مسابقه دین و اندیشه خانه قرآن باشگاه کاربران جامعه ورزشی خانواده خوشبخت دنیای کودکان آشپزی و تغذیه موبایل دانش و تکنولوژی مجله سلامت سیاست گردشگری
دنیای عکس و عکاسی اقتصاد زنان ادبیات هــنر سینما و تلویزیون بزرگان و مشاهیر مهدویت سرگرمی دانلود نرم افزار مرکز کتاب پایگاه ها جستجو روابط عمومی مقالات
     
صفحه اصلی وب سایت فید مطالب وب سایت عضویت رایگان در وب سایت جستجو در وب سایت سوالات رایج نقشه وب سایت درباره ما تماس با ما  

حتما ببینید
عکس و عکاسی مقالات
لینکستان تبیان زنجان معرف وب سایت شما
احادیث حضرت محمد
لینکستان وب سایت های مفید
بیانات حضرت آیت الله خامنه ای مدظله
امر به معروف و نهی از منکر
طبقه بندی موضوعی مطالب
فعال ترین اعضا این ماه
فعالان ارسال دعوتنامه این ماه
ارسال دعوتنامه


آیا مایلید دوستان خود را نیز دعوت به مشاهده محتوای بروز این وب سایت کنید ؟
آیا میدانید با ارسال هر دعوت نامه 5 امتیاز( به همراه 15 امتیاز رزرو) به مجموع امتیازات شما افزوده میشود ؟



 

دریافت رایگان مطالب
آیا میدانید میتوانید مقالات وب سایت را با استفاده از قدرت گوگل و بصورت روزانه در ایمیل خود دریافت و مطالعه کنید ؟؟
بیش از صد ها عنوان مطلب خواندنی را روزانه به همین راحتی و هر زمان که مایلید مطالعه کنید !
عضویت رایگان دریافت مقالات در ایمیل

برای مشاهده توضیحات بیشتر اشاره گر ماوس خود را روی هر عنوان نگه دارید . بخش مطالب روزانه اعضاء سرویس دیگری از خدمات وب سایت به اعضا میباشد که شما را قادر می سازد  مطالب و علاقه مندی های خود را در وب سایت درج نمایید .

این امکان زمینه حضور جدی شما را در دنیای مجازی اینترنت فراهم آورده و ضمن انتشار محتوای شما بنام خودتان ,  با کمک سرویس معرفی به موتور های جستجو , آنرا در  صدر جستجو ها و معرض دید هزاران کاربر روزانه  اینترنت و وب سایت قرار  دهد و کمک می کند  براحتی در جمع کاربران فعال خانواده ما قرار بگیرید .

توجه : نوشته  و مطالب این بخش دارای هویت شخصی از سوی کاربران ( ساختار وب لاگ) بوده و مسئولیت آن به عهده کاربر می باشد .
قوانین ارسال مطلب را ببینید تبیان زنجان با تایید نمایش مطالب ارسالی کاربران آنرا تایید محتوایی و قابل استناد نمی کند . مديران محتوا تنها حق اصلاح يا حذف مطالب نامربوط ( دارای مشکل فنی نمایش و ناقض قوانین ارسال مطلب هر بخش ) را دارند.

 
نوشته شده توسط hasantaleb با 99950 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 147
     درج شده در 1909 روز و 5 ساعت و 12 دقیقه قبل
    

عدم منافات شب قدر با اختیار

در پاسخ اینكه چرا شب قدر، شب قدر نامیده شد سخن بسیار است از جمله اینكه:

1 ـ شب قدر به این جهت «قدر» نامیده شده، كه جمیع مقدرات بندگان در تمام سال در آن شب تعیین مى شود، شاهد این معنى در آیات 3 و 4 سوره «دخان» است كه مى فرماید: إِنّا أَنْزَلْناهُ فی لَیْلَة مُبارَكَة إِنّا كُنّا مُنْذِرینَ * فیها یُفْرَقُ كُلُّ أَمْر حَكیم: «ما این كتاب مبین را در شبى پر بركت نازل كردیم، و ما همواره انذار كننده بوده ایم * در آن شب كه هر امرى بر طبق حكمت خداوند تنظیم و تعیین مى گردد».

این بیان، هماهنگ با روایات متعددى است كه مى گوید: در آن شب، مقدرات یك سال انسان ها تعیین مى گردد، و ارزاق و سرآمد عمرها، و امور دیگر، در آن لیله مباركه، تفریق و تبیین مى شود. البته، این امر هیچگونه تضادى با آزادى اراده انسان و مسأله اختیار ندارد، چرا كه تقدیر الهى به وسیله فرشتگان بر طبق شایستگى ها و لیاقت هاى افراد، و میزان ایمان، تقوا، پاكى نیت و اعمال آنها است.

یعنى: براى هر كس آن مقدر مى كنند كه لایق آن است، یا به تعبیر دیگر: زمینه هایش از ناحیه خود او فراهم شده، و این نه تنها منافاتى با اختیار ندارد، كه تأكیدى بر آن است.

2 ـ بعضى نیز گفته اند: آن شب را از این جهت شب قدر نامیده اند كه: داراى قدر و شرافت عظیمى است (نظیر آنچه در آیه 74 سوره «حج» آمده است: ما قَدَرُوا اللّه حَقَّ قَدْرِهِ: «آنها قدر خداوند را نشناختند»).

3 ـ گاه نیز گفته اند: به خاطر آن است كه، قرآن با تمام قدر و منزلتش بر رسول والا قدر، و به وسیله فرشته صاحب قدر نازل گردید.

4 ـ یا این كه: شبى است كه مقدر شده قرآن در آن نازل گردد.

5 ـ یا این كه: كسى كه آن شب را احیا بدارد، صاحب قدر و مقام و منزلت مى شود.

6 ـ یا این كه: در آن شب، آن قدر فرشتگان نازل مى شوند، كه عرصه زمین بر آنها تنگ مى شود ـ چون تقدیر به معنى تنگ گرفتن نیز آمده است ـ مانند: «وَ مَنْ قُدِرَ عَلَیْهِ رِزْقُه».1 جمع میان تمام این تفسیرها در مفهوم گسترده «لیلة القدر» كاملاً ممكن است، هر چند تفسیر اول از همه مناسب تر و معروف تر است


باز منتشر شده توسط hasantaleb در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط hasantaleb با 99950 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 141
     درج شده در 1909 روز و 5 ساعت و 12 دقیقه قبل
    

تقریباً هزار و چهارصد و بیست و شش سال از نزول قرآن کریم می گذرد . هر سال به فرمان خدائی که متکلّم این کلام است ، سالگردی گرانقدر تشکیل می شود . لذا با همان جلال و شکوه فرشتگانی که بار اوّل قرآن را آورده بودند ، در خدمت روح از آسمان غیب تنزّل می کنند و بر ولی عصر نازل می شوند .

هنگام نزول قرآن ، احیای خاطره هر ساله‌ او هم گوشزد شد . هم با ماضی و هم با مضارع یاد شد. فرمود: إنّا أنزَلناهُ فِی لَیلَة القَدر 1، یعنی این کتاب را ما در شب قدر نازل کرده ایم، و هم در تجلیل شب قدر این چنین فرمود: وَ مَا اَدراکَ مَا لِیلَة القَدر . لِیلَة القَدرِ خِیرٌ مِنْ ألفِ شَهر . تَنَزَّلُ المَلائِکَهُ وَالرُّوحُ فِیها بِإذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ اَمرْ . سَلامٌ هِیَ حَتّی مَطلَعِ الفَجْر 2. یعنی این قرآن که در شب قدر نازل شد، با جلال و شکوه فرود آمد و به دستور خدا هر ساله آن جلال و شکوه تکرار می شود . اینچنین نیست که إنّا أنزَلناهُ فِی لِیلَهِ القَدر و پایان پذیرفته باشد ! بلکه اینطور است : تَنَزَّلُ المَلائِکَهُ وَالرُّوحُ فِیهَا بِإذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلّ اَمرْ . هر ساله ملائکه در خدمت روح همة حقائق قرآن را أعم از تفسیر و تکوین پائین می آورند .

مرحوم کُلینی بابی در جامع کافی عقد کرد که بعضی از امامان ما (علیهم السَّلام) فرمودند : شما برای اثبات ادامة ولایت به سورة قدر استدلال کنید . تقریر استدلال هم به این بیان است ؛ فرمود : به مخالفین بگوئید آیا نبی اکرم رحلت کرد ، شب قدر هم از بین رفت ، یا شب قدر هست ؟ آنها ناچار می گویند : شب قدر هست . یعنی هر سال ماه مبارکی دارد ، و در هر ماه مبارکی شب قدر هست . فرمود : از آنها بپرسید: این که خدا فرمود : در شب قدر فرشته ها امور را نازل می کنند ، بر کی نازل می شوند ؟ اگر مقدّرات و حقائق را نازل کرده اند که به همراه ببرند و به کسی ندهد ، پس چرا آوردند ؟ اگر بنا شد مقدّرات و معارف را بر کسی عرضه کنند ، آن کس کیست ؟ آن کس که همة فرشتگان به اتّفاق روح ، همة امور را نازل می کنند و بر او گزارش می دهند ، کیست ؟ او ولی امر است . او امام آن زمان است .

در هر زمان ای ولی معصوم هست که مهبَط وحی است . منتها وحی تشریعی به پایان رسید ، آن وحی های تصدیقی و تکوینی و تبیینی و تفسیری و تشریعی همچنان مستدام است . لذا در بَدئ پیدایش نزول قرآن، ذات أقدس إله دستور داد که هر ساله خاطرة گرانبار نزول قرآن را گرامی بدارند و امشب احتمالاً یکی از شب هائی است که لیلة قدر است . لذا فرشتگان در خدمت روح همة امور را با سلامت به وجود مبارک ولی عصر عرضه می کنند . بعد به اذن ولی عصر به مجالس مؤمنین سری می زنند و به آنها سلام می کنند . و فیض ای که به ولی عصر رسید ، به دستور آن حضرت به افراد مستعد می رسانند . کسانی که ارتباط شان با ولی عصر برقرار است ، نشانه های شب قدر را هم درک می کنند .

از ائمه(علیهم السَّلام) سئوال کردند که علامت شب قدر چیست ؟ فرمود : آن نسیم ملایم که به شما بوزد، معلوم می شود شب قدر را درک کرده اید . اگر زمستان باشد ، احساس سرما نمی کنید . و اگر تابستان گرم باشد ، احساس گرما نمی کنید . اگر یک همچنین حالی در شما پیدا شد ، این نسیم قدر است . علامت دیگر اینکه : اگر بُوی خوبی به مشام شما رسید ، این نشانة قدر است .

ادب دعا را امیرالمؤمنین (علیه السَّلام) به ما آموخت . فرمود : اَلدّاعِی بِلا عَمَلْ کَالرّامِی بِلا وَتَرْ 7. فرمود : آنکه دعا می کند و عمل ندارد ، مثل تیراندازی است که تیر دارد ، ولی وَتر ندارد . (وَتر) آن کمان مُنهنی است که جلوی این تیر تند تیز را می گیرد و او را راهنمائی می کند . فرمود : اگر کسی تیرانداز است ، یک کمان ای لازم دارد که این کمان منهنی این تیر تیز را تعدیل کند ، راهنمائی کند

گاهی یعقوب ای می خواهد که بوی یوسف را از فاصلة هشتاد فرسخ استشمام کند ، بگوید : إنّی لَأجِدُ رِیحِ یُوسُفَ لُولا أنْ تُفَنِّدُونْ 3. آن کس که پیرهن یوسف را در دست دارد ، بوی یوسف را استشمام نمی کند ! ولی یعقوب از فاصلة هشتاد فرسخی بُوی یوسف استشمام می کند . فَلَمّا فَصَلَتِ العِیرْ 4، همین که قافله از مرز مصر حرکت کرد ، یعقوب فرمود : من بُوی یوسف می شنوم ! استشمام نمی کنی . ولایت بُوئی دارد ، نبوّت بُوئی دارد ، یوسف هر عصر بُوئی دارد ، شب قدر بُوئی دارد . اگر کسی شامّة جان اش باز شد ، این بُو را می شنود . و اگر آن لامسة جان اش باز باشد ،‌ این نسیم خنک را حسّ می کند . جریان چشم و گوش در قرآن آمده ، جریان شامّة معنوی هم در قرآن آمده . خدا بعضی را بصیر و بعضی را کُور می داند . می گوید : برخی کُور اند ،‌ امّا نه چشم سرشان ، بلکه چشم دلشان کُور است . إنَّهَا لا تَعمَی الأبصارْ وَ لکِنْ تَعمَی القُلُوبُ الَّتِی فِی الصُّدُور 5. معلوم می شود بعضی ها قلب شان بیناست ، بعضی دلشان کُور است . آن دلی که چشم دارد ، شامّه هم دارد ، ذائقه هم دارد ، لامسه هم دارد .

ایّام ماه مبارک رمضان ، ایّام روزه است . در کتاب صوم ، روزه واجب و مستحب و حرام و مکروه را مطرح می کند . یکی از روزه هائی که گفته اند حرام است ، روزة وصال است . یعنی انسان طرزی نیّت کند که بگوید : من از این سحر تا آن سحر ، یک روز و شب را نیّت می کنم که روزه بگیرم و همچنین فردا را که شب چیزی نخورد و این نخوردن را به حساب روز و روزه بیاورد و نیّت کند . یک وقت کسی در شب ماه مبارک اشتها به غذا ندارد ، آن خارج از بحث است . یا در غیر ماه مبارک شب چیزی نمی خورد ، آن خارج از بحث است . ولی یک وقت نیّت می کند که من شب و روز را روزه بگیرم که شب هم مثل روز جزء مَنوّی او باشد . دو روز را با یک شب نیّت کند ، این را می گویند : (صُوم وصال) . یک شب و روز ، دو روز و یک شب ؛ دو تفسیر برای صوم وصال‌ آمده است ؛

این معنا برای غیر پیغمبر حرام است . رسول اکرم فرمود : صوم وصال ممنوع است . اصحاب عرض کردند : پس شما چرا اینچنین می کنید ؟ فرمود : شما مثل من نیستید . آنچه که مرحوم صدوق در مَنْ لا یَحضُر نقل کرد ، با آنچه را که در جوامع روائی اهل سنّت است ، مختصر فرق می کند . ولی یک حدیثی است معروف و فریقین نقل کرده اند که وجود مبارک نبی اکرم فرمود : شما مثل من نیستید . إنّی اَبِیتُ عِندَ رَبّی یُطْعِمُنِی وَ یَسقِینْ 6. من مهمان خدایم ، در نزد خدا بیتوته می کنم ، از غذای خدا و آشامیدنی های الهی بهره می برم و مقاومت می کنم . من اگر ظاهراً صائم ام ، باطناً در کنار سفرة خدا نشسته ام . احساس گرسنگی و تشنگی نمی کنم . این مقام برای نبی اکرم هست .

به ما گفتند : شما در ماه مبارک مهمان خدائید . اگر صوم وصال ممنوع است ، این صوم عادی که جائز و واجب است . برخی در روز که صائم اند ، مهمان خدایند . نه تنها جان شان از معارف طرفی می بندد ، بلکه جسم شان هم احساس رنج نمی کند . این حال را انسان در این فرصت ها مسئلت کند . نشانه های شب قدر را با لامسة دل ، با شامّه جان می توان درک کرد . این هم مطلب دیگر .

تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir

و چون مهم ترین کار برای شب قدر دعاست و این ایّام و لیالی متعلّق به علیّ بن أبیطالب ، امیر المؤمنین (علیه آلاف التحیّه والثناء) است ، چه بهتر که دعا را از زبان این داعی بشنویم .

اوّلاً ادب دعا را امیرالمؤمنین (علیه السَّلام) به ما آموخت . فرمود : اَلدّاعِی بِلا عَمَلْ کَالرّامِی بِلا وَتَرْ 7. فرمود : آنکه دعا می کند و عمل ندارد ، مثل تیراندازی است که تیر دارد ، ولی وَتر ندارد . (وَتر) آن کمان مُنهنی است که جلوی این تیر تند تیز را می گیرد و او را راهنمائی می کند . فرمود : اگر کسی تیرانداز است ، یک کمان ای لازم دارد که این کمان منهنی این تیر تیز را تعدیل کند ، راهنمائی کند . اگر کسی بی عمل دعا می کند ، مثل تیر انداز بی کمان است . بهترین عمل صفای دل است . بهترین راه برای صفای دل این است که هم در مسئله توحید برای غیر خدا راه باز نکنیم ، هم در مسائل اجتماعی کینة احدی را در دل راه ندهیم . مطمئن باشیم اگر کسی این دو رکن را فراهم کرد ؛ یعنی در کار خدا اَحدی را شریک قرار نداد ، در مسائل اجتماعی کینة هیچ مسلمانی را در دل نداشت ، این دو رکن را که فراهم کرد ، این دعوت کننده ، این داعی یک تیر انداز ماهری است که هم تیر تیز دارد و هم کمان مُنهنی . آنگاه خود حضرت که واجد شرائط دعاست ، نیایش هائی دارد که در آن نیایش همّت های بلند را تعلیم می دهد و برای همة مسلمانها مسئلت می کند .

شما دعاهای حضرت را در نهج البلاغه که تحلیل می کنید ، می بینید یا سعادت می خواهد ، یا شهادت می خواهد ، یا رفاقت با انبیاء می خواهد ، یا کرامت می خواهد ، یا عافیت می خواهد ، یا سلامت می خواهد ، یا فتوّت و رادمردی و مردانگی می خواهد و یا عزّت !

ببینید دعاهای حضرت از این عناصر محوری بیرون نمی رود . در آن عهد نامة معروف که برای مالک اشتر نوشت ، در پایان عهد نامه دعا کرد‌ ؛ فرمود : مالک ! من برای خود و برای تو از خدا سعادت و شهادت طلب می کنم ! از خدا می خواهم : أنْ یَختِمَ لِی وَ لَکَ السَّعادَهَ وَ الشَّهادَه إنّا للهِ وَ إنّا إلِیهِ الرّاجِعُونْ 8. من سعادت را ، شهادت را برای خود و برای تو مسئلت می کنم .

در آن دعاهای عمومی می گوید : نَسأَلُ اللهُ مَنازِلَ الشُّهَداء وَ مَعایِشَهَ السُّعَداء وَ مُفارَقَهَ الأنبیاء 9. ما برای همگان سعادت و منزلة شهدا و رفاقت با انبیاء را می خواهیم . به خدا عرض می کند : وَاجْمَعْ بِینَنَا وَ بِینَهُ . نوع این دعاها به صیغة جمع است .

حضرت علی (علیه السلام) همیشه در جنگ ها می فرمودند: اگر ما را بر آنها غالب کردی ، ما فاتح شدیم ، توفیقی بده که تعدّی و تجاوز به زیر دست را روا ندانیم . به اسیران رحم بکنیم

 می گوید : خدایا ! بین ما و بین رسول ات ، وَاجْمَعْ بِینَنَا وَ بِینَهُ فِی بَرْدِ العِیشْ وَ قَرارِ النِّعْمَه وَ‌ مُنتَهَی الطُمَأنِینَهِ وَ تُحَفِ الکِرامَه 10. خدایا ! بین همة ما ونبی ات در آن قرارگاه عیش و زندگی جمع بکن ، و در آن آرامش و خنکی سعادت و زندگی جمع بکن ! در کمال طمأنینه ما را با او سهیم بکن ! آن کرامت ها را که تحفة پیغمبر می کنی ، ما را بهره مند بکن ! مُنتَهَی الطُمَأنِینِه وَ تُحَفِ الکِرامَه .

در میدان جنگ دو دعای آموزنده دارد ؛ هنگامی که جنگ شروع می شد ، عرض می کرد : خدایا ! اَللّهُمَّ إنّا نَشکُو إلِیکَ غِیبَهَ وَلِیّنَا وَ کَثرَهِ عَدُوِّنَا وَ تَشتُتَ اَهوائَنَا . رَبَّنَا افْتَحْ بِینَنَا وَ بِینَ قُومِنَا بِالحَقّ 11. عرض می کرد : خدایا ! ما از نبود پیغمبر به تو شکایت می کنیم . چون پیغمبر ، آن رکن طمأنینه را ما از دست داده ایم .

در هفدة ماه مبارک در جریان بَدر که اوّلین جنگ نابرابری بود که مسلمانها می دیدند ، امیر المؤمنین فرمود: همه آن شب متوحّش بودند و متزلزل . تنها کسی که هیچ حادثه ای برای او نبود ، رسول اکرم بود . فرمود : در شب جنگ بَدر تا صبح کنار درخت پیغمبر مشغول مناجات بود ، گویا اصلاً فردا جنگی نیست ، و امشب شب حمله نیست ! آن یک حساب دیگری بود . لذا امیرالمؤمنین عرض می کند : خدایا ! ما از نبود پیغمبر به تو شکایت می کنیم و از اختلاف درونی به تو پناه می بریم و شکایت می کنیم .

آنگاه دعائی که بعض از انبیاء داشتند که در قرآن آمده است ، همان دعا را امیر المؤمنین دارد که : رَبَّنَا افْتِحْ بِِینَنَا وَ بِینَ قُومِنا بِالحَقّ . این در آغاز جنگ . در ناعرة جنگ عرض می کند : خدایا ! ما گرچه شهادت طلب کردیم ، امّا فتوّت و مردانگی هم می خواهیم . اَللّهُمَّ إنْ اَظهَرتَنَا عَلَیهِمْ وَ جَنِّبنَا البَغی وَ سَدِّدْنا بِالحَقّ . وَ إنْ اَظهَرْتَهُمْ عَلَینَا فَارزُقنَا الشَّهادَه وَاعْصِمنَا مِنَ الفِتنَه 12. اگر ما را بر آنها غالب کردی ، ما فاتح شدیم ، توفیقی بده که تعدّی و تجاوز به زیر دست را روا ندانیم . به اسیران رحم بکنیم .

همین علی که بعد از ضربت خوردن شب نوزدهم دستور داد به قاتل من مدارا کنید ؛ در میدان جنگ مردانگی از خدا خواست و می خواست . عرض می کرد : خدایا ! آن توفیق را بده که اگر ما فاتح و پیروز شدیم ، بر دشمن ستم نکنیم . و اگر مصلحت بود که آنها ما را شکست بدهند ، مرگ ما را مرگ شهید قرار بده . ما را از فتنه و بَد آموزی مصون بدار . این دعای علی در صحنة جنگ است . امّا دعای وجود مبارک امیرالمؤمنین از نظر توحید ؛ وقتی شب بر می خواست ، خالصاً خدا را دعا می کرد ، عرض می کرد: خدایا ! تو که می دانی ، هذا مَقامُ ،

این دعاها را که عرض می کنم ، شرح خواسته های شماست ؛ ما یک قرآن به دست داریم و یک قرآن به سر که هر دو جزء برنامه های لیالی قدر است ، و روایات این دو برنامه هم جدای از هم است . و در هر دو برنامه مسئله نیایش و خواسته است . چه بخواهیم ، آنچه که الآن عرض می شود برای آن است که هم در مراسم قرآن به دست ، هم در مراسم قرآن به سر این چیزی را که امیر به ما آموخت ، اینها را بخواهیم .

 


باز منتشر شده توسط hasantaleb در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط hasantaleb با 99950 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 133
     درج شده در 1909 روز و 5 ساعت و 12 دقیقه قبل
    
تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir

1- غسل

غسل در شبهای 19و21و23 در همان اول شب، مقارن طلوع آفتاب سفارش شده وهدف ازآن تطهیرجسمانی برای آمادگی روحی و پاک شدن از تمامی زشتیها وپلیدیهای روحی است وتا جان از آلودگیها پاک نشود روح نیزپاک نخواهد شد. در روایتی از امام صادق(علیه السلام) آمده؛ «انجام دادن چنین غسلی انسان را از گناهان پاک می گرداند، ومانند روزی می شود که از مادر متولد گردیده است».1

 

2- احیاء (شب زنده داری)

برای انسان مومن، سزاوار نیست تا در شبی که آسمانیان میهمان او شده اند، حجاب غفلت به روی خویش اندازد و خود را از همنشینی با آنها محروم سازد، لذا مستحب است، آن شب را زنده نگهدارد و تا صبحگاهان شب زنده داری نماید و این خود نوعی مبارزه با خمودگی و سستی و خواب سنگینی است که انسان را از هدف های عالی اش باز می دارد.

 

3- تلاوت قرآن

در روایتی آمده هرکس یک آیه از قرآن در این ماه بخواند ثواب کسی را دارد که در ماه های دیگر ختم قرآن کرده است. وهمچنین تلاوت سوره های یس، عنکبوت، روم ،دخان و...وارد شده است. همچنین تلاوت سوره« قدر» نیز در شب قدر تأکید شده است بطوریکه در روایتی از پیامبر (صلی الله علیه و آله) آمده است: «کسی که سوره قدر را بخواند، اجرش چون اجر کسی است که ماه رمضان را روزه داشته و شب قدر را احیاء داشته است.» 2

 

4- توبه و استغفار

 

5- خواندن دعا

خواندن دعای جوشن کبیر و دیگر ادعیه مأثوره (جوشن صغیر، دعای توسل، دعای مجیر، دعای اللهم انی امسیت... و خواندن دعای فرج)

 

6- توسل به ولایت ائمه هدی

در شب قدر وسیله ای مطمئن تر از ائمه هدی (علیه السلام) برای انسان وجود ندارد، پس باید به ایشان توسل جست، مخصوصا به مولی الموحدین، علی ابن ابیطالب که «لیالی قدر» مصادف با شهادت مظلومانه آن امام متقین است ونیز با تمسک به زیارت ابا عبد الله الحسین به در گاه حضرت احدیت به استغاثه پرداخت.

 

7- نماز

نماز که سر لوحه همه عبادات است در ردیف اعمال و وظایف لیالی قدر، به طرق مختلفی وارد شده است:

- خواندن نمازهای قضا شده در گذشته به خصوص نمازهای سال اخیر.

- خواندن نمازهای مستحبی برای کسب ثواب بیشتر. از جمله نمازهای مستحبی خواندن دو رکعت نماز با یک سلام، همچون نماز صبح با این تفاوت که در هر رکعت بعد از حمد هفت مرتبه سوره توحید بخواند و بعد از سلام هفتاد مرتبه «استغفرالله و اتوب الیه» بگوید بطوریکه در روایت نبوی آمده است از جای خود بر نخیزد تا حق تعالی او را و پدر و مادرش را بیامرزد.3

- خواندن صد رکعت نماز، همچون نماز صبح به صورت دو رکعتی و نیز مجاز است به جای این صد رکعت، شش روز از نمازهای قضا شده خود را بجا آورد، بگونه ای که از ظهر روز اول شروع کرده و در عشاء روز ششم ختم نماید.

در روایتی آمده هرکس یک آیه از قرآن در این ماه بخواند ثواب کسی را دارد که در ماه های دیگر ختم قرآن کرده است

8- قرآن بر سر گذاشتن

ازامام صادق(علیه السلام) نقل شده که فرمود: «قرآن را در سه شب از ماه رمضان بردار و بگشا و جلوی روی خود قرار می دهی و در ادامه فرمود،چنین بگویید: اللهم انی اسئلک بکتابک المنزل، وما فیه وفیه اسمک الاکبر، واسمائک الحسنی، و ما یخاف و یرجی ان تجعلنی من عتقائک من النار.4
تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir

 

9- تجدید عهد با امام زمان (عج) و خواندن دعای فرج

در شب 19 ماه مبارک رمضان، یکی از شب های احتمالی قدر، امام علی (علیه السلام) در مسجد کوفه به دست ابن ملجم مرادی با شمشیری زهر آلود ضربت خوردند و در بستر بیماری قرار گرفتند و در شب 23 ماه مبارک رمضان -یکی دیگر از شبهای احتمالی قدر- به شهادت رسیدند. لذا یکی از اعمال شب 19 ماه مبارک رمضان، گفتن صد مرتبه «اللهم العن قتله امیرالمومنین» می باشد.

 

چرا شب قدر را احیا می کنیم؟

لیلة القدر شب نزول کاملترین کتاب آسمانی یعنی قرآن است پس باید آن شب را احیاء نمود تا از فیض و برکات معنوی و بی حد و حصر نزول کلام خدا بر آسمان دنیا برخوردار شویم و آن را بر سر نهیم و زیر سایه قرآن با توسل به ائمه (س) از خدا طلب آمرزش و مغفرت نموده و آیات نورانی آن را دائما در اندیشه و فکر خود داشته و در آن شب عزیز با حالت خضوع و خشوع تصمیم بگیریم دستورات عالیه آن را واقعا در زندگانی با تمام روح و روان خود عملا پیاده کنیم.

شب قدر؛ شبی است که گفته شده عبادت در آن شب اگر خالصانه باشد برابر است با بیش از سی هزار شب.

شب قدر؛ شبی است که اگر بیدار بمانیم طاعتی افزون تر از شب های دیگر بنماییم، و در آن هنگام فرشتگان فوج فوج تا صبح بر مومنین و مومنات در حال عبادت سلام و درود و رحمت می فرستند و خود شاهد و ناظر رکوع و سجود متواضعانه اشرف مخلوقات هستند تا بدینوسیله اشرفیت و خلیفه اللهی انسان بر فرشتگان تفسیر گردد و رمز سجده ملائک در برابر آدم را بیابند.

شب قدر؛ شبی است که آدمی راه طولانی سیرالی الله را یکشبه طی می نماید و در این شب آدمی بهتر می تواندبه تهذیب نفس بپردازد چرا که در این شب شیاطین در اسارتند وانسانها از شر وسوسه های او تا صبح در امانند مگر اینکه انسان خود نعوذ با ا لله با اعمال نا شایست درآن شب بند از پای شیطان باز نهد.

شب قدر؛ شبی است که مقدرات یکساله هر انسان و سرنوشت همه موجودات جهان در آن رقم زده می شود.

شب قدر؛ شبی است که حضرت مهدی(عج) مقدرات یکساله هر انسانی را به امضاء می رساند وشب شناخت آن انسان عظیم الشان، «امام عصر» است وشب قدر انسان کامل است.

شب قدر؛ شبی است که لیله الاسراء ومعراج رسول الله در آن واقع شده است.

شب قدر؛ شبی است که اگر نبود ونیامده بود شب تیره، بد بختی انسان به پایان نمی رسید و بامداد، نیک بختی او طلوع نمی کرد، و از بند اسارت اقویا و استعمار گران آزاد نمی گشت.

حال با این تفاضیل آیا شایسته است که انسان مسلمان خود را از برکات و فیوضات چنین شبی محروم سازد! لذا بر هر مسلمان پاس داشت واحیاءاین شب ضروری می نماید.


باز منتشر شده توسط hasantaleb در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط hasantaleb با 99950 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 128
     درج شده در 1909 روز و 5 ساعت و 12 دقیقه قبل
    

برای اجابت دعا در شب قدر باید کارهایی کرد و به کسانی متوسل شد که خداوند به ما نگاه کند و دعاهایمان را اجابت نماید از جمله آنها عبارتند از:

 

الف ـ تأكید بر دعا در شب قدر

الإقبال ـ به نقل از حمّاد بن عثمان ـ :شب بیست و یكم ماه رمضان ، خدمت امام صادق علیه السلام وارد شدم. به من فرمود:

«اى حمّاد! غسل كرده اى؟»

گفتم: آرى ، فدایت شوم.

پس ، حصیرى طلبید. سپس فرمود:«كنار من بیا و نماز بخوان».

امام علیه السلام همواره نماز مى خواند و من نیز كنار او نماز مى خواندم ، تا آن كه از همه نمازهایمان فارغ شدیم. سپس شروع كرد به دعا كردن.

من نیز دعاى او را آمین مى گفتم ، تا آن كه سپیده دمید. اذان و اقامه گفت و بعضى از فرزندان نوجوان خود را صدا زد.

ما پشت سرش ایستادیم و او جلو رفت و براى ما نماز صبح را به جماعت خواند. 1

 

ب ـ دعاهاى شب قدر

المعجم الأوسط ـ به نقل از عبد اللّه بن یزید ـ عایشه گفت: اى پیامبر خدا! اگر شب قدر را درك كردم ، از خدا چه بخواهم؟

پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: «از او عافیت بخواه » . 2

الإقبال ـ در بیان دعاى امام حسن مجتبى علیه السلام :

«اى آن كه در آشكارى اش پنهان است! اى آن كه در نهان بودنش آشكار است! اى پنهانى كه نهان نیست! اى آشكارى كه دیده نمى شود!

اى آن كه هیچ توصیفگرى به حقیقتِ هستى اش نمى رسد و به حدّى محدود نیست! اى غایبى كه گم شده نیست!

اى حاضرى كه دیده نمى شود : طلبش مى كنند و به او مى رسند ؛ آسمان ها و زمین و آنچه میان آنهاست ، حتّى چشم بر هم زدنى ، تهى از او نیست ؛ نه به چگونگى، درك مى شود و نه به كجایى ، جایى براى او بیان مى گردد! تو فروغ فروغ ها و پروردگار پروردگارانى. تو بر همه چیز ، احاطه دارى.

منزّه است آن كه چیزى همچون او نیست ، و او شنواى بیناست. منزّه است آن كه این گونه است و جز او چنین نیست.»3

سپس هر چه خواستى دعا مى كنى و از او مى خواهى.

امام صادق علیه السلام در حدیث خود فرموده است كه دعاى دعاكننده ، مستجاب و حاجت هایش برآورده مى شود

ج ـ واسطه قرار دادن قرآن

امام باقر علیه السلام: « در سه شب از ماه رمضان ، قرآن را [ به دست] مى گیرى ، باز مى كنى و جلوى روى خود قرار مى دهى و مى گویى:

« خداوندا! تو را به كتابِ نازل شده ات مى خوانم و به آنچه در آن است ـ و نام بزرگ تر و نام هاى نیكوتر تو و آنچه مایه بیم و امید است ، ـ كه مرا از آزادشدگانِ خودت از آتش قرار دهى» و براى هر نیازى كه به نظرت مى رسد ، دعا مى كنى» 4

 

د ـ واسطه قرار دادن قرآن و اهل بیت علیهم السلام

تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir

الإقبال ـ به نقل از امام صادق علیه السلام ـ :قرآن را بگیر و آن را بر سرت بگذار و بگو :

«خداوندا! به حقّ این قرآن و به حقّ آن كه او را با قرآن مبعوث كردى و به حقّ هر مؤمنى كه در قرآن او را ستوده اى و به حقّى كه بر آنان دارى ـ و هیچ كس به حقّ تو ، آشناتر از خودت نیست ـ ، تو را قسم مى دهم ، به خودت ، اى خداوند! (ده بار) سپس مى گویى :

«به حقّ محمّد (ده بار) ، به حقّ على (ده بار) ، به حقّ فاطمه (ده بار) ، به حقّ حسن (ده بار) ، به حقّ حسین (ده بار) ، به حقّ على بن حسین(ده بار) ، به حقّ محمّد بن على (ده بار) ، به حقّ جعفر بن محمّد (ده بار) ، به حقّ موسى بن جعفر (ده بار) ، به حقّ على بن موسى (ده بار) ، به حقّ محمّد بن على (ده بار) ، به حقّ على بن محمّد (ده بار) ، به حقّ حسن بن على (ده بار) ، به حقّ حجّت (ده بار) » و حاجت خویش را مى طلبى .

امام علیه السلام در حدیث خود فرموده است كه دعاى دعاكننده ، مستجاب و حاجت هایش برآورده مى شود.5

امام كاظم علیه السلام: قرآن را در دستت بگیر و آن را بالاى سرت ببر و بگو:

« خداوندا! به حقّ این قرآن ، و به حقّ آن كه او را با قرآن به سوى بندگانت فرستادى ، و به هر آیه اى كه در قرآن است و به حقّ هر مؤمنى كه او را در قرآن ستوده اى و به حقّ او بر تو ـ كه هیچ كس به حقّ او داناتر از تو نیست ، اى سرورم ، اى سرورم ، اى سرورم! خداوندا ، خداوندا ، خداوندا! (ده بار) و به حقّ محمّد (ده بار) و به حقّ هر امام (ده بار) و امامان را مى شمارى تا به امام زمانت برسى.»  به یقین ، از جاى خود بر نمى خیزى ، مگر آن كه حاجتت برآید و كارت برایت آسان شود !6

 

زیارت امام حسین (علیه السلام)

امام صادق علیه السلام: « هر گاه شب قدر شود ـ كه در آن ، هر كار حكمت آمیزى فیصله مى یابد ـ ، آن شب، منادى از دل عرش بانگ بر مى آورد كه: «خداوند ، هر كس را امشب به زیارت قبر حسین علیه السلام آمد ، آمرزید».7

 


باز منتشر شده توسط hasantaleb در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط hasantaleb با 99950 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 114
     درج شده در 1909 روز و 5 ساعت و 13 دقیقه قبل
    

در مورد این مسأله چند مطلب شایان توجه است:

 

1- آیا در قضا و قدر الهی تغییر صورت میگیرد؟

چیزی كه در این مبحث مورد سئوال بوده و بلكه گفتگوی فراوانی در خصوص آن شده این است كه آیا در تقدیرات مكتوب در عالم بالا و در قضای الهی تغییری صورت میگیرد یا خیر؟ آیا اصولا تغییر در این مورد امكانپذیر است؟ در اعتقادات اسلامی در دایره مكتب تشیع مسألهای تحت عنوان «بداء» مطرح شده است. «بداء» یعنی پیدایشی نوین، و منظور از آن پیدایش، طرحی نو در پارهای از تقدیرات عالم غیب است. به ویژه در روایات وارده از ائمه هدی (علیهم السلام)، این مطلب به روشنی پذیرفته شده و پیرامون آن مباحثی جالب طرح گشته است. مطلبی كه این اندیشه را گاه مورد سئوال قرار داده، این است كه مساله بداء با علم الهی چگونه سازگاری دارد؟ توضیح اشكال این است كه اگر محو و اثبات در مورد خود حادثه باشد، كه امكانپذیر نیست؛ یعنی موضوع حادثه دستخوش چنین چیزی نمیشود. اگر مربوط به خبر حادثه باشد كه در این صورت خبر اول نادرست است. مهمتر اینكه اگر پدیده نهایی كه قلم تقدیر بر آن جاری گشته است، از علم الهی گذشته باشد- كه گذشته- و اگر ناپایداری مرحله اول یك حادثه، از نظر قضا و قدر برای خدای سبحان معلوم باشد- كه هست- در این صورت جایی برای نوآوری در دستگاه عالم تكوین الهی باقی نمیماند. به عبارت دیگر «بداء» به منزله تصمیمی جدید در یك امر است. لازمه تصمیم جدید، جهل ابتدایی نسبت به شرایطی است كه با پیش آمدن آنها، تغییر در تصمیمگیری ضرورت پیدا میكند. با این فرض آیا دیگر جایی برای طرح مساله «بداء» در تقدیرات الهی باقی میماند؟ این اشكال و یا اشكالاتی مشابه، موجب گشته است كه گاه برخی از نویسندگان صاحب نظر همچون «فخر رازی» این اندیشه تشیع را مورد انتقاد قرار دهند.1

ولی باید گفت، این نویسندگان به حقیقت مطلب- آنچنان كه از زبان پیشوایان مذهب صادر شده است- توجه پیدا نكرده اند. اینك جا دارد بحث را از دیدگاه قرآن كریم، پیگیری نماییم و روایات اهل بیت(علیهم السلام) را در این زمینه مورد توجه قرار دهیم.

 

2- قرآن كریم و مسأله بداء:

در این قسمت به بیان آیه ای از قرآن كریم و روایاتی كه بیانگر این مسأله است، میپردازیم: قرآن كریم میفرماید: «وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلاً مِّن قَبْلِكَ وَجَعَلْنَا لَهُمْ أَزْوَاجًا وَذُرِّیَّةً وَمَا كَانَ لِرَسُولٍ أَن یَأْتِیَ بِآیَةٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللّهِ لِكُلِّ أَجَلٍ كِتَابٌ  یَمْحُو اللّهُ مَا یَشَاء وَیُثْبِتُ وَعِندَهُ أُمُّ الْكِتَابِ »2 (هیچ رسولی را نرسد كه معجزهای ارائه دهد مگر اینكه از خدای سبحان اذن داشته باشد. اجل هر صاحب اجلی- افراد یا جوامع بشری- در كتاب سرنوشت مكتوب است. خدای سبحان هر مكتوبی را بخواهد از دفتر سرنوشت محو میكند و هر آنچه را بخواهد جدیدا ثبت میكند. نسخه اصلی كتاب آفرینش هم در نزد اوست.)

این آیه، به اعتراض مشركین پاسخ میدهد و شتاب زدگی آنان را در مورد وعده عذاب الهی بیمورد میداند. آنها، طبق آیات قبل در همین سوره و آیاتی دیگر از قرآن كریم، اظهار میكردند طبق پیشنهادی كه ما داریم آیت و معجزه ای بیاور.3 گاه میگفتند: كیفر و عذابی كه ما را بدان تهدید میكنی، برای ما به مرحله اجرا بگذار.4 قرآن كریم پاسخ میدهد: رسول ما مجاز نیست كه بدون اذن و رخصت ما كاری انجام دهد و آیتی را به مرحله ظهور بگذارد. اما كیفر شما هم- مانند سایر امم و افراد - وقت معینی دارد كه در كتاب سرنوشت ثبت است. این وقت مقرر هم قابل اعلام نیست. زیرا مكتوبات عالم بالا، گاه توسط خدای تعالی در هر موردی كه بخواهد محو شده و فرمان جدیدی بجای آن ثبت میشود. پس ممكن است اجل مربوط به شما هم دستخوش «بداء» گردد و در زمان اجرای آن و یا كیفیت آن تغییری صورت گیرد. ملاحظه میشود كه در آیه سابق الذكر ضمن پاسخگویی، هم به وجود كتاب سرنوشت تأكید شده و هم مسأله حك و اصلاح سرنوشتها مطرح گشته است. پس میتوان نتیجه گرفت كه «بداء» از نظر قرآن كریم، قطعی است.

اهل سنت با این حك و اصلاح مخالفت كرده اند و میگویند: «جف القلم بما كان و ما یكون الی یوم القیامة»5 (قلم تقدیر الهی بر آنچه بود و آنچه تا روز قیامت به وقوع خواهد پیوست، جاری گشته است.)

نظیر این عقیده در میان یهودیان رواج داشته است. قرآن كریم عقیده نادرست آنان را سخت مورد انتقاد قرار میدهد:

«وَقَالَتِ الْیَهُودُ یَدُ اللّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَیْدِیهِمْ وَلُعِنُواْ بِمَا قَالُواْ بَلْ یَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ یُنفِقُ كَیْفَ یَشَاء …»6 (و یهود گفتند: «دست خدا بسته است.» دستهایشان بسته باد! و بخاطر این سخن، از رحمت دور شوند! بلكه هر دو دست- قدرت- او گشاده است؛ هرگونه بخواهد، میبخشد.) به خوبی روشن است كه آنها عقیده داشتند كه با تنظیم دفتر آفرینش، خدای سبحان از هر نوع تصمیمگیری بازنشسته است. قرآن كریم، این بینش را به بسته بودن دست خدا تعبیر میكند و سپس بر گویندگان این سخن نفرین نثار مینماید و نهایتاً هم اندیشه حق را چنین القاء میكند: «بَلْ یَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ یُنفِقُ كَیْفَ یَشَاء ».7 (خدای سبحان در تصمیمگیری آزاد است. هرگونه بخواهد انفاق میكند.) تنظیم معیشت بندگان را تا آخر خود بر عهده خواهد داشت. تنظیم امر معیشت، به عنوان نمونه از تقدیرات مطرح شده است. به ویژه كه در میان پدیده های مربوط به زندگی بشر مسأله معیشت بر حسب ظاهر بیش از سایر امور به فعالیت خود انسان وابسته است. در همین امر هم خدای سبحان تقدیرات خود را به هر شكلی كه خواسته باشد بر اراده انسان حاكم میسازد. «العبد یدبر والله یقدر»

هیچ رسولی را نرسد كه معجزهای ارائه دهد مگر اینكه از خدای سبحان اذن داشته باشد. اجل هر صاحب اجلی- افراد یا جوامع بشری- در كتاب سرنوشت مكتوب است. خدای سبحان هر مكتوبی را بخواهد از دفتر سرنوشت محو میکند و هر آنچه را بخواهد جدیدا ثبت میكند. نسخه اصلی كتاب آفرینش هم در نزد اوست

3-توجیه مسأله بداء

حال باید دید كه مسأله چگونه توجیه میشود. گفته شد كه عمده اشكال مربوط به برخورد مسأله «بداء» با احاطه علمی پروردگار بر هم امور است. ما حصل آنچه از قرآن كریم استفاده میشود، با بیانی ساده چنین است: تقدیرات مربوط به انسان در دفتر سرنوشت مكتوب میشود و مأموریت اجرای حكم بر فرشتگان الهی كه كارگزاران عالم امر هستند، ابلاغ میشود. حال چنانچه مسألهای پیش نیاید، در موقع مقرر، آنها فرامین حق را به مرحله اجرا میگذارند و وقوع حادثه پایان مییابد و دیگر «بدائی» هم مطرح نخواهد بود.

فاذا وقع القضاء بالامضاء فلا بداء…8 (هرگاه فرمان حق به اجرا درآید، دیگر بدائی در كار نیست) اما چنانچه بنابر عواملی، چون تضرع بنده و یا اعمال خیری همچون انفاق فی سبیل الله و یا برعكس، اعمال سوء لازم شود، تغییری در جهت خیر و یا سوء صورت گیرد، پس از محو دستورالعمل قبلی، حكم جدید،در كتاب سرنوشت، رقم زده میشود. فرشتگان كه مأموریت خویش را از آن دریافت میكنند، حكم جدید را در مییابند و مأمور اجرای آن میشوند. بدین طریق گاهی با صدقه ای، بلایی مكتوب از سر بنده برداشته میشود. گاه با صله رحمی فرجام زندگی كسی با تأخیر میافتد.9

چه بسا با ایمان به عالم غیب، حادثه ای سهمگین و ویرانگر از امتی و یا قومی منصرف گردد.10 با دعایی، مسیر بلایی مبرم از مسیر مؤمنی بر كنار میرود.11 یا برعكس، گاه بخاطر ناسپاسی انسان، نعمت الهی از او زائل میشود.12

این حك و اصلاح، در مراحل مختلفی ممكن است صورت پذیرد. توضیح اینكه بنابر احادیث اسلامی- حتی در تطبیق با حكم عقل- فرامین الهی در عالم خلقت بر اساس هفت مسأله خواهد بود كه عبارتند از: اراده، مشیت، قدر، قضا، اذن، كتاب و اجل13 كه برای چهار مسأله اول: مشیت، اراده، قدر و قضا ترتیب مطرح شده است. رخ دادن «بداء» تا آخرین مرتبه ممكن است. یعنی اگر امری از مشیت الهی بگذرد، اراده و تقدیر بر آن تعلق گیرد، در كتاب ثبت شود، اجل آن مشخص گردد، اذن هم در كار باشد، حتی قضای الهی كه در اینجا به معنی صدور حكم برای مأمورین اجرا است، محقق گردد؛ باز هم قابل حك و اصلاح است. فقط در صورتی كه حكم به مرحله اجرا درآید دیگر «بداء» معنایی ندارد. اذا جرت القضاء بالاءمضاء فلا بداء14

 

4-بداء و علم الهی

تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir

بدین ترتیب در مورد مسأله «بداء» در ارتباط با علم الهی هیچ مشكلی پیش نخواهد آمد. زیرا خدای سبحان كه امری را مقدر میفرمایند، از ابتدا تغییر و یا عدم تغییر آن - برای آن ذات حق- معلوم است، ولی در دستگاه تكوین و «عالم امر»- كه عالم روح القدس و فرشتگان است- 15 معلوم و مشخص نیست. روح القدس در مصدر ابلاغ فرمان 16 و فرشتگان در مقام اجرای آن هستند و این حك و اصلاح برای آنها مسألهای جدید خواهد بود.

علم الهی به حقایق عالم، در دو مرحله قابل فرض است. یك مرحله علم مكنون در نزد حق و مرحله دوم علمی كه در لوح محفوظ و دفتر سرنوشت تجلی نموده است. فقط این علم دوم است كه برای فرشتگان و یا انبیا و اولیا الهی كه واقف بر اسرار غیب میشوند، معلوم میشود. حال چنانچه امری در نزد خداوند مكتوم نمی بود، و آنچه را میدانست به كارگزاران عالم خلقت هم می آموخت و یا به عبارت دیگر در كتاب تكوین ثبت میكرد، «بدائی» معنا نداشت. چون حتی فرامین بعدی برای آنها تازگی نداشته است. پس منشاء «بداء» این میشود كه، همه آنچه را خدای سبحان میداند، در دفتر سرنوشت مكتوب نیست. بخاطر این علم مكنون و مخزون عندالله است كه «بداء» مطرح است. شاید جمله (و عندهامالكتاب) در آیه مورد بحث به همین مطلب اشاره داشته باشد.

در روایات مربوط به «بداء» به این نكته اشاره شده است:

عن ابی عبدالله(علیه السلام) قال: «ان الله علمین، علم مكنون مخزون، لایعلمه الا هو، من ذلك یكون البداء و علم علمه ملائكه و رسله و انبیائه فنحن نعلمه»17 (همانا كه برای خداوند دو علم است: علمی كه مخزون و پوشیده است. و به جز او كسی آن را نمیداند. بخاطر چنین علمی است كه بداء مطرح است و علم دیگری كه به فرشتگان و رسل و انبیای خود میآموزد، این را ما می دانیم.)

در حدیث دیگری نیز همین مضمون كاملاً تأیید شده است. در جایی دیگر به صراحت بیان شده كه همه تغییرات از پیش در علم الهی روشن بوده است:

«عن ابی عبدالله(علیه السلام) قال: ما بداءلله فی شیء الاكان فی علمه قبل ان یبدوله»18 (هرگز از ناحیه خدای سبحانی بدائی صورت نمیگیرد مگر اینكه در علم او بوده است.)

«عن ابی عبدالله(علیه السلام) قال: ان الله لم یبدله من جهل»19 (هرگز برای خدای تعالی از روی جهل بدائی پیش نمیآید.)

همین مفهوم، تحت عنوان موقوف بودن برخی امور، نیز مطرح شده است:

«عن الفضیل قال: سمعت ابا جعفر(علیه السلام) یقول: من الامور امور موقوفه عندالله یقدم منها ما یشاء و یوخر منها ما یشاء»20

امام صادق(علیه السلام) فرمودند: خدای تعالی هیچ پیامبری را مبعوث نكرد، مگر اینكه در سه امر از او پیمان گرفت: اقرار برای او به عبودیت، شریك قائل نشدن و اینكه خداوند هر چه را بخواهد مقدم میدارد و هر چه را بخواهد به تأخیر میاندازد

5- اثر اعتقاد به بداء

تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir

اعتقاد به «بداء» بالاترین عامل انگیزش انسان برای بندگی و نیایش به درگاه پروردگار متعال است. عن ابیعبدالله (علیه السلام) قال: ما عظم الله بمثل البداء21 (خداوند به چیزی مثل «بداء» بزرگ داشته نشده است.) یا عن ابی عبدالله(علیه السلام) قال: ما عبدالله بشیء مثل البداء22 (خداوند به چیزی مثل «بداء» عبادت نشده است.) یعنی اعتقاد به «بداء» بیش از هر اعتقاد دیگری مایه پرستش حق و دست نیاز دراز كردن به سوی درگاه ربوبی است. روشن است كه اگر ما ایمان داشته باشیم كه خدای سبحان هر لحظهای كه بخواهد سرنوشت ما را تغییر میدهد و حوادثی را كه در مسیر زندگی ما تقدیر فرموده است، دستخوش تحول و «بداء» قرار میدهد. قهراً نسبت به ذات اقدس وی حالت تضرع و دعا خواهیم داشت. حالت دعا و تضرع، بالاترین رابطه بنده با خالق است، بلكه حقیقت عبادت در همین امر است.

«قُلْ مَا یَعْبَأُ بِكُمْ رَبِّی لَوْلَا دُعَاؤُكُمْ …»23 24 (بگو اگر دعا و نیایش شما نباشد پروردگار من به شما ارجی نمینهد.) انسان دائماً در پیچ و خم زندگی گرفتار است. یا حداقل در معرض خطر میباشد. به همین خاطر نیازمند به عنایات غیبی است. با وجود اعتقاد به «بداء» آنكه در زندگی گرفتار است، دست نیاز برمیدارد كه عافیتی را برای خویش از پروردگارش طلب كند. آنكه مرفه است استدعای از دست نرفتن آنها را دارد. آنكه در عافیت است از ترس روی آوردن بیماری و گرفتاری زاری میكند، در حالی كه اگر اعتقاد یهود مطرح باشد چنین چیزی هرگز وجود نخواهد داشت، پس حقاً چنین است كه: «ما عبدالله بشیء مثل البداء»25 نمونه بارز این راز و نیاز در شبهای قدر متجلی میشود. چنانكه قبلاً اشارتی رفت، شب قدر یعنی شب تعیین سرنوشت كه هر ساله در ماه مبارك رمضان تكرار میگردد:

«شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِیَ أُنزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِّلنَّاسِ …26 (-روزه، در چند روز معدود- ماه رمضان است؛ ماهی كه قرآن، برای راهنمایی مردم در آن نازل شده است…)

در این شب مبارك همه امور لازم الاجرا تعیین میشود: «إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِی لَیْلَةٍ مُّبَارَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنذِرِینَ  فِیهَا یُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِیمٍ »27 (كه ما آن را در شبی پر بركت نازل كردیم؛ ما همواره انذار كننده بوده ایم. در آن شب هر امری بر اساس حكمت- الهی- تدبیر و جدا میگردد.)

قرآن كریم، این شب را از هزار ماه بالاتر دانسته است كه فرشتگان به همراه روح القدس تا سپیده دم با آوای درود و سلام بر زمین فرود میآیند. به همین مناسبت است كه این شب به عنوان شب احیاء - یعنی خاص شب زنده داریها و مناجات با قاضی الحاجات - نامیده شده است. حتی در شب 23 ماه مبارك رمضان، ائمه هدی (علیه السلام) درباره فرزندان خود هم مراقبت میكردند كه بیدار بمانند. پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) در چنین شبی در بستر بیماری بودند، ولی سفارش كردند كه بستر ایشان را به مسجد ببرند. با این وصف، علت اهمیتی كه اهل بیت- علیهم السلام- برای «بداء» قائل شده اند، بخوبی روشن میشود.

اینك با ذكر چند روایت كوتاه پیرامون اهمیت «بداء» این بحث را به پایان میبریم:

عن مالك الجهنی قال: طمعت ابا عبدالله(علیه السلام) یقول: لو علم الناس ما فی القول بالبداء من الاجر ما فتروا عن الكلام فیه»28 (امام صادق(علیه السلام) فرمودند: اگر مردم میدانستند كه در گفتار پیرامون بداء چه اجری نهفته است، از سخن در مورد آن خسته نمی شدند.)

عن ابیعبدالله (علیه السلام) قال: ما بعثالله نبیاً حتی بأخذ علیه ثلاث خصال: «الا قرار له بالعبودیه و خلع الانداد و ان الله یقدم ما یشاء و یؤخر ما یشاء»29 (امام صادق(علیه السلام) فرمودند: خدای تعالی هیچ پیامبری را مبعوث نكرد، مگر اینكه در سه امر از او پیمان گرفت: اقرار برای او به عبودیت، شریك قائل نشدن و اینكه خداوند هر چه را بخواهد مقدم میدارد و هر چه را بخواهد به تأخیر میاندازد.) كه همین معنی بداء است. از این روایت اهمیت موضوع بداء معلوم میشود. زیرا كه در ردیف خداپرستی و توحید قرار گرفته است.

 

تنظیم: گروه دین و اندیشه تبیان


[1]. مفاتیح الغیب، ج 19، ص 66. ذیل آیه «یمحوا الله ما یشاء و یثبت…» (رعد/ 39) قال: «المساله الخامسه» قال الراقضه: البداء جائز علی الله تعالی و هو ان یعتقد شیء ثم یظهر له ان الامر بخلاف ما اعتقده و تمسكوا منه بقوله «یمحوا الله ما یشاء و یثبت» و اعلم ان هذا باطل لان علم الله من لوازم المخصوصه و ما كان كذلك كان دخول التغییر و التبدل منه محالا البته. روشن است كه تفسیری كه این نویسنده از گفتار شیعه نموده، كاملا خلاف واقع و غیر صادقانه است. با توضیحی كه پیرامون معنی «بداء» در همین فصل داده میشود این مطلب روشن میشود.

[2]. رعد/ 38- 39.

[3]. و قالوا لن نؤمن لك حتی تفجر لنا من الارض ینبوعا اوتكون لك جنه من نخیل و عنب فتفجر الانهار خلالها تفجیراً او تسقط السماء كما زعمت علینا كسفا او تأتی بالله و الملائكه قبیلاً او یكون لك بیت من زخرف اوترقی فیالسماء و لن نؤمن لرقیك حتی تنزل علینا كتابا نقرؤه قل سبحان ربی هل كنت الا بشرا رسولا. (اسراء/ 90- 93) (و گفتند: ما هرگز به تو ایمان نمیآوریم تا اینكه چشمه جوشانی از این سرزمین- خشك و سوزان- برای ما خارج سازی، 'یا باغی از نخل و انگور از آن تو باشد؛ و نهرها در لابه لای آن جاری كنی، یا قطعات- سنگهای- آسمان را- آنچنان كه میپنداری- بر سر ما فرود آری؛ یا خداوند و فرشتگان را در برابر ما بیاوری، ' یا برای تو خانهای پر نقش و نگار از طلا باشد؛ یا به آسمان بالا روی؛ حتی اگر به آسمان روی، ایمان نمیآوریم مگر آنكه نامهای بر ما فرود آوری كه آن را بخوانیم. بگو: منزه است پروردگارم- از این سخنان بیمعنی!- مگر من جز انسانی فرستاده خدا هستم؟!)

[4].و یستعجلونك بالعذاب و لو لا اجل مسمی لجاء هم العذاب و لیاتینهم بغته و هم لا یشعرون. (عنكبوت/53) (آنان با شتاب از تو عذاب را میطلبند؛ و اگر موعد مقرری تعیین نشده بود، عذاب- الهی- به سراغ آنان میآمد؛ و سرانجام این عذاب بطور ناگهانی بر آنان نازل میشود در حالی كه نمیدانند.)

[5]. جبر و اختیار، بهبودی، ص 54.

[6]. مائده/ 64

[7]. مائده/ 64.

[8]. اصول كافی، ج 1، (باب بداء، حدیث 16، ص 265.)

[9]. عن ابی عبدالله (علیه السلام): من یموت بالذنوب اكثر ممن یموت بالا جال و من یعیش باالاحسان اكثر ممن یعیش بالاعمار. (بحارالانوار، ج5، ص140)

كسانی كه بخاطر گناهان، تقدیر مرگ در مورد آنها اجرا میشود، از كسانی كه به سرآمد (طبیعی) میمیرند بیشتر هستند، همین طور تعداد كسانی كه به خاطر احسان عمرشان به درازا میكشد، بیشترند از كسانی كه به عمر طبیعی روزگار میگذارنند.

[10]. «فلو لا كانت قریه امنت فنفعها ایمانها الاقوم یونس لما امنوا كشفنا عنهم عذاب الخزی فی الحیوه الدنیا و متعنا هم الی حین» (یونس/ 98)

[11]. عنابی عبدالله (علیه السلام): فمن ذلك الذی یردالدعاء القضا. (بحارالانوار، ج5، ص 141)

[12]. ذلك بان الله لم یك مغیراً نعمه انعمها علی قوم حتی یغیروا. ما بانفسهم… (انفال/ 53)

[13]. عن ابی الحسن موسی بن جعفر (علیه السلام) قال: «لایكون شیئی فی السموات و لا فی الارض الا بسبع: بقضاء و قدر و اراده و مشیئه و كتاب و اجل و اذن، فمن زعم غیر هذا فقد كذب علی الله اورد علی الله عزوجل. (اصول كافی، ج1، ص 206، حدیث 2)

[14]. اصول كافی، ج1، ص 206.

[15]. قل الروح من امر ربی… (اسراء/ 85) (…بگو: روح از امر پروردگار من است؛…)

[16]. ان لقول رسول كریم * ذی قوه عند ذی العرش مكین * مطاع ثم امین. (تكویر/ 19-21) (كه این-قرآن-كلام فرستاده بزرگواری است (=جبرئیل امین) * كه صاحب قدرت است و نزد- خداوند- صاحب عرش، مقام والایی دارد!*  در آسمانها مورد اطاعت- فرشتگان- و امین است.)

[17]. اصول كافی، ج1، باب بداء، حدیث 8

[18]. اصول كافی، ج1، ص 202، حدیث 9، باب بداء.

[19]. همان، ص203، حدیث 10، با بداء.

[20].همان. حدیث 7، باب بداء.

[21]. اصول كافی، ج1، ص 201، حدیث 1، باب بداء.

[22]. همان.

[23]. فرقان/ 77.

[24]. و قال ربكم ادعونی استجب لكم انالذین یستكبرون عن عبادتی سیدخلون جهنم داخرین. (غافر/ 60) الدعا مخ العباده، «علی(علیه السلام)»

[25]. اما جعفر صادق(علیه السلام)، اصول كافی، باب «بداء»، حدیث 1.

[26]. بقره/ 185.

[27]. دخان/ 3-4.

[28]. اصول كافی، ج1، باب بداء، حدیث 12، ص 204.

[29]. همان، حدیث 3، ص 202.

 


باز منتشر شده توسط hasantaleb در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


 مشاهده اولین صفحه  مشاهده صفحه قبلی 1 2 3 4 5 6 7 8 9 [ 10 ]  مشاهده صفحه بعدی  مشاهده صفحه آخر

توجه : مدیریت وب سایت در صورت دریافت مجوز قانونی از سوی مراجع ذیصلاح نسبت تغییر در محتوای  ارسالی کاربران و یا مراحل قانونی اعلام شده اقدام خواهد نمود.
تبیان زنجان با تایید نمایش مطالب ارسالی کاربران آنرا تایید محتوایی و قابل استناد نمی کند . مديران محتوا تنها حق اصلاح يا حذف مطالب نامربوط ( دارای مشکل فنی نمایش و ناقض قوانین ارسال مطلب هر بخش ) را دارند.
© 2004- Tebyan. The content is copyrighted to Tebyan Cultural and Information center and may not be reproduced on other websites.