مسابقه دین و اندیشه خانه قرآن باشگاه کاربران جامعه ورزشی خانواده خوشبخت دنیای کودکان آشپزی و تغذیه موبایل دانش و تکنولوژی مجله سلامت سیاست گردشگری
دنیای عکس و عکاسی اقتصاد زنان ادبیات هــنر سینما و تلویزیون بزرگان و مشاهیر مهدویت سرگرمی دانلود نرم افزار مرکز کتاب پایگاه ها جستجو روابط عمومی مقالات
     
صفحه اصلی وب سایت فید مطالب وب سایت عضویت رایگان در وب سایت جستجو در وب سایت سوالات رایج نقشه وب سایت درباره ما تماس با ما  

حتما ببینید
لینکستان وب سایت های مفید
لینکستان تبیان زنجان معرف وب سایت شما
آشپزی به سبک تبیان
بیانات حضرت آیت الله خامنه ای مدظله
امر به معروف و نهی از منکر
طبقه بندی موضوعی مطالب
فعال ترین اعضا این ماه
فعالان ثبت مطلب این ماه
فعالان ارسال دعوتنامه این ماه
ارسال دعوتنامه

آیا مایلید دوستان خود را نیز دعوت به مشاهده محتوای بروز این وب سایت کنید ؟
آیا میدانید با ارسال هر دعوت نامه 5 امتیاز( به همراه 15 امتیاز رزرو) به مجموع امتیازات شما افزوده میشود ؟

 
دریافت رایگان مطالب
آیا میدانید میتوانید مقالات وب سایت را با استفاده از قدرت گوگل و بصورت روزانه در ایمیل خود دریافت و مطالعه کنید ؟؟
بیش از صد ها عنوان مطلب خواندنی را روزانه به همین راحتی و هر زمان که مایلید مطالعه کنید !
عضویت رایگان دریافت مقالات در ایمیل

برای مشاهده توضیحات بیشتر اشاره گر ماوس خود را روی هر عنوان نگه دارید . بخش مطالب روزانه اعضاء سرویس دیگری از خدمات وب سایت به اعضا میباشد که شما را قادر می سازد  مطالب و علاقه مندی های خود را در وب سایت درج نمایید .

این امکان زمینه حضور جدی شما را در دنیای مجازی اینترنت فراهم آورده و ضمن انتشار محتوای شما بنام خودتان ,  با کمک سرویس معرفی به موتور های جستجو , آنرا در  صدر جستجو ها و معرض دید هزاران کاربر روزانه  اینترنت و وب سایت قرار  دهد و کمک می کند  براحتی در جمع کاربران فعال خانواده ما قرار بگیرید .

توجه : نوشته  و مطالب این بخش دارای هویت شخصی از سوی کاربران ( ساختار وب لاگ) بوده و مسئولیت آن به عهده کاربر می باشد .
قوانین ارسال مطلب را ببینید تبیان زنجان با تایید نمایش مطالب ارسالی کاربران آنرا تایید محتوایی و قابل استناد نمی کند . مديران محتوا تنها حق اصلاح يا حذف مطالب نامربوط ( دارای مشکل فنی نمایش و ناقض قوانین ارسال مطلب هر بخش ) را دارند.

 
نوشته شده توسط mortelle2010 با 2557 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 13
     درج شده در 378 روز و 18 ساعت و 34 دقیقه قبل
    

 پیکر «علی موسی هرموش»، پناهجوی سوری امروز در حالی در نزدیکی ساختمان دانشگاه اطلاع رسانی بیروت که با ضربات چاقو به قتل رسیده بود.

از نحوه قتل و دلایل موجود در صحنه آشکار بود که وی به دست عناصر تکفیری به قتل رسیده، چراکه قاتلان این پناهجوی سوری روی دیواری که پیکر هرموش در نزدیکی آن پیدا شد، با خونش نوشته بودند: «انتقام به خاطر شکست در یبرود».
تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir

تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir


باز منتشر شده توسط mortelle2010 در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط fardsaeid با 143127 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 11
     درج شده در 386 روز و 17 ساعت و 50 دقیقه قبل
    

جایگاه حضرت فاطمه زهراعلیهاالسلام در روایات

 

زمخشرى در كشاف هنگام ذكر ماجراى زكریا و مریم ‏علیهماالسلام نقل كرده ‏است كه پیامبر صلى الله علیه و آله در هنگام قحط سالى، به گرسنگى مبتلا شد. حضرت ‏فاطمه ‏علیهاالسلام دو قرص نان و پاره‏اى گوشت براى آن ‏حضرت، تحفه برد و وى ‏را بر خود مقدم داشت. امّا آن ‏حضرت طبق را به خود فاطمه بازپس داد و فرمود: آن را بگیر. آنگاه روپوش روى طبق را برگرفت. طبق پر از گوشت و نان بود. فاطمه با دیدن این صحنه شگفت‏زده شد و پى ‏برد كه این ‏نان و گوشت از جانب خداوند فرستاده شده است. پیامبر به فاطمه فرمود: این نان و گوشت از كجا آمده است؟ فاطمه پاسخ داد: از سوى خدا كه او هر كه را خواهد بى‏حساب، روزى دهد. پیامبر فرمود: سپاس خدایى را كه تو را مانند بانوى زنان بنىاسرائیل قرار داد. سپس آن‏ حضرت، على بن‏ابى‏طالب و حسن و حسین و اهل‌بیتش را جمع كرد و همگى از آن غذا خوردند و سیر شدند. امّا از غذا، هیچ كاسته نشده بود و فاطمه باقیمانده ‏غذا را به همسایگان خویش بخشید.

تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir

ترمذى در صحیح از صبیح غلام اُمّ سلمه و زید بن ارقم نقل كرده است ‏كه گفتند: پیامبر صلى الله علیه و آله به على و فاطمه و حسن و حسین فرمود: 'من با دشمن شما دشمن و با دوستان شما دوست هستم.'

ابن خالویه در كتاب 'آل' در حدیثى كه آن را از امام رضا و او از پدرانش از امیرمؤمنان نقل كرده، آورده است كه آن ‏حضرت فرمود: رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: 'چون روز قیامت فرا رسد، منادى از دل عرش ‏آواز دهد كه اى خلایق! دیدگان خود را بربندید تا فاطمه دختر محمّد، عبور كند.'

ابونعیم احمد بن عبدالله اصفهانى به سند خود از مسروق از عایشه نقل ‏كرده است كه گفت: به هنگام بیمارى رسول خدا صلى الله علیه و آله، كه به رحلت وى ‏منجر شد بر بالین آن ‏حضرت بودیم كه فاطمه وارد شد. راه رفتنش بىهیچ ‏كم و كاستى به راه رفتن پیامبر مى‏ماند. چون پیامبر فاطمه را دید فرمود: 'دخترم خوش آمدى' آنگاه وى را در سمت راست یا چپ خود نشانید. سپس رازى را با وى در میان نهاد. فاطمه گریست. در میان زنان پیامبر من ‏به سخن درآمدم و گفتم: رسول خدا از میان ما همه تو را براى رازگویى‏ برگزید آنگاه تو مى‏گریى؟!

همچنین در روایت دیگرى آمده است كه آن منادى بانگ مى‏زند كه: 'اى جماعت! سر به زیر افكنید و چشم فرو بندید تا فاطمه از پل صراط بگذرد. آنگاه آن‏ حضرت در حالى كه هفتاد هزار كنیز از حورالعین بهشت ‏او را همراهى مى‏كنند، از پل مى‏گذرد.'

بخارى در صحیح به سند خود روایت كرده است كه پیامبر اكرم ‏فرمود: 'فاطمه پاره تن من است. هر كه او را خشمگین سازد به تحقیق مرا خشمگین ساخته است.'

تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir

بسیارى از دانشمندان اهل حدیث، از شیعه و سنى، این مضمون را با اسناد صحیح و روایت‌هاى صریح نقل كرده‏اند. تا آنجا كه برخى بدین ‏روایت، با اعتمادى تمام استشهاد كرده‏اند. یكى از اینان ابوالفرج اصفهانى ‏است. وى روایت مى‏كند كه: عبدالله بن حسن مثنى فرزند امام حسن ‏مجتبى ‏علیه السلام بر عمر بن عبدالعزیز وارد شد. عبدالله در آن هنگام جوان، و از وقار و هیبتى خاص برخوردار بود. عمر او را در صدر مجلس نشانید، مورد احترام قرار داد و نیازش را برآورده ساخت. از علت كار عمر در این ‏خصوص پرسش كردند. وى پاسخ داد: یكى از معتمدانم خبرى از رسول ‏خدا برایم نقل كرد آن چنان كه گویى خود آن را از دهان آن ‏حضرت‏ شنیده‏ام. پیامبر فرمود: فاطمه پاره تن من است. آنچه او را شادمان مى‏كند مرا نیز خوشحال مى‏سازد و آنچه وى را خشمگین مى‏كند مرا نیز به خشم ‏آورد. این عبدالله هم پاره‏اى از پاره تن رسول خداست.

ابن صباغ مالكى در فصول المهمه از بخارى و مسلم و ترمذى نقل كرده ‏است كه پیامبر اكرم فرمود: 'از مردان، بسیارى به كمال رسیده‏اند امّا از زنان جز مریم دختر عمران و آسیه دختر مزاحم همسر فرعون و خدیجه ‏دختر خویلد و فاطمه دختر محمّد كس دیگرى به كمال دست نیافته است.'

ابن سعد و ابن مثنى از حضرت امیر نقل كرده‏اند كه گفت: رسول خدا فرمود: 'اى فاطمه خداوند از خشم تو خشمگین و از خشنودى تو خشنود مى‏شود.'

ابونعیم احمد بن عبدالله اصفهانى به سند خود از مسروق از عایشه نقل ‏كرده است كه گفت: به هنگام بیمارى رسول خدا صلى الله علیه و آله، كه به رحلت وى ‏منجر شد بر بالین آن ‏حضرت بودیم كه فاطمه وارد شد. راه رفتنش بىهیچ ‏كم و كاستى به راه رفتن پیامبر مى‏ماند. چون پیامبر فاطمه را دید فرمود: 'دخترم خوش آمدى' آنگاه وى را در سمت راست یا چپ خود نشانید. سپس رازى را با وى در میان نهاد. فاطمه گریست. در میان زنان پیامبر من ‏به سخن درآمدم و گفتم: رسول خدا از میان ما همه تو را براى رازگویى‏ برگزید آنگاه تو مى‏گریى؟!

تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir

سپس رسول خدا راز دیگرى با فاطمه در میان نهاد. این بار فاطمه ‏خندید. عایشه در این باره از فاطمه پرسش كرد. امّا آن ‏حضرت گفت: من‏ راز رسول خدا را برملا نمى‏كنم. چون پیامبر درگذشت عایشه دوباره ازآن رازى كه پیامبر صلى الله علیه و آله با فاطمه در میان گذارده بود، از وى سؤال كرد. فاطمه پاسخ داد: امّا گریه‏ام بدین خاطر بود كه رسول خدا به من فرمود: جبرئیل در هر سال یك بار قرآن را بر من عرضه مى‏داشت امّا امسال آن را دو بار عرضه كرد و علت این امر را جز نزدیك شدن مرگم نمى‏دانم. من از شنیدن این سخن گریستم آنگاه پیامبر به من فرمود: از خدا بترس و شكیبا باش كه من براى تو سَلَف نیكویى هستم. سپس فرمود: اى فاطمه آیا دوست ندارى كه سرور زنان جهان و بانوى این امّت باشى؟ در این هنگام‏ بود كه خندیدم.

حاكم در مستدرك روایت كرده است كه چون رسول خدا از جنگ یا سفرى باز مى‏گشت، نخست به مسجد مى‏رفت و دو ركعت نماز مى‏گزارد و آنگاه به خانه فاطمه مى‏رفت.

دانشمندان حدیث این روایت را با سندهاى بسیار و نیز مَتنى یكسان یا دست كم با اندكى تفاوت نقل كرده‏اند.

مؤلّف كتاب 'الاستیعاب' به سند خود از ابن عبّاس نقل كرده است كه ‏رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: 'سرور زنان بهشت، مریم و پس از او فاطمه ‏دختر محمّد و سپس خدیجه و سپس آسیه همسر فرعون مى‏باشند.'

ابن صباغ مالكى در فصول المهمه از بخارى و مسلم و ترمذى نقل كرده ‏است كه پیامبر اكرم فرمود: 'از مردان، بسیارى به كمال رسیده‏اند امّا از زنان جز مریم دختر عمران و آسیه دختر مزاحم همسر فرعون و خدیجه ‏دختر خویلد و فاطمه دختر محمّد كس دیگرى به كمال دست نیافته است.'

این دو حدیث با اسناد بسیار و مستفیض در كتب روایات نقل شده ‏است. و البته احادیث دیگرى نیز نقل شده، مبنى بر آن كه فاطمه از برترین ‏آن زنان سابق‏الذكر است. جز آن كه مریم سرور زنان دوره خودش مى‏باشد و فاطمه سرور زنان عالم در تمام دوران‌هاست. مؤید این نظر، سخنى است ‏كه از پیامبر صلى الله علیه و آله خطاب به حضرت زهرا نقل شده كه به وى فرمود: آیا دوست ندارى سرور زنان این امّت باشى؟ از آنجا كه بى‏تردید این امت از دیگر امت‌ها برتر است مى‏توان نتیجه گرفت كه بانوى زنان این امت نیز از سروران دیگر امت‌ها، برتر و بالاتر است.

بخارى و مسلم در صحاح خود از قول پیامبر صلى الله علیه و آله نقل كرده‏اند كه فرمود:'فاطمه سرور زنان بهشتى است.'

حاكم در مستدرك روایت كرده است كه چون رسول خدا از جنگ یا سفرى باز مى‏گشت، نخست به مسجد مى‏رفت و دو ركعت نماز مى‏گزارد و آنگاه به خانه فاطمه مى‏رفت و بعد از آن به نزد همسرانش روانه مى‏شد.

امّا هرگاه پیامبر مى‏خواست به سفر یا جنگى رود، نخست با همسرانش خداحافظى مى‏كرد و آخر از همه با فاطمه وداع مى‏گفت. حاكم نیز همین مطلب را از ابن عمران نقل مى‏كند كه گفت: هرگاه‏ پیامبراكرم عازم سفرى مى‏شد آخرین كسى كه با او خداحافظى مى‏كرد، فاطمه بود. این نكته در كتب حدیث با سندهاى مستفیض نقل شده است.

در كتاب استیعاب به نقل از عایشه آمده ‏است كه از وى پرسیدند: محبوب‌ترین زنان در نزد رسول خدا صلى الله علیه و آله چه كسى بود؟ عایشه گفت: فاطمه. پرسیدند: و از مردها؟ گفت: شوهرش على.

همچنین مؤلف استیعاب به سند خود از ابن برید از پدرش نقل كرده‏ است كه گفت: محبوب‌ترین زنان در نزد رسول خدا فاطمه و محبوب‌ترین ‏مردان در نزد آن ‏حضرت، على بود.

حاكم در مستدرك از جمیع بن عمیر نقل كرده است كه عایشه پس از آن كه از وى درباره على پرسش شد، گفت: از من درباره مردى مى‏پرسید كه به خدا مردى را محبوب‌تر از على ندیدم. بخارى و مسلم در صحاح خود از قول پیامبر صلى الله علیه و آله نقل كرده‏اند كه فرمود: 'فاطمه سرور زنان بهشتى است.'

منبع:

كتاب هدایتگران راه نور - زندگانى صدّیقه كبرى حضرت فاطمه زهراعلیها السلام

نویسنده: حضرت آیة الله حاج سید محمدتقى مدرسى

مترجم: محمد صادق شریعت

لینک مطالب مرتبط:

- ماجراى فدك

- ماجرای سقیفه

- حکایت علی و چاه‌های صبور مدینه بی حضور تو


باز منتشر شده توسط fardsaeid در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط fardsaeid با 143127 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 8
     درج شده در 386 روز و 17 ساعت و 50 دقیقه قبل
    

در سوگ ریحانه رسول خدا صلی الله علیه و آله

 

زهرا عصاره عصمت است. زهرا، آیینه پاکی است. زهرا زلال کوثر است. ای همیشه جاری! ای بهار کوتاه! ای ترنم باران وحی! در شکوه مقام تو حیرانم که معنویت رشته‌های چادرت دست نیاز می‌آویزد و معرفت به غبار آستان خانه‌ات بوسه می‌زند. برهوت این دنیای خاکی شایان میزبانی چشمه سار همیشه جاری تو را نداشت. تو که در آیینه زخم‌ها و داغ‌ها و در هجران پدر غریبانه زیستی و در وداع شبانه‌ات با پهلویی شکسته، خانه گلین را به امید آغوش بهشتی پدر ترک گفتی...

