مسابقه دین و اندیشه خانه قرآن باشگاه کاربران خبرگزاری تبیان جامعه ورزشی خانواده خوشبخت دنیای کودکان آشپزی و تغذیه موبایل دانش و تکنولوژی مجله سلامت سیاست گردشگری دنیای عکس و عکاسی اقتصاد زنان ادبیات هــنر سینما و تلویزیون بزرگان و مشاهیر مهدویت سرگرمی دانلود نرم افزار مرکز کتاب پایگاه ها جستجو روابط عمومی مقالات
     
صفحه اصلی وب سایت فید مطالب وب سایت عضویت رایگان در وب سایت جستجو در وب سایت سوالات رایج نقشه وب سایت درباره ما تماس با ما  

حتما ببینید
بیانات حضرت آیت الله خامنه ای مدظله
احادیث حضرت محمد
تبیان نیوز - بانک جدیدترین اخبار کشور
آپدیت نود 32 username eset
طبقه بندی موضوعی مطالب
فعال ترین اعضا این ماه
فعالان ثبت مطلب این ماه
فعالان ارسال دعوتنامه این ماه
فعالان نظر دهندگان این ماه
ارسال دعوتنامه

آیا مایلید دوستان خود را نیز دعوت به مشاهده محتوای بروز این وب سایت کنید ؟
آیا میدانید با ارسال هر دعوت نامه 5 امتیاز( به همراه 15 امتیاز رزرو) به مجموع امتیازات شما افزوده میشود ؟

 
دریافت رایگان مطالب
آیا میدانید میتوانید مقالات وب سایت را با استفاده از قدرت گوگل و بصورت روزانه در ایمیل خود دریافت و مطالعه کنید ؟؟
بیش از صد ها عنوان مطلب خواندنی را روزانه به همین راحتی و هر زمان که مایلید مطالعه کنید !
عضویت رایگان دریافت مقالات در ایمیل

برای مشاهده توضیحات بیشتر اشاره گر ماوس خود را روی هر عنوان نگه دارید . بخش مطالب روزانه اعضاء سرویس دیگری از خدمات وب سایت به اعضا میباشد که شما را قادر می سازد  مطالب و علاقه مندی های خود را در وب سایت درج نمایید .

این امکان زمینه حضور جدی شما را در دنیای مجازی اینترنت فراهم آورده و ضمن انتشار محتوای شما بنام خودتان ,  با کمک سرویس معرفی به موتور های جستجو , آنرا در  صدر جستجو ها و معرض دید هزاران کاربر روزانه  اینترنت و وب سایت قرار  دهد و کمک می کند  براحتی در جمع کاربران فعال خانواده ما قرار بگیرید .

توجه : نوشته  و مطالب این بخش دارای هویت شخصی از سوی کاربران ( ساختار وب لاگ) بوده و مسئولیت آن به عهده کاربر می باشد .
قوانین ارسال مطلب را ببینید

 
نوشته شده توسط hajsattar90 با 29 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 29
     درج شده در 80 روز و 21 ساعت و 43 دقیقه قبل
    

تعمیر روابط زناشویی


اگر مشغول این فکر هستید که چرا تسلیم ازدواج شدید لازم است یک بار دیگر به اول داستان برگردید. اگر همسرتان برای تان غریبه است تنها به این علت است که شما اجازه داده اید این اتفاق بیفتد پس به جای فرار کردن از زندگی زناشویی و همسرتان کاری کنید که به خاطر آورید چرا در گذشته این فرد را ......

تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir

 

ممکن است شما با شریک زندگی تان در یک خانه زندگی کنید و چندین سال با همسرتان در زیر یک سقف اوقات بگذرانید اما به ندرت همدیگر را بشناسید. در برخی از ازدواجها مردم به محض داشتن فرزند، گرفتن مسئولیتهای جدید و زیاد کاری، بزرگ شدن فرزندان و ... از هم دور می شوند و دچار روز مرگی شده و ارتباطی را که باید با هم داشته باشند ، از دست می دهند. این اختلال در ارتباط به صورت گفتگو های سطحی و سرسری و گاهی جلوگیری و پرهیز از ارتباط جنسی، فقدان پیوندهای عاطفی واقعی و نداشتن احساس همبستگی شدید و .. خود را نشان می دهد.

اگر شما زن و شوهری هستید که به طرق مختلف احساس می کنید از هم بیگانه و غریبه هستید اقداماتی که در ادامه پیشنهاد می شود را انجام دهید تا ارتباطتان بهبود یابد ولی ابتدا باید بپذیرید و آگاهی پیدا کنید که مشکلی هست تا سپس برای درمانش اقدام کنید:

پذیرش و فهم

آیا نسبت به همسرتان دچار کج خیالی و افکار منفی و باطل شده اید؟ البته احساس بدبینی و سوظن نسبت به همسر شاید در ظاهر وقتی ابراز نشود مشکلی نداشته باشد اما شروع همین افکار باطل می تواند شیب قهقرایی به سمت مشکلات دیگر ایجاد کند. وقتی شما همسرتان را با دید منفی در ذهن تصویر سازی می کنید در حقیقت گام به گام به غریبه تر شدن از همه گام برمی دارید. پس وقتش رسیده است که جلوی این دست افکار را بگیرید و تفکرات خود را به لحاظ ذهنی ارزشیابی کنید و فورا برای تعدیل و تنظیم آنها اقدام کنید.

بازبینی خود

 آیا موقعیتها و افراد دیگری هستند که بیش از همسرتان برایتان مهم باشند و در اولویت قرار داشته باشند؟ مثلا ایا دوستانی دارید که گردش و وقت گذرانی با انها را بر بودن در کنار همسرتان ترجیح دهید؟ اگراین طور است پس وقت ایجاد تغییر در روند زندگی تان رسیده است.اگر می خواهید شما نیز در خیل خانواده های کارآمد و خوشبخت قرار گرفته و احساس مطلوب و خوشایندی نسبت به یکدیگر داشته باید به مثابه یک خانواده خوشبخت احساسات خود را نسبت به یکدیگر و به طور کاملا آشکار و صریح ابراز کنید

 چگونه روابط زناشویی مان را تعمیر کنیم؟

از خودتان یک آزمون واقعی به عمل آورید و ببینید تا چه حد از ازدواج تان راضی هستید؟ آیا از اینکه این مرد یا این زن را به همسری برگزیده اید احساس آرامش می کنید یا همواره آرزو داشتید که ای کاش فرصت جبران وجود داشت؟ اگر مشغول این فکر هستید که چرا تسلیم ازدواج شدید لازم است یک بار دیگر به اول داستان برگردید. اگر همسرتان برای تان غریبه است تنها به این علت است که شما اجازه داده اید این اتفاق بیفتد پس به جای فرار کردن از زندگی زناشویی و همسرتان کاری کنید که به خاطر آورید چرا در گذشته این فرد را به همسری برگزیدید؟ هیجانات روزهای اول را به خاطر آورید. مسلما هر چه از عمر روابط می گذرد از بار هیجانی آن کاسته شده و بیشتر جنبه منطقی به خود می گیرد که البته امتیاز آن این است که این علایق منطقی از عمر و دوام بیشتری برخوردار است بر خلاف هیجانات که بسیار کم دوام و زودگذر است.

تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir

 

به خاطر داشته باشید که روزها و ایام باشکوه و درخشان همیشه بهتر از آنچه در واقعیت هستند در ذهن افراد نقش می بندند و متصور می شوند پس دنبال راهی باشید که نسبت به همسرتان احساس مطلوب و خوشایندی داشته باشید نه اینکه به دنبال یافتن این احساس مطلوب در جای دیگری باشید.

اگر می خواهید شما نیز در خیل خانواده های کارآمد و خوشبخت قرار گرفته و احساس مطلوب و خوشایندی نسبت به یکدیگر داشته باید به مثابه یک خانواده خوشبخت احساسات خود را نسبت به یکدیگر و به طور کاملا آشکار و صریح ابراز کنید. قطع نظر از اینکه موقعیت و مشکل ایجاد شده سهل است یا آسان است تعهدات خود را نسبت به یکدیگر به روشنی بیان کنید. افزون بر آن در ابراز محبت کلامی و غیر کلامی و تمجید و ستایش از یکدیگر بسیار سخاوتمند باشید.در ضمن نه فقط محبت و تعهد خود را نسبت به یکدیگر ابراز کنید بلکه کمیت و کیفیت بحثها و گفتگوهایتان با یکدیگر را هم مطلوب تر کنید. یعنی ضمن حفظ حرمتهای یکدیگر، بدانید چه چیز را در چه زمانی ادا کنید و از صحبت کردن با یکدیگر در مورد موضوعهای مختلف لذت ببرید.

شما در برخورد با همسرتان طوری باید رفتار کنید که به واقع از مصاحبت با یکدیگر لذت ببرید و از دوری هم رنج بکشید. از اینکه جزیی از این خانواده هستید اساس غرور کرده و همیشه درباره همسرتان با افتخار سخن بگویید. این همبستگی ارزشمند به خصوص هنگامی که خانواده با بحرانی مواجه می شود از اهمیت بیشتری برخوردار است زیرا در مواقع بحرانی بیش از هر زمان دیگری به کمک یکدیگر نیازمند و محتاج خواهید بود.


باز منتشر شده توسط hajsattar90 در وب سایت تبیان مرکز زنجان


نوشته شده توسط hajsattar90 با 29 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 30
     درج شده در 95 روز و 20 ساعت و 31 دقیقه قبل
    

جداکردن رختخواب ، چرا؟!!

 


خانمی که به هر دلیلی رختخواب خود را جدا می کند ویا آن که با سردی با شوهرش برخورد می کند اولاً : مورد غضب خداست واز رحمت الهی دور می باشد .ثانیاً از این روش از قلب شوهرش نیز بیرون می شود.

 

 

آقای مشاور هر وقت من با زنم حرفم می شود ، او رختخوابش را جدا می کند . این عمل او ، من را بیشتر عصبانی می کند و نفرت من را نسبت به خودش بیشتر می نماید !!

آقای مشاور ، شوهرم با من یک رفتار بدی دارد ، به من توجه نمی کند ، با کلمات زشت به من حرف می زند من  تصمیم گرفتم که مدتی از او جدا بخوابم تا شاید رفتارش را تغییر دهد !!

آیا شما هم این گونه فکرمی کنید ؟

آیا با جدا کردن رختخواب خود ، رفتار شوهرتان را درست کردید؟

زن صبرش در برابر خوداری جنسی ده برابر مرد است لذا او خودش را می تواند نگهدارد و علی رغم میل باطنی اش ، از مباشرت با شوهرش دور کند ، ولی مرد چون برایش مشکل است امکان دارد برای ارضای خودش به جای دیگری رجوع کند !! و با زنی دیگر ارتباط بر قرار کند

 

 

قبل از پرداختن به عواقب این روش ، به حدیث زیر توجه کنید :  

 

قالَ رسولُ الله (ص) :

اِذا باتَتِ المََراَةُ هاجِرَةًً فِراشَ زَوجِها لَعَنَتَها المَلاوِکَةُ حَتّی تُصبِحَ

وقتی زنی در شب رختخوابش را از شوهرش جدا کند تمام ملائکه تا صبح او را لعن می کنند(نهج الفصاحه ص57، ح 187).

 

 

وَ قَالَ ع إِذَا دَعَا الرَّجُلُ امْرَأَتَهُ إِلَى فِرَاشِهِ فَأَبَتْ عِصْیَاناً لَعَنَتْهَا الْمَلَائِكَةُ حَتَّى تُصْبِح‏ 

علی (ع) فرمود : وقتی مردی زنی را صدا زند  بسوی رختخوابش و زن از روی عصیان اجابت نکند تا صبح ملائکه اورا لعن می کنند (روضة الواعظین و بصیرة المتعظین ج‏2  ص : 373)

 

پیامبر (ص) بدترین زنان را این گونه تعریف می نماید :

عَنْ رَسُولِ اللَّهِ ص:

 أَنَّهُ قَالَ أَ لَا أُخْبِرُكُمْ بِشَرِّ نِسَائِكُمْ قَالُوا بَلَى یَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ ...... إِذَا خَلَا بِهَا بَعْلُهَا تَمَنَّعَتْ عَلَیْهِ تَمَنُّعَ الصَّعْبِ عِنْدَ رُكُوبِهَا

پیامبر(ص) فرمودند : آیا دوست دارید بدترین زنان را به شما معرفی کنم ؟ گفتند بله یا رسول الله . حضرت فرمودند : .......زنی که وقتی با شوهرش خلوت می کند خودش را از او منع می کند و به راحتی همبستر با شوهرش نمی شود.

(مستدرك‏الوسائل ج 14ص 167)

 

تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir

 

النَّبِیِّ ص قَالَ لَا یَحِلُّ لِامْرَأَةٍ أَنْ تَنَامَ حَتَّى تَعْرِضَ نَفْسَهَا عَلَى زَوْجِهَا تَخْلَعَ ثِیَابَهَا وَ تَدْخُلَ مَعَهُ فِی لِحَافِهِ فَتُلْزِقَ جِلْدَهَا بِجِلْدِهِ فَإِذَا فَعَلَتْ ذَلِكَ فَقَدْ عَرَضَتْ

پیامبر (ص) فرمودند :

برای زن جایز نیست بخوابد مگر آن که خودش را به شوهرش عرضه نماید ، لباسش را در آورد و پوستش به پوست شوهرش بزند ، این کار عرضه کردن است.

( وسائل‏الشیعة ج 20ص 176)

خانمی که به هر دلیلی رختخواب خود را جدا می کند ویا آن که با سردی با شوهرش برخورد می کند اولاً : مورد غضب خداست و از رحمت الهی دور می باشد .ثانیاً از این روش از قلب شوهرش نیز بیرون می شود .

هر زنی نیازمند عشق بازی با همسرش می باشد ؛ و عدم ارضای این نیاز فطری و طبیعی او سلامت روحی و جسمی اش را از دست می دهد، و نسبت به شوهرش که او موجب این کار شده است (به زعم خانم ) نفرت پیدا می کند. مرد هم با ارتباط جنسی و عشق بازی تخلیه روانی می شود، ولی همسرش با جداکردن رختخوابش ، او را از کسب آرامش محروم کرده است . لذا هر دو با عصبانیت بیشتر با یکدیگر برخورد می کنند !! وا ین دور باطل ادامه پیدامی کند. زن صبرش در برابر خودداری جنسی ده برابر مرد است لذا او خودش را می تواند نگهدارد و علی رغم میل باطنی اش ، از مباشرت با شوهرش دور کند ، ولی مرد چون برایش مشکل است امکان دارد برای ارضای خودش به جای دیگری رجوع کند !! و با زنی دیگر ارتباط بر قرار کند.

اگر همین خانم ، علی رغم ناراحتی که از شوهرش دارد ، به عوض جدا کردن رختخواب خود ،شب با خلوت گرمی که با همسرش دارد ، امکان اینکه شوهر خود را شرمنده کند بسیار است . و با گرمی می توان ناراحتی خود را از رفتار او بیان کند . و هر دو سعی کنند با تجزیه و تحلیل و گفتگو به راه حل مناسبی دست پیدا کنند .

به نظرشما  وقتی زنی از شوهرش ناراحت است ، به جای جدا کردن رختخوابش، راه حل  مناسب چیست ؟


باز منتشر شده توسط hajsattar90 در وب سایت تبیان مرکز زنجان



نوشته شده توسط hajsattar90 با 29 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 34
     درج شده در 147 روز و 14 ساعت و 39 دقیقه قبل
    

جوازی برای گریستن


در قرآن کریم گریه و ریزش اشک که نتیجه انعطاف و تأثّرات روحی است نه تنها مذموم شمرده نشده است، بلکه مورد مدح و ستایش پروردگار قرار گرفته است، زیرا از فطریّات بشر و جزئی از شخصیّت مثبت انسان محسوب می‌شود.


تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir
گریستن از دیدگاه قرآن و روایات

با مطالعه آیات قرآن کریم و روایات، حقایق آشکار و نهان فراوانی برای ما درباره گریه و اشک ریختن روشن می‌شود، اینک به برخی از آیات در این زمینه اشاره می‌کنیم:

آیاتی پیرامون گریه و اشک ریختن

 آیات قرآن

1 - گریه نشانه درک حقایق

خداوند متعال می‌فرماید: « وَ اًِّذا سَمِعُوا ما أُنْزِلَ اًِّلَی الرَّسُولِ تَری أَعْیُنَهُمْ تَفِیضُ مِنَ الدِّمْعِ مِمَّا عَرَفُوا مِنَ الْحَقِّ یَقُولُونَ رَبَّنَا آمَنَّا فَاکْتُبْنَا مَعَ الشَّهِدِینَ ؛ و هر گاه آیاتی را که بر پیامبر (صلی الله علیه وآله) نازل شده بشنوند، می‌بینی که اشک از چشمان آنان جاری می‌شود، به خاطر حقیقتی که دریافته‌اند. آنان می‌گویند: پروردگارا! ایمان آوردیم، پس نام ما را با گواهان بنویس.»

2 - گریه مجازات

خداوند متعال می‌فرماید: « فَلْیَضْحَکُوا قَلِیلاً وَلْیَبْکُوا کَثِیراً جَزَأً به ما کَانُوا یَکْسِبُونَ ؛ پس آنان باید کمتر بخندند و بسیار بگریند، این جزای کارهایی است که انجام می‌دادند.»

این آیه مربوط به منافقین عصر پیامبر (صلی الله علیه وآله) است که به بهانه گرما یا سرمای هوا از شرکت در جهاد خودداری می‌کردند و مردم را نیز از شرکت در جهاد بازمی داشتند.

در قرآن کریم گریه و ریزش اشک که نتیجه انعطاف و تأثّرات روحی است نه تنها مذموم شمرده نشده است، بلکه مورد مدح و ستایش پروردگار قرار گرفته است، زیرا از فطریّات بشر و جزئی از شخصیّت مثبت انسان محسوب می‌شود

3 - اشک برای خدا، نشانه خردمندی

خداوند می‌فرماید: « وَ یَقُولُونَ سُبْحَانَ رَبِّنَا اًِّنْ کَانَ وَعْدُ رَبِّنَا لَمَفْعُولاً * وَ یَخِرّوُنَ لِلاْ َذْقَانِ یَبْکُونَ وَ یَزِیدُهُمْ خُشُوعاً ؛ می‌گویند: منزه است پروردگار ما که وعده‌هایش یقیناً انجام شدنی است. آنان به زمین می‌افتند و گریه می‌کنند و [تلاوت آیات الهی همواره] بر خشوع آنان می‌افزاید.»

4 - اشک برای خدا، سیره انبیای الهی

خداوند می‌فرماید:« ... اًِّذَا تُتْلَی عَلَیْهِمْ آیَاتُ الرَّحْمنِ خَرُّوا سُجَّداً وَ بُکِیّاً ؛ آنان [پیامبرای الهی و هدایت یافتگان] کسانی بودند که وقتی آیات خداوند رحمان بر آنان خوانده می‌شد به خاک می‌افتادند در حالی که سجده می‌کردند و گریان بودند.»

5 - اشک ندامت، راه چاره گمراهان

خداوند می‌فرماید: « أَزِفَتِ الاْ زِفَُْ * لَیْسَ لَها مِنْ دُونِ االله کاشِفٌَْ * أَفَمِنْ هذَا الْحَدیثِ تَعْجَبُونَ * وَ تَضْحَکُونَ وَ لاتَبْکُونَ ؛ آنچه باید نزدیک شود [قیامت]، نزدیک شده است و هیچ کس جز خدا نمی‌تواند سختی‌های آن را بر طرف سازد. آیا از این سخن تعجب می‌کنید و می‌خندید و گریان نمی‌شوید.»

خداوند سبحان در توصیف مؤمنان به هنگام نزول آیات قرآن این‌گونه می‌فرماید:

تَرَی أَعْیُنَهُمْ تَفِیضُ مِنْ الدَّمْعِ ؛ می‌بینی که چشمشان پر از اشک می‌گردد. المائده (5): 83

پس آن‌گونه که ملاحظه شد در قرآن کریم گریه و ریزش اشک که نتیجه انعطاف و تأثّرات روحی است نه تنها مذموم شمرده نشده است، بلکه مورد مدح و ستایش پروردگار قرار گرفته است، زیرا از فطریّات بشر و جزئی از شخصیّت مثبت انسان محسوب می‌شود.

تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir
گریه یعقوب پیامبر در فراق فرزند

سرگذشت حضرت یوسف از ابتدا تا پایان ماجرا همانند یک تراژدی خوفناک و تأثر برانگیز نقل شده است.

آن هنگام که آتش حسد در دل برادران یوسف زبانه می‌کشد و طرح نا پدید ساختن او را می‌کشند تا زمانی که در دل چاه قرار می‌گیرد و با پیراهن پاره پاره و آغشته به خون برادر، پدر را از دریده شدن به وسیله گرگ با خبر می‌کنند و به دنبال آن تأثّر و اندوه بی حدّ و اندازه یعقوب در غم از دست رفتن فرزند و گریه هر صبح و شام تا آنجا که خداوند از زبان حضرت یعقوب این چنین می‌فرماید:

وَقَالَ یَأَسَفَی عَلَی یُوسُفَ وَابْیَضَّتْ عَیْنَاهُ مِنَ الْحُزْنِ فَهُوَ کَظِیمٌ ؛گفت ای دریغ بر یوسف، و در حالی که اندوه خود را فرو می‌خورد، چشمانش از اندوه سپید شد. یوسف(6): 84

یعقوب از فراق فرزندش با این که می‌دانست او زنده است و به آغوشش باز می‌گردد، ولی با این حال تأثرات روحی او را رها نمی‌کند، و برای تسکین رنج‌های روحی و روانی پناهگاهی جستجو می‌کند و عرض می‌کند:

قَالَ إِنَّمَآ أَشْکُواْ بَثِّی وَحُزْنِی إِلَی اللَّهِ وَأَعْلَمُ مِنَ اللَّهِ مَا لَاتَعْلَمُونَ.شکایت و اندوه خود را پیش خدا می‌برم، و از عنایت خدا چیزی می‌دانم که شما نمی‌دانید. یوسف(6): 86.

گریه و اشک و اهمیت آن در سلوک

ازمرحوم آیت الله ملکی تبریزی در کتاب شریف لقاء الله می‌فرماید:

پس ای برادر من!خوب فکر کن برای روز فقر و بیچارگی خود توشه ای فراهم نمابلکه برای حال و گر فتاری و بلایت چنین کن و اگر حالت برای گریه مساعد نیست پس چاره ای جز تباکی نیست و اگر قساوت قلب مانع تباکی شد.پس بدان همانا گناهان تو تو را بینماک سا خته و کدورت عیب‌ها دلت را به فساد کشانده به خصوص به زینت این دنیا پست و زرو زیورو ضلاهر فریبایش مغرور شده ای .

از این دلایل قرآنی، جواز گریه و زاری بر اولیاء الهی و شکوه و شکایت از اعمال سردمداران ظلم به پیش‌گاه خداوند استفاده می‌شود و به عنوان سیره یکی از پیامبران الهی دلیلی محکم و قرآنی بر اصل مشروعیّت عزاداری و گریه بر مصیبت‌ها مورد بهره‌برداری قرار می‌گیرد

امام سجاد می‌فرماید:هیچ قطر های نزد خدا محبوب‌تر از این دو قطره وجود ندارد قطره خونی که در راه خدا ریخته شود و قطر ه اشکی که برای خدا در دل شب فرو بریزدیعنی اشک چشم انسان سالک با جاری شدن در خون از بدنش در راه خدا برابری می‌کند. اگر برای خدا گریه کنیم به این جایگاه می‌رسیم .

پیامبر اکرم می‌فرماید:

هیچ مومنی نیست که از چشمانش به اندازه بال مگسی اشک خارج شود وبه صورتش برسد ،مگر انکه خداوند او را بر اتش جهنم حرام بدارد.(مشهورخوبان)

از این دلایل قرآنی، جواز گریه و زاری بر اولیاء الهی و شکوه و شکایت از اعمال سردمداران ظلم به پیش‌گاه خداوند استفاده می‌شود و به عنوان سیره یکی از پیامبران الهی دلیلی محکم و قرآنی بر اصل مشروعیّت عزاداری و گریه بر مصیبت‌ها مورد بهره‌برداری قرار می‌گیرد.

درخواست گریه از جانب پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله

در کتاب تفسیر قرطبی به گوشه‌ای از درخواست پیامبر اکرم هنگام مناجات با خداوند اشاره شده است که آن حضرت عرض می‌کند:

اللّهمّ اجعلنی من الباکین إلیک، والخاشعین لک.

خداوندا مرا از گریه کنندگان و از خشوع گنندگان برای خود قرار ده. (تفسیر قرطبی، ج11، ص 215.)

و در دعای دیگری از آن حضرت نقل شده است که عرض می‌کرد:

اللّهمّ ارزقنی عینین هطالتین.

خداوندا چشمانی اشک ریز به من عنایت کن. (فیض القدیر، ج 2، ص 181.)

در حقیقت رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلّم در این فقرات از دعا و مناجات آرزوی باطنی خود را در کاری که مورد رضایت الهی است طلب می‌کند و اگر این عمل مورد تأیید خداوند نبود هرگز آن را در مناجات خود با خدای خویش مطرح نمی‌نمود.

این آیه مربوط به نجاشی زمامدار حبشه است که در آغاز بعثت پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه وآله) و مهاجرت مسلمین از مکه به سوی حبشه پذیرای مسلمانان مهاجر شد.


باز منتشر شده توسط hajsattar90 در وب سایت تبیان مرکز زنجان


نوشته شده توسط hajsattar90 با 29 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 27
     درج شده در 147 روز و 14 ساعت و 55 دقیقه قبل
    
سلام
شايد شما هم تا حالا اين جمله معروف رو شنيده باشيد كه:
'كل يوم عاشورا و كل ارض كربلا'.
اما جالبه بدونين كه توي هيچ كتاب تاريخي و روائي اين جمله نيومده و صحيح اون اينه:
'لا يوم كيوم عاشورا و لا ارض كارض الكربلا'
------------------------------------------------------------------
 و اما پاسخ جامع تر:
پیشینه مبارزه حق و باطل به تاریخ پیدایش انسان بر مى گردد؛ زیرا این تقابل ازهمان پیدایش انسان ها آغازشد: یک سو ستم ها، حق کشى ها و جنایت ها به نمایش گذاشته شده اند و در سوى دیگر عدالت، حق و انسانیت ظهور نموده اند. پرچمداران بدى ها رهبران ستمگر و قانون شکن بوده اند که به عدالت کشى کمر همت بسته و در راه رسیدن به منافع و قدرت، از هیچ جنایتى دریغ نمى کردند. در سوى دیگر طلایه داران خوبى ها رهبران الهى بوده و دو جبهه حق و باطل همیشه درتقابل و مبارزه بوده اند.
جملات: «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا» نشان دهنده پیوستگى و تداوم جبهه درگیرى حق و باطل در همه زمان ها و مکان ها است.
در حادثه کربلا بار دیگر مبارزه حق و باطل تکرار شد و امام حسین(ع) به منظور دفاع از دین، آزادى و عدالت قیام نمود و همه خوبى ها را به نمایش گذاشته و قیام او نماد همه زیبایى ها است.
در پاسخ عرض می شود روایت اول ناظر به جریان سیاسی کربلا و خط دهی آن به بشریت برای همیشه ی تاریخ است .حضرت امام خمینی«رضوان الله تعالی علیه»در این رابطه بیاناتی دارند که آنرا تقدیم شما می کنم.
حضرت سیدالشهداء «سلام الله علیه» به همه آموخت که در مقابل ظلم، در مقابل ستم، در مقابل حکومت جائر چه باید کرد. با اینکه از اول می‏دانست که در این راه که می‏رود راهی است که باید همه‏ی اصحاب خودش و خانواده خودش را فدا کند و این عزیزان اسلام را برای اسلام قربانی کند، لکن عاقبتش را هم می‏دانست... علاوه بر این، در طول تاریخ آموخت به همه که راه همین است. از قلت عدد نترسید، عدد کار پیش نمی‏برد، کیفیت اعداد، کیفیت جهاد اعداء مقابل اعداء، آن است که کار را پیش می‏برد. افراد ممکن است خیلی زیاد باشند لکن در کیفیت ناقص باشند یا پوچ. و افراد ممکن است کم باشند لکن در کیفیت توانا باشند و سرافراز[1] .
امام مسلمین به ما آموخت که در حالی که ستمگر زمان بر مسلمین حکومت جابرانه می کند، در مقابل او اگر چه قوای شما ناهماهنگ باشد بپا خیزید و استنکار کنید، اگر کیان اسلام را در خطردیدید، فداکاری کنید و خون نثار نمائید.[2]
حضرت سیدالشهداء«علیه السلام» از کار خودش به ما تعلیم کرد که در میدان وضع باید چه جور باشد و در خارج میدان وضع چه جور باشد و باید آنهایی که اهل مبارزه مسلحانه هستند چه جور مبارزه بکنند و باید آنهائی که در پشت جبهه هستند چطور تبلیغ بکنند. کیفیت مبارزه را، کیفیت اینکه مبارزه بین یک جمعیت کم با جمعیت زیاد باید چطور باشد، کیفیت اینکه قیام در مقابل یک حکومت قلدری که همه جا را در دست دارد با یک عده معدود باید چطور باشد، اینها چیزهایی است که حضرت سیدالشهداء به ملت آموخته است و اهل بیت بزرگوار او و فرزند عالیمقدار او هم فهماند که بعد از اینکه آن مصیبت واقع شد باید چه کرد، باید تسلیم شد؟ باید تخفیف در مجاهده قائل شد؟ باید همانطوری که زینب «سلام الله علیها »در دنباله آن مصیبت بزرگی که «تصغر عنده المصائب»[3] ایستاد و در مقابل کفر و در مقابل زندقه صحبت کرد و هر جا موقع شد، مطلب را بیان کرد حضرت علی بن الحسین «سلام الله علیه»با آن حال نقاهت، آنطوری که شایسته است تبلیغ کرد.[4]

در میدان جنگ از قلت عدد نترسید، از شهادت نترسید. هر مقدار که عظمت داشته باشد مقصود و ایده‏ی انسان به همان مقدار باید تحمل زحمت بکند.[5]

اما روایت دوم ناظر به عمق فاجعه ومصیبتی است که برای امام حسین «علیه السلام»اتفاق افتاد،به گونه ای که هیج مصیبتی به بزرگی آن وجود ندارد همچنان که در روایات آمده که آسمان وزمین و همه موجودات بر او گریستند.لذا این روایت ناظر بعد عاطفی جریان کربلا است.

روزی امام سجاد «علیه السلام‏» به عبیدالله فرزند عمویش«حضرت عباس»‏«علیه السلام» نگاه کرد و گریست.یاد از روز احد کرد که حمزه در آن کشته شد، سپس یاد از موته کرد که جعفر بن ابی طالب آنجا به ‏شهادت رسید. سپس فرمود: «لا یوم کیوم الحسین، ازدلف الیه ثلاثون الف رجل یزعمون ‏انهم من هذه الامة کل یتقرب الی الله عز و جل بدمه و هو بالله یذکرهم فلا یتعظون حتی‏ قتلوه بغیا و ظلما و عدوانا...»[6]
هیچ روزی چون روز حسین‏ «علیه السلام‏» نیست، که سی هزار نفربر ضد او گرد آمدند که همه خود را از این امت می‏پنداشتند و همه با ریختن خون او به‏ خدا تقرب می‏جستند.او آنان را به یاد خدا می‏انداخت، اما آنان پند نمی‏گرفتند، تا آنکه او را از روی ستم و تجاوز و دشمنی کشتند.خداوند، «عباس‏» را رحمت کند که ایثار کرد و امتحان داد و جان خویش را فدای برادرش کرد...»[7]
در روایت دیگری امام حسن مجتبی و امیر المؤمنین‏ «علیهما السلام‏» خطاب به سید الشهدا «علیه السلام‏» فرموده‏اند: «لا یوم کیومک یا ابا عبدالله‏»[8]
گر چه همه شهادتها و مصیبتهای اهل بیت پیامبر، سنگین و اندوهبار است، اما آنچه در کربلا گذشت، بالاترین ‏داغ و سوگ بود و هیچ حادثه‏ای به دلخراشی عاشورا و هیچ امامی و شهیدی به مظلومیت‏ ابا عبدالله‏ «علیه السلام‏» و فرزندان او نیست.این است که از جمله فوق، بعنوان تسلای خاطر داغدیدگان هم استفاده می‏شود و این توصیه ائمه است که هر گاه مصیبتی برای شما پیش‏ آمد، از عاشورا و مصائب اهل بیت‏ «علیهم السلام» یاد کنید، تا تحمل داغ بر شما آسان شود. مرثیه‏خوانان نیز، هر گاه از هر امامی روضه بخوانند، یا از هر مصیبت جانگدازی یاد کنند، در پایان با نقل جمله بالا، گریز به کربلا می‏زنند، که بالاترین سوگهاست و بحق، با توجه به ‏مصائب اهل بیت در کربلا، هر غم و مصیبتی کوچک و قابل تحمل می‏شود.
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------
[1].(بیانات امام در جمع خطبا، گویندگان مذهبی، علما و روحانیون قم و تهران و استانهای آذربایجان شرقی و غربی - 25 / 7 / 61)، صحیفه نور، ج 17، ص 58.

[2].(پیام امام به ملت شجاع ایران به مناسبت فرارسیدن ماه محرم - 1 / 9 / 57)، صحیفه نور، ج 3، ص 25.

[3].مصیبت های دیگر در کنار آن کوچکند.

[4].(بیانات امام درجمع خطبا، گویندگان مذهبی، علما و روحانیون قم و تهران و استانهای آذربایجان شرقی وغربی - 25 / 7 / 61)، صحیفه نور، ج 17، ص 60.

[5].(بیانات امام درجمع خطبا، گویندگان مذهبی، علما و روحانیون قم و تهران و استانهای آذربایجان شرقی و غربی - 25 / 7 / 61)، صحیفه نور، ج 17، ص 59.
[6].ناسخ التواریخ، ج 4، ص 73 (به نقل از امالی صدوق)، بحار الانوار، ج 22، ص 274.

[7].معالی السبطین، ج 2، ص 10، مناقب، ابن شهر آشوب، ج 4، ص 86.

[8].همان.

باز منتشر شده توسط hajsattar90 در وب سایت تبیان مرکز زنجان


نوشته شده توسط hajsattar90 با 29 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 26
     درج شده در 147 روز و 15 ساعت و 0 دقیقه قبل
    

با سلام
------------
بحث تعداد زیاد همسر و فرزندان پیامبران و ائمه علیهم السلام هرچند که خالی از اغراق مورخین نیست اما اگر شرایط آنزمان وجامعه ابتدایی و قبیله ای را بطور کامل مورد مطالعه قرار دهیم میبینیم نوع خودكفا زندگی كردن و شرایط زندگی و جنگهای مستمر و سایر عوامل ایجاب میکرده که چنین باشد و عرب معمولا ده تا زن وگاهی بیشتر داشته و فرزندان وپسران زیاد نیز نوعی کمک و قدرت در شرایط جنگی محسوب میشده و تك همسری و كم فرزندی عجیب ونادر بوده است وصرف مسائل جنسی دخیل نبوده است .
مثلا در باره حضرت سلیمان (ع) تعداد بسیاری همسر نقل کرده اند
در تورات 9-7 پیدایش ، نیز خداوند فرمود که شما فرزندان زیاد تولید کنید وزمین را پر سازید ....
وتعدا د همسران رسول الله (ص) نیز قبل از تحدید به 4 همسر بود و همه آنها نیز بیوه (بجز عائشه ) و در سن پیری بسبب داشتن سرپرست و یاری دین به همسری ایشان در آمدند وحدودا 7 فرزند از پیامبر نقل شده است که فوت نموده و نسل حضرت بوسیله حضرت فاطمه علیها السلام تکثیر گشته است و در تعداد همسر حضرات ائمه اطلاعات قاطعی در دست نیست اما همان شرایط زمان پیامبر در مورد بعضی ایشان جاری بود اما در عین حال امام رضا (ع) وامام حسن عسكری (ع) یک فرزند و بعضی بیشتر بوده است .
ودر قرآن کریم هم تصریح شده :
{وَیُمْدِدْكُمْ بِأَمْوَالٍ وَبَنِینَ وَیَجْعَل لَّكُمْ جَنَّاتٍ وَیَجْعَل لَّكُمْ أَنْهَاراً }نوح12
و به وسیله اموال و فرزندان یاریتان مى كند و برایتان باغها رویانیده و نهرها جارى مى سازد (12).
{أَمَدَّكُم بِأَنْعَامٍ وَبَنِینَ }الشعراء133
{ثُمَّ رَدَدْنَا لَكُمُ الْكَرَّةَ عَلَیْهِمْ وَأَمْدَدْنَاكُم بِأَمْوَالٍ وَبَنِینَ وَجَعَلْنَاكُمْ أَكْثَرَ نَفِیراً }الإسراء6
{أَیَحْسَبُونَ أَنَّمَا نُمِدُّهُم بِهِ مِن مَّالٍ وَبَنِینَ }المؤمنون55
{أَن كَانَ ذَا مَالٍ وَبَنِینَ }القلم14
این شبهات در حالی مطرح میشود که اهل خلاف :
در احوال ابن جریح اورده اند که 90 زن در متعه داشت ! ومفاسد اخلاقی بنی امیه وبنی العباس که قابل ذکر نیست.
ضمن اینکه انحراف بعضی مثل جناب یحیی بن اکثم قاضی سنی بغداد در زمان مامون که لواط کار ترین عرب نامیده شده است نیز بیانگر اوضاع فاسد آنزمان است.
وفرزندان بسیاری از ائمه هم در جنگ و دفاع ازاسلام ناب شهید شدند که مزار آنان در شهرها مشهور هستند.


باز منتشر شده توسط hajsattar90 در وب سایت تبیان مرکز زنجان


نوشته شده توسط hajsattar90 با 29 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 39
     درج شده در 147 روز و 15 ساعت و 1 دقیقه قبل
    

بلعم بن باعورا ، شدّاد بن عاد و ثمود بن عبّود ، این 3 نفر چه کسانی بودند؟
و اما پاسخ:
-------------------
1-بلعم بن باعورا
زاهدی مستجاب الدعوه بود که به موسى و قومش نفرین کرد و سپس موسى به او نفرین کرد که ایمان و اعتقاد او به خداوند سلب شود و همین طور هم شد منتهى سه دعای مستجاب به پاداش زهدش به وی عطا شد، همسرش گفت: یکی از این سه دعا را درباره زیبا شدن من کن.
بلعم باعورا دعا کرد و همسرش یگانه زمان شد. در این هنگام همسرش از وی برتافت.
دعای دوم این بود که همسرش به صورت سگ درآمد .
دعای سوم این بود که به واسطه تقاضای فرزندانش دعا کرد که همسرش به صورت اول و طبیعی بازگشت.(1)
گویند: بلعم به اسم اعظم خدا آگاه بود که هرگاه خدا را به آن می خواند دعایش به اجابت می رسید.
طبق احادیث بلعم در ماجرای موسى و فرعون به فرعون پیوست . هنگامی که فرعون با یارانش به تعقیب موسى بیرون شدند، بلعم را گفت: از خدا بخواه موسى و همراهان را از پیشروی باز دارد که ما به آنها برسیم .
وی بر درازگوش خویش بنشست که به صحرا رفته ،موسى را نفرین کند .هر چه تلاش کرد، درازگوش حرکت نکرد. سرانجام حیوان به زبان آمد و گفت :وای بر تو! می خواهی پیامبر خدا و جمعی از مؤمنان را نفرین کنی ؟!
بلعم پیوسته درازگوش را می زد تا آن زبان بسته مرد و در آن حال اسم اعظم از وی جدا گشت.(2)
--------------------
2-شداد بن عاد:
پادشاهی است که ادعای خدایی کرد و بهشتی در دنیا ساخت . حضرت داود پیامبر که در زمان او زندگی می کرد ،وی را به پرستش خدای یگانه دعوت کرد و او را وعده بهشت داد. وی گفت: من خود در این جهان بهشتی همچون بهشت خدا می سازم. وی قصری ساخت که یک خشت آن از زر بود و خشت دیگر از نقره . باغی در آن به پا ساخت که بر بار درختان آن جواهر بود و به جای خاک، عنبر و مشک و زعفران پاک . به جای آب و ریگ در جوی ها عسل و شیر و لؤلؤ و مرجان به کار داشت . آن گاه که کار قصرها و باغ ها به پایان رسید چون خواست آن باغ ها و بهشت را تماشا و نظاره کند ،همین که از اسب فرود آمد، پایی بر زمین و پایی در رکاب، عزرائیل جان او را گرفت .
نیز گویند کشور و مملکت او ساویه نام داشت و قصرها و باغ های او را بهشت شداد و بهشت ارم و ارم ذات العماد نام نهادند.(3)
--------------------------
3-ثمود بن عبّود
درباره ثمود بن عبود تفسیرهای متعدد ارائه شده و مرحوم دهخدا می گوید: شخصی بود به نام ثمود بن جائر بن ارم بن سام بن نوح (ع) . فرزندانی داشت که از قبائل قدیم عرب به شمار می روند که به آن قوم ثمود می گویند . در منطقه موصل میان حجاز و شام بوده و در قرآن کریم نام این قبیله به قوم ثمود تعریف شده، این قوم روستایی بودند و چند روستا و شهرهایی را در اختیار داشتند که از سنگ‌های بزرگ در میان کوه‌‌ها ساختند.
صاحب مجمل التواریخ می گوید: «ثمود» یکی از پسران ارم بن سلام بود .ثمود با فرزندان خود میان شام و حجاز مسکن اختیار کرد .جایی که آن را حجر خوانند و خدا حضرت صالح پیامبر را برای هدایت این جماعت فرستاد.(4)
--------------------------------------------------
1. فرهنگ دهخدا، ج 3، ص 4305.
2. بحار الانوار، ج 13، ص 377.
3. معارف و معاریف، ج 6، ص 464، ماده شداد.
4. فرهنگ دهخدا، ج 5، ص 6399 ماده.


باز منتشر شده توسط hajsattar90 در وب سایت تبیان مرکز زنجان


نوشته شده توسط hajsattar90 با 29 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 34
     درج شده در 197 روز و 22 ساعت و 1 دقیقه قبل
    

بررسي لايحه حمايت از خانواده                        

چكيده:
خانواده به عنوان مهمترين و موثرترين نهاد اجتماعي كه قواعد اخلاقي در آن جايگاه ويژه اي دارد نقش به سزايي در سرنوشت افراد جامعه دارد و هر گونه تغيير وتحولي در اين نهاد در كل جامعه تاثير خواهد گذاشت به همين دليل قانونگذار نمي تواند بدون توجه به قواعد اخلاقي و عادات و رسوم به وضع قوانين، به ويژه قوانين آمره در حوزه خانواده همت گمارد؛ زيرا وضع چنين قوانيني پيامدهاي ناگواري بر نهاد خانواده مي گذارد. هر چند اهداف تنظيم لايحه حمايت خانواده آن گونه كه در مقدمه آن آمده است؛ ارزشمند و ستودني است ولي آن چه كمتر به آن توجه شده است اهداف تنظيم لايحه است چرا كه در كنار مزاياي غير قابل انكار لايحه، ايرادهايي اساسي نيز بر آن وارد است كه نمي توان آنها را ناديده گرفت.مزايايي همچون احياء نهاد نامزدي، نشوز مرد، عدم الزام به رعايت تشريفات آيين دادرسي مدني، ايجاد مراكز مشاوره و..... در كنار ايرادهايي همچون عدم تكليف به ثبت ازدواج موقت، اجازه ي ازدواج مجدد از سوي دادگاه بدون تعيين موارد خاص، تعيين ماليات بر مهريه، صلاحيت شوراي حل اختلاف و .... اين لايحه را به يكي از حساس ترين لوايح دوران حاضر بدل نموده است. با توجه به جايگاه نهاد خانواده شايسته است كه مجلس ايرادات وارده را رفع نمايد تا از به چالش كشيده شدن نهاد خانواده و جامعه جلوگيري گردد.

مقدمه :
ورود قانون وحقوق به قلمرو خانواده هر چند ناخوشايند است و نامطلوب، گاه اجتناب ناپذير است. خانواده، كانوني است كه درآن مهر و محبت و فداكاري وايثار نقش اصلي را ايفاء مي كند،ولي حقوق به دنبال احقاق حق واجراي عدالت ونظم وترتيب دادن امور است بنابراين فداكاري ومهرومحبت رانمي توان در قالبهاي حقوقي گنجاند و زن و شوهر را ملزم به رعايت آن كرد چرا كه قواعد حقوقي در مواجهه با خانواده ، ناتوان تر از آن است كه بتواند به آن نظم و نسقي بدهد. البته گاه برخي ازافرادرا جز به اجبار نمي توان به كاري واداشت يا از ترك آن جلوگيري كرد و شايد درباره ي چنين افرادي تنها قواعد و مقررات قانوني، حداقلي ازنظم و عدالت را مستقر سازد، ولي اين امر نبايد منجر به اين شود كه ، قواعد حقوقي ، به عنوان « آخرين و ناقص ترين حربه » ، را جايگزين قواعد اخلاقي واصول انساني حاكم بر نهاد خانواده كرد. در مقدمه توجيهي لايحه پيشنهادي قوه قضائيه تحت عنوان لايحه « حمايت خانواده » كه درتاريخ ۳/۴/۱۳۸۶ با تغييرات واضافاتي در ۵۳ ماده به تصويب دولت رسيده است برنقش و جايگاه ويژه نهاد خانواده در نظام حقوقي و تربيتي اسلام تاكيد شده و هدف از تنظيم اين لايحه ، مرتفع نمودن كاستي ها ونواقص موجود در قوانين حاكم بر نهاد خانواده ومنطبق نمودن آنها با واقعيات روز ذكر گرديده است. آنچه كه دراين مقدمه توجيهي در خصوص كاستي ها ونواقص موجود در قوانين مرتبط با نهاد خانواده آمده است كاملاً صحيح بوده و با اندك بررسي اي اين امر آشكار مي گردد و جاي بسي خوش وقتي است كه بعدازسالها دولت به اين امر مهم رسيده است. اما با توجه به محتويات آن بعيد به نظر مي رسد كه اين لايحه بتواند موجب مرتفع نمودن كاستي ها ونواقص موجود در اين خصوص ومنطبق نمودن آنها با واقعيات روز باشد . پر واضح است كه اين لايحه حاوي نكات وجهت گيري هاي مثبتي نيز باشد. قانونگذاري در خصوص نهاد مهمي چون خانواده مستلزم توجه بيشتر ودقيقتر مي باشد؛چراكه هرگونه تغيير و تحولي درقوانين موجود بدون پشتوانه هاي دقيق علمي واخلاقي ، اثرات مخربي درجامعه خواهد گذاشت .انتظار اين بود كه درتهيه و تنظيم وتدوين اين لايحه ازنتايج علوم مختلف و بررسي ها و پژوهشهاي علمي وواقعيات اجتماعي حداكثر استفاده صورت مي گرفت؛ چرا كه پس از سالها تاخير ، ديگر در حوزه قانونگذاري به شيوه ي آزمون وخطانبايد عمل كردكه بارزترين نمونه ي اين شيوه حذف دادسراها و احياء مجدد آن بود.از اين روشايسته است در تصويب اين لايحه توجه ويژه اي صورت گيرد. در اين مقاله سعي ما بر آن است كه ضمن آن كه به مزاياي اين لايحه اشاره نماييم، ايرادات وارده بر آن را به گونه اي منصفانه نقد نموده تا شايد گامي كوچك در جهت اصلاح آن برداشته باشم.

قوانين حمايت از خانواده:
تا قبل از سال ۱۳۴۶ قوانين مربوط به نهاد خانواده به طور پراكنده در قوانين مختلف از جمله قانون مدني آمده بود اما لزوم توجه بيشتر به نهاد خانواده و ويژگي هاي خاص آن اين الزام را براي مقنن به وجود آورد كه به طور اختصاصي به نهاد خانواده پرداخته و با پيش بيني راهكارهاي مناسب تا حد امكان از گسسته شدن اين نهاد جلوگيري نموده و معظلات و مشكلات احتمالي را با كمترين هزينه حل و فصل نمايد.
اولين قانوني كه به طور خاص مربوط به نهاد خانواده مي شد در سال ۱۳۴۶ تحت عنوان قانون ''حمايت خانواده'' به تصويب رسيد كه در آن نوآوري هاي خاصي گنجانده شده بود. مهمترين نوآوري هاي قانون۱۳۴۶ عبارت بودند از:

- محدود كردن اختيار مرد در طلاق: تا قبل از تصويب قانون حمايت از خانواده، بر اساس ماده۱۱۳۳ قانون مدني، مرد مي توانست زن خود را بدون رعايت تشريفات خاصي طلاق دهد و در واقع اختيار مرد د اين خصوص مطلق بود ليكن ماده۸ قانون حمايت خانواده۱۳۴۶، اجراي صيغه طلاق را موكول به رسيدگي دادگاه و صدور گواهي عدم امكان سازش نمود، ضمن آن كه در تقاضانامه ي صدور گواهي عدم امكان سازش بايد علل تقاضا به طور موجه قيد گردد. بنابراين اختيار مطلق مرد در خصوص طلاق با توجه به ماده ۸ قانون فوق الذكر محدود گرديد.

- گسترش موارد درخواست طلاق توسط زن: تا سال ۱۳۴۶ موجبات طلاق توسط زن محدود به موارد مندرج در مواد۱۰۲۹،۱۱۱۹،۱۱۲۹و۱۱۳۰ قانون مدني بود كه سه ماده اولي بدون هيچ تغييري در حال حاضر نيز ساري و جاري مي باشند ولي ماده ۱۱۳۰ دچار تغيير وتحول زيادي شده است، در زمان تصويب قانون حمايت خانواده ۱۳۴۶ ماده ۱۱۳۰ قانون مدني به موارد خاصي اشاره كرده بود كه تنها در آن موارد زن مي توانست درخواست طلاق نمايد به همين دليل تصويب ماده ۱۱ قانون حمايت خانواده موارد درخواست طلاق توسط زن را گسترش مي داد.

- محدود كردن اختيار مرد براي ازدواج مجدد: ماده ۱۴قانون حمايت خانواده ۱۳۴۶ اختيار مرد براي ازدواج مجدد را موكول به اخذ اجازه از دادگاه نمود، دادگاه نيز در صورتي مي توانست اجازه ازدواج مجدد صادر نمايد كه توانايي مالي مرد و قدرت او را به اجراي عدالت احراز كرده باشد.براي مردي كه بدون اخذ اجازه از دادگاه ازدواج مي نمود نيز مجازات تعيين شده بود.علاوه بر اين به موجب بند ۳ ماده۱۱ قانون مزبور''هر گاه زوج بدون رضايت زوجه همسر ديگري اختيار كند'' زن مي تواند از دادگاه تقاضاي صدور گواهي عدم امكان سازش و به تبع آن طلاق نمايد.بنابراين در صورتي كه مردي بدون اجازه زن اول خود ازدواج نمايد، زن اول مي تواند از دادگاه درخواست طلاق نمايد.

- محدود كردن اختيار مرد در منع اشتغال زن: بر اساس ماده۱۱۱۷ قانون مدني، شوهر مي تواند زن خود را از اشتغال به اموري كه با مصالح خانوادگي يا حيثيات خود يا زن منافات داشته منع كند.در واقع شوهر به تشخيص خود مي توانست زن را از اشتغال منع نمايد ليكن درماده ۱۵ قانون حمايت از خانواده ۱۳۴۶ قيد''با تاييد دادگاه'' به ابتداي ماده افزوده شده بود و از اين جهت اختيار مرد محدود گرديد.
قانون مورد بررسي دوام چنداني نياورد و قانون ديگري تحت همين عنوان در سال ۱۳۵۳ جايگزين آن گرديد. مهمترين نوآري هاي قانون ۱۳۵۳عبارت بودند از:

- گسترش موارد در خواست طلاق توسط زن و محدود كردن موارد طلاق توسط زن: در ماده ۸ قانون حمايت خانواده۱۳۵۳، ۱۴ مورد عنوان شده بود كه در اين موارد هر يك از زن ومرد مي توانستند از دادگاه درخواست صدور گواهي عدم امكان سازش نمايند. با توجه به نحوه نگارش ماده به نظر مي رسيد كه موارد درخواست طلاق توسط زن گسترش يافته است ولي اختيار مرد در طلاق محدود شده است چرا كه بر اساس ماده ۱۱۳۳ قانون مدني مرد مي توانست هر وقت كه بخواهد زن خود را طلاق دهد از سوي ديگر ماده ۱۱ قانون حمايت خانواده ۱۳۴۶ نيز عنوان كرده بود كه''علاوه بر موارد مذكور در قانون مدني در موارد زير نيز زن يا شوهر مي توانند از دادگاه تقاضاي صدور گواهي عدم اشتغال كند''.ولي در ماده ۸ قانون ۱۳۵۳ فقط ۱۴ مورد را ذكر نموده است و به نظر مي رسد كه موارد مربوط به موجبات طلاق در قانون مدني را نسخ ضمني كرده است.

- محدود كردن اختيار مرد براي ازدواج مجدد به موارد معين: قانون حمايت خانواده ۱۳۴۶ اختيار مرد براي ازدواج مجدد را موكول به اخذ اجازه از دادگاه نموده بود ولي مواد۱۷و۱۶ قانون ۱۳۵۳ علاوه بر اخذ اجازه از دادگاه، ازدواج مجدد را به ۹ مورد محدود نموده است.

- اختيار زن در منع اشتغال شوهر: بر اساس ماده ۱۸ قانون حمايت خانواده ۱۳۵۳، همان گونه كه شوهر مي توانست تحت شرايطي زن را از اشتغال منع نمايد زن نيز مي تواند تحت همان شرايط شوهر را از اشتغال منع نمايد، البته در مورد اخير دادگاه در صورتي كه منع مرد از اشتغال خللي در امر معيشت خانواده ايجاد ننمايد به آن حكم مي كند.

- بالا بردن سن قانوني ازدواج: به موجب ماده ۲۳ قانون مزبور دختران قبل از رسيدن به سن ۱۸ سال تمام و پسران قبل از رسيدن به سن۲۰ سال تمام نمي توانستند ازدواج نمايند و فقط دختران در موارد خاصي مي توانستند در صورتي كه ۱۵ سال تمام داشتند ازدواج نمايند.

نقد و بررسي لايحه حمايت از خانواده۱۳۸۶:

لايحه حمايت از خانواده در تاريخ۳/۴/۱۳۸۶به تصويب هيات وزيران رسيد.آن گونه كه در مقدمه اين لايحه آمده است، اين لايحه با هدف پر كردن خلا هاي قانوني در اين زمينه و همچنين عدم تطبيق قوانين موجود با واقعيات روز و از سوي ديگر با توجه به متشتت بودن مقررات اين حوزه و معلوم نبودن ناسخ و منسوخ آنها تهيه وتنظيم گرديده است.لايحه تنظيمي در كنار ايراداتي كه بر آن وارد است حاوي نكات مثبتي نيز مي باشد كه تلاش مي شود ابتدا ابتكارات و نوآوري هاي آن را بيان نموده، سپس به بيان ايرادات آن بپردازيم.

*ابتكارات و نوآوري هاي لايحه:
- تعدد قضات: بر اساس ماده۲ لايحه، دادگاه خانواده با حضور رئيس يا دادرس علي البدل و دو مستشار تشكيل مي شود.
- حضور مستشار زن: حضور مستشار زن در دادگاه خانواده يكي از مهمترين ويژگي هاي مثبت لايحه مي باشد چرا كه تصميمات دادگاه خانواده با اكثريت آراء اتخاذ گرديده و نظر مستشار زن نيز موثر مي باشد چرا كه يك زن بيشتر و بهتر با مشكلات و موانع يك زن در خانواده آشناست و آن را درك مي كند.
- احياء نهاد نامزدي: هرچند اين مطلب به صراحت در اين لايحه نيامده است ليكن با توجه به بند ۱ ماده ۴لايحه كه در آن نامزدي و خسارات ناشي از بر هم خوردن آن به عنوان يكي از اموري كه در صلاحيت دادگاه خانواده آمده مي توان اين مطلب را استنباط كرد.
- نشوز مرد: اين امر نيز به صراحت در لايحه نيامده ولي با توجه به بند ۸ماده۴ كه ''نشوز و تمكين زوجين'' را به عنوان يكي از اموري كه در صلاحيت دادگاه خانواده آورده است، اين مطلب استنباط مي گردد كه نشوز مرد نيز مورد پذيرش قرار گرفته است.
- عدم الزام به رعايت تشريفات آيين دادرسي مدني و استفاده از شيوه هاي نوين در ابلاغ: به موجب ماده ۹ لايحه، رسيدگي در دادگاه خانواده بدون رعايت تشريفات آيين دادرسي مدني و مطابق آيين نامه اجرايي اين به عمل مي آيد.از سوي ديگر بر اساس ماده ۱۰ لايحه ابلاغ مي تواند از طريق پست، نمابر، پيام هاي تلفني، پست الكترونيكي و يا هر طريق ديگري كه دادگاه مناسب با كيان خانواده تشخيص دهد صورت گيرد.
- ايجاد مراكز مشاوره: فصل دوم لايحه به مراكز مشاوره خانواده اختصاص يافته است كه حا كي از توجه جدي قوه قضائيه به اين نهاد است.ارجاع دعاوي خانوادگي به اين مراكز مي تواند بسيار سازنده باشد چرا كه با تركيبي كه اين مراكز تشكيل مي شوند مي توان به حل بسياري از دعاوي خانوادگي در اين مراكز اميدوار بود.

*ايرادات لايحه:
- «حتي المقدور» از مستشار زن استفاده شود: قيد «حتي المقدور» در ماده ۲ لايحه تقديمي قوه قضائيه نبوده است و الزامي بودن حضور بانوان به عنوان قاضي اي كه حق راي دارد آمده بود ولي در لايحه دولت اين قيد به اين ماده افزوده شده است.
- صلاحيت شوراي حل اختلاف: به موجب تبصره ۲ ماده ۲۱ لايحه حمايت از خانواده، كليه اختلافات و منازعات خانوادگي قابل طرح در شوراهاي حل اختلاف مي باشد.با توجه به تخصصي بودن دعاوي خانوادگي و الزام قانون اساسي به تشكيل دادگاه خانواده و پذيرش سيستم تعدد قضات به علت اهميت مساله و اين كه مسائل مطرح شده در اين گونه دعاوي با حيثيت افراد در ارتباط است، چگونه مي توان اين دعاوي را به اين نهاد ارجاع داد.نكته حائز اهميت ديگر اين است كه اين ماده نيز در لايحه قوه قضائيه كه خود از كم وكيف امور در شوراهاي حل اختلاف آگاهي كامل دارد نيامده است ولي دولت اين ماده را به لايحه افزوده است.
- عدم الزام به ثبت نكاح موقت: بر اساس تبصره ۲ ماده ۲۲ لايحه حمايت خانواده؛ ثبت نكاح موقت تابع آيين نامه اي كه به تصويب وزير دادگستري مي رسد.سوالي كه مطرح مي شود اين است كه چرا ثبت عقد نكاح دا‌ئم، فسخ و انفساخ آن، طلاق، رجوع و... الزامي است ولي ثبت نكاح موقت تابع آيين نامه شده است‌؟ مگر نكاح موقت چه ويژگي خاصي دارد كه وضعيت ثبت آن بايد تابع آيين نامه بوده و سرنوشت آن در ابهام باشد؟
-اجازه ازدواج مجدد بدون تعيين موارد خاص: در ماده ۲۳ لايحه، ازدواج مجدد موكول به اخذ اجازه از دادگاه شده است و دادگاه نيز پس از احراز توانايي مالي مرد و تعهد اجراء عدالت اين اجازه را به مرد مي دهد. بنابراين ملاحظه مي گردد كه اگر مردي صرفا از توانايي مالي برخوردار باشد و تعهد كند كه عدالت را در بين همسران اجراء مي كند، مي تواند ازدواج مجدد كند!!! مگر شرايط تعدد زوجات در اسلام متمول بودن است و اينكه مرد تعهد به اجراي عدالت كند كفايت مي كند؟ اين تعهد در صورت عدم اجراء توسط مرد چه ضمانت اجرائي دارد؟
از سوئي ديگر همانند قانون حمايت خانواده ۱۳۵۳ كه موارد تعدد زوجات را معين كرده بود، در اين لايحه نيز بايد تعدد زوجات به موارد خاص و معيني محدود مي شد نه اينكه بدون هيچ دليلي مرد بتواند ازدواج مجدد نمايد.
- وضع ماليات بر مهريه: در ماده ۲۵ لايحه مقرر شده است كه از مهريه هاي بالاتر از حد متعارف و غير منطقي ماليات اخذ گردد و ميزان مهريه متعارف و ميزان ماليات تابع آيين نامه خواهد بود.
بررسي آيات و روايات اين مطلب كه تراضي زوجين معيار اصلي براي تعيين ميزان مهريه است را تاييد مي كند، از سوي ديگر مگر مي توان براي تمام نقاط كشور با فرهنگ ها و آداب و رسوم مختلف و با اوضاع اقتصادي متفاوت يك مهريه متعارف تعيين كرد و همه را تابع آن نمود؟ علاوه بر اين به موجب قانون اساسي تعيين ميزان ماليات از وظايف و اختيارات مجلس مي باشد ونمي توان با آيين نامه ماليات وضع نمود. اين ماده نيز در لايحه قوه قضاييه نبوده و دولت آنرا به لايحه افزوده است.

نتيجه:
نهاد خانواده در نظام حقوقي ايران واسلام از جايگاه ممتازي برخوردار است و به همين دليل هر گونه تغيير و تحولي در قوانين مرتبط با آن بسيار با اهميت است از سوي ديگر با توجه به حساس بودن نهاد خانواده، در تغيير و اصلاح قوانين بايد با بررسي همه جانبه آثار و تبعات ناشي از تغييرات، تلاش نمود كه اين تغييرات اثر سوئي بر نهاد خانواده بر جاي نگذارد. بررسي قوانين حمايت از خانواده بيانگر اين مطلب است كه قانون گذار متناسب با نيازهاي جديد جامعه و براي جلوگيري از اختلاف و تنش در روابط زناشوئي اقدام به تصويب آنها نموده است. هر چند كه دو قانون تصويبي در اين زمينه خالي از نقص نمي باشد، ليكن يك سري حداقل ها را رعايت نموده اند.
با بررسي لايحه حمايت خانواده آشكار گرديد كه لايحه مزبور نيز از بسياري از جهات حاوي نكات مثبتي است كه در مقايسه با دو قانون قبلي پوياتر و عقلاني تر مي باشد و حاكي از آن است كه قوه قضائيه در اين زمينه از تجربيات قبلي و روند حاكم بر دعاوي خانواده حداكثر استفاده را برده و با آسيب شناسي دقيق، اقدام به تنظيم اين لايحه نموده است.
آن چه جاي تعجب دارد اضافاتي است كه هيات دولت به لايحه افزوده است چرا كه بر اساس تفسير شوراي نگهبان دولت حق تغيير و اعمال نظر در لوايح قوه قضائيه را ندارد و تنها بايد به عنوان يك رابط بين قوه قضائيه و قوه مقننه عمل كند. علاوه بر اين، با توجه به اين كه جمهوري اسلامي ايران بسياري از ميثاق نامه ها و اعلاميه هاي بين المللي را پذيرفته است، در صورت تصويب لايحه به شكل موجود با بسياري از آنها تعارض خواهد داشت كه از جمله آنها مي توان به مواد ۱۶و ۲و۱ اعلاميه جهاني حقوق بشر اشاره نمود كه در آنها بر منع تبعيض بر اساس جنسيت و اين كه در تمام دوران زناشويي و دوران انحلال آن، زن و شوهر داراي حقوق مساوي هستند.همچنين در بندهاي۴و۳ ماده ۲۳ ميثاق حقوق مدني و سياسي سخن از برابري زن ومرد در زمينه ازدواج، دوران ازدواج و انحلال آن به ميان آمده است. بنابراين به نظر مي رسد كه دولت در تنظيم لايحه نه تنها از حدود خود عدول كرده است بلكه از يك سو بسياري از تعهدات قانوني و بين المللي ايران را و از سويي ديگر نظرات بسياري از فقها و بزرگان ديني را ناديده گرفته است و به جرات مي توان گفت كه عمده ايرادات اين لايحه همان مواردي است كه دولت به لايحه افزوده است، لذا شايسته است كه مجلس شوراي اسلامي با در نظر گرفتن تفسير شوراي نگهبان از يك سو و تعهدات بين المللي ايران از سويي ديگر و با لحاظ نظرات كارشناسان و متخصصين امر و به ويژه فقها و حقوقدانان در اين خصوص، لايحه را به شكلي تصويب كند كه نهاد خانواده با بحران جديدي مواجه نگردد.


باز منتشر شده توسط hajsattar90 در وب سایت تبیان مرکز زنجان


نوشته شده توسط hajsattar90 با 29 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 34
     درج شده در 303 روز و 19 ساعت و 57 دقیقه قبل
    

بوسیدن ضریح معصومین چه حکمی دارد؟


انسان موحّد معتقد است کلیه‌ی امور تکوینی و تشریعی به عنایت خداوند انجام می‌گیرد و هیچ یک از این امور به مخلوقات او واگذار نشده است و به همین دلیل، خداوند را می‌پرستد. امّا انسان مشرک معتقد است گرچه الهه و رب‌ها مخلوق حق اند، امّا برخی یا تمام امور تکوینی و تشریعی، به آن‌ها واگذار شده است، و بر اساس همین اعتقاد از ستاره‌ها و بت‌ها طلب باران، شفاعت، یاری رساندن و پیروزی در جنگ می‌کند، چرا که این امور را تفویض شده به آن‌ها می‌پندارند. 


تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir
معیار و ملاک شرک در عبادت چیست؟

یکی از مراتب توحید، توحید در عبادت است یعنی عبادت و پرستش مخصوص خداست، و غیر او شایسته پرستش نیست; چنانکه در نمازهای یومیه همگی چنین می‌گوییم: «إیّاکَ نَعْبُدُ» تنها تو را می‌پرستیم.

عبادت را می‌توان به صورت‌های گوناگون تعریف کرد:

الف) عبادت، خضوع و کرنشی است که از اعتقاد به الوهیت معبود سرچشمه می‌گیرد; چنانچه اگر گفتار یا رفتاری ناشی از این اعتقاد نباشد، عبادت محسوب نمی‌شود.

مؤید این معنا آیاتی است که به عبادت خداوند امر کرده و از عبادت غیر خدا نهی می‌کند

( ...یقَوْمِ اعْبُدوُ اللّه مَالَکُمْ مِنْ إِله غَیْرُه... ).[1]

«ای قوم من، (تنها) خداوند یگانه را پرستش کنید، که معبودی جز او برای شما نیست».

ب) عبادت، خضوع و کرنش در مقابل موجودی است که او را «ربّ» و صاحب خود می‌دانیم، بسان صاحب هر باغی و مزرعه‌ای که آن را پرورش می‌دهد، یعنی عبادت معبود به دلیل ربوبیّت او است.

گواه این تعریف، آیاتی است که دلیل منحصر بودن عبادت به خداوند را، یگانه ربّ بودن او می‌داند مانند:

1. ( ...وَ قالَ الْمَسِیحُ یا بَنی إِسرائیل اعْبُدُوا اللّهَ رَبِّی وَ ربَّکُمْ... ).[2]

«مسیح گفت: ای بنی اسرائیل خداوند یگانه را که پروردگار من و شما است پرستش کنید».

2. ( إِنَّ هَذه أُمَّتُکُمْ أُمَّةً واحِدَةً وَأَنَا رَبُّکُمْ فَاعْبُدُونِ ) .[3]

«این (پیامبران بزرگ و پیروانشان) همه امت واحدی بودند و من پروردگار شما هستم، پس مرا پرستش کنید».

3. ( إِنَّ اللّهَ رَبِّی وَربُّکُمْ فَاعْبُدُوهُ هذَا صِراطٌ مُسْتَقِیمٌ ) .[4]

«خداوند پروردگار من و پروردگار شما است، او را بپرستید (نه من، و نه چیز دیگر) این است راه راست».

انسان موحّد معتقد است کلیه‌ی امور تکوینی و تشریعی به عنایت خداوند انجام می‌گیرد و هیچ یک از این امور به مخلوقات او واگذار نشده است و به همین دلیل، خداوند را می‌پرستد

ج) عبادت ، خضوع و خشوع در برابر کسی است که او را اله عالم، یا موجودی که امور هستی به او واگذار شده است می‌دانیم، حال چه امور تکوینی مانند خلق، رزق، زنده کردن و می راندن، و چه امور تشریعی مانند قانونگذاری، شفاعت و مغفرت.

انسان موحّد معتقد است کلیه‌ی امور تکوینی و تشریعی به عنایت خداوند انجام می‌گیرد و هیچ یک از این امور به مخلوقات او واگذار نشده است و به همین دلیل، خداوند را می‌پرستد. امّا انسان مشرک معتقد است گرچه الهه و رب‌ها مخلوق حق اند، امّا برخی یا تمام امور تکوینی و تشریعی، به آن‌ها واگذار شده است، و بر اساس همین اعتقاد از ستاره‌ها و بت‌ها طلب باران، شفاعت، یاری رساندن و پیروزی در جنگ می‌کند، چرا که این امور را تفویض شده به آن‌ها می‌پندارند.

معیار اساسی توحید و شرک در عبادت

تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir

با توجه به تعاریف سه‌گانه یاد شده ، معیار اساسی توحید و شرک در عبادت آشکار می‌شود. هر خضوعی که ناشی از اعتقاد به الوهیت یا ربوبیّت و یا تفویض کاری به موجود مورد خضوع باشد، عبادت شمرده می‌شود، حال چه این اعتقاد، بر حق و صحیح باشد ( اگر خداوند معبود باشد) و یا اعتقادی باطل و ناصواب باشد (اگر بت‌ها و غیر خداوند معبود باشند) در هر دو صورت، خضوع او برگرفته از اعتقاد به الوهیت یا ربوبیّت یا تفویض است و چنین خضوعی عبادت آن موجود محسوب می‌شود.

امّا اگر خضوع انسان، بدون این اندیشه و اعتقاد باشد، این خضوع عبادت نیست، بلکه تعظیم و بزرگداشت شمرده می‌شود، و نه انسان خاضع مشرک است و نه عمل او شرک آمیز. امّا این تعظیم و احترام غیر عبادی، گاهی جایز و حلال است مانند تعظیم انبیا و اولیای الهی و یا معلمان و مربیان، و گاهی حرام و غیر مجاز است، مانند سجده کردن در مقابل انبیا و اولیای الهی; امّا حرمت این کار ، به دلیل عبادت بودن آن نیست، بلکه به دلیل ممنوعیت سجده کردن در برابر غیر خداوند است و این که غیر او، سزاوار سجده نیست.

حال که تفاوت بین تعظیم و عبادت روشن شد، به این نتیجه می‌رسیم که اعمالی مانند بوسیدن قرآن مجید، یا ضریح انبیا و چیزهایی که به گونه‌ای به آن‌ها مربوط اند، در صورتی که همراه با اعتقاد به الوهیت و ربوبیّت یا تفویض نباشد، عبادت آن‌ها محسوب نمی‌شود.

پی نوشت ها :

[1] . اعراف/59.

[2] . مائده/72.

[3] . انبیاء/92.

[4] . آل عمران/51. و آیات دیگری نیز به همین مضمون وجود دارد مانند: آیات 3 یونس، 99 حجر، 65 و 36 مریم، 64 زخرف.


باز منتشر شده توسط hajsattar90 در وب سایت تبیان مرکز زنجان


نوشته شده توسط hajsattar90 با 29 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 93
     درج شده در 303 روز و 19 ساعت و 59 دقیقه قبل
    

استخاره، آری یا نه؟

 


«استخاره» از جمله مباحثی است که با همه روشنی آن بعضاً افراد در آن دچار اشتباه می شوند و راه و چاه را از هم تشخیص نمی دهند. در این نوشتار می کوشیم مقصود از این موضوع را در معارف اسلامی معین نماییم.

 


تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir

معنای استخاره

«استخاره» در لغت به معنای «طلب خیر» کردن از خداوند متعال است و این طلب خیر کردن با توجه به باورهای مقدماتی و بنیادین در مورد توحید، جایگاه حقیقی خود را پیدا می کند. یعنی طلب خیر کردن از کسی که تمام خیر به دست اوست و هیچ کس جز او مالک هیچ خیری نیست. همچنان که رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) می فرمایند: اللهم لایأتی بالحسنات إلا أنت و لایذهب بالسّیئات الا انت و لاحول و لاقوة الا بالله العلیّ العظیم؛ بار پروردگارا جز تو کسی نیکی ها را محقق نمی کند و گناهان را از بین نمی برد و هیچ تغییر و تبدیل و هیچ نیرو و توانی نیست جز بوسیله خداوند بلندمرتبه و بزرگ.

بر همین اساس استخاره در این معنا که معنای حقیقی آن است از مهمترین توصیه های دینی است که به میزان انجام آن بر توکل و ایمان آدمی افزوده می شود و توحید و اعتقاد به یگانگی و وحدانیت الهی در انسان رشد می نماید. چرا که طلب خیر از مبدأ خیر در هستی نشان از آن دارد که جز او نمی تواند خیر را برای آدمی رقم بزند و همه ابزارهای دیگر تنها وسایل تحقق اراده الهی اند.

تا می توانی استخاره کن!

در وصایای امیرالمومنین به امام حسن مجتبی (علیه السلام) آمده است: و اکثر الاستخاره؛ و تا می‌توانی از خداوند طلب خیر کن. در این توصیه الهی امیرالمومنین به فرزند بزرگوارشان امر شده است که تا انسان توان دارد استخاره کند. مشخص است که در اینجا مقصود از استخاره همان معنای حقیقی آن است که طلب خیر از مبدأ خیرات است که در نتیجه آن ایمان و توحید باوری در انسان تقویت می‌شود. اما استخاره در اصطلاح نیز معنایی دارد که لازم است درباره آن توضیح دهیم.

استخاره تنها در صورتی می تواند انجام شود که به هیچ وجه انسان نتواند در مورد انجام و یا ترک فعل مورد نظر تصمیم بگیرد و این پس از مشورت با اهلش و سنجش کلیه جوانب امر است. از این رو اقدام به استخاره بدون توجه به این موضوع، نادرست است

عمل استخاره

از جمله راهکارهایی که آموزه های دینی در برابر انسان قرار می دهد که در گرفتاری های شک و دودلی و تردید انسان را نجات دهد، 'استخاره' است. در این معنا استخاره عملی است که انسان در صورتی که در انجام و یا ترک امری دچار تردید شود و به هیچ وجهی نتواند انتخاب کند، بدان متمسّک می شود و در واقع معنای آن نیز همان طلب خیر از خداوند در آن امر مخصوص است.

شرایط استخاره

از جمله نکات مهم در انجام عمل استخاره آن است که انسان در هر شرایطی نمی تواند از آن بهره ببرد. بلکه استخاره تنها در صورتی می تواند انجام شود که به هیچ وجه انسان نتواند در مورد انجام و یا ترک فعل مورد نظر تصمیم بگیرد و این پس از مشورت با اهلش و سنجش کلیه جوانب امر است. از این رو اقدام به استخاره بدون توجه به این موضوع، نادرست است.

از سوی دیگر در اقدام به هر عملی نمی توان استخاره نمود. بلکه تنها در اموری باید اقدام به استخاره کرد که اولاً انجام و یا ترک آن حرام نباشد. مثلاً نمی توان استخاره کرد که آیا فلان شخص را بکشیم یا نه؟! ثانیاً نباید آن موضوع از واجبات دینی باشد چرا که انجام آن منوط به استخاره نیست مثلاً نمی توان برای آنکه نماز بخوانیم یا نه استخاره کنیم!

همچنین از دیگر شرایط استخاره آن است که نباید استخاره در امری انجام گیرد که مکروه یا متسحب است. زیرا حکم این گونه امور نیز توسط شارع معلوم شده است و کراهت و استحباب آنها توسط استخاره مرتفع و یا تثبیت نمی شود. از این رو در آن موارد نیز استخاره جایز نمی باشد. بنابراین تنها در امور مباحی که انسان پس از مشورت و سنجش جوانب امر نتوانست تصمیم قاطعی بگیرد می تواند اقدام به استخاره کند.

چه کسی استخاره بگیرد؟

تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir

بر اساس آنچه از سیدبن طاووس نقل شده است حدیث صریحی وجود ندارد که انسان بتواند برای غیر خود استخاره بگیرد. اما از آنجایی که قضاء حوائج مسلمانان مؤکّداً در احادیث توصیه شده است و طلب استخاره نیز یکی از این موارد به شمار می آید ممکن است بتوان گفت می شود انسان برای غیر خود هم استخاره بگیرد. البته علامه مجلسی(ره) جواز استخاره برای غیر را چندان صحیح نمی دانند و معتقدند صاحب حاجت خودش برای خود استخاره کند.

روش های استخاره

استخاره کردن به دو طریق و شیوه می تواند انجام گیرد: یکی استخاره به قرآن و دیگری استخاره با تسبیح که کیفیت هر دوی آنها را نیز در کتاب مفاتیح الجنان، توسط شیخ عباس قمی(ره) بیان شده است. استخاره به قرآن یا تفأل به قرآن به نقل از رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) ذکر شده است که حضرت فرمودند هرگاه خواستی تفأل به کتاب الله عز و جل بزنی 3 مرتبه سوره اخلاص را بخوان و پس از صلوات بر پیامبر و اهل بیتش 3 مرتبه دعای خاص استخاره را بخوان و سپس قرآن را باز کن و به کیفیتی خاص که در مفاتیح آمده است مطلب را می توانی از قرآن بدست آوری.

همچنین از طریق استخاره با تسبیح می توان این عمل را انجام داد که به نقل از امام زمان (عج) ذکر شده است که پس از تلاوت 10 مرتبه سوره حمد و سوره قدر و دعای مخصوص در این باره، به کیفیتی ویژه که در مفاتیح ذکر شده است می توانی مقصود خود را دریابی که اقدام به آن امر نمایی یا از آن منصرف گردی.

در اقدام به هر عملی نمی توان استخاره نمود. بلکه تنها در اموری باید اقدام به استخاره کرد که اولاً انجام و یا ترک آن حرام نباشد. مثلاً نمی توان استخاره کرد که آیا فلان شخص را بکشیم یا نه؟! ثانیاً نباید آن موضوع از واجبات دینی باشد چرا که انجام آن منوط به استخاره نیست مثلاً نمی توان برای آنکه نماز بخوانیم یا نه استخاره کنیم!

یک توصیه مهم

در مورد استخاره باید توجه نمود هر مقدار که توصیه شده است به معنای حقیقی استخاره که همان طلب خیر کردن از خداوند است، توجه شود و در امور از خداوند طلب خیر کرده شود، در مقابل انجام عمل استخاره به شیوه های مذکور را تنها در موارد اضطرار توصیه نموده اند و لذا اقدام بدان به صورت بسیار و زیاده از حد در همه امور قطعاً مورد توصیه اسلام نیست. در روایات اسلامی توصیه شده است قبل از اقدام به انجام هر امری استخاره به معنای طلب خیر از خداوند کنید و حتی ذکر «استخیرالله» را زیاد بگویید اما اقدام به استخاره کردن با قرآن و تسبیح تنها در مواردی توصیه شده است که از طریق مشورت و سایر امور نتوان راه صحیح را تشخیص داد. از این رو استخاره کردن برای ازدواج، مسافرت، خانه خریدن و غیره که متاسفانه در برخی موارد نیز بسیار شیوع پیدا می کند، بدون انجام مشورت های لازم و تحقیق های مناسب قبل از آن که امر را روشن می کند نمی تواند چندان اقدام صحیحی باشد. گرچه در موارد اضطرار که انسان به هیچ راهی نمی تواند برسد، استخاره بهترین عمل و راهکاری مناسب خواهد بود.


باز منتشر شده توسط hajsattar90 در وب سایت تبیان مرکز زنجان


      [ 1 ] 2 3                مشاهده صفحه بعدی  مشاهده صفحه آخر

توجه : مدیریت وب سایت در صورت دریافت مجوز قانونی از سوی مراجع ذیصلاح نسبت تغییر در محتوای  ارسالی کاربران و یا مراحل قانونی اعلام شده اقدام خواهد نمود.
تبیان زنجان با تایید نمایش مطالب ارسالی کاربران آنرا تایید محتوایی و قابل استناد نمی کند . مديران محتوا تنها حق اصلاح يا حذف مطالب نامربوط ( دارای مشکل فنی نمایش و ناقض قوانین ارسال مطلب هر بخش ) را دارند.
© 2004- Tebyan. The content is copyrighted to Tebyan Cultural and Information center and may not be reproduced on other websites.