مسابقه دین و اندیشه خانه قرآن باشگاه کاربران جامعه ورزشی خانواده خوشبخت دنیای کودکان آشپزی و تغذیه موبایل دانش و تکنولوژی مجله سلامت سیاست گردشگری
دنیای عکس و عکاسی اقتصاد زنان ادبیات هــنر سینما و تلویزیون بزرگان و مشاهیر مهدویت سرگرمی دانلود نرم افزار مرکز کتاب پایگاه ها جستجو روابط عمومی مقالات
     
صفحه اصلی وب سایت فید مطالب وب سایت عضویت رایگان در وب سایت جستجو در وب سایت سوالات رایج نقشه وب سایت درباره ما تماس با ما  

حتما ببینید
آپدیت روزانه ESET NOD 32 username password
امر به معروف و نهی از منکر
احادیث حضرت محمد
عکس و عکاسی مقالات
نظر سنجی سریال نوروزی وب سایت تبیان زنجان
طبقه بندی موضوعی مطالب
فعال ترین اعضا این ماه
فعالان ثبت مطلب این ماه
فعالان ارسال دعوتنامه این ماه
فعالان نظر دهندگان این ماه
ارسال دعوتنامه

آیا مایلید دوستان خود را نیز دعوت به مشاهده محتوای بروز این وب سایت کنید ؟
آیا میدانید با ارسال هر دعوت نامه 5 امتیاز( به همراه 15 امتیاز رزرو) به مجموع امتیازات شما افزوده میشود ؟

 
دریافت رایگان مطالب
آیا میدانید میتوانید مقالات وب سایت را با استفاده از قدرت گوگل و بصورت روزانه در ایمیل خود دریافت و مطالعه کنید ؟؟
بیش از صد ها عنوان مطلب خواندنی را روزانه به همین راحتی و هر زمان که مایلید مطالعه کنید !
عضویت رایگان دریافت مقالات در ایمیل

برای مشاهده توضیحات بیشتر اشاره گر ماوس خود را روی هر عنوان نگه دارید . بخش مطالب روزانه اعضاء سرویس دیگری از خدمات وب سایت به اعضا میباشد که شما را قادر می سازد  مطالب و علاقه مندی های خود را در وب سایت درج نمایید .

این امکان زمینه حضور جدی شما را در دنیای مجازی اینترنت فراهم آورده و ضمن انتشار محتوای شما بنام خودتان ,  با کمک سرویس معرفی به موتور های جستجو , آنرا در  صدر جستجو ها و معرض دید هزاران کاربر روزانه  اینترنت و وب سایت قرار  دهد و کمک می کند  براحتی در جمع کاربران فعال خانواده ما قرار بگیرید .

توجه : نوشته  و مطالب این بخش دارای هویت شخصی از سوی کاربران ( ساختار وب لاگ) بوده و مسئولیت آن به عهده کاربر می باشد .
قوانین ارسال مطلب را ببینید تبیان زنجان با تایید نمایش مطالب ارسالی کاربران آنرا تایید محتوایی و قابل استناد نمی کند . مديران محتوا تنها حق اصلاح يا حذف مطالب نامربوط ( دارای مشکل فنی نمایش و ناقض قوانین ارسال مطلب هر بخش ) را دارند.

 
نوشته شده توسط zahra900 با 4874 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 60
     درج شده در 871 روز و 23 ساعت و 12 دقیقه قبل
    

هدیه هایی با رنگ و بوی کودکی

 


شگفت آور است اگر بگوییم که تا چه حد کودکان بین هدیه ای که به آنان داده می شود و خود هدیه دهنده ، شباهت قایل می شوند . بارها دیده شده است که حتی پس از گذشت دو سال از آن حادثه ، هنوز از هدیه ای که گرفته اند صحبت می کنند و از آن ، چون واقعه ای که همین دیروز اتفاق افتاده است یاد می نمایند.

تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir

معمولا به کودکان در نخستین سال های زندگی به مناسبت های خاص هدیه داده می شود و باید گفت که این مناسبت ها برای بزرگ سالان بیش تر از کودکان اهمیت دارد . زیرا کودکان معمولا در سه سالگی است که برای نخستین بار به برپا داشتن جشن تولد خود یا اعیاد،علاقه نشان می دهند و در سنین کم تر در انتظار این گونه حوادث نیستند و مانند کودکان بزرگ تر برای رسیدن آنها روز شماری نمی کنند . زیرا نمی توانند حادثه ای را که تاکنون به درستی شاهد آن نبوده و مفهوم روشنی از آن ندارند پیشاپیش آرزو نمایند .

معمولا کودکان در این گونه مناسبت ها هدایای بسیاری می گیرند.چنانچه حتی فرصت نمی کنند تا به هدایایی که بسته بندی آنها باز می شود توجه نمایند . حال و هوای جشن و محیط آن ، آنها را به خود مشغول می دارد .هیاهو و همهمه همه جا را پر می کند و چنان می شود که گاه حتی به محتوای جعبه ها توجهی ندارند . در چنین اوضاعی آنچه که می تواند توجه کودکان کم تر از سه سال را به خود جلب نماید ، پاره کردن کاغذ بسته بندی هدیه هاست و علاقه شان به همین جا خاتمه می یابد . شاید عصر آن روز و یا در حوالی سر شب ، به سراغ یکی از اسباب بازی ها رفته و درصدد یادگرفتن نحوه ی به کار بردن آن برآیند.

انتخاب هدیه و نحوه ی اهدای آن به کودکان حایز اهمیتی است که می توان اثر آن را به حداکثر ممکن رساند .

  

اثرحاصل از اهدای هدیه ها

شگفت آور است اگر بگوییم که تا چه حد کودکان بین هدیه ای که به آنان داده می شود و خود هدیه دهنده ، شباهت قایل می شوند . بارها دیده شده است که حتی پس از گذشت دو سال از آن حادثه ، هنوز از هدیه ای که گرفته اند صحبت می کنند و از آن ، چون واقعه ای که همین دیروز اتفاق افتاده است یاد می نمایند . بالعکس اگر هدیه ای را در گوشه ی کمد خود انداخته و آن را فراموش کرده باشند ، اهدا کننده ی آن را نیز به فراموشی سپرده اند .

غالبا هدیه ، نشانه ی محبت است و اگر هدیه ای در بین انبوه هدیه ها که غالبا به بهای گرانی هم خریده شده است فراموش شود ، مسلما ارزش ارتباطی آن که در واقع پیوند بین هدیه دهنده و هدیه گیرنده است نیز به فراموشی سپرده خواهد شد. پس بهتر آن است که ( علی رغم اقتضای قرار دادهای اجتماعی ) به هنگام اهدای هدیه به کودکان ، خود را نیز به وی نشان دهید تا تشخیص دهد که چه کسی آن را به وی اهدا نموده است .

چنانچه احساس کردید که فرزندتان اسباب بازی های بسیارزیادی پیدا کرده است شاید بهترین راه آن است که از او بخواهید تعدادی از آنها را برای سال های آینده ی خود کنار بگذارد و یا آنها را بین سایر کودکانی که اسباب بازی کمی دارند تقسیم نماید

 

هدیه ها می تواند به عنوان پاداش نیز به کار برود . مثلا با فرزند خود توافق کنید که اگر موفق به انجام فلان کار شد به وی هدیه خواهید داد . برای نمونه :

اگر فرزند چهار ساله ی شما توانست اتاق خود را به مدت چهار روز در وضع نسبتا مرتبی نگه دارد ، هدیه ای را که قبلا با پدر و مادر درباره ی آن صحبت کرده و خود آن را انتخاب نموده خواهد گرفت . در این جا هدیه ای که در عوض کاری به کودک داده می شود ، موجب تشویق او به اخذ عادت هایی خواهد شد که ما برایش لازم می دانیم . البته این مطلب در صورتی است که به توانایی های وی در حال حاضر آگاهی داشته و بدانیم که انجام چنین کاری برای وی بدون کمک سایرین ناممکن نیست .

این گونه دادن پاداش را می توان درباره ی برخی از فعالیت های زندگی روزمره نیز به کار برد . مثلا برای لباس پوشیدن فرزندتان به تنهایی و تا آن جا که توانایی هایش اجازه می دهد و یا برای خوابیدنش پیش از آن که او را مجبور به رفتن به اتاق خوابش نمایید و غیره جایزه قایل شوید . اما به تدریج که کودک موفق به اخذ عادت های لازم و دلخواه تان می شود ، باید بین هدیه ها فاصله ی زمانی بیشتری قایل شوید.