وجود مبارك حضرت فاطمه علیهاالسلام تنها یك تفكر یا تصور یك حقیقت حیات بخش نیست. بلكه تجسمی عینی و زنده از بركت خداوند بر انسان است. اگر تا قبل از حضور ایشان در عالم خاكی انسان معناگرا مجبور بود گوشه‌هایی از نعمت یك زن مقدس را در اسطوره‌ها، الهه‌ها و افسانه‌ها جستجو كند یا متوسل به پاكدامنی حضرت مریم(ع) یا خردمندی آسیه و وفاداری سارا بشود، بعد از تجسم خاكی و عینی ایشان برای انسان كمال‌گرا یك الگوی زنده و جاوید پدید آمد و آن شخصیتی والا به نام «فاطمه» دختر رسول اكرم بود.

ای همیشه جاری! ای بهار کوتاه! ای ترنم باران وحی! در شکوه مقام تو حیرانم که معنویت رشته‌های چادرت دست نیاز می‌آویزد و معرفت به غبار آستان خانه‌ات بوسه می‌زند. برهوت این دنیای خاکی شایان میزبانی چشمه سار همیشه جاری تو را نداشت. تو که در آیینه زخم‌ها و داغ‌ها و در هجران پدر غریبانه زیستی و در وداع شبانه‌ات با پهلویی شکسته، خانه گلین را به امید آغوش بهشتی پدر ترک گفتی...

از این رو است كه فاطمه علیهاالسلام را ناموس و علت هستی می‌دانند. اگر فاطمه علیهااسلام پا به جهان فانی نگذاشته بود و خاك هبوط را به قدوم خود مبارك نمی‌كرد، دیگر برای پیروانش هدفی وجود نداشت تا برای آن به شهادت برسند و جهاد كنند. جهانیان با توسل به اوست كه توكل به احد را می‌آموزند و از نور هدایت ایشان است كه بركت زندگی دنیایی درك می‌شود.

بنابراین بی‌دلیل نیست كه بعد از درگذشت ملكوتی ایشان، بشریت، سرگشته به دنبال مرهمی است تا زخم نبود روح بخش ایشان در عالم فانی التیام یابد. از این روست كه هر چه انسان برای درك حضرت فاطمه علیهاالسلام تلاش می‌كند، بركت آن بر خودش می‌تابد و این اصل وجودی نعمت فاطمه علیهاالسلام در دنیا است.

امروز هم شاهد تلاش انسان‌های پاكی هستیم كه به دنبال معنویت فاطمه علیهاالسلام در رفتار روزمره خود هستند و با تذكره و یادمان‌هایی سعی دارند آوای خوش چشمه كوثر را در یادشان زنده نگه دارند تا در بهشت، حاضر در خدمت ایشان باشند.

رسول اكرم صلی الله علیه و آله روایت نموده‌اند كه خدای متعال فرمود:

ای احمد! اگر تو نبودی آسمان و زمین را نمی‌آفریدم و اگر علی نبود تو را نمی‌آفریدم و اگر فاطمه نبود، شما را نمی‌آفریدم.(یعنی شمایان رمز خلقتید)(1) از امام محمدباقر علیه السلام روایت شده است كه، ولادت حضرت زهرا علیهاالسلام پنج سال بعد از بعثت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سن شریف آن بانو در هنگام وفات هیجده سال و هفتاد و پنج روز بود.(2)

فاطمه علیهاالسلام را ناموس و علت هستی می‌دانند. اگر فاطمه علیهااسلام پا به جهان فانی نگذاشته بود و خاك هبوط را به قدوم خود مبارك نمی‌كرد، دیگر برای پیروانش هدفی وجود نداشت تا برای آن به شهادت برسند و جهاد كنند. جهانیان با توسل به اوست كه توكل به احد را می‌آموزند و از نور هدایت ایشان است كه بركت زندگی دنیایی درك می‌شود.

راز دل‌ غمین‌ فاطمه علیهااسلام

'شما ای‌ مردم‌ بر پرتگاه‌ آتش‌ بودید و از فرط‌ ذلت‌ نزد دیگران، همچون‌ جرعه ‌آبی‌ در دست‌ تشنه‌ كامی‌ یا لقمه‌ای‌ در دست‌ گرسنه‌ای‌ و یا چون‌ آتشی‌ كه‌ شخص‌ مستعجلی‌ از آن‌ برگیرد. شما لگدكوب‌ و پایمال‌ بودید و از آب‌ متعفن‌ با سرگین‌ شتر می‌‌آشامیدید و از برگ‌های‌ خاك‌مال‌ و علف‌ بیابان‌ می‌خوردید. ذلیل‌ بودید و زبون‌ می‌زیستید و هر آن‌ مضطرب‌ بودید كه‌ مبادا از این‌ سوی‌ یا آن‌ سوی‌ به‌ شما هجوم‌ آورند و به‌ اسارتتان‌ ببرند. شما این‌ بودید تا خداوند به‌ دست‌ محمد صلی الله علیه و آله با همه‌ آنچه‌ بر او گذشت‌ رهایتان‌ كرد. چه‌ سختی‌ها كه‌ نكشید و چه‌ شكنجه‌ها كه‌ ندید.

هرگاه‌ شاخی‌ از شاخ‌های‌ شیطان‌ و گردنكشی‌ از یارانش‌ سر بر می‌داشت‌ و فتنه‌ای‌ از مشركان‌ به‌ خونخواری‌ دهان‌ می‌گشود، او برادرش‌ علی علیه السلام را در كام‌ آتش‌ رقصان‌ آن‌ و در گلوگاه‌ خطر می‌افكند و او‌ نیز، تا مغز دشمن‌ را نمی‌كوفت‌ و آتش‌ سركش‌ فتنه‌ را به‌ آب‌ شمشیرش‌ خاموش‌ نمی‌كرد، آرام‌ نمی‌گرفت. در همه‌ این‌ مدت، علی علیه السلام در راه‌ خدا سختی‌ می‌كشید و به‌ آب‌ و آتش‌ می‌‌زد. در كار خدا از جان‌ مایه‌ می‌‌گذارد و همواره‌ به‌ رسول‌ خدا نزدیك‌ بود. در میان‌ دوستان‌ و سربازان‌ خدا وقف‌ راه‌ خدا بود و مدام‌ خود را به‌ مشقت‌ می‌انداخت. در دریای‌ رنج‌ فرو می‌رفت‌ و هرگز در راه‌ خدا به‌ ملامت‌ مردم‌ وقعی‌ نمی‌نهاد و به‌ ستوه‌ نمی‌آمد.

ولی‌ شما چه؟ در تمام‌ آن‌ روزها، در رفاه‌ و عیش‌ بودید، خوش‌ می‌گذراندید و زندگی‌ می‌كردید و بی‌درد بودید. هرگاه‌ درگیری‌ و نبرد پیش‌ می‌آمد، خود را كنار می‌كشیدید و ما را تنها می‌گذاردید و از جنگ‌ می‌گریختید.

'برای‌ تمام‌ كسانی‌ كه‌ می‌خواهند الهی‌ زندگی‌ كنند، فاطمه علیهاالسلام دفاع‌ از حریم‌ ولایت‌ را، زیباتر از هر كس‌ به‌ معرض‌ نمایش‌ گذارد. خطبه‌ غَرایش‌ در مسجد مدینه، گواه‌ فصاحت‌ و بلاغت‌ بی‌نظیر آن‌ حضرت‌ است. مضامین‌ عالی‌ خطبه، اسلام‌ راستین‌ را معرفی‌ می‌كند و اهمیت‌ ولایت‌ و امامت‌ را روشن‌ می‌سازد.

... به‌ كجا می‌روید؟ چه‌ می‌كنید؟ هنوز پیكر پیامبر تازه‌ است؛ آیا می‌گویید كه‌ محمد مُرد و همه‌ چیز تمام‌ شد؟ هرگز!

