مسابقه دین و اندیشه خانه قرآن باشگاه کاربران جامعه ورزشی خانواده خوشبخت دنیای کودکان آشپزی و تغذیه موبایل دانش و تکنولوژی مجله سلامت سیاست گردشگری
دنیای عکس و عکاسی اقتصاد زنان ادبیات هــنر سینما و تلویزیون بزرگان و مشاهیر مهدویت سرگرمی دانلود نرم افزار مرکز کتاب پایگاه ها جستجو روابط عمومی مقالات
     
صفحه اصلی وب سایت فید مطالب وب سایت عضویت رایگان در وب سایت جستجو در وب سایت سوالات رایج نقشه وب سایت درباره ما تماس با ما  

حتما ببینید
آشپزی به سبک تبیان
لینکستان تبیان زنجان معرف وب سایت شما
عکس و عکاسی مقالات
لینکستان وب سایت های مفید
آموزش آشپزی
طبقه بندی موضوعی مطالب
فعال ترین اعضا این ماه
فعالان ثبت مطلب این ماه
فعالان ارسال دعوتنامه این ماه
فعالان نظر دهندگان این ماه
ارسال دعوتنامه

آیا مایلید دوستان خود را نیز دعوت به مشاهده محتوای بروز این وب سایت کنید ؟
آیا میدانید با ارسال هر دعوت نامه 5 امتیاز( به همراه 15 امتیاز رزرو) به مجموع امتیازات شما افزوده میشود ؟

 
دریافت رایگان مطالب
آیا میدانید میتوانید مقالات وب سایت را با استفاده از قدرت گوگل و بصورت روزانه در ایمیل خود دریافت و مطالعه کنید ؟؟
بیش از صد ها عنوان مطلب خواندنی را روزانه به همین راحتی و هر زمان که مایلید مطالعه کنید !
عضویت رایگان دریافت مقالات در ایمیل

برای مشاهده توضیحات بیشتر اشاره گر ماوس خود را روی هر عنوان نگه دارید . بخش مطالب روزانه اعضاء سرویس دیگری از خدمات وب سایت به اعضا میباشد که شما را قادر می سازد  مطالب و علاقه مندی های خود را در وب سایت درج نمایید .

این امکان زمینه حضور جدی شما را در دنیای مجازی اینترنت فراهم آورده و ضمن انتشار محتوای شما بنام خودتان ,  با کمک سرویس معرفی به موتور های جستجو , آنرا در  صدر جستجو ها و معرض دید هزاران کاربر روزانه  اینترنت و وب سایت قرار  دهد و کمک می کند  براحتی در جمع کاربران فعال خانواده ما قرار بگیرید .

توجه : نوشته  و مطالب این بخش دارای هویت شخصی از سوی کاربران ( ساختار وب لاگ) بوده و مسئولیت آن به عهده کاربر می باشد .
قوانین ارسال مطلب را ببینید تبیان زنجان با تایید نمایش مطالب ارسالی کاربران آنرا تایید محتوایی و قابل استناد نمی کند . مديران محتوا تنها حق اصلاح يا حذف مطالب نامربوط ( دارای مشکل فنی نمایش و ناقض قوانین ارسال مطلب هر بخش ) را دارند.

 
نوشته شده توسط fardsaeid با 139112 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 11
     درج شده در 471 روز و 13 ساعت و 13 دقیقه قبل
    
جشنواره فیلم‌های سینمایی یا ویدئویی
فیلم اولی ها با پروانه ویدیوئی راهی جشنواره فیلم فجر شدند
 
 
   
 
 
 
 
   
 
 
    از میان ۱۵ فیلم حاضر در بخش فیلم اولی ها ۷ فیلم با پروانه ویدیوئی ساخته شده اند و هنوز برخی از آن ها نتوانسته اند پروانه ساخت سینمایی دریافت کنند.
تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir    
   
 
 
     

از میان ۱۵ فیلم حاضر در بخش فیلم اولی ها ۷ فیلم با پروانه ویدیوئی ساخته شده اند و هنوز برخی از آن ها نتوانسته اند پروانه ساخت سینمایی دریافت کنند.

 

به گزارش خبرنگار سینماپرس، به دلیل برخی از مشکلاتی که برای صدور پروانه ساخت فیلم ها وجود دارد برخی از فیلمسازان برای ساخت فیلم خود اقدام به دریاقت پروانه ویدیوئی می کنند تا پس از اتمام ساخت آن برای پروانه سینمایی اقدام کنند در حالی که میان فیلم های ویدیوئی و سینمایی تفاوت هایی وجود دارد همانند تفاوت هایی که در قاب بندی وجود دارد.

 

در دوره هایی از جشنواره که فیلم های ویدیوئی هم در بخشی مجزا مورد داوری قرار می گرفتند بسیاری از به اصطلاح تله فیلم ها در این بخش نمایش داده می شدند اما پس از مجزا شدن این بخش از جشنواره و برگزاری جشنواره ای مستقل برای فیلم های ویدیوئی این انتظار وجود دارد که این گونه فیلم ها در جشنواره ویژه خود حضور یابند. در حالی که در میان لیست اولیه ای که از سوی دبیرخانه جشنواره فیلم فجر اعلام شد از میان ۹۵ فیلمی که موفق به پر کردن فرم در زمان مقرر شده بودند ۲۷ فیلم با پروانه ویدیوئی ساخته شده بودند.

 

این ۲۷ فیلم عبارتند از:

 

«ترنج در ترنج» به کارگردانی مجتبی راعی و تهیه کنندگی مجتبی راعی ساخته شده با منابع تلویزیون و به صورت ویدیوئی

 

«سالهای حادثه» به کارگردانی سعید چاری و تهیه کنندگی محمد آزادی مهربانی و سعید چاری (گروه کودک شبکه تهران)

 

«لرزاننده چربی» به کارگردانی محمد شیروانی و تهیه کنندگی محمد شیروانی

 

«سقوط» به کارگردانی مهدی آتش جام و تهیه کنندگی موسسه فرهنگی هنری شهید آوینی

 

«اشیا از آنچه درآینه می بینید به شما نزدیکترند» به کارگردانی نرگس آبیار و تهیه کنندگی ابوذر پورمحمدی محمد حسین قاسمی

 

«اتاق۳۱۱» به کارگردانی مجتبی بیطرفان و تهیه کنندگی مجتبی بیطرفان

 

«شهر فرشتگان» به کارگردانی محمد راوندی و تهیه کنندگی محمد راوندی

 

«پر سیاوشون» به کارگردانی مجتبی بیطرفان و تهیه کنندگی مجتبی بیطرفان

 

«داستان عوضی» به کارگردانی فریدون جیرانی و تهیه کنندگی تینا پاکروان

 

«زن مرد زندگی» به کارگردانی مهدی ودادی و تهیه کنندگی مهدی ودادی

 

«بازگشت به آینده» به کارگردانی علی عبدالعلی زاده و تهیه کنندگی فرهاد گلی

 

«خاک و مرجان» به کارگردانی سید مسعود اطیابی و تهیه کنندگی سید امیر پروین حسینی

 

«رِنجِرو» به کارگردانی احسان عبدی پور و تهیه کنندگی ادریس عبدی پور

 

«سگهای پوشالی» به کارگردانی رضا توکلی و تهیه کنندگی رضا توکلی رضا نوروزی

 

«سوگ» به کارگردانی مرتضی فرشباف و تهیه کنندگی جواد نوروزبیگی

 

«یک دو سه ،... پنج» به کارگردانی محمد معیری و تهیه کنندگی محمد معیری

 

«تابستان طولانی» به کارگردانی علی خزاعی فر و تهیه کنندگی صدا و سیمای خراسان رضوی

 

«تابور» به کارگردانی وحید وکیلی فر و تهیه کنندگی وحید وکیلی فر

 

«دراکولا در تهران» به کارگردانی امیر پویا افضلی پور و روح اله سعادتمند و تهیه کنندگی منصوره امی ابراهیم بهادری

 

«شهری که نمی خوابد» به کارگردانی حسین آخوندپور و تهیه کنندگی حسین آخوند پور

 

«تجریش... ناتمام» به کارگردانی پوریا آذربایجانی و تهیه کنندگی مهدی داوری

 

«من از سپیده صبح بیزارم» به کارگردانی علی کریم و تهیه کنندگی علی آشتیانی پور علی کریم

 

«دارک هورس» به کارگردانی میثم صابری نسب و تهیه کنندگی میثم صابری نسب

 

«مبارزان کوچک» به کارگردانی سید داود اطیابی و تهیه کنندگی سید مسعود اطیابی

 

«گَس» به کارگردانی کیارش اسدی زاده و تهیه کنندگی شاهرخ کافی کیارش اسدی

 

«این یک رویاست» به کارگردانی محمود غفاری و تهیه کنندگی بهمن اردلان محمود غفاری

 

«ماندوو» به کارگردانی ابراهیم سعیدی و تهیه کنندگی ابراهیم سعیدی

 

روز گذشته ۱۶ دی ماه اسامی فیلم های بخش سودای سیمرغ و فیلم اولی ها اعلام شدند و در میان لیست فیلم اولی ها می توان نام هفت فیلم را دید که به صورت ویدیوئی ساخته شده اند و برخی حتی هنوز پروانه ساخت سینمایی ندارند و یا هیچ خبری از صدور پروانه ساخت آن ها منتشر نشده است. برخی هم به سفارش صدا و سیما و برای نمایش در تلویزیون ساخته شده اند اما سودای دریافت سیمرغ هم دارند.

 

در میان ۱۵ اثر بخش فیلم اولی ها فیلم های:

 

«اشیا از آنچه درآینه می بینید به شما نزدیکترند» به کارگردانی نرگس آبیار و تهیه کنندگی ابوذر پورمحمدی محمد حسین قاسمی

 

«رِنجِرو» به کارگردانی احسان عبدی پور و تهیه کنندگی ادریس عبدی پور

 

«یک دو سه ،... پنج» به کارگردانی محمد معیری و تهیه کنندگی محمد معیری

 

«تابستان طولانی» به کارگردانی علی خزاعی فر و تهیه کنندگی صدا و سیمای خراسان رضوی

 

«تجریش... ناتمام» به کارگردانی پوریا آذربایجانی و تهیه کنندگی مهدی داوری

 

«من از سپیده صبح بیزارم» به کارگردانی علی کریم و تهیه کنندگی علی آشتیانی پور علی کریم

 

«افسانه سرزمین گوهران» به کارگردانی مجید شاکری و تهیه کنندگی مجید شاکری

 

در گروه هفت فیلمی هستند که هیچ خبری مبنی بر پروانه ساخت سینمایی آن ها وجود ندارد.

 

جالب این که بسیاری از این فیلم ها در سکوت خبری ساخته شده اند و خبرهای چندانی در مورد آن ها وجود ندارد.