 

تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir

 

هدیه ها چه می شود ؟

برخی از اسباب بازی ها خیلی بادوام هستند و هر وقت به آنها می نگریم تصور می کنیم که نو می باشند . کودکان نیز با آنها بیش تر بازی می کنند و به تدریج که بزرگ تر می شوند ، برای آنها موارد استعمال متفاوتی پیدا می کنند . این گونه اسباب بازی ها بسیار کمیاب است و علی رغم استحکام و ارزش معنوی خود همیشه گران هم نیست .

بهترین راه برای پیدا کردن آنها ، پرسیدن از دوستان است . بدین گونه که از آنها بپرسید اسباب بازی مورد علاقه ی فرزند آنان چیست و پس از اطلاع از آن خود نیز استحکام آن را بیازمایید . حتی می توانید آن را برای مدت کوتاهی از دوستان خود به امانت گرفته و در صورتی که مورد توجه فرزندتان نیز قرار گرفت اقدام به تهیه ی آن نمایید . اگر فرزندتان از آن خوشش آمد از او می پرسید که آیا دلش می خواهد یکی از آنها را داشته باشد و چنانچه پاسخ وی موافق بود با خودش برای پیدا کردن آن اسباب بازی به مغازه ها مراجعه نمایید . بدین گونه فرزندتان از به دست آوردن آن خوشحال خواهد شد و علاقه مند می شود که همواره با آن بازی کند .

باید به خاطر داشت که اسباب بازی های دیگری نیز وجود دارد ( که متاسفانه تعداد آنها بسیار زیاد است ) و اولین بار که کودک با آن بازی می کند خراب می شود . زیرا قطعات تشکیل دهنده ی آنها به قدری مفصل و متعدد است که کودکان سه سال و نیمه و چهار ساله ، به تنهایی قادر به جمع آوری و نگه داری آنها نیستند و چون کار کردن قطعات کاملا به یکدیگر بستگی دارد با گم شدن هر یک از قطعات آن ، دیگر غیر قابل استفاده می شود .

در برخی از خانواده ها افراد به یکدیگر زیاد هدیه می دهند به نحوی که اسباب بازی ها روی هم انباشته می شود  و کودک خود را در میان آنها گم می کند . گاهی یکی از آنها را برمی دارد و بازی می کند و همان جا رها می سازد و بعد به سراغ دومی می رود و آن را واژگون می سازد و همین طور ادامه می دهد . این موضوع سبب نوعی اسارت برای والدین و سرچشمه ی اعتراض به آنان در برابر اتهام کودک به بی نظمی می شود . زیرا نمی توان از یک کودک دو یا سه ساله و حتی چهار ساله اتنظار داشت که اسباب بازی هایش را مرتب نماید به ویژه آن که تعداد آنها به قدری زیاد باشد که حتی یک بزرگ سال هم در میان آنها خود را گم کند .

نیکوترین روش آن است که آن چه کودک مایل است داشته باشد از خودش بپرسید . زیرا بدین گونه فرصت خواهید داشت تا آن چه را که کاملا پاسخ گوی نیازها و آرزوهای اوست پیدا کنید و وسیله ای را که قادر به استفاده از آن و درک نحوه ی کار آن است تهیه نمایید

 

چنانچه احساس کردید که فرزندتان اسباب بازی های بسیارزیادی پیدا کرده است شاید بهترین راه آن است که از او بخواهید تعدادی از آنها را برای سال های آینده ی خود کنار بگذارد و یا آنها را بین سایر کودکانی که اسباب بازی کمی دارند تقسیم نماید . این احساس نوع دوستی را به خوبی می توان از سنین سه و چهار سالگی در کودکان به وجود آورد . بدین گونه که از همین نحوه ی استدلال کاملا ساده استفاده نمود ، و به وی بگویید :« تو خیلی زیاد اسباب بازی داری و او ندارد آیا بهتر نیست که لااقل یکی از اسباب بازی هایت را به وی بدهی ؟ راستی کدام یک را می خواهی به او بدهی ؟» طبعا کودک همان یکی را که خود بیشتر از همه دوست دارد به او خواهد داد . در این موقع می توان به وی برای داشتن چنین احساسی تبریک گفت و پیشنهاد نمود یکی دیگر از اسباب بازی هایش را که کم تر با آن بازی می کند و در عین حال بیشتر دوستش را خوشحال خواهد ساخت به او بدهد.

اکنون ببینیم با سایر اسباب بازی ها چه می توان کرد . هرگز هیچ یک از اسباب بازی های فرزند خود را قبل از پرسیدن از او دور نیندازید . زیرا ممکن است که او از آن اسباب بازی هرگز استفاده نکند ولی به خاطر آن که فلان شخص آن را به وی داده است خیلی بدان علاقه داشته باشد. وانگهی اگر گاهی قصد مرتب کردن اسباب بازی های وی را نیز دارید بهتر است که این کاررا با خود اوانجام دهید . زیرا مسلما از ارزشی که او برای اسباب بازی های مختلف خود قایل می شود متعجب خواهید شد و بدین وسیله به بهترین راه برای شناخت فرزند خود پی خواهید برد.

 

تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir

 

به کودکان خود چگونه هدیه بدهید ؟

نیکوترین روش آن است که آن چه کودک مایل است داشته باشد از خودش بپرسید . زیرا بدین گونه فرصت خواهید داشت تا آن چه را که کاملا پاسخ گوی نیازها و آرزوهای اوست پیدا کنید و وسیله ای را که قادر به استفاده از آن و درک نحوه ی کار آن است تهیه نمایید .گاهی تلویزیون ها تبلیغاتی درباره ی اسباب بازی ها می کنند که در کودک موثر می افتد زیرا مستقیما برای کودکان پیش بینی شده است . مثلا اسباب بازی هایی را نشان می دهند که بسیار خوب کار می کند و بچه ها کاملا با آنها سرگرم هستند . لذا سنین سه وچهار سالگی موقع مناسبی است که به تحریک حس انتقاد در آنها پرداخته و به اتفاق آنان به مغازه های اسباب بازی فروشی بروید و به آنها نشان دهید که چگونه این اسباب بازی های تقلبی همیشه مانند آنچه که در صفحه ی تلویزیون دیده می شود خوب کار نمی کند.

بنابراین گاهی می توانید از آنها بخواهید که با شما برای خرید هدیه ی خود به بازار بیایند و آنچه را دوست دارند انتخاب کنند و شما نیز آنها را برای انتخابی منطقی یاری نمایید . در این گونه مواقع چه بسا اتفاق می افتد که مشاهده ی این که تا چه حد در تصمیم خود استوار هستند و تصمیماتی منطقی اتخاذ می نمایند موجب شگفتی شما می شود .به ویژه هنگامی که بتوانید آنان را بدون توجه به خردسال بودنشان افرادی دارای حقوق مساوی با شما در دوست داشتن و قضاوت کردن و انتخاب نمودن تصور نمایید.

 

سرور حاجی سعید

بخش خانواده ایرانی تبیان


مطالب مرتبط :

دو روی یک اسباب بازی

حذف رفتارهای نامطلوب

باید و نباید های بچه داری

6سبک متفاوت فرزند پروری


باز منتشر شده توسط zahra900 در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط zahra900 با 4874 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 48
     درج شده در 872 روز و 16 ساعت و 11 دقیقه قبل
    

این‌که آیا والدین و به خصوص مادر باید به کودک‌ اجازه دهند در کنار آنها بخوابد یا نه همیشه مورد اختلاف‌نظر روان‌شناسان بوده است. در طول سال‌های اخیر بحث‌های زیادی در این باره شده و به تناوب این کار را لازم و مخرب دانسته‌اند. اما نتایج تحقیقات جدید باعث شده متخصصان بیش از همیشه والدین را از خوابیدن کنار فرزندشان منع کنند. بررسی‌ها نشان می‌دهد خوابیدن کودک کنار مادر تاثیرات منفی روانی و بیولوژیک دارد. محققان توصیه می‌کنند پس از به دنیا آمدن کودک، پدر و مادر باید هر چه سریع‌تر او را از رختخواب‌شان بیرون کنند. به خصوص وقتی دوران شیرخواری کودک تمام می‌شود دیگر او نباید کنار پدر و مادرش بخوابد. بررسی‌هایی که روی خواب کودکان انجام شد نشان داد فرزندانی که کنار مادرشان می‌خوابند به نسبت آنهایی که شب را تنها می‌خوابند، بخش کمتری از زمان استراحت‌شان را در خواب عمیق هستند. علت این امر صدای نفس‌های مادر و همین‌طور حرکت‌های او در کنار فرزندش است. البته عکس این تاثیر بر مادر هم وجود دارد و بر خواب او تاثیر منفی می‌گذارد. علاوه بر این، خوابیدن در کنار والدین، شخصیت کودکان را سخت وابسته و آسیب‌پذیر می‌کند. در عوض کودکانی که تنها می‌خوابند اعتماد به نفس بیشتری پیدا می‌کنند و شخصیت مستقل و قدرتمندشان را زود‌تر و بهتر بازمی‌یابند.


باز منتشر شده توسط zahra900 در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط fardsaeid با 138258 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 77
     درج شده در 873 روز و 14 ساعت و 52 دقیقه قبل
    

 

 

 

طبق آمار جهانی و براساس نتایج مطالعه های انجام شده، تعداد کودکان چاق و دارای اضافه وزن روزبه روز در حال افزایش است و علت اصلی آن هم کاهش فعالیت های بدنی کودکان است. در اثر کاهش فعالیت، میزان استقامت و توانایی های استقامتی کودکان کم می شود و از سوی دیگر شاخص توده بدنی و ضخامت چین های پوستی شان بالا می رود...

 

امروزه کودکان مدت زمان کمتری را به فعالیت های فیزیکی و ورزش اختصاص می دهند و بیشتر به تماشای تلویزیون می پردازند. از آنجا که دغدغه بسیاری از والدین، سلامت فرزندشان است و با شروع فصل تابستان به طور معمول برای پرکردن اوقات فراغت ، کودکان ثبت نام در کلاس های ورزشی و آموزشی را انتخاب می کنند، با دکتر احمد باقری مقدم، متخصص پزشکی ورزشی گفت وگو کرده و نظر ایشان را در این باره جویا شده ایم. مطالعه این مطلب کمک می کند تا بتوانید با توجه به سن و روحیه فرزندتان، کلاس ورزشی مناسبی برای او انتخاب کنید.

 

▪ آقای دکتر! از چه زمانی کودک آمادگی لازم را برای شروع فعالیت های ورزشی دارد؟

احتمال ابتلا به چاقی در کودکانی که کمتر از یک ساعت تلویزیون تماشا می کنند در مقایسه با کودکانی که روزانه ۴ ساعت پای برنامه های تلویزیونی می نشینند، کمتر است و به احتمال کمتری در دوران بلوغ، در معرض چاقی و عوارض ناشی از آن قرار خواهند گرفت. بنابراین انجام فعالیت های ورزشی، یکی از گزینه های مناسب برای پیشگیری از چاقی کودکان است و در دوران بلوغ باعث کاهش بروز بیماری عروق کرونر و سکته مغزی، پرفشاری خون، چاقی و دیابت و پوکی استخوان و سرطان می شود. آمادگی کودک برای شرکت در فعالیت های ورزشی به تکامل سیستم عصبی، تکامل اجتماعی و سطح شعور و فهم آنها بستگی دارد. اصولا کودکان قبل از ۶ سالگی توانایی لازم برای پرداختن به ورزش های سازمان یافته مانند فوتبال را ندارند. در این محدوده سنی، ورزش هایی مانند دویدن و شنا را توصیه می کنیم. به طور کلی ورزش هایی برای این رده سنی مناسب هستند که تکنیک های کمی داشته باشند و در عین حال لذت بالایی در کودکان ایجاد کنند.

 

▪ آیا باید با توجه به سن کودک فعالیت ورزشی اش را انتخاب کرد؟

بله، با اینکه کودکان از سن ۶ تا ۹ سالگی، توانایی لازم و پایه حرکتی را به دست می آورند ولی هنوز هماهنگی لازم بین دست و چشم ها وجود ندارد، بنابراین می توانند به صورت محدود و ساده در سطح ابتدایی در ورزش های سازمان یافته ای مانند فوتبال شرکت کنند. در سنین ۱۰ تا ۱۲ سال، سطح شعور و فهم افزایش می یابد و کودک می تواند در کار گروهی و یادگیری حرکات پیچیده شرکت کند. در این سن کودک می تواند به ورزش های تماسی ـ برخوردی مانند فوتبال بپردازد زیرا به علت نیروی تولیدی پایش در بازیکنان، احتمال بروز آسیب پایین است.

 

▪ چه عواملی باعث تشویق یا دلزدگی کودک از ثبت نام در کلاس های ورزشی می شود؟

برای گسترش فرهنگ ورزش در کودکان یا تشویق آنها، باید به نکاتی مانند حمایت خانواده، شادی بخش بودن نوع فعالیت ورزشی، انجام ورزش بعدازظهرها، موفقیت، همراهی با دوستان و هیجان توجه کرد.

 

در این میان عواملی مانند شکست یا ترس از شکست در مسابقه، مواخذه و شرمندگی کودک، احساس اجبار و نظم ارتشی در ورزش و خستگی ناشی از تمرین شدید یا قوانین سخت بازی هم باعث دلزدگی کودک از شرکت در فعالیت های ورزشی می شوند که والدین باید این مسایل را مدنظر بگیرند.

 

▪ بهترین فعالیت ورزشی در این سن، چه نوع فعالیت هایی است؟

انجام ورزش های هوازی در کودکان همان آثار مثبتی را دارد که در بزرگسالان دیده می شود. تمرین های قدرتی نیز با بهبود کیفیت عصبی و هماهنگی عصب و عضو، باعث افزایش قدرت عضلانی در کودکان می شوند ولی باید مواظب آسیب صفحه رشد استخوانی در کودکان باشیم.

 

▪ ثبت نام کودکان در کلاس های وزنه برداری کار درستی است؟

تمرین با وزنه های کوچک ایرادی ندارد ولی ورزش هایی مثل وزنه برداری و پاورلیفتینگ برای کودکان ممنوع است. گرچه بدن کودکان در مقایسه با بزرگسالان انعطاف پذیری بیشتری دارد، اما نباید فراموش کنیم که دارای مفاصل سست تر و شل تری هستند. ضعیف ترین نقاط در کودکان، محل اتصال عضلات به استخوان و صفحه رشد استخوانی است بنابراین صدمه هایی مانند پیچ خوردگی مفاصل که در بالغان شایع تر است، در کودکان کمتر اتفاق می افتد و در عوض، آسیب های صفحه رشد و آسیب محل اتصال عضله به استخوان شیوع بیشتری دارد.

 

▪ آیا کودکانی که مبتلا به بیماری دیابت یا آسم هستند، می توانند در کلاس های ورزشی ثبت نام کنند؟

کودکان بیماری که به ناراحتی های خاص مانند دیابت یا آسم مبتلا هستند باید قبل از شروع ورزش به پزشک متخصص مراجعه کنند تا توصیه های لازم به آنها داده شود. اگر ورزش در کودکان آسمی باعث تشدید علایم بیماری شان می شود، قبل از شروع باید داروهای تنگی نفس مصرف کنند و به اندازه کافی مرحله گرم کردن را انجام دهند. این کودکان باید از ورزش در هوای خشک و سرد و محیط های آلوده پرهیز و تا حد امکان از تنفس دهانی خودداری کنند. در پایان ورزش، اقدام به سردکردن بدن به صورت حرکت های سبک و تفریحی ضروری است و از انجام ورزش هایی که شدت بالا دارند مانند دویدن، شنا یا دوچرخه سواری طولانی جلوگیری کنید.

 

کودکان مبتلا به دیابت با توجه به نوع دیابت و شدت آن باید تحت درمان پزشکی قرار بگیرند. این کودکان در صورت کنترل دیابت اجازه دارند در فعالیت های ورزشی شرکت کنند. به علت خطر افت قندخون (هیپوگلیسمی) یا افزایش قندخون (هیپرگلیسمی) لازم است قبل و بعد از ورزش قندخون آنها با گلوکومتر اندازه گیری شود و در صورتی که میزان آن زیر ۱۰۰ میلی گرم در دسی لیتر باشد، مقداری قند مصرف کنند. اگر قندخون بالای ۲۵۰ میلی گرم در دسی لیتر بود، فعالیت ورزشی مجاز نیست.