... هان‌ می‌بینم‌ كه‌ اینك‌ باز زمین‌گیر شده‌اید و دل‌ به‌ تن ‌آسایی‌ و راحت‌ طلبی‌ و دنیا خواهی‌ داده‌اید و قصد همیشه ‌ماندن‌ در دنیا كرده‌اید و كسی‌ را كه‌ به‌ قبض‌ و بسط‌ كار حكومت‌ سزاوارتر است، دور رانده‌اید و با راحتی‌ و عیاشی، خلوت‌ كرده‌اید.

... بدانید اگر همه‌ شما هم‌ كافر شوید و به‌ حق‌ پشت‌ كنید، خداوند همچنان‌ ستوده‌ است‌ و احتیاجی‌ به‌ شمایان‌ ندارد.

و بدانید آنچه‌ را كه‌ اینك‌ گفتم؛ گفتم، در حالی‌ كه‌ می‌دانستم‌ هرگز یاوری‌ نخواهید كرد. ولی‌ آنچه‌ گفتم‌ راز دل‌ غمین‌ من‌ بود كه‌ در سینه‌ جمع‌ شده‌ و دود حزن‌ و اندوه‌ من‌ بود كه‌ در دل‌ خسته‌ام‌ متراكم‌ شده‌ و آه‌ آتش ‌افروزی‌ كه‌ از سینه‌ دردمند من‌ شعله‌ كشیده؛ تنها خواستم‌ با شما حجت‌ را تمام‌ كرده‌ باشم.'(3)

پی‌نوشت‌ها:

1- مستدرك سفینة البحار؛ 3/334 .

2- الكافی؛1/457.

3- از سخنرانی‌ تاریخی‌ حضرت‌ فاطمه‌ زهرا علیهالسلام در مسجدالنبی، ده‌ روز پس‌ از رحلت‌ پدر (برگرفته‌ از كتاب‌ 'زندگانی‌ حضرت‌ فاطمه (س)'، نوشتهِ دكتر اسماعیل‌ حسینی).

لینک مطالب مرتبط:

- قصه هجران

- حکایت علی و چاه‌های صبور مدینه بی حضور تو

- فاطمه(س) و حضور در صحنه‌های نبرد


باز منتشر شده توسط fardsaeid در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط fardsaeid با 143127 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 7
     درج شده در 386 روز و 17 ساعت و 51 دقیقه قبل
    

لحظات وداع حضرت فاطمه علیهاالسلام

در اوراق تاریخ

 

در منابع شیعه و سنی در زمینه شهادت حضرت زهرا علیهاالسلام مطالبی اعم از تاریخی و روایی ذکر شده است که در این مطلب اجمالا به آن می‌پردازیم.

سلیم بن قیس می‌گوید:

از ابن‌عباس شنیدم كه می‌گفت: چون بیماری حضرت فاطمه علیهاالسلام شدید شد، علی‌علیه السلام را طلبید و فرمود:

'وصیت می‌كنم تو را كه بعد از من با امامه دختر خواهر من زینب ازدواج کنی و تابوت مرا چنانچه ملائكه برای من وصف كردند، بسازی، و نگذاری احدی از دشمنان خدا در[تشییعٍ] جنازه من حاضر شوند.

پس همان روز فاطمه علیهاالسلام از دنیا رحلت كرد. از صدای گریه، مدینه به لرزه در آمد و مردم را دهشتی روی داد مانند روز وفات حضرت رسالت صلی الله علیه و آله و سلم.'

پس ابوبكر و عمر به تعزیه حضرت علی علیه السلام آمدند و گفتند:

تا ما حاضر نشویم بر دختر رسول خدا نماز نگزار.

چون شب رسید، حضرت علی علیه السلام، عباس و فضل پسر او و مقداد و سلمان و ابوذر و عمّار را طلبید و بر جنازه حضرت فاطمه علیهاالسلام نماز گزارد و او را دفن نمود. چون صبح شد، مقداد به ابوبكر و عمر گفت: ما دیشب فاطمه را دفن كردیم. عمر به ابوبكر گفت: نگفتیم چنین خواهند كرد؟ عباس گفت: فاطمه خود چنین وصیت كرده بود كه شما بر او نماز نخوانید.

چون شب رسید، حضرت علی علیه السلام، عباس و فضل پسر او و مقداد و سلمان و ابوذر و عمّار را طلبید و بر جنازه حضرت فاطمه علیهاالسلام نماز گزارد و او را دفن نمود. چون صبح شد، مقداد به ابوبكر و عمر گفت:

ما دیشب فاطمه را دفن كردیم. عمر به ابوبكر گفت: نگفتیم چنین خواهند كرد؟ عباس گفت: فاطمه خود چنین وصیت كرده بود كه شما بر او نماز نخوانید. عمر گفت: شما كینه قدیم خود را هرگز ترك نمی‌كنید، والله كه می‌روم او را از قبر در آورم و بر او نماز می‌كنم. امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمود: به خدا سوگند اگر این کار را انجام دهی، شمشیر خود را از غلاف بكشم و در نیام نكنم تا تو را و جماعت بسیاری را به قتل رسانم. بعد از این، ایشان توطئه كردند كه علی علیه السلام را به قتل رسانند و گفتند: تا او را نكشیم ما به اهداف خود نمی‌رسیم. ابوبكر گفت: چه كسی این جرأت را می‌كند؟ عمر گفت: خالد بن ولید. پس او را طلبیدند و گفتند: می‌خواهیم تو را بر امر عظیمی بگماریم.

گفت: مرا بر هر کاری می‌خواهید بگمارید، اگرچه بر كشتن علی باشد. گفتند: از برای همین تو را طلبیدیم. خالد گفت: چه وقت او را به قتل برسانم؟ ابوبكر گفت: در وقت نماز در پهلوی او بایست، چون سلام نماز گوید گردن او را بزن. چون در آن وقت، اسماء بنت عمیس كه پیشتر همسر جعفر طیّار بود در خانه ابوبكر زندگی می‌كرد. بر توطئه ایشان مطلع شد، كنیزك خود را گفت: برو به خانه علی و فاطمه علیهاالسلام به دور خانه ایشان بگرد و این آیه را بخوان. ' وَ جاءَ رَجُلُ مِن اَقصَا المَدینَةِ یَسعَی قَالَ یا مُوسَی اِنَّ المَلاَ یَاتَمِروُنَ بِکَ لِیَقتُلوکَ فَاخرُج اِنّی لَکَ مِنَ النّاصِحِین.'(سوره قصص؛ آیه 20) چون كنیزك آمد و این آیه را خواند، علی علیه السلام فرمود: به خاتون خود بگو: خدا تو را رحمت كند، ایشان قدرت آن ندارند، اگر ایشان مرا بكشند چه كسی با ناكثان و قاسطان و مارقان قتال خواهد كرد. پس حضرت وضو ساخت و به مسجد رفت و مشغول نماز شد. خالد بن ولید آمد و در پهلوی آن حضرت ایستاد، پس ابوبكر در اثنای نمازش پشیمان شد، ترسید كه اگر علی علیه السلام شمشیر بكشد؛ اول او را بكشد، پس تشهدش را بسیار طول داد تا آن كه نزدیك شد تا آفتاب در آید، زیرا می‌ترسید كه اگر سلام بگوید خالد به گفته او عمل كند و فتنه‌ای بر پا شود، پس پیش از سلام نمازش گفت: ای خالد! مكن آنچه را گفته بودم، اگر بكنی تو را خواهم كشت.(كتاب سلیم بن قیس؛ ص 255/ احتجاج؛1/240) و این فتنه دفع شد.

علامه مجلسی می‌نویسد: در مدت زندگانی آن بانو علیهاالسلام بعد از پدر بزرگوارش، اختلاف نظر بسیاری میان خاصّه و عامّه می‌باشد، از شش ماه بیشتر و از چهل روز كمتر نگفته‌اند، و احادیث معتبر دلالت می‌كند بر آن كه بقای آن حضرت علیهاالسلام بعد از پیغمبر، هفتاد و پنج روز بوده است. ابوالفرج اصفهانی در كتاب مقاتل الطالبیین از حضرت امام محمّدباقر علیه السلام روایت كرده است: مدت بقای آن حضرت علیهاالسلام بعد از پدر خود؛ سه ماه بود.