 
 
تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir    
   
 
 
      خبرگزاری سینمای ایران (cinemapress.ir)  
 

باز منتشر شده توسط fardsaeid در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط fardsaeid با 139112 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 25
     درج شده در 473 روز و 15 ساعت و 42 دقیقه قبل
    
بازگشت ابوالفضل پورعرب به سینما
 
 
   
 
 
 
 
   
 
 
    هنوز حضور این فیلم در بخش های اصلی جشنواره قطعی نیست اما در صورت پذیرش، می تواند در حکم بازگشت پورعرب به پرده سینماها باشد و...
تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir    
   
 
 
     

ابوالفضل پورعرب همان ستاره محبوب سال های نه چندان دور سینماست که در اتفاقی نادر چندی پیش شوخی تلخ درگذشتش تیتر یک بسیاری از رسانه ها را از آن خود کرد. غرض از این یادآوری، زنده کردن آن حاشیه ها نیست اما شاید جالب باشد بدانید پورعرب همین امسال و پس از سال ها دوری از جشنواره فجر احتمالاً با فیلم 'پر سیاوشون' در جشنواره فجر امسال حضور خواهد داشت.

 

البته 'پر سیاوشون' ابتدا به عنوان تله فیلم به کارگردانی مجتبی بیطرفان مقابل دوربین رفته بود و طبیعتاً به دلیل حذف بخش دیجیتال امکان حضور در جشنواره را نداشت اما پر کردن فرم جشنواره توسط عوامل فیلم می تواند نشان دهنده دورخیز آن ها برای کسب پروانه ۳۵ میلیمتری برای اکران فیلمشان باشد.

 

'پر سیاوشون' داستان زندگی پدر و دختری است که برای تحقیق در مورد گیاه پر سیاوشون به میمند شیراز سفر می کنند و در آن جا اتفاقات مختلفی برایشان رخ می دهد. در کنار ابوالفضل پورعرب بازیگرانی چون سیاوش طهمورث، عباس جمشیدی فر، شقایق نوروزی، مرتضی ضرابی و... در این فیلم بازی می کنند.

 

هنوز حضور این فیلم در بخش های اصلی جشنواره قطعی نیست اما در صورت پذیرش، می تواند در حکم بازگشت پورعرب به پرده سینماها باشد. آخرین حضور پورعرب در جشنواره فیلم فجر فیلم پرحاشیه 'زم هریر' بود که تا به امروز هم فرصت اکران عمومی هم پیدا نکرده است.

 
 
تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir    
   
 
 
      کافه سینما (caffecinema.com)  

باز منتشر شده توسط fardsaeid در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط fardsaeid با 139112 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 113
     درج شده در 477 روز و 12 ساعت و 33 دقیقه قبل
    

مراحل ساخت يک فيلم متحرک

انتخاب موضوع يا داستان مناسب براى فيلم انيميشن از مهم‌ترين و اولين مراحل کار است. سپس تهيه‌کننده با انتخاب داستان و برآورد هزينه و انتخاب کارگردان تصميم به ساخت فيلم مى‌گيرد.
کارگردان براساس سوژهٔ مناسب و موردنظر کارش را آغاز مى‌کند. به جهت صرفه‌جويى در وقت و هزينه، فيلم نما يا ”استورى بورد“ تهيه مى‌شود و صدا براساس آن آماده مى‌شود. شخصيت‌ها با نظر کارگردان طراحى مى‌شوند و صحنه‌پردازى صورت مى‌گيرد. سپس نقطهٔ شروع و اوج و پايان را تعيين مى‌کنند و شماره‌گذارى صورت مى‌گيرد.=
تمام طراحى‌ها مطابق برنامه براى تست فيلم‌بردارى مى‌شوند. زمينه‌ساز نيز همزمان فضاهاى مناسب را خلق مى‌کند. سپس فيلم‌بردارى نهايى با توجه به جدول راهنماى فيلم‌بردارى و کنترل نور و ساير جزئيات فنى و ... انجام مى‌شود. تدوين نهايى نيز در آخر انجام مى‌شود و نقص‌ها را رفع مى‌کند و پلان‌ها پشت سرهم قرار مى‌گيرند و نهايتاً صداگذارى انجام مى‌شود.

آفتاب


باز منتشر شده توسط fardsaeid در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط hpshklhkn با 30 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 35
     درج شده در 477 روز و 15 ساعت و 55 دقیقه قبل
    

                              شهلا ریاحی

قدرت زمان وفادوست، معروف به شهلا رياحي در 18 شهريور 1305 در تهران به دنيا آمد، وي اولين كارگردان زن سينماي ايران با كارگرداني فيلم مرجان در سال 1335 است. سال‌هاي فعاليتش بين 1323 تا 1379 بوده و از طريق تئاتر و به خواست همسرش وارد عرصه هنر شده است.

او با بازي در نمايشنامه سياست هارون الارشيد مورد تاييد كارشناسان و تماشاگر قرار گرفت و با كار سوم به شهرت رسيد. در سال 1330 با فيلم خواب‌هاي طلايي به دنياي سينما راه يافت و از اوايل تاسيس تلويزيون در نمايش‌ها و سريال‌هاي تلويزيوني همكاري داشت. تلخ‌ترين خاطره وي به بي‌وفايي همسرش باز مي‌گردد. رياحي در اين‌باره مي‌گويد: وقتي به دنيا آمدم، پدرم فوت كرد، بعد از مدتي مادرم با مردي ازدواج كرد كه 14 سال بعد برادرزاده‌اش همسر من شد... من هم مثل مادرم در 14 سالگي ازدواج كردم و به تشويق شوهرم در 17 سالگي وارد عرصه بازيگري شدم... شوهرم هم بازيگر بود اما از آنجايي كه گريم به پوست‌اش نمي‌ساخت بازي را كنار گذاشت و به كارگرداني و نويسندگي روي آورد...شهلا رياحي ادامه داد: همسرم اسماعيل جز كهولت سن مشكلي نداشت. خيلي مراقبش بودم، او هم بسيار مراقب من بود، نتيجه زندگي ما با 2 بچه بسيار عالي است. روز اول زندگي بهم قول داد هيچ‌گاه بدقولي نكند. چند ماه قبل از سالگرد هفتادمين سال ازدواجمان بدقولي‌اي كرد و رفت كه تا ابد از خاطرم نمي‌رود.مادر سينماي ايران گفت: تابستان سال گذشته قرار گذاشتيم هفتادمين ساگرد ازواجمان را جشن بگيريم، همه شوق زندگي من اسماعيل بود، مي‌خواستيم با اين جشن ميزان محبتمان ر ا به ديگران هم نشان دهيم، اما هيچ‌گاه روزي كه چشم‌هايش به رويم بسته شد را فراموش نمي‌كنم، درست 25 آبان بود كه بد قولي كرد و تنهايم گذاشت، مدت زيادي نگذشته، شايد براي همين است كه هنوز آرام نيستم، البته بخشي از غمم را با بچه‌ها و نوه‌هايم پر مي‌كنم، اما هيچ‌كس جاي اسماعيل را براي من نخواهد گرفت.

مشکلات مادر  در 90سالگی


شهلا ریاحی این روزها حال خوبی ندارد؛ حافظه‌اش به‌شدت ضعیف شده. تنها كسی را كه به خوبی به یاد می‌آورد و روزها با عكسش صحبت می‌كند و شب‌ها بیدار می‌شود و در خانه تاریك دنبالش می‌گردد، همسرش است؛ اسماعیل ریاحی. مردی كه زندگی «قدرت زمان وفادوست» را عوض كرد و از او شهلا ریاحی ساخت. همه منتظر جشن هفتادمین سالگرد ازدواج آنها بودند كه اسماعیل ریاحی، كارگردان تئاتر و سینما درگذشت. كار شهلا بعد از مرگ شوهر شد در انتظار نشستن، در انتظار پیوستن به او. این ستاره سال‌های دور تئاتر و سینما،  اولین كارگردان زن سینمای ایران است. جوان​ترها او را با نقش عزیز خانم در سریال «در خانه» می‌شناسند اما عزیز خانم نسل سومی‌ها این روزها در نبود همسرش حال خوبی ندارد. بیماری و كهولت سن در آستانه 90 سالگی، به او اجازه صحبت كردن نمی‌دهد و تقریبا هیچ مهمانی را نمی‌پذیرد،


باز منتشر شده توسط hpshklhkn در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط fardsaeid با 139112 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 20
     درج شده در 478 روز و 8 ساعت و 26 دقیقه قبل
    
چهره ی متفاوت حامد بهداد و رضا عطاران در فیلم داریوش مهرجویی














محمد رضا دلپاک طراحی صدای «چه خوبه که برگشتی» تازه ترین اثر داریوش مهرجویی را آغاز کرد.
تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir








محمد رضا دلپاک طراحی صدای «چه خوبه که برگشتی» تازه ترین اثر داریوش مهرجویی را آغاز کرد.

 

همزمان با صداگذاری، امیر سحرخیز در حال به پایان بردن جلوه های بصری فیلم است تا فیلم برای نمایش در سی و یکمین جشنواره بین المللی فیلم فجر آماده شود.

 

«چه خوبه که برگشتی» همچون ساخته های قبلی این کارگردان «میهمان مامان» و «اجاره نشین ها» از مضمونی کمدی برخوردار است و نسخه اولیه آن دوم دی به دفتر جشنواره ارائه شده است.

 

فیلمبرداری «چه خوبه که برگشتی» ۲۰ آبان در تهران آغاز و پس از سی و یک جلسه فیلمبرداری ۲۴ آذر در محمودآباد شمال به پایان رسید.

 

خلاصه داستان: فرزاد (جراح دندان پزشک) پس از سال ها به ایران می آید تا دور از مسائل آشفته زندگی اش نفسی تازه کند. ولی ورود او هم زمان است با پدیدار شدن یک شی مرموز شبه فضایی و خانم دکتر یاسمین و سنگ های جادویی اش که رفاقت دیرینه فرزاد و کامبیز را که سالهاست در همسایگی هم و در کنار دریا زندگی می کنند به جدالی بیهوده می کشاند.

