۱۴- امان الاخطار، ص ۱۰۷ و ۱۰۸ 

گزارش‌ باستان‌شناسی‌ شوروی‌ دربارة‌ کشتی‌ نوح 
بر اثر این‌ اکتشاف‌، ادارة‌ کلّ باستان‌ شناسی‌ شوروی‌ برای‌ تحقیق‌ از چگونگی‌ این‌ لوح‌ و خواندن‌ آن‌، هیئتی‌ مرکّب‌ از هفت‌ نفر از مهمترین‌ باستان‌ شناسان‌ و اساتید خط‌ شناس‌ و زبان‌ دان‌ روسی‌ و چینی‌ را مأمور تحقیق‌ و بررسی‌ نموده‌ که‌ نام‌ آنها بدین‌ گونه‌ است‌: 

۱ ـ پرفسور سولی‌ نوف‌، استاد زبان‌های‌ قدیمی‌ و باستانی‌ در دانشکدة‌ مسکو. 

۲ ـ ایفاهان‌ خینو، دانشمند و استاد زبان‌شناس‌ در دانشکدة‌ لولوهان‌ چین‌. 

۳ ـ میشانن‌ لوفارنک‌، مدیر کلّ آثار باستانی‌ شوروی‌. 

۴ ـ تانمول‌ گورف‌، استاد لغات‌ در دانشکده‌ کیفزو. 

۵ ـ پرفسور دی‌ راکن‌ استاد باستان‌ شناس‌ در آکادمی‌ علوم‌ لنین‌. 

۶ ـ ایم‌ احمد کولا، مدیر تحقیقات‌ و اکتشافات‌ عمومی‌ شوروی‌. 

۷ ـ میچر کولتوف‌، رئیس‌ دانشکدة‌ استالین‌. 
 
تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir
 
این‌ هیئت‌ پس‌ از ۸ ماه‌ تحقیق‌ و مطالعه‌ و مقایسة‌ حروف‌ آن‌ با نمونه‌ سائر خطوط‌ و کلمات‌ قدیم‌ متّفقاً گزارش‌ زیر را در اختیار باستان‌ شناسی‌ شوروی‌ گذاشت‌: 

۱ ـ این‌ لوح‌ مخطوط‌ چوبی‌ از جنس‌ همان‌ پاره‌ تخته‌های‌ مربوط‌ به‌ کاوش‌های‌ قبلی‌، و کُلاًّ متعلّق‌ به‌ کشتی‌ نوح‌ بوده‌ است‌؛ منتهی‌ لوح‌ مزبور مثل‌ سائر تخته‌ها آنقدرها پوسیده‌ نشده‌، و طوری‌ سالم‌ مانده‌ که‌ خواندن‌ خطهای‌ آن‌ به‌ آسانی‌ امکان‌ پذیر می‌باشد. 

۲ ـ حروف‌ و کلمات‌ این‌ عبارات‌ به‌ لغت‌ سامانی‌ یا سامی‌ است‌ که‌ در حقیقت‌ اُمّ اللغات‌ (ریشة‌ لغات‌) و به‌ سام‌ بن‌ نوح‌ منسوب‌ می‌باشد. 

۳ ـ معنای‌ این‌ حروف‌ و کلمات‌ بدین‌ شرح‌ است‌: 

توسّل‌ حضرت‌ نوح‌ به‌ پنج‌ تن‌ علیهم‌ السّلام‌ و أسامی‌ آنها بر کشتی‌   «ای‌ خدای‌ من‌! و ای‌ یاور من‌!  به‌ رحمت‌ و کرمت‌ مرا یاری‌ نما!  و به‌ پاس‌ خاطر این‌ نفوس‌ مقدّسه‌: 

 مُحمّد 

  إیلیا (علیّ) 

شَبَر (حَسَن‌) 

 شُبَیْر (حُسَین‌)

 فاطِمَه‌ 

 آنان‌ که‌ همه‌ بزرگان‌ و گرامی‌اند 

 جهان‌ به‌ برکت‌ آنها برپاست‌. 

 به‌ احترام‌ نام‌ آنها مرا یاری‌ کن‌! 

 تنها توئی‌ که‌ میتوانی‌ مرا به‌ راه‌ راست‌ هدایت‌ کنی‌!» 


بعداً دانشمند انگلیسی‌: این‌ ایف‌ ماکس‌، استاد زبان‌های‌ باستانی‌ در دانشگاه‌ منچستر، ترجمة‌ روسی‌ این‌ کلمات‌ را به‌ زبان‌ انگلیسی‌ برگردانید، و عیناً در این‌ مجلّه‌ها و روزنامه‌ها نقل‌ و منتشر گردیده‌ است‌: 

 ۱ ـ مجلّة‌ هفتگی‌ «ویکلی‌ میرر» لندن‌، شمارة‌ مربوط‌ به‌ ۲۸ دسامبر ۱۹۵۳ م‌.

۲ ـ مجلّة‌ «استار انگلیسی‌» لندن‌، مربوط‌ به‌ کانون‌ دوّم‌ ۱۹۵۴ م‌.

۳ ـ روزنامة‌ «سن‌ لایت‌» منتشره‌ از منچستر، شمارة‌ مربوط‌ به‌ کانون‌ دوّم‌ ۱۹۵۴ م‌.

۴ ـ روزنامة‌ «ویکلی‌ میرر» تاریخ‌ یکم‌ شباط‌ ۱۹۵۴ م‌.

۵ ـ روزنامة‌ «الهدی‌» قاهره‌ مصر، تاریخ‌ ۳۰ مارس‌ ۱۹۵۳ م‌.