همچنین شیخ صدوق روایت كرده است: چون از جانب حق تعالی خبر وفات آن سرور بانوان دو عالم دررسید، امّ ایمن را طلبید و- او معتمدترین زنان نزد آن بانو بود- فرمود:

ای امّ ایمن خبر وفاتم، به من رسیده، پس علی را برای من بطلب. چون حضرت امیرعلیه السلام حاضر شد، فرمود: ای پسر عمّ! تو را به انجام مواردی وصیّت می‌كنم. حضرت امیر علیه السلام فرمود: هر چه می‌خواهی بگو، فرمود:

وصیت‌های من اول آن است كه امامه دختر زینب را بعد از من به همسری برگزینی كه تربیت كننده فرزندان من باشد و برای ایشان در مهربانی همانند من است، و تابوتی برای من بساز مثل آنچه ملائكه برای من تصویر كردند و به من نشان دادند. حضرت فرمود: ای فاطمه به من بنما كه چگونه ایشان به تو نشان دادند؟ پس فاطمه علیهاالسلام روشی را كه ملائكه از جانب حق تعالی برای او وصف كرده بودند به آن حضرت نشان داد. پس فرمود: وصیت سوم من آن است كه در هر ساعت از شب و روز كه وفات نمایم، در همان ساعت مرا دفن كنی و تأخیر ننمایی، و نگذاری احدی از دشمنان خدا كه بر من ستم كرده‌اند، بر جنازه من حاضر شوند و بر من نماز خوانند. حضرت امیر علیه السلام فرمود: چنین خواهم كرد.

تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir

پس آن بانوعلیهاالسلام در نیمه شب به ریاض جنّت انتقال یافت. حضرت علی علیه السلام در همان ساعت مشغول تجهیز و تكفین آن حضرت گردید. پس از آن كه از غسل و دفن فارغ شد، جنازه را بیرون آورده و جریدی از درخت خرما روشن كرده و با جنازه آن حضرت بیرون آمدند، تا آن كه در همان شب بر آن حضرت علیهاالسلام نماز گزارند و جسد مطهّرش را دفن كردند...(علل الشرایع؛185) علامه مجلسی می‌نویسد: در مدت زندگانی آن بانو علیهاالسلام بعد از پدر بزرگوارش، اختلاف نظر بسیاری میان خاصّه و عامّه می‌باشد، از شش ماه بیشتر و از چهل روز كمتر نگفته‌اند، و احادیث معتبر دلالت می‌كند بر آن كه بقای آن حضرت علیهاالسلام بعد از پیغمبر، هفتاد و پنج روز بوده است. ابوالفرج اصفهانی در كتاب مقاتل الطالبیین از حضرت امام محمّدباقر علیه السلام روایت كرده است: مدت بقای آن حضرت علیهاالسلام بعد از پدر خود؛ سه ماه بود.(مقاتل الطالبیّین؛49)

اكثر علمای امامیه گفته‌اند در روز سوّم جمادی الاول واقع شد. همچنین در سن شریف حضرت فاطمه علیهاالسلام در وقت وفات، اختلاف نظر بسیار است، اكثر روایات معتبر دلالت می‌كند بر آن كه سن شریف آن بانو علیهاالسلام در آن وقت، هیجده سال بوده، و قول صحیح و مشهور میان علمای امامیه همین قول است.

در روز وفات آن حضرت نیز اختلاف نظر بسیار است، اكثر علمای امامیه گفته‌اند در روز سوّم جمادی الاول واقع شد. همچنین در سن شریف حضرت فاطمه علیهاالسلام در وقت وفات، اختلاف نظر بسیار است، اكثر روایات معتبر دلالت می‌كند بر آن كه سن شریف آن بانو علیهاالسلام در آن وقت، هیجده سال بوده، و قول صحیح و مشهور میان علمای امامیه همین قول است.

در كتاب روضة الواعظین روایت كرده‌اند كه حضرت فاطمه علیهاالسلام را بیماری شدیدی عارض گردید و تا چهل روز ممتد شد، چون خبر وفات آن حضرت علیهاالسلام به او رسید امّ ایمن و اسماء بنت عمیس و حضرت امیرالمؤمنین‌علیه السلام را حاضر ساخت و گفت: ای پسرعمّ! از آسمان خبر فوت به من رسیده و من عازم سفر آخرتم، تو را وصیت می‌كنم به چیزی چند كه در خاطر دارم.

چون خبر شهادت حضرت زهرا در مدینه منتشر گردید، شیون از خانه‌های مدینه بلند شد، و مردم جمع شده بودند و گریه می‌كردند و انتظار بیرون آمدن پیکر حضرت را می‌كشیدند. پس ابوذر بیرون آمد و گفت: بیرون آوردن آن حضرت را به تأخیر انداختند، پس مردم متفرق شده، برگشتند. چون پاسی از شب گذشت و دیده‌ها به خواب رفت، جنازه را بیرون آوردند، امیرمؤمنان و حسن و حسین علیهم السلام و عمّار و مقداد و عقیل و زهیر و ابوذر و سلمان و بریده و گروهی از بنی‌هاشم و خوّاص آن حضرت، بر آن بانوعلیهاالسلام نمازگزاردند و در همان شب دفن كردند. حضرت علی علیه السلام بر دور قبر آن حضرت هفت قبر دیگر ساخت كه ندانند قبر آن بانو علیهاالسلام كدام است.

حضرت امیر علیه السلام فرمود: ای دختر رسول خدا آنچه خواهی وصیت كن. پس بر بالین آن حضرت نشست و هر كه در آن خانه بود بیرون كردند. پس ساعتی هر دو گریستند. حضرت علی علیه السلام سر فاطمه علیهاالسلام را مدتی به دامن گرفت و به سینه خود چسبانید و فرمود:

هر چه می‌خواهی وصیت كن، آنچه فرمایی به عمل می‌آورم و امر تو را بر امر خود اختیار می‌كنم. فاطمه علیهاالسلام فرمود: خدا تو را جزای خیر دهد ای پسرعمّ رسول خدا، وصیت می‌كنم تو را اول كه بعد از من امامه را به عقد خود درآوری. او برای فرزندان من مثل من است. پس فرمود: برای من تابوتی قرار ده، زیرا كه ملائكه را دیدم كه صورت تابوت برای من ساختند. پس فرمود: باز وصیّت می‌كنم تو را كه نگذاری كه یكی از آنها كه بر من ستم كرده و حقّ مرا غصب كردند بر جنازه من حاضر شوند، زیرا كه ایشان دشمن من و دشمن رسول خدایند، و نگذاری كه احدی از ایشان و نه از اتباع ایشان، بر من نماز بخوانند، و مرا در شب دفن كنی، در وقتی كه دیده‌ها در خواب باشد. (روضة الواعظین؛151)

ابن شهرآشوب و دیگران روایت كرده‌اند چون خواستند كه آن حضرت علیهاالسلام را در قبر گذارند، دو دست شبیه دست‌های رسول خدا صلی الله علیه و آله از میان قبر پیدا شد، و آن حضرت را گرفت و به قبر برد.

در كشف الغمّه روایت كرده‌اند چون وفات حضرت فاطمه علیهاالسلام نزدیك شد، اسماء بنت عمیس را گفت: آبی بیاور كه من وضو بگیرم، پس وضو گرفت - به روایتی دیگر غسل كرد - و بوی خوش طلبیده و خود را خوشبو گردانید و جامه‌های نو طلبید، پوشید و فرمود:

ای اسماء! جبرئیل در وقت وفات پدرم از بهشت، چهل درهم كافور آورد، حضرت آن را سه قسمت كرد و یك بخش را از برای خود گذاشت و یكی را برای من و یكی را برای علی، آن كافور را بیاور كه مرا به آن حنوط كنند. چون كافور را آورد، فرمود: نزدیك سر من بگذار، پس رو به قبله خوابید و جامه‌ای بر روی خود كشید و فرمود: ای اسماء مدتی صبر كن، بعد از آن مرا صدا کن، اگر جواب نگویم، علی را طلب كن و بدان كه من به پدر خود ملحق گردیده‌ام.

