مسابقه دین و اندیشه خانه قرآن باشگاه کاربران جامعه ورزشی خانواده خوشبخت دنیای کودکان آشپزی و تغذیه موبایل دانش و تکنولوژی مجله سلامت سیاست گردشگری
دنیای عکس و عکاسی اقتصاد زنان ادبیات هــنر سینما و تلویزیون بزرگان و مشاهیر مهدویت سرگرمی دانلود نرم افزار مرکز کتاب پایگاه ها جستجو روابط عمومی مقالات
     
صفحه اصلی وب سایت فید مطالب وب سایت عضویت رایگان در وب سایت جستجو در وب سایت سوالات رایج نقشه وب سایت درباره ما تماس با ما  

حتما ببینید
احادیث حضرت محمد
امر به معروف و نهی از منکر
آشپزی به سبک تبیان
همایش سراسری لبیک یا حسین
لینکستان وب سایت های مفید
عکس و عکاسی مقالات
لینکستان تبیان زنجان معرف وب سایت شما
بیانات حضرت آیت الله خامنه ای مدظله
طبقه بندی موضوعی مطالب
فعال ترین اعضا این ماه
فعالان ثبت مطلب این ماه
ارسال دعوتنامه


آیا مایلید دوستان خود را نیز دعوت به مشاهده محتوای بروز این وب سایت کنید ؟
آیا میدانید با ارسال هر دعوت نامه 5 امتیاز( به همراه 15 امتیاز رزرو) به مجموع امتیازات شما افزوده میشود ؟



 

دریافت رایگان مطالب
آیا میدانید میتوانید مقالات وب سایت را با استفاده از قدرت گوگل و بصورت روزانه در ایمیل خود دریافت و مطالعه کنید ؟؟
بیش از صد ها عنوان مطلب خواندنی را روزانه به همین راحتی و هر زمان که مایلید مطالعه کنید !
عضویت رایگان دریافت مقالات در ایمیل

برای مشاهده توضیحات بیشتر اشاره گر ماوس خود را روی هر عنوان نگه دارید . بخش مطالب روزانه اعضاء سرویس دیگری از خدمات وب سایت به اعضا میباشد که شما را قادر می سازد  مطالب و علاقه مندی های خود را در وب سایت درج نمایید .

این امکان زمینه حضور جدی شما را در دنیای مجازی اینترنت فراهم آورده و ضمن انتشار محتوای شما بنام خودتان ,  با کمک سرویس معرفی به موتور های جستجو , آنرا در  صدر جستجو ها و معرض دید هزاران کاربر روزانه  اینترنت و وب سایت قرار  دهد و کمک می کند  براحتی در جمع کاربران فعال خانواده ما قرار بگیرید .

توجه : نوشته  و مطالب این بخش دارای هویت شخصی از سوی کاربران ( ساختار وب لاگ) بوده و مسئولیت آن به عهده کاربر می باشد .
قوانین ارسال مطلب را ببینید تبیان زنجان با تایید نمایش مطالب ارسالی کاربران آنرا تایید محتوایی و قابل استناد نمی کند . مديران محتوا تنها حق اصلاح يا حذف مطالب نامربوط ( دارای مشکل فنی نمایش و ناقض قوانین ارسال مطلب هر بخش ) را دارند.

 
نوشته شده توسط fardsaeid با 144683 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 36
     درج شده در 1193 روز و 4 ساعت و 12 دقیقه قبل
    
«زمانه» قرار بود سه فصل باشد














بهنام قربانی، بازیگر نقش سهیل خرم در سریال «زمانه» گفت: این سریال قرار بود سه فصل باشد، اما شرایط تلویزیون طوری بود که نشد.
تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir








بهنام قربانی، بازیگر نقش سهیل خرم در سریال «زمانه» گفت: این سریال قرار بود سه فصل باشد، اما شرایط تلویزیون طوری بود که نشد.

این بازیگر در گفت وگو با خبرنگار سرویس ایسنا، توضیح داد: این سریال در سه فصل طراحی شده بود. قرار بود در فصل اول باشم، به زندان بیفتم و در فصل دوم نباشم و فصل سوم برگردم، اما فضای تلویزیون طوری بود که قرار شد تغییر کند.

او تاکید کرد: در شروع قرار بود این اتفاق بیفتد که نیفتاد.

بازیگر نقش سهیل خرم، درباره ی این کاراکتر هم گفت: من در «زمانه» یک نقش کاملا متفاوت بازی کردم.

او در پاسخ به این پرسش که آیا سهیل خرم یک شخصیتی منفی است؟ خاطرنشان کرد: من عقیده ندارم آدم ها منفیِ منفیِ یا مثبت مثبت هستند. شخصیت سهیل، فتیله قصه را روشن می کند. در واقع آغازگر قصه همین سهیل خرم است. نمی شود به او گفت منفی؛ او بیشتر شبیه آدمی است که توی هچل افتاده است.

قربانی ادامه داد: تفاوتش هم با آدم های دیگر این بود که کاملا چند لایه بود، جاهایی بسیار خوب، بسیار جدی بود یا جایی طوری رفتار می کرد که بیننده دلش برایش می سوزد.

این بازیگر درباره ی همکاری با حسن فتحی هم گفت: حساسیت فتحی خیلی بالاست. او مثل هر کارگردان خوبی برای اینکه صحنه دربیاید تکرار می کند و از آن صحنه نمی گذرد. فتحی درباره ی بازیگر هم همین طور اقدام می کرد، یعنی از بازیگرش نمی گذشت.

قربانی ادامه داد: اگر پلانی در نیاید فتحی، آن را تکرار می کند حتی اگر آن روز کاملا از بین برود تا پلان در بیاد و بیننده قبول کند از کار دست برنمی دارد.



تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir








خبرگزارى ايسنا (www.isna.ir)

باز منتشر شده توسط fardsaeid در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط fardsaeid با 144683 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 28
     درج شده در 1193 روز و 4 ساعت و 13 دقیقه قبل
    
پریناز ایزدیار؛ عشق، ازدواج و زمانه!


پریناز ایزدیار، دخترک مصمم، جسور و خوش چهره سریال زمانه این روزها بیش از پیش در نظر مردم به چهره ای شناخته شده تبدیل شده است. با این بازیگر جوان که می تواند آینده پرباری در این عرصه پیش رو داشته باشد هم کلام شدیم تا او قصه اش را برایمان بگوید.

























دخترک مصمم، جسور و البته خوش چهره سریال زمانه این روزها بیش از پیش در نظر مردم به چهره ای شناخته شده تبدیل شده است. با این بازیگر جوان که با استناد به شواهد و قرائن می تواند آینده پرباری در این عرصه پیش رو داشته باشد هم کلام شدیم تا او قصه اش را برایمان بگوید. داستانی که در مرحله​ای از زندگی اش کلید خورد تا امروز بازیگر شناخته شده ای باشد. پریناز ایزدیار برخلاف همه دخترخانم های همسن و سالش که شاید هرگز درباره علاقه قلبی شان برای ازدواج لب به سخن نمی گشایند، بی رودربایستی می گوید که دوست دارد ازدواج کند تا ما هم پی به نگاه متفاوت او در ابراز عقایدش ببریم. تمایلی که بین خانم ​های هم صنف وی کمتر به چشم می آید اما پریناز ایزدیار صادقانه درباره آن صحبت می کند. البته که این صداقت کلام را می توانید در گفته های او دریابید و چه چیزی بهتر از خواندن گپ و گفتی صادقانه که این روزها کمیاب شده است.

● می خواستند پزشک شوم

اصالت من برمی گردد به شمال ایران (بابل). دوران بچگی ام در ساری گذشته و چند سالی در بابل و بعد تهران. تمام دوران دبستانم را در ساری گذراندم، دوره راهنمایی را در تهران درس خواندم و دبیرستان را در بابل اما برای پیش دانشگاهی دوباره به تهران آمدیم. در دبیرستان رشته تجربی می خواندم اما بعد از چندوقت تغییر رشته دادم و برای پیش دانشگاهی رشته هنر را انتخاب و در کنکور هنر شرکت کردم. خانواده من مهم ترین معیاری که بیشتر از هر چیزی همیشه برایشان مهم بوده تحصیلات است. من تنها کسی هستم که در کل خانواده ام در رشته هنر تحصیل کرده ام؛ چه در خانواده پدری و چه در خانواده مادری. بیشتر افراد خانواده ام پزشک هستند. دوست داشتند که من هم یا پزشک شوم یا مثل پدرم وکیل اما خب علاقه من به هنر باعث شد به این سمت کشیده شوم. در دانشگاه هم رشته گرافیک را دنبال کردم.

● خودم برای خودم کلاس بازیگری می​گذاشتم

داستان بازیگر شدن من خیلی جالب بود. من دوست داشتم سینما بخوانم اما با مخالفت شدید خانواده ام مواجه شدم. آنها به من گفتند حالا که تغییر رشته می دهی رشته ای غیر از بازیگری را انتخاب کن. من با اینکه در رشته سینما و بازیگری تئاتر قبول شدم مجبور شدم رشته گرافیک را دنبال کنم. البته خودم مطالعات سینمایی را ترک نکردم. یادم می آید حتی درس خلاقیت نمایشی را در کنکور درصد بالایی زده بودم. در دوران دانشگاه دوستانم می دانستند علاقه من به بازیگری و سینماست. یک روز یکی از دوستان به من گفت پریناز تو که آنقدر دوست داری فیلم بازی کنی چرا نمی روی تست بدهی. خب، آن موقع خانواده ام به من اجازه ثبت نام در کلاس های بازیگری را هم نمی دادند. به پیشنهاد دوستم برای تست بازیگری سراغ آقای احمد نجفی رفتم و برای بازی در فیلم «بازی خطرناک» به کارگردانی «حسن هدایت» تست دادم و انتخاب شدم. برای فیلمبرداری به آبادان رفتم. همه چیز خیلی خوب پیش رفت. هم من به آرزوهایم رسیده بودم و هم آقای هدایت از بازی من راضی بود. البته آن فیلم بنا به دلایلی هیچ وقت اکران نشد. من در آن کار نقش مکمل زن را داشتم. خانم زیبا بروفه نقش اول بودند و من نقش دوم. بعد از آن من مدت یک سال و نیم کار نکردم چون احساس کردم خیلی در این کار ناپخته هستم و نیاز دارم. مطالعه ام را بالا ببرم. خیلی کارها را که اگر به کلاس بازیگری رفته بودم یاد می گرفتم خودم یاد گرفتم. برای خودم کلاس برگزار می کردم. با بچه های بازیگری که قبولشان داشتم قرار می گذاشتم و تمرین بازیگری می کردم. با یکسری از بازیگرها در پروژه ای که در آبادان فیلمبرداری شد، آشنا شدم و آنها می دانستند من چقدر به بازیگری علاقه دارم و مرا به دوستان دیگر بازیگرشان معرفی کردند. بعد از چندوقت آقای علیرضا امینی با من تماس گرفت و پیشنهاد بازی در تله فیلمی به اسم «همان روز» را به من داد بعد از بازی در آن تله فیلم بود که کم کم روی غلتک افتادم.