سپس‌ دانشمند و محدّث‌ عالیمقام‌ پاکستانی‌ حکیم‌ سیّد محمود گیلانی‌ که‌ یک‌ موقع‌ مدیر روزنامة‌ «أهل‌ الحَدیث‌» پاکستان‌ (و نخست‌ از اهل‌ تسنّن‌ بوده‌ و بعداً از روی‌ تحقیق‌ به‌ آئین‌ تشیّع‌ گرائیده‌) آن‌ گزارش‌ را به‌ زبان‌ اُرْدو در کتابی‌ به‌ نام‌ «إیلیا مرکز نجات‌ ادیان‌ العالم‌» ترجمه‌ و نقل‌ کرده‌ است‌.

آنگاه‌ مجلّه‌ «بذره‌» نجف‌ در شماره‌های‌ شوّال‌ و ذوالقعدة‌ ۱۳۸۵، سال‌ اوّل‌، صفحه‌ ۷۸ إلی‌ ۸۱ زیر عنوان‌: نامهای‌ مبارکی‌ که‌ حضرت‌ نوح‌ بدان‌ توسّل‌ جست‌، از اردو به‌ عربی‌ ترجمه‌ و نقل‌ کرده‌ است‌.

لازم به تذکر است که لوح بدست آمده هم اکنون در موزه واتیکان در “رم” قرار دارد.

 
منبع : سلامت سيمرغ

باز منتشر شده توسط farzane58 در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط farzane58 با 2407 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 87
     درج شده در 1316 روز و 10 ساعت و 24 دقیقه قبل
    

كلم يك گياه بسيار قديمي است و گياهان خواركي ديگري كه نسلشان به اين گياه قديمي مي رسد، آنقدر تعدادش زياد است كه حتماً تصورش را هم نمي كرديد كلم يك چنين گياهي باشد!

هزاران سال پيش، كلم، گياه بي مصرفي بود كه در ساحل دريا در نقاط مختلف اروپا خود به خود مي روئيد كه داراي گل هائي زرد رنگ و برگ هائي حاشيه دار بود. ولي در حقيقت، اين گياه وحشي، مادر بيش از 150 نوع گياه زراعتي است كه از آن به عمل آمده اند. معروف ترين نوع كلم ها عبارتند از كلم معمولي، كلم پيچ، كلم دكمه اي، گل كلم، بروكلي و گلم قمري.

در كلم معمولي، يك غنچه مركزي وجود دارد كه برگها دور اين غنچه و نزديك به هم رشد كرده و چين مي خورند و بدين ترتيب يك كله تو پر و بزرگ به وجود مي آوردند. كلم قرمز و كلم سفيد برگ هاي منظمي دارند، كلم سفيد تازه يا به صورت خام در سالاد به مصرف مي رسد يا به عنوان سبزي در آشپزي به كار مي رود.

كلم پيچ، به كلم وحشي شباهت دارد براي اين كه برگ هايش خيلي بي قواره و جدا از هم رشد مي كنند. كلم دلمه اي تركيبي از كلم معمولي و كلم پيچ است. بدين ترتيب كه بر جستگي هاي كوچك كلم شكل، در روي يك ساقه قرار دارند و در انتهاي ساقه يك دسته برگ به شكل شكفته و پر، قرار گرفته است.

 

گلم كلم، گل هاي غنچه اي ظريف و خوشمزه اي دارد ولي برگ هاي اين نوع كلم زياد نيست. اين غنچه ها رشد مي كنند تا به صورت يك توده تو پر در مي ايند كه چند برگ جدا از هم در اطراف آن قرار دارد. ايتاليائي ها يك نوع از گلم كلم را پرورش داده اند كه «بروكلي» نام دارد.

كلم قمري، كه عبارت از يك ساقه به اصطلاح متورم شده توپي شكل است مربوط به آن قسمتي از ساقه است كه از زمين خاج شده، اين قسمت را موقعي كه تازه و ترد است، مي خوردند.

 


باز منتشر شده توسط farzane58 در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط farzane58 با 2407 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 69
     درج شده در 1316 روز و 10 ساعت و 26 دقیقه قبل
    

  خواندن اين مقاله را يك فيزيك‌پيشه كه در مؤسسه فيزيك نظري Perimeter سرگرم پژوهش است، در وبلاگش توصيه كرده ‌بود. او مي‌نويسد: «اگر مي‌خواهيد تنها يك مقاله بخوانيد، اين مقاله را بخوانيد.»

  هر روز در حدود صد مطلب را از سايت‌هاي خبري و وبلاگ‌هاي مختلف از طريق Feed دريافت مي‌كنم. گذشته از اين‌كه مي‌دانم به خواندن دقيق تك‌تك آن‌ها نمي‌رسم، حتي مرور كردن آن‌ها نيز وقت قابل توجهي مي‌طلبد و برايم تبديل به يك گرفتاري روزمره شده ‌است. چرا از مرور كردن لااقل بخشي از اين محتوا صرف‌نظر نكنم؟

  پاسخ براي من نيز همچون بسياري ديگر از كاربران چندان واضح نيست. ترس از دست دادن مطالب جالب و آموزنده (بله، ترس) يكي از اين دلايل است، اما تنها دليل نيست. طبعاً مطالعه آنلاين با اين حجم و سرعت، بر عادت‌هاي انسان تأثير مي‌گذارد.