 

بازیگران فیلم «چه خوبه که برگشتی» عبارتند از: حامد بهداد، مهناز افشار، رضا عطاران، همایون ارشادی، علیرضا جعفری، علی اصغر طبسی، راضیه فرجی، محمد کارت، محسن بشیر، عرشیا توفیقی ،اکبر نیری، محمد ثانی ، قربان خدادوست و... با حضور رویاتیموریان و حسن پورشیرازی

 

عوامل این فیلم عبارتند از: کارگردان: داریوش مهرجویی نویسندگان فیلمنامه: داریوش مهرجویی، وحیده محمدی فر بر اساس طرحی از گلی ترقی برگرفته از داستانی از نیکلای گوگول مدیر فیلمبرداری: بهرام بدخشانی تدوین: هایده صفی یاری طراحی و ترکیب صدا: محمد رضا دلپاک صدابردار: نظام الدین کیایی طراح چهره پردازی: فریور معیری مدیر هنری: داریوش مهرجویی طراح صحنه: امیرحسین قدسی طراح لباس: وحیده محمدی فر مشاور تهیه و حقوقی: فرهنگ سروری دستیار اول کارگردان و برنامه ریز: رضادرمیشیان جلوه های بصری: امیرسحرخیز مدیرتولید: مهدی بدرلو فیلم بردار: منصور ظهوری عکس: ساتیار امامی دستیار کارگردان: رضا سخایی مدیر تدارکات: فواد بوربور تصویربردار پشت صحنه: علی اظهری گروه کارگردانی: حنیف سروری، حسن جعفری منشی صحنه : جمشید خندان دستیار اول فیلم بردار: احمد رضا اکبری گروه فیلم برداری: علیرضا کریمی، مهدی قاسمی، سینا شادچهره مسئول دوربین: کیوان کشاگر سینه موبیل: وحید گروسی دستیار تدوین: سارا آهنی مجریان گریم: سالومه قاسم خانی، علیرضا عیسی پره پیرایش: علی منصوری ، لیلا عبویسانی، بهار ابراهیمی کیا دستیاران صدا: محمد توریوریان ، هادی بهشتی مدیر صحنه: مرتضی شریف پناهی دستیاران صحنه: مرتضی فربد، میثم کریم پور، محمد راستی قائمی دستیاران لباس: بهارک فرح انگیز، سمیرا مهندسان ساخت آکساسوار: جمشید جعفرزاده نقاشی دیواری: کیانا تبریزیان مشاور رسانه ای: احسان ظلی پور گروه تدارکات: حامد پرهیز، مهدی بوربور، مهدی تجریشی، قربان خدادوست کارشناس انتظامی: اکبر نیری امور مالی: علیرضا سبزوی پذیرایی: رستوران ایلیا حمل و نقل: حسین ساغری، مرتضی بابایی، خسرو کامران، امیر بادی استودیو تدوین و صدا: مون سرمایه گذاران: داریوش مهرجویی ، مریم شفیعی مجری طرح: رضا درمیشیان تهیه کننده: داریوش مهرجویی پخش: فیلمیران محصول: کانون ایران نوین.



تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir








خبرگزارى ايسنا (www.isna.ir)



باز منتشر شده توسط fardsaeid در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط fardsaeid با 139112 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 32
     درج شده در 478 روز و 8 ساعت و 27 دقیقه قبل
    
آواتار به چه فرا می خواند؟
پشت پرده خطرناک ترین پروژه فرهنگی غرب














آیا از خطرناک ترین پروژه فرهنگی غرب اطلاع دارید؟ از دین نوین جهانی چه می دانید؟ آیا آواتار صرفاً فیلمی علمی تخیلی است؟ مدیریت پلکانی پیام در این میان چه نقشی دارد؟ برای رازگشایی از بزرگترین پروژه فرهنگی ماسونی یهودی با این گزارش همراه باشید.
تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir








آیا از خطرناک ترین پروژه فرهنگی غرب اطلاع دارید؟ از دین نوین جهانی چه می دانید؟ آیا آواتار صرفاً فیلمی علمی تخیلی است؟ مدیریت پلکانی پیام در این میان چه نقشی دارد؟ برای رازگشایی از بزرگترین پروژه فرهنگی ماسونی یهودی با گزارش ویژه مشرق همراه باشید.

گروه گزارش ویژه مشرق؛ مبانی آنچه در این نوشتار دین نوین جهانی نامیده می شود را باید در سالهای اولیه قرن بیستم جستجو کرد. زمانی که انجمن تئوسوفی و جریان عصر جدید (New Age Movement) برای بازسازی ساختار معنوی و دینی جوامع مختلف بر اساس آموزه های پیشامسیحی کابالیستی و تئوسوفیستی نظریات متنوعی ارائه نمودند. با این حال این جریان تا دهه اول قرن بیست و یکم به یک فرهنگ و ایده عمومی تبدیل نشد و در کتابها و محافل خاص باقی ماند. اوج این عمومیت و فراگیری را در عرصه رسانه ای باید فیلم آواتار به شمار آورد که کاملاً برگرفته از این آموزه های پیشامسیحی است و اقبال فراگیر جهانی از آن میتواند محکی برای آغاز زمان ارائه عمومی مبانی این دین نوین جهانی دانست.

 

 

آواتار به چه فرا می خواند؟

 

فیلم آواتار در این میان یک شاخص است و بدنه این جریان طیف وسیعی از تولیدات و محصولات رسانه ای را شامل میشود که متأسفانه برخی رسانه های داخلی ناخواسته گرفتار مشارکت در مدل پیچیده دین زدایی و دین ستیزی شده اند که در حال حاضر فعال میباشد. این مسأله در حوزه تبلیغ و ترویج آموزه های دینی اهمیت مضاعفی می یابد چرا که به همان اندازه که ترویج آموزه های دینی می تواند با مدیریتی درایت محور و هوشمندانه، ابتکار عمل را در مواجهه با این جریان به دست گیرد، کاستی و ناکارآمدی آن می تواند پاشنه آشیل جریان سازی فرهنگی در این مسأله باشد. قدم آغازین در حرکت فرهنگی قوام مند و استوار و به کار گیری شیوه های هوشمندانه جنگ نرم، ترسیمی درست و فراگیر از مختصات فرهنگی است که در حال حاضر در آن قرار داریم.

 

در این گزارش، به بررسی پروژه رسانه ای خواهیم پرداخت که بر اساس مدل پلکانی مدیریت پیام تنظیم شده است و هدف نهایی آن تمهید شرایط لازم برای ظهور «دین نوین جهانی» است. در ادامه نیز فیلم سینمایی آواتار محصول ۲۰۰۹ امریکا از این منظر مورد بررسی قرار میگیرد.

 

 

پروژه دین نوین جهانی چیست؟

 

دین نوین جهانی را باید بخشی از پروژه نظم نوین جهانی و برگرفته از آموزه های پساساختارگرانه ی متفکران و استراتژیست های پست مدرن غرب دانست. این ایده که تحت عناوینی چون دین واحد جهانی و سازمان ادیان متحد در حال رشد است، بسیار نو پا بوده و در واقع به بازار داغ فرهنگی سال های آینده تعلق دارد. هرچند که همانطور که توضیح داده شد ریشه های آن در اوایل قران بیستم قابل شناسایی است. پیش بینی می شود با تمهیدهای رسانه ای تدارک شده در سال های آتی جریان فرهنگی مرتبط با این ایده به سرعت گسترش یابد و محصولات متنوع تصویری و مکتوب مرتبط با آن به بازارهای فرهنگی سراسر دنیا سرازیر شود.

 

تئوری دین نوین جهانی از پیچیدگی قابل توجهی برخوردار است که تشخیص آن و اتخاذ تدبیر مناسب در برابر آن را مشکل می سازد. پروژه دین نوین جهانی برخلاف آنچه که شاید از عنوان آن به ذهن متبادر شود به دنبال از میان بردن تمام ادیان و معرفی یک دین جدید و واحد جهانی نیست. با این حال مکانیسم پروژه دین نوین جهانی به نحوی است که سبب می شود اصول عقاید و آموزه های متافیزیکی مشترکی مورد پذیرش پیروان تمام ادیان قرار گیرد و پیروان تمامی ادیان و حتی افراد لائیک و غیر دینی همگی زندگی خود را بر اساس این آموزه ها تنظیم نمایند. به این ترتیب در عین حال که در ظاهر هیچ یک از ادیان مورد تعرض قرار نگرفته است، آموزه های عقیدتی مشترکی در مناطق مختلفِ فرهنگی و مذهبیِ زمین حاکم خواهد شد. تحقق این هدف، از پیش نیازهای غیر قابل چشم پوشیِ آن چیزی است که نظم نوین جهانی نامیده می شود.

 

 

 

دین نوین جهانی را بهتر است الهیات طبیعی بنامیم. رصد فعالیت هایی که تا کنون در چارچوب پروژه دین نوین جهانی انجام شده است، برخی از باورهای اعتقادی این آئین را برای ما آشکار می سازد. اگر شما کسی باشید که در زمان استقرار دین نوین جهانی زندگی می کنید، صرف نظر از اینکه اِسماً مسلمان باشید یا مسیحی یا سیک و یا بودیست، به چند گزاره باور عمیق خواهید داشت:

 

جهان یک مجموعه واحد وهماهنگ است و من جزئی از این مجموعه هستم.

 

یک روح مقدس در همه اجزا جهان جریان دارد.

 

اجزای جهان اعم از درختان، دریاها و خشکی ها، حیوانات و عناصر گوناگون روح مقدس جهان را در خود دارند و تعادل خود را از آن روح کسب می کنند. به دیگر عبارت روح مقدس ساری در اجزا جهان، تعادل و هماهنگی جهان را تضمین می کند.

 

روح مقدس جهان در وجود تک تک انسان ها نیز حضور دارد.

 

روح مقدس جهان وجود متشخص ندارد. او شعور مطلقی است که در جهان جاری است. او نمی شنود و متأثر نمی شود. نقش او ایجاد تعادل است. چه درخواستی باشد و چه نباشد تعادل انجام می شود. عشق و نفرت که از مظاهر تأثر است در او راه ندارد. آنچه مهم است تعادل است.

 

روح مقدس آهنگ هستی را می نوازد و حرکت اجزا جهان اعم از همه جانداران، رقص و توازنی متناسب با آهنگ نواخته شده از سوی اوست.

 

راز سعادت انسان هماهنگ شدن با ملودی طبیعت ذی شعور است. شناخت طبیعت و همراه شدن با آن کلید خوشبختی است. انسان در صورت هماهنگی با طبیعت و نظم موسیقائی جهان پس از مرگ نزد روح مقدس باز می گردد، چرا که جان او ودیعه ای از جانب اوست. جانِ رفته، در چرخه تکرار شونده هستی در کالبدی جدید به جهان و طبیعت باز می گردد. این چرخه همواره ادامه دارد. حیات در پس حیات است و جاودانگی حق مسلم همه است.

 

روح مقدس تعادل را تضمین می کند. گاهی برای تعادل لازم است روح مقدس متشخص شود و در کالبدی طبیعی حلول کند تا با آموزش دیگر انسان ها ضامن بقاء تعادل در جهان باشد.

 

هر انسانی روح مقدس را تنها باید در وجود خود جستجو کند. بیرون از او راهی به سوی شنیدن ملودی جهان نیست. روح مقدس حلول یافته در انسان های خاص نیز جز آنکه انسان های دیگر را متوجه درون خود کند وظیفه ای ندارد. همه از درون موسیقی جهان را می شنوند و باید با آن به رقص در آیند تا بازگشتشان به جهان و طبیعت تضمین شود. این چرخه بخشی از تعادل است.

 

هماهنگی و تعادل با طبیعت سلامت کالبد را به همراه دارد. نوید به فرادرمانی، انرژی درمانی، خوددرمانی و سلامت جسم و کالبد نیز از آموزه های این دین نوین جهانی است.