● همیشه دستم در جیب خودم بوده

من در خانواده ای بزرگ شده ام که همیشه آن چیزی را که دلم می خواهد به دست می آورم. می توان گفت سطح مالی ما متوسط رو به خوب بود، یعنی هیچ وقت نیاز مالی را حس نکردم اما از وقتی که شروع به کار کردم خودم حسابم را از خانواده جدا و سعی کردم دستم در جیب خودم باشد. نمی گویم از پدر و مادرم کمک نمی گیرم اما تلاشم این است که خودم کارهایم را پیش ببرم. از دوران بچگی به بازیگری علاقه داشتم. یادم می آید در دوران مدرسه هر نمایش و تئاتری که برگزار می شد من همیشه اولین نفر بودم که برای بازی حاضر می شدم. اما اصولا آدم وقتی در شرایطی بزرگ می شود که می بیند همه افراد خانواده پزشک هستند حتی خواهر و برادرهایش هم در رشته پزشکی تحصیل کرده اند، فکر می کند خودش هم حتما باید در این رشته تحصیل کند به همین دلیل من هم تصمیم گرفتم پزشک شوم و در دبیرستان رشته تجربی را انتخاب کردم اما بعد از مدتی متوجه شدم به شدت به هنر علاقه دارم به خصوص به رشته نقاشی. برای خانواده ام پذیرفتن ادامه تحصیل من در رشته هنر خیلی سخت بود اما کم کم به علاقه من احترام گذاشتند و با من کنار آمدند.

● داشتم زهره ترک می شدم

باورتان نمی شود وقتی برای اولین بار روبه روی دوربین قرار گرفتم چه حس وحشتناکی داشتم؛ حال بد همراه با استرس زیاد. درست برعکس الان که خیلی عاشقانه روبه روی دوربین قرار می گیرم. البته آن موقع کسی متوجه اضطراب من نشد. چنان خودم را با اعتمادبه نفس نشان دادم که هیچ کس متوجه حال من نشد و هرطور بود سعی کردم اجازه ندهم ترس بر من غلبه کند.

● مادرم درباره نقش هایم نظر می دهد

بعد از چندوقت مادرم با علاقه من به بازیگری کنار آمد و به من گفت برو سراغ هرکاری که به آن علاقه داری. بقیه خانواده ام هم وقتی اولین کار من پخش شد برعکس تصورم از بازی ام خوششان آمد. خب، مسیری بود که خواه ناخواه انتخاب کرده بودم. خانواده ام کم کم با شرایط من کنار آمدند تا حدی که همین الان مادرم همه کارهایم را دنبال می کند و به عنوان یک بیننده راجع به بالا و پایین نقشم نظر می دهم.

● بازیگرانی که صورتشان را جراحی کرده اند همه شبیه هم هستند

بازیگرانی که جراحی زیبایی انجام دادند همه شبیه هم هستند. به نظر من طبیعی بودن صورت خیلی مهم است و علاقه ای به جراحی های زیبایی ندارم. شاید اگر سنم بالا برود این کار را انجام دهم اما الان فکر می کنم به اعضای صورتم برای کار کردن نیاز دارم و فکر می کنم بازیگرهایی که بوتاکس می زنند میمیک صورتشان را به هم می ریزند و همه شبیه همدیگر می شوند بنابراین برای از دست ندادن نقش ها هم که شده جراحی زیبایی انجام نمی دهم.

● مدل بودن من شایعه است

قبل از اینکه بازیگری را شروع کنم همان موقع که دانشجو بودم در یکسری از شوهای اسلامی شرکت کردم و به عنوان مدل پوشش های اسلامی، مانتو و روسری هایی که به صورت کاملا مجاز برگزار می شد، انتخاب شدم. حتی یادم می آید وزیر ارشاد هم از این مراسم بازدید کردند. بحث مدل بودن من هم این شوهای اسلامی بود. در کل ما در ایران چیزی به اسم مدلینگ نداریم اینکه می گویند پریناز ایزدیار مدل بوده است شایعه است.

● ۸ ماه است ورزش نکرده ام

قبل از اینکه بازیگر شوم ورزش را دوست داشتم. قبل از شروع فیلمبرداری سریال زمانه مرتب به باشگاه می رفتم اما خب، پروژه زمانه ۸ماه است که ادامه دارد و من وقت سرخاراندن هم ندارم اما مواقعی که وقت پیدا می کنم حتی در خانه با یکی، دو وسیله ورزشی ای که دارم تمرین می کنم. رژیم غذایی ویژه و خاصی ندارم فقط سعی می کنم شب ها برنج نخورم یا خوردنی های مضر را حذف کنم.

● نشد که در رشته سینما تحصیل کنم

در دورانی که کار بازیگری را شروع کردم چندبار تصمیم گرفتم برای فوق لیسانس شرکت کنم و رشته سینما را دنبال کنم اما آنقدر پشت سر هم درگیر کار شدم که اصلا نفهمیدم چه شد و نتوانستم درسم را دنبال کنم. حتی قبل از فوت استاد سمندریان دوست داشتم در کلاس های ایشان ثبت نام کنم. اما واقعیت این است که وقتش را پیدا نکردم، بنابراین سعی می کنم با مطالعه و فیلم دیدن نگذراندن دوره ها را جبران کنم.

● پیشنهاد سینمایی خوب نداشتم

واقعیت این است که پیشنهاد سینمایی خوب نداشتم. کاری نبوده که فکر کنم از بازی کردن در آن لذت می برم و بنابراین آن پیشنهادات را رد کردم اما در تلویزیون پیشنهادات خوبی داشتم. فقط یک کار سینمایی خوب بازی کردم که آقای رهبر قنبری کارگردانی آن را به عهده داشت. سبک کارهای ایشان خاص است و اکران عمومی ندارد و بیشتر برای جشنواره های خارجی ساخته می شود. من عاشق نقشم بودم و برایم مهم نبود که فیلم اکران نمی شود و دیده نمی شوم. قطعا وقتی در تلویزیون پیشنهادهای خوب دارم پیگیر آن می شوم. چون چیزی که برایم مهم است قصه و نقش است و مدیوم تلویزیون و سینما برایم فرقی ندارد.

● از بین نقش هایی که بازی کردی کدام را بیشتر دوست داری؟

نقشی که در تله فیلم آقای مسعود آب پرور بازی کردم را خیلی دوست داشتم. نقش یک دختر جنوب شهری مسئولیت پذیر که مسئولیت یک خانواده روی دوشش است اما به زندان می افتد و در ۴۸ ساعتی که مرخصی دارد می خواهد برادرزاده اش را نجات دهد. پیچیدگی های آن نقش را خیلی دوست داشتم. نقش ارغوان در سریال زمانه را هم عاشقانه دوست دارم.

● ۵ کیلومتر تا بهشت سکوی پرتاب من بود

من در تله فیلم های خوبی بازی کردم اما تله فیلم هیچ وقت دیده نمی شود. با کاری که در سریال آقای افخمی بازی کردم اتفاق دیده شدن برایم پیش آمد. ۵ کیلومتر تا بهشت سکوی پرتاب من بود. من عاشقانه از بازی در آن سریال لذت بردم. آنقدر ذوق داشتم که در کار مناسبتی بازی می کنم که ساعت های طولانی کار خسته ام نکرد. البته خودم فکر می کنم در سریال زمانه به یک پختگی رسیدم که در ۵ کیلومتر تا بهشت آن را نداشتم. اکنون اگر برگردم و قسمت هایی از سریال قبلی ام را ببینم اشکالات بازی ام را متوجه می شوم. کار کردن با کارگردانان بزرگی مثل آقای افخمی و فتحی را دوست داشتم. آقای فتحی شاید سختگیرتر از آقای افخمی باشد اما خب، سختگیری های بجایی است. من خیلی از ایشان آموختم، در کل پختگی ای که در سریال زمانه به دست آوردم را مدیون آقای فتحی هستم.

● بارها فقر را تجربه کردم

من از وقتی که حساب و کتابم را از خانواده ام جدا کردم و سعی کردم روی پای خودم بایستم بارها و بارها مزه فقر را چشیده ام چون می خواستم مستقل باشم و از خانواده طلب پول نکنم، در صورتی که اگر درخواست می کردم حتما حمایتم می کردند اما با بی پولی کنار آمدم. لحظاتی را داشتم که حتی به یک رقم خیلی کم احتیاج داشتم اما همه این روزها گذراست. من فکر می کنم بسیاری از کسانی که در این حرفه مشغول به کار هستند حتما شرایط نداری را تجربه کرده اند و به​نظرم این شرایط آدم را می سازد.

● ولخرجی می کنم، پول کم می آورم

اولین دستمزد من سال ۸۴، ۵۰۰ هزار تومان بود. یادم می آید خیلی سریع همه درآمدم را خرج کردم. در کل آدم ولخرجی هستم چون خیلی زود هیجان زده می شوم، بعد که پول کم می آورم با خودم می گویم ای کاش ولخرج نبودم. تا یکی، دو سال پیش همه پولم را بابت لباس خریدن صرف می کردم و وقتی پول بابت کارهای واجب ترم باقی نمی ماند لباس ها را جلوی چشمم می گذاشتم و می گفتم حالا با شماها چه کنم (می خندد).

● قرار نبود نقشم یک دقیقه ای باشد

در فیلم در «امتداد شهر» «آقای عطشانی» یک نقش یک دقیقه ای کوتاه داشتی. چطور شد این نقش کوتاه را قبول کردی؟

در آن کار خیلی از بازیگرها تک سکانس بازی کردند و رفتند. اصلا هم دیده نشدند. البته قسمت هایی از سکانس نقش من حذف شد و از ابتدا قرار نبود نقشم تا این حد کوتاه باشد. البته خیلی هم مهم نیست این اشتباهاتی است که خیلی از بازیگرها مرتکب شده اند.

به نظرت این نقش های کوتاه کجای کارنامه بازیگر قرار دارد آیا باید راجع به آن حرف زد یا آنها را پنهان کرد؟

من پنهان کاری نمی کنم. بالاخره یک روزی این کار را بازی کرده ام. حتما آن زمان دوست داشتم که آن نقش را بازی کنم اما الان اگر چنین کاری به من پیشنهاد داده شود آن را رد می کنم.