 

▪ بهترین زمان ورزش برای کودکان دیابتی از نظر شما چه زمانی است؟

بهترین زمان ورزش برای کودکان مبتلا به دیابت، یک تا دو ساعت پس از صرف غذاست. بچه هایی که انسولین تزریق می کنند، با دستور پزشک معالج باید مقداری از دوزاژ آن را قبل از ورزش کاهش دهند. به علت احتمال افت قند تا ۲۴ ساعت پس از ورزش، بهتر است فعالیت های ورزشی در صبح انجام شود. فعالیت در عصر، احتمال افت قند هنگام خواب را بالا می برد. در صورت بروز عوارض بیماری بسته به نوع عارضه، باید مراقبت های خاصی انجام شود.

 

▪ از آنجا که نگرانی بسیاری از والدین آسیب دیدگی فرزندان شان در کلاس های ورزشی است برای پیشگیری از آنچه توصیه هایی می کنید؟

توصیه می شود قبل از ورزش، مربی اقدام های لازم برای گرم کردن و حرکات کششی را انجام دهد و مراقب باشد کودکان از تجهیزات حفاظتی مانند کلاه ایمنی، عینک، ساق بند و کفش مناسب هم حتما استفاده کنند. این موضوع اهمیت زیادی دارد زیرا آسیب صفحه رشد می تواند باعث کوتاهی و تغییر شکل زاویه دار عضو شود.

 

▪ در این مورد بیشتر توضیح می دهید؟

بیشترین شکستگی در صفحه رشد استخوانی در ناحیه مچ دست است که در کودکان چاق بیشتر اتفاق می افتد. آسیب ناشی از ضربه های مکرر در ورزش، می تواند به صفحه رشد آسیب بزند. مثلا باعث شکستگی مزمن انتهای تحتانی استخوان ران در شناگران قورباغه، ناحیه فوقانی استخوان بازو در رشته های پرتابی و ناحیه مچ دست در ژیمناستیک شود.

 

از دیگر آسیب های شایع، آسیب های مربوط به محل اتصال عضله به استخوان است که به صورت تورم و برجستگی استخوانی و در موارد شدید به صورت کندگی استخوان بروز می کند و بیشتر در ناحیه فوقانی ساق در زیر زانو یا آرنج دیده می شود.

 

آسیب غضروفی مفاصل به خصوص زانو و آرنج هم در کودکان شایع است که به صورت درد و تورم مفصل و گاه قفل شدن مفصل ظاهر می شود.

 

▪ مهم ترین توصیه شما به والدین چیست؟

سخن آخر اینکه کودکان به علت تولید حرارتی بیشتر، تعریق کمتر، احساس تشنگی دیررس و همچنین بالا بودن نسبت سطح به توده بدن، پایین بودن برون ده قلبی و افزایش سریع دمای بدن در معرض خطر بیشتر عوارض گرمایی محیط هستند بنابراین برای پیشگیری از آسیب گرمایی در فصل تابستان، ضمن رعایت اصول اولیه، والدین باید توجه زیادی به مصرف مایعات کافی قبل، حین و بعد از ورزش داشته باشند.

 

منبع: salamat.ir


باز منتشر شده توسط fardsaeid در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط hasantaleb با 99950 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 35
     درج شده در 874 روز و 17 ساعت و 46 دقیقه قبل
    

 

 

با چند روش کاربردی که والدین می‌توانند، با به کارگیری آنها اثر مثبت در نهادینه نمودن نماز در فرزند خود به جا بگذارند، آشنا شوید .

 

سوال : روش‌های مؤثر در جذب کودک به نماز و آموزه های دینی کدام است؟ دغدغه بسیاری از مادران و مربیان در جامعه امروزی این سوال است و از آنجا که درباره روش‌های موثر در جذب کودک به آموزه‌های دینی سخن فراوان است و بنای ما بر اختصار است، به صورت مختصر چند روش کاربردی که والدین می‌توانند، با به کارگیری آنها اثر مثبت در نهادینه نمودن نماز در فرزند خود به جا بگذارند، توضیح داده می‌شود :

 

الگو دهی

از جمله روش‌های مؤثر و سریع‏الانتقال مطرح در روانشناسی رشد، روش الگوپذیری است، اگر پدر و مادر، والدین و اولیاء قبل از اینکه بخواهند کودک را با آداب اسلامی آشنا کنند، خود متخلق به اخلاق نبوی و اسلامی باشند و خود عمل کنند، کودک نیز تقلید کرده و عمل خواهد کرد، زیرا از سن 1 تا 7 سال کودک بدون دانستن فلسفه کار صرفاً آن را تکرار می‌کند و این مساله در همه جوامع پذیرفته شده است و حتی نسبت به افراد بزرگسال نیز تاثیرگذار است.

 

فضاسازی معنوی

فرزندی که در خانواده‌ای لبریز از یاد و محبت خدا به دنیا می‌آید، هیچ‌گاه نیازی ندارد که آموزش ویژه برای نماز ببیند، زیرا از همان آغاز تولد در گوشش اذان و اقامه می‌گویند و او را به «صلوه» و «فلاح» و «خیرالعمل» دعوت می‌کنند، در خانه‌ای که والدین به مناجات شبانه بر می‌خیزند و اهل خانه همگی معتقد و مقید به آداب دینی هستند، چگونه ممکن است فرزندشان گریزان و روی گردان از خدا باشد؟

 

پاسخ به کنجکاوی‌های کودک

کنجکاوی کودک یک ویژگی طبیعی اوست که پاسخ آن ضمن ایجاد آرامش روحی و روانی کودک، فرصت مناسب در اختیار والدین قرار می‌دهد تا بتوانند رفتارهای مناسب و مطلوب در او به وجود آورند، بر این اساس وقتی که فرزندان از مادر در مورد مسائل اعتقادی و نماز می‌پرسند، فرصت مناسب برای ما به وجود آورده‌اند، تا بتوانیم با پاسخ‌های مناسب و یا طرح سؤالات مؤثر در او اثر تربیتی بگذاریم.

 

آموزش مستقیم

پدر و مادر باید این را باور کنند که همان گونه که در تامین نیازهای مادی کودک مسؤولیت دارند، در قبال تامین نیازهای معنوی نیز موظف هستند، امام باقر علیه‌السلام در یک گفتار حکیمانه مراحل تربیت معنوی فرزندان را شرح داده و چگونگی تربیت آنان را در سنین مختلف بیان می‌دارد، طبق رهنمود آن حضرت، والدین باید در سه سالگی کلمه توحید «لا اله الا الله» را به کودک یاد دهند، در چهار سالگی کلمه رسالت «محمد رسول الله» را به او بیاموزند و در پایان پنج سالگی او را آزمایش کنند، اگر راست و چپ را می‌شناسد، صورتش را به سوی قبله متوجه ساخته و به او بگویند رو به سوی قبله سجده کند، در شش سالگی اجزاء نماز، رکوع و سجده صحیح را یادش دهند تا سن او به آخر سال هفتم برسد، در آن موقع به او بگویند: دست‌ها و صورتش را بشوید و آنگاه به نماز بایستد.

 

حضور در مجامع و محافل نماز

مشاهدات انسان یکی از عوامل مؤثر در تربیت انسان است، قرآن در آیات متعدد انسان ها را به «دیدن» و «فکر کردن» دعوت می‌کند، بین «دیدن» و «باور کردن» رابطه مستقیم وجود دارد، باید کاری کنیم که فرزند ما با صحنه‌های گوناگون اقامه نماز و آماده شدن برای اقامه نماز مواجه شود، شرکت در نمازهای جماعت مسجد محله می‌تواند در تقویت روحیه نمازگزاردن فرزندان ما مؤثر باشد.

 

زیبا سازی نماز

انسان یک موجود زیبا دوست است و به دنبال زیبایی‌ها می‌رود و این ویژگی را خداوند در وجود آدمی قرار داده است، به خصوص کودک و نوجوان که بیش از بزرگسالان زیبایی‌ها را می‌بیند و دوست دارد، با ترتیب دادن یک سجاده زیبا و چادر نمازی قشنگ برای دختران، جانماز و لباس زیبا برای پسران می‌توان رغبت آنها به نماز خواندن و حضور در جمع نمازگزاران را فزونی بخشد، هرقدر والدین بتوانند زیبایی‌ها را با نماز خواندن پیوند بزنند، به همان اندازه موفق‌تر خواهند بود.

 

تشویق

همان گونه که قرآن انسان‌ها را به انجام اعمال پسندیده ترغیب می‌کند و از ارتکاب اعمال زشت به شدت بر حذر می‌دارد، سخنان پدر، مادر و مربی نیز باید این گونه باشد، جای جای قرآن کریم وعده به بهشت است که نمونه‌ای بارز برای تشویق به عبادت است،پدر و مادر نیز با روش‌های مختلف و وعده برآورده ساختن نیازهای فرزند به اسباب بازی و رفتن به سینما، پارک شادی و ... او را به نماز تشویق کنند، البته این تشویق نباید به گونه‌ای باشد که فرزند برآورده شدن نیازها را نتیجه نماز بداند که این آسیب جدی در امر تشویق است.

 

منبع : eramnews.ir


باز منتشر شده توسط hasantaleb در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط hasantaleb با 99950 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 53
     درج شده در 876 روز و 12 ساعت و 15 دقیقه قبل
    

یك فوق تخصص عفونی اطفال به والدین توصیه كرد كه در صورت امكان كودكان كمتر از سه سال خود را به مهد كودك نفرستند تا بدن آنها فرصت كافی را برای مطابقت با ویروس های مختلف موجود در طبیعت پیدا كند.

كتر 'علی اكبر رهبری منش' روز چهارشنبه در حاشیه هفتمین همایش سالانه انجمن عفونی اطفال و سومین بزرگداشت استاد دكتر سید احمد سیادتی كه در سالن آمفی تئاتر دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی دانشگاه علوم پزشكی شهید بهشتی برگزار شده بود در جمع خبرنگاران گفت: در جاهایی كه جمعیت زیادی وجود دارد مثل مهد كودك ها، آمادگی ها و مدارس میزان عفونت به دلیل تماس انسان ها بالاست.

رهبری منش خاطر نشان كرد: كودكان به دلیل بلد نبودن رعایت نكات بهداشتی راحت تر به بیماری مبتلا شده و بیماری خود را منتقل می كنند.

وی ادامه داد: طبق یك استاندارد جهانی كودكان زیر پنج سال به ویژه كودكان زیر دو سال بین 8 تا 12 بار در سال به عفونت های ویروسی مثل سرما خوردگی مبتلا می شوند.

این استاد دانشگاه علوم پزشكی تهران علت ابتلا مكرر یك كودك به سرماخوردگی را وجود ویروس های مختلف در طبیعت عنوان كرد و گفت: به والدین توصیه می شود كه در صورت امكان كودكان زیر سه سال خود را به مهد كودك نفرستند تا بدن آنها فرصت كافی برای مطابقت پیدا كردن با ویروس های مختلف موجود در طبیعیت را پیدا كند.

رهبری منش همچنین رعایت استانداردهای لازم در مهدكودك ها مانند فضای كافی، وجود پزشك و یا دست كم مربی بهداشت كه اصول كلی را بداند و جلوگیری از حضور كودك سرماخورده در مهدكودك ها را از نكاتی عنوان كرد كه موجب كاهش انتقال سرماخوردگی از یك كودك به كودك دیگر در مهد كودك ها می شود


باز منتشر شده توسط hasantaleb در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط hasantaleb با 99950 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 42
     درج شده در 1010 روز و 12 ساعت و 47 دقیقه قبل
    

عادت انگشت داخل بینی کردن کودکان، علل مختلفی داشته و در بین خردسالان عمومیت دارد. آنچه که والدین باید توجه داشته باشند حفظ خونسردی و برخورد صحیح با این موضوع است

کودکانی که به این کار عادت کرده‌اند گاهی ناخودآگاه انگشت خود را داخل بینی می‌کنند و بدون توجه به اینکه کجا هستند در منزل، مهد کودک، فروشگاه یا هرجای دیگری و بدون اینکه بابت عملی که انجام می‌دهند خجالت بکشند، این کار را می‌کنند.


والدین باید دقت داشته باشند تنبیه و فریاد زدن مشکلی را حل نمی‌کند. انگشت داخل بینی کردن یکی ازعادت‌های کودکان است که دلایل متفاوتی دارد از قبیل:

 
 وجود مقادیر زیادی ماده مخاطی داخل بینی کودک، که خارج کردن آنها برای کودک خوشایند است.
 خشکی بیش از حد بینی،‌ که با خارج کردن مخاط بینی کمی داخل مرطوب‌تر می‌شود
 عادت
 خستگی روحی و کسلی
 حرکت ناخودآگاه، یعنی گاهی اوقات کودک حتی متوجه نیست که انگشت داخل بینی‌اش کرده است

مهم نیست که هر کودکی به چه علت این کار را انجام می‌دهد آنچه مسلم است این است که این حرکت باید هر چه سریع‌تر متوقف شود، زیرا این کار باعث پریشانی خاطر می‌شود و از منظر اجتماعی نیز قابل پذیرش نیست. ضمن اینکه باعث پراکندگی میکروب به اطراف می‌شود و داخل بینی کودک نیز ممکن است زخم شده و ایجاد عفونت کند.

چند روش مبارزه با این کار را با هم بررسی می‌کنیم:



اشکال این عمل را برای کودک شرح دهید

توجه کودک را به کاری که می‌کند جلب کنید، دستمالی در اختیار او قرار دهید و از وی بخواهید برای تخلیه حفره بینی‌اش از دستمال استفاده کند. این تذکرات را در صورت نیاز تکرار کنید. اگر انگشت داخل بینی کردن یک عادت تازه در وی است، احتمال دارد چیزی داخل بینی کودک باشد، مانند مخاط اضافه که باعث آزار وی می‌شود. اگر عادتی است که مدتهاست آن را انجام می‌دهد، ممکن است ناخودآگاه این کار را انجام می‌دهد. پس هر زمان که انگشت‌اش را داخل بینی کرد او را متوجه کنید و از او بخواهید دستش را بشوید.

برایش توضیح دهید که این عادت تمیزی نیست و باعث زخم و عفونت داخل بینی می‌شود، حتی چون موجب پخش میکروب‌ها می‌شود می‌تواند باعث بیماری دیگران هم بشود.

از ابزار و لوازم موجود برای ترک این عادت کمک بگیرید

محصولات زیادی برای ترک این عادت در فروشگاه‌ها موجود است اما ساده‌ترین کار بانداژ کردن انگشت کودک است. به خصوص در مواردی که کودک ناخودآگاه مرتکب این عمل می‌شود نقش بازدارنده می‌تواند داشته باشد.

جایگزین کنید

گاهی اوقات کودکان این کار را برای مشغولیت انجام می‌دهند و برای رفع کسلی و ملولی مرتکب آن می‌شوند. اگر کودک شما زمان زیادی را بدون حرکت صرف تماشای تلویزیون می‌کند، مشغولیت دیگری برای او فراهم کنید. چون اگر دستان وی مشغول باشند کمتر تمایل دارد آنها را داخل بینی‌اش کند.

کمک بگیرید

انگشت داخل بینی کردن در نوع خود نمی‌تواند موردی جدی و نگران کننده باشد اما اگر دفعتا ایجاد شده باشد و به خصوص اگر همراه مشکلات دیگری مانند شب ادراری بروز کند باید پیگیری جدی تری بشود در این موارد حتما با پزشک متخصص مشورت کنید

نادیده بگیرید

اگر همه این راهها را تست کردید و فایده‌ای نداشت، این حرکت کودک را نادیده بگیرید فقط همیشه مراقبت کنید ناخن‌های کودک کوتاه باشد و تیزی‌های آن را نیز بگیرید.

منبع :همشهری آنلاین


باز منتشر شده توسط hasantaleb در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط hasantaleb با 99950 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 61
     درج شده در 1010 روز و 17 ساعت و 37 دقیقه قبل
    

اگر شما نسبت به خودتان خشونت زياد داشته باشيد، نسبت به توانايي ها و محدوديت هايتان بدبين و غير واقع بين باشيد، ممكن است كودكتان در نهايت آينه شما باشد. عزت نفس خود را پرورش دهيد تا كودكتان الگوي خوبي در اختيار داشته باشد.

حرمت خود يا عزت نفس (self - esteem) بالا يكي از راه كار هايي است كه كودك به وسيله آن به مقابله با چالش هاي دنياي پيرامون خود مي پردازد. كودكاني كه در مورد خودشان احساس خوبي دارند، در حل تعارض ها و مقابله با فشار هاي منفي نيز راحت تر برخورد خواهند كرد. آن ها به راحتي مي خندند و به خوبي از زندگي لذت مي برند. اين كودكان، واقع بين و در كل، افرادي خوش بين هستند.
در مقابل، در كودكاني كه داراي سطح عزت نفس پاييني هستند، چالش ها مي توانند منابع اصلي ناكامي ها و اضطراب آن ها باشند. كودكاني كه نسبت به خودشان احساس ضعيفي دارند، سخت تر به حل مشكلات و يافتن راه حل هاي مناسب مي رسند. در حالي كه از افكار خود انتقاد گرانه اي چون: 'من نمي توانم هيچ كاري را درست انجام دهد، ' يا 'من خوب نيستم ' آزرده شده و رنج مي بردند، ممكن است فرداي منفعل، منزوي و افسرده باشند. چنان كه در رويارويي با يك چالش جديد سريع ترين عكس العملشان: 'من نمي توانم ' است.

عزت نفس چيست؟
عزت نفس يا حرمت خود مجموعه اي از عقايد و احساسات است كه ما درباره خودمان داريم كه به آن 'ادراك از خود ' نيز گفته مي شود. به عبارت ديگر درجه ارزيابي فرد از خود، توانايي ها، شايستگي ها و ميزان ارزشي كه شخصي، براي خود قائل است.
چگونگي تعريف ما از خودمان بر انگيزش ها، گرايش ها و رفتار ما نفوذ مي كند و همچنين بر تعديل هيجاني ما نيز اثر مي گذارد. الگوهاي عزت نفس در اوايل زندگي شكل مي گيرد. براي مثال زماني كه يك نوزاد يا يك كودك نوپا به بازيچه خود مي رسد، احساس دست يافتن را تجربه مي كند كه اين احساس، عزت نفس او را تصديق مي نمايد. آموختن اين كه بعد از شكست هاي متوالي نااميد نشدن و برگشتن به كوششي دوباره و در نهايت ماهر شدن در دست گرفتن قاشق و به دهان گذاشتن آن هربار كه كودك چيزي مي خورد به او اين نگرش را كه 'مي تواند ' مي آموزد. مفهوم موفقيت به دنبال تداوم و پايداري شكل مي گيرد.
زماني كه يك كودك تلاش مي كند، شكست مي خورد، دوباره تلاش مي كند، دوباره شكست مي خورد و نهايتا بالاخره پيروز مي شود، او در اين هنگام عقيده اش در مورد قابليت هاي خود پيشرفت مي كند و رشد مي يابد. در همين زمان او يك خود پنداشت بر مبناي تقابل هايش با ديگران شكل مي دهد.
عزت نفس همچنين اين گونه نيز تعريف مي شود: كه 'مجموعه اي از احساسات از قابليت ها و احساسات دوست داشته شدن. ' كودكي كه با يك پيروزي شاد است ولي احساس دوست داشته شدن نمي كند ممكن است در نهايت عزت نفس پاييني داشته باشد.
همچنين كودكي كه احساس دوست داشته شدن مي كند ولي نسبت به توانايي هاي خود ترديد دارد و اطمينان حاصل نكرده نيز ممكن است در نهايت عزت نفس پاييني داشته باشد. عزت نفس سالم زماني شكل مي گيرد كه تعادل درستي بين اين دو احساس به وجود مي آيد.

ـ نشانه هاي عزت نفس سالم و عزت نفس ناسالم
سطوح عزت نفس در كودك به موازات رشد او در حال نوسان است. بسياري از اوقات اين تغييرات و موفقيت ها در اثر تجربيات و ادراك هاي جديد كودك است. اين موضوع به والدين كمك مي كند كه نشان هاي عزت نفس سالم و ناسالم را در كودك خود بيابند.
كودكي كه عزت نفس پايين دارد:
1. ممكن است كه تمايلي به آزمون موضوعات تازه نداشته باشد. همچنين اين كودك اغلب در مورد خودش منفي صحبت مي كند جملاتي شبيه: من يك احمق هستم يا من هيچ گاه انجام اين كار را ياد نخواهم گرفت.
2. اين گونه كودكان سطح سازش پايين در رويارويي با فرد ديگري براي تخريب، يا منع كردن و يا منتظر ماندن نشان مي دهند.
3. كودكان با عزت نفس پايين نسبت به خودشان منتقد هستند و به آساني افسرده مي شوند. در كل يك حس بدبيني در آن ها وجود دارد.

كودكي كه عزت نفس سالمي دارد:
1. از تعامل با ديگران لذت مي برد.
2. در مجامع عمومي راحت است و از شركت در فعاليت هاي اجتماعي استقبال مي كند.
3. به هنگام رخ دادن چالش ها، در برخورد با آن ها براي يافتن راه حل مناسب توانمند است.
4. شكايت هاي خود از امور را بدون تحقير خود و يا ديگران ابراز مي كند. براي مثال به جاي گفتن: 'من يك احمق هستم '، مي گويد: 'من اين موضوع را نمي فهمم '
5. او توانايي ها و ضعف هاي خود را مي شناسد و آن ها را مي پذيرد و داراي نوعي حس خوشبيني است.

والدين چه مي توانند بكنند؟
چگونه والدين مي توانند به پرورش يك عزت نفس سالم كمك كنند؟ در اين جا چند پيشنهاد كه مي تواند كمك خوبي باشد ارائه مي شود:
ـ بنگريد چه مي گوييد:
كودكان نسبت به گفته هاي والدين بسيار حساس هستند. به ياد داشته باشيد كه كودك خود را نه تنها هنگامي كه كاري را به خوبي انجام مي دهد بلكه زماني كه تلاش مي كند، او را ستايش و تشويق نماييد، البته راستگو باشيد. براي مثال اگر كودك شما يك تيم فوتبال ترتيب نمي دهد، به جاي اين كه بگوييد: 'خب در آينده تلاش بيشتري خواهي كرد و اين تيم را ترتيب مي دهي، ' بايد بگوييد: 'خب تو يك تيم فوتبال ترتيب ندادي ولي به خاطر تلاشي كه براي انجام آن از خود نشان دادي من واقعاً به تو افتخار مي كنم '.
(به جاي پاداش دادن به نتيجه، به تلاش و اجرا و تكميل كار كودك پاداش و بها بدهيد).

نقش يك الگوي مثبت را داشته باشيد:
اگر شما نسبت به خودتان خشونت زياد داشته باشيد، نسبت به توانايي ها و محدوديت هايتان بدبين و غير واقع بين باشيد، ممكن است كودكتان در نهايت آينه شما باشد. عزت نفس خود را پرورش دهيد تا كودكتان الگوي خوبي در اختيار داشته باشد.
ـ عقايد و افكار نادرست كودكتان را شناخته و اصلاح كنيد:
اين مهم است كه والدين افكار غير منطقي كودك را نسبت به خودش بشناسند، همچنين افكار و عقايد او نسبت به كمال، رشد و جذابيت ها، تواناي ها و چيزهاي ديگر. به كودك خود كمك كنيد كه در ارزيابي از خودش منطقي تر و دقيق تر عمل كند. ادراك نادرست از خود ممكن است ريشه بگيرد و به صورت يك واقعيت براي كودك جا بيفتد.
براي مثال كودكي كه در مدرسه خوب عمل مي كند ولي در درس رياضي مشكل دارد ممكن است بگويد: 'من نمي توانم رياضي ياد بگيرم، من دانش آموز بدي هستم '. نه تنها اين يك تعميم غلط است بلكه يك عقيده است كه كودك را براي شكست آماده مي سازد. كودك خود را تشويق كنيد تا درك روشني از موقعيت داشته باشد. يك پاسخ ياري دهنده مي تواند اين باشد كه: 'تو يك دانش آموز خوب هستي، تو در مدرسه خيلي خوب هستي، فقط در درس رياضي بايد وقت بيشتري صرف كني، چه طور است با هم روي آن كار كنيم. '
ـ با كودك خود مهربان و خود انگيخته باشيد:
محبت شما در بالا بردن سطح عزت نفس كودكتان نقش بسيار مهمي ايفا مي كند. كودك خود را در آغوش بگيريد. به كودكتان بگوييد به او افتخار مي كنيد. در ظرف خوراكي كه براي مدرسه او مي گذاريد يك ياد داشت محبت آميز قرار دهيد مثلا روي آن بنويسيد: 'من فكر مي كنم تو محشري، تو فوق العاده هستي '! هر چند بار يك بار و با صداقت او را ستايش كنيد بدون آن كه در اين كار افراط و اغراق نماييد. كودكان مي توانند آن چه را كه از دل بر مي آيد تشخيص دهند.
ـ باز خورد مثبت و درست بدهيد:
يك جمله معمول مثل: 'تو هميشه در انجام كارها زياده روي مي كني ' باعث مي شود كودك در مورد خودش فكر كند كه هيچ كنترل در ابزارها و ظهور احساساتش ندارد. جمله بهتر اين است كه: 'تو واقعا برادرت رو دوست داري و من از اين كه او را نزدي و بر سرش فرياد نكشيدي از تو تقدير مي كنم. ' اين تشويق به كودك كمك مي كند انتخاب درستي داشته باشد.
ـ محيط امن تربيتي را در خانه به وجود آوريد:
كودكي كه در خانه احساس امنيت نمي كند و از ترس سوء استفاده از او رنج مي برد و در هراس است از عزت نفس پاييني برخوردار است. كودكي كه پدر و مادرش مدام در حال بحث، جدل و خشونت هستند، افسرده و منزوي مي شود. هميشه به ياد داشته باشيد كه به كودك خود احترام بگذاريد. خانه را به بهشتي امن براي افراد خانواده تبديل كنيد: مراقب مسائل سوء استفاده توسط ديگران، مشكلات مدرسه، مسأله با همسالان و ديگر عوامل بالقوه كه ممكن است بر روي عزت نفس كودك شما تأثير گذاشته باشد، باشيد. نسبت به اين مسائل حساس باشيد و سريع رسيدگي كنيد.
ـ به كودكتان كمك كنيد تا در تجارب مفيد مشاركت داشته باشد:
فعاليت هايي كه همكاري را بيشتر از رقابت تشويق مي نمايد به ويژه در پرورش عزت نفس نقش مهم دارند. براي مثال ديدن برنامه هايي كه كودكان بزرگتر كودكان كوچكتر را راهنمايي مي كنند يا كودك بزرگتر به كودك كوچكتر خواندن مي آموزد براي هر دوي آن ها شگفت انگيز و جالب است.
ـ يافتن كمك هاي حرفه اي:
چنان چه شما فكر كرديد كه كودكتان از عزت نفس پاييني برخوردار است مي توانيد به كمك هاي حرفه اي مراجعه نماييد. مشاوران كودك و خانواده مي توانند در تشخيص امور زيربنايي كه در اين زمينه نقش دارند شما را ياري دهند. درمان مي تواند راهي براي تشخيص ديدگاه هاي كودك در مورد خودش باشد. همچنين مي تواند به كودك اين توان را بدهد كه ابتدا نسبت به خود واقع بين باشد، سپس آن چه را در مورد خود مي پذيرد درست است. با كمكي اندك به كودك مي توان عزت نفس سالم را در او پرورش داد تا زندگي پر از شادي داشته باشد.

رهنمود هاي كلي
با توجه به مطالب گذشته، رهنمودهاي زير فهرست وار براي مربيان، معلمان، والدين و دست اندركاران تعليم و تربيت، به منظور بالا بردن عزت نفس كودكان و نوجوانان اراده مي گردد:
1. در برخورد با كودكان و نوجوانان ملايم و منطقي باشيد.
2. اجازه ابراز وجود را به كودكان خويش بدهيد و به نظريات آن ها احترام بگذاريد.
3. از مقايسه كردن كودكانتان با هم يا با ديگران جداً بپرهيزيد.
4. هيچ گاه نظريات خويش را به كودكان تحميل نكنيد. (تا حد امكان نظريه خود را ساده و عيني ـ قابل لمس و درك براي كودك ـ توضيح دهيد).
5. همواره سعي كنيد توانمندي هاي كودكان و نوجوانان را مد نظر قرار دهيد نه ضعف ها و ناتوانايي هاي آنان را.
6. به كودكان خود در حد توانايي هايشان مسؤوليت دهيد.
7. تجارب موفقيت آميز كودك و نوجوان را افزايش دهيد تا از اين طريق عزت نفس بالايي در آنان شكل گيرد.
8. فرزند خود را محكم، مستدل و منضبط بار آوريد. سعي كنيد عصبانيت، شما را از حالت اعتدال خارج نكند. اگر او بدانند كه شما آدم منصفي هستيد، احترام و محبتي را كه نسبت به شما دارد، از دست نخواهيد داد. حتي كوچكترين بچه عدالت را بخوبي حس مي كند.
9. به كودك خويش در حد لزوم اجازه فعاليت و بازي دهيد.
10. مهارت هاي اجتماعي كودك و نوجوان كمرو و داراي عزت نفس پايين را تقويت كنيد.
11. هميشه در برخورد با كودك حالت پذيرندگي، و نه طرد كنندگي، داشته باشيد.
12. با همسر خويش، جبهه متحد تشكيل دهيد. هرگز با فرزند خود عليه همسرتان متحد نشويد. اين عمل ممكن است در فرزندتان (و نيز در خود شما) كشمكشهاي عاطفي ايجاد كند. چنين عملي موجب برانگيختگي احساسات مخرب چون: گناه، حقارت، شرمندگي و نا امني خواهد شد.
13. از بيش از حد وابسته كردن كودك به خودتان بپرهيزيد.
14. كودك يا نوجوان خود را با الگوهاي رفتاري مطلوب آشنا كنيد.
15. كودكان خويش را هيچ گاه با موضوعات خرافي (ديو، پري، غول، ...) نترسانيد.
16. توجه داشته باشيد كه محبت به يك كودك موجب بي توجهي به كودك ديگر نشود.
17. هر چه را كه دل كوچك فرزند شما مي خواهد در اختيار او مگذاريد. به او فرصت دهيد تا ارزش به دست آوردن و لذت استحقاق داشتن را درك كند. بالاترين رضايت خاطر را به او اعطا كنيد ـ و آن لذتي است كه از انجام كارهاي بزرگ شخصي به وي دست مي دهد.
18. نسبت به احساسات و عواطف كودكان يا نوجوانان خود بي تفاوت نباشيد، آن ها را به گرمي بپذيريد و تا حد امكان آن ها را ياري كنيد.
19. تحمل كودك يا نوجوان را براي مواجه شدن با ناكامي هاي احتمالي افزايش دهيد.
20. با كودكان خود مثل يك دوست صميمي برخورد كنيد.
21. توجه داشته باشيد كه مشاجرات لفظي در خانه (ميان پدر و مادر) در روحيه يا رفتار كودك و نوجوان منعكس مي شود.
22. به سرگرميها و تفريحات مناسب در زندگي كودكان اهميت دهيد و نسبت به آن بي تفاوت نباشيد.
23. محبت شما نسبت به فرزندتان به صورت تظاهرات سطحي ابراز نشود. خالص ترين و سالم ترين محبت در تلاشي كه به طور روزمره براي اعطاي اعتماد به نفس و استقلال به فرزندتان به عمل مي آوريد، جلوه گر مي شود.
24. در محبت كردن به كودكان راه افراط يا تفريط (زياد يا كم) را در پيش نگيريد، محبت متوسط توأم با صميميت، اثر فراوانتري دارد.
25. به فرزندتان احساسي بدهيد كه بداند دوست داشتني و قابل احترام است، اما هرگز با او 'نوزاد وار ' رفتار نكنيد.
26. توقعات كودك را در حد معقول و درست برآورده سازيد.
27. هيچ گاه كودكان را با القاب نامناسب صدا نزنيد و از مسخره كردن آن ها جدا بپرهيزيد.
28. در پرورش استعداد هاي بالقوه كودكتان جديت به خرج دهيد.
29. براي بالا بردن سطح عزت نفس دانش آموزان، معلمان و مربيان بايد:
الف) در شرايط آموزشي، بر فعاليت دانش آموزان در ياد گيري تأكيد شود نه بر پيشرفت آنان؛ زيرا تأكيد بر فعاليت يادگيري، به جاي تأكيد بر درستي و نادرستي پاسخ، برانگيزنده كوشش هاي دانش آموزان است.
ب) رقابت ميان دانش آموزان براي كسب نمره كاهش يابد. تحقيقات نشان داده است در موقعيت هاي آموزشي كه ميان دانش آموزان رقابت وجود دارد، حتي دانش آموزاني كه عزت نفس بالايي دارند با شكست روبرو مي شوند و به دنبال آن انتقاد از خود در آن ها افزايش مي يابد.
30. سرانجام براي آن كه كودكي با عزت نفس بالا پرورش دهيم، بايد خود داراي عزت نفس شايان توجهي باشيم.

منابع كمكي:
1. ركن الدين، سيده الهام (مترجم)، عزت نفس كودك خود را بالا ببريد؛ كودك، ش9، آذر ماه 1384.
2. بيابانگرد، اسماعيل، روش هاي افزايش عزت نفس در كودكان و نوجوانان، تهران: انجمن اولياء و مربيان، 1378، ص110

انتهاي پيام/


باز منتشر شده توسط hasantaleb در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط hasantaleb با 99950 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 72
     درج شده در 1010 روز و 18 ساعت و 6 دقیقه قبل
    

 

قوه تخیل ذهن بچه ها را باز می کند. شما به عنوان یکی از والدین ممکن است از همه ی مزایای قوه تخیل فعال آگاه نباشید. یک قوه تخیل فعال به کودک پیش دبستانی شما کمک می کند تا:

 

* بازی های تخیلی، باعث می شود که حس همدلی آن ها نسبت به دیگران شکوفا شود.

 

* مهارت های اجتماعی اش را افزایش دهد.

 

همان طور که بازی های بچه گانه نشان می دهد ، کودکان روابط خانوادگی، دوستانه و همکاری را به نمایش می گذارند و چیزهای بیشتری در مورد اعمال متقابل مردم به یکدیگر می آموزند. وقتی نقش یک دکتر را بازی می کنند خود را جای پزشک می گذارند و همانند او راجع به مریض خود فکر می کنند. در خاله بازی، آن ها چیزهای بیشتری در مورد احساس والدین نسبت به فرزندان شان یاد می گیرند. بازی های تخیلی، باعث می شود که حس همدلی آن ها نسبت به دیگران شکوفا شود. اگر کودکان بتوانند احساس جا ماندن از یک بازی یا از دست دادن یک حیوان را تصور کنند ، بهتر می توانند به افراد نیازمند کمک کنند و اشتیاق بیشتری برای بازی عاقلانه، سهیم کردن و همکاری خواهند داشت.


● اعتماد به نفس پیدا کنند.

 

کودکان کنترل خیلی کمی بر زندگی خود دارند. تصور خود به عنوان یک سازنده آسمان خراش یا قهرمانی که از سیاره ما دفاع می کند به هر کودکی قدرت می بخشد. در نتیجه ، کودک از توانایی هایش آگاه می شود و استعدادهایش شکوفا می شود.

 

● از لحاظ عقلانی سریع تر رشد یابند.

 

بهره گیری از قوه تخیل در واقع آغازگر افکار انتزاعی است. کودکانی که می توانند قصر پادشاه را در یک تپه شنی ببینند یا یا شام خوشمزه ای را در یک ساندویچ گلی تصور کنند در واقع در حال پرورش تفکر سمبولیک هستند. این مهارت در مدرسه از اهمیت خاصی برخوردار است زیرا در این مقطع است که کودکان باید اعداد را که سمبول گروهی از موضوعات هستند و حروف را که سمبول اصوات هستند و... فرا بگیرند.

 

بهره گیری از قوه تخیل در واقع آغازگر افکار انتزاعی است.

 

● مهارت های زبانی را تمرین کنند.

 

بچه ها در بازی با دوستانشان گفت و گوهای بسیاری می کنند. پس در نتیجه این گفتارها دامنه ی لغاتشان گسترش می یابد ، در ساختار جملات پیشرفت می کنند و مهارت های ارتباطی شان افزون می گردد.

 

● بر ترس هایشان غلبه می کنند.

 

بازی به کودکان کمک می کند که بر ترس ها و نگرانی هایشان غلبه کنند. با بازی در نقش یک هیولای بزرگ و وحشتناک که زیر تخت قایم شده، کودک کنترل بر او را در خود احساس می کند و آن هیولا دیگر در نظرش آنقدرها بد و بزرگ نمی آید. همچنین بازی های تخیلی به کودک کمک می کند که احساسات در هم و بر هم و کلافه کننده ی درون خود مثل احساس خشم نسبت به والدین، یا حسادت نسبت به خواهر یا برادر جدیدش را خالی کند.

 

به منظور پرورش و ارتقای سطح تخیلات کودکان، هر روز برای آن ها کتاب بخوانید. کتاب به کودک این فرصت را می دهد که در خیال خود دنیاهای دیگری را ببیند و دنیاهای جدیدی برای خود خلق کند.

 

منبع : موفقیت با تغییر


باز منتشر شده توسط hasantaleb در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط mina9703 با 174 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 77
     درج شده در 1011 روز و 8 ساعت و 6 دقیقه قبل
    

داستان کوتاه انشاء کودک ۹ساله درباره خدا

تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir

کودکی این انشاء را برای معلم کلاس سومش که از آنها خواسته بود خدا را توصیف کنند نوشته:

من خدا را خیلی دوست دارم. یکی از کار های مهم خدا ساختن آدمها است. او آنها را می سازد تا به جای آنهایی که می میرند بگذارد تا به اندازه کافی آدم باشد تا از پس کارهای روی زمین بر بیایند.
او آدم بزرگ نمی سازد، فقط بچه می سازد. فکر کنم چون بچه ها کوچکترند و ساختنشان آسانتر است. و این طوری او مجبور نیست وقت با ارزشش را تلف کند تا به آنها راه رفتن و حرف زدن یاد بدهد. و می تواند این کار را به عهده پدر و مادرها بگذارد. و فکر کنم تا حالا که خوب جواب داده.
دومین کار مهم خدا گوش دادن به دعاهاست و این یکی خیلی کار زیادی میبره چون بعضی از مردم حتی غیر از وقت گرفتاری و مشکل هم دعا می کنند. حتی پدربزرگ و مادربزرگ بعد از خوردن غذا دعا می کنند. البته غیر از عصرانه ها. خدا اصلا وقت ندارد که به رادیو گوش دهد یا تلویزیون تماشا کند. چون خدا همه چیز را می شنود باید خیلی صدا توی گوشش باشد مگر اینکه یه فکری برای کم کردن صداشون کرده باشه.
چونکه خدا همه چیز را می شنود و می بیند و همه جا هست، باعث میشه خیلی مشغول باشه. پس شما نباید برید و وقتش رو با خواستن چیزهایی که اصلا مهم نیستند بگیرید یا برید سراغ پدر و مادر ها ازشون چیزهایی بخواید که گفتن نمی تونید داشته باشید.


باز منتشر شده توسط mina9703 در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط benjamin با 39 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 71
     درج شده در 1011 روز و 13 ساعت و 46 دقیقه قبل
    


باز منتشر شده توسط benjamin در وب سایت تبیان مرکز زنجان

پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)



توجه : مدیریت وب سایت در صورت دریافت مجوز قانونی از سوی مراجع ذیصلاح نسبت تغییر در محتوای  ارسالی کاربران و یا مراحل قانونی اعلام شده اقدام خواهد نمود.
تبیان زنجان با تایید نمایش مطالب ارسالی کاربران آنرا تایید محتوایی و قابل استناد نمی کند . مديران محتوا تنها حق اصلاح يا حذف مطالب نامربوط ( دارای مشکل فنی نمایش و ناقض قوانین ارسال مطلب هر بخش ) را دارند.
© 2004- Tebyan. The content is copyrighted to Tebyan Cultural and Information center and may not be reproduced on other websites.