اسماء ساعتی انتظار كشید، بعد از آن فاطمه علیهاالسلام را ندا كرد، صدایی نشنید، پس گفت: ای دختر مصطفی، ای دختر بهترین فرزندان آدم، ای دختر بهترین كسی كه بر روی زمین راه رفته است، ای دختر آن كسی كه در شب معراج به مرتبه قاب قوسین او ادنی رسیده است. چون جواب نشنید جامه را از روی مباركش برداشت، دید كه مرغ روحش به ریاض جنّت پرواز كرده است، پس بر روی آن حضرت افتاد و آن حضرت را می‌بوسید و می‌گفت: چون به خدمت حضرت رسول صلی الله علیه و آله می‌رسی. سلام اسماء بنت عمیس را به آن حضرت برسان.

مفضّل از حضرت صادق‌ علیه‌السلام سؤال نمود: فاطمه علیهاالسلام را چه كسی غسل داد؟ حضرت فرمود: امیرالمؤمنین علیه السلام غسل داد؛ زیرا كه فاطمه، صدیقه و معصومه بود، و معصوم را به غیر از معصوم غسل نمی‌دهد، چنانچه مریم را حضرت عیسی علیه السلام غسل داد.

در این حال امام حسن و امام حسین علیهماالسلام از در آمدند و گفتند: ای اسماء! چرا مادر ما در این وقت به خواب رفته است؟ اسماء گفت: مادر شما به خواب نرفته ولیكن به رحمت خداوندی واصل گردیده است، پس حضرت امام حسن علیه السلام خود را بر روی آن حضرت افكند و روی انورش را می‌بوسید و می‌گفت: ای مادر با من سخن بگو پیش از آن كه روحم از جسد مفارقت كند، و حضرت امام حسین علیه السلام بر پایش افتاد و می‌بوسید و می‌گفت: ای مادر بزرگوار! منم فرزند تو حسین. با من سخن بگو پیش از آن كه دلم شكافته شود و از دنیا مفارقت كنم.

پس اسماء گفت: ای دو جگر گوشه رسول خدا بروید و پدر بزرگوار خود را خبر كنید و وفات مادر خود را به او برسانید. پس ایشان بیرون رفتند، چون نزدیك مسجد رسیدند صدا به گریه بلند كردند، پس صحابه به استقبال ایشان دویدند و گفتند: سبب گریه شما چیست ای فرزندان رسول خدا؟ حق تعالی هرگز دیده شما را گریان نگرداند، مگر جای جدّ خود را خالی دیده‌اید و از شوق ملاقات او گریان گردیده‌اید؟ گفتند: مادر ما از دنیا مفارقت نمود. چون امیرالمؤمنین این خبر را شنید، فرمود: بعد از تو خود را به كه تسلی دهم. (كشف الغمة؛2/122)

چون این خبر در مدینه منتشر گردید، شیون از خانه‌های مدینه بلند شد، و مردم جمع شده بودند و گریه می‌كردند و انتظار بیرون آمدن پیکر حضرت را می‌كشیدند. پس ابوذر بیرون آمد و گفت: بیرون آوردن آن حضرت را به تأخیر انداختند، پس مردم متفرق شده، برگشتند. چون پاسی از شب گذشت و دیده‌ها به خواب رفت، جنازه را بیرون آوردند، امیرمؤمنان و حسن و حسین علیهم السلام و عمّار و مقداد و عقیل و زهیر و ابوذر و سلمان و بریده و گروهی از بنی‌هاشم و خوّاص آن حضرت، بر آن بانوعلیهاالسلام نمازگزاردند و در همان شب دفن كردند. حضرت علی علیه السلام بر دور قبر آن حضرت هفت قبر دیگر ساخت كه ندانند قبر آن بانو علیهاالسلام كدام است.

تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir

به روایتی دیگر چهل قبر دیگر را آب پاشیدند كه قبر آن حضرت مشخص نباشد و به روایت دیگر قبر آن حضرت را با زمین هموار كرد كه علامت قبر معلوم نباشد؛ این کارها برای آن بود كه موضع قبر آن حضرت را ندانند و بر قبر ایشان نماز نخوانند و خیال نبش قبر آن را به خاطر نگذرانند.(روضة الواعظین؛151) به این سبب در مورد محل قبر آن بانو علیهاالسلام اختلاف نظر واقع شده است: بعضی گفته‌اند در بقیع نزدیك قبور ائمه بقیع است و بعضی گفته‌اند میان قبر حضرت رسالت و منبر آن حضرت دفن شده است، زیرا كه حضرت فرمود: میان منبر و قبر من باغی از باغ‌های بهشت است و منبر من بر دری از درهای بهشت است. اصّح آن است كه آن حضرت را در خانه خود دفن كردند، چنانچه روایت صحیح بر آن دلالت می‌كند. ابن شهرآشوب و دیگران روایت كرده‌اند چون خواستند كه آن حضرت علیهاالسلام را در قبر گذارند، دو دست شبیه دست‌های رسول خدا صلی الله علیه و آله از میان قبر پیدا شد، و آن حضرت را گرفت و به قبر برد.(مناقب ابن شهر آشوب؛ 3/414 با كمی اختلاف.)

حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام روایت كرده است، هفت كس بر جنازه حضرت فاطمه علیهاالسلام نمازگزاردند: ابوذر، سلمان، مقداد، عمّاریاسر، خذیفه، عبدالله بن مسعود، و من امام ایشان بودم.

مفضّل از حضرت صادق‌ علیه‌السلام سؤال نمود: فاطمه علیهاالسلام را چه كسی غسل داد؟ حضرت فرمود: امیرالمؤمنین علیه السلام غسل داد؛ زیرا كه فاطمه، صدیقه و معصومه بود، و معصوم را به غیر از معصوم غسل نمی‌دهد، چنانچه مریم را حضرت عیسی علیه السلام غسل داد.(علل الشرایع؛ ص184) از حضرت صادق علیه‌السلام پرسیدند: به چه سبب حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام، فاطمه علیهاالسلام را در شب دفن نمود؟ حضرت فرمود: برای آن كه فاطمه علیهاالسلام وصیّت كرده بود كه آن دو مرد اعرابی كه هرگز ایمان به خدا و رسول نیاورده بودند، بر او نماز نخوانند.(علل الشرایع؛ ص185) از حضرت علی علیه السلام. از علت دفن فاطمه علیهاالسلام در شب پرسیدند؟ فرمود: زیرا كه او خشمناك بود بر جماعتی و نمی‌خواست آنها بر جنازه او حاضر شوند، و حرام است بر كسی كه ولایت و محبّت آن جماعت را داشته باشد، كه بر احدی از فرزندان فاطمه نماز كند.(امالی شیخ صدوق؛ ص523)

حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام روایت كرده است، هفت كس بر جنازه حضرت فاطمه علیهاالسلام نمازگزاردند: ابوذر، سلمان، مقداد، عمّاریاسر، خذیفه، عبدالله بن مسعود، و من امام ایشان بودم. (خصال؛361)

منبع:

بوی بهشت سوخته

برگزیده از كتاب جلاءالعیون علامه محمّدباقر مجلسی

اقتباس: علی لباف

از صفحه (60 تا 73)

لینک مطالب مرتبط:

- مباهله؛ جلوه‌ای از حضور حضرت زهرا(س) در عرصه سیاست

- مصحف حضرت فاطمه(س) فراتر از شناخته‌های بشری

- ماجراى فدك


باز منتشر شده توسط fardsaeid در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط fardsaeid با 143127 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 7
     درج شده در 386 روز و 19 ساعت و 8 دقیقه قبل
    

 

شعر فاطمیه/صد عید، الهی به فدایت مادر تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir

وحید قاسمیان شاعر آیینی کشورمان به مناسبت تقارن ایام عید نوروز با فاطمیه و سالروز شهادت حضرت فاطمه زهرا (س)‌ ۵ رباعی را تقدیم به دوستداران مادر مهربان هستی کرده است. 

به گزارش نبض سحر به نقل از دانا،‌ وحید قاسمیان شاعر آیینی کشورمان به مناسبت تقارن ایام عید نوروز با فاطمیه و سالروز شهادت حضرت فاطمه زهرا (س)‌ ۵ رباعی را تقدیم به دوستداران مادر مهربان هستی کرده است.