● بعید می دانم عاشق شوم

بعید می دانم در زندگی خودم در حدی که در سریال زمانه نشان داده می شود عاشق شوم اما فکر می کنم شاید اگر در چنین شرایطی قرار بگیرم مثل ارغوان سریال فقط بتوانم اشک بریزم. به نظرم دخترهای امروزی فقط ادعای این را دارند که گریه نمی کنند و آدم های خیلی محکمی هستند. مطمئن باشید هرکسی تا این حد عاشق باشد و زندگی اش را برای یک نفر گذاشته باشد، رفتن طرف مقابلش به جز دلتنگی باعث به هم ریختن کل زندگی شخصی اش می شود و قطعا همین عکس العمل ارغوان را خواهد داشت؛ اشک می ریزد و حتی بیمار هم می شود. من خودم فکر می کنم اگر در زندگی شخصی ام واقعا عاشق شوم همان واکنشی را نشان می دهم که ارغوان داشت.

● نسبت به عشق گارد دارم

من به شدت آدم عاطفی ای هستم ولی در زمینه عشق و عاشقی یک گارد عجیب دارم که دست خودم نیست. به طور ناخودآگاه نسبت به مسائل احساسی عقب نشینی می کنم. چون می دانم آنقدر احساسی هستم که اگر وارد ماجراهای احساسی شوم شاید زندگی ام به زندگی ارغوان تبدیل شود.

● عشق یعنی دیوانگی

به نظر من عشق واقعی نیست. من اعتقاد دارم دوست داشتن وجود دارد اما عشق همان لیلی و مجنون است. عشق یعنی جنون، یعنی دیوانگی. البته تجربه کردن آن اشکالی ندارد اما نمی توان با عشق زندگی ساخت. عشق زیاد می تواند زندگی را به هم بریزد.

● اگر روزی عاشق شوی می توانی مثل ارغوان قید خانواده ات را بزنی؟

نه به هیچ وجه. من حتی مثل ارغوان حاضر نیستم قید کارم را بزنم چه برسد به ترک عزیزانی مثل خانواده ام.

● دروغم لو رفت و خجالت کشیدم!

برایم پیش آمده که به کسی دروغ بگویم. آن شخص متوجه دروغگویی من شده و حسابی خجالت کشیده ام. البته دروغ آنقدر بزرگ نبوده که مثل داستان سریال زندگی ام از هم بپاشد اما فکر می کنم وقتی دروغ می گویی، مجبور می شوی پشت سر هم دروغت را ادامه بدهی. یعنی یک دروغ می تواند تو را مجبور کند صد دروغ دیگر بگویی، بنابراین بهتر است از ابتدا راستش را بگویی. اگر قرار است کسی ترکت کند و کسی به خاطر راستگویی ات تو را قضاوت کند به نفع توست که قضاوت شوی. مهم این است که خودت می دانی صادق بوده ای.

● نکته مهم

مردم من را در خیابان می بینند رویشان را بر می گردانند، می شنوم که زیر لب می گویند دختره بدون اجازه پدرش ازدواج کرده است...

● برای آینده برنامه ریزی نمی کنم

من ۱۰ سال دیگر ۳۷ سال هستم. واقعا نمی دانم آن موقع کجا هستم. زندگی آنقدر بالا و پایین دارد که آدم از فردای خودش هم خبر ندارد چه برسد به ۱۰ سال دیگر. من اصولا برنامه ریزی نمی کنم که مثلا ۵ سال دیگر کجا باشم یا ۷ سال دیگر چطور چون اگر به هدفم نرسم ناامید می شوم، بنابراین ترجیح می دهم با زمان پیش بروم.

● دوست دارم ازدواج کنم و بچه دار شوم

من ازدواج کردن را دوست دارم. به خصوص که عاشق بچه هستم و عاشق تجربه کردن احساس مادری. اما فکر می کنم ازدواج یک پختگی لازم دارد که من هنوز به آن نرسیده ام. این پختگی دوطرفه است. هم زن و هم مرد باید به جایی رسیده باشند که مسئولیت یک زندگی را دونفری به دوش بکشند. به نظرم این اشتباه است که فکر کنی همه چیز به عهده مرد است. از آن مهم تر توانایی تربیت بچه است. با شرایط امروز دنیا تحویل دادن یک بچه خوب و سالمی که خود بچه هم از به دنیا آمدنش راضی باشد و این قضیه قدیمی که بچه ها به پدر، مادرهایشان می گویند چرا ما را به دنیا آورده ای تکرار نشود یک لیاقت می خواهد که آدم ها باید به آن برسند. من فکر می کنم که در مورد هنرمندان اگر ازدواج گریزی وجود دارد به خاطر مشغله کاری زیاد آنهاست. من آنقدر کارم فشرده است که فرصت دیدن خانواده ام را هم نمی توانم پیدا کنم. حالا فرض کنید اگر ازدواج کرده بودم و بچه داشتم چطور باید با شرایط کنار می آمدم. من فکر می کنم این موضوع باعث دور شدن اهالی سینما از ازدواج شده است. فکر می کنم اگر به جایی برسی که بخواهی تشکیل خانواده بدهی باید کارت را گزیده تر انتخاب کنی که بتوانی وقت بیشتری برای همسر و فرزندانت بگذاری.

تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir








مجله زندگی ایده آل


باز منتشر شده توسط fardsaeid در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط fardsaeid با 144683 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 43
     درج شده در 1193 روز و 4 ساعت و 15 دقیقه قبل
    
حسن فتحی و چهار عاشقانه ماندگار تلویزیون


فتحی در این ۲۰ سالی که پایش به تلویزیون باز شده است فقط ۱۰ سریال ساخته است اما همین ۱۰ سریال او سریال هایی موثر و ماندگار تاریخ تلویزیون ایران بوده است

























موفقیت «زمانه» در این شب های تلویزیون را می توان نشانه دیگری از این استادی حسن فتحی دانست. فتحی ۵۱ ساله ای که لیسانس روانشناسی و فوق لیسانس کارگردانی دارد و برای جلب نظر مخاطبانش از هر دو رشته تحصیلی که درسش را خوانده، نهایت استفاده را کرده است.

فتحی در این ۲۰ سالی که پایش به تلویزیون باز شده است فقط ۱۰ سریال ساخته است اما همین ۱۰ سریال او سریال هایی موثر و ماندگار تاریخ تلویزیون ایران بوده است چنانچه ۳ سریال «شب دهم»، «مدار صفردرجه» و «میوه ممنوعه» او از نگاه منتقدان ماهنامه فیلم در جمع ۳۰ سریال ماندگار ۳۰ سال گذشته تلویزیون ایران انتخاب شدند. نکته جالب درباره این انتخاب این است که هر سه سریال از بین کارهایی انتخاب شده است که فتحی در آنها سراغ درام و قصه هایی عاشقانه رفته است.

او در این سال ها، کارهای متنوعی ساخته مثلا کاری تاریخی مثل «روشن تر از خاموشی» را با موضوع زندگی ملاصدرا، عالم دوران شاه عباس صفوی کارگردانی کرده، سراغ طنز رفته و «اشک ها و لبخندها» را ساخته، فضای تعلیق و جنایت را در «پهلوانان نمی میرد» تجربه کرده، در «پستچی سه بار در نمی زند» فضایی پر از ترس و کابوس را به تصویر کشیده یا در «فردا دیر است» سراغ موضوعات و مسائل اجتماعی و بزهکاری و قصه هایی از این دست رفته است اما هیچ کدام از این کارها با وجود چارچوب مستحکم و بهره گیری از بازیگران خوب، نتوانسته است مانند کارهای ملودرام او ماندگار شود. چهارمین سریال او در این زمینه هم که این شب ها روی آنتن شبکه ۳ می رود هم فضای ملودرام دارد که با وجود همه شرایط موجود در تلویزیون، توانسته به مرور اوج بگیرد و از پس رقبایی مانند «دختران حوا»ی حسین سهیلی زاده بربیاید. به بهانه پخش سریال زمانه نگاهی داریم به نحوه روایت روابط عاشقانه و فضاسازی فتحی در این چهار کار ملودرام.

● شب دهم (۱۳۸۰)

عاشقانه​ای در دل تاریخ

سریالی بدون تاریخ انقضا که می توان ادعا کرد همچنان بهترین سریال مناسبتی تلویزیون است؛ سریالی که بهانه ساخت آن، بیشتر به تعویق افتادن ساخت سریال تاریخی «روشن تر از خاموشی» بود و فتحی می خواست با این سریال کوتاه ۱۰ قسمتی، عوامل را دور هم نگه دارد. شب دهم، اولین تجربه تلویزیون در ساخت سریال های محرمی بود که از قضا با نوروز هم مصادف شده بود. سریال در بستری تاریخی، قصه ای عاشقانه را با محور عزاداری نشان می داد.

در تهران دوران رضاخان، حیدر خوش مرام (حسین یاری) جوانی لوطی مسلک و جاهل است که عاشق شاهزاده خانم قجری به نام فخرالزمان (کتایون ریاحی) می شود. فخرالزمان، تنها شرط قبول ازدواج را برگزاری ۱۰ مجلس تعزیه در ملاعام اعلام می کند آن هم در روزهایی که هر گونه برپایی مجالس تعزیه، قدغن است و با برخورد شدید روبه رو می شود. رابطه حیدر و فخرالزمان، یادآور رابطه و فرایند نام آشنای عشق پسر فقیر به دختر پولدار بود؛ از شاخه های داستانی عاشقانه پرطرفدار که همیشه خدا هم جواب می دهد.

قبول کردن این شرط توسط حیدر، فضا را به سرعت عوض می کند. قصه عاشقانه حیدر و فخرالزمان ۲ بعد دیگر می یابد؛ یکی تم مذهبی که برگزاری مجلس تعزیه است که نمایش آن در تلویزیون در چنین قالبی تازگی داشت و دیگری تم پلیسی که نمایش فرایند برگزاری مجلس تعزیه به دور از چشم ماموران حکومتی بود.

البته فتحی برای اینکه بار عاشقانه سریالش همچنان پررنگ باشد، رابطه دیگری را هم شکل می دهد. رابطه عاشقانه یاور (پرویز فلاحی پور)، با رفعت (اکرم محمدی)؛ رابطه ای که با ترکیبی از عشق، خجالت و دیالوگ های لوطی وار دوطرف، فضایی شاد، شنگول و سرخوش را نمایش می دهد که اصلا شباهتی به آن فضای پرتنش حیدر و فخرالزمان ندارد. نکته جالب در این سریال کوتاه که بیشتر به مینی سریال می ماند، جابه جا شدن جایگاه حیدر و فخرالزمان است. فخرالزمان به مرور که شرایط برای برگزاری مجالس پایانی تعزیه سخت تر می شود از حیدر می خواهد که دست از برگزاری مجالس تعزیه بردارد و حاضر است، همسرش شود.

در حقیقت این بار، این دختر است که برای منت کشی و پایان یک بازی سراغ پسر می رود؛ درخواستی که با واکنش منفی حیدر روبه رو می شود تا معلوم شود او از عشق به فخرالزمان به عشقی آسمانی رسیده و سرانجام هم در میانه تعزیه، کشته می شود. اما علاوه بر اینها چند المان هم در موفقیت شب دهم موثر بود؛ یکی دیالوگ های سنگین و مسجع، دیگری فضای خوش رنگ و لعاب از تهران قدیم که یادآور نوع نگاه مرحوم علی حاتمی بود و دیگری هم موسیقی شنیدنی آن. مثلث آهنگسازی فردین خلعتبری، ترانه افشین یداللهی و صدای علیرضا قربانی، ترانه «مرز در عقل و جنون باریک است...» را از طریق این سریال وارد اذهان مخاطبان کرد.

علیرضا قربانی در ۳۰ سالگی تصنیف عشق و جنون را که افشین یداللهی گفته بود و فردین خلعتبری هم آهنگش را ساخته بود، خواند تا هنوز بعد از ۱۰ سال و کلی کار دیگر، نام او همچنان با شب دهم گره بخورد طوری که همان سال آلبوم موسیقی سریال شب دهم منتشر شد و کلی هم فروخت.

استفاده از ترمپت و سنج تعزیه، ضرب زورخانه تا سنتور، تلفیق حماسه، عشق، مرام را در این تیتراژ۲ دقیقه و ۴۰ ثانیه ای نشان می داد ضمن اینکه قربانی همه ۲۰ مصراع انصافا سنگینی که دکتر یداللهی گفته را با فصاحت و بدون خوردگی می خواند تا در ذهن مخاطب بنشیند.

● مدار صفردرجه ( ۱۳۸۶ )

من عاشق چشمت شدم

سریالی با موضوع صهیونیسم و هلوکاست. شاید اگر کس دیگری جز حسن فتحی سراغ چنین سوژه شعاری می رفت، مدار صفر درجه سریالی باسمه و فراموش شده ای شده بود اما فتحی در این سریال هر آنچه در جذب مخاطب می توانست موثر باشد، رو کرد. تنوع بازیگران از ستارگان ایرانی مانند شهاب حسینی تا بازیگران فرانسوی، لبنانی و مجار از یک طرف، تنوع لوکیشن از پاریس تا تخت جمشید از طرف دیگر، ایجاد فضایی تاریخی مربوط به دوران اشغال ایران توسط متفقین که دوره مهمی در تاریخ معاصر ماست از طرف سوم، استفاده از ظرفیت فضای جنایی و پلیسی در قالب داستان کیف گمشده اسناد صهیونیسم از طرف دیگر و موسیقی هم که با همان تیم امتحان پس داده شب دهم بود از سویی دیگر ولی آنچه این سریال را سر و شکل می داد روابط عاشقانه حبیب پارسا (شهاب حسینی) و سارا آستروک (ناتالی متی) بود؛ رابطه ای که بین پسر مسلمان ایرانی و دختر یهودی تبار در دانشگاهی در پاریس فرانسه شکل می گرفت. بستر چنین عشقی در فرانسه که مظهر روابط عاشقانه است خود به خود جالب بود. ۲ همکلاسی که طبق روال این جور قصه ها از فضای کل کل به نقاط مشترک می رسند. بازی هر دو بازیگر با وجود عدم هم زبانی که حتی حسینی به فارسی دیالوگ هایش را می گفت و متی که دیالوگ ها را به فرانسوی می گفت و بعدا توسط مینو غزنوی دوبله شده بود، خیره کننده بود. لحن پراحساس حسینی و غزنوی که دومی حتی از بازیگر فرانسوی هم چند گامی جلوتر بود، تاثیرگذار از آب درآمده بود. حبیب در جریان گسترش علاقه اش به سارا ناخواسته در جریان رابطه خانواده او با جریان صهیونیسم قرار می گیرد و می فهمد عموی سارا و همفکرانش با استفاده از دروغی به نام هولوکاست درصدد تشکیل کشور اسرائیل هستند. فراری دادن سارا و خانواده اش به ایران و پناه دادن به آنها در تهران، قصه را در داخل ایران گسترده می کند. سارا که در پاریس عاشق یک جوان ایرانی شده در ایران، عاشق فرهنگ و تمدن این کشور هم می شود.

رابطه سارا و حبیب به واسطه شرایط اشغالی ایران و فضای ملتهب روابط خانواده هر دو طرف، هیچگاه آرام نیست و همین نوعی دلسوزی را در مخاطب ایجاد می کند. پسرعموی سارا که از اعضای صهیونیسم است به دنبال ازدواج با ساراست و خانواده حبیب هم به خصوص در بخش رابطه خواهر و شوهر خواهرش ( آتنه فقیه نصیری و پیام دهکردی) متشنج است. فتحی در این سریال باز هم فقط یک رابطه عاشقانه را نشان نمی دهد او یک رابطه دراماتیک کهنه را هم به تصویر می کشد فضای عشق قدیمی سربازرس (پیر داغر) به همسر سفیر (لعیا زنگنه ) که البته سرانجامی ندارد. چند رابطه عاشقانه دیگر مثل روابط دانشجویان دانشگاه پاریس و همین طور رابطه پدر و مادر حبیب، مسعود رایگان و رویا تیموریان که در عالم واقع هم زن و شوهر هستند هم در سریال مدارصفر درجه، موثرند. این سریال که با موضوع هولوکاست ساخته شد چنان دیده شد که حتی با واکنش تند رژیم صهیونیستی روبه رو شد.

فراری دادن سارا و خانواده اش به ایران و پناه دادن به آنها در تهران، قصه را در داخل ایران گسترده می کند. سارا که در پاریس عاشق یک جوان ایرانی شده در ایران، عاشق فرهنگ و تمدن این کشور هم می شود

● میوه ممنوعه ( ۱۳۸۶ )

۷۰سال عبادت...!

با گذشت ۵ سال از پخش سریال ماه رمضانی میوه ممنوعه هنوز پیامک و اشعاری که درباره این سریال دست به دست می چرخید، در یادها مانده است. فتحی در این سریال ۳۰ قسمتی با کمک علیرضا کاظمی پور و علیرضا نادری، نویسندگان سریال سراغ برداشتی هوشمندانه از ماجرای «شیخ صنعان و دخترِترسا» رفت. حاج یونس فتوحی (علی نصیریان) که از بازاریان سنتی تهران است عاشق هستی (هانیه توسلی)، دختر یکی از بدهکارانش می شود و هستی هم برای ازدواج با او شروطی می گذارد که اعتبار و آبرو و خانواده حاج یونس را در آستانه انهدام قرار می دهد. رابطه حاج یونس و هستی اگر چه رابطه عاشقانه یک سویه ای است که حتی توسط طرف دوم رابطه یعنی هستی مورد ریشخند و نیشخند قرار می گیرد و مورد نکوهش مخاطبان است اما برای طرف اول آن یعنی حاج یونس بسیار مهم شده است. در کنار این رابطه، آن چیزی که روی آن سایه می انداخت حضور قدسی (گوهر خیراندیش)، همسر حاج یونس است که مثل زنان سنتی و قدیمی این مرز و بوم در همه مراحل زندگی کنار همسرش بوده و ۴فرزندش را به دندان گرفته و بزرگ کرده و حالا به دنبال آرامش و ثبات در دهه پنجم و ششم زندگی است که هستی، هستی اش را تهدید می کند. طبق معمول در کنار این رابطه، روابط دیگری مثل رابطه عاشقانه غزاله (طناز طباطبایی)، دختر کوچک تر حاج یونس با همسرش (نیما رئیسی) هم روایت می شود تا ماجرای چند روایت عاشقانه مطلوب فتحی را ببینیم.

● زمانه ( ۱۳۹۱ )

عاقبت پنهان کاری

آخرین سریال فتحی با عبور از خط قرمزی اساسی همراه است؛ ازدواج پنهانی و به دور از چشم بزرگ ترها. داستان تکراری علاقه پسر پولدار به دختر فقیر. بهزاد (حمید گودرزی) عاشق وکیلش، ارغوان (پریناز ایزدیار) شده و بدون اطلاع خانواده ها با هم ازدواج می کنند. البته مسیر قصه ای که فتحی چیده به سمتی می رود تا این رابطه را محتوم به شکست نشان بدهد و حتی دیالوگ های گل درشت سریال هم گواه آن است با این حال هر دو نقش و رابطه شان بیشتر تحت سایه پنهان کاری شکل گرفته و این سؤال که اگر بزرگ ترها بفهمند چه می شود؟ ضمن اینکه هر کدام از این دو شخصیت، چیدمانی از روابط با خانواده هایشان دارند که گریزی از ازدواج با کسی که مورد تایید خانواده باشد، ندارند. رابطه بهزاد و ارغوان اگرچه به استحکام و پیچیدگی کارهای قبلی فتحی نیست اما مهم تر از رابطه و فضای آن، چالش خود ایجاد رابطه و واکنش به آن است که در درجه مهم تری قرار گرفته است.

تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir








مجله زندگی ایده آل

باز منتشر شده توسط fardsaeid در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط fardsaeid با 144683 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 46
     درج شده در 1193 روز و 4 ساعت و 36 دقیقه قبل
    
عبور از بن بست ها با زندگی در لحظه


با مائده طهماسبی و فرهاد آییش، زوج هنرمند خوشبخت

























قرار بود مائده طهماسبی و فرهاد آییش کنار هم بنشینند و درباره امید به زندگی و لحظه های ناامیدی در زندگی شخصی و مشترکشان برایمان حرف بزنند اما فرهاد آییش سر کار و فیلمبرداری بود و همین شد که مائده طهماسبی به تنهایی از تجربه های زندگی خود، لحظه های امید و ناامیدی و تصمیم های بزرگ و مشترک زندگیشان حرف زد و از این گفت که چطور این روزها در سن ۵۰ و چند سالگی بعد از تجربه های مختلفی که مهاجرت، تحصیل و فعالیت در رشته تئاتر به او داده، از نقطه ای که در آن ایستاده، راضی است و فکر می کند امید به زندگی، یعنی لذت بردن از لحظه هایی که در آن نفس می کشیم...

شما تعریفی شخصی از «امید به زندگی» برای خودتان دارید؟

این سوال جواب فلسفی و طولانی ای دارد. اینکه شما در سن ۵۰ و چند سالگی (شبیه من) امید به زندگی داشته باشی یا نه به عوامل زیادی بستگی دارد. مثلا در این سن و سال، تو یک زندگی را پشت سر گذاشته ای که خیلی خوب بوده و از آن راضی هستی. این می تواند رضایت از زندگی را در تو به وجود آورد، اما اینکه از حالا به بعد چطور و چقدر پیش می رود واینها، واقعا قابل پیش بینی نیست. من با چیزی که در لحظه برایم اتفاق می افتد و با آن زندگی می کنم راضی هستم و آرزوهای عجیب و غریب زیادی هم ندارم. یعنی فکر نمی کنم باید به خیلی چیزها برسم چون به خیلی از چیزهایی که دوست داشتم برسم، رسیده ام و برای همین اگر این زندگی که تا امروز داشتم، به همین شکل چند صباح دیگری با آرامش بگذرد راضی هستم و شاید بتوانم بگویم به آن امیدوارم.

یعنی الان در نقطه ای هستید که از قبل برای آن برنامه داشتید و می خواستید به آن برسید؟

نه، به نظرم اگر تو در زندگی ات برای رسیدن به چیزی برنامه ریزی کنی، به آن نمی رسی ولی اگر اتفاق های خوب در زندگی ات بیفتد به آن امیدوار می شوی. برای همین به نظرم باید از اتفاق های جدید در زندگی استقبال کرد. این باعث می شود به نقطه ای که در آن آرامش داری برسی.

برنامه ریزی راه حلی برای رسیدن به آرامش و امید به زندگی نیست؟

برنامه ریزی در حال حاضر و در دورانی که ما در آن به سر می بریم، جواب نمی دهد. مثلا چند درصد از بچه هایی که می گویند ما حتما باید مهندس یا دکتر شویم، واقعا مهندس و دکتر و خلبان می شوند؟ فکر می کنم تعداد بسیار کمی باشند. این چارچوب کلی راه و زندگی فرد را مشخص می کند اما معتقد نیستم که حتما باید به همه چیزهایی که در ذهنت داری برسی. یعنی فکر می کنم اگر می خواهی امید به زندگی در تو زیاد باشد، باید از اتفاق هایی که خارج از برنامه ریزی و نقشه ات می افتد، استقبال کنی و از آنها لذت ببری و خوشحال باشی.

شما در جوانی هم برنامه ریزی نداشتید؟

من در جوانی تنها می خواستم به یک چیز صددرصد برسم و آن «تحصیلات» بود. یعنی مطمئن بودم که می خواهم به دانشگاه بروم. می دانستم که نمی خواهم ازدواج کنم و نمی خواهم تشکیل خانواده بدهم. چون از ایران هم رفتم و رشدم خارج از کشور اتفاق افتاد، به آرزوهایی که در ذهن داشتم رسیدم.

اما ازدواج هم کردید.

بله، از ابتدا هم تصمیم داشتم دیر ازدواج کنم. آشنایی من با آقای آییش در سنی اتفاق افتاد که دوران پختگی من بود. ما در سن کمال و پختگی با هم آشنا شدیم. برای همین بخش زیادی از آرزوهای من با رفتن از ایران و درس خواندن خارج از کشور، محقق شد و بعد از آن، تئاتر خواندم و با آقای آییش آشنا شدم که این هم بخش دیگری از آرزوهای من را عملی کرد.

با همه این تجربه ها، فکر می کنید چه چیزی باعث به وجود آمدن امید به زندگی می شود؟

نمی دانم. این خیلی نسبی است. امروز با آقایی صحبت می کردم که می گفت بعضی ها خوشبختی را در خانه و ماشین عوض کردن می بینند و عده ای در چیزهای دیگر. مثلا اگر از یک جوان تئاتری بپرسی چه چیزی امید به زندگی را در تو بالا می برد، می گوید اگر نمایشنامه ام اجرا شود، امید به زندگی دارم. آرزوی او در همین حد است و واقعا با تحقق آن امیدوار می شود. برای همین وقتی می خواهی امید به خوشبختی را توضیح دهی، باید به اندازه تمام انسان های روی کره زمین، تعریف ارائه کنی. ممکن است آنچه مرا خوشبخت و راضی می کند، برای نفر بغل دستی ام اصلا مهم نباشد. به طور خلاصه می توانم بگویم اگر در هر لحظه از زندگی ات، از همان لحظه راضی و خوشحال باشی، خوشبخت هستی.

شما تا حالا ناامید هم شده اید؟

بله، البته. ناامیدی و بن بست جزو لاینفک زندگی امروز است. در چند سال گذشته با توجه به تجربه ام، ناامیدی برای من کمتر اتفاق افتاده اما در جوانی به ناامیدی ها و بن بست های خیلی بزرگی خورده ام و وقتی الان به آن ماجراها نگاه می کنم، تعجب می کنم که چگونه از آن بن بست و سد بزرگ، عبور کرده ام. هم تعجب می کنم و هم خوشحال هستم. چون وقتی در ۲۰ سالگی به یک بن بست در زندگی ات می رسی و بعد از سال ها فکر می کنی آن بن بست را چگونه در آن سن گذرانده ای و از آن عبور کرده ای، احساس خوبی داری.

راه حل خاصی برای گذر از احساس ناامیدی دارید؟

نه. هرکسی با توجه به شخصیت و شرایطی که در آن قرار دارد، کاری می کند تا از این احساس عبور کند. مثلا اگر یک نفر افسرده باشد و نتواند یا نخواهد به راه حل های درست و منطقی فکر کند، راه حل خروج بن بست برای او، احتمالا خودکشی است! اما مشکلات برای کسی که به زندگی خوش بین باشد و صبوری کند، دوران سخت در حال گذاری است که وقتی از آن عبور می کند، احساس خوبی دارد. به نظرم راهکار گذر از ناامیدی، صبر و عجله نکردن است.

در زندگی مشترک خودتان چطور؟ تا به حال به بن بست و ناامیدی رسیده اید؟

به بن بست نخورده ایم اما هروقت مشکلی در زندگی پیش آمد یا مثلا می خواستیم تصمیم جدیدی بگیریم حتما با هم همفکری کرده ایم. این لحظه ها در زندگی من و آقای آییش زیاد اتفاق افتاده است. ما تصمیم های بزرگی در زندگی مان گرفتیم. اولین تصمیم بزرگ زندگی مان این بود که برگردیم و در ایران زندگی کنیم. به هر حال بعد از بیست و اندی سال زندگی در خارج، این تصمیم بزرگی است اما چون این تصمیم را هر دو با هم گرفتیم، خیلی درباره اش حرف زدیم، عجله نکردیم و همه جوانب را در نظر گرفتیم، راحت تر توانستیم به نتیجه برسیم. در واقع چون همه تصمیمات زندگی را با همدیگر می گیریم و هرکس کاری کند، دیگری از او پشتیبانی می کند و به او مشاوره می دهد، رسیدن به نقطه تصمیم گیری راحت تر است.

این روزها تصور خیلی از آدم ها این است که اگر مهاجرت کنند، امید به زندگی در آنها بالا می رود اما شما چطور تصمیم به بازگشت گرفتید؟

یک روز، جوانی در تئاتر شهر از من پرسید: «شما چرا برگشتید؟» من به او گفتم: «از من نپرس چرا برگشتم، از خودت بپرس چرا نمیری؟». من ۱۹ ساله بود که از ایران رفتم. با خواسته قلبی خودم هم رفتم یعنی واقعا دلم می خواست بروم. برای اینکه دوست داشتم با دنیا آشنا شوم. من زمان شاه از ایران رفتم و دلم می خواست دنیا را ببینم و از این محدوده جغرافیایی دور شوم. پس این کار را انجام دادم و بعد از ۲۰ سال بازگشتم اما وقتی یک جوان به من می رسد و می پرسد چرا برگشتی، نمی داند که من چه زندگی ای را پشت سر گذاشته ام و الان که برگشته ام در چه مرحله ای هستم. یعنی من اگر جزو خارج رفته هایی بودم که قرار بود برگردم ایران، گوشه ای بنشینم و مدام غر بزنم، امکان نداشت برگردم اما چون برگشتیم و توانستیم کار کنیم و موفق شویم، از این بازگشت راضی هستم ولی این نسخه برای هیچ کس قابل توصیه نیست. یعنی تو نمی توانی یک نسخه واحد برای تمام آدم ها بپیچی و بگویی همین است و دیگر هیچ چیز نیست. بسیاری از دوستان صمیمی من خارج از کشور زندگی می کنند چون من دوره ای را که آدم ها دوست پیدا می کنند و صمیمی می شوند و... در ایران نگذراندم و برای همین اینجا دوست صمیمی زیادی ندارم. بیشتر آن طرف آب هستند. دوستان ایرانی من که هنوز خارج هستند، به من می گویند چه کار خوبی کردی که تصمیم به بازگشت گرفتی، ولی من به هیچ کدامشان پیشنهاد نمی کنم برگردند. همه وقتی می پرسند اوضاع چطور است؟ می گویم این یک بحث و نگاه کاملا شخصی است. از من نپرسید. این ماجرایی است که خودت باید به آن برسی، این که تو فکر کنی در یک جامعه می توانی بمانی و ادامه دهی یا نه. برای همین من به چند جوان دور و اطرافم که خصوصیات اخلاقی آنها را می شناختم، پیشنهاد کردم از ایران بروند. یکی از آنها برادرزاده خودم است که رفت. با تمام سختی هایی که در زندگی خارج از کشور وجود دارد، اینجا نماند. جوان های ما باید بدانند رفتن و زندگی در خارج اصلا راحت نیست اما اگر بخواهند آبدیده شوند، می توانند بروند و آزمون زندگی بدهند. سخت است، پول کمتری به دستشان می رسد و... اما غیرممکن نیست.

پس نمی توان گفت اینجا امید به زندگی وجود دارد و آنجا نه و برعکس؟

نه. فرصت کار و زندگی همه جای دنیا وجود دارد. اینجا هم همین طور است. شما اگر در حرفه خودتان خیلی خوب باشید و بتوانید کار خوب و درستی ارائه بدهید، مطمئنا موفق خواهید بود و می توانید در هر جایی امید به زندگی را جستجو کنید. چرا که نه؟ ما جوان های موفق و درجه یک زیادی داریم که کار می کنند و می درخشند اما مساله اینجاست که تعداد نسل جوان ما زیاد است. در اروپا نسل جوان تقریبا در حال از بین رفتن است اما اینجا ما حدود ۷۵ درصد جوان بین ۱۶ تا ۳۰ سال داریم. معلوم است وقتی اینجا کار زیاد نیست و همه این جوان ها نمی توانند جذب کار مورد علاقه خود شوند، ناامیدی هم به وجود می آید. برای همین اینجا تلاش جوان ها باید خیلی بیشتر شود تا بتوانند امید به زندگی را پیدا کنند. فرقی نمی کند کجا، مهم این است که تلاش کنند و لذت ببرند.

تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir









ثمین مهاجرانی




هفته نامه زندگی مثبت ( www.salamatiran.com )

باز منتشر شده توسط fardsaeid در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط fardsaeid با 144683 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 35
     درج شده در 1193 روز و 6 ساعت و 37 دقیقه قبل
    
امین حیایی مطرح کرد:
من بازیگرم به سیاست کاری ندارم














کارگردان نمایش موزیکال «قحطی نور» با اشاره به اینکه مسئولان تنها در صدور مجوز و در اختیار قراردادن تالار وحدت حمایت کردند تأکید کرد: هزینه گروه موسیقی و تبلیغات را با چک شخصی تأمین کردم.
تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir








کارگردان نمایش موزیکال «قحطی نور» با اشاره به اینکه مسئولان تنها در صدور مجوز و در اختیار قراردادن تالار وحدت حمایت کردند تأکید کرد: هزینه گروه موسیقی و تبلیغات را با چک شخصی تأمین کردم.

به گزارش خبرنگار مهر، نشست رسانه ای نمایش موزیکال «قحطی نور» به کارگردانی امین حیایی امروز شنبه ۲۸ بهمن ماه در تالار وحدت برگزار شد. در ابتدای این نشست حیایی درباره روند تولید این اثر گفت: ۹ ماه تلاش برای ارائه این نمایش موزیکال که تلفیقی از نمایش، موسیقی و تئاتر صرف شده است و امیدوارم با این اثر بتوانم پیام صلح را به جهانیان برسانم.

به گفته وی، در این نمایش موزیکال تلاش کرده تا موضوع ضیافت خداوندی را به بهترین شکل نشان دهد و گروهی از مردم را که در اوج ظلمت و تاریکی به سر می برند برای لحظه ای با نور خداوندی و آرامش درونی آشنا سازد.

این بازیگر سینما درباره دلیل حضور خود به عنوان کارگردان یک نمایش مناسبتی و موضوعی یادآور شد: شاید مردم بپرسند چرا در فیلم 'قلاده های طلا' بازی کرده ام؟ پاسخ من این است که من نقش اکشن را دوست دارم. ما بازیگر هستیم و سیاست به ما ربطی ندارد و ما به این مقوله وارد نمی شویم. اگر در فیلمی من نقش دزد و یا معتاد را بازی می کنم به این مفهوم نیست که من واقعا معتاد و یا دزد هستم.

وی تأکید کرد: در قدم هایی که برای ارائه نمایش موزیکال «قحطی نور» برداشته ام خداوند پشتم بوده است و کارم را با اعتبار پیش می برم نه با رابطه.

وی با اشاره به اینکه مدیران و مسئولان فرهنگی تنها در صدور مجوز و در اختیار قرار دادن تالار وحدت با گروه وی هماری داشتند، گفت: من تمام تلاشم را انجام دادم تا راهی به سوی نور خداوندی دیده شود. من نمی خواهم بگویم که کارگردان و یا بازیگر تئاتر هستم چون من همان امین حیایی هستم که به این خاطر الگوی خیلی از افراد شده ام و باید از خیلی چیزها که دوست دارم بگذرم.

حیایی درباره همکاری حامد بهداد در نمایش موزیکال «قحطی نور» یادآور شد: بهداد قرار بود با ترانه ای از گروه دارکوب برای ما برنامه اجرا کند که متأسفانه به دلیل تداخل با دیگر برنامه های وی این امر میسر نشد.

بازیگر 'قلاده های طلا' با اشاره به دریافت دستمزد ۱۰۰ میلیون تومانی برای بازی در این فیلم و صرف این مبلغ برای هزینه های زندگی خود گفت: برای تأمین دستمزد ۱۸۵ میلیون تومانی گروه موسیقی «قحطی نور» و هزینه های دیگر از چک شخصی خود استفاده کرده ام.

کارگردان نمایش «قحطی نور» از قطعی شدن اجرای این اثر در کشور اتریش خبر داد.

نمایش موزیکال «قحطی نور» از ۳ تا ۱۲ اسفندماه اجرا می شود. بهای بلیت این اثر از ۲۵ تا ۵۰ هزار تومان است و روزهای شنبه بلیت «قحطی نور» به صورت نیم بها ارائه می شود.



تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir








خبرگزارى مهر (www.mehrnews.com)


باز منتشر شده توسط fardsaeid در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط fardsaeid با 144683 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 33
     درج شده در 1193 روز و 6 ساعت و 38 دقیقه قبل
    
وقتی سینمای ایران می‌ترسد
فخیم زاده: هیچ وقت چنین جرمی مرتکب نشده بودم














مهدی فخیم زاده و سیدضیاء الدین دری از اعضای هیات داوران جشنواره فیلم فجر معتقدند که اتفاقات اخیر باعث شده که سینمای ما به سینمایی ترسیده و کز کرده تبدیل شود.
تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir








مهدی فخیم زاده و سیدضیاء الدین دری از اعضای هیات داوران جشنواره فیلم فجر معتقدند که اتفاقات اخیر باعث شده که سینمای ما به سینمایی ترسیده و کز کرده تبدیل شود.

شب گذشته جمعه ۲۷ بهمن، مهدی فخیم زاده و سیدضیاءالدین دری از اعضای هیات داوران بخش مسابقه سی و یکمین جشنواره فیلم فجر مهمان برنامه تلویزیونی «هفت» بودند.

در ابتدای این برنامه سیدضیا الدین دری کارگردان تلویزیون درباره معیارهای داوری امسال جشنواره فیلم فجر گفت: «در گذشته پنج کارگردان در داوری های جشنواره حضور داشتند و این بار برای اولین بار حضور هفت کارگردان را در داور های بخش مسابقه سینمای ایران، تجربه کردیم. سیستم نمایش فیلم ها دیجیتال بود، چه می خواستیم و چه نمی خواستیم، باید دعا می کردیم برقی قطع نشود تا تمام فیلم ها را کامل ببینیم. به اندازه زمانی که در اختیار داشتیم سعی کردیم داوری ها به دقت انجام شود.»

در ادامه مهدی فخیم زاده کارگردان سینما و تلویزیون گفت: «تا کنون هیچ وقت مرتکب چنین جرمی نشده بودم که داوری جشنواره فیلم فجر را بپذیرم. در طول این سال ها چندین بار داوری جشنواره فیلم فجر به من پیشنهاد شده بود و در نهایت این بار آن را پذیرفتم. همه ما داوران این دوره از جشنواره فیلم فجر از سال ها قبل با هم دوست بودیم و هیچ اختلافی بین ما نبود.»

دری ادامه داد: «شکل کلی داوری این اجازه را به ما نمی دهد که با نگرش شخصی به فیلم ها نگاه کنیم و قطعا نگاه های ما تفاوت هایی با یکدیگر دارد.»

در ادامه فخیم زاده در پاسخ به این سوال که تا چه حد بحث محتوا در داوری فیلم ها تاثیر گذار بود؟ گفت: «در داوری ها ما به هیچ وجه وارد حیطه محتوا نشدیم؛ چرا که قبل از ما هیات انتخاب این کار را انجام داده بود.»

فخیم زاده در ادامه درباره نحوه داوری فیلم ها گفت: «ما در طول انجام داوری فیلم ها اصلا مسئولان را ندیدیم. تمام فیلم ها توسط هیات داوران در موسسه رسانه های تصویری دیده می شد و ازهشت شب تا دو نیمه شب فیلم می دیدیم. ما نه جواد شمقدری را دیدیم و نه او واسطه ای برای ما فرستاد.»

دری در ادامه این نشست درباره بیانیه هیات داوران در اختتامیه جشنواره فیلم فجر، گفت: «این بیانیه در یک بلبشویی نوشته شد. عجله داشتیم که بیانیه زود تر نوشته شود. همه می دانیم که بیانیه مجموع مذاکراتی است که وجه اشتراک همه اعضا است. به عنوان یک سینماگر می توانم بگویم که از یک جا به صورت رسمی نگرانی سینماگران بابت آینده سینمای ایران باید اعلام می شد.»

فخیم زاده در تکمیل صحبت های دری خاطر نشان کرد: «بیاینه در جلسه خوانده شد و همگی درباره آن نظردادند. سینمای ما ترسیده و حساس شده. بازتاب تمام اتفاقات سال جاری در مورد سینما، فیلم های امسال جشنواره بود. بی کیفیت بودن فیلم ها عموما معلول اتفاق هایی بود که از سال گذشته در سینما رخ داد و تبعات آن تا سال آینده هم ادامه دارد. ما فارغ از اینکه بدانیم فیلم را فارابی ساخته است یا خیر؟ داوری ها را انجام دادیم.»

فخیم زاده در ادامه در پاسخ به این سوال که آیا بین داوران اختلافی ایجاد شده بود و دلیل نیامدن جمال شورجه یکی از داوران بخش مسابقه سینمای ایران در مراسم اختتامیه چه بود؟ گفت: «من نمی دانم چرا شورجه روی سن نیامد، اما تا شب آخر همه ما با هم بودیم و هیچ اختلافی بین ما نبود.»

دری در ادامه خاطر نشان کرد: «دیدن ۲۵ فیلم و از میان آنها غربال کردن برخی آثار برجسته کار خسته کننده ای است. ما در بحث داوری فیلم ها با کسی دشمنی نداشتیم و همه چیز طبق قاعده پیش رفت.»

دری در پاسخ به این سوال که چرا اختلاف بسیاری بین آرای مردم با هیات داوران وجود دارد، گفت: «اگر قرار باشد آری مردم و هیات داوران شبیه هم باشد، پس داور برای چه انتخاب می شود؟ ما برای مرم فیلم می سازیم، اما قرار نیست مطلقا فقط نظر مردم اعمال شود. تماشاچی با احساس فیلم می بیند، اما داور و منتقد با منطق فیلم می بیننند. اصلا نباید توقع داشته باشیم که نظرات این دو طیف شبیه هم باشد، البته به قول آقای فراستی سلیقه هم در آرای داوران سهیم است.»

دری نیز در ادامه صحبت های فخیم زاده گفت:«باید ببینیم آیا به واقع تمام کسانی که به یک فیلم رای می دهند از اقشار مختلف مردم هستند؟ یا فیلم فهم و فیلم بین هستند؟اگر قرار باشد که آرای همه طیف از تماشاچیان در اهدای جوایز جشنواره فیلم فجر موثر باشد می توان آکادمی فیلم فجر راه انداخت و ازطیف گسترده ای درباره فیلمی نظر خواهی کرد. امادیده شد که برای فیلمی موج ایجاد می شود و آرای مردمی تحت تاثیر همان موج است. بنابر این با نظر فخیم زاده موافق هستم.»

در ادامه فخیم زاده در پاسخ به این پرسش که چه ویژگی در فعالیت یکسال سینمای ایران در جشنواره فیلم فجر دیدید؟ گفت: «فیلم ها در این دوره از جشنواره دست به عصا و ترسیده بود و این ترس به هیات انتخاب فیلم ها منتقل شده بود.»

او ادامه داد: «کلیت فیلم ها خنثی بود، چه دولتی ها و چه غیر دولتی ها، اگرهمه نهادها و ارگان ها که خودشان را حافظان انقلاب می دانند، در مورد سینمای ایران تصمیمات متعددی بگیرند، حاصل آن افت کیفی فیلم های سینمایی می شود.»

فخیم زاده در ادامه با انتقاد از رفتار کاندیداهای دریافت جایزه، گفت: «نمی دانم چرا کاندیداها در مراسم اختتامیه حاضر نمی شوند؟ ما هنوز عادت به جشنواره نداریم و عادت نکرده ایم که به نظرات هم احترام بگذاریم. متاسفانه کاندید دریافت جایزه در مراسم اهدای جوایز شرکت نمی کند تا به وسیله آن به داوری ها اعتزاض کند.»

دری در ادامه خاطر نشان کرد: «در همه جای دنیا رسم است، وقتی کسی جایزه سینمایی می گیرد، ابتدا از هیات داوران جشنواره تشکر می کند. در همه جشنواره ها حتی عقب افتاده ترین کشور ها اول از همه کسی که جایزه را دریافت می کند، از داوران تشکر می کند. متاسفانه برندگان ما از همه تشکر می کنند، به جز هیات داوران.»

فخیم زاده در مورد کاندیدا شدن فیلم «استرداد»در ۱۴ رشته، گفت: «آرزو می کنم هیچ وقت فیلم دولتی ساخته نشود، اما حقیقتا در مورد فیلم «استرداد»که با بودجه دولتی ساخته شده بود، باید بگویم که فیلم خوبی بود و شایسته کاندیدشدن در چند رشته را داشت.»

ضیاء الدین دری در ادامه گفت:«می خواهم توضیحی را درباره جایزه نگرفتن شهاب حسینی برای بازی در فیلم «حوض نقاشی» بدهم و آن این است که شهاب حسینی قبلا جایزه گرفته است. نشان دادن یک زوج شیرین عقل به شکلی که خصوصیات فیزیکال دارد و اگر قرار باشد هیات داوران هم جذب چیزهایی شود که مخاطب عام می شود، درست نیست. شهاب بچه خوبی است و جوان با استعدادی است.»

او گفت: « در بحث نقش مکمل زن نظر چند نفر از اعضای هیات داوران بر روی بازی خانم مریلا زارعی بود،این نظر اعلام شد.اما رای لازم را نیاورد و خانم آهنگرانی رای لازم را کسب کرد. و در آخر امیدوارم سینمای ما از این وضعیت ترس بیرون بیاید.»

بهناز شیربانی



تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir








گزارش : خبر آنلاین (www.khabaronline.ir)


باز منتشر شده توسط fardsaeid در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط fardsaeid با 144683 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 35
     درج شده در 1204 روز و 1 ساعت و 54 دقیقه قبل
    
برنامه روز هفتم جشنواره فجر
مهرجویی راز شی مرموز فضایی را فاش می کند
 
 
   
 
 
 
 
   
 
 
    هفتمین روز از سی و یکمین جشنواره بین المللی فیلم فجر با نمایش فیلم 'چه خوبه که برگشتی' به کارگردانی داریوش مهرجویی در برج میلاد آغاز می شود.
تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir    
   
 
 
     

هفتمین روز از سی و یکمین جشنواره بین المللی فیلم فجر با نمایش فیلم 'چه خوبه که برگشتی' به کارگردانی داریوش مهرجویی در برج میلاد آغاز می شود.

 

به گزارش خبرنگار مهر، در هفتمین روز از برگزاری سی ویکمین جشنواره فجر، فیلم مهرجویی به همراه فیلم 'دهلیز' و 'دربند' که از آثار مطرح این دوره از جشنواره هستند، به نمایش درمی آیند.

 

چه خوبه که برگشتی: این اثر بیست و چهارمین فیلم داریوش مهرجویی است که قطعا همه اهالی سینما و علاقمندان به سینما و رسانه ها منتظر دیدن جدیدترین ساخته این کارگردان پیشکسوت هستند. البته مهرجویی در چند سال اخیر از روند همیشگی فیلمسازی اش فاصله گرفته و فضای متفاوتی را تجربه می کند و این نگاه تازه وی مخالفان و موافقان زیادی دارد.

 

در خلاصه داستان این فیلم که در آن بازیگران متعددی بازی می کنند و گریم های متفاوتی هم دارند آمده است: فرزاد (جراح دندان پزشک) پس از سال ها به ایران می آید تا دور از مسایل آشفته زندگی اش نفسی تازه کند. ولی ورود او هم زمان است با پدیدار شدن یک شی مرموز شبه فضایی و خانم دکتر یاسمین و سنگ های جادویی اش، رفاقت دیرینه فرزاد و کامبیز که سالهاست در همسایگی هم و در کنار دریا زندگی می کنند، به جدالی بیهوده کشیده می شود.

 

حامد بهداد، مهناز افشار، رضا عطاران، همایون ارشادی، علیرضا جعفری، علی اصغر طبسی، راضیه فرجی، محمد کارت، محسن بشیر، عرشیا توفیقی، اکبر نیری، محمد ثانی، قربان خدادوست و با حضور رویا تیموریان و حسن پورشیرازی از بازیگران این فیلم هستند. این فیلم که ساعت ۱۰ صبح به نمایش درمی آید با استقبال مردمی هم رو به رو شده است.

 

بزرگمرد کوچک: به کارگردانی صادق صادق دقیقی و تهیه کنندگی پروانه مرزبان و حبیب الهیاری ساخته شده است. داستان فیلم به اوایل جنگ و حمله عراق به خرمشهر بازمی گردد و با محوریت زندگی شهید بهنام محمدی است . یک نوجوان تنها به انگیزه دفاع از آب و خاک و ناموس، رشادت های بسیاری را بروز داده است. این نوجوان در ابتدا به دست نیروهای عراقی می افتد و مورد ضرب و شتم قرار می گیرد اما اعتماد عراقی ها را جلب کرده و مواد غذایی، مهمات و گرای دشمن را به نیروهای ایرانی می رساند. سیدصالح موسوی بعد از ۳۰ سال تصمیم می گرد به خرمشهر بازگردد. در آنجا خاطرات شهید بهنام محمدی برایش زنده می شود و ...

 

در این فیلم شبنم قلی خانی، پویا امینی، سوگل طهماسبی، حبیب اللهیاری، پرهام دلدار، جواد سلام پور، مجتبی قربانی و جمعی از بازیگران اداره تئاتر آبادان به ایفای نقش می پردازند.

 

دهلیز: به کارگردانی بهروز شعیبی و تهیه کنندگی سید محمود رضوی داستان زنی سرپرست خانوار است که با تلاش و کوشش سعی کرده زندگی خوب و آبرومندانه ای برای خود و تنها پسرش فراهم کند. با رسیدن نامه ای زندگی او متحول می شود و ...

 

سیدمحمود رضوی در کارنامه خود تا کنون تهیه کنندگی آثار مهمی چون 'درباره الی' و 'خیابان های آرام' را عهده دار بوده است. البته تله فیلم های شعیبی جزو آثار موفق تلویزیون به شمار می رود که با استقبال نیز روبرو شده اند. در این فیلم رضا عطاران و هانیه توسلی به ایفای نقش می پردازند.

 

دهلیز در نمایش خود در سینماهای مردمی در چند روز گذشته جشنواره موفق عمل کرده است.

 

دربند: کارگردانی پرویز شهبازی و تهیه کنندگی امیر سمواتی ساخته شده است. این فیلم با عنوان قبلی 'سلام/ خداحافظ' پنجمین فیلم پرویز شهبازی است که در سکوت خبری ساخته شد.

 

فیلم درباره دختر دانشجویی است که برای ادامه تحصیل در تهران با دختر ناشناسی هم خانه می شود و شرایط خاص این خانه و آدم هایش پای او را به ماجراهایی پیچیده می کشد. پگاه آهنگرانی، احمد مهران فر، بهرنگ علوی و... از بازیگران این فیلم هستند.

 

قصه عشق پدرم: این فیلم به کارگردانی محمدرضا ورزی و تهیه کنندگی محمدرضا شریفی نیا ساخته شده است. چنگیز جلیلوند، مصطفی زمانی، مهراوه شریفی نیا، بهنوش طباطبایی، هایده حائری و حسین محب اهری و ...بازیگران آن هستند.

 

این فیلم داستان حام محمود وزیری است که در انتظار بازگشت رضا فرزند مفقود الاثرش به سر می برد در حالی که دو فرزند دیگر او شیدا و شهرام بر این باورند که رضا به شهادت رسیده است.

 
 
تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir    
   
 
 
      گزارش : خبرگزارى مهر (www.mehrnews.com)  

باز منتشر شده توسط fardsaeid در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط fardsaeid با 144683 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 33
     درج شده در 1204 روز و 4 ساعت و 40 دقیقه قبل
    

«تنهای تنهای تنها» پدیده امسال جشنواره فجر

بالاخره دوشنبه شب اهالی رسانه و منتقدان حاضر در برج میلاد تهران موفق به دیدن یك پدیده در سی و یكمین دوره جشنواره فیلم فجر شدند. فیلم سینمایی «تنهای تنهای تنها» اولین ساخته احسان عبدی‌پور و از تولیدات صداوسیمای مركز بوشهر كه دوشنبه شب اكران شد تماشاگران را به شگفتی واداشت و پس از نمایش این فیلم حدود 5 دقیقه حضار ایستاده به تشویق و تحسین این فیلم پرداختند.

فیلم سینمایی «تنهای تنهای تنها» ساخته فیلمساز بوشهری احسان عبدی‌پور، در حالی در برج میلاد به نمایش درآمد كه كمتر كسی فكر می‌كرد به تماشای یك پدیده خواهد نشست. این فیلم كه در فضای بومی بوشهر و با بازیگران كودك و بومی ساخته شده است، دنیایی از خنده، تخیل، احساس و انسانیت را برای تماشاگران هدیه آورد.

منتقدان و اهالی رسانه حاضر در برج میلاد كه در جای‌جای فیلم دست می‌زدند و می‌خندیدند، در انتهای این فیلم بیش از هر فیلم دیگری به تشویق اثر پرداختند و تا پایان تیتراژ فیلم سالن را ترك نكردند. با اتمام تیتراژ فیلم و خواندن نامه شخصیت «رنجرو» به رئیس‌جمهور، حضار مجددا دست زدند و تماشاگران و برخی سینماگران هم با كارگردان و عوامل فیلم روبوسی می‌كردند.

نشست رسانه‌ای «تنهای تنهای تنها» هم یكی از مفرح‌ترین جلسات جشنواره فیلم فجر بود، لهجه جنوبی عوامل فیلم، تعریف داستان‌های بامزه و شوخ طبعی كارگردان، محمدرضا شهیدی‌فر و حضار را تحت‌تاثیر قرار داده بود و همه در فضایی دوستانه به گپ و گفت در مورد فیلم مشغول شدند.

احسان عبدی‌پور وقتی در نشست این فیلم گفت كه با بودجه 220 میلیونی این اثر را ساخته، مورد تشویق حضار قرار گرفت و شهیدی‌فر هم گفت هیچ‌كس با این پول نمی‌تواند حتی یك فیلم ویدئویی بسازد.

رضا فرهومند بازیگر كودك نقش رنجرو هم كه توجه همه را به خود جلب كرده بود، گفت كه برای بازی در این نقش 15 كیلو وزن كم كرده به حدی كه همسایه‌هایشان دیگر او را نمی‌شناسند. او كه پنج فیلم و سریال بازی كرده، دوست دارد وقتی بزرگ شد، مثل اكبر عبدی بازی كند.

عبدی‌پور همچنین درباره انتخاب عنوان فیلمش گفت كه بر سر انتخاب اسم دعوا بوده و نهایتا در پله‌های وزارت ارشاد تصمیم گرفته شد كه اسم فیلم «تنهای تنهای تنها» باشد.

در این نشست منتقدان و اهالی رسانه تولید فیلمی جذاب با موضوع انرژی هسته‌ای را ستودند، عبدی‌پور هم در این باره گفت كه كلیت فیلمش در مورد صلح بوده و در حاشیه آن حرف‌های زیادی زده كه با چند بار دیدنش می‌توان به آن پی برد. پس از پایان نشست، بازار گرفتن عكس و مصاحبه با عوامل این فیلم داغ بود.

اما آنچه «تنهای تنهای تنها» را از دیگر فیلم‌هایی كه این روزها به نمایش در آمد بیش از هر چیز متمایز می‌كند این كه فیلم بر خلاف فضای مایوس و ریتم كند و كم‌تحرك فیلم‌های امسال كه حال و هوایی ناامیدكننده دارد ،كاملا امیدبخش می‌نماید، فیلمی كه بدون حضور هیچ سوپراستار و ستاره‌ای در جشنواره امسال درخشید.

این فیلم بر خلاف اسم غلط‌اندازش و البته خلاصه داستان مبهم و نارسایی كه از آن در رسانه‌ها منتشر شده بود روایتی امیدبخش داشت، یك كمدی با كنایه‌های اجتماعی و سیاسی كه هیچ‌گاه فضا و داستانش را فدای شعارهای معمول در سینمای امروز نكرد.

فكر كنید یك پسر ماهی‌فروش بوشهری از دوستی با یك پسر روسی به مسائل مهمی مثل صلح جهانی می‌رسد و بی‌آن كه مثل ژانرهای علمی ـ تخیلی هزینه‌های زیادی را متحمل شود از بشقاب پرنده گرفته تا نیروگاه هسته‌ای را در دل خود جا داده است.

آزاده كریمی - گروه فرهنگ و هنر


باز منتشر شده توسط fardsaeid در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط adelmoham با 469 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 82
     درج شده در 1205 روز و 1 ساعت و 33 دقیقه قبل
    

علی فتح الله زاده مدیرعامل باشگاه استقلال گفت: به هیچ عنوان از دیالوگ‌هایی مبنی بر کری‌خوانی یک استقلالی برای پرسپولیسی‌ها در فیلم'آسمان زرد کم‌عمق' اطلاع نداشتم و فقط برای دیدن فیلم دعوت شده بودم.

به گزارش راسخون علی فتح الله زاده مدیرعامل باشگاه استقلال که امشب در برج میلاد حاضر شده بود و به تماشای فیلم 'آسمان زرد کم عمق' به کارگردانی بهرام توکلی نشست به خبرنگار مهر گفت: من برای دیدن این فیلم دعوت شده بوده‌ام و به هیچ عنوان از دیالوگ هایی مبنی بر کری خوانی یک استقلالی برای پرسپولیسی ها در فیلم 'آسمان زرد کم عمق' اطلاع نداشتم. من فقط یک مهمان بودم.

مدیر باشگاه استقلال در ادامه در ارزیابی این فیلم گفت: 'آسمان زرد کم عمق' از آن دسته از فیلم های خاص است که در اکران عمومی شاید مورد اقبال قرار نگیرد و شاید مخاطب عام سینما با این فیلم ارتباط برقرار نکند. به اعتقاد من فیلم پیچیده ای بود که زمان در آن گم بود و به هیچ عنوان معلوم نبود حرف کارگردان چیست.

وی در ادامه افزود: فیلم می توانست مسایل دیگری را برای روشن شدن ذهن مخاطب بیان کند اما متاسفانه این اتفاق نیافتاد.

فتح الله زاده در پاسخ به این سئوال که آیا باشگاه استقلال اسپانسر این فیلم بوده است گفت: به هیچ عنوان چنین نبود و من اصلا خبر نداشتم که کری خوانی یک استقلالی برای پرسپولیسی ها دراین فیلم وجود دارد.

مدیرعامل باشگاه استقلال در ادامه صحبت های خود با اشاره به این مطلب که سینمای ایران قابلیت به تصویر کشیدن مسائل روز اجتماع و فرهنگ سازی در جهت ورزش فوتبال را دارد گفت: سینمای ایران می تواند پیشرفت محسوسی در به تصویر کشیدن مسائل روز اجتماع و فرهنگسازی در جهت ورزش فوتبال داشته باشد به شرط اینکه از قابلیت های خود به بهترین شکل ممکن استفاده کند.

علی فتح الله زاده در پایان در پاسخ به این سئوال که باشگاه استقلال قصد سرمایه گذاری برای ساخت فیلم دارد؟ گفت: قطعا در دستور کار باشگاه ساخت فیلم های مرتبط با ورزش و فوتبال وجود دارد، به شرط اینکه با نگاه هنرمندانه به پدیده ورزش به خصوص فوتبال و فرهنگسازی در این زمینه نگریسته شود. بنابراین بااین نگاه باشگاه استقلال فیلم خواهد ساخت.

منبع:باشگاه استقلال


باز منتشر شده توسط adelmoham در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط hasantaleb با 99950 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 33
     درج شده در 1289 روز و 19 ساعت و 15 دقیقه قبل
    

بروس دیویس یکی از روسای کمیته فیلم خارجی‌زبان آکادمی علوم و هنرهای سینمایی می‌گوید تحریم جوایز اسکار 85 از سوی ایران برای این کمیته ناراحت‌کننده بود.

به گزارش خبرآنلاین، بروس دیویس مدیر اجرایی پیشین آکادمی علوم و هنرهای سینمایی و ران یرکسا که به اتفاق ریاست کمیته فیلم خارجی‌زبان آکادمی را به عهده دارند، در گفت‌وگو با نشریه آمریکایی ورایتی درباره اشکالات وارد به این کمیته در مورد معرفی نمایندگان کشورها و نحوه انتخاب نامزدهای بخش اسکار فیلم خارجی‌زبان توضیحاتی دادند.

در بخشی از این گزارش/گفت‌وگو که روز دوشنبه منتشر شد، آمده است: «متاسفانه یکی از فیلم‌هایی که امسال در آکادمی امکان نمایش ندارد، کمدی/درام «یه حبه قند» به کارگردانی رضا میرکریمی است که ایران - برنده اسکار فیلم خارجی‌زبان پارسال با «جدایی نادر از سیمین» ساخته اصغر فرهادی - در اعتراض به تولید فیلم ویدیویی ضد اسلامی «معصومیت مسلمانان» در ایالات متحده، حاضر به معرفی آن به آکادمی نشد.

دیویس در‌این‌باره گفت: «مسلما ما ناراحت شدیم. دوست داشتیم قهرمان پارسال برگردد و از عنوان خود دفاع کند. این دو فیلم به لحاظ سبک فیلمسازی متفاوت هستند، اما خیلی ناراحت‌کننده است ایران امسال در اسکار حضور ندارد که این تقصیر فیلمسازان نیست. دوست داریم دنیایی را ببینیم که در آن مسائل هنری تحت تاثیر مسائل سیاسی نیستند.»

امسال در مجموع 71 فیلم برای رقابت در بخش اسکار فیلم خارجی‌زبان به آکادمی معرفی شده‌اند که یک رکورد است. 

از میان فیلم‌های معرفی‌شده در نهایت پنج فیلم به فهرست نهایی نامزدهای بخش فیلم خارجی‌زبان راه پیدا می‌کنند که اسامی آن‌ها 10 ژانویه 2013 (21 دی‌ماه) همراه نامزدان دیگر بخش‌های جوایز اسکار اعلام می‌شود.

هشتاد و پنجمین دوره جوایز اسکار 24 فوریه (دوشنبه هفتم اسفند به وقت ایران) در هالیوود اند هایلند سنتر در لس آنجلس برگزار می‌شود.


باز منتشر شده توسط hasantaleb در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)



توجه : مدیریت وب سایت در صورت دریافت مجوز قانونی از سوی مراجع ذیصلاح نسبت تغییر در محتوای  ارسالی کاربران و یا مراحل قانونی اعلام شده اقدام خواهد نمود.
تبیان زنجان با تایید نمایش مطالب ارسالی کاربران آنرا تایید محتوایی و قابل استناد نمی کند . مديران محتوا تنها حق اصلاح يا حذف مطالب نامربوط ( دارای مشکل فنی نمایش و ناقض قوانین ارسال مطلب هر بخش ) را دارند.
© 2004- Tebyan. The content is copyrighted to Tebyan Cultural and Information center and may not be reproduced on other websites.