 

همانطور که ملاحظه می شود این آموزه ها بر پایه مفاهیم بنیادینِ روح مقدس، تعادل، تناسخ، دریافت درونی موسیقی هستی، ستایش و هماهنگی با طبیعت و در نهایت مفهوم تجسد ( حلول روح مقدس در کالبد طبیعی) استوار گشته است. توضیح بیشتر مضامین و آموزه های دین نوین جهانی و ارتباط آنها با میراث قبّاله، شَمَنیسم بومیان امریکا، هندوئیسم و بودیسم نیازمند مجال جداگانه ای است. آنچه اکنون در اینجا مهم و مد نظر است، ابتنای این دین نوین بر پایه هماهنگی با طبیعت، پذیرش تناسخ، باور به تعادل موسیقایی هستی در قالب چرخه های حیات و درنهایت پذیرش تجسد و به عبارت دیگر آواتاریسم می باشد.

 

 

 

 

پروژه دین نوین جهانی در خدمت منافع چه کسانی است؟

 

سازمان ادیان متحد به ابتکار بنیانگذاران امریکائی اش راه اندازی شد و شدیدا مورد حمایت دولت ایالات متحده و همچنین سازمان ملل متحد می باشد. کتاب ها، فیلم های سینمایی، برنامه های تلویزیونی و وبگاه هایی که این ایده را دنبال می کنند به نحو متمرکزی از ایالات متحده کنترل می شوند.

شورای روابط خارجی، مهمترین و تأثیرگذار ترین مؤسسه مطالعاتی در تعیین سیاست خارجی ایالات متحده در قبال کشورها و مناطق مختلف است. این مؤسسه که به شدت مورد اعتماد کاخ سفید و کنگره می باشد، پروژه های تحقیقاتی متعددی را در خصوص مسأله ادیان در خاورمیانه و دیگر نقاط جهان، به انجام رسانده است.

بسیاری از اعضای برجسته وزارت خارجه، وزارت دفاع و بسیاری از نمایندگان کنگره در کنار پژوهشگرانی با نژادهای مختلف از کشورهای ویژه عضو این شورا هستند. رضا اصلان و ولی نصر دو پژوهشگر ایرانی عضو این شورا هستند. رضا اصلان که در چند رشته مرتبط با دین شناسی و مطالعات ادیان دارای مدرک دکتراست از جمله نظریه پردازان درجه اول دین نوین جهانی به شمار می آید.

 

انجام پژوهش های مربوط به دین نوین جهانی در مهمترین و راهبردی ترین مرکز مطالعات امریکا، نشان می دهد این پروژه برای دولتمردان و سیاستمردان پنهان و آشکار ایالات متحده از اهمیت عملیاتی خاصی برخوردار است و با جدیت آن را دنبال می کنند. فیلم های درجه اول سینمای هالیوود نیز از سال ۲۰۰۰ به این سو، به طور سامان یافته و گسترده ای تمهید رسانه ای جهت باور به مؤلفه های دین نوین جهانی را فراهم نموده است. در ادامه این گفتار به نحو تفصیلی تری به بخش رسانه ای پروژه دین نوین جهانی پرداخته خواهد شد.

می توان گفت مهمترین مانع در تحقق طرح های نظم نوین جهانی بویژه در منطقه خاورمیانه، مسأله دین و باورهای مذهبی است. تلاشهای چند صدساله کانون های آنگلوساکسون از زمان استعمار کهن انگلیس تا کنون، اکنون در پروژه دین نوین جهانی به زعم این کانون ها در آستانه ثمر دهی قرار دارد. کانون های اسلامی خاورمیانه به دلیل ارائه ساختارهای اجتماعی برای پیروان اسلام، که تبلور کامل آن در نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران خود را نشان می دهد، مانع اصلی تحقق طرح های کلان اقتصادی و سیاسی در قالب برنامه های نظم نوین جهانی است. پروژه دین نوین جهانی که قلب ماهیت کانون های اسلامی خاورمیانه در عین حفظ ظاهر و پوشش آنها را هدف خود قرار داده است می تواند این مانع بزرگ در راه تحقق اهداف کانون های سرمایه دار آنگلوساکسون را از میان بردارد.

 

 

سینمای امریکا چه نقشی در اجرای پروژه دین نوین جهانی دارد؟

 

مفاهیم تعادل طبیعی، مراقبه و هماهنگی، کشف خدای درون، تناسخ، آواتاریسم (تجسد روح مقدس) و بسیاری از دیگر مفاهیم مرتبط با آموزه های دین نوین جهانی در طول دهه اخیر به شکل سامان یافته و وسیعی در فیلم های هالیوودی مورد پرداخت و تأکید قرار گرفته است. جدیدترین تولید هالیوودی که در راستای بخش رسانه ای پروژه دین نوین جهانی ساخته شده است، سینمایی (Avatar (۲۰۰۹ تازه ترین شاخص رسانه ای این پروژه است که باید نقطه عطفی در این خصوص به شمار آید.

 

به طور کلی هالیوود از سال ۲۰۰۰ به این سو در دو فاز متعاقب، این پروژه را دنبال می کند. فاز نخست که باید آن را از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۰ دانست دوره تثبیت مفاهیم بنیادین مورد نیاز در پروژه دین نوین جهانی است. همانطور که مستند و مستدل خواهد شد، مفاهیمی چون تعادل طبیعی ، تناسخ و تجسد با به کارگیری مدل پلکانی مدیریت پیام، اکنون به مفاهیمی آشنا و مأنوس برای طیف وسیع مخاطبان جهانی هالیوود تبدیل شده اند. اکنون و پس از تثبیت این مفاهیم در جان و ذهن مخاطبان، زمان استفاده عملیاتی از این مفاهیم و معرفی نظام فکری معنوی است که بر پایه این مفاهیم بنیان نهاده شده است.

در بخش دیگری مستندات مربوط به این دو دوره در سینمای امریکا ارائه خواهد شد؛ در اینجا به طور اجمال به این نکته می توان اشاره کرد که فیلم سینمایی (Avatar (۲۰۰۹ و (The Book of Eli (۲۰۱۰ نخستین نشانه های این فصل جدید به شمار می آیند. فیلم کتاب اِلی نیازمند تحلیل مستقلی است که به زودی انجام خواهد شد. جالب اینکه کمتر از یک ماه پس از اکران آواتار، فیلم جدید شیمالایان کارگردان امریکاییِ هندی تبار که مشخصا روی بحث های معنویت نوین تمرکز دارد با نام the last Airbender که به مسأله آواتاریسم می پردازد، اکران خواهد شد. انیمیشن آخرین الهه هوا نیز به صورت یک مجموعه تلویزیونی در سال گذشته وارد بازار شد.

 

 

 

آواتار و دین نوین جهانی

 

در اینجا به منظور ملموس شدن آنچه تا کنون گفته شد، نگاهی گذرا به فیلم سینمایی آواتار خواهیم داشت و تا حدی که مجال این گفتار است، نقش رسانه ای این فیلم را در پیشبرد پروژه جاری دین نوین جهانی، بررسی خواهیم کرد.

 

 

 

خلاصه داستان

 

داستان در سال ۲۱۵۴ شکل می گیرد. انسان ها در یکی از قمرهای سیاره پولیفِموس، ذخائر عظیم زیر زمینی از عنصری نایاب و بسیار گرانبها به نام آنوپتانیوم (Unobtanium) را شناسایی کرده اند. انسان ها این قمر بسیار بزرگ را پاندورا (Pandora) می نامند. این قمر با موجوداتی آبی رنگ و بلند قد شبیه به انسان پر شده است. این موجودات هوشمند خود را ناوی (Na’vi) می نامند.

آنها در هماهنگی با طبیعت حیات خود را پیش می برند و یک الهه مؤنث به نام ایوا (Eywa) را پرستش می کنند. ساکنان بومی پاندورا مانع بزرگی در دسترسی به تمام منابع آنوپتانیوم هستند. گروهی از دانشمندان به سرپرستیِ دکتر گریس آگوستین (Grace Augustine) پروژه آواتار را تحقق بخشیده اند تا بوسیله آن به درون دنیای بومی ها راه یابند. آواتار بدنی شبیه به بدن بومی ها و تولید شده از ترکیب DNA ساکنان بومی و انسان است که می تواند بوسیله یک انسان کنترل شود و به درون قبایل بومی برود.

کلنل فرمانده نظامی منطقه است و تنها به نابودی ساکنان پاندورا به عنوان راه حل فکر می کند. جیک یک تفنگدار نیروی دریایی است که پاهای خود را از دست داده است. او به عنوان کنترل کننده یکی از آواتارها انتخاب می شود. جیک بر خلاف سایر آواتارها موفق می شود اعتماد بومی ها را جلب کند.

 

نیتیری (Neytiri) که دختر رهبر ناوی است، شاهد توجه درخت مقدس (Tree of Life) ناوی به جیک است. رهبر معنوی قبیله این حادثه را نشانه ای از مقدس بودن جیک می داند. نیتیری مأمور می شود آداب و عقاید ناوی را به جیک آموزش دهد. اهالی ناوی در تنه یک درخت غول پیکر زندگی می کنند. جیک به کمک دکتر آگوستین در می یابد ناوی ها ارتباط وثیقی با روح طبیعت دارند.از نظر آنها الهه مقدس ایوا تعادل همه جهان را بر قرار می کند.

 

 

جان هر جاندار ودیعه ای از سوی ایوا است و روزی باید به سوی او باز گردد. ناوی ها به طبیعت آسیب نمی زنند، طبیعت نیز از آنها حمایت می کند. آنها روح مقدس یا ایوا را از طریق درختی مقدس (Tree of Secrets) احساس می کنند و با آن مرتبط می شوند. جیک شیفته فرهنگ و عقاید ناوی ها می شود. او دیگر با کلنل همراه نیست و به کمک دکتر آگوستین که او نیز به فرهنگ بومی ها توجه خاص دارد، تصمیم می گیرد به آنها در برابر نیروهای نظامی کلنل یاری رساند. اما بومی ها دیگر به او اعتماد ندارند و او را عامل رنج بزرگ (Great Sorrows) می دانند. اما جیک موفق می شود با به زانو در آوردن پرنده غول پیکر و مقدسی به نام تروک (Toruk Maktao) اعتماد بومیان را جلب کند.

در جنگی سخت جیک موفق می شود کلنل و نیروهایش را از بین ببرد و دنیای جدید را خلق نماید. اکنون جیک دیگر نمی خواهد به دنیای انسان ها بازگردد. در مراسم آئینی خاصی پای درخت مقدس، روح جیک از بدن انسانی او خارج می شود و نزد ایوا می رود و سپس همان روح از جانب ایوا در بدن آواتاری جیک حلول می کند.

 

آواتار داستانی نمادین از سیر تاریخی تمدن غرب است که به زعم سازندگان آن، اکنون مراحل پایانی جهانی شدن خود را سپری می کند. این فیلم با ترسیم فضایی پست مدرنیستی و پسا ساختارگرایانه، مولفه های فرهنگی و آموزه های معنوی مرتبط با دنیای جدید پست مدرن را به تصویر می کشد و مخاطبان خود را برای پذیرش این نظم نوین فرهنگی و اعتقادی در جهان مهیا می سازد. بی شک مضامین این فیلم را باید در کنار جریان های فکری پست مدرن در دهه های اخیر و همچنین فعالیت های سیاسی، امنیتی و فرهنگی انجام شده در دو دهه اخیر از سوی کانون های آنگلوساکسون ارزیابی کرد.

 

آواتار با تأکید بر آموزه های الهیات طبیعی مولفه های اصلی باور به دین طبیعی را در قالبی تأثیر گذار و قابل پذیرش به مخاطبان خود عرضه می کند. این ارائه به نحوی است که نسبت این آموزه های با بسیاری از پدیده های تمدن جدید نیز مشخص می شود و مخاطبان به سمت و سویی سوق داده می شوند که با آنچه آواتار به آنها معرفی می نماید، زندگی روزمره خود را در همه شؤون تغییر دهند و باورها، رفتارها و مناسبت های جدیدی را بپذیرند. دقت به این نکته بسیار حائز اهمیت است که آواتار تنها نیست. ما با یک پروژه گسترده رسانه ای برای تثبیت دین نوین جهانی مواجهیم، نه فقط یک فیلم. آواتار به دلیل جامعیت و عمق مفهومی و همچنین قرار گرفتن در نقطه عطف زمانی این پروژه رسانه ای، طبیعتا از اهمیت ویژه ای برخوردار است و می تواند به ما نشان دهد در آینده باید منتظر چه خُرده پروژه ها و جریان هایی باشیم.

 

 

کارگردان فیلم کیست؟جیمز کامرون در میان کارگردان های امریکایی باید یک شاخص به شمار آید. او سالهاست که در حوزه ادیان مطالعات و سفرهای گسترده ای را انجام می دهد. او در یکی ازمصاحبه ها گفته بود از ده سال پیش کار روی فیلم نامه آواتار را آغاز کرده است. جیمز کامرون در سال ۲۰۰۶ نیز مستند جنجالی درباره جسد گمشده مسیح تولید کرد که واکنش های تندی را از سوی واتیکان برانگیخت. در این مستند استخوان های کشف شده در یک گور جمعی در اورشلیم را به مسیح، پسر مسیح و خانواده او نسبت می دادند. این مستند در کنار فیلمهایی چون کد داوینچی که در همان سالها تولید شد، اصول عقاید مسیحیت را به صورت جدی خدشه دار می ساخت. جالب اینکه در مستند مذکور به این نکته اشاره می شد که آنچه گفته می شود ایمان مسیحی را نابود نمی کند بلکه شکل و چگونگی آن را تغییر می دهد. فعالیت های اینچنینی جمیز کامرون نشان می دهد او از سالها پیش در طرحی که مبانی ادیان بزرگ وحیانی را به چالش می کشد و آنها را نزد پیروانشان بی اعتبار می سازد، مشارکت داشته است.

 

 

 

آواتار سرشار از نشانه ها و نمادهایی است که مخاطب را به سوی هدف نهایی فیلم هدایت می کنند. غالب این نمادها و نشانه ها برای مخاطبان غربی که با فرهنگ یهودی مسیحی آنگلوساکسونها آشنایی بیشتری دارند، کاملا معنا دار است و درک می شود.

 

 

 

آواتار فیلمی برای نوزایی برای بازتولد و برای شکل گیری دنیای نوین یا همان نظم نوین جهانی است. آواتار ترسیم آموزه های معنوی و دینی در جهان آینده ای است که بر اساس قواعد نظم نوین جهانی شکل خواهد گرفت. جیک، از یک خواب طولانی در سفینه مادر بیدار می شود و به پاندورا می رود تا آغاز گر دنیای جدید باشد. رؤسای او زمانی که جیک را می پذیرد در پروژه موسوم به آواتار مشارکت کند این جمله را به زبان می آورند:

It&#۰۳۹;d be a fresh start, on a new world

این یک شروع تازه در دنیایی جدید است

 

جیک بارها در طول فیلم به آموزه های ناوی درباره تولد و بازتولد اشاره می کند. در آخرین سکانس فیلم جیک مراسم آئینی که به انتقال روحش از بدن انسانی به بدن آواتاری می انجامد، را به جشن تولد خود توصیف می کند، جشن تولدی که برای او و کسانی که در دنیای او زندگی می کنند اهمیت ویژه ای دارد چرا که آغاز یک زندگی تازه در دنیایی جدید است.

 

در فیلم آواتار دو دنیای متفاوت معرفی می شود؛ دنیای کنونی و دنیای جدید آینده .

 

در دنیای کنونی شخصیت های نظامی چون کُلنل کواریچ و شخصیت های اقتصادی چون پارکر کنترل شرایط را در اختیار دارند و می کوشند هر مشکلی را با راه حل نظامی از میان بردارند. در دنیای کنونی علم بدون توجه به مؤلفه های معنوی تعیین کننده سیاست ها و تصمیم گیری هاست. تجارت و سرمایه داری محور اصلی این دنیاست و دکتر گریس (که نماد علم و دانش کنونی است) و کلنل کواریچ در واقع به اهرم های تجاری سهامداران بزرگی که از تجارت آنوپتانیوم سود می برند، تبدیل شده اند.

 

در دنیای آینده غلبه تجارت و سرمایه داری بر هماهنگی و تعادل با طبیعت، از میان رفته است. در دنیای جدیدِ آینده ارتباط با ایوا الهه مقدس و هم نوا شدن با هارمونی طبیعیت از همه چیز مهم تر است. اقتصاد و قدرت نظامی در نیز در هماهنگی با این ساختار تعریف می شوند.

 

مولفه هایی که به دو دنیای کنونی و دنیای آینده در فیلم نسبت داده می شود، همان مولفه هایی است که در دهه های اخیر از سوی متفکران و استراتژیست های غرب برای تمایز میان دنیای مدرن و پست مدرن توصیف شده است. به بیان ساده می توان گفت پست مدرنیسم تلاشی است برای ارائه تصویری از دنیای روشن آینده در پیش چشم کسانی که با مدرنیسم همراه شده اند و اکنون از آن ناامیدند. این در حالی است که پست مدرنیسم به هیچ وجه نقطه مقابل مدرنیسم و نفی مبانی آن به شمار نمی آید.

 

در دنیای جدیدی که آواتار پیش روی ما قرار می دهد از همه چیز مهم تر دین و آئینی است که بر این دنیا حاکم است و تنها کسانی می توانند در این دنیا سهمی داشته باشند که این دین و آئین را باور داشته باشند. دکتر گریس و دو تن از همکارانش به همراه جیک و خلبان ترودی تنها کسانی هستند که به آموزه های این آئین ایمان می آورند و به دنیای آینده راه می یابند، البته دکتر گریس و ترودی در طول داستان به شکل نمادینی جان خود را از دست می دهد. در ادامه این گفتار به جایگاه گریس و نمادنمای او خواهیم پرداخت.

 

آنچه در ناوی ها به عنوان دیدن و آئین برگزیده اند هیچ چیز نیست مگر شناخت طبیعت، شناخت روح مقدس طبیعت، باور به تناسخ و تجسد و در نهایت هماهنگی با آهنگ و ملودی طبیعت. این آیین که الهیات طبیعی نامیده می شود، اقتباسی از چند جریان شبه دینی قدیمی از جمله عرفان سرخپوستی، شمنیسم، بودیسم، هندوئیسم و البته میراث قبّاله می باشد. جِیک باورهای دنیای زیبای ناوی را اینگونه توصیف می کند:

 

Flow of Energy, Spirits of Animals, deep connection,

A network of Energy That flows through all living things, all energy is only borrowed And one day you have to give it back,

جریان انرژی، روح حیوانات، ارتباط عمیق، شبکه ای از انرژی که در کالبد همه موجودات زنده ساری و جاری است،

همه انرژی ها چیزی جز یک ودیعه نیستند که باید روزی آن را باز پس دهیم،

 

ناوی ها روح طبیعت را Eywa می نامند. ایوا روح مطلق است و روح هر موجود زنده ای که گرفتار مرگ می شود نزد او می رود. اجزای طبیعت با هم ارتباط عمیقی دارند. همه گیاهان از طریق ریشه های خود شبکه وسیعی را شکل می دهند که ارتباط موجودات زنده ناوی را فراهم می آورد و تعادل میان آنها را تضمین می نماید. جیک مرگ را بر اساس آموزه های ناوی اینگونه توصیف می کند:

 

your spirit goes with Eywa your body stays behind to become part of the people…

روح تو به نزد ایوا می رود و بدنت باقی می ماند تا به قسمتی از بدن دیگران تبدیل شود...

 

در ناوی همه چیز از درون درک می شود و هماهنگی با طبیعت را نیز که راز سعادت و زندگی خوب است باید با مراجعه به درون کشف کرد. ناوی ها حتی در زمان شکار و سایر فعالیت های روزمره بر اساس این کشف درونی و مراقبه باطنی و مراجعه به خود، راه درست را در می یابند. زمانی که نیتری دختر قبیله سعی دارد به جیک آموزش دهد که چگونه مرکب خود را رام نماید از او می خواهد با هارمونی طبیعیت ایکان (جانوری که به عنوان مرکب استفاده می شود) هماهنگ شود تا بتواند از حرکت و رقص روح ایکان در جهتی که تمایل دارد استفاده کند. نیتری می گوید این چیزی است که جیک باید آن را درون خود احساس کند:

this you must feel inside,

اینو باید از درون احساس کنی...

 

تکیه بر حس درون در تصمیم گیری ها و باورهای قلبی و همچنین هماهنگ شدن با نوای طبیعت و احساس نمودن روح موجودات طبیعی، از مولفه های صریح و غیر قابل انکارِ الهیات طبیعی است.

 

دقت داشته باشیم الهیات طبیعی یعنی معنویتی که آواتار به آن فرا می خواند، ادعای هیچ گونه جنبه ملکوتی و متافیزیکی ندارد، بلکه تمام آنچه که در این آئین مورد توجه است شناخت ارتباط طبیعی است که انسان با موجودات دیگر و با روح حاکم بر همه موجودات برقرار می کند. دکتر گریس زمانی که سعی دارد مدیر اجرایی پروژه استخراج را قانع کند که تخریب درخت مقدس کار درستی نبوده است به او می گوید من از یک توهم جادوئی حرف نمی زنم، من از یک شبکه بیولوژیک گسترده در میان موجودات زنده روی پاندورا حرف می زنم که درست همانند عصب های مغز فعالیت می کند. به عبارت دیگر آنچه که از نظر آواتار دین آینده خواهد بود قرار نیست ابعاد ملکوتی از هستی را به روی ما بگشاید بلکه صرفا شناخت درست طبیعت و بُعد ناسوتی هستی است که در اینجا همه هستی به شمار می آید. در واقع الهیات طبیعی با انکار الهیات وحیانی بر پایه یافته های علمی و تجربه درونی، نوعی حس هماهنگی و یکپارچگی با طبیعت را برای فرد به همراه می آورد.