 

هر سال منم عبد عطایت مادر

خوشبخت شدم ذیل دعایت مادر

نوروز که قابلی ندارد بی بی

صد عید، الهی به فدایت مادر

 

******

 

من شیعه شدم رها ز هر قید

در دام محبتت شدم صید

مادر به خدا نمی فــروشم

یک لحظه ی روضه ات به صد عید

 

******

 

آغشته بهارمان به عطر یاس است

ای شیعه دل صاحبمان حساس است

حرمت بگُذارید اگر فاطمه را

عیدی همه با پسرش عباس است

 

******

 

بر شیعه و محب ولایت مبرهن است

محدوده شعور و ارادت معین است

غافل مشو ز اصل خوشی ها که عیدمان

با روضه های حضرت زهرا مزیّن است


باز منتشر شده توسط fardsaeid در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط fardsaeid با 143127 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 15
     درج شده در 386 روز و 19 ساعت و 15 دقیقه قبل
    

بدترین مردم در کلام پیامبر (ص) تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir

  امام ششم (ع) می فرمایند پیغمبر (ص) فرمود:

مایلید بدترین مردم را به شما معرفى‏ کنم؟
گفتند: آرى یا رسول اللَّه (ص)؛
فرمود: آن کس که تنها به سفر رود، و از نفقه لازم و بخشش خوددارى نماید، و غلام خویش را بزند.
و از آن حضرت (ع) است که می فرمایند : پیغمبر اکرم «ص» به على «ع» فرمود:
یا على تنها به سفر مرو، که شیطان با یک نفر همراه است و از دو نفر دور.

حضرت کاظم (ع) می فرمایند:
پیغمبر اکرم سه نفر را لعن فرمود: آنکه توشه خود را تنها بخورد، و آن کس که در خانه تنها بخوابد، و کسى که تنها در بیابان راه پیماید و به سفر رود.
اسماعیل بن جابر می گوید: در مکه در محضر امام صادق (ع) بودم که مردى از مدینه آمد، حضرت به او فرمود: همسفر تو کیست؟
جواب داد: همسفر ندارم.
امام (ع) فرمود: اگر قبلا به تو دست یافته بودم خوب ادبت می کردم و بعد فرمود: یک نفر شیطان است و دو نفر دو شیطان و سه نفر همسفر و چهار نفر رفیق.

ازامام موسى بن جعفر (ع) روایت شده که می فرمایند: هر که تنها به سفر می رود بگوید:
«ما شاء اللَّه لا حول و لا قوة الا باللَّه»
خداوندا در وقت وحشت مونس من باش، در تنهایى یاریم کن، و در غیاب من آنچه دارم حفظ کن.

منبع:مکارم الأخلاق / ترجمه میرباقرى، ج‏۱، ص: ۴۹۷٫


باز منتشر شده توسط fardsaeid در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط fardsaeid با 143127 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 12
     درج شده در 387 روز و 5 ساعت و 41 دقیقه قبل
    

سوره ای با فضلیت برای اموات !

 

 

 

خواندن سوره‎هایی از قرآن در حالت احتضار مانند سوره‎های؛ یس، صافات، احزاب، آیة الکرسی، آیه ۵۴ سوره اعراف، و سه آیه آخر سوره بقره در روایات توصیه شده است

 


قرآن خواندن برای اموات

پس از مرگ انسان، بر اطرافیان و دیگر مؤمنان اعمالی واجب است؛ مانند غسل، کفن، نماز و دفن و واجباتی که از میت قضاء شده بود که باید هرچه زودتر انجام پذیرد. اما انجام برخی اعمال برای اموات مستحب می باشد، که از جمله آنها صدقه دادن، دعا کردن و خواندن قرآن است.

 

در خصوص اثبات استحباب قرائت قرآن برای اموات دو نوع دلیل می توان بیان کرد: نوع اول روایاتی که به صورت کلی بیان می کند به یاد اموات و گذشتگان باشید و آنها از کارهای نیک شما بهره می برند؛ و روشن است که قرائت قرآن یکی از کارهای نیک و پسندیده است. در این مورد روایاتی وجود دارد که به بعضی اشاره می شود:

 

۱. از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) نقل شده است: «مردگانتان را که در قبرها آرمیده اند از یاد نبرید. مردگان شما امید احسان شما را دارند. مردگان شما زندانی هستند و به کارهای نیک شما رغبت دارند. آنها خود، قدرت انجام کاری را ندارند، شما صدقه و دعائی به آنها هدیه کنید.»[۱]

 

۲. حضرت امام صادق(علیه السلام ) می فرمایند: «مرده به خاطر طلب رحمت و آمرزشی که برای او می شود شادمان می گردد، همان گونه که زنده بوسیله هدیه ای که به او می دهند، خوشحال می گردد.»[۲]

 

دسته دوم روایاتی است که آثار قرائت قرآن برای اموات را بیان می کند؛ مانند این روایت: حضرت امام رضا(علیه السلام) فرمودند: «هر کس قبر مؤمنی را زیارت کند و در کنار آن هفت مرتبه إنّا انزلناه بخواند، خداوند او را با صاحب قبر می آمرزد.[۳]»


می‎توان گفت: سوره‎های؛ فاتحه، یس، صافات، تبارک، احزاب، آیة الکرسی، هفت مرتبه اناانزلناه ... را می توان خواند و ثوابش را به اهل قبور اهداء کرد

 

اهل قبور نیازمند به استغفار و طلب رحمت و اهداء ثواب هستند. در همین زمینه امام جعفر صادق ـ علیه السّلام ـ می‎فرماید: «ثوابی که پس ازمرگ به انسان می‎رسد سه چیز است؛ ۱. صدقه جاریه... ۲. راه و رسم صحیحی که شخص در حال حیات بدان عمل می‎کرد و به گونه‎ای بوده که الگو برای دیگران می‎شد ۳. فرزندی شایسته که برای او طلب مغفرت کند، و موجبات آمرزش پدر را فرهم سازد.»[۴] در جای دیگر می‎فرماید: «همان گونه که زندگان با هدایا، شاد می‎شوند اهل قبور و برزخیان نیز با ترحم و استغفار که نسبت به آنان می‎شود؛ شاد می‎گردند.»[۵]

 

بنابر این اهداء ثواب و طلب مغفرت برای اهل قبور نافع است و از طریق اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ توصیه شده است.


کارهایی که برای میت نافع است

خواندن سوره‎هایی از قرآن در حالت احتضار مانند سوره‎های؛ یس، صافات، احزاب، آیة الکرسی، آیه ۵۴ سوره اعراف، و سه آیه آخر سوره بقره در روایات توصیه شده است.[۶]
تلاوت

 

همچنین در شب اول قبر؛ مستحب است دو رکعت نماز وحشت خوانده شود که در رکعت اول بعد از سوره حمد، یک مرتبه آیة الکرسی و در رکعت دوم، بعد از سوره «حمد»، ۱۰ مرتبه سوره «انا انزلنا» خوانده شود.

 

امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمودند: سوره «تبارک» بالای سر قبر میت خوانده شود تا موجب رفع عذاب قبر از او گردد.[۷]

 

مرحوم نوری در مستدرک الوسائل باب اموات، از سید بن طاوس در مصباح الزائد نقل کرده و فرمود: طریق زیارت میت این است که رو به قبله و دست بر قبر نهاده و بگو: «اللّهم ارحم غربته وصل وَحْدَته... ثمَّ اقر 'أنا انزلناه فی لیلة القدر' سبع مرّات» پروردگارا! بر غربت او ترحم نما و تنهایی او را به مقام جمع خودت ارتباط بده و موجبات انس را بر وحشت او قرار بده و ترس او را تبدیل به ایمنی گردان و از رحمت خود برای او رحمتی بفرست که از رحمت غیر تو بی‎نیاز گردد و او را به کسی که او دوست داشت و در تحت ولایت او (ائمه اطهار ـ علیهم السّلام ـ ) بود؛ ملحق گردان! و سپس سوره مبارکه «انا انزلناه» راهفت مرتبه بخوان.[۸]

 

در نتیجه می‎توان گفت: سوره‎های؛ فاتحه، یس، صافات، تبارک، احزاب، آیة الکرسی، هفت مرتبه اناانزلناه... را می توان خواند و ثوابش را به اهل قبور اهداء کرد.


خواندن قرآن برای اموات دیگران و دریافت پول

افرادی که به سفارش دیگران ختم قرآن برای اموات می کنند و از این بابت پول دریافت می کنند، آیا این عمل شرعاً صحیح است؟ آیا صرف قرائت قرآن و به این صورت که هر دو روز یک ختم قرآن بکنند اشکالی ندارد؟

 

دریافت پول و مزد بابت خواندن قرآن اشکالی ندارد[۹] و به تلاوت و قرائت قرآن در روایات فراوان سفارش شده است.