 

  معمولاً درباره آثار بازي كردن طولاني‌مدت با كامپيوتر يا تبعات فرهنگي و اجتماعي سرگرمي‌هاي كامپيوتري زياد مي‌خوانيم و مي‌شنويم، اما آيا انديشيده‌ايم كه كارهايي مثل «مطالعه» آنلاين يا «تحقيق» آنلاين چه اثري بر ما مي‌گذارند؟ اين نوع فعاليت‌ها، برخلاف سرگرمي‌هاي كامپيوتري متداول، در فرهنگ عمومي بار ارزشي مثبت دارند و ممكن است آن‌ها را كاملاً مفيد و بي‌ضرر بدانيم. اما «پاك‌ترين» كاربران اينترنت و كامپيوتر هم از نظر ذهني در خطرند. مانند هميشه، شيطان در جزئيات لانه كرده‌است و اين بار «سيطره كميت»، كيفيت مطالعه و تفكر ما را تهديد مي‌كند.

  وقتي روي پايان‌نامه‌ام كار مي‌كردم، همراه با دوستانم ساعت‌ها پشت كامپيوتر مي‌نشستيم و هر بار ده‌ها مقاله دانلود مي‌كرديم. مي‌دانيد هر كدام از ما چند تا از آن مقاله‌ها را خوانديم؟ شايد بهترين ما حداكثر در تمام دوران كار روي پايان‌نامه‌اش كمتر از سي مقاله خوانده‌باشد.

  اين اشتياق شديد براي به دست آوردن منابع، با ظرفيت رو به افول ما براي جذب محتوا، چه در قالب خواندن يا حتي ديدن يا شنيدن تناسبي ندارد. از سوي ديگر نمي‌توان موهبت‌هايي را كه فناوري جديد به ما عرضه مي‌كند كنار بگذاريم، به اين دليل كه ظرفيت جذب كردن تمام آن‌ها را نداريم.

  در چند سال اخير به طور ناخوشايندي حس ‌كرده‌ام كه كسي يا چيزي در حال بازسازي مغز من، طراحي دوباره مدارهاي عصبي و تغيير برنامه ي حافظه‌ام است. حافظه ي من (تا جايي كه مي‌دانم) از بين نرفته، اما در حال تغيير است. ديگر به شيوه ي سابق نمي‌انديشم. اين مسئله را هنگام مطالعه، قوي‌تر از هر زمان ديگر حس مي‌كنم.

  قبلاً به آساني مي‌توانستم در يك كتاب يا مقاله‌اي طولاني غوطه‌ور شوم. ذهنم درگير جريان روايي متن يا تغيير جهت‌هاي استدلال مي‌شد و ساعت‌ها در امتداد رشته‌هاي طولاني نثر پرسه مي‌زدم. اكنون ديگر به ندرت چنين چيزي رخ مي‌دهد. معمولاً بعد از دو يا سه صفحه تمركزم از بين مي‌رود، آشفته مي‌شوم، رشته ي موضوع را از دست مي‌دهم و به دنبال كار ديگري مي‌گردم تا انجام دهم. حس مي‌كنم گويي همواره مغز خودسرم را به زور به متن برمي‌گردانم. مطالعه ي ژرفي كه قبلاً به طور طبيعي حاصل مي‌شد، اكنون تبديل به يك ستيز شده ‌است.

  فكر مي‌كنم بدانم كه ماجرا چيست. اكنون بيش از يك دهه است كه زمان زيادي را به صورت آنلاين سپري مي‌كنم، در پايگاه داده‌هاي بزرگ اينترنت جست‌وجو مي‌كنم، چرخ مي‌زنم و گاهي هم چيزي بر آن مي‌افزايم. براي من به عنوان يك نويسنده، 'وب ' موهبتي خداداد بوده است. پژوهشي را كه زماني مستلزم صرف كردن چندين روز در قفسه‌ها يا اتاق‌هاي نشريه‌هاي كتابخانه‌ها بود، اكنون در چند دقيقه مي‌توان به انجام رسانيد. با شمار اندكي جست‌وجو به وسيله ي گوگل و چند كليك سريع ، حقيقت افشا شده يا نقل قول مختصر و مفيدي را كه در پي‌اش بوده‌ام به دست مي‌آورم.

  حتي هنگامي كه مشغول كار نيستم، تنها به همان ميزان زمان كار، احتمال دارد كه در حال كاويدن بيشه‌هاي اطلاعات وب نباشم: كارهايي مانند خواندن و نوشتن ايميل، مرور كردن عنوان‌هاي خبري و پست‌هاي وبلاگ‌ها، تماشاي فايل‌هاي ويديويي و گوش دادن به پادكست‌ها يا فقط رفتن از لينكي به لينك ديگر. (برخلاف پاورقي‌ها كه گاهي اين نوع مطالب به آن‌ها پيوند دارند، هايپرلينك‌ها فقط به كارهاي مرتبط اشاره نمي‌كنند، بلكه شما را به سوي آن‌ها مي‌رانند.)

  براي من نيز همانند ديگران اينترنت در حال تبديل شدن به رسانه‌اي جهاني است؛ مجراي بيشتر اطلاعاتي كه از طريق چشمان و گوش‌هاي من به سوي ذهنم جاري مي‌شود. مزاياي دسترسي بي‌درنگ به چنين مخزن عظيمي از اطلاعات بسيارند و تاكنون به تفصيل درباره ي آن‌ها شرح داده‌شده و در جاي خود نيز مورد تحسين قرار گرفته‌اند.