 

الهیات طبیعیِ آواتار چارچوب اصلی خود را از عرفان یهودی یعنی میراث کابالیسم اقتباس کرده است. لازم به ذکر است ارجاع به آموزه های کابالیستی در فیلم ها و سریال های مختلف امریکایی، در حال حاضر به اوج خود طی دو دهه اخیر رسیده است و این نشان آن است که این جریان فکری در آنچه دین نوین جهانی نامیده می شود، نقش و جایگاه ویژه ای خواهد داشت.

کابالا یا قبّاله آموزه های عرفانی رمزی و غیر وحیانی است که از صده های گذشته در میان برخی رهبران یهودیان دست به دست شده است. عنوان این جریان، به دلیل ارجاع آن به عارفان یهودی کهن که قبل و پیش از این میزیسته اند قبّاله نامیده می شود که معبّر آن کابالا می باشد. ارجاعات فیلم آواتار به آموزه های یهودیان و عرفان قباله به حدی است که گویی جیمز کامرون قصد داشته است کابالا را به عنوان دین نوین جهانی معرفی نماید.

 

 

 

تقریبا تمامی نقد و تحلیلهایی که درباره آواتار در منابع نزدیک به کانون های مسیحی و یهودی قابل دسترسی است، اله ناوی Eywa را تلفظ دیگری از خدای یهودیان یعنی Yahweh معرفی کرده اند. ساکنان بومی پاندورا، Na’vi نامیده می شوند. Navi در زبان عبری همان نبی معنا می دهد که به شخص صاحب خبر و آگاهی اطلاق می شود. ساکنان پاندورا از شبکه ارتباطی بیولوژیکی در میان موجودات طبیعت خبر و آگاهی دارند که انسان ها از آن بی خبرند. یکی از سکانس های آواتار به گفته برخی شاهدان در سینماهای اسرائیل لبخند رضایتمند تماشاگران را موجب شده است.

 

نیتیری دختر قبیله زیر درخت مقدس، به جیک می گوید که زمان آن رسیده است یکی از دختران قبیله را به همسری برگزیند. او پیشنهاد می کند جیک با Ninat ازدواج کند و در توصیف نینات می گوید: Ninat is a great singer .Ninet Tayeb خواننده زن مشهور اسرائیلی است و ارجاع به او در این فیلم به عنوان یکی از ساکنین ناوی، تلویحا این قوم را با بنی اسرائیل مشابهت می دهد.

 

صرف نظر از ارجاعات کوچک اینچنینی، آنچه حائز اهمیت است تشابه مفهومی دین ارائه شده در این فیلم با آموزه های کابالیستی است به طوری که جیک میچلسون دوستدار و مروج عرفان کابالیسم درباره آواتار می گوید: آواتار همان کابالیسم است که از فیلتر هندوئیسم عبور کرده است. تأکید این فیلم بر panentheism که از مولفه های کابالیسم نیز می باشد به حدی است که جیک میچلسون را به وجد آورده است.

 

مسأله مهم مرتبط با همه خدایی و همه در خدایی که در آواتار القاء می شود و از آموزه های مسلم کابالیستی است در حال حاضر با استفاده از شبکه گسترده تبلیغاتی در حال ترویج است. شاید در نگاه اول آواتار فیلمی در دفاع از طبیعت و ترویج زندگی مسالمت آمیز با آن به نظر آید. ولی این یک ساده اندیشی غیر قابل بخشش است. آواتار به چیزی فراتر از آن و پیچیده تر از آن فرا می خواند. اگر به دیگر بخش های پروژه بزرگ دین نوین جهانی توجه کنیم به مسأله مهمی به نام محیط زیست گرایی یا environmentalism خواهیم رسید. هواداران محیط زیست چند طیف مختلف را شامل می شوند.

 

این جنبش اجتماعی که در ابتدا با انگیزه حمایت از منابع زیست محیطی در برابر آلودگی ها و مصرف نادرست انسانی شکل گرفت، اکنون در شاخه های اصلی خود به جنبشی فلسفی آئینی تبدیل شده است که به سوی ستایش الهه مادری یا همان سیاره زمین و منابع طبیعی آن، سوق یافته اند. یکی از رهبران اصلی و متنفذ جریان های محیط زیست گرایی الگور است، کسی که در دور اول ریاست جمهوری جرج بوش رقیب انتخاباتی او بود.

 

الگور به دلیل فعالیت هایش در حمایت از محیط زیست، شهرت جهانی دارد. هرچند وی متهم است مأموریت دارد زمینه روانی پذیرش مالیات های سنگین جدید بر سوخت های فسیلی را در مردم امریکا فراهم آورد ولی برخی شواهد نشان می دهد پشت پرده فعالیت های او چیزی فراتر از این اتهامات باشد. او در کتاب های خود ضمن جلب توجه خوانندگان به مسأله زیست بوم و محیط پیرامون با نگاهی فلسفی آئینی فراتر از حفظ منابع طبیعی، همگان را به نوعی ستایش و پرستش در برابر زمین دعوت می کند. اقدامات الگور در القای نگاه عرفانی آئینی به طبیعت به حدی است که برخی او را مفسر جدید برای انجیل خوانده و کتاب مهم او با نام « زمین در تعادل: بوم شناسی و روح انسان » را « انجیل به روایت الگور» نامیده اند. در وابستگی الگور به کانون های ماسونی و صهیونیِ ایالات متحده شواهد کافی در اختیار همگان قرار دارد، اما صرف نظر از این شواهد، بررسی محتوای کتاب ها و سخنرانی های الگور نشان می دهد وی در پی قلب ماهیت نگاه ادیان نه تنها نسبت به طبیعت بلکه نسبت به تمامی شؤون زندگی است و تلاش می کند نگاه جدیدی را که تحت مفاهیم شبه عرفانی و آئینی الهیات طبیعی تعریف شده است، جایگزین آن نماید.

او در کتاب زمین در تعادل، با اشاره به روح پنهان طبیعت که در همه آن ساری و جاری است و شایسته ستایش و پرستش است الهیات همه خدایی را که بر اساس آن خداوند در همه اجزای طبیعت پراکنده است به عنوان پشتوانه معنوی و فکری جنبش حمایت از محیط زیست، باوری لازم برای زندگی امروز می داند. به عبارت دیگر او در کتاب خود از حمایت معقول و معمول از طبیعت فاصله می گیرد و خواننده را به برقراری یک رابطه معنوی جدید میان خود و طبیعت فرا می خواند و به صراحت به پیوند افکارش با عرفان سرخپوستی و شمنیسم بومیان امریکا اشاره کرده و می گوید: « درک معنوی ما از جایگاه مان در طبیعت به فرهنگ بومیان امریکا باز می گردد... ایدئولوژی غالب اروپای ماقبل تاریخ و بسیاری از دیگر مناطق جهان بر پایه پرستش الهه مؤنثِ زمین استوار بوده است، الهه ای که منشأ حیات است و تعادل را میان همه موجودات زنده برقرار می سازد. »

 

 

 

الگور پس از این فراز با لفظ دین از این رویکرد یاد می کند و معتقد است پس از ظهور ادیان مذکر فعلی، انسان به اقتضاء طبیعت اش و در پی هماهنگی با آهنگ طبیعت، به خدایی مؤنث باور داشته که در طبیعت جلوه گر بوده است. و این درست همان چیزی است که در آواتار دیده می شود. درست به همین دلیل است که جیمز کامرون جامعه ناوی را شبیه به بومیان سرخپوست آمریکا به تصویر کشیده است. این شباهت تداعی گر باورهای طبیعت گرایانه و الهیات زیست محیطی است که سرخپوستان بدان ایمان داشته اند. جالب اینکه این عقاید پان تئیستی و شبه معنوی که به صراحت توسط الگور به عنوان یک مذهب ارائه می شود، به دلیل پوشش حفاظت از محیط زیست و دوستی با طبیعت به سرعت در سراسر دنیا از جمله ایران در حال انتشار است.

 

بنابر این رویکرد مدافع محیط زیستیِ آواتار نیز کاملا در جهت دین و آئینی است که این فیلم بدان فرا می خواند و همگی اینها تمهیدی است برای تثبیت اصول عقاید دین نوین جهانی که انتظار می رود به زودی مبانی خود را بر جوامع مختلف با گرایشات مذهبی گوناگون تحمیل نماید بدون آنکه در ظاهر با عقاید بومی این جوامع به مخالفت برخیزد. باید توجه داشت آنچه در آموزه های اسلامی به عنوان مبانی حفظ محیط زیست از نظر اسلام قابل ارائه است، با اینگونه آموزه ها صرفا تشابه ظاهری دارد و تفاوت باطنی و محتوایی آنها غیرقابل انکار است. دقت داشته باشیم که تشخیص شِرک از شناسایی حرکت مورچه ای بر سنگ سیاه در دل شب تاریک دشوار تر است؛ و این مسأله اینگونه است. در مورد این مسأله به طور مشخص می توان گزارش مستقلی تنظیم نمود.

 

 

 

آموزه های کابالیستی که به تماشاگر این فیلم القاء می شوند، به باورِ همه در خدا انگاریِ حاکم بر داستان و آئین ارائه شده در فیلم خلاصه نمی شود. درخت در فیلم آواتار جایگاه نمادین ویژه ای دارد. شبکه بیولوژیک طبیعت بواسطه درختان و ریشه آنها خود را گسترانیده است؛ اهالی ناوی نیز در تنه یک درخت غول آسا زندگی می کنند و از همه مهمتر معبد و مکان نیایش ناوی، جایی است که درخت روح ها (Tree of Souls)، درخت صداها (Tree of Voices) و درخت مقدس (Secret Tree) نامیده می شود.

 

در این میان عبارت یا درخت روح ها، تعبیر رایج برای اشاره به درختان ویژه ای است که در حکم نقاط عطف شبکه معنوی طبیعت می باشند و آمد و شد روح موجودات طبیعت به آنها بسیار زیاد است. جیمز کامرون برای نقطه تمرکز معنویت و جایی که روح طبیعت بهتر احساس می شود از نماد و تعبیری استفاده کرده است که قرن هاست در عرفان یهودی و کابالا به عنوان یک آموزه شناخته شده وجود دارد. درخت روح ها (Tree of Soulsاز نظر آنها الهه مقدس ایوا تعادل همه جهان را بر قرار می کند. ) دقیقا تعبیری است که برای اشاره به برخی اسطوره های عرفانی یهودی مورد استفاده قرار می گیرد. این آموزه به اندازه ای در عرفان یهودی شناخته شده است که در بعضی موارد برای اشاره به اسطوره های عرفانی یهودی یا همان کابالا مورد استفاده قرار می گیرد. شهرت Tree of Souls به عنوان نمادی برای عرفان کابالا به اندازه ای است که هوارد شوارتز کتاب خود در باب اسطوره های عرفانی یهود و کابالا را با همین نام منتشر کرده است.

 

 

 

در کتاب هوشع از تنخ آمده است که در بهشت درختی به نام درخت روح ها وجود دارد و ارواح تمام آنچه تا کنون آمده است و آنچه خواهد آمد در آن قرار دارد. پدر عرفان کابالیسم، اسحاق لوریا که شبکه عرفانی او را کابالای لوریانی می نامند، بر این باور بود که معادل درخت روح ها در بهشت، درخت های روح زمینی نیز وجود دارد. بر اساس آموزه های او درختان در طبیعت مأمن و جایگاه روح ها هستند. در شرح حال اسحاق لوریا آمده است که وی روزی شاگردان خود را برای تعلیم به میان طبیعت برد، ناگهان دید که روح های بسیاری درختان را احاطه کرده اند، او لحظاتی با روح ها سخن گفت، شاگردان که روح ها را نمی دیدند پرسیدند استاد با که سخن می گویید و اسحاق پاسخ داد اگر شما هم صدای آنها را می شنیدید می دیدید که چه روح های بسیاری در درختان حضور دارند . این روایت درست همان چیزی است که در سکانس معرفی درخت روح ها به جیک در فیلم آواتار به تصویر کشیده شده است. در آواتار نیز نیتیری به جیک می گوید که درختان جایگاه روح ها هستند روح اجداد ما، و ما می توانیم صدای آنها را بشنویم.

باور به روح برای درختان از آموزه های مسلم کابالای یهودی است. در شرح احوال خاخام ناخمان براتزلاف افسانه های زیادی در ارتباط با روح درختان آمده است از جمله آنکه او شبی را در مسافرخانه ای سپری می کرد، در نیمه های شب با ناله او ساکنان خانه از خواب پریدند و علت ناله ها را جویا شدند. خاخام براتزلاف از جا برخواست و دست به قلم برد و نوشت: هرکس درختی را قطع کند مرتکب قتل شده است. خاخام از صاحب مسافرخانه پرسید آیا این ساختمان بجای درختان قطع شده بنا شده است و او پاسخ داد آری. خاخام گفت شب در خواب روح درختان را می بینم که اشک می ریزند و موجب هراس من می شوند .

 

از اینگونه افسانه های مربوط به درخت در کتاب های کابالا به فراوانی یافت می شود و همانطور که گفته شد به همین دلیل است که هوارد شواتز کتاب خود درباره اساطیر عرفان یهودی را درخت روح ها نامگذاری کرده است.

 

 

 

 

 

تصویر بالا: درخت مقدس کابالا ترسیم شده در دهه اول قرن بیستم. الهه مونث که در فیلم ایوا نامیده می شود در تصویر قابل مشاهده است. دو تصویر سمت چپ نیز نمادی از خلقت و نشئه های آن است که به درخت حیات مشهور است. این نماد که خلاصه عرفان کابالا را در خود جای داده توسط استاد موسس کابالا، موشه دلیون قرن ها پیش ترسیم شده است

 

قدیمی ترین و اصلی ترین متن کهنی که در آن به اسطوره درخت روح ها اشاره شده است، یکی از نوشته های موشه دِلیون ( استاد مؤسس کابالا) می باشد . جالب این است که موشه دلیون کسی است که برای اولین بار از درخت کابالا سخن می گوید که شامل ۱۰ نشئه است و آن را به صورت یک نمودار ترسیم می نماید. درخت کابالا که دقیقا با تعبیر درخت حیات (Tree of Life) خوانده می شود، نمادی از فلسفه کابالا درباره جهان هستی است و شامل ده تجلی یا صفت برای مبدأ هستی می باشد که در مراحل گوناگون ظاهر می شوند.

 

 

همانطور که ملاحظه می شود درخت به همان اندازه که در دنیای آواتار حضور دارد، در دنیای کابالا نیز حضور دارد و تمام عرفان کابالا در یک نمودار درختی به نمایش در می آید. تفسیر و توضیح عناصر موجود در درخت حیات کابالا که به آموزه های این عرفان اشاره دارد و با مضامین سینمایی آواتار نیز پیوند عمیقی دارد، نیازمند فرصت جداگانه ای است و اطاله کلام در این موضوع ما را از هدف اصلی این گفتار دور می سازد. در اینجا و بر اساس آنچه گفته شد تنها بیان این مطلب کفایت می کند که سینمایی آواتار در واقع پیامبر بلیغ عرفان کالاباست. مضامین و آموزه های عرفان کابالا که می توان آن را از مبانی پنهان دنیای جدید دانست، بدون آنکه نامی از آن به میان بیاید از طریق بسیاری از محصولات سینمایی در حال گسترش است و این، زمینه باورهای مشترک میان همه مردم زمین یا همان دین نوین جهانی را بر اساس آنچه مبتکران این پروژه می پسندند، فراهم می کند.

 

 

 

 

پروژه رسانه ای دین نوین جهانی در سه مرحله تنظیم شده است:

 

آشوب باورها، تثبیت مفاهیم اولیه، معرفی نظامِ نوین ارزشی

 

این سه پلکان، الگویی کلاسیک و شناخته شده برای هر تحول بنیادین در ساختار باورهای جامعه هدف می باشد.

 

 

آشوب باورها:

 

در مرحله آشوب، انبوهی از باورهای متکثر و متنوع و الگوهای معرفتی گوناگون به سوی مخاطبان نشانه گرفته می شود. این اقدام سبب می شود پس از مدتی مخاطبان دچار سردرگمی در باورها شوند. هجمه آموزه ها و باورهای گوناگون سبب می شود که جامعه هدف نتواند آموزه های بومی و قابل قبول خویش را از غیر آن تشخیص دهد و یا در تفسیر آموزه های بومی به اندازه های با تنوع و تکثر مواجه می شوند که ارتباط متعصابه خود را با آنها از دست می دهد. آشوب باورها همواره در الگوی جنگ نرم مرحله پیشین و ضروری برای استقرار باورهای نوین است.

خدا شناسی (توحید)، فرجام شناسی (معاد و تقدیرفردی و تاریخی)، مرجع شناسی (نبوت و امامت)، جهان شناسی (مراتب فیزیکی و متافیزیکی خلقت)، مبدأ شناسی (چگونگی حضور انسان بر روی زمین و راز تولد نفس انسانی در ضمن یک فرایند طبیعی) و انسان شناسی (رابطه نفس و بدن، قوای انسانی، رابطه انسان و مبدأ آفرینش او) از جمله مفاهیم بنیادینِ دینی است که سینمای آمریکا در دو دهه گذشته به طور عام و در ده سال گذشته به صورت خاص و متمرکز به پیاده سازی نظریه آشوب درباره آنها پرداخته است.

 

تمامی فیلم ها و سریال های متعلق به کانون های فیلم سازی امریکا که به مضامین جادوئی، ادیان و اسطوره های سحرآمیز باستان، پیشگوهای دنیای نو و باستان، انجمن های رازآمیزگرا، زندگی پس از مرگ، قدرت های فراطبیعی انسان های خاص، حیات معنوی و فرقه های نو می پردازد، هر یک در واقع محقَق ساختن بخشی از مرحله آشوب باورها را عهده دار هستند. کارکرد آشوب ساز این گونه تولیدات با توجه به فقدان تبیین کافی از آموز های اصیل بومی در سالهای گذشته، دوچندان می شوند.

 

 

تثبیت مفاهیم بنیادین نوین:

 

این مرحله زمانی است که آشوب باورها به طور نسبی حاکم شده باشد. زمانی که شما خودتان عامل آشوب بوجود آمده باشید، این امکان را دارید که چند نقطه اتکا را به عنوان مفاهیم اولیه نظام ارزشی آینده، مورد تأکید قرار دهید. زمانی که مفاهیم اصیل دینی با خرافه و تخیل و موهومات منتشر شده توسط فیلمها به هم آمیخته شد و آشوب حاکم گشت، زمان آن می رسد که توجه مخاطب به چند مفهوم اولیه و بنیادین جلب شود و آنها را نسبت به سایر مفاهیم موجود قابل قبول تر بداند. این مفاهیم در واقع شالوده نظام ارزشی یا آئین جدیدی است که قرار است در مرحله بعد ارائه شود. حلول روح هستی در کالبد جسمانی، بازتولد روح یا تناسخ، تعادل با موسیقای هستی و ایمان به قدرت درون و مراقبه باطنی، از جمله مفاهیم اولیه دین نوین جهانی است که باید در مرحله دوم به تثبیت برسد. در این مرحله که از نظر زمانی می توان با مرحله آشوب همراه باشد، این مفاهیم در ذهن مخاطبان به عنوان آموزه هایی قابل پذیرش و نزدیکتر به واقع تثبیت می گردد تا در مرحله سوم آئین نوین بر پایه آنها بنا شود.

 

مفاهیم بنیادین اولیه برای دین نوین جهانی با ظرافت قابل توجهی در تاروپود درام های تولید شد در کانون های فیلم سازی مذکور، گنجانده شده اند. به عنوان مثال تولیداتی نظیر Tru Calling (series), Push (۲۰۰۹), Painkiller Jane (۲۰۰۷), Dead Zone (series) این مأموریت را بر عهده دارند که پیش شرط های روانی لازم را برای ایمان به رهبران معنوی جدیدی همچون Alberto Villoldo که شاگردان او چندین سال است که در ایران نیز فعال شده اند، در ذهن مخاطبان مهیا سازند. این رهبران پیشگو و غیبگو مبلغان آموزه های دین نوین جهانی خواهند بود.

ارائه نظام ارزشی جدید:

 

مرحله سوم ارائه نظام ارزشی جدید و ساختار نوین به عنوان یک مجموعه واحد و منسجم است که به طور رسمی و فراگیر جایگزین نظام ارزشی پیشین می شود. در این مرحله بر اساس یک تئوری پساساختارگرایانه، لزوما نیازی نیست ساختار پیشین شکسته شود و ساختار ارزشی نوین جایگزین آن گردد، بلکه در صورتی که بتوان نظام ارزشی جدید و محتوای مورد نظر را در همان ساختار قدیم گنجاند، سناریوی موفق تری به انجام رسیده است.

 

آنچه که به مرحله ارائه ساختار نوین مربوط می شود، فیلم هایی هستند که به مخاطب القاء می کند آئینی که در اختیار اوست نمی تواند پاسخگوی نیازها و زُداینده مشکلات باشد، بلکه باید آئینی جدید را جستجو نمود که از بنیان متفاوت است. فیلمهایی چون Avatar (۲۰۰۹)، The Book of Eli (۲۰۱۰) و ۲۰۱۲ (۲۰۰۹) به این مرحله از پروژه دین نوین جهانی تعلق دارند و زمینه پذیرش یک ساختار معرفتی تازه را در اذهان مخاطبان فراهم می سازند.

 

 

 

 

پیاده سازی این ایده در خصوص آموزه های اسلامی بویژه آموزه مهدویت به دهه سوم قرن بیستم باز میگردد. آلیس بیلی اولین باد در سال ۱۹۲۵ بر اساس آموزه های تئوسوفیستی کابالایی، منجی را در ادیان مختلف از جمله اسلامی همان انکشاف هفتم حلقه های خلقت معرفی کرد که تئوسوفی در ساختاری غیرتوحیدی به توضیح آنها می پردازد. همانطور که گفته شد هرچند این جریان دست کم قریب به یک قرن پشتوانه فکری و مکتوب دارد ولی ظهور رسانه ای و عمومی آن به دهه گذشته بازمیگردد و پس از این گسترده تر و عمیقتر مشاهده خواهد شد.



تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir








گزارش : سایت خبری تحلیلی مشرق (www.mashreghnews.ir)



باز منتشر شده توسط fardsaeid در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط kakajon با 2591 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 16
     درج شده در 478 روز و 9 ساعت و 10 دقیقه قبل
    
تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir
این کاریکاتور ها اثر آقای علیرضا باقری کاریکاتوریست ناشنوای دبیرستان ناشنوایان ارشاد گلستان میباشد که در این زمینه موفق به کسب مقام در چند جشنواره گردیده است. وی در سال 1371 و در شهر گرگان متولد شده است.
 
رضا شفیعی جم
 
تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir
 
پرویز پرستویی
 
تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir
 
رضا کیانیان
 
تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir
 
علی صادقی
 
تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir
 
محمدرضا گلزار
 
تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir
 
بهنوش بختیاری
 
تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir
 
مهران مدیری
 
تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir
 
مهران غفوریان
 
تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir
 
امین حیایی
 
تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir
 
علیرضا خمسه
 
تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir
 
جواد رضویان
 
تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir
 
حمید لولایی
 
تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir
 
شهاب حسینی
 
تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir
 
فاطمه معتمد آریا
 
تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir
 
عزت الله انتظامی
 
تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir
 
 
فرهاد آییش
 
تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir
 
داوود رشیدی
 
تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir
 
اکبر عبدی
 
تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir
 
بهاره رهنما
 
تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir
 
علیرضا باقری کاریکاتوریست
 
تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir

باز منتشر شده توسط kakajon در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط kakajon با 2591 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 20
     درج شده در 478 روز و 9 ساعت و 13 دقیقه قبل
    
تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir
در یکی از سکانس‌ های سریال ویلای من که سکانس پرزحمت و پرهزینه‌ای بود، پای مدیری می‌لغزد و او برای حفظ تعادل به شیشه‌ های شکسته چنگ می‌ اندازد و ناگهان انگشت کوچک دست راستش قطع می‌ شود. شنیده شده که بازی مهران مدیری در سریال قلب یخی منجر به حادثه‌ای شد که وی را مجبور کرد تا با دستکش در سریال جدیدش مقابل دوربین برود.
 
به گزارش ایران ناز در یکی از سکانس‌ها که سکانس پرزحمت و پرهزینه‌ای بود، پای مدیری می‌لغزد و او برای حفظ تعادل به شیشه‌های شکسته چنگ می‌اندازد و ناگهان انگشت کوچک دست راستش قطع میشود.
 
تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir

مدیری درگیر و دار فیلمبرداری، با وجود قطع انگشت، بازی در سکانس را به پایان می‌رساند. بعد از آن تازه گروه، متوجه ماجرا می‌شوند و مدیری و انگشتش را به بیمارستان می‌رسانند. انگشت مدیری پیوند زده می‌شود اما حس و عصب آن بازنمی‌گردد.
 
از این رو شما در عکس های منتشرشده از سریال ویلای من می بینید که مهران مدیری دستکش سیاه چرمی به دست دارد. البته عکس هایی که در آن مدیری دستکش به دست ندارد هم گویای این قضیه هست و مشخص است که انگشت قطع شده همچنان در پانسمان و بانداژ است.

باز منتشر شده توسط kakajon در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط fardsaeid با 139112 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 16
     درج شده در 482 روز و 15 ساعت و 17 دقیقه قبل
    

«جمشید مشایخی» بعد از ۵۴ سال افشاگری کرد

مجموعه: اخبار فرهنگی و هنری

 

 

 

جمشید مشایخی یکی از بازیگران پیشکسوت و مشهور سینما و تلویزیون، امســـال ۷۸ ســاله شد. به نقل از روزنامه اعتماد، این هنــرپیشه دوست داشتنی ماجرای جالبی از دیدارش با جهان پهلوان تختی و همچنین ازدواج این اسطوره اخلاق ورزشی تعریف می کند.

 

 

مشایخی درباره نخستین و آخرین دیدارش با تختی گفت: «فقط یک بار آنهم در سال ۳۶ که ازدواج کرده بودم مرحوم تختی را دیدم. دوست پدرم ما را به رستورانی دعوت کرد تا به اصطلاح پاگشای مان کند. وارد رستوران که شدم، دیدم تختی سر یک میز نشسته و روزنامه کیهان می خواهند. آن موقع عاشق او بودم.

همان سال ۳۶ بود که تازه به اداره هنرهای دراماتیک رفته بودم. پیش خودم گفتم برای اینکه مزاحم خلوتش نشوم، حتی سلام هم نکنم. از طرفی هم می گفتم چطور می توانم به کسی که عاشقش هستم سلام نکنم و بی تفاوت از کنارش رد شوم؟ مانده بودم چه کنم. بالاخره تصمیم گرفتم سلامی بگویم و فورا خداحافظ کنم. همین که ابراز ارادت کردم، بلند شد و آمد مرا بغل کرد و دعوت کرد کنارش بنشینم.

 

گفتم من هم مثل بقیه عاشق شما هستم و فقط می خواستم سلامی کرده باشم. او خیلی به من محبت داشت و رفتار و پهلوانی اش را نشانم داد. همیشه دوست دارم درویشی و فروتنی او را داشته باشم.» مشایخی اما در ادامه درباره همسر تختی می گوید: من قبلاهم گفته ام که ایشان همسری گرفت که هم طبقه خودش نبود.

 

 

آن خانم فکر می کرد همان طور که تختی روی تشک کشتی پشت پهلوان ها را به خاک می زند، در زندگی شخصی هم همین طور است. هر وقت در جایی با احترام به تختی می گفتند «جهان پهلوان» همسرش زیاد این لقب را تحویل نمی گرفت. باید منتظر ماند و دید واکنش خانواده تختی به این ناگفته های بازیگر معروف کشورمان چیست..../روزنامه اعتماد




باز منتشر شده توسط fardsaeid در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط fardsaeid با 139112 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 19
     درج شده در 482 روز و 15 ساعت و 21 دقیقه قبل
    

دلداری حامد بهداد به سامان گوران!

مجموعه: اخبار فرهنگی و هنری

تنها رنگ سینمای ایران نارنجی نیست

دلداری حامد بهداد به سامان گوران!

بسیاری از همکاران قبلی‌ام با درست‌کردن پاپوش برای من می‌خواستند این قرارداد با من بسته نشود. آنها تلاش زیادی برای ایجاد ذهنیت نادرست درباره من در ذهن کارگردان کردند.

 

 

به گزارش شبکه ایران،‌ سامان گوران که با بازی در مجموعه طنز «خنده بازار» با تیپ‌سازی از افرادی همچون مهران مدیری، علی دایی، رضا صادقی، مهدی فخیم‌زاده و عادل فردوسی‌پور و... معروف شد این روزها در حال بازی در سریال در حال پخش «میلیارد» است.

وی در گفت‌وگویی با جام جم از اتقاتی که موجب حذف نام او از فهرست بازیگران کار مهرجویی شد گلایه کرده و گفته است: چند وقت پیش قرار بود در فیلم «نارنجی‌پوش» داریوش مهرجویی در نقش مکمل حامد بهداد بازی کنم، اما به لطف برخی از دوستان این نقش از دستم رفت و کل شخصیت از متن حذف شد. حتی یادم می‌آید بهداد برای آرام کردن من می‌گفت تنها رنگ سینمای ایران نارنجی نیست. 

پاپوش «خنده بازاری‌ها» برای بازیگر میلیاردر

من از خیلی‌ها ضربه‌خورده‌ام و از سادگی‌ام سوءاستفاده شد. حتی برای پذیرفتن همین نقش هم مورد هجوم این نارفاقتی‌ها قرار گرفتم. بسیاری از همکاران قبلی‌ام با درست‌کردن پاپوش برای من می‌خواستند این قرارداد با من بسته نشود. آنها تلاش زیادی برای ایجاد ذهنیت نادرست درباره من در ذهن کارگردان کردند، اما از آنجا که دوز و کلک هیچ‌گاه به نتیجه نمی‌رسد، در هدفشان موفق نشدند و من توانستم نقش بهادر را از آن خودم کنم. 

توبیخ کسانی که باعث حضور من بر سر تمرین تیم پرسپولیس شدند

با این که استقلالی هستم، اما برای ایجاد تیپ علی دایی شش ماه مداوم بر سر تمرین آنها حاضر شدم و به خاطر دوستان زیادی که داشتم از نزدیک با دایی در ارتباط بودم و او را به دقت زیر نظر می‌گرفتم. تا بتوانم بخوبی تیپ او را بازآفرینی کنم. اتفاقا بعد از آن موضوع نه‌تنها من، بلکه بیشتر کسانی که باعث حضور من بر سر تمرین تیم پرسپولیس شده بودند نیز توبیخ شدند و از فهرست این تیم خط خوردند. می‌دانید اطلاعات غلطی به دایی داده بودند و ماجرا را به او بد منتقل کرده بودند. او هم تحت تاثیر قرار گرفته بود و دفعتی عمل کرده بود. 

فرصت نکردم کت و شلوار قهوه‌ای‌ام از خنده بازار پس بگیرم

در یک حجم کاری روزانه ،‌ یکی دو بار دیر آمدن موضوعی نیست که بتوان آن را به عنوان یک ایراد تلقی کرد. فقط بهانه بود. من حتی فرصت نکردم کت و شلوار قهوه‌ای‌ام را که اتفاقا خیلی دوستش داشتم، از استودیوی خنده بازار پس بگیرم./شبکه ایران

 


باز منتشر شده توسط fardsaeid در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)



توجه : مدیریت وب سایت در صورت دریافت مجوز قانونی از سوی مراجع ذیصلاح نسبت تغییر در محتوای  ارسالی کاربران و یا مراحل قانونی اعلام شده اقدام خواهد نمود.
تبیان زنجان با تایید نمایش مطالب ارسالی کاربران آنرا تایید محتوایی و قابل استناد نمی کند . مديران محتوا تنها حق اصلاح يا حذف مطالب نامربوط ( دارای مشکل فنی نمایش و ناقض قوانین ارسال مطلب هر بخش ) را دارند.
© 2004- Tebyan. The content is copyrighted to Tebyan Cultural and Information center and may not be reproduced on other websites.