 

تلاوت قرآن غیر از این که برای قاری بسیار ارزش و ثواب دارد برای پدر و مادر و معلم او نیز مؤثر است. پیامبر(صلی الله علیه و آله ) فرمود: 'هرگاه معلم به دانش آموز بسم الله الرحمن الرحیم بیآموزد خداوند برای او و پدر و مادر و معلمش برائت از آتش جهنم را امضا می کند.'[۱۰]

 

امام صادق(علیه السلام ) فرمود: 'پیامبر(صلی الله علیه و آله) در وصیتش به امام علی(علیه السلام ) فرمود: 'بر تو باد به تلاوت کردن قرآن در هر حالی.'[۱۱]

 

تلاوت کردن زیاد و ختم قرآن به صورت پی در پی مطلوب است. امام سجاد(علیه السلام ) فرمود: 'شروع به قرآن و ختم آن و شروع دوباره و ختم آن و .... از افضل اعمال است'.[۱۲]

 

امام حسین(علیه السلام) فرمود: 'ختم قرآن در یک شب باعث صلوات و درود ملائکه و ختم آن در روز باعث صلوات و درود ملائکه حافظ انسان می باشد. نیز دعای او مستحاب است و برای او بهتر است از این که بین زمین تا آسمان مال داشته باشد.'[۱۳]

 


اهدای ثواب قرائت قرآن به پیامبر و ائمه و به مؤمنان (چه زنده و چه مرده) مستحب است:علی بن مغیره می گوید:به امام کاظم گفتم:پدرم در یک ماه رمضان گاهی تا چهل ختم قرآن داشت. نیز مانند او عمل کرده ام. و وقتی که عید فطر می شود ثواب آن ها را به پیامبر و امامان اهدا می کنم. حضرت فرمود:در روز قیامت تو با آنان خواهی بود

 

کثرت تلاوت قرآن مطلوب است ولی عجله کردن در تلاوت و با سرعت زیاد خواند کراهت دارد. بهتر است قرآن را با ترتیل بخوانیم.[۱۴] این همه ثواب برای تلاوت قرآن و برای قاری قرآن در صورتی است که به قرآن و به حلال و حرام آن معتقد باشد و قرآن را وسیله کسب رزق و و آبروی خود قرار ندهد.


امام صادق(علیه السلام ) فرمود:'قاریان قرآن بر سه دسته اند:‌

 

۱- قاری که با تلاوت قرآن بر مردم فخر فروشی می کند. او اهل آتش است.

 

۲- قاری که قرآن را خوب می خواند ولی به آن عمل نمی کند و حدود قرآن را ضایع می گرداند. او نیز اهل آتش است.

 

۳- قاری که به حلال و حرام قرآن عمل می کند و به آن ایمان دارد. خداوند او را ازفتنه های گمراه کننده نجات می دهد و اهل بهشت خواهد بود و در روز قیامت از دیگران شفاعت خواهد کرد.'[۱۵]

 

امام صادق(علیه السلام) از پدران گرامیش نقل می کند: 'من قرء القرآن یأکل به الناس جاء یوم القیامه و وجهه عظم لا لحم فیه؛[۱۶] هر کس قرآن بخواند و با آن بخواهد سر مردم کلاه بگذارد (مال مردم را بخورد) در روز قیامت وارد محشر می شود در حالی که هیچ گوشتی بر صورت ندارد.'

 

اهدای ثواب قرائت قرآن به پیامبر و ائمه و به مؤمنان(چه زنده و چه مرده) مستحب است: علی بن مغیره می گوید: به امام کاظم گفتم: پدرم در یک ماه رمضان گاهی تا چهل ختم قرآن داشت. نیز مانند او عمل کرده ام. و وقتی که عید فطر می شود ثواب آنها را به پیامبر و امامان اهدا می کنم. حضرت فرمود: در روز قیامت تو با آنان خواهی بود.[۱۷]

 

پی نوشت ها :

[۱] یزدی، شیخ حسن بن علی، انوار الهدایة، ص ۱۱۵، چاپخانه نعمان، نجف.

[۲] محجة البیضاء، ج ۸، ص ۲۹۲,

[۳] مجلسی، محمدباقر ، بحار الأنوار، ج ۸۲، ص ۱۶۹، از منشورات چاپخانه اسلامیه، تهران.

[۴] مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، بیروت، داراحیاء تراث العربی، ۱۴۱۲ هـ ، ج ۶، ص ۲۹۳.

[۵] طاهری، سیری پس از مرگ، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ دوم، قم، ۱۳۷۶، ص ۳۲۶، نقل شده از: محجة البیضاء، ج ۸، ص ۲۹۲.

[۶] کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، قم، انتشارات اسوه، چاپ سوم، ۱۳۷۵ش، ج ۳، ص ۱۲۵ ـ ۱۲۶؛ ر.ک: به توضیح المسائل، بخش اموات.

[۷] اقبال اعمال، ص ۶۵۱، نقل شده از سیری در جهان پس از مرگ، همان، ص ۳۰۰.

[۸] به نقل از سیری در جهان پس از مرگ، همان، ص ۳۲۶.

[۹] آیت الله فاضل، جامع المسائل، ج ۱، ص ۶۳۲.

[۱۰] وسائل الشیعه، ج ۳، ص ۸۲۶.

[۱۱] همان، ص ۸۳۹.

[۱۲] همان، ص ۸۴۰.

[۱۳] همان، ص ۸۴۱.

[۱۴] همان، ص ۸۵۶.

[۱۵] همان، ص ۸۳۷.

[۱۶] همان.

[۱۷] همان، ص ۸۶۴

مطالب مرتبط - مذهبی


باز منتشر شده توسط fardsaeid در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط fardsaeid با 143127 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 8
     درج شده در 390 روز و 19 ساعت و 20 دقیقه قبل
    
خطبه امام علی(ع) درباره فایده و برکات صله رحم

 

هر كه از خويشان خود دست كشد، يك دست از آنان باز گرفته، اما دستهاى فراوانى از خود كنار زده است. و آن كس كه با قوم و خويشان خود نرمخو و مهربان باشد، دوستى و محبّت هميشگى آنان را به دست آورَد.
امیرالمومنین امام على عليه‌السلام فرمودند: اى مردم! هيچ كس ـ هر اندازه هم ثروتمند باشد ـ از خويشان (ايل و عشيره) خود و حمايت عملى و زبانى آنها از او، بى نياز نيست .
آنان بزرگترين گروهى هستند كه از انسان پشتيبانى مى‌كنند و پراكندگى و پريشانى او را از بين مى برند و در مصيبتها و حوادثى كه برايش پيش مى‌آيد، بيش از همه به او مهربان و دلسوزند.
نام نيكى كه خداوند براى انسان در ميان مردم پديد مى‌آورَد، بهتر است از مال و ثروتى كه وى براى ديگران باقى مى‌گذارد.
هان! مبادا از خويشاوند نيازمند خود روى برتابيد و از دادن اندك مالى به او دريغ كنيد، كه اگر ندهيد چيزى بر ثروت شما نمى افزايد و اگر بدهيد چيزى كم نمى شود.
هر كه از خويشان خود دست كشد، يك دست از آنان باز گرفته، اما دستهاى فراوانى از خود كنار زده است. و آن كس كه با قوم و خويشان خود نرمخو و مهربان باشد، دوستى و محبّت هميشگى آنان را به دست آورَد.

متن حدیث:

 الإمامُ عليٌّ عليه السلام : أيُّها الناسُ ، إنّهُ لا يَستَغنِي الرَّجُلُ ـ و إن كانَ ذا مالٍ ـ عَن عِترَتِهِ (عَشِيرَتِهِ) ، و دِفاعِهِم عَنهُ بأيدِيهِم و ألسِنَتِهِم ، و هُم أعظَمُ الناسِ حِيطةً مِن وَرائهِ و ألَمُّهُم لِشَعَثِهِ ، و أعطَفُهُم علَيهِ عندَ نازِلَةٍ إذا نَزَلَتْ بهِ و لِسانُ الصِّدقِ يَجعَلُهُ اللّه ُ للمَرءