مسابقه دین و اندیشه خانه قرآن باشگاه کاربران جامعه ورزشی خانواده خوشبخت دنیای کودکان آشپزی و تغذیه موبایل دانش و تکنولوژی مجله سلامت سیاست گردشگری
دنیای عکس و عکاسی اقتصاد زنان ادبیات هــنر سینما و تلویزیون بزرگان و مشاهیر مهدویت سرگرمی دانلود نرم افزار مرکز کتاب پایگاه ها جستجو روابط عمومی مقالات
     
صفحه اصلی وب سایت فید مطالب وب سایت عضویت رایگان در وب سایت جستجو در وب سایت سوالات رایج نقشه وب سایت درباره ما تماس با ما  

حتما ببینید
امر به معروف و نهی از منکر
آپدیت روزانه ESET NOD 32 username password
آشپزی به سبک تبیان
طرح ملی ملکوت
آموزش آشپزی
طبقه بندی موضوعی مطالب
فعال ترین اعضا این ماه
فعالان ثبت مطلب این ماه
فعالان ارسال دعوتنامه این ماه
ارسال دعوتنامه

آیا مایلید دوستان خود را نیز دعوت به مشاهده محتوای بروز این وب سایت کنید ؟
آیا میدانید با ارسال هر دعوت نامه 5 امتیاز( به همراه 15 امتیاز رزرو) به مجموع امتیازات شما افزوده میشود ؟

 
دریافت رایگان مطالب
آیا میدانید میتوانید مقالات وب سایت را با استفاده از قدرت گوگل و بصورت روزانه در ایمیل خود دریافت و مطالعه کنید ؟؟
بیش از صد ها عنوان مطلب خواندنی را روزانه به همین راحتی و هر زمان که مایلید مطالعه کنید !
عضویت رایگان دریافت مقالات در ایمیل

برای مشاهده توضیحات بیشتر اشاره گر ماوس خود را روی هر عنوان نگه دارید . بخش مطالب روزانه اعضاء سرویس دیگری از خدمات وب سایت به اعضا میباشد که شما را قادر می سازد  مطالب و علاقه مندی های خود را در وب سایت درج نمایید .

این امکان زمینه حضور جدی شما را در دنیای مجازی اینترنت فراهم آورده و ضمن انتشار محتوای شما بنام خودتان ,  با کمک سرویس معرفی به موتور های جستجو , آنرا در  صدر جستجو ها و معرض دید هزاران کاربر روزانه  اینترنت و وب سایت قرار  دهد و کمک می کند  براحتی در جمع کاربران فعال خانواده ما قرار بگیرید .

توجه : نوشته  و مطالب این بخش دارای هویت شخصی از سوی کاربران ( ساختار وب لاگ) بوده و مسئولیت آن به عهده کاربر می باشد .
قوانین ارسال مطلب را ببینید تبیان زنجان با تایید نمایش مطالب ارسالی کاربران آنرا تایید محتوایی و قابل استناد نمی کند . مديران محتوا تنها حق اصلاح يا حذف مطالب نامربوط ( دارای مشکل فنی نمایش و ناقض قوانین ارسال مطلب هر بخش ) را دارند.

 
نوشته شده توسط hasantaleb با 99950 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 35
     درج شده در 374 روز و 18 ساعت و 40 دقیقه قبل
    

حضور شورآفرین زنان در 8 سال دفاع مقدس از چند منظر و چشم انداز قابل بررسی است.
حضور زنان در صحنه رزم، امدادرسانی و مداوای مجروحان
با شروع جنگ، زنان در همان ماه های آغازین دفاع مقدس درخطوط مقدم جنگ در چند قدمی دشمن، در شلمچه، خرمشهر و آبادان دوشادوش مردان بی پروا مبارزه می کردند که گواه این موضوع خاطرات رزمندگانی است که در مورد زنانی گفته اند آن هاعلاوه بر کار امدادی و تشویق رزمندگان، گاه سلاح بر کف با دشمن می جنگیدند.
برخی فعالیت های این دختران و زنان علاوه بر دفاع مسلحانه به صورت های مختلف کمک پزشکی، پرستاری و امداد در جبهه های نبرد بود. بسیاری از این زنان که برای امداد یا پرستاری و مداوا به جبهه می آمدند ، در همان جا نیز به شهادت می رسیدند یا در تنگنای جبهه،سلاح به دست می گرفتند و می جنگیدند و به شهادت می رسیدند.
شهید پروین حاجی شاه که بعد در رمان «نخل های بی سر» اثر قاسمعلی فراست، به شهادت او پرداخته شد، از آن جمله است.اسارت برخی خواهران در آغاز جنگ، گواه روشن دیگر بر این ادعاست. در خاطرات دکتر محمدرضا سنگری در مورد آخرین ساعات سقوط خرمشهر چنین آمده : آخرین نیروها، با آخرین گلوله ها می جنگیدند. امکان تامین نیروها نبود. پل خرمشهر در تیررس گلوله های مستقیم بود. رزمندگان که تعداد آنان در آخرین روز شاید به 40 نفر نمی رسید، سرسختانه مقاومت می کردند. کم کم کوچه ها از خون آخرین یاران ارغوانی می شد. من جزو آخرین نفراتی بودم که به ساحل رودخانه رسید. به خاطر انفجار در پی انفجار و شهید در پی شهید. امکان گذشتن از پل نبود. آخرین ماشینی که تعدادی زخمی از پل می گذراند هدف گلوله آرپی جی قرار گرفت و روی پل ماند مجبور شدیم از سقف پل حرکت کنیم.آویزان به میله های سقف پل، همراه با تجهیزات سنگین، با اندک رمقی که مانده بود. گلوله ها به اطراف می خورد. ترکش ها صفیر زنان از کنارمان می گذشتند. بیش از 40 دقیقه آویزان به سقف پل، خود را به سوی خرمشهر یعنی آبادان رساندیم.آن طرف رودخانه زخمی های دیگری که خود را به سمت دیگر پل رسانده بودند افتاده بودند. چند دختر جوان مشغول پانسمان و مداوای زخم ها بودند.
دختری جوان سر یکی از رزمندگان را بر زانو گرفته بود. رزمنده جوان تمام سطح لباسش خون آلود بود: «به بچه ها برس»، معلوم شد خواهر و برادرند. دختر جوان، دکمه لباس جوان را که خون از آن می جوشید گشود گویی تاب دیدن نداشت. جوان آرام زمزمه کرد:
مو از قالوا بلی تشویش دیرم
گنه از برگ و بارون بیش دیرم
اگر لا تنقطوا دستم نگیره
مو از یا ویلنا اندیش دیرم
صدای رزمنده ای زخمی، دختر جوان را از جا کند.سر برادر را به نرمی بر زمین گذاشت و به سراغ زخمی رفت. خون از سینه برادر می جوشید و دختر جوان تنها با نگاهی خون را بدرقه کرد و به سمتی دیگر شتافت و....
این نمونه ای از هزاران نمونه ایثار، فداکاری و خدمات درخشان زنان در سال های زخم و شهادت و ایثار است و بی تردید در حافظه خاطره رزمندگان از این دست نمونه های فراوان می توان یافت.
حضور در جبهه ها و تشویق رزمندگان
در آغاز جنگ، در جبهه های جنوب مادرانی در خط مقدم حضور داشتند و مشوق رزمندگان بودند. در جبهه فیاضیه آبادان، پیرزنی با نشاط حتی در سنگر ها حضور می یافت و همه او را «ننه» صدا می زدند. وقتی گلوله های خمپاره و توپ به اطراف می خورد با لحنی آرام و مهربان می گفت: ننه نترسید، ننه چیزی نیست، خدا پشت و پناهتان. در آن لحظه ها و صحنه ها کمتر رزمنده ای بود که «حلوای ننه» کام او را شیرین نساخته باشد.
حضور زنان در پشت جبهه
ارسال بسته های آجیل و شیرینی همراه با نوشته ها و نامه های دلگرم کننده در طول سال های دفاع مقدس روحیه بخش بود، به ویژه هنگام عملیات ها، فرا رسیدن نوروز و مناسبت های خاص، بسته های شیرینی و آجیل که توسط خواهران تهیه شده بود به جبهه ها گرمی و نشاط می بخشید. این زنان لباس و پوشاک و وسایل مورد نیاز جبهه ها و رزمندگان را در پشت جبهه ها تهیه و برای آن ها ارسال می کردند. ارسال پیام ها چه به وسیله رادیو و چه به شیوه نامه ها و نوشته ها و طومارها از دیگر کارهای روحیه بخش و پشتوانه روانی جبهه ها در پشت جبهه بود.
فرستادن همسران، برادران، فرزندان و عزیزان خویش به جبهه ها
بدرقه رزمندگان در اشک و لبخند و ازدحام دود و هلهله و ترنم ذکر صلوات از خاطرات فراموش ناشدنی، سال های دفاع مقدس است. مادری که پس از شهادت همسر، فرزندش را روانه می کرد و پس از شهادت فرزند، فرزند دیگر را.
صبر و شکیبایی مادران که آرامش بخش دیگر خانواده ها بود. خانواده هایی که چند فرزند شهید یا چند شهید به انقلاب و اسلام هدیه داده اند فراوانند.یکی از رزمندگان دفاع مقدس در خاطره خود در این باره چنین می گوید: یک بار چند شهید را با هم برای تدفین آورده بودند.عجیب غوغایی بود. یکی از مادران بیش از همه بی تابی می کرد. تلاش برای آرام کردن او چندان نتیجه بخش نبود. ناگهان زنی که چادر دور کمر گره زده بود پیش آمد و در گوش او چیزی گفت که آرام شد و او را با خود همراه کرد.
بعد معلوم شد که او مادر شهید است و اکنون پنجمین شهید او را آورده بودند تا به خاک بسپارند؛ مادر پنجمین شهیدش را با دست های خود در مزار نهاد و صبور و آرام بالا آمد و گفت: «پسر من نرفته است. این جوانان( اشاره به جوانان و هم رزمان شهید ) پسران من هستند آن ها عزیزتر از علی اکبر امام حسین(ع) که نیستند.» آن گاه سمت سخن را عوض کرد و گفت: «عزیزان من، جبهه کربلاست امام حسین(ع) را تنها نگذارید.»
حماسه حضور زنان ابعادی وسیع تر و ژرف تر از آن چه گفته شد دارد؛ و در این مجال تنها اندکی از ناگفته های ایثار و مجاهدت زنان غیور ایران است که در تاریخ 8 سال دفاع مقدس رقم زده شد.
منبع:تبیان و روزنامه خراسان


باز منتشر شده توسط hasantaleb در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط hasantaleb با 99950 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 42
     درج شده در 374 روز و 18 ساعت و 41 دقیقه قبل
    
عراق از همان ابتداي پيروزي انقلاب،‌ سازماندهي و آموزش كليه اقدامهاي مقدماتي را براي شروع يك تهاجم، آغاز و تمهيدات لازم براي ورود به خاك ايران و اشغال قسمتهايي از آن را مهيا كرده بود. عراق نزديك به دوسال، مشغول كار روي عشاير عرب خوزستان بود كه با ورودش به خاك كشورمان، بتواند به نفع خود و عليه ما آنان را وارد صحنه كرده و امتياز سياسي كسب كند. همزمان با انفجار لوله‌هاي نفت، قطارها و اماكن عمومي، ارتش عراق مشغول جاده‌سازي در مرزها، ساختن پاسگاهها و پايگاههاي مورد لزوم و برپا كردن استحكامات و كار روي نيروهاي مسلح براي آماده و تكميل نجهيزات جنگي خود بود و در طرف مقابل،‌ وضعيت نيروهاي خودي نيز قابل توضيح است.
درباره سازمان و توان رزمي ارتش جمهوري اسلامي ايران، مي‌توان گفت كه پس از قطع وابستگيهايي كه تا عمق استخوان ارتش طاغوت نفوذ كرده بود و نيز تصفيه امراي خائن و سرسپرده آن، نوعي از هم گسيختگي در مجموعه اين تشكيلات به وجود آمد. و از طرفي شرايط خاص ابتداي انقلاب سبب شده كه مرحله دگرگوني و عبور ارتش از دوران انتقال، از ارتش شاه به ارتش اسلام آن‌چنان كه بايد،‌ نگرفته و كار بكندي پيش رود. بعدها با حذف بي‌صدر،‌ زماني كه حاكميت خط امام بر ارتش امكان‌پذير شد،‌ ديديم كه به چند نحو تحولات در ارتش آغاز گشت.
از طرفي ديگر، سپاه نيز به طور دائم درگير با ضدانقلاب بود و فرصت نفس كشيدن براي برپايي يك تشكيلات سازماني كه بتواند جلو تهاجمي نظير حمله عراق را بگيرد، پيدا نكرده بود و همچنين برخي خطوط حاكم بر كشور (گروههاي ليبرال) برخوردشان با سپاه طوري بود كه بيشتر به فكر تضعيف و مسخ هويت آن بودند.
وضع بسيج مبهم بود و با وجودي كه خود سپاه، تشكيلات اوليه بسيج را سازماندهي كرده بود، تا مدتها اين كشمكش وجود داشت كه بسيج به سپاه وابسته باشد يا نه؟ در هر گوشه‌اي، نيرويي آموزش بسيج را بدون سازمان و تشكيلات مناسبي به عهده داشت. اما بعدها با تلاش فراوان سپاه و همت بعضي عناصر خط امام، بسيج زير نظر سپاه قرار گرفت.
با اين مقدمات، ارتش آماده و مجهز عراق، تهاجم خودش را به سراسر مرز ايران آغاز كرد و طبيعي بود كه در مراحل ابتدايي، موفق شود پيروزيهايي را كسب و مناطق وسيعي از خاك جمهوري اسلامي را به اشغال خود درآورد.
درگيريهايي عراق در تاريخ 14/6/1359 در غرب شروع شد،‌اما در 31 شهريورماه سال 1359 جنگ از سوي عراق رسماَ آغاز گرديد.
عل‌رغم ضعف بسيار در تشكيلات نظامي كشور، مردم، با حضور گسترده و روحيه‌اي قوي و انقلابي خود، ماشين جنگي عراق را مجبور كرد تا پيشروي خود را متوقف كند و در همان اوايل جنگ، زمينگير شود و حتي از بعضي مناطق هم عقب‌نشيني نمايد. جنگ نيروي ايمان با تانك و زره‌پوش بود كه در واقع همچنين، عامل اصلي توقف عراق محسوب مي‌شد. در اين رابطه، حماسه مقاومت در خرمشهر كه حدود يك ماه به طول انجاميد، قابل ذكر است. در ادامه جنگ شيوه برخورد با دشمن متجاوز متفاوت بود و در صحنه رزم، اشكال مختلفي آزمايش شد و سرانجام موقعيت جنگ چريكي و نامنظم كه متكي به نيروي مردمي و افراد مومن بود، نشان داد كه جنگ كلاسيك در برابر ارتش قوي و كلاسيك، كارايي ندارد. در نتيجه، مقطع اول، به اين صورت و با انجام عملياتهاي محدود موفقيت‌آميز كه ضمن كسب تجربه، زمينه پيشرفتهاي بعدي را فراهم كرده بود، گذشت.

آزادسازي مناطق اشغالي

همان‌طور كه گفته شد، نيروي تعيين كننده در مقطع اول جنگ، نيروهاي مردمي بسيج و سپاه بودند، مقابله نيروهاي مردمي با تهاجم عراق و كسب تجربه از يك طرف و از طرف ديگر، به وجود آمدن تغييراتي اساسي در ارتش جمهوري اسلامي و محدود شدن دست عناصري چون «مدني‌»ها و «بني‌صدر»ها از جنگ، جبهه‌هاي جنگ را دستخوش تغييراتي اساسي نمود.
نزديكي ارتش و سپاه و توجه بيشتر مسؤولان نظام، جنگ ابعاد وسيعتري يافت كه آغاز در لبيك به پيام رهبر كبير انقلاب، در عمليات «ثامن‌الائمه» متجلي‌ گشت.
عمليات ثامن‌الائمه (در تاريخ 5/7/60) كه با هدف شكستن حصر آبادان همراه بود، آغازي بود براي وسعت بخشيدن به جنگ، در راستاي بيرون راندن متجاوزين از خاك جمهوري اسلامي، پيروزي رزمندگان در عمليات ثامن‌الائمه، از يك طرف موجب تقويت روحيه نيروهاي خودي بود و از طرفي براي ارتش، مانند شوكي بود كه تا آن زمان، انتظار چنين برخوردهايي را از مردم تازه انقلاب كرده نداشت. تا جايي كه ابهام پيرامون آينده جنگ، آنان را به تقاضاي صلح و پايان جنگ ترغيب كرد. اما مسؤولان نظام جمهوري اسلامي، با موضعي قاطع در برابر هياتهاي صلح، اعلام كردند كه ما سرنوشت جنگ را در ميدان جنگ تعيين مي‌كنيم. عمليات ثامن‌الائمه نشان داد كه ما مي‌توانيم عمليات گسترده و موفق انجام دهيم. بنابراين استراتژي مشخصي براي جنگ تعيين شد كه هدف آن، سقوط صدام يا پذيرش شرايط عادلانه، انساني و اسلامي ما از طرف عراق و حاميانش بود.
بر اين اساس، طراحيهاي انجام شد و بر مبناي آنها عملياتهاي وسيع و موفقي چون «طريق‌القدس» (در تاريخ 10/2/61) انجام شد و در چندماه، علي‌رغم وسعت عملياتها، رزمندگان اسلام موفق شدند مناطق وسيعي از سرزمينهاي اشغالي، از جمله «بستان» و «خرمشهر» را باز پس گرفته و تلفات زيادي را بر ارتش عراق وارد سازند.

ورود به خاك عراق

پس از پايان عمليات بيت‌المقدس و انهدام وسيع نيروهاي عراق، رژيم صدام در يك هماهنگي و همفكري نزديك با امريكا، طرح جديدي را در دستور كار قرار داد و آن، مظلوم‌نمايي به جاي رجزخواني در تبليغات بود. عقب‌نشيني از برخي مناطق غرب و استقرار در خطوط پدافندي نزديك مرز خويش، از جمله اقدامهاي صدام براي جلوگيري از تلفات بيشتر بود. همزمان با اين اقدامها و در تكميل آن، امريكا توسط اسرائيل، درصدد سركوب مسلمانان جنوب لبنان و فلسطينان برآمد. البته ما هم تا مدتي در دام طرح هماهنگي امريكا به اسرائيل و رژيم بعثي عراق افتاديم. و از دامه جنگ غلفت ورزيديم و به وقايع لبنان مشغول شديم، ولي هشدار حضرت امام (ره)، جو كاذبي را كه باري خود ساخته بوديم، شكست.
ادامه جنگ،‌ مستلزم ورود خاك دشمن بود. گذشته از مرزهاي بين‌المللي و ورود به خاك دشمن، پس از دفع تجاوز، امري بود كه از نظر اعتقادي براي رزمندگان اسلام، ابهامي در بر نداشت؛ زيرا كه عقب‌نشيني سراسري دشمن، در پي شكستهاي سنگيني كه متحمل شده بودند به منظور معطل كردن ايران، ايجاد شرايط نه صلح و نه جنگ و حاكم ساختن وضعيت فرسايشي در جنگ صورت گرفت.
لازمه حفظ و گسترش ابتكار عمل و برخورداري از روحيه تهاجمي براي اعاده حقوق جمهوري اسلام، شرايطي بود كه اواسط جنگ و ورود به خاك عراق را امكانپذير مي‌كرد، لذا دلايل زير براي ورود به خاك عراق مطرح بود:
1- كشورهاي مرتجع منطقه، موقعيت را مغتنم شمرده، طي نامه‌هايي كه با مسؤولان جمهوري اسلامي رد و بدل كردند، در عمل حقه جمهوري اسلامي را ناديده گرفته، نسبت به موقعيت مرز ايران، از خود بي‌اعتنايي نشان مي‌دادند. ورود به خاك عراق، كه در حقيقت با هدف پايان دادن به اين گونه برخوردها بود.
2- تنبيه صدام به عنوان متجاوز
3- تبيين استراتژي «راه قدس از كربلا مي‌گذرد» توسط حضرت امام خميني (ره)، با اينكه سير ادامه جنگ از طرف جمهوري اسلامي، با قدرت پيگيري و عمليات رمضان در شرق بصره آغازگر آن بود. در اين فاصله، عراق كه پس از شكست خرمشهر، اقدام به عقب‌نشيني كرده بود، موفق شد با استقرار در مواضع مستحكم، موانع و استحكامات شديدي را ايجاد و خود را براي دفاع در برابر حمله‌هاي رزمندگان اسلام آماده كند و در اين راستا، وجود كارشناسان خارجي و امكانات ناشي از كمكهاي كشورهاي منطقه، و ...، تاثير فراواني در تقويت ارتش عراق داشت. نيروهاي خودي در عمليات رمضان، علي‌رغم وارد ساختن تلفات سنگين به ارتش دشمن موفق نشدند كه زمين قابل توجهي را تصرف نمايند، چرا كه ارتش عراق با كاربرد شيوه‌هاي جديد، وضعيت متفاوتي را نسبت به قبل ايجاد كرده بود.
عمليات رمضان تجارب جديدي را براي رزمندگان اسلام در پي داشت. از اين پس به دليل لزوم گسترش توان رزمي و كسب آمادگي‌هاي لازم به منظور ادامه جنگ تا كسب نتايج قطعي از سوي جمهوري اسلامي، زمان مناسب و فرصت كافي مورد نياز بود. در عين حال، براي جلوگيري از ركود عملياتهاي محدودي پيش‌بيني شد؛ كه عبارت بودند از:
مسلم بن عقيل (9/8/61) در محور سومار،
محرم (10/11/61) در غرب عين خوش،
والفجر مقدماتي و 1 (11/11/61 و 22/1/62) در محور چزابه و فكه،
والفجر 2 ( 29/4/62) در محور حاج عمران
والفجر 3 (14/5/62) در محور مهران
والفجر 4 (28/7/62) در محور پنجوين،
والفجر 5 (27/11/62) در محور پنجوين،‌
والفجر 6 (2/12/62) در محور دهلران و مهران.
در پي اين عمليات ها پيروزي هاي ارزشمندي، چه در تصرف مناطقي از خاك دشمن (والفجر 2و4)، چه در آزادسازي مناطقي از خاك جمهوري اسلامي (از جمله والفجر 3 كه منجر به آزادسازي مهران شد) و چه در وارد ساختن تلفات بر پيكر ارتش عراق، به دست آمد. پس از آن از سوي سپاه طرح انجام عمليات در هورالهويزه آماده شد و تحت عنوان عمليات «خيبر» انجام گرديد. در نتيجه اين عمليات، علاوه بر وارد آوردن تلفات زياد بر عراق، جزاير «مجنون» كه از اهميت سياسي، نظامي، اقتصادي برخوردار بود، به تصرف رزمندگان اسلامي درآمد. اهميت عمليات «خيبر»، با توجه به تاثيري كه در ابعاد خارجي داشت، بيش از پيش جلوه كرد.
پس از اين عمليات، فشار اقتصادي و تحريم فروش سلاح به ايران آغاز شد. در مقطع ياد شده، تلاش جديد غرب، بعدي تازه به جنگ بخشيد. بدين معنا كه پس از عيان شدن ناتواني نظامي عراق در مقابل حركتهاي غيرقابل پيش‌بيني و عمده تاكتيهاي ويژه رزمندگان، استكبار جهاني به منظور ممانعت از به هم خوردن معامله نظامي حاكم بر جنگ، اقدام به تقويت عراق، با تكنولوژي پيشرفته، بويژه نيروي هوايي، نمود. در پي آن، عراق تلاش فزاينده‌اي را به منظور تحت‌الشعاع قرار دادن پيروزيهاي نظامي ايران، با دست يازيدن به جنگ نفتكشها در خليج‌فارس آغاز كرد. سال بعد، رزمندگان اسلام جنگ در هور را دوباره آزمايش و عمليات گسترده بدر را در تاريخ 20/12/63 آغاز كردند. در اين عمليات، علي‌رغم ناكامي در به دست آوردن اهداف، به انهدام نيروي دشمن قناعت شد و در بعد خارجي، بازتاب فراواني بر جاي گذاشت.
ابعاد و ويژگيهاي عمليات بدر، عراق را به عكس‌العملي غير از آنچه تا آن زمان در جنگ مرسوم بود، واداشت. بدين‌معنا كه همزمان با عمليات، حمله‌هاي هوايي خود به تهران آغاز كرد. دشمن در واقع هدفي را كه از به راه‌اندازي جنگ نفتكشها در خليج‌فارس (از نظر اقتصادي) داشت، با تهاجم به شهرهاي غيرنظامي، دنبال كرد. در مقطع ياد شده، ضمن اينكه در جهه نيز بمبارانهاي وسيع شيميايي به را انداخت، انتقال جنگ را رزم زميني به هوا و مناطق مسكوني، نمايانگر شكل جديد در جنگ بود كه طبعاً در رويارويي با دشمن در ابعاد جديد تدبير مقابله به مثل پرتاب موشك به شهرهاي عراق، انتخاب و انجام شد.
ترسيم دورنماي جنگ شهرها و ساير فشارهاي وارده به جمهوري‌اسلامي، سبب شد حضرت امام (ره) موضعگيري «جنگ جنگ تا رفع فتنه» را اتخاذ نمايند و با بيان جنگ تا آخرين خانه و آخرين نفر، استراتژي ادامه نبرد را تبيين كردند.
نيروهاي نظامي بر تدابير جديد، مستلزم به طراحي و اجراي عملياتهاي نظامي شدند. در اين رابطه، به دليل شرايط و ويژگيهاي خاص جنگ، لازم بود تغييراتي در روند جنگ، در بعد پشتيباني سازمان رزم، ايجاد شود، تا به دست آمدن شرايط لازم امكان غلبه بر دشمن فراهم آيد. به دست آوردن اين شرايط، مستلزم زمان بود، لذا بار ديگر انجام عمليات محدود در دستور قرار گرفت. و ظرف چندماه از سال 1364 (پس از عمليات بدر) عملياتهاي متعددي انجام شد.
انجام عمليات محدود كه از يك طرف جذب نيروهاي مردمي و افزايش تجارب يگانهاي عمل كننده را در برداشت، اين فرصت را به فرماندهان داد تا مقدمات عمليات مهم و اساسي خود را با اين پوشش انجام و براي تصرف «فاو» آماده شوند. منطقه عملياتي فاو، به دليل موقعيت جغرافيايي آن، اهميت ويژه‌اي‌ داشت. تسلط بر شمال خليج‌فارس، هم مرزي با كشور كويت و وجود منابع و تاسيسات نفتي مهم، از جمله اين موارد است.
انجام عمليات والفجر 8 (20/11/64) و پيروزي در تصرف فاو، در واقع نتيجه يك سري ابتكارها و تدابيري بود كه همواره با جايگزين كردن پارامترهايي چون انتخاب نوع زمين، استفاده از اصل غافلگيري و ... به مشكلات و كمبودها فايق آمده و سرانجام پيروزي عظيمي را با حداقل امكانات و در برابر ارتش بمراتب قويتر و مجهزتر به دست آورد و علي‌رغم تلاش ديوانه‌وار دشمن در بازپس‌گيري آن،‌ رزمندگان آن را حفظ نموده شديدترين ضربات را به پيكر دشمن وارد ساختند، تا جايي كه در اين زمينه تعبيري چون شكسته‌شدن كمر ارتش عراق شنيده مي‌شد. اعتراف بعدي دشمن به بيش از 52 هزار كشته عراقي در اين عمليات، مبين اهميت اين پيروزي است. عمليات والفجر 8 بار ديگر صحنه نبرد را به نفع جمهوري اسلامي تغيير داد و در واقع آغازي شد براي دور جديد برتري نسبي خودي در جنگ، كه طبعاً دشمنان دچار هراس شده، جمهوري اسلامي ايران را افزايش حمله‌ها به مراكز اقتصادي، بخصوص جزاير نفتي از جمله خارك، و توطئه‌هاي كاهش قيمت نفت، بيشتر در فشار قرار دارند. ارتش عراق كه قادر نبود فاو را باز پس گيرد، با اتخاذ استراتژيهاي دفاع متحرك، دست به تعرضاتي هر چند ضعيف زد كه نقطه اوج اين تحركات، تصرف شهر مهران بود.
رزمندگان اسلام با جدي گرفتن تحركات دشمن، به مقابله برخاستند. در اين ميان، عمق جلوگيري از اين پيشروي، مناطق مذكور دوباره بازپس گرفته شد و عملياتهايي چون كربلاي 1 (9/4/65) – كه منجر به آزادسازي شهر مهران شد- و كربلاي 2 (9/6/65)- در منطقه حاج‌‌ عمران- انجام گرفت بار ديگر امكان تركتازي از دشمن سلب شد و رزمندگان دوباره ابتكار عمل را در دست گرفتند.
در ادامه كاربرد ابتكارها و نوآوريها در جنگ، از جمله انهدام تاسيسات نفتي «الاميه» در مركز خليج‌فارس طي عمليات كربلاي 3، بار ديگر در سال 1365 جمهوري اسلامي عامل جديدي را وارد صحنه نبرد كرد كه رژيم عراق را درگير معضل تازه‌اي ساخت. جنگ نامنظم در عمق خاج عراق- در جبهه‌هاي غرب و شمال غرب- به عنوان يك حركت جديد، جنگ را وارد ابعادي فراتر از گذشته كرد و جمهوري اسلامي را به طور مستقيم در معادلات داخلي عراق دخيل كرد. اتحاديه ميهني كردستان عراق كه بخش وسيعي از منطقه كردنشين شمال عراق را تحت نفوذ و تسلط دارد، پس از نااميد شدن از مذاكره با صدام، دوباره سياستي قهرآميز عليه رژيم عراق اتخاذ كرد و تمايل زيادي براي نزديكي بيشتر با جمهوري اسلامي ايران نشان داد. از طرفي، سپاه پاسداران، با تشكيل قرارگاه «رمضان» به برنامه‌ريزي حركت نامنظم در داخل عراق پرداخته بودند و همكاري اين اتحاديه، مي‌توانست در راستاي حركت قرارگاه رمضان مفيد و موثر باشد. كوهستانها و تاسيسات نفتي كركوك، ميدان اين آزمايش و آغاز اين حركت بود كه در قالب عمليات فتح 1 شكل گرفت و نتيجه‌اي بسيار مثبت داشت. از يك سو، قابليت، كارآيي و شجاعت نيروهاي نامنظم سپاه از سوي ديگر، توانايي و ميزان كارآيي اتحاديه، در اين همكاري مشخص شد.
در عمليات فتح 1 كه با مقدماتي بس دشوار توام بود، رزمندگان موفق شدند ضمن انتقال سلاحهايي چون خمپاره و ميني كاتيوشا به عمق مواضع دشمن، تاسيسات و مراكز مهم كركوك را از نزديك زير گلوله گرفته و خسارتهاي قابل توجهي به رژيم بعثي وارد كردند. دشمن تصور مي‌كرد اين حركت از سوي هواپيماهاي جمهوري اسلامي انجام گرفته و حضور چنين نيرويي در عميق خاك خود را تصور نمي‌كرد.
به هر حال عمليات فتح 1 و پيروزي آن، مقدمه‌اي بر عمليات ديگر والفجر در عمق خاك دشمن شد و سرانجام تهديد جدي دشمن از اين ناحيه. در خلال حركتهاي محدود، طراحي عمليات اصلي، بعد از والفجر 8 آغاز شده بود و اين بار حركتي گسترده در منطقه «ابوالخصيب» و «شلمچه» در دستور كار قرار گرفت. پس از نزديك به هشت‌ماه تلاش بي‌وقفه در كسب شرايط و آمادگي لازم، عمليات كربلاي 4 (3/10/65) با عبور از اروندرود به اجرا درآمد. اين عمليات در جنوب خرمشهر و با اهدافي چون ابوالخصيب انجام گرفت؛ اما به دليل وجود مشكلات عديده و همچنين هوشياري دشمن، نيروهاي اسلام موفق به حفظ مناطق متفرقه نشده، بناچار پس از انهدام دشمن، به مواضع اوليه بازگشتند.
انجام عمليات كربلاي 5 در محور شلمچه كه در تاريخ (19/10/65) پانزده روز پس از عمليات كربلاي 4، آغاز شد، تا اندازه‌اي زيادي انتظارات مردم را برآورده كرد؛ زيرا اين عمليات با بيش از پانزده شبانه‌روز درگيري مداوم، مقاومت و جنگندگي نيروهاي اسلام در شرايط بسيار مشكل منطقه و در هم پيچيده شدن دژهاي مستحكم- و به رغم خودآنان غير قابل نفوذ- دشمن، يكي از بزرگترين نبردهاي تمام دوران جنگ تحميلي محسوب مي‌شود. اما بيشتر از انعكاس داخلي، اهميت مطلب در نزد كارشناسان و تحليلگران نظامي، بازگو كننده عظمت كاري است كه در كربلاي 5 و منطقه شلمچه انجام گرفت. گذشته از نقش اساسي عمليات كربلاي 5 در پيدايش يك امكان جديد، براي اجراي آتش حجيم و در پي‌درپي روي شهر بصره- همزمان با جنگ شهرها- تلاش و انهدام قسمت ديگري از ارتش عراق، حتي وسيعتر از عمليات فاو، از جمله دستاوردهاي مهم نظامي كربلاي 5 است. بازتاب عمليات كربلاي 5 در ابعاد خارجي، بسيار گسترده بود.
عراق مي‌ديد كه در مهمترين جبهه، شكستهايي را متحمل شده و رزمندگان اسلام به بصره نزديكتر مي‌شوند، به جنگ شهرها و حمله‌هاي هوايي خود به مراكز اقتصادي در دريا شدت بخشيد و از ي كطرف كشورهاي منطقه و همين‌طور ابرقدرتهاي شرق و غرب، در صدد برآمدند مقدمات آتش‌بس را به منظور جلوگيري از ادامه پيشروي نيروهاي جمهوري اسلامي آماده كنند و از طرف ديگر، اقدام به حضور گسترده‌تر از پيش در خليج‌فارس و درگيريهايي به بهانه حمايت از نفتكشها نمودند.
پس از عمليات والفجر 8، بخصوص عمليات اخير در شلمچه (كربلاي 5)، مساله جنگ در دريا، اهميت خاصي پيدا كرد و به دليل آنكه حمله‌ةاي عراق افزايش چشمگيري پيدا كرد، به گونه‌اي كه سياستمداران نظام را دچار اختلال مي‌كرد، از اين رو جمهوري اسلامي تصميم گرفت كه با مساله دريا، فعالتر برخورد نمايد، كه به دنبال آن ماموريت مقابله به مثل، به طور جديتر، به نيروي درياي سپاه و ارتش واگذار شد. در اين بين، نيروي درياي نوپاي سپاه، نقش فعالتري را- به دليل دارا بودن ويژگيهاي خاص- برخوردار بود.
پس از اين مقطع كوتاه، به دنبال تصميم امريكا مبني بر اسكورت نفتكشهاي كويتي و اعلام حضور در خليج‌فارس و نيز نصب پرچم شوروي سابق روي نفتكش كويتي، جنگ خليج‌فارس شكل حادتري به خود گرفت و عملاً عملياتهاي زميني تحت‌الشعاع درگيري هاي دريايي قرار گرفت.
مرحله دوم اين مقطع، درگيري تا و تمام نظام با امريكا بود. تا اينكه در تاريخ 2/5/66 پس از ورود امريكا به خليج‌فارس، كشتي‌ امريكايي «بريجتون» آسيب ديد. پس از حادثه بريجتون، امريكا در صدد تلافي برآمد و نيروهاي ايران درگير شد. اما در ادامه عمليات زميني، بايد گفت كه پس از عمليات كربلاي 5 و انجام حركتهايي در ادامه و تثبيت آن، فرماندهان نظامي دريافتند كه به طور موقت ادامه جنگ به جبهه‌هاي جنوب، نتيجه‌اي نخواهد داشت، لذا متوجه جبهه‌هاي غرب شدند و البته زمينه‌ةاي آن با انجام عملياتهايي چون فتح و همكاري با گروههاي معارض عراقي، تا حدودي ايجاد شده بود. در نتيجه، يگانهاي سپاه، به غرب منتقل و عمليات كربلاي 10/ (4/2/66) به عنوان اولين حركت، با اهدافي مشخص در محور «مامووت» انجام گرفت.
در همين سال، نيروي بعثي با بهره‌گيري از عوامل مزدور مناطق، جبهه‌هاي جديدي را در برابر سپاه اسلام، در نقاط مختلف مرزي گشودند. انجام چند حركت نظامي مشترك توسط عراق و منافقان در جنوب و مهران، همراه با جاسوسي گسترده منافقان و اقدامهاي اين گروهك خبيث به عنوان ستون پنجم دشمن، از ويژگيهاي طرحهاي استكبار در اين دوره است.
عملياتهاي نصر 4 (2/4/66) نصر 8 (24/7/66) و بيت‌المدقس 2 (24/10/66) كه بعضاً در اوج سرما و يخبندان انجام مي‌گرفت، منجر به تصرف شهر مامووت و تسلط بر مناطق مهم و استراتژيك گشت و چشم‌انداز مناسبي را براي ادامه جنگ در اين محور ايجاد نمود كه البته در ادامه، به دليل موانع طبيعي و بروز مشكلات عديده اين حركت كند شد.
در همين راستا و براي ايجاد گشايش در جبهه مامووت، منطقه حلبچه مورد توجه قرار گرفت، كه طرحي با نام والفجر 10 (22/12/66) به اجرا در آمد. نيروهاي خودي در عمليات 10 علي‌رغم وجود سرما و يخبندان، با اتخاذ تدابيري مبتني بر كسب تجارب جديد، موفق شدند ضمن تصرف منطقه‌اي وسيع از خاك عراق، شهرهاي حلبچه «سيدصادق» و «خورمال» را آزاد و شمار زيادي از دشمن را نابود كرده يا به اسارت گرفتند. در اين عمليات، يكي از فجيع‌ترين اقدامها از سوي دشمن بعث عراق انجام شد و آن بمباران وسيع شيميايي شهر حلبچه و اطراف آن بود كه منجر به كشته شدن هزاران نفر از مردم بي‌گناه حلبچه گرديد.

تعرض عراق- پذيرش قطعنامه

اساساً فرماندهان نظامي به دليل دو هدف اساسي، دست به تغيير استراتژي نظامي و انتقال جنگ از جنوب به غرب زدند؛ يكي داشتن اهدافي مهم در جبهه‌هاي غرب كشور و امكان استفاده از ابتكارهاي جديد و بخصوص به كارگيري نيروهاي معارض عراقي و ديگري جاكن كردن دشمن از جبهه‌هاي جنوب. اقدامها و تحولات پاياني جنگ نشان داد كه ارتش عراق نيز تدابيري براي خود انديشيده و در مواقعي در دام نيروهاي جمهوري اسلامي نيفتاده است. در واقع عراق از جنوب جاكن نشد؛ بلكه ارتش عراق بنا بر تجارب به دست آمده، بخصوص پس از كسب تجربه‌‌اي در حركتهاي موسوم به «استراتژي دفاع متحرك» برنامه‌ريزي دراز مدتي را كه پس از والفجر 8 آغاز كرده بود.
با انجام عمليات والفجر 10 از طرف جمهوري اسلامي و اشتغال يگانهاي اصلي ما در آن منطقه، ارتش عراق علي‌رغم انتظار ما به جاي صرف نيروي خود در حلبچه، مهياي انجام تعرضي در وافر شد كه در نهايت به دليل زيادي، از جمله كمكهاي خارجي و به كارگيري وسيع سلاح شيميايي، منجر به باز پس گيري فاو شد (28/1/67). ارتش عراق با اين حركت موفقيت‌آميز و با كسب روحيه، براي بدست آوردن ابتكار عمل و به انفعال كشاندن نيروهاي جمهوري اسلامي، به عملياتهاي خود ادامه داد كه از آن جمله در محور شلمچه (4/3/67) دست به پيشروي زد و در فواصل كوتاهي، به منطقه ماووت (21/3/67) و مهران (29/3/67) تعرضاتي كرد.
نيروهاي خودي، به دليل بروز مشكلات متعدد، فاقد حركات كافي در برخورد با دشمن بودند.، و براي كسب حداقل توان، بناچار عقب‌نشيني از ماووت و حلبچه را در دستور كار خود قرار دادند. تا از تعرضات دشمن و تصرف مجدد خاك جمهوري اسلامي جلوگيري شود. ارتش عراق نيز به تعرضات خود ادامه داد. جزيره مجنون را در تاريخ 4/4/67 گرفت و ارتفاعات شاخ‌شميران و ... را نيز تصرف كرد. عراق به اينها اكتفا نكرد؛ بلكه تعرضات خود را وسعت داد و از اين پس، در محورهاي شمال خرمشهر و جنوب‌اهواز، همچنين در دشت‌عباس، اقدام به پيشروي گسترده‌اي نمود.
ايجاد روحيه‌اي تازه در بين مردم، بار ديگر سيل مردم را به جبهه در پي داشت بار ديگر. حضور گسترده مردم و مقاومت آنان، نه تنها مانع از ادامه پيشروي دشمن شد؛ كه او را وادار به عقب‌نشيني نيز نمود. در عين حال موضوع بمبارانهاي وسيع شيميايي جبهه خودي توسط دشمن بعثي استمرار داشت. امريكا در خليج‌فارس (ساقط كردن هواپيماي مسافربري ايران و شهادت 290 انسان بي‌گناه) ابعاد وحشتناكي به خود گرفت. در كنار آن، اخبار ديگري كه جسته و گريخته به دست مسؤولان نظام مي‌رسيد، ضرورت بازنگري اساسي نسبت به استراتژي ادامه نبرد نظامي را مطرح ساخت. بر همين اساس بود كه سرانجام به دنبال جمع‌بندي نظرات مسؤولان جمهوري اسلامي ايران، حضرت امام (ره) پذيرش قطعنامه 598 را مبني بر آغاز آتش‌بس بين ايران و عراق اعلام كرد.
توطئه هماهنگ عراق و ابرقدرتها در ادامه جنگ، علي‌رغم پذيرش قطعنامه 598 ادامه يافت و اين‌بار با حركتهاي نظامي منافقان در محور قصر شيرين و اسلام‌آباد متجلي شد، كه در نهايت برخورد قاطع نيروهاي اسلام، سبب شد تا ضمن انهدام وسيعي از منافقان، نه تنها اين توطئه بشدت سركوب شود؛ بلكه به نيروهاي دشمن تفهيم گردد كه هرگونه ماجراجويي تازه، گرداب جديدي همانند سالهاي آغاز جنگ براي آنان ايجاد خواهد كرد.
منبع: http://www.dsrc.ir

باز منتشر شده توسط hasantaleb در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط hasantaleb با 99950 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 38
     درج شده در 374 روز و 18 ساعت و 41 دقیقه قبل
    

 

نويسنده: محمد خامه یار



اوّلین کاربرد واژه دفاع مقدس

اوّلین بار که امام خمینی (رحمت الله علیه) واژه دفاع مقدس را به کار بردند، در 22 بهمن سال 1360، مصادف با شانزدهم ربیع الثانی 1402 ق، به مناسبت سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی بود که در بخشی از سخنان خود فرمودند:
چنانچه این جانب و مسؤولین جمهوری اسلامی مکرراً اعلام نموده‏ایم، ملت و دولت جمهوری اسلامی ایران تسلیم احکام مقدس قرآن و اسلام اند؛ و به حکم قرآن مجید خود را برادر ایمانی تمام ملت‏های اسلامی و کشورهای مختلف از حیث فرهنگ و جغرافیا می‏دانند؛ و صلح جویی و زندگانی مسالمت‏آمیز را با تمام دولت‏ها و ملت‏ها طالب می‏باشند و تا دولتی به حریم کشور آنان تجاوز نکند و متعهد به احکام اسلام باشد، آن را برادر خود می‏دانند؛ و از همه کشورها و ملت‏ها می‏خواهند که با هم متعهد و یک صدا در مقابل تجاوزگران، هر کس باشد، قیام کنند و خود را از چنگ جهانخواران نجات دهند؛ و نیز به حکم اسلام از تجاوز به حقوق و حدود خود دفاع کرده و تجاوزگر را تأدیب نمایند و در این صورت است که هیچ قدرتی به فضل خداوند متعال نمی‏تواند آنان را از این دفاع مقدس باز دارد و به دولت‏ها نصیحت می‏کنم که دست از کینه توزی و زورآزمایی بردارند و با دولت و ملت ایران دست برادری دهند تا اسرائیل غاصب را از کشورهای اسلامی و زمین‏های مغصوب بیرون رانند و نژادپرستی و زبان سالاری را، که در اسلام محکوم و مردود است، کنار زنند، تا سعادت دین را در آغوش گیرند و هیچ قدرتی نتواند با آنان مقابله کند.

اولین شهر قربانی سلاح‏های شیمیایی در جهان

پس از جنگ جهانی اول، وسیع‏ترین حملات شیمیایی در طول جنگ هشت ساله عراق علیه ایران روی داد. عوامل شیمیایی که با وسایل و اشکال گوناگون از جمله بمب، موشک، راکت، توپخانه، مین و... مورد استفاده قرار می‏گیرند، جهت ناتوان کردن یا از پای درآوردن نیروهای نظامی در جنگ‏ها به کار می‏رود. اما رژیم بعثی عراق از این سلاح‏ها به طور گسترده در مناطق مسکونی کشورمان استفاده کرد.
عراق که در پی تهاجم خود به سرزمین مقدس جمهوری اسلامی ایران شکست‏هایی را در برخی مناطق کشورمان متحمل شده بود، از رویارویی با رزمندگان اسلام در مناطق نبرد ناتوان بود، برای جبران ناکامی خود اقدام به استفاده از سلاح‏های شیمیایی نمود، به طوری که اولین استفاده ثبت شده 23 دی ماه 1359، در منطقه بین «هلاله» و «نی خزر» در پنجاه کیلومتری غرب ایلام، اعلام گردیده است. حملات شیمیایی عراق به مناطق نبرد محدود نشد، و مناطق مسکونی کشورمان به طور پراکنده مورد تهاجم دشمن قرار می‏گرفت. گسترده‏ترین حمله ناجوانمردانه عراق به مناطق مسکونی در حدود ساعت شانزده روز هفتم تیرماه سال 1366، در شهر سردشت (در استان آذربایجان غربی)، انجام شد که در این حمله بیش از هشت هزار نفر از جمعیت غیر نظامی دوازده هزار نفری سردشت شامل کودک، زن، مرد، پیر و جوان مجروح شدند، حدود 1500 نفر از این مصدومین برای معالجه در بیمارستان‏ها بستری شدند و 110 نفر به درجه رفیع شهادت نائل آمدند.
در طول هشت سال دفاع مقدس، بنا بر آمار موجود، رژیم عراق 242 حمله شیمیایی به مناطق کشورمان داشته است و در حال حاضر، بیش از یک صد هزار مجروح شیمیایی وجود دارد. این ارقام کم و بیش به تأیید مقامات و سازمان‏های بین‏المللی رسیده است. به گفته رئیس سازمان بین المللی استکهلم (معروف به یسپری) جنگ عراق علیه ایران چهل و پنج هزار مصدوم و پنج هزار شهید شیمیایی بر جای گذاشته است. همچنین به تأیید دبیر کل سازمان منع سلاح‏های شیمیایی، هنوز سی هزار نفر از سلاح شیمیایی در ایران رنج می‏برند.
بنابر آنچه بیان شد، جمهوری اسلامی ایران بزرگ‏ترین قربانی تروریسم و سلاح‏های شیمیایی در جهان است و این در حالی است که توسط مسؤولان آمریکایی و رژیم صهیونیستی که خود بزرگ‏ترین تولید کننده مواد و صادر کننده تجهیزات پیشرفته استفاده از این سلاح‏ها هستند و در طول جنگ هشت ساله، بیش‏ترین حمایت مادی و معنوی از عراق را در کاربرد این جنگ افزارهای مخرب نموده‏اند و با نفوذ خود در سازمان ملل و شورای امنیت از محکوم نمودن عراق در استفاده از این سلاح‏ها خودداری کرده‏اند و به جمهوری اسلامی ایران اتهام تلاش برای دستیابی به سلاح کشتار جمعی وارد می‏سازند. در حالی که ایران عضو تمام معاهدات بین المللی سلاح‏های شیمیایی است.

اوّلین عملیات با نام یکی از آیات قرآنی

عملیات «والفجر» اوّلین عملیات رزمندگان اسلام بود که با نام اوّلین آیه سوره والفجر «وَالفَجر وَ لَیالٍ عَشرٍ وَ الشَّفَعِ وَ الوَتْر»، در منطقه فکه، به مرحله اجرا درآمد. منطقه عملیاتی والفجر مقدماتی، از شمال به «میشداق» و «برقازه» و از جنوب به «هور الهویزه»، از شرق به «چزابه» و شهر «بستان» و از غرب به شهر «العماره» عراق و رودخانه دجله منتهی می‏شد.
عملیات والفجر مقدماتی، در هیجدهم بهمن ماه سال 1361، با رمز مقدس یا «اللّه‏، یا اللّه‏، یا اللّه‏»، در منطقه فکه، آغاز شد.

اولین شلیک در جنگ

ملک حسین، پادشاه وقت اردن، شلیک کننده اولین گلوله‏ای بود که از یک دستگاه تانک در جنگ ایران و عراق شلیک شد.
حامد الجبوری، بعثی کهنه کار که در چهار سال اول جنگ، وزیر خارجه عراق بود، در گفت و گو با روزنامه الحیات گفت: 22 سپتامبر 1980 (31 شهریور ماه 1359) بود که صدام و ملک حسین در نزدیکی خطوط آتش، روی یک دستگاه تانک رفتند و پادشاه اردن با شلیک اولین گلوله، آغاز جنگ را تبریک گفت.
این خبر به قدری مهم و باور نکردنی است که خبرنگار الحیات با حیرت دوباره پرسید: شما مطمئن هستید!؟ و پاسخ حامد الجبوری مثبت بود.

اولین زن اسیر

بیستم مهرماه سال 1359، ساعت نه صبح، در هنگامه آتش و خون، از میان رگبار گلوله‏ها و انفجار خمپاره‏ها، یک آمبولانس وارد خط مقدم، جبهه خرمشهر، شد تا به یاری رزمندگان مجروحی که در عرصه کارزار دفاع مقدس بر خاک و خون افتاده بودند، بروند. دختر پرستاری که سرنشین آمبولانس بود، همراه با چند رزمنده جوان، خود را در محاصره سربازان عراقی دید، ساعتی بعد به اسارت درآمد. او که فارغ التحصیل رشته مامایی بود، آن روز، اولین زن مسلمان ایرانی بود که اسیر عراقی‏ها شد.
بعد از هشت سال دفاع مقدس و گذشت سال‏ها، او امروز عضو هیأت علمی دانشگاه شهید بهشتی تهران است.
فاطمه ناهیدی، بعد از پیروزی انقلاب، نخست در اکیپ درمانی جهاد سازندگی و سپس در کمیته امداد امام خمینی فعالیت داشت که به مناطق محروم می‏رفت.
با آغاز جنگ به جبهه روی آورد و با دریافت حکم مأموریت از سپاه پاسداران، در کرمانشاه، رهسپار خرمشهر شد. خانم ناهیدی پیرامون رویداد اسارت خود می‏گوید:
شب نوزده مهرماه 1359، با شهید صادقی (معاونت درمانی استان هرمزگان) قرار گذاشتیم، دو گروه شویم و به نوبت، هر گروه 24 ساعت، به زخمیان خط مقدم جبهه خرمشهر برسیم. روز بیستم مهرماه، نوبت من بود. عراقی‏ها به شدت، تمام جبهه‏ها را می‏کوبیدند. یک آمبولانس برداشتیم و راهی خط مقدم شدیم.
هیچ کدام به منطقه آشنا نبودیم و نمی‏دانستیم که تمام شهدا و مجروحان به دست عراقی‏ها افتاده‏اند. در ساعت 9 صبح بیستم مهرماه بود که من همراه چهار سرباز دیگر در خط مقدم، اسیر عراقی‏ها شدیم. اولین زن اسیر دست عراقی‏ها بودم. همه عراقی‏ها برای این پیروزی با هلهله و شادی تیرهای هوایی شلیک می‏کردند. عراقی‏ها تصور می‏کردند، یک مهره مهم از ارتش ایران را دستگیر کرده‏اند.
بازجویی‏های مداوم، چه در پشت خط مقدم و چه در پادگان «تنومه»، ادامه داشت. بعد از چند روز، سه خواهر دیگر را نیز در جاده‏های آبادان ـ ماهشهر اسیر کردند.
چند شب قبل از این که به بغداد منتقل شویم، برای بازجویی به سازمان امنیت عراق اعزام شدم. هر چهار نفر ما را در سلول سرخ سازمان امنیت و زندان «الرشید» بغداد زندانی کردند.
در اردوگاه سر همه ما را تراشیده بودند، فشار و شکنجه بر چهره اسرا دیده می‏شد. دورانی که در آن اردوگاه داشتیم، سراسر تجربه بود و آزمایش.
خانم فاطمه ناهیدی امروز مادر سه فرزند دختر است.

اوّلین دوره آموزش دفاعی خواهران طلبه

اولین دوره آموزش دفاعی جمعی از خواهران طلبه جامعة‏الزهراء قم (مردادماه 1365)، با حضور رئیس دیوان عالی کشور، آیت الله موسوی اردبیلی، به پایان رسید. در این مراسم، گزارشی از پیشرفت دفاعی بانوان کشور ارائه گردید که براساس آن، طی چهار ماه گذشته، 10 هزار تن از خواهران آمادگی خود را برای گذراندن دوره آموزشی اعلام کرده‏اند. در این دوره بانوان فنون اسلحه‏شناسی، تاکتیک، تخریب، پدافند شیمیایی، امداد و کمک‏های اولیه را آموزش دیدند.

اوّلین حمله چریکی

بعد از حمله ناجوانمرادنه ارتش صدام به مرزهای ایران و یورش سریع آن‏ها به شهرها، روستاها و مردم بی دفاع، شهید چمران نتوانست آرام بگیرد و به خدمت امام امت رسید و با اجازه ایشان به همراه آیت الله خامنه‏ای، نماینده دیگر امام در شورای عالی دفاع و نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی، به اهواز رفت. از آنجایی که او همیشه خود را در گرداب خطر می‏افکند و هراسی از مرگ نداشت، از همان بدو ورود دست به کار شد و در آن شب، اولین حمله چریکی را علیه تانک‏های دشمن که تا چند کیلومتری شهر در حال سقوط اهواز پیشروی کرده بودند، آغاز کرد.

اولین استفاده از سلاح شیمیایی توسط دشمن بعثی

به کارگیری سلاح شیمیایی برای اولین بار در عملیات خیبر توسط دشمن صورت گرفت عراق به دلیل نگرانی از نتایج عملیات برای نخستین بار نوعی از سلاحهای شیمیایی محصول کارخانه سامره به نام گاز خردل را با استفاده از هلی‌کوپترهای ساخت شوروی و فرانسه،‌ به کار گرفت .
پیش از این عراق در عملیات والفجر 2 در منطقه حاج عمران به صورت محدود از سلاحهای شیمیایی استفاده کرده بود، شورای امنیت سازمان ملل در واکنش به این اقدام در دهم فروردین ماه سال 1363 با صدور بیانیه‌ای استفاده از گازهای سمی را محکوم کرد. اما عراق بی‌توجه به بیانیه سازمان ملل در عملیات بدر در طول پنج روز از تاریخ 22/12/1363 تا 27/12/1363 بیش از سی مورد انواع سلاح شیمیایی را مورد استفاده قرار داد.
منابع :
کتاب اولین‏های دفاع مقدس
مجله یاس - شهریور 1384، شماره 30
سایت صبح
سایت حوزه نت


باز منتشر شده توسط hasantaleb در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط hasantaleb با 99950 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 38
     درج شده در 374 روز و 18 ساعت و 41 دقیقه قبل
    
نويسنده: دكتر اسماعيل منصوري لاريجاني



هجوم سراسري ارتش رژيم عراق به خاك جمهوري اسلامي ايران و اشغال مناطق مرزي و تثبيت مواضع و تغيير ساختارهاي شهري، اين باور را در اذهان جهاني پرورش داد كه خروج عراق جز با تصميم جدي مجامع بين‌المللي و امتيازگيري سنگين رژيم عراق از جمهوي اسلامي ايران ممكن نخواهد بود. از آن طرف در ايران بويژه در انديشه امام راحل اميد بستن به ديگران امري بيهوده به حساب مي‌آمد و نيز تكيه بر مؤلفه‌هاي خودي در خروج دشمن و تنبيه متجاوز تصميم قطعي امام خميني( رحمت الله علیه ) شده بود و در اين جهت تقويت توان دفاعي كشور و ايجاد عوامل آن قبل از هر چيز مورد توجه قرار گرفته است.

افزايش توان دفاعي

مهمترين عوامل افزايش توان دفاعي نيروهاي مسلح و آحاد ملت براي مقابله با دشمن متجاوز عبارتند از:

1 ـ فرماندهي امام راحل( رحمت الله علیه ) با حذف بني صدر

ابوالحسن بني‌صدر رئيس جمهور وقت ايران كه مسئولين فرماندهي كل قوا را نيز از طرف امام راحل( رحمت الله علیه ) به عهده داشت، در دوران اشغال اراضي ايران نه‌تنها اعتقادي به سازماندهي نظامي براي مقابله با تجاوز نداشت، بلكه بيشتر به حركتهاي ديپلماسي در حل مناقشه روي آورد، و همانطور كه گفته شد بني‌صدر از اين غائله مرزي در جهت مقابله با نيروها و جناح‌هاي رقيب داخلي برآمد، تا اينكه مجلس شوراي اسلامي در جلسه مورخ 31/3/60 رأي به عدم كفايت سياسي بني‌صدر داد و جناب حجت‌الاسلام و المسلمين هاشمي رفسنجاني رئيس مجلس وقت طي نامه‌اي مراتب را به استحضار امام راحل( رحمت الله علیه ) رساند.
امام در پاسخ فرمودند:
پس از رأي اكثريت قاطع نمايندگان محترم مجلس شوراي اسلامي مبني بر اينكه آقاي ابوالحسن بني‌صدر براي رياست جمهوري اسلامي ايران كفايت سياسي ندارد، ايشان را از رياست جمهوري اسلامي ايران عزل نمودم.
همچنين امام راحل( رحمت الله علیه ) طي نامه‌اي به ستاد مشترك نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران بني‌صدر را از فرماندهي كل نيروهاي مسلح بركنار نمودند.
امام راحل( رحمت الله علیه ) در آن شرايط حساس به خوبي دريافت كه شخصاً بايد جنگ را فرماندهي كند و اين كار آثار و بركات فراواني داشت كه مهمترين آنها عبارتند از:
الف ـ تأثيرپذيري مردم ايران بويژه جوانان از فرامين امام راحل( رحمت الله علیه ) به عنوان تكليف شرعي و الهي.
ب ـ ايجاد سرور و شادماني در رزمندگان جبهه‌هاي نبرد بويژه فرماندهان كه اميد و انگيزه آنها را براي دفع تجاوز در حدي غير قابل تصور بالا برد.
ج ـ ايجاد خودباوري و فضاي معنوي در كشور و تقويت انگيزه جهاد و روحيه شهادت‌طلبي در همه آحاد ملت.
د ـ جدي تلقي شدن جنگ به عنوان مسئله اوّلكشور از سوي مردم ومسئولين نظام بويژه نيروهاي مسلح.

2 ـ حذف تفكر ليبرال‌ها در تصميم‌گيري و رويكردي كلاسيك به جنگ

ليبرال‌ها كه در روزهاي آغازين تجاوز، قافيه نبرد را به صدام باختند، نه‌تنها از شيوه‌هاي كلاسيك نظامي حمايت نمي‌كردند، بلكه اعتقادي به صرف هزينه مالي و نيروي انساني يا تجهيز سازمانهاي رزمي به هيچ وجه نداشتند. نهضت آزادي ايران به عنوان نماد تفكر ليبرالي در بيانيه‌هاي خود با طرح مشكلات اقتصادي و ضعف بنيه‌هاي نظامي كشور ورد به نبردي كاملاً كلاسيك نظامي را غيرممكن مي‌دانست، و گرفتن زمان از دشمن در مقابل زمين را بر هر كاري ترجيح مي‌دد. بني‌صدر كه تحت تأثير اين تفكر قرار داشت، در سخنراني و سالگرد انقلاب اسلامي خاطرنشان كرد:
بيكاري نسبت به سال گذشته افزايش يافته، تورم 35% بوده و منابع ارزي ما تا حدود چهار ميليارد دلار براي دو ماه آينده كاهش خواهد داشت. وضعيت مالي بسيار نگران‌كننده است.
بني‌صدر با بزرگ‌نمايي مشكلات اقتصادي در اين صدد بود كه به مردم بفهماند مسئله اول ما جنگ نيست و يا با اين معضلات اقتصادي عملاً سرمايه‌گذاري در زمينه جنگ ناممكن است. ناگفته نماند كه همه نيروها و احزاب مخالف خط امام راحل( رحمت الله علیه ) از اين تفكر مأيوس‌كننده حمايت مي‌كردند و بني‌صدر با اين پشتوانه دقيقاً در مقابل اصرار فرماندهان جنگ مبني بر سازماندهي نظامي نيروها و حتي توسعه سازمان سپاه پاسداران انقلاب اسلامي مقاومت مي‌كرد.
امام راحل( رحمت الله علیه ) با حذف بني‌صدر و طرد تفكر ليبرال در تصميم‌گيري، حركت مؤثري را در جهت افزايش توان دفاعي نيروها رقم زد، بويژه اين مؤلفه در شكل‌گيري توسعه رزمي سپاه پاسداران و استقلال فرماندهان آن در تصميم‌گيري نقش بسزايي داشته است و اين واقعيت حتي از ديد كارشناسان خارجي پنهان نماند.
با رفتن بني‌صدر پاسداران انقلاب، ابتكار عمل در جبهه‌ها را در دست گرفته و ضعف‌هاي خود را با احساسات جوشان خود پوشاندند.
البته احساسات جوشان از ديد كارشناسان خارجي، همان عنصر ايمان و عشق به شهادت و فداكاري در راه خداي محبوب است كه به حقيقت مي‌توان آن را جوهر مقاومت در طول هشت سال دفاع مقدس ناميد.

3 ـ تجهيز گروههاي مردمي (بسيج)

طنين استمداد امام راحل( رحمت الله علیه ) در دفاع از اسلام و نظام جمهوري اسلامي، آهنگ جاودانه‌اي در جان ملت ايران بويژه جوانان غيرتمند اين مرز و بوم به وجود آورد؛ به گونه‌اي كه در پي فرمان مقتداي خود سراسيمه به سوي جبهه‌هاي نبرد شتافتند و فراگيري آموزش نظامي و حضور در صحنه‌هاي پيكار دغدغه هر جوان مسلمان ايراني بود. سپاه پاسداران انقلاب اسلامي كه خود مولود بسيج مردمي است، مأموريت آموزش و سازماندهي نيروها را عهده‌دار شد، و در فاصله زماني بسيار كوتاه توانست با برنامه‌ريزي دقيق، حضور كلاسيك اين نيروها را در جبهه‌هاي نبرد نشان دهد. به طوري كه تركيب اصلي نيروهاي عمل‌كننده در دفاع شامل:
ـ ارتش جمهوري اسلامي ايران
ـ سپاه پاسداران انقلاب اسلامي
ـ نيروهاي داوطلب بسيج
ـ نيروهاي جنگ‌هاي نامنظم كه از آرزوهاي آغازين تجاوز ارتش عراق به همت و هدايت شهيد عزيز دكتر چمران شكل گرفت و آزادي سوسنگرد با نام اين شهيد عزيز عجين شده است.
البته اين غير از مراكز و يگانهاي پشتيباني‌كننده هستند كه در پشت جبهه و به طور كلي در همه شهرهاي ايران سازماندهي شدند.
بهره‌مندي از اين نيروها در مقابله با تجاوز آثار محسوس خود را نشان داد و حتي محافل خارجي به قدرت تجهيز ايران اعتراف كردند كه نمونه‌اي از آن را در اينجا مي‌آوريم:
بنا به دلايلي عراق در آغاز جنگ پيشرفت خوبي كرد، اما هنگامي كه ايران تجهيز شد، پيشروي آن متوقف گرديده براي انجام يك حمله عليه مواضع مستحكم و ثابت برتري لااقل سه به يك لازم است و حتي برتري پنج به يك توصيه مي‌شود و ايران سرگرم تغيير موازنه براي ايجاد يك حالت يك به يك در جبهه است.
امام راحل( رحمت الله علیه ) كه بعد از اتكال به خداوند متعال، تكيه بر ايمان مردم را در پيروزي انقلاب اسلامي تجربه كرده بود، اين بار با همان انگيزه مردم را به صحنه دفاع مقدس فرا خواند و اين فراخواني و حضور مردم به قدري باشكوه بود كه علاوه بر دوستان اعجاب افكار جهان را برانگيخت، به گونه‌اي كه همه ناكامي رژيم عراق را در فرماندهي امام راحل( رحمت الله علیه ) و حضور يكپارچه مردم ايران در اطاعت از فرامين معظم‌له دانستند:
آنچه را كه رهبران عراق از نظر دور داشتند، ظرفيت و آمادگي مردم ايران و جمع‌آمدنشان به دور مظاهر انقلابشان، امام بود كه هنوز در شور و هيجان يك رستاخيز مذهبي و سياسي هستند.
همچنين تدبير امام خميني( رحمت الله علیه ) محاسبه كارشناسان سياسي و نظامي را كه سقوط زودهنگام جمهوري اسلامي ايران را نويد مي‌دادند، نقش بر آب كرد و صدام حسين هم با همين تحليل‌هاي غلط آتش را برافروخت كه سرانجام دامنگير او و حاميان منطقه‌اي و بين‌المللي او گرديد. نشريه لس‌آنجلس تايمز در اين باره مي‌نويسد:
كارشناسان سال گذشته پيش‌بيني مي‌كردند كه ايران بر اثر درگيري بين جناح‌هاي قدرت دچار بي‌ثباتي خواهد شد و تجاوز عراق به ايران نيز باعث سرعت بخشيدن به سقوط رژيم امام خميني مي‌گردد، امّا اين جنگ برخلاف پيش‌بيني ما منجر به اتحاد و تقويت ملت ايران شد.

4 ـ وحدت بين ارتش و سپاه

ارتش جمهوري اسلامي ايران كه به لحاظ نظامي داراي ساختاري تعريف شده بود، لزوماً براي همكاري با سپاه و نيروهاي مردمي در جبهه‌ها نياز به راههاي روشني داشت كه در حوزه استراتژيك و تاكتيك بتواند وحدت رويه ايجاد كند كه اين كار مهم با سرپنجه تدبير امام خميني( رحمت الله علیه ) و همكاري صميمانه فرماندهان ارتش و سپاه تحقق يافت. به گونه‌اي كه ناظران و كارشناسان به اين واقعيت اذعان نمودند:
ارتش ايران نه‌تنها خود را منظم و قانوني جلوه‌گر ساخته است، بلكه خيلي جنگجو و مبارز نيز مي‌باشد، همكاري پاسداران با ارتش موجب پديدار شدن پيروزيها شده است.
امام راحل( رحمت الله علیه ) به عنوان فرمانده كل قوا به وحدت همه‌جانبه بين ارتش و سپاه اهتمام خاصي داشت و بدون ترديد يكي از عوامل مهم افزايش توان دفاعي را در سايه وحدت ارتش و سپاه جستجو مي‌كرد، تا آنجا كه اختلاف ارتش و سپاه را از اهداف امريكا مي‌دانست:
اگر روزي ميان ارتش و سپاه پاسداران انقلاب اختلاف ظاهر شود، در آن روز امريكا به اهداف خود نزديك خواهد شد.
در بخش تغيير فرايند دفاعي خواهيم ديد كه ارتش و سپاه چگونه در يك تعاملي صادقانه مهارت و دانش نظامي و استعداد سرشار و خلاق نيروي انساني را در خدمت دفاع مقدس قرار دادند و اين از آثار و بركات اين وحدت و همدلي است؟

5 ـ خودباري و اراده ملي

يكي از مؤلفه‌هاي مهمي كه امام راحل( رحمت الله علیه ) به عوامل افزايش توان دفاعي ضميمه كردند، تقويت خودباوري ديني در آحاد ملت بود كه در ايمان به خدا و عشق به شهادت تجلي كرد، و همچنين با استفاده از انگيزه‌[اي ملي و ميهني، اراده عمومي ملت را پشت سر رزمندگان بسيج كرد. به طوري كه همه اقشار ملت از كوچك و بزرگ و پير و جوان حضوري غيرتمندان در همه صحنه‌هاي دفاع يافتند. نيويورك تايمز طي مقاله‌اي حيرت خود را در اين‌ باره اين چنين اظهار مي‌دارد:
يك نيروي عجيب و غريب نظامي از سربازان حرفه‌اي، روحانيون، شبه‌نظاميان محلي، و بچه‌هاي مدرسه‌اي نوجوان سيزده ساله، كه همگي با يك التهاب اسلامي شديد به يكديگر متصل مي‌شوند، بن‌بست طولاني جنگ خليج فارس را با تار و مار كردن نيروهاي سنگرگرفته عراقي شكستند.
نقش ايمان و توكل به خدا رزمندگان ما را به حقيقت اين آيه رهنمون گشت كه فرمود:
إِن يَنصُرْكُمُ اللَّهُ فَلاَ غَالِبَ لَكُمْ وَإِن يَخْذُلْكُمْ فَمَن ذَا الَّذِي يَنصُرُكُم مِن بَعْدِهِ.
اگر خدا شما را ياري كند، كيست كه بر شما غالب آيد و اگر خدا شما را ذليل كند، كيست شما را ياري كند؟
با علم به اين آيه شريف رزمندگان دريافت كه عزّت و ذلّت هركس به دست خدا است، از اين رو ايمان خالصانه به او را جوهر مبارزه و جهاد مردانه خود عليه دشمن قرار دادند و بر اساس همين باور و اعتماد توانستند پيروزيهاي بزرگي را رقم بزنند و برتري ايمان بر جنگ‌افزاري مدرن را به اثبات برسانند تا آنجا كه خبرنگاران جهاني در عظمت اين حمايه نوشتند:
مي‌دانيم كه ايمان كوهها را جابجا مي‌كند. نوجوانان متعصب اخيراً نشان داده‌اند كه مي‌توانند لشكرهاي زرهي را به عقب برانند و يك ارتش مدرن متشكل از 250 هزار سرباز را با شكست مواجه سازند.
خودباوري بزرگترين سرمايه‌اي بود كه در دفاع هشت ساله رزمندگان ما به عنوان دستاوردي مهم نصب ملت ايران گرديد، و رمز اين خودباوري در عنصر ايمان نهفته بود كه كارآمدي خود را در چشم‌انداز افكار جهانيان به نمايش درآورد.
نتيجه اينكه از مجموعه عوامل يادشده توان دفاعي كشور در شرايطي مطلوب قرار گرفت تا دشمن متجاوز را به سزاي اعمال خود برساند، اينك تأثير اين عوامل را در تغيير موازنه قوا و تقويت فرايند دفاعي رزمندگان اسلام پي مي‌گيريم.

تغيير فرايند دفاعي با مهمترين عمليات ايران براي بيرون راندن دشمن از خاك ايران

اگرچه در مدت اشغال سرزمين‌ها و شهرهاي مرزي ايران، رزمندگان اسلام اعم از ارتش و سپاه و بويژه ستاد جنگ‌هاي نامنظم در قالب چندين عمليات چريكي مانع پيشروي دشمن شده‌اند و حتي بخشي از اراضي را از اشغال ارتش عراق آزاد نمودند، كه از آن جمله آزادسازي شهر سوسنگرد پس از محاصره دوم به فرماندهي سردار پرافتخار اسلام شهيد دكتر چمران نمونه‌اي از آن است، امّا با تكميل و تأمين عوامل افزايش توان دفاعي، فرايند دفاع تغيير يافت. به طوري كه رزمندگان ما از پوسته دفاعي به در آمده و مشي تهاجمي را در پيش گرفتند، و هدف اوّل مشي تهاجمي آزادسازي مناطق و شهرهاي اشغالي از چنگال دشمن بود.
1 ـ آزادسازي مناطق اشغال‌شده
آزادسازي مناطق اشغالي توسط نيروهاي خودي طي چندين عمليات صورت گرفت كه مهمترين آنها عبارتند از:
الف) عمليات فرمانده كل قوا خميني روح خد
اين عمليات پس از عزل بني‌صدر اولين عمليات پيروزمندانه رزمندگان اسلام است كه در شرق كارون (جنوب دار خوئين) انجام شد، در اين عمليات ضمن وارد آمدن خسارت سنگين به دشمن، به ميزان 3 كيلومتر از مواقع دشمن در منطقه به تصرف رزمندگان اسلام درآمد.
اهميت اين عمليات از آن جهت است كه جنگ در مدت فرماندهي بني‌صدر به حالت ركود و سردي گرائيده بود و در جبهه‌ها تحرك جدي به غير از حركات مقطعي رزمندگان به چشم نمي‌خورد. و حتي سنگ‌اندازيهاي بني‌صدر و متحدان ضد انقلابي او زحمت‌هاي جدي و فراواني را براي رزمندگان فراهم كرده بود. امّا عمليات موفق دارخوئين ثابت كرد كه عزل بني‌صدر نه‌تنها تزلزل در اراده ملت غيور ايران ايجاد نكرد، بلكه باعث تقويت روحيه رزمندگان در جبهه‌ها گرديد.
ب) عمليات ثامن‌الائمه
اين عمليات در شمال آبادان به منظور تصرف پل‌هاي دشمن بر روي رودخانه كارون و تصرف و تأمين جاده‌هاي آبادان ـ ماهشهر و آبادان اهواز و نيز شكست حصر آبادان و انهدام نيروهاي دشمن صورت گرفت.
جوهره اصلي اين عمليات فرمان امام راحل( رحمت الله علیه ) بود كه فرمودند: «حصر آبادان بايد شكسته شود.» سرانجام رزمندگان اسلام با شكستن حصر آبادان دشمن را در شرق رودخانه كارون به عقب راندند و به همه اهداف از پيش تعيين‌شده‌ خود دست يافتند. خبر اين پيروزي و عقب‌نشيني دشمن به سرعت در رسانه‌هاي خبري جهان درج شد، به طوري كه تايمز مالي اظهار داشت:
عراق ديروز اعلام كرد نيروهاي مهاجمش از شرق به غرب ساحل رود كارون ايران عقب‌نشيني كرده‌اند، ليكن اعلام كرد كه در صورت لزوم مي‌توانند باز گردند.
به طور كلي عمليات ثامن‌الائمه(ع) نتايج زير را در بر داشته است:
1 ـ رژيم عراق همواره از حصر آبادان به عنوان كي امتياز سياسي براي تحميل كردن مقاصد خود به ايران ياد مي‌كرد كه با اين شكست، اين امتياز مهم را از دست داد.
2 ـ زنگ خطر را براي امنيت دشمن و حاميانش به صدا درآورد و توان بالقوه رزمندگان اسلام به عنوان دغدغه‌اي جدي براي دشمن مطرح گرديد.
3 ـ اعتماد فرماندهان را در اتخاذ تاكتيك‌هاي ابتكاري در جنگ افزايش داد.
4 ـ آسيب‌پذيري دشمن را به خوبي نمايان كرد و كابوس شكست‌ناپذيري دشمن را از اذهان رزمندگان بيرون كرد.
5 ـ استراتژي بهره‌مندي از نيروهاي مردمي در طرح‌ريزي عمليات مورد توجه جدي مسئولين جنگ قرار گرفت.
ج) عمليات طريق‌القدس
اين عمليات كه به منظور آزادسازي شهر بستان و تأمين مرز و دسترسي به هورالهويزه طراحي شده بود، دو ماه بعد از عمليات ثامن‌الائمه در تاريخ 8/9/1360 به اجرا درآمده كه سرانجام منجر به آزادسازي بستان و روستاهاي اطراف آن به وسعت 800 كيلومتر مربع گرديد.
خبرگزاري‌هاي خارجي با اين عنوان كه ايرانيها شكست پي در پي را تحمل مي‌كنند، گزارش دادند:
طبق اظهار ديپلماتهاي غربي، ايران شكستي را به نيروهاي عراقي در استان نفتي خوزستان واقع در جنوب ايران تحميل كرده است و موفق به گرفتن شهر بستان در نزديكي مرز عراق گرديده است.
مهمترين نتايج عمليات طريق‌القدس عبارتند از:
1 ـ شناخت نقاط ضعف و ناتواني دشمن به همراه اعتماد به نفس رزمندگان اسلام در اجراي طرح‌هاي ابتكاري و به‌كارگيري بهينه از امكانات.
2 ـ رسيدن به مرزهاي شناخته‌شده بين‌المللي و قطع ارتباط جبهه شمالي دشمن با جبهه جنوبي.
3 ـ كارآمدي نيروهاي مردمي و بسيج و ايجاد انگيزه در توسعه سازمان رزمي به منظور جذب و هداي آنان به سوي جبهه‌ها.
4 ـ ايجاد ترديد و تزلزل در تصميم‌ دشمن مبني بر ارائه حضور در مناطق اشغالي.
5 ـ به دست گيري ابتكار عمل در جبهه‌ها و سلب فرصت از دشمن در تصميم‌گيري‌ها.
6 ـ ايجاد شرايط جديد در صحنه بين‌المللي و فعال شدن هيأتهاي صلح با اصرار و ابرام دشمن بعثي.
د) عمليات فتح‌المبين
با وجود چندين عمليات كوچك در غرب كشور كه عمدتاً سپاه پاسداران انقلاب اسلامي انجام داد، عمليات بزرگ فتح‌المبين در منطقه غربي رودخانه كرخه در تاريخ 1/1/61 آغاز گرديد كه سرانجام به تصرف ارتفاعات منطقه و آزادسازي بخش وسيعي از جنوب غربي كشور اسلامي ايران منجر گرديد.
جمهوري اسلامي ايران پس از پيروزي غرورآفرين در عمليات فتح‌المبين از كليه خبرنگاران داخلي و خارجي جهت مشاهده پيروزي رزمندگان اسلام دعوت به عمل آورد كه غالباً مشاهدات خود را به منابع خبري منعكس نمودند. يكي از نشريات فرانسه در اين باره مي‌نويسد:
موفقيت ايران در اين حمله كه فتح نام دارد، توسط خبرنگاران غربي كه توانستند به جبهه بروند، تأييد شده است. روزنامه‌نگاران دعوت شده از سوي تهران مشاهده كردند كه نيروهاي ايراني، ارتش عراق را دهها كيلومتر عقب رانده‌اند.
همچنين نيويورك تايمز نشريه امريكايي خبر داد كه صدام حيسن طي پيامي از نيروهاي سپاه چهارم عراق خواست:
از عقب‌نشيني خطوط دفاعي خود ناراحت نبوده و به وظيفه خود در نابودي قدرت جنگي دشمن عمل كنند.
بنابراين عمليات فتح‌المبين همانگونه كه از نامش پيداست، به قدري روشن و آشكار بود كه دشمن براي تقليل فشار روحي نيروهايش ضمن اعتراب به شكست به دلجويي از آنان مي‌پردازد.
نشريه ايران آزاد طي تحليلي در اين باره مي‌گويد:
چشم‌انداز پيروزي نهايي ايران و سرانجام سقوط رژيم صدام حسين را بايد زنگ خطري براي بسياري از كشورهاي منطقه تلقي كرد. چنين شكستي براي صدام حسين مي‌تواند ملاحظات صرفاً نظامي را بر تمامي منطقه‌اي حاكم كند كه اهميّت سياسي و استراتژيك آن، بسيار قابل توجه است.
مهمترين دستاورد عمليات فتح‌المبين عبارتند از:
1 ـ متخصصان نظامي و سياسي در غرب، اين عمليات را پيروزي بزرگ ايران ناميدند و اعتراف كردند كه ابتكار عمل در جبهه‌ها در دست ايراني‌هاست.
2 ـ تزلزل روحي و درماندگي نيروهاي دشمن در مواجهه با سپاهيان اسلامي، به طوري كه عموماً به فرار يا تسليم مبادرت مي‌نمودند.
3 ـ به هم ريختن كنترل فرماندهي ارتش عراق، به طوري كه با داشتن نيرو و تجهيزات و امكانات فراوان قادر به آرايش و سازماندهي نيروها نبودند.
4 ـ تقاضاي برقراري صلح به منظور نجات رژيم بعث عراق مجدداً از سوي حاميان او و يا هيأتهاي صلح مطرح گرديد.
5 ـ نقض بي‌طرفي از سوي كشورهاي حامي صدام كه با حمايت‌هاي سياسي و تبليغي و ارزي ماهيت پنهان خود را آشكار نمودند.
6 ـ تقويت قدرت مانور ديپلماسي ايران در منطقه و صحنه‌هاي بين‌المللي به منظور دادخواهي ملت مظلوم ايران و تنبيه متجاوز.
7 ـ نمود فزاينده همكاري ارتش و سپاه و پوشش نقاط ضعف در روابط متقابل و ايجاد تحرك و پشتيباني و حمايت.
هـ) عمليات بيت‌المقدس
در سلسله عمليات بزرگ رزمندگان، عمليات بيت‌المقدس از جايگاه خاصي برخوردار است كه در منطقه‌اي به وسعت 6000 كيلومتر مربع در تاريخ 10/2/1361 آغاز گرديد و طي 25 روز در سه مرحله، زمان آن به طول انجاميد. و از نتايج ارزشمند آن آزادي شهر بندري خرمشهر، شهر هويزه و پادگان حميد و خارج شدن بخش وسيعي از خاك جنوب كشور اسلامي از تيررس آتش دشمن بود.
خبر آزادسازي خرمشهر نه‌تنها شادي و سرور را در ميان اقشار مختلف ميهن اسلامي برانگيخت، بلكه بازتاب خارجي آن حاكي از شگفتي و غير قابل تصور بودن پيروزي بزرگ براي افكار جهاني بوده است؛ چنانكه نشريه اشتوتگار آلماني در اين باره مي‌نويسد:
بازپس‌گيري شهر بندري خرمشهر توسط نيروهاي انقلابي (امام) آيت الله خميني، نتيجه جنگ را بعد از بيست ماه به نفع خود تغيير دادهد. نتيجه‌اي كه هيچ كس تصور آن را نمي‌كرد و مي‌تواند دگرگوني‌هاي شگرفي را در جهان به وجود آورد.
اغلب تحليل‌گران و كارشناسان علت اصلي پيروزي رزمندگان ايراني را شور و انگيزه اسلامي و حسّ ميهن‌خواهي دانستند. به عنوان نمونه، تايمز لندن در اين باره گزارش داد:
در آغاز جنگ براي ارتش عراق تصرف خرمشهر پنج هفته به طول انجاميد. در حالي كه اكنون براي ايران بازپس‌گيري آن كمتر از دو روز بوده است. شور و شوق اسلامي با ناسيوناليسم ايراني موجب شدند كه تهاجم عراقيها دفع گردد.
رژيم عراق امروز رسماً تأييد نمود كه نيروهايش بندر ايراني خرمشهر را كه ايران ديروز ادعا نمود بازپس گرفته، تخليه نموده است. بغداد در توجيه عقب‌نشيني كه از سلسله‌عقب‌نشيني‌هاي او در ماههاي اخير مي‌باشد، اظهار نمود، وظيفه اصلي عراق در جنگ بيست ماهه وارد آوردن شديدترين تلفات ممكن بر ايرانيها بوده است كه اين وظيفه حاصل گرديده است. در حالي كه صدام حسين وقتي معاهده 1975 را پاره نمود و سربازانش را به عمق استان نفتي خوزستان ايران فرستاد، گفت: هدف اصلي بازگرداندن حقوقش ناميد.
البته شاهد تناقض‌گويي در هر عمليات از سوي دشمن بوده‌ايم، كه اين حاكي از شتاب‌زدگي و سردرگمي دشمن پس از حملات غافلگيرانه رزمندگان شجاع اسلام بوده است.
مهمترين نتايج عمليات بيت‌المقدس عبارتند از:
1 ـ تغيير نگرش‌ها و باورهاي جهاني نسبت به توانمندي رزمندگان اسلام و اثبات قابليت‌هاي مبتني بر خلاقيت‌ها و ابتكار نيروهاي ايراني.
2 ـ شگفتي و حيرت‌زدگي محافل و افكار جهاني از پتانسيل ايمان، اصل غافلگيري و سرعت عمل رزمندگان اسلام به عنوان رهيافت‌هاي جديد دفاعي.
3 ـ ايجاد نگراني و وحشت در بين حاميان منطقه‌اي و بين‌المللي رژيم عراق كه با كمك‌هاي مالي و تسليحاتي خود به پيروزي عراق اميدوار بودند.
4 ـ تغيير موازنه قدرت در جبهه‌هاي نبرد، به طوري كه ابتكار عمل آفندي در اختيار رزمندگان اسلام قرار گرفت.
5 ـ افزايش اقتدار سياسي نظام در سطح بين‌المللي، به طوري كه مسئولين سياست خارجي، سرفرازانه در محافل و مجامع بين‌المللي از حقوق ملت مظلوم ايران دفاع مي‌كردند.
6 ـ واكنش كشورها به بهانه تهديد امنيت در خليج فارس و اظهار نگراني از گسترش انقلاب اسلامي در صورت تثبيت نظام جمهوري اسلمي.
7 ـ وادار كردن سازمانهاي منطقه‌اي و بين‌المللي به موضعگيري بويژه شوراي امنيت سازمان ملل كه سكوت خود را پس از چندين ماه از آغاز تجاوز شكست و اقدام به صدور قطعنامه نمود.
8 ـ شكست توان سياسي و نظامي عراق و ترديد حاميان او در توانايي نظامي ارتش عراق با وجود حمايت‌هاي مالي و سياسي و نظامي گسترده.
9 ـ ايجاد سرور و شادماني يكپارچه در ملت ايران و تقويت وحدت ملي و انگيزه دفاعي در همه آحاد ملت و مسئولين.
10 ـ محدود شدن فعاليت گروهكهاي ضد انقلاب و ستون پنجم در داخل، و نااميد شدن از ادامه فعاليت‌ها و احساس ترس از خشم و غرور ديني و ملي مردم.
منبع: پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس

باز منتشر شده توسط hasantaleb در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط hasantaleb با 99950 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 35
     درج شده در 374 روز و 18 ساعت و 42 دقیقه قبل
    
نويسنده:اسماعيل منصوري لاريجاني



چكيده :

اگرچه اوضاع سياسي، جهان و منطقه خاور ميانه در زمان ظهور انقلاب اسلامي را به طور مستقل در نوشتاري ديگر، به طور مبسوط بررسي كرده‌ايم، امّا بيان اجمالي بعضي از مطالب خصوصاً نقش استكبار جهاني در شروع جنگ تحميلي با در نظر گرفتن اوضاع سياسي و نظامي جمهوري اسلامي ايران بعد از پيروزي انقلاب و موقعيت برتر رژيم بعثي عراق، از نكات حائز اهميّت است، كه حتي در شناسايي آغازگر جنگ مورد توجه دبير كل سازمان ملل قرار گرفته است.
پيروزي انقلاب اسلامي در ايران خشم استكبار جهاني بويژه امريكا را برانگيخت، زيرا علاوه بر سرنگوني رژيم شاهنشاهي كه حافظ منافع آنان در منطقه خاورميانه محسوب مي‌شد، عمدتاً با سياست استقلال‌جويانه و نفي سلطه شرق و غرب منافع بين‌المللي امريكا را به خطر انداخت. به طوري كه با اشغال لانه جاسوسي امريكا در ايران معارضه جديدي بين انقلاب اسلامي و استكبار جهاني آغاز شد.
امريكا با اشغال سفارت خود در ايران عملاً خود را در محاصرة غافلگيرانه انقلاب اسلامي ديد و با وجود فشارهاي سياسي و تبليغات گسترده جهاني نتوانست از اين محاصره خارج شود، تا اينكه به عمليات طبس در پنجم ارديبهشت ماه سال 1359 جهت آزادي گروگانهاي خود دست مي‌زد كه با شكست مواجه مي‌شود.
امريكا پس از ناكامي در عمليات طبس، به منظور تحت فشار قرار گرفتن ايران كودتاي نوژه را دامن مي‌زند كه با عدم موفقيت روبرو مي‌شود. آنگاه امريكا و متحدانش به اين فكر افتادند كه ايجاد يك غائله مرزي با توجه به اوضاع سياسي داخل و توان نيروهاي مسلح ايران مي‌تواند هدف او را تحقق ببخشد، از اين جهت طرح حمله نظامي به ايران در دستور كار متخصصان و كارشناسان سياسي و نظامي امريكا قرار گرفت، يكي از مقامات كاخ سفيد در اين باره اظهار داشت:
امريكا به بررسي عمليات احتمالي نظامي از قبيل محاصره دريايي و هوايي و جنگ در بيابان پرداخته است.
صدام حسين رئيس جمهور عراق با علم به راه حل نظامي امريكا همواره باطرح ادعاهاي واهي، مبني بر حاكميت بر اروندرود و استرداد جزاير سه‌گانه و... خود را به عنوان كانديداي حمله نظامي در منطقه مطرح مي‌نمود و براي جلب اعتماد امريكا شرايط سياسي و اقتصادي و نظامي خود را به نحو مطلوبي بهبود بخشيد.
خوب است قبل از بيان اوضاع سياسي و اقتصادي و نظامي رژيم عراق، در همين زمينه‌ها اوضاع ايران را در آن زمان اجمالاً بررسي كنيم، و اين بررسي و مقايسه نه تنها توانمندي رژيم عراق را نسبت به ايران ثابت مي‌كند، بلكه ما را به پاسخ اين سؤال كه آغازگر جنگ كيست؟ تحقيقاً كمك خواهد كرد.

الف) اوضاع سياسي

يكي از نشانه‌هاي بارز اوضاع سياسي ايران بعد از پيروزي انقلاب اسلامي حاكميت ليبرالهاست. تحقيقاً آغاز نخست‌وزيري مهندس بازرگان (16 بهمن 1357) تا سقوط بني‌صدر در تيرماه 1360 را مي‌توان دوران حاكميت ليبرالها ناميد. مهندس بازرگان و همفكرانش در سياست خارجي معتقد به عادي‌سازي روابط با امريكا، و سياست داخلي معتقد به جذب تمام گروهها و دستجات سياسي بودند، گروههايي كه از نظر ماهوي با حكومت اسلامي خصوصاً حكومتي كه در رأس آن ولي فقيه عادل و جامع‌الشرايط باشد، مخالف بودند. به همين دليل با ليبرالها در مقابل نيروهاي انقلابي و پيرو خط امام(ره) وحدت تاكتيكي برقرار كردند. از سوي ديگر دولت امريكا ضمن مثبت ارزيابي كردن روند تحولات داخلي ايران سعي مي‌كرد با حمايت از ليبرالها، سياس داخلي ايران را در جهت اهداف مورد نظر خود هدايت كند. به همين دليل با دخالت در اغتشاشات مناطق مرزي، نظير كردستان و گنبد و... ضمن مشغول كردن نيروهاي حزب الله و پيرو خط امام(ره) درصدد تثبيت موقعيت ليبرالها در مسند امور برآمد.
گروههاي چپ و راست نيز از اين موقعيت استفاده كرده و با حضور در مراكز مختلف از جمله كارخانه‌ها و دانشگاه‌ها تلاش گسترده‌‌اي را آغاز كردند و قصد داشتند با بهره‌برداري از اوضاع، در مصادر حساس نفوذ كرده و سرانجام رشتة امور را به دست گيرند، و با سياست گاهي به نعل و گاهي به ميخ سعي مي‌كردند ضمن حمايت از دولت بازرگان مشكلات پيش آمده را متوجه ليبرالها كنند.
در مقابل اين جريانات، نيروهاي اصيل انقلاب اسلامي كه از فرامين و دستورات امام خميني(ره) تبعيت مي‌كردند، براي حفظ دستاوردهاي انقلاب و اجراي احكام اسلام همه تلاش خود را به كار گرفتند، و در اين راستا با برگزاري رفراندوم 12 فروردين 1358 كه در آن نوع حكومت مشخص شد و نيز انتخابات مجلس خبرگان به منظور تدوين قانون اساسي و تشكيل مجلس شوراي اسلامي، قدمهاي بزرگي را در جهت تثبيت نظام مقدس جمهوري اسلامي برداشتند. امّا ايجاد جو ناآرام سياسي و فشارهاي رواني از سوي گروهكها و تفرقه‌افكني در صفوف ملت با تحريك عوامل خارجي در سايه حاكميت ليبرالها، وضعيتي را به وجود آورد كه براي نيروهاي مؤمن و حتي خود حضرت امام(ره) قابل تحمل نبود.
نكته قابل توجه در مورد ليبرالها اين است كه سابقة مبارزاتي آنها عليه رژيم پهلوي نظير سياست كشورداري آنها در بعد از انقلاب بوده است، آنها نه‌تنها هيچگاه مبارز جدي نبودند، بلكه اساساً اعتقادي هم به سرنگوني رژيم پهلوي نداشنتد، با وجود اين بعد از پيروزي خود را متولي اصلي انقلاب قلمداد كرده و حتي امام(ره) را از چهره‌هاي مبارزي مي‌دانستند كه به سلك آنها پيوسته است. روي كار آمدن مهندس بازرگان به عنوان نخست‌وزيري از سوي حضرت امام(ره) بر اساس تدبير خاصي صورت گرفته بود. زيرا امام راحل(ره) به خوبي مي‌دانست كه اگر بخواهد ليبرالها و هر مدعي ديگري مانند بني‌صدر را با علم به بي‌كفايتي آنها اصلاً وارد صحنه سياست نكند، براي هميشه مخلّ نظام جمهوري اسلامي خواهند بود. (الآن هم با آن همه رسوايي مدعي خيلي چيزها هستند) زيرا با يدك كشيدن سابقه زندان و مبازره كه با حمايت بعضاً جناح‌هاي مذهبي همراه بود، در شرايط نارس سياسي و فكري جامعه، انقلاب اسلامي را با مشكل عمده‌اي مواجه مي‌ساختند.
بدين ترتيب امام(ره) تصميم گرفت كه ليبرالها را وارد صحنه كند تا امتحان خود را پس داده و براي هميشه طومار آنها در هم پيچيده شود، و از نظر معظم‌له بهترين زمان همان شرايط اوليه انقلاب بود. لذا ملاحظه مي‌كنيم كه امام راحل(ره) به عنوان حافظ اصلي انقلاب اسلامي چگونه ليبرالها را در رسيدن به اهداف خود با وجود حاكميت در دستگاههاي اجرايي كشور ناكام مي‌گذارد. البته ليبرالها هم به گمان اينكه همه چيز را به دست گرفتند، با شتاب‌زدگي هرچه بيشتر باعث افول عمر كوتاه سياسي خود شدند. زيرا با علني كردن اهداف پنهان در سخنرانيها و مصاحبه‌ها حتي برقراري رابطه با امريكا و ملاقات با سران آنها، نيروهاي انقلاب و پيرو خط امام(ره) را در شرايطي قرار داد تا به مركز هدايت و سازماندهي اين توطئه‌ها يعني سفارت امريكا حمله‌ور شده و بنا به فرمودة امام(ره) انقلابي بزرگتر از انقلاب اول را به وجود آورند.
اگرچه اشغال سفارت امريكا توسط دانشجويان پيرو خط امام و افشاي اهداف توسعه‌طلبانه امريكا و پرده برداشتن از ارتباط بعضي از سران دولت موقت موجب سقوط دولت مهندس بازرگان شد، لكن حكومت ليبراليسم با انتخاب بني‌صدر به عنوان رئيس جمهور همچنان به حيات خود ادامه داده و با سياست حذف نيروهاي انقلابي از تمام صحنه‌ها، اطمينان امريكا و گروهكهاي وابسته به او در داخل را بيشتر از دولت موقت به خود جلب نمود. در مجموع عوامل فشار بر عليه خط امام و نيروهاي وفادار به اين خط را مي‌توان در موارد زير خلاصه كرد:
الف) فشار سياسي امريكا به منظور آزاد كردن جاسوسان خود در سفارت امريكا، كه با حفظ موقعيت سياسي ليبرالها همراه بوده است. در اين مورد مي‌توان قطع ارسال تجهيزات نظامي و تجاري و توقف واردات امريكا به ايران توسط كارتر رئيس جمهور موقت امريكا، لغو پروازهاي امريكا به ايران و صدور رواديد براي ايرانيان و توقيف دارائيهاي ايران در بانكهار امريكا را نام برد.
ب) تشديد بحرانها و ناآراميهاي مرزي در استان كردستان.
ج) طرح حمله نظامي در واقعة طبس به بهانه آزاد ساختن گروگانهاي امريكايي در ايران.
د) درخواست امريكا از كشورهاي عضو بازار مشترك اروپا مبني بر تحريم اقتصادي ايران و موافقت آنها.
هـ) ايجاد جو شديد تبليغاتي و جنگ رواني عليه نيروهاي مؤمن و انقلابي با تحريك گروهكهاي داخلي خصوصاً سازمان منافقين.
و) بالاخره محور قرار دادن بني‌صدر رئيس جمهور وقت در اجراي اهداف داخلي و ايجاد وحدت تاكتيكي بين همة گروههاي مخالف در لواي بني‌صدر و استفاده از موقعيت و امكانات تبليغاتي رئيس جمهور در راستاي تحقق آن.
سرانجام با اين فشارها نتوانستند نيروهاي مكتبي را از صحنه‌هاي مختلف انقلاب حذف و حاكميت ولايت فقيه را تضعيف كنند. و بر اساس تحليل‌هاي محاسبه‌شده ايجاد يك غائله‌ مرزي و درگير شدن با رژيم عراق را براي شكست نيروهاي مكتبي مؤثر ديدند، از اين رو تفسير نادرست از مفهوم صدور انقلاب كه تحريك دولت‌هاي مرتجع منطقه خصوصاً رژيم عراق، عليه انقلاب اسلامي و شخص حضرت امام(ره) را به همراه داشت، براي شروع مناسب دانستند، زيرا رژيم بعثي عراق با داشتن بيشترين شيعه و وجود عتبات مقدسة امامان شيعه در آن كشور خود را اولين كانون سرايت صدور انقلاب اسلامي تلقي مي‌كرد، لذا پيش از سران دولتهاي ديگر منطقه احساس خطر نمود و با شهادت آيت الله صدر و خواهرش به قلع و قمع نيروهاي جوان مذهبي مي‌پردازند.
امريكا با مثبت ارزيابي كردن اين استراتژي علاوه بر تبليغات بين‌المللي و منطقه‌اي، سياست تبليغاتي داخلي ايران را نيز در جهت تحريك رژيم عراق هدايت مي‌كرد. و در آن سو رژيم عراق را وادار به ارسال گزارش تحريكات داخلي ليبرالها به مجامع بين‌المللي مي‌كرد تا حمله سراسري آنها را در آينده موجه جلوه دهد. براي نمونه وزارت خارجه عراق در تاريخ 16 مه 1980 به دبير كل سازمان وحدت آفريقا نوشت:
دولت ايران، سه جزيره عربي را كه شاه با زور و با تخلف از قوانين و عرف بين‌المللي اشغال كرده بود هنوز در تصرف خود دارد، به‌علاوه دولت ايران در امور داخلي كشورهاي ديگر ما صدور به اصطلاح انقلاب ايران دخالت مي‌كند و آنها را تهديد به اعمال زور مي‌نمايد. به علاوه فرمانده نيروي زميني ايران پس از ملاقات با امام خميني و بني‌صدر در تاريخ 7 آوريل 1980 اعلام داشت كه عدن و بغداد متعلق به ماست.
متأسفانه بعضي از شخصيتهاي سياسي و نظامي وقت هم در مورد مالكيت ارضي تيسفون و مدائن و بصره و ديگر اراضي عراق سخن گفته و يا مصاحبه كردند و اگرچه بعضاً نيت سوئي نداشته و بيشتر به خاطر بزرگ جلوه دادن توان نظامي ارزش ايران بوده است، لكن در مجموع اين گونه تليغات خوشايند ليبرالها در راستاي سياست تحريك عراق بوده است. سعدون حمادي نمايندة دولت بعثي عراق هم در سازمان ملل متحد انگشت روي همين نقطه نظرات گذاشت و با جمع‌بندي از صدور انقلاب، جمهوري اسلامي را به تمايلات كشورگشايي متهم كرد.
امام راحل( رحمت الله علیه ) كه در هر مقطعي متوجه نقشه‌هاي شوم دشمنان بوده و بلافاصله راههاي خنثي‌سازي آن را پيش‌بيني مي‌فرمودند، اين بار نيز تلقي نادرست و مغرضانه دشمن در مورد صدور انقلاب را به خوبي دريافته و براي آگاه كردن اذهان آحاد ملت فرمودند:
اين معني غلط را از صدور انقلاب برداشت نكنند كه ما مي‌خواهيم كشورگشايي كنيم. ما همة كشورهاي مسلمين را از خودمان مي‌دانيم. همة كشورها بايد در محل خودشان باشند... معني صدور انقلاب ما اين است كه همه ملتها بيدار شوند و خودشان را از اين گرفتاري كه دارند و تحت سلطه‌اي كه هستند و از اين كه همه مخازن آنها دارد به باد مي‌رود و خودشان به نحو فقر زندگي مي‌كنند، نجات دهند... ما مي‌خواهيم اين چيزي كه در ايران واقع شد، اين بيداري و اينكه خودشان را از ابرقدرتها فاصله دادند و دست آنها را از مخازن خود كوتاه كردند، اين در همه ملتها و در همة دولت‌ها واقع بشود، آرزوي ما اين است.
دليل روشن ما در اينكه بني‌صدر مي‌خواست از بحران تجاوز رژيم عراق به ايران در جهت حذف نيروهاي مكتبي و در رأس همه آنها روحانيت آگاه و متعهد به ولايت فقيه خصوصاً شخص شهيد آيت الله دكتر بهشتي استفادة مطلوب را ببرد، موضع‌گيري‌هاي ايشان در ايّام بعد از تجاوز سراسري رژيم عراق است. بني‌صدر از يكسو هيچ‌گونه برنامه‌ريزي عملياتي براي دفع تجاوز دشمن كه بخض اعظمي از خاك كشورمان را در غرب و جنوب تحت اشغال خود داشت، نمي‌كرد و اصلاً اعتقادي به مقابله با آنها به خاطر هدف مذكور نداشت و از سوي ديگر علت ناتواني و عدم برنامه‌ريزي عملياتي كوتاه‌مدت و درازمدت را مزاحمت و كارشكني گروه اقليتي (نيروهاي مكتبي) در داخل مي‌دانست و همه ناكامي در حفظ مرزها و عقب‌نشيني‌ها را به خرج نيروهاي مكتبي تجزيه و تحليل مي‌كرد. به عنوان نمونه ايشان در سخنراني 14 اسفند 59 گفت:
در داخل كشور كساني هستند كه موافق پيروزي ما در اين جنگ نيستند و پيروزي ما را خطرناك‌تر از پيروزي دشمن مي‌دانند، اينها كه نمي‌آيند به طور علني بگويند ما با پيروزي نيروهاي مسلح مخالفيم، آنها عمده كوشش خود را صرف تضعيف رئيس جمهور و شكستن روحيه نيروهاي مسلح ما كرده‌اند و هر روز يك دروغ را مي‌سازند و مي‌روند از تريبونهايي كه دارند، در ميان مردم شايع مي‌كنند.
از نظر بني‌صدر جنگ ايران و عراق را بايد جنگ تصفية نيروهاي خط امام ناميد، ايشان دقيقاً با دستاويز قرار دادن مسائل جبهه، حركت نيروهاي مكتبي را كه با سياست هدايت‌شدة او از سوي امريكا مخالفت مي‌كردند، به عنوان تضعيف نيروهاي مسلح قلمداد مي‌كرد،‌ و خلاصه اينكه شكست نيروهاي انقلابي و مكتبي و در نهايت حذف خط ولايت فقيه براي بني‌صدر از دفع تجاوز بيگانه مهم‌تر بود. تبليغات شديد او و هوادارانش با استفاده از موقعيت رياست جمهوري عليه نيروهاي وفادار به انقلاب و امام راحل(ره) و ممانعت از حضور نيروهاي مردمي در جبهه‌ها و عدم تجهيز سپاه پاسداران انقلاب اسلامي و... دلائل روشني هستند كه نشان مي‌دهد بني‌صدر قبل از هر چيزي مي‌خواست با استفاده از حربة جنگ تكليف خود را با نيروهاي مكتبي در داخل روشن كند، و با ظاهر شدن در صفحة تلويزيون با لباس رزم و يا مصاحبه در جبهه‌ها مي‌خواست به مردم بفهماند كه رئيس جمهور شما به فكر جنگ است، منتهي اگر پيشرفتي نيست، به خاطر مشكلاتي است كه نيروهاي مخالف رئيس جمهور ايجاد مي‌كنند و با اين عوام‌فريبي قصد داشت مردم را عليه نيروهاي مخلص انقلاب بشوراند. بني‌صدر در سخراني مفتضحانه خود در 14 اسفند 1359 از اين نيت باطني خود پرده بر مي‌دارد:
مطمئنم كه مردم امروز ما و نه تاريخ،‌ كساني را كه به هر بهانه روحيه نيروهاي مسلح را تضعيف مي‌كنند، نخواهند بخشيد... نيرويي كه در جبهه است در صورتي كه وسايل و ابزار خود را كافي نبيند، روحيه‌اش پايين مي‌آيد، در صورتي كه جوي را پشت سر خود مي‌بيند كه جو تحقير و بهانه‌جويي باشد، جو شايعه‌سازي باشد، تضعيف مي‌شود و اين خيلي تضعيف‌كننده است.
به طوري كه ملاحظه مي‌شود، بني‌صدر بين شيطنت‌هاي خود و مسائل جبهه پيوند مي‌زند و تضعيف خود را تضعيف نيروهاي مسلح مي‌داند و مفهومش آن است كه كساني كه نگران سرنوشت جنگ هستند، بايد از رئيس جمهور حمايت كنند و ماجراجويي‌هاي او را به مصالح انقلاب اسلامي بدانند، كه البته تا حدودي شگردهاي او كارگر واقع شد و شخصيت‌هاي بزرگي چون شهيد دكتر بهشتي(ره) در مظلوميت كامل قرار گرفتند. البته زماني حملات بني‌صدر عليه نيروهاي انقلابي اوج مي‌گيرد كه شهيد رجايي به عنوان نخست‌وزير مأمور تشكيل كابينه مي‌شود و تثبيت دولت او مي‌توانست به كلي ليبرالها را در رسيدن به مقاصد خود ناكام بگذارد. فلذا سخنراني 17 شهريور بني‌صدر در ميدان شهداء كه با صحنه‌داري سازمان منافقين برگزار شد، خطر به اصطلاح گروه اقليتي را از خطر امريكا و حضور دشمنان در خاك كشورمان بيشتر دانست. ظاهراً بني‌صدر سي مي‌كرد برخلاف ميل باطني، خود را هماهنگ با حضرت امام(ره) نشان دهد و قبل از حذف نيروهاي مكتبي برخورد با ولايت فقيه را به مصلحت خود نمي‌ديد، لذا در همين سخنراني براي اينكه خود را خط امامي جلوه دهد، گفت:
خط اصلي امام خط وحدت است،‌ وحدت مردم را با مرزبندي‌هاي قلابي بر هم نزنيد... اگر نخستين رئيس جمهور ايران خدايي نكرده، مخالف امام بنيانگذار جمهوري است، آن كسي كه موافق است، ‌كيست؟
البته نيروهاي مكتبي هم در مقابل شيطنت ليبرالها و گروهكهاي وابسته، بيكار نشسته و با افشاي اهداف پنهان آنها، اذهان مردم را روشن مي‌ساختند، به طوري كه حضرت حجت‌الاسلام و المسلمين هاشمي رفسنجاني در پاسخ به اتهامات بني‌صدر گفت:
من آماده‌ام تا دلائل خود را مبني بر عدم توافق صد در صد با آقاي بني‌صدر اعلام كنم و بگويم كه چرا ما نمي‌توانيم به طور همه جانبه با ايشان مثل آقاي رجايي موافق باشيم، خلاصه همانقدر كه ايشان از حكومت مكتبي‌ها وحشت مي‌كنند، ما هم به همان اندازه از حكومت ليبرالها وحشت داريم و نمي‌توانيم بعد از انقلاب تحمل بكنيم كه يك ليبراليسم بر كشور حكومت بكند كه انقلاب به كلي نابود بشود كه هيچ روح اسلام و روح رهبر و روح شهداء با آن موافق نيست... ايشان يك اقليتي را مورد نكوهش قرار مي‌دادند كه من دلم مي‌خواست كه ايشان آنقدر شهامت به خرج مي‌دادند كه صريح نام آن اقليت مجاهدين انقلاب اسلامي‌اند؟ يا دانشجويان پيرو خط امامند؟ آيا مدرسين حوزة علميه قمند؟ كي هستند اينها! يا همه اينها هستند.
آن كسي كه رئيس جمهور است و فرماندهي كل قوا هم به او تفويض شده است، جنگ را به وفق مراد خود مي‌بيند و به جاي بيرون راندن دشمن از خاك كشور، آن را دست‌ماية خوبي براي سركوب كردن و حذف نيروهاي مكتبي و وفادار به انقلاب اسلامي مي‌داند، و از سوي ديگر نيروهاي دلسوز و عاشقان ولايت از كوچكترين وسيلة دفاعي محروم بوده و تحمل چنين شرايطي براي آنها بسيار دردناك و كشنده بود.

ب) اوضاع اقتصادي ايران

مشكلات اقتصادي ايران در سالهاي 58 و 59 كمتر از مشكلات سياسي نبود، در سالهاي قبل از پيروزي به دليل اعتصابات انجام گرفته در بخشهاي اقتصادي كشور بويژه در شركت نفت كه اقتصاد ايران به فروش آن بستگي داشت، عملاً اقتصاد كشور فلج شده بود، اگرچه بعد از پيروزي انقلاب اسلامي، به فرمان امام راحل(ره) كارگران و كارمنداني فعاليت خود را از نو آغاز كردند. لكن به دليل عدم انسجام سياسي در داخل و تحريك گروهكهاي وابسته حركت اقتصادي شكل مناسبي نداشت. در مجموع مشكلات اقتصادي را قبل از شروع تجاوز رژيم عراق به ايران مي‌توان به شرح زير خلاصه كرد:
الف) معلق ماندن قراردادهاي اقتصادي به كشورهاي غربي كه عمدتاً در زمان رژيم پهلوي منعقد شده بود.
ب) تشكيل سازماندهي مراكز اقتصادي و توليدي به دليل فرار كارشناسان فني به خارج از كشور.
ج) مشكل فروش نفت و توطئه دشمنان خارجي در بازارهاي نفتي و ايجاد تزلزل در قيمت پايه‌اي نفت در سازمان اوپك.
د) فقدان سيستمي تعريف‌شده كه بتواند الگوهاي ارائه شده از سوي امام راحل(ره) را در قالب برنامه‌هاي اجرايي جامه عمل بپوشاند و دورنماي روشني از چهرة اقتصاد ايران را ترسيم نمايد.
هـ) بلوكه شدن دارائي‌هاي ايران در بانكهاي امريكا و تحريم اقتصادي ايران.
و) حركت كند چرخهاي اقتصادي به دليل عدم امكان تهيه و خريد لوازم يدكي كارخانجات و اغتشاش گروهكها در محيط‌هاي كارگري.
ز) عدم پيش‌بيني راه‌حل‌هاي اقتصادي متناسب با استراتژي عدم وابستگي به شرق و غرب با حفظ سياست و مبارزات دائمي با امريكا.
علاوه بر دلائل مذكور، تمايل ليبرالها به برقراري رابطه با امريكا بويژه در بعد اقتصادي، فرصت برنامه‌ريزي و تدوين الگوهاي اقتصادي بر مبناي رهنمودهاي حضرت امام خميني(ره) را از نيروهاي مكتبي سلب كرده بود، و در مجموع دورنماي استقلال اقتصادي را خدشه‌پذير جلوه مي‌داد.

ج) اوضاع نظامي ايران

اوضاع نظامي ايران در سالهاي 58 و 59 به مراتب بدتر از اوضاع سياسي و اقتصادي بوده است. ارتش جمهوري اسلامي بعد از پيروزي انقلاب اسلامي در 22 بهمن سال 57 دچار تحولات عمده‌اي گرديد. زيرا ساختار ارتش متناسب با منافع شاه و اولويت‌هاي سياسي امريكا در منطقه بوده است و با آن ساختار نمي‌توانست در خدمت اهداف انقلاب اسلامي قرار گيرد. حضرت امام خميني(ره) ضمن تأكيد بر حفظ انسجام ارتش، فرصت لازم را در اختيار اين نيرو قرار داد تا ساختار جديد خود را بر مبناي معيارهاي ارتش مكتبي توسعه دهد، در كنار اين مأموريت مهم با مشكلات جانبي ديگري مواجه بود كه عمده‌ترين آنها عبارتند از:
الف) خروج كارشناسان نظامي و فرار فرماندهان نظامي به خارج از كشور كه عمدة فنون و تخصص‌هاي نظامي را در اختيار داشتند.
ب) كاهش نيروهاي ارتش توسط دولت بازرگان، به طوري كه در تاريخ 9/2/58 اعلام داشت كه ايران به ارتش 50 هزار نفري نيازي ندارد و تعداد ارتشيان كاهش خواهد يافت.
ج) اقدام مشكوك دولت بازرگان در زمينه لغو قراردادهاي نظامي، از قبيل لغو قرارداد خريد شش فروند زيردريايي از آلمان و لغو قراردادهاي نظامي امريكا، كه در مجموع كاهش توان نظامي و عدم امكان توسعة طرحهاي ساختاري ارتش هدف آن بوده است.
د) كاهش مدت خدمت سربازي از 24 ماه به 12 ماه و اعزام كادرهاي ارتش به محلهاي سكونت و زادگاه خود، از ديگر اقدامات دولت بازرگان است كه سازمان ارتش را دچار تزلزل كرد.
هـ) شعار انحلال ارتش از سوي گروهكهاي مخالف هماهنگ با سياست كاهش توان دفاعي ارتش از سوي ليبرالها.
و) كودتاي نوژه و فرار تعدادي از عناصر ارتشي كودتا در تيرماه 1359 به خارج از كشور بويژه عراق، كه اطلاعات ارزشمندي از توان دفاعي ايران را در اختيار مسئولان عراق قرار داد.
دشمنان انقلاب اسلامي خصوصا امريكا با اطلاع دقيق از ماهيت ارتش ايران، بر اين باور بودند كه در رويارويي با مشكلات نظامي، كارايي لازم را نخواهد داشت. از اين رو در ارزيابي خود ارتش ايران را ضربه‌پذير مي‌دانستند، و اين خود در ايجاد انگيزه جهت تجاوز مرزي به ايران مؤثر بوده است. اگرچه در كنار ارتش، سپاه پاسداران انقلاب اسلامي هم مشكل گرفت، لكن درگيريهاي مرزي در استانهاي كردستان، خوزستان، سيستان و بلوچستان در كنار شورشهاي آذربايجان و تركمن‌صحرا موجب گرديد كه سپاه به شدت با بحرانهاي داخلي درگير باشد و فرصت لازم را براي گسترش سازمان نظامي خود نيابد. در هر حال توان دفاعي كشور در حدي نبوده است كه بتواند با هجومي سراسري در مرزهاي غربي و جنوبي كشور مقابله كند، و اين واقعيتي بود كه از چشم محافل بين‌المللي و منطقه‌اي به دور نماند و تماماً چهرة نامطلوبي از وضعيت نظامي و دفاعي ايران ترسيم مي‌كردند و نيز تصميم‌‌گيرندگان حمله عراق به ايران در تجزيه و تحليل خود از اوضاع ايران، ضعف بنية دفاعي كشور ايران را به نقطة اميد صدام براي حمله و پيروزي سه روزه مبدّل كرده بود، و اين مطلبي است كه سران رژيم عراق قبل از حمله با صراحت آن را ابراز مي‌كردند، به عنوان نمونه، طارق عزيز وزير امور خارجه عراق سه ماه قبل از حمله طي تحليلي از اوضاع ايران مي‌نويسد: « امروز ارتش ايران از هم پاشيده شده است. »
منبع: پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس


باز منتشر شده توسط hasantaleb در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط hasantaleb با 99950 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 31
     درج شده در 374 روز و 18 ساعت و 42 دقیقه قبل
    
نویسنده : محمدرضا اميني




 
اگر ما در جنگ هشت‌ساله با دنياي استکبار شکست مي‌خورديم و قسمتي از خاک ايران عزيز اسلامي اشغال مي‌شد و هرگز نمي‌توانستيم آن را پس بگيريم، چه تفسيري از جنگ هشت‌ساله داشتيم؟ اساساً تفسير ما از پيروزي در جنگ چيست؟ قصد داريم به نقطه كانوني اين سؤالات و از زبان امام، پاسخ بدهيم.
هر کس کوچک‌ترين شناختي از امام‌(ره) داشته باشد، اعتراف مي‌كند که مرکز ثقل و کانون نگرش امام به هر پديده‌اي«جهان‌بيني توحيدي» وي بود چنان‌که بهترين شاگرد مکتب او، مقام معظم رهبري(حفظه الله) مي‌فرمايند: «همه رفتار‌ها و همه مواضع امام حول محور خدا و معنويت دور مي‌زد. امام به اراده تشريعي پروردگار اعتقاد و به اراده تکويني او اعتماد داشت و مي‌دانست کسي که در راه تحقق شريعت الهي حرکت مي‌کند، قوانين و سنت‌هاي آفرينش کمک‌کار اوست. او معتقد بود که: «و لله جنود السماوات و الارض و کان الله عزيزا حکيما.» لذا انديشه و عمل امام نيز به مثابه يک کل منسجم مي‌تواند نگريسته شود و مؤلفه‌هاي مديريتي و عرفاني و تربيتي از آن استخراج گردد.
جنگ در نگاه توحيدي امام به عنوان صحنه آزمايش و ابتلاء الهي معرفي مي‌شود: «ملت شهيد پرور ايران بدانند اين روز‌ها روز امتحان الهي است.» ايشان به حال کساني که در اين صحنه بي‌تفاوت بودند، تأسف مي‌خورند و هدفي که در اين صحنه امتحان ترسيم شده را چنين بيان مي‌کنند: «خداوندا! تو خود مي‌داني که ما براي برپايي پرچم دين تو قيام کرده‌ايم و براي برپايي عدل و داد در پيروي از رسول تو، در مقابل شرق و غرب ايستاده‌ايم.» با چنين نگاهي مي‌توان جنگ را به «كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتالُ وَ هُوَ كُرْهٌ لَكُمْ وَ عَسى‏ أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ عَسى‏ أَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُون‏» تفسير کرد و آن را نعمتي الهي دانست. چرا که آنچه معيار ارزش‌گذاري در همه پديده‌‌ها است، نسبت ميان آن پديده و «سبيل الله» است؛ پس اگر در مسير تحقق کلمه توحيد و اعتلاي آن بود، ارزشمند است و الا ضد ارزش؛ «قتال در راه خدا و راه مستضعفين در رأس همه برنامه‌هاي اسلام است. وَ ما لَكُمْ لا تُقاتِلُونَ في‏ سَبيلِ اللَّهِ وَ الْمُسْتَضْعَفين‏...».
در انديشه امام آنچه مهم است، قدم نهادن در «مسير تحقق اهداف اسلامي» براي «انجام تکليف» شرعي است و اين نقطه‌اي است كه بر آن پاي خواهيم فشرد.
با توجه به نگاهي که حضرت امام داشتند «تدبير» در ذيل «تکليف» است و مسئله جدايي از آن نيست که بخواهيم به صورت مستقل مورد تحليل و تفسير قرار دهيم. مهم، شناخت صحيح تکليف است که امام به عنوان عارف و اسلام شناس آگاه به زمان و مکان، تکليف را تشخيص مي‌دهد و آن را به سربازان و مديران لايق خود يعني بسيجيان غيرتمند با ايمان و «تکليف گرا» آموخته‌اند.
امام راحل در باب تکليف مي‌فرمايند: «ما بنا داريم به تکليف عمل کنيم. ما مکلفيم که با ظلم مقابله کنيم... ما مکلفيم از طرف خداي تبارک و تعالي که با ظلم مقابله کنيم.» بنابر چنين ديدگاهي، «شکست» و «پيروزي» به معناي مصطلح آن، معنايي ندارد. آنچه مهم است انجام تکليف است: «صدام چه رفتني باشد چه نرفتني، ما يک تکليف داريم (که) ادا مي‌کنيم.»
«ما از اينکه يک عده‌اي از ما کشته شوند و يک عده‌اي از آن‌ها را بکشيم، باکي نداريم. براي اينکه ما روي تکليف داريم عمل مي‌کنيم.»
«اوضاع به نظر اين‌جانب مهم نيست و خداوند رب‌البيت است. ما بايد به تکليف خود عمل کنيم. نتيجه حاصل شود يا نشود به ما مربوط نيست، با خود اوست.»
پيروزي واقعي زماني به دست مي‌آيد که تکليف انجام شده باشد و شکست واقعي جايي است که اين تکليف بر زمين مانده باشد: «اگر ما به تکاليفي که خداي تبارک و تعالي براي ما تعيين کرده عمل بکنيم، باکي از اين نداريم که شکست بخوريم.» در چنين منظومه‌اي حركت در مسير تكليف شكستي ندارد: «شکست ظاهري مهم نيست...اين عالم شکست ندارد. کسي که رابطه با خدا دارد، شکست ندارد.»؛ «نبايد نگران باشيم که مبادا شکست بخوريم. بايد نگران باشيم که مبادا به تکليف عمل نکنيم؛ نگراني از خود ماست...اگر به تکليف خودمان عمل نکنيم شکست خورده هستيم؛ خودمان را شکست داده‌ايم.»
از نگاه امام در مقابل شکست ظاهري، پيروزي ظاهري نيز وجود دارد و آن زماني است که در پديده‌اي چون جنگ، هدف تنها اخراج دشمن و شکست نظامي آن، منظور شده باشد که اين باور در قاموس فکري امام چيزي جز«توهم پيروزي» معنا نمي‌شود و اينگونه پيروزي نه تنها مفيد نيست، بلکه از آن حيث که انسان را از برداشتن قدم‌هاي متعالي بازمي دارد، مضر هم مي‌باشد: «نبايد خيال کنيم که ما ديگر تمام شد کارمان؛ پيروز شديم. اين توهم پيروزي براي ما سستي مي‌آورد.»؛ «لکن پيروزي اين نيست که ما فقط طاغوت را از بين ببريم. پيروزي اصيل آن است که ما بتوانيم متبدل شويم به يک موجود انساني، الهي، اسلامي، که همه کارهايمان، همه عقايدمان، همه اخلاقمان، همه اسلامي باشد.» بر همين اساس، پيام قطعنامه ايشان بيش از آنکه بوي اتمام جنگ را بدهد، وعده شروع مبارزه‌اي است که ابعاد آن بسيار وسيع‌تر و فراتر از جنگ هشت‌ساله است.
پاسخ به پرسش اينكه چه تفسيري از جنگ هشت ساله داشتيم؟ چيزي جز اين نيست كه اگر به تكليف خود عمل كرديم، پيروز واقعي ميدان بوديم و پيروزي و شكست ظاهري فرع، پيروزي و شكست واقعي است، دستاوردهاي جنگ، چه در دايرة زماني هشت‌سال و چه بعد از آن ثابت كرد كه پيروز واقعي اين جنگ مردم ايران زمين به ويژه امام و شهيدان بودند و جنگ واقعي ما و دستاورد واقعي ما نه در جغرافياي مرزهاي ظاهري بلكه در جغرافياي به وسعت مرزي اعتقادي و ايمان رخ داد.
منبع: ماهنامه امتداد شماره 52



باز منتشر شده توسط hasantaleb در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط hasantaleb با 99950 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 40
     درج شده در 374 روز و 18 ساعت و 42 دقیقه قبل
    
نویسنده:سجاد سرلک




 

پس از جنگ‌ فقط فرهنگ رزمندگان تهرانى به عنوان فرهنگ جبهه جمع‌آورى شد و فقط فرهنگ بسيجى‌‌هاى تهران در سينماى جنگ و صدا و سيما، تجلى و بازتوليد شد و از فرهنگ غنى چند فرهنگى جبهه غفلت شد، چرا که در جبهه‌ها، مذاهب مختلف اسلامى و غيراسلامى شهرها و روستاها و عشاير، پولدار و بى‌پول و ... و در يک کلام مردم يا تمامى اقشار بودند که سرنوشت جنگ را رقم مى‌زدند
انقلاب اسلامى ايران سرنوشت خاورميانه را رقم زد و آن را درمسير تحولى ديگر، برخلاف چند قرن اخير قرار داد. حمله عراق به ايران و نبرد و دفاع جانانه ايران با استفاده از نيروهاى مردمى (به طور اصلي( مکملى ديگر بر انقلاب اسلامى ايران شد. لذا جنگ و دفاع مردم، نه تنها انحراف يا مانعى بر سر راه انقلاب، بلکه تکميلى بر آن شد. پس مطالعه انقلاب و جنگ مکمل هم بوده و مطالعه تاريخى يکى بدون ديگري، اشتباهى بزرگ است. جنگ نزديک به يک دهه طول کشيده است؛ اين زمان کافى بود که همه جهان از چنين جنگى خبردار شده حول و حوش اين جنگ طولانى تحليل ارائه دهند، به همين دليل، اين جنگ سبب اطلاع يافتن جهان از انقلابى شد که پيش از آن صورت گرفته بود. چون انقلاب ايران، انقلابى با يک پيام جهانى بود، جنگ بعد از آن نيز يک جنگ جهانى عليه ايران بود که مى‌توان آن را در قالب روابط بين‌الملل آن زمان مشاهده کرد. واکنشگران جنگ اعم از ستادى و اجراى نظامى آن با همين نظر، در جنگ شرکت داشتند و سطوح کنشى نيز براساسى جهانى تنظيم شده بود که از بوم و سنت ايرانى شروع مى‌شد و به کنش جهانى مى‌رسيد. در مقابل، کنش جنگى عراق از مدرنيسم چپ شروع شده بود که عليه انقلاب سنت‌گراى ايران انجام مى‌پذيرفت. اجراى جنگ به عهده مدرنيسم چپ، در دو جبهه شروع شده بود؛ يکى شرق ايران در افغانستان حضور شوروى در غرب و حضور عراق در ايران، ولى در جنگ عراق عليه ايران، مدرنيسم راست (غرب( از آن پشتيبانى کامل به عمل مى‌‌آورد. در ابتدا جنگ توسط مدرنيسم چپ (بنى‌صدر( فرماندهى مى‌شد و چون مدرنيسم چپ در مقابل مدرنيسم چپ قرار داشت، جنگ به حالت رکود درآمده بود، ولى در جنگ داخلى ميان سنت و مدرنيسم چپ در ايران، در نهايت سنت پيروز شد و مدرنيسم به جايگاه و محل تولد آن (فرانسه( بازگشت و سنت باتکيه بر سنت توانست، مدرنيسم ايران را از خاک ايران (فتح‌المبين و بيت‌المقدس( بيرون کند. پيروزى‌هاى عملياتى ايران تا زمانى که بر سنت تکيه مى‌کرد،‌ ادامه داشت، ولى لحظه‌اى که در داخل ايران گرايش به مدرنيسم راست شروع شد، تاثير شديدى بر وضعيت جنگ گذاشت؛ جنگ تابع سياست‌بازى شده بود، به جاى آنکه سياست تابع جنگ شود و اين سبب شد که فضاى جبهه‌ها عوض شود،‌ فضايى که پيروزى‌آور نبود، بلکه بحران‌آفرين شده بود. بحران از پشت جبهه به درون جبهه وارد مى‌‌شد.
فضاى جنگ داراى يک سير خاص بود.1 . مدرنيسم چپ فرانسوى با مايه‌اى کم از مذهب (بنى‌صدر( 2‌. مدرنيسم چپ بومى با مايه مذهبى قومى که در قالب عدالت‌طلبى به مالکيت عمومى مى‌پرداخت و دولتى‌کردن تمامى سطوح جامعه را در نظر داشت؛ اين دوره سطوح ميانى جنگ را تشکيل مى‌داد که در پناه آرامشى که از پيروزى‌هاى اوليه جنگ در پناه سنت به دست آمده بود، قرار داشت.3. مدرنيسم راست مذهبى که در عکس‌العمل نسبت به مدرنيسم چپ به وجود آمده بود و سخت بر نسبيت‌ها تاکيد مى‌کرد؛ نسبيت در معرفت دينى و عصرى بودن معرفت سنتي. اين جريان سخت بر مشروعيت ادامه جنگ تاثير گذاشت و سياست مقدم بر جنگ قرار داده شد. مدرنيسم راست پس از جنگ به صورت افراطى در قالب تعديل اقتصادى با تعديل عرضه و تقاضا شروع شد و ديگر احتياج به توجيه مذهبى نداشت، بلکه مستقيم به طرف عملگرايى رفت و “کابينه کاري” تشکيل شد که نشان از غيرارزشى بودن بازسازى بعد از جنگ داشت و اجراى مدرنيسم راست را به عهده گرفته بود؛ يعنى ليبراليسم دولتى اقتصادى با سرمايه‌دارى دولتى - خصوصي، يک نوع جدايى عميق از فضاى حاکم بر جنگ را خبر مى‌داد. نتيجه اين سياست اقتصادى در بعد نخبگان، ديدگاه ليبراليسم اقتصادى بود که در قالب جامعه مدنى و شعار آن خلاصه مى‌‌گشت که از يک مفهوم شروع مى‌‌شد و آن کلمه اصلاح بود که در مقابل انقلاب و بسيج سياسى مطرح شد؛ يعنى مفهوم اصلاح براى نقد انقلاب به کار مى‌رفت و چون انقلاب نقد مى‌‌شد، مفهوم جنگ و جنگاوران ايران نيز مورد نقد واقع شدند؛ هرچند در ابتدا به عنوان يک مکتب انتقادي، به دنبال عدالتجويى در عين آزادى‌جويى بود ولى در آخر (به دنبال اثر تعديل يا ليبراليسم اقتصادي( مطرح شد و عدالت فراموش شد. مقدم شدن سياست بر جنگ در انتهاى جنگ، سبب شد که جنگ راکد شده و عمليات‌ها باتوجه به سياست‌هاى بين‌المللى و سياست خارجى انجام شود و اين منظر، سبب طولانى شدن جنگ و توجه جبهه‌ها از درون به جامعه مى‌شد. اين انحراف نظر سبب تغيير، توجه کامل فرماندهان جنگ از جنگ مى‌شد، به طورى که عده‌اى از آنها در شهرهايى مثل اهواز و در محله‌هايى مثل کيان‌پارس و ... مسکن گزيدند و همين مسئله سبب جدايى فرماندهان از بطن جنگ مى‌شد که بى‌اطلاعى از وضعيت دقيق رزمندگان را در پى داشت. همين جدايى فرمانده از رزمنده، پس از جنگ به صورتى ديگر تجلى يافت که همراهى عده‌اى از فرماندهان در بازسازى و بهره‌مند شدن از عوايد آن، سبب جدايى آنها از جامعه و غفلت از رزمندگانى شد که با مشکلات جسمى و روحى ناشى از جنگ، پس از جنگ در گوشه و کنار کشور به زندگى خود ادامه مى‌دادند و مردم شاهد زجرهاى بى‌پايان اين قهرمانان بودند و همين همراهى با بازسازى ليبراليستى بود که فاصله طبقاتى در ميان خود فرماندهان هم رخ داد تا چه رسد به فاصله آن نوع فرماندهان با رزمندگان عادى جبهه‌ها. بازسازى که بر محوريت شهرها استوار يافته بود، به فراموش شدن روستاها و يا شهرى ساختن آنها انجاميد و رزمندگان روستايى نيز به فراموشى سپرده شدند؛ برخى از اين رزمندگان به گوشه زمين‌هاى کشاورزى خود غلتيدند و هيچ ندايى از آنها برنيامد. آنها هرچه درد روحى و جسمى داشته با خود بردند و کسى ديگر از آنها خبر نداشت و يا اهالى روستا بر آن دل مى‌سوزاندند و گاهى هم مورد طعنه واقع مى‌‌شدند. اين گروه از تمام امتيازات شهرها مثل زمين‌هاى واگذار شده نيز بى‌بهره ماندند به هر حال پس از جنگ نقش روستا در جنگ دچار غفلت شد؛ گويى فقط شهرها مى‌جنگيدند. چون بازسازى تهران محور بود، رزمندگان شهرهاى کوچک و بزرگ مورد غفلت واقع شدند، مثل اينکه فقط دو کوهه‌اى وجود داشت و ديگر وجود نداشت و فقط فرهنگ رزمندگان تهرانى به عنوان فرهنگ جبهه جمع‌آورى شد و فقط فرهنگ بسيجى‌‌هاى تهران در سينماى جنگ و صدا و سيما، تجلى و بازتوليد شد و از فرهنگ غنى چند فرهنگى جبهه غفلت شد، چرا که در جبهه‌ها، مذاهب مختلف اسلامى و غيراسلامى شهرها و روستاها و عشاير، پولدار و بى‌پول و ... و در يک کلام مردم يا تمامى اقشار بودند که سرنوشت جنگ را رقم مى‌زدند، هرچند برخى از اقشار اکثريت مطلق داشتند.
ارتش و حضور آن در جنگ، نکته‌اى است که بايد به دقت مورد مطالعه قرار گيرد؛ ارتشى که بر اثر انقلاب و اضمحلال حکومت شاهي، دچار شوک شده بود، خودش را صادقانه وارد جنگ کرد و با همان شوک روانى وارد جنگ شد و سعى کرد تا آنجا که مى‌تواند با اندوخته‌هاى علمى و عملى خود وارد شود؛ هرچند اين دانش‌ها و اندوخته‌ها خصوصا در اول جنگ کارساز نبود (به علت انسجام ارتش متجاوز عراق و عدم انسجام و عدم پشتيبانى متناسب با ارتش منظم(، ولى ارتش سعى داشت، در کنار مردم با دشمن بجنگد و از همين جاست که نقش بزرگ‌مردانى مثل شهيد بابايى و شهيد صياد شيرازى و ... در اين هدف بزرگ روشن مى‌شود و در مقابل اينها کسانى بودند که برعکس عمل مى‌کردند که بررسى اين موارد نيز مى‌تواند بر روشن شدن تاريخ اجتماعى جنگ، سخت تاثير بگذارد.
منبع:روزنامه رسالت


باز منتشر شده توسط hasantaleb در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط hasantaleb با 99950 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 39
     درج شده در 374 روز و 18 ساعت و 42 دقیقه قبل
    
نويسنده: مطهره پيوسته




 

عرفان، جنگ را به دفاع مقدس تبديل کرد

روز 31 شهريور 1359، با حمله هوايي عراق به چند فرودگاه ايران و تعرض زميني همزمان ارتش بعث به شهرهاي جنوب ايران، جنگ 8 ساله حکومت صدام حسين عليه ايران آغاز شد. اين جنگ 19 ماه پس از پيروزي انقلاب اسلامي اتفاق افتاد که صدام پيمان الجزاير را در برابر دوربين هاي تلويزيون بغداد پاره کرد. صدام در نطقي با تأکيد بر مالکيت مطلق کشورش بر اروند رود- که وي آن را شط العرب ناميد- و ادعاي تعلق جزاير ايران به «اعراب»، جنگ را از زمين، هوا و دريا، عليه ايران آغاز کرد. تني چند از افسران وفادار به شاه با تمرکز افسران نيروي هوايي ايران براي بازگرداني شاپور بختيار به ايران و کشتن سيد روح الله خميني و نابودي جمهوري اسلامي طرح کودتاي نوژه را طراحي کردند. بر اساس نقشه از پيش تهيه شده؛ پس از کودتا مي بايست ارتش عراق را در حمله سريعي خوزستان را اشغال، و بختيار «دولت آزاد» را در اين خطه اعلام مي کرد که با کشف کودتاي نوژه در 18 تير 1359 و اعدام عوامل و دست اندرکاران آن، اين کودتا قبل از هر اقدامي با شکست مواجه شد، ولي با وجود شکست کودتا، ارتش عراق حمله کرد. (1)
نام گذاري هفته دفاع مقدس از چند منظر قابل توجه است:
1- اطاعت و فرمان پذيري از يک مجتهد ديني تحت عنوان ولايت مطلقه فقيه؛
2- ايجاد فضاي امن بر اجرايي شدن شعارهاي انقلاب در عرضه هاي داخلي و خارجي کشور؛
3-تثبيت انقلاب اسلامي و فراهم شدن زمينه هاي صدور آن؛
4- پالايش عناصر ضد انقلاب از عناصر انقلابي؛
5- ظهور و رشد روحيه استقامت، وحدت و پايداري در تمام سطوح جامعه ايراني؛
6- اعتماد به جوانان و ظهور نخبگان جديد در اداره جنگ در تمامي سطوح؛
7- رشد مهندسي دفاعي در قالب جهاد.

ضرورت نمايش

دفاع مقدس، داستان نسل زنده و با نشاط به روز و روشنگر نسل هاي امروز و آينده است. راه رسيدن به معرفت انساني در دفاع از هويت ديني و موجوديت ميهني، مؤلفه هاي بسياري را در خود جاي مي دهد. مسير و معبر، متنوع و متعدد است. اگر به تعداد انفس، راه شناخت الهي وجود دارد، چرا براي ورود به اين معرفت بايد حصار، تنگنا و محدوديت هايي را قائل شويم؟ اين مسير نيز داراي تنوع و تکثر است و لاجرم نگاه ها و برداشت ها و تلقي هاي متنوع و متکثر است. ما بايد مخاطب امروز و آينده را بشناسيم و براي نسل ديروز که خود ميراث دار يا صاحب اصلي اين فرهنگ و دغدغه هاست، بنويسيم؛ گرچه اين جاودانگان حماسه ساز نيز خود بر اين باورند که اين رسالت با تنوع، جاذبه و ابداع، کامل مي شود و اهتمام بر شيوه هاي پيشين، شايد باعث سنگلاخ و ناهمواري امروز شود؛ زيرا تلقي ها و زبان امروز گونه هاي جديد و تازه اي را آزمايش مي کند. اين کلام، نه براي دفاع يا توجيه برخي ناملايمات يا انحصارهاي برداشتي از موضوع است، بلکه نيازهايي است که امروز فراروي ما قرار دارد و بدون توجه و تأمل مناسب در اين مقوله نمي توان چشم داشتي به اثر بخشي بازگويي حماسه دفاع مقدس در نسل هاي آتي داشت. کمي حوزه ارتباط، تلقي ها و برداشت ها و انديشه هاي آرماني خود را وسعت و تنوع بخشيم.
حضرت امام (رحمه الله) مي فرمودند: «لازم است ملت شريف ايران عموماً و خصوصاً دولتمردان و گويندگان و نويسندگان و شاعران و هنرمندان از اين قشرهاي فداکار هر يک به سهم خود قدرداني نمايند و مراحل مختلف پيروزي اين حماسه آفرينان را با گفتار و نوشتار و کردار خود در معرض نمايش گذارند. و در محافل هفته جنگ فوايد و نتايج و پيامدهاي آن را بر شمارند، روح شجاع اين رزمندگان بزرگ را هرچه بيشتر تقويت کنند». (2)
حقانيت و سختي هاي جنگ صرفاً با تبليغات اثبات نمي شود، حتي مي توان گفت برخورد تبليغاتي با دفاع مقدس براي نسل کنوني خطرناک است. دفاع مقدس درس هاي زيادي براي ملت ما داشت بايد هر آنچه در جنگ رخ داده، براي نسل جوان بيان شود. جنگ ما جنگي محلي و منطقه اي نبود. بلکه حادثه اي بزرگ و به نوعي يکي از بزرگ ترين حوادث تاريخ جهان بود و اهميت آن با عنايت به پيوستگي انقلاب و جنگ اين بود که جهان در آستانه تغيير بزرگي قرار گرفته بود يک بال اين جنگ تدبير و محاسبه گري و بال ديگر آن، ايثار و شهادت بود.
انتقال فرهنگ از طريق هنر نمايش، يعني نمايشي که به فرهنگ ايثار و شکل ويژه آن، يعني دفاع مقدس بپردازد. ما معتقديم بزرگ ترين ابزار دفاعي ما در برابر دشمن در آن روزها، حس ايثار و از خودگذشتگي آحاد ملت بود.
پس بايد همه زواياي جنگ تحميلي بررسي و به نمايش گذاشته شود تا نسل کنوني و آينده که آن را در زمان خود لمس نکرده اند، با حقيقت وجودي جنگ آشنا شوند و آن گونه شود که گويي خود در دفاع مقدس حضور داشته اند؛ زيرا از آنجا که تاريخ، صحنه تکرار اتفاقات است؛ تجربه بهترين سلاح برخورد با اتفاقات تکراري را به دستمان مي دهد.
پس بايد بگوييم تا نسل آينده بداند که چرا يک کشور همسايه، به خود اين اجازه را مي دهد که به کشور دوست و برادر و هم آيين خود تجاوز کند و اما نکاتي که در به وجود آمدن جنگ و چگونگي آن بايد به تصوير و قلم بيان شود، عبارتند از:

1- تصورات صدام براي بدست آوردن قدرت خليج فارس

تصور تضعيف ساختار ارتش

برخي کارشناسان معتقد بودند که چون رژيم پهلوي تنها از جنبه نظامي بر ديگر کشورهاي خليج فارس برتري داشت، پس با از ميان برداشته شدن قدرت نظامي که مهم ترين رکن اين رژيم را تشکيل مي داد و به طبع آن تضعيف قدرت کشور، ديگر دليلي براي تبعيت و به رسميت شمردن حقوق بين المللي اين کشور وجود ندارد. (3)
گروهي نيز اعتقاد داشتند که پس از انقلاب ايران و در پي فرار يا اعدام سران ارتش شاهنشاهي و هرج و مرج ناشي از وجود نداشتن نيروي کارآزموده و همچنين ترور شخصيتهاي وفادار به انقلاب (همچون سرلشکر قرني) که به وسيله گروه هاي مخالف انقلاب انجام شد، عملاً ساختار ارتش از هم پاشيده است.

تصور حمله نزديک هنگام آمريکا به ايران

شکست آمريکا در عمليات نظامي طبس، صدام حسين را به اين فکر انداخت که آمريکا براي جبران آن شکست، حمله مجددي عليه نظام جمهوري اسلامي اجرا، و در نتيجه، در جنگ ميان عراق و ايران دخالت مستقيم مي کند.(4) يکي از نشانه هاي اين اقدام، استقرار ناو هواپيما يواس اس کيتي هاوک (به انگليسي USS Kitty Hawk CV-63) در خليج فارس و ورود 6000 چتر باز آمريکايي در پايگاهي نظامي در بحرين، درست چند هفته قبل از آغاز تهاجم عراق بوده است. (5)

آمادگي هميشگي وظيفه ملي

نمي توانيم پاياني براي جنگ (دفاع مقدس) تصور کنيم. امام فرمودند جنگ نعمت است و در قسمتي ديگر از سخنان خطاب به رزمندگان مي فرمايد: «فرزندان انقلابي ام، اي کساني که لحظه اي حاضر نيستيد که از غرور مقدستان دست برداريد، شما بدانيد که لحظه لحظه عمرم من در راه عشق مقدس خدمت به شما مي گذرد. مي دانم که به شما سخت مي گذرد، ولي مگر به پدر پير شما سخت نمي گذرد؟
مي دانم که شهادت شيرين تر از عسل در پيش شماست، مگر براي اين خادم تان اين گونه نيست؟ ولي تحمل کنيد که خدا با صابران است.»
اين در حالي است که ايشان شروع جنگ و ادامه آن را نعمت تلقي کردند. رزمندگاني که در طول دفاع مقدس حضور داشتند، به غير تکليف شرعي و احساس مسئوليتي که نسبت به دفاع مقدس داشتند. بعد از رضاي خدا دوست داشتند رهبر و مولاي آنها پايان دفاع مقدس را شيرين تلقي کرده تا آنها به اين شيريني افتخار کنند. در ضمن دفاع مقدس، نه در جنگ، بلکه در تمام عرصه هاي درون انقلاب خود را نشان داد. حتي در عرصه هاي امروز کشور خودنمايي مي کند.
حتي حضرت امام 3 /12 /1367، هفت ماه بعد از پذيرش قطعنامه، در جمع طلاب مي فرمايد: «جنگ ما جنگ حق و باطل بود. و تمام شدني نيست. جنگ ما جنگ فقر و غنا بود. جنگ ما جنگ ايمان و رذالت بود و اين جنگ از آدم تا ختم زندگي وجود دارد».
آيا با بيان اين گفتار مي شود پاياني براي دفاع مقدس تصور کرد که بر آن اساس بزرگ داشتني گرفت؟ (6)
صحيفه نور، ج13، ص 94.

قدرت ايمان و معنويت ايراني ها پس از پيروزي انقلاب

بيش از نيمي از جمعيت کل کشورمان زير 30 سال است و اين جوانان جنگ را نديده اند و نمي دانند چه مصيبت هايي بر ملت ما وارد شده است، اما با کمک رسانه، گوشه اي از آن را خواهند ديد. يک سوي اين جنگ، سلاح و تجهيزات دشمنان ما بود که از ابتدا تا انتهاي جنگ، سلاح و تجهيزات نظامي آنها بيشتر از ما بود. اين جنگ را قدرت ايمان، فکر، خلاقيت، استعداد، شجاعت، شهامت و شهادت طلبي فرزندان ايران و رهبري حضرت امام به پيروزي رساند.

پي‌نوشت‌ها:

1-«از روز اول مطمئن بودم نمي بازيم»، روزنامه همشهري، 7 /10 /1385 ؛ بازيابي شده در 7 /10 /1385.
2- صحيفه نور- مجموعه رهنمودهاي امام خميني (رحمه الله ) ج13، ص 94.
3- Joost R. Hiltermann.« America Didn't Seem to Mind Poison Gsa» (انگليسي). وب گاه سياست جهاني. International Herald Triblune 17 ژانويه بازبيني در 25 مارس 2010.
4- مهدي انصاري، هادي نخعي، محمد دروديان، خرمشهر در جنگ طولاني، ص96.
5- روزنامه رسالت، ش7090، 89/7/3.
6- صحيفه نور، ج13، ص 94.

منبع:حسيني ايمني، سيد علي؛ اشارات، قم: مرکز پژوهش هاي اسلامي صدا و سيما، تابستان 1391.



باز منتشر شده توسط hasantaleb در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


      [ 1 ] 2 3 4 5 6 7 8 9 10  مشاهده صفحه بعدی  مشاهده صفحه آخر

توجه : مدیریت وب سایت در صورت دریافت مجوز قانونی از سوی مراجع ذیصلاح نسبت تغییر در محتوای  ارسالی کاربران و یا مراحل قانونی اعلام شده اقدام خواهد نمود.
تبیان زنجان با تایید نمایش مطالب ارسالی کاربران آنرا تایید محتوایی و قابل استناد نمی کند . مديران محتوا تنها حق اصلاح يا حذف مطالب نامربوط ( دارای مشکل فنی نمایش و ناقض قوانین ارسال مطلب هر بخش ) را دارند.
© 2004- Tebyan. The content is copyrighted to Tebyan Cultural and Information center and may not be reproduced on other websites.