  توانايي حافظه ي سيليكوني در به ياد آوري بدون نقص مي‌تواند موهبت بزرگي براي تفكر باشد. اما اين موهبت بهايي دارد. رسانه‌ها فقط مجراهاي منفعل اطلاعات نيستند. آن‌ها خوراك انديشه را فراهم مي‌آورند، اما در ضمن فرآيند انديشيدن را نيز شكل مي‌دهند و ظاهراً كاري كه اينترنت انجام مي‌دهد، پراكندن توانايي من در تمركز و تفكر ژرف است.

  اكنون ذهن من انتظار دارد اطلاعات را به همان شكلي دريافت كند كه اينترنت توزيع مي‌كند: در قالب جريان سريعي از الفاظ. پيش از اين، غواصي بودم در درياي واژگان. اكنون همچون شخصي كه سوار بر يك جت اسكي است، بر سطح آن دريا با شتاب در حركتم.

  من تنها كسي نيستم كه اين وضع را دارد. وقتي با دوستان و آشنايان خود (كه اكثراً در كار ادبيات هستند) از آشفتگي‌هايم در هنگام مطالعه مي‌گويم، بسياري از آنها مي‌گويند تجربه‌هاي مشابهي دارند. هرچه بيشتر از وب استفاده مي‌كنند، براي حفظ تمركز بر نوشته‌هاي طولاني بيشتر مجبورند تقلا كنند. برخي از وبلاگ نويساني كه نوشته‌هايشان را دنبال مي‌كنم نيز اخيراً به اين پديده اشاره مي‌كنند.

  نويسنده ي وبلاگي در زمينه ي رسانه‌هاي آنلاين است، به تازگي اقرار مي‌كند كه خواندن كتاب‌ را به كلي كنار گذاشته‌است. وي مي‌نويسد: «در كالج دانشجوي درخشاني بودم و قبلاً يك كتاب‌خوان سيري‌ناپذير بودم.» او ادامه مي‌دهد: «چه اتفاقي افتاد؟» در پاسخ، او بر اين پندار است كه: «شايد دليل اين كه تمام مطالعه ي من روي وب است، آن نباشد كه شيوه ي خواندنم تغيير كرده بلكه شايد دليلش آن باشد كه شيوه ي انديشيدنم عوض شده‌است.»

  فريدمن كه به طور منظم در وبلاگش درباره استفاده از رايانه ها در پزشكي مي‌نويسد، توضيح مي‌دهد كه اينترنت چگونه عادات ذهني او را دگرگون كرده‌است. وي در اوايل امسال نوشت: «اكنون تقريباً به كلي توانايي خواندن يك مقاله ي بلند و غرق شدن در آن را از دست داده‌ام، چه روي وب و چه به شكل چاپي.» فريدمن كه يك پاتولوژيست است و مدتي طولاني عضو هيئت علمي دانشكده پزشكي دانشگاه ميشيگان بوده‌است، در گفت‌وگويي تلفني با من نوشته ي خود را به دقت شرح داد. وي گفت فكر كردنش به شيوه‌اي است كه قطعه‌هاي كوتاه متن را از چندين منبع آنلاين به سرعت مي‌پيمايد.

  وي تصديق كرد: «ديگر نمي‌توانم جنگ و صلح را بخوانم. توانايي‌اش را از دست داده‌ام. حتي يك پست وبلاگ كه بيش از سه يا چهار پاراگراف باشد، برايم خيلي زياد است كه بخواهم به طور دقيق دركش كنم. به طور سطحي مي‌خوانمش.»

  اين حكايت‌ها به تنهايي چيز زيادي را ثابت نمي‌كنند و ما هنوز در انتظار آزمايش‌هاي عصب‌شناختي و روان‌شناختي بلندمدتي هستيم كه تصوير دقيقي از چگونگي تأثير اينترنت بر شناخت به دست دهند. اما مطالعه‌اي روي عادت‌هاي كاوش‌هاي آنلاين كه به وسيله ي پژوهشگران University College لندن صورت گرفته و به تازگي انتشار يافته‌است، اشاره بر آن دارد كه ممكن است ما در ميانه ي تحولي بنيادين در شيوه ي خواندن و انديشيدنمان باشيم.

  در قسمتي از اين برنامه ي پژوهشي پنج‌ساله، محققان به بررسي logهاي رايانه اي‌ پرداختند كه نشان‌دهنده ي رفتار بازديدكنندگان از دو سايت پژوهشي مشهور بود: يكي سايتي كه توسط كتابخانه ي بريتانيا اداره مي‌شود و يكي هم توسط ائتلافي آموزشي در انگليس كه فراهم‌آورنده ي دسترسي به مقاله‌هاي نشريه‌ها، كتاب‌هاي الكترونيكي و ساير منابع اطلاعات نوشتاري است.

  آن‌ها دريافتند كه استفاده‌كنندگان از اين سايت «نوعي رفتار سرسري خواندن» از خود بروز دادند: از يك منبع به ديگري جست مي‌زدند و به ندرت به منبعي كه قبلاً ديده‌بودند بازمي‌گشتند؛ معمولاً پيش از «جَستن» به يك سايت ديگر، بيش از يك يا دو صفحه از يك مقاله يا كتاب را نمي‌خواندند. گاهي مقاله‌اي طولاني را ذخيره مي‌كردند، اما مدركي نداريم كه نشان دهد زماني برمي‌گشتند و واقعاً آن را مي‌خواندند. نويسندگان گزارش اين تحقيق اظهار مي‌كنند:

  «واضح است كه مطالعه ي آنلاين كاربران به شكل سنتي صورت نمي‌پذيرد؛ در حقيقت همچنان كه كاربران با هدف پيروزي سريع به طور افقي در ميان عنوان‌ها، صفحه‌هاي محتوا و چكيده‌ها مرور مي‌كنند، نشانه‌هايي حاكي از آن كه شكل‌هاي جديدي از «خواندن» پديدار مي‌شوند، وجود دارد. تقريباً چنين مي‌نمايد كه آن‌ها براي دوري جستن از مطالعه به شيوه سنتي، سراغ محتواي آنلاين مي‌روند.»

  به لطف حضور فراگير متن در اينترنت و حتي محبوبيت پيام‌هاي متني روي تلفن‌هاي همراه، امروزه ما احتمالاً بيش از دهه ي 1970 يا 1980 كه تلويزيون رسانه ي برگزيده‌مان بود، مي‌خوانيم. اما اين نوع متفاوتي از خواندن است و نوع متفاوتي از انديشيدن نيز در پس آن است و شايد حتي دركي متفاوت از خويشتن. ماريان ولف، روانشناس رشد در دانشگاه Tufts مي‌گويد:

  «ما آنچه كه مي‌خوانيم نيستيم، ما آن گونه كه مي‌خوانيم، هستيم.» ولف بيم آن دارد كه شيوه ي خواندني كه با اينترنت رواج مي‌يابد، شيوه‌اي كه «كارايي» و «فوريت» را بر هر چيز ديگر برتري مي‌دهد، در حال تضعيف توانايي ما در آن نوع مطالعه ي عميقي باشد كه با فراگير شدن آثار توسط يك فناوري قديمي‌تر، يعني صنعت چاپ، ايجاد شد. وي مي‌گويد ما در هنگام مطالعه ي آنلاين تمايل داريم «تنها به رمزگشايان اطلاعات» تبديل شويم. قابليت ما در تفسير متن و ايجاد ارتباط‌هاي ذهني غني كه هنگام مطالعه ي عميق و بدون پرسه ي حواس ايجاد مي‌شود، تا حد زيادي بي‌كار مي‌ماند.

  ولف در توضيح اين موضوع مي‌گويد، خواندن، يك توانايي ذاتي انسان‌ها نيست. بر خلاف توانايي مكالمه، توانايي خواندن در ژن‌هاي ما ثبت نشده‌است. ما بايد به ذهنمان ياد بدهيم چگونه حروف نماديني را كه مي‌بينيم، به زبان قابل فهم براي ما ترجمه كند. رسانه‌ها يا ساير فناوري‌هايي كه در آموختن و پروراندن مهارت مطالعه به كار مي‌گيريم، نقشي مهم در شكل‌گيري مدارهاي عصبي در داخل مغزمان دارند.

  آزمايش‌ها نشان مي‌دهند كه خوانندگان نگاره‌هاي مفهومي، مانند چيني‌ها، مدارهايي ذهني براي خواندن در مغز خود گسترش مي‌دهند كه بسيار متفاوت از مدارهاي درون مغزهاي آن دسته از ما است كه زبان نوشتاري‌مان از الفبا بهره مي‌گيرد. اين تفاوت‌ها در بسياري از نواحي مغز گسترش دارند، از جمله قسمت‌هايي كه كنترل‌گر كاركردهاي شناختي بنياديني مانند حافظه و تفسير محرك‌هاي ديداري و شنيداري هستند. به طور مشابه مي‌توانيم انتظار داشته ‌باشيم كه مدارهاي مغزي بافته‌شده در اثر استفاده ي ما از اينترنت، متفاوت از آن‌هايي باشند كه بر اثر خواندن كتاب يا ساير آثار چاپي ايجاد مي‌شوند.

  زماني در سال 1882، فريدريش نيچه يك ماشين تحرير خريد. بينايي او رو به افول بود و متمركز نگاه داشتن چشمانش روي يك صفحه، خسته‌كننده و رنج‌آور شده بود، تا جايي كه معمولاً به سردرد مي‌انجاميد. وي مجبور شد نوشتن اش را كوتاه كند و بيم آن داشت كه به زودي مجبور شود آن را به كلي ترك كند.

  ماشين تحرير، او را دست‌كم براي مدتي نجات داد. همين كه آموخت تنها با لمس كردن تايپ كند، مي‌توانست با چشمان بسته تايپ كند و تنها از سرانگشتانش بهره گيرد. واژگان بار ديگر مي‌توانستند از ذهن او به روي صفحه جاري شوند.

  اما اين ماشين تأثيري ظريف بر كارهاي وي گذاشت. يكي از دوستان نيچه كه يك آهنگساز بود، متوجه تغييري در سبك نگارش او شد. نثر او كه تا قبل از آن هم موجز بود، بيش از پيش مختصر و تلگرافي شده‌بود. او در نامه‌اي به نيچه نوشت: «با اين دستگاه شايد حتي به گويشي جديد دست يابي.» وي نوشت كه در كارهاي خودش «انديشه‌ها در موسيقي و زبان معمولاً به سرشت قلم و كاغذ وابسته‌اند.»

  نيچه در پاسخ نوشت: «راست مي‌گويي لوازم نگارش ما در شكل‌گيري انديشه‌هاي ما نقش ايفا مي‌كنند.» فريدريش اِي. كيتلر، پژوهشگر آلماني رسانه‌ها، مي‌نويسد: «زير سلطه ي ماشين، نثر نيچه از استدلال به الگوريتم تبديل شد، از انديشه به جناس و از سبكي فصيح به سبكي تلگرافي تغيير يافت.»

  مغز انسان انعطاف‌پذيري‌اي تقريباً نامتناهي دارد. قبلاً تصور مي‌شد وقتي به دوران بزرگ‌سالي مي‌رسيم شبكه ي مغزي ما، اتصالات متراكمي كه ميان حدوداً صد ميليارد نورون درون جمجمه تشكيل شده، تا حد زيادي تثبيت شده ‌است. اما پژوهشگران مغز دريافته‌اند كه اين گونه نيست.

  جيمز اولدز، يك استاد علم عصب شناسي كه مديريت مؤسسه مطالعات پيشرفته Krasnow در دانشگاه جرج ميسون را بر عهده دارد، مي‌گويد، سلول‌هاي عصبي به طور معمول اتصالات قديمي را قطع كرده و اتصالات تازه‌اي مي‌سازند. او مي‌گويد: مغز توانايي آن را دارد كه خودش را در حين كار از نو برنامه‌ريزي كند و شيوه كاركردش را تغيير دهد.

  وقتي ابزارهايي خارجي كه ظرفيت‌هاي ذهني، نه فيزيكي، ما را توسعه مي‌دهند، به كار مي‌بريم، ناگزير پاي‌بند خصوصيات آن فناوري‌ها مي‌شويم.

  بازتاب فرآيند تطابق با فناوري‌هاي ذهني جديد را مي‌توان در تغيير يافتن تشبيه‌هايي ديد كه براي شرح دادن خودمان به خودمان به كار مي‌بريم. وقتي ساعت مكانيكي آمد، مردم مجسم كردند مغزهاي آن‌ها «مثل ساعت» كار مي‌كند. امروزه، در عصر نرم‌افزار، مغزهاي خود را چنان مجسم مي‌كنيم كه «مثل رايانه» كار مي‌كنند. اما علم عصب شناسي به ما مي‌گويد اين تغييرات بسيار ژرف‌تر از تشبيه‌هايي است كه به كار مي‌بريم. به لطف شكل‌پذيري مغزمان، اين تطابق در سطح زيست‌شناختي نيز رخ مي‌دهد.

  اينترنت به طور خاص نويددهنده ي تأثيراتي بسيار گسترده بر شناخت است.

  اينترنت به عنوان سيستمي با توان محاسباتي بيكران، در حال گنجاندن اكثر فناوري‌هاي ذهني ديگر ما در خود است. اينترنت در حال تبديل شدن به نقشه، ساعت، ماشين حساب، تلفن، راديو و تلويزيون ما است.

  وقتي اينترنت رسانه‌اي را در خود جذب مي‌كند، آن رسانه در قالب تصوير اينترنت بازآفريني مي‌گردد. اينترنت ، لينك‌ها، آگهي‌هاي چشمك‌زن و ساير بازيچه‌هاي ديجيتالي را به محتواي آن رسانه تزريق مي‌كند، و آن محتوا را با محتواي تمام رسانه‌هاي ديگري كه قبلاً جذب كرده، احاطه مي‌كند. براي نمونه، يك پيام ايميل جديد ممكن است ورود خود را هنگامي اعلام كند كه در حال مرور آخرين عناوين خبري در سايت يك روزنامه هستيم. نتيجه ي آن پريشان كردن حواس و تمركز ما است.

  تأثير اينترنت در كناره‌هاي صفحه نمايش رايانه هم پايان نمي‌يابد. همچنان كه ذهن مردم با حالت ديوانه‌وار اينترنت هماهنگ مي‌شود، رسانه‌هاي سنتي هم ناچارند با انتظارات تازه ي مخاطبان سازگاري يابند. متن‌هاي متحرك و آگهي‌هاي pop-up به برنامه‌هاي تلويزيوني اضافه مي‌شوند و مجله‌ها و روزنامه‌ها، مقالات خود را كوتاه مي‌كنند، خلاصه‌هاي حاشيه‌اي را در متن مي‌گنجانند و صفحه‌هاي خود را با انبوهي از خبرهاي كوتاه پر مي‌كنند كه مرور كردنشان آسان باشد.

  اين «ميان‌بُرها» «حس» سريعي از خبرهاي روز را در اختيار خوانندگاني كه عجله دارند، قرار مي‌دهد و آن‌ها را از شيوه ي «ناكاراتر» ورق زدن صفحه‌ها و خواندن مقالات نجات مي‌دهد. رسانه‌هاي قديمي چاره ي چنداني جز بازي بر طبق قواعد رسانه‌هاي تازه ندارند.

  در گذشته هرگز يك سيستم ارتباطي، اين‌چنين نقش‌هاي متعدد در زندگي ما ايفا نكرده يا چنين تأثير گسترده‌اي بر انديشه‌هاي ما كه اكنون اينترنت دارد نداشته ‌است. با اين حال، در ميان تمام مطالبي كه درباره ي اينترنت نوشته شده، توجه اندكي به اين مسئله شده كه اينترنت چگونه ما را از نو برنامه‌ريزي مي‌كند. اصول اخلاقي ذهني اينترنت مبهم مانده‌است.

  هم‌چنان كه ما از «گنجينه دروني ميراث فرهنگي غني» خود تهي مي‌شويم، وقتي تنها با لمس كردن يك دكمه به آن شبكه بيكران اطلاعات وصل مي‌شويم، گسترشي پهناور و كم عمق داريم.

  هم‌چنان كه به رايانه ها به عنوان واسطه‌هاي ادراك خود از جهان تكيه مي‌كنيم، هوشمندي خود ما است كه به هوش مصنوعي تنزل مي‌يابد.

 

نويسنده: نيكلا‌س‌كار - ترجمه: سيدمصطفي ناطق‌الا‌سلا‌م‌


باز منتشر شده توسط farzane58 در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط farzane58 با 2407 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 67
     درج شده در 1324 روز و 14 ساعت و 15 دقیقه قبل
    

استفاده از خلال دندان در هر سايز يا مدلي به علت ايجاد آسيب هاي جدي به لثه دندان توصيه نمي شود.

عبدالحميد ظفر مند، متخصص دندانپزشکي در گفتگو با خبرنگار باشگاه خبرنگاران افزود: استفاده از خلال دندان در هر سايز يا مدلي به علت ايجاد آسيب هاي جدي و مخرب به دهان و دندان از جمله زخم شدن لثه ها و تجمع ميکروب ها در نواحي زخم شده به افراد توصيه نمي شود.
وي تاکيد کرد: خلال دندان نه تنها هيچ اثري در تميزي دندان ها ندارد بلکه به علت جا گذاشتن نيمي از مواد غذايي در انتهاي دندان ها، موجب تجمع بيش از پيش باکتري هاي عفونت زا در لثه ها و فساد دهان و دندان مي شود.
اين دندانپزشک تصريح کرد: خلال دندان به ويژه در صورتيکه به طور مداوم نيز استفاده شود منجر به ايجاد فاصله بين دندان ها شده که پس از مدتي علاوه بر تاثير منفي بر روي زيبايي و شکل دندان ها، با جابه جايي و فاصله گيري دندان ها از يکديگر موجب برو عفونت هاي مزمن لثه و دندان و انجام جراحي هاي ترميمي مي شود.
ظفرمند اظهار داشت: متاسفانه استفاده از خلال دندان به جاي مسواک کردن و نخ دندان در سراسر جهان بسيار مرسوم است و تمام رستوران ها نيز در کنار سرويس هاي ارائه شده در اختيار مشتري قرار مي گيرد ،در حالي که خلال دندان ها، با تحليل لثه ها حتي موجب خونريزي هاي پي در پي لثه ها و تضعيف ريشه دندان نيز مي شود.
عبدالحميد ظفرمند خاطر نشان کرد: به جاي استفاده از خلال دندان، نخ دندان ها توصيه مي شود که البته در استفاده از آنها نيز بايد دقت زيادي صورت گيرد تا با ايجاد زخم و خونريزي در لثه ها موجب بروز زخم هاي دهان و دندان نشود و هنگام استفاده نبايد نخ دندان را کاملا به سطح لثه چسباند و کشيد تا لثه ها آسيب نبينند


باز منتشر شده توسط farzane58 در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط farzane58 با 2407 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 67
     درج شده در 1324 روز و 14 ساعت و 15 دقیقه قبل
    

نتایج بررسی ها نشان داده، استفاده نادرست از قلم های نوشتاری در کودکان مهمترین عامل بروز درد در انگشتان آنها است.

محمدتقی حولی ساز دکترای طب فیزیکی در گفتگو با خبرنگار باشگاه خبرنگاران افزود:استفاده نادرست از قلم های نوشتاری و رعایت نکردن اصول صحیح چگونگی استفاده از این قلم ها به هنگام نوشتن، مهمترین عامل بروز درد انگشتان و مچ دست در افراد و بویژه در کودکان است.

وی گفت:‌استفاده از قلم های باریک و کندنویس بویژه در کودکان که از مداد برای نوشتن استفاده می کنند و به علت اینکه هنوز با اصول صحیح نوشتن نیز آشنایی کافی ندارند می تواند در دراز مدت آنها را دچار مشکلاتی در این زمینه کند.

حولی ساز تاکید کرد:کودکان نباید به طور مداوم اقدام به نوشتن کنند و در این خصوص نباید انجام تکالیف سنگین درسی که با نوشتن مرتبط است به آنها تحمیل شود زیرا سر انگشتان دست محل عبور اعصاب مهم بدن است که در صورت ایجاد فشار ناشی از گرفتن مداد یا قلم در دست دچار آزردگی و ضعف می شوند.

وی استفاده از قلم های روان، از جمله روان نویس ها و یا خودکارهای روغنی را یکی از راه های مناسب در جلوگیری از بروز درد سر انگشتان و مچ دست عنوان کرد و افزود:در این حالت فشار کمتری هنگام نوشتن به انگشتان وارد شده و دیگر نیازی به ایجاد فشار روی کاغذ و محکم گرفتن قلم در دست نیست.

این دکتری طب فیزیکی خاطرنشان کرد:افرادیکه به اقتضای شغلشان مجبور هستند در طول روز به طور طولانی مدت بنویسند بهتر است نوشتن را در فواصل زمانی معین متوقف کرده تا کمی دست و سرانگشتان استراحت کنند و مجددا اقدام به نوشتن کنند.

گفتنی است،افرادی که دچار ضعف عضلانی هستند حتی با استراحت بین نوشتن نیز باید به طور طولانی اقدام به این امر کنند و استفاده از قلم هایی که بتواند حجم دست را پر کرده و اندازه استانداردی داشته باشند به این دسته از افراد توصیه می شود.


باز منتشر شده توسط farzane58 در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط farzane58 با 2407 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 85
     درج شده در 1324 روز و 14 ساعت و 19 دقیقه قبل
    

وقتی میرباقری برای او توضیح داد که در این صحنه باید به زمین بنشیند و سعی کند لکه​های خون باقیمانده از آقا اباعبدالله را با کهنه پاک کند، حس و حالی عجیب او را فرا گرفت. حسی که خیلی خیلی قوی​تر از آن چیزی بود که از چند روز قبل و در صحنه​های تمرین به آن رسیده بود. خردمند می​دانست که این صحنه به دلیل جلوه​های ویژه خاص آن زیاد قابل تکرار نیست...


 رضا استادی

 «معرفی شخصیت​های سریال مختارنامه با کمک همسر» فرمولی است که داوود میرباقری در سریال مختارنامه چند بار به شکلی هوشمندانه از آن بهره برده است. عمر سعد یکی از این نمونه​هاست که با حضور همسرش چندین بار وجوه بارز شخصیتی​اش نمایان شد و خود مختار هم نمونه مثال زدنی دیگری است که در آن، تفاوت همسرانش با یکدیگر و نحوه برخورد آن​ها با ماجراهای پیرامونی​شان تکلیف بسیاری از نقاط عطف داستان را روشن می​کند.

در داستان خولی هم که مخاطبان سریال مختارنامه در قسمت 29 شاهد آن بودند، میرباقری از همین تمهید استفاده کرد. خولی دو زن دارد. زنی کوفی که نقش او را آهو خردمند ایفاء می​کند و زنی شامی که  نقش او را رامونا شاه  بازی می کند. زن اول زنی مومن و علوی است و هسمر دوم، رقاصه و آوازه خوانی شامی است که به هوای دایر کردن رقاص خانه​ای در کوفه زن خولی شده و به این شهر آمده است. جنایتی که خولی مرتکب شده آنقدر مهیب است که این دو زن هردو بر آن شهادت می​دهند و حتی زن شامی نیز نمی​تواند بر آن چشم ببندد.

این صحنه​ها در سال 1383 فیلمبرداری شد. میرباقری حساسیت و وسواس فراوانی برای به تصویر کشیدن این بخش از داستان داشت، به خصوص جایی که در آن خولی با سر بریده حضرت در توبره وارد مطبخ می​شود، زمان و تمرکز زیادی برای فیلمبرداری برد. در این صحنه ایجاد دود و مِه نقش زیادی در فضاسازی داشت و به همین دلیل علاوه بر دستگاه های مِه ساز که در چنین مواردی به کار می​آیند، گروه زیادی از افراد حاضر در صحنه نیز در پشت صحنه با ابزارهای مختلف همچون: چوب نیم​سوز و... اقدام به تولید دود کرده و وارد صحنه می​کردند تا مِه موجود در فضا به اندازه قابل قبول برسد.

 از همه این​ها گذشته «آهو خردمند» بازیگری که نقش زن کوفی خولی را ایفاء کرد، زحمت و انرژی فراوانی برای ایفای نقش به کار گرفت. او در بخشی از این فصل باید روی زمین می​نشست و خون​های چکیده شده از توبره خولی - که در واقع متعلق به سر بریده امام حسین (ع) بود-  را پاک می​کرد.

روزی که این صحنه قرار بود فیلمبرداری شود، خرمند وارد صحنه شد و به افراد حاضر در سر صحنه نگاه کرد. ایفای این نقش توسط او هم حس و حال او را دچار تغییر کرده بود و هم در دیگران فضایی عجیب ایجاد کرده بود. گروه جلوه​های ویژه چند روز قبل لوله​های پلاستیکی را داخل زمین کار گذاشته بودند تا این صحنه و جوشش خون اجرایی شود، اما تا پیش از آغاز فیلمبرداری، خردمند دقیقا نمی​دانست باید چه کاری انجام دهد. وقتی میرباقری برای او توضیح داد که در این صحنه باید به زمین بنشیند و سعی کند  لکه​های خون باقیمانده از آقا اباعبدالله را با کهنه پاک کند، حس و حالی عجیب او را فرا گرفت. حسی که خیلی خیلی قوی​تر از آن چیزی بود که از چند روز قبل و در صحنه​های تمرین به آن رسیده بود. خردمند می​دانست که این صحنه به دلیل جلوه​های ویژه خاص آن زیاد قابل تکرار نیست. تکرار چنین صحنه​ای هم سخت بود و هم این​که ممکن بود حس و حال اولیه بازیگر را دچار تغییر کند.

همه چیز آماده آغاز کار بود. صدا رفت، دوربین چرخید و با فرمان «حرکت» میرباقری، خردمند شد زن کوفی خولی. وقتی همکاران بخش جلوه​های ویژه پمپاژ خون را همزمان با کشیده شدن دستمال بر روی زمین آغاز کردند، خرمند با دیدن خونی که از زمین می جوشید حس و حالش عوض شد و دچار حالتی غریب شد. این حس و حال غریب، دیشب که با او بعد از چند سال صحبت می کردم همچنان در او وجود داشت و جنسی از ناشناختگی داشت که قابل توصیف نیست. کافی است خودتان را جای زنی بگذارید که هنگام پاک کردن خون نوه رسول الله از کف زمین، با غلیان و جوشش خون مواجه می​شود. شما دچار چه حس و حالی شدید؟!

 مدیر روابط عمومی سریال مختارنامه


باز منتشر شده توسط farzane58 در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)



توجه : مدیریت وب سایت در صورت دریافت مجوز قانونی از سوی مراجع ذیصلاح نسبت تغییر در محتوای  ارسالی کاربران و یا مراحل قانونی اعلام شده اقدام خواهد نمود.
تبیان زنجان با تایید نمایش مطالب ارسالی کاربران آنرا تایید محتوایی و قابل استناد نمی کند . مديران محتوا تنها حق اصلاح يا حذف مطالب نامربوط ( دارای مشکل فنی نمایش و ناقض قوانین ارسال مطلب هر بخش ) را دارند.
© 2004- Tebyan. The content is copyrighted to Tebyan Cultural and Information center and may not be reproduced on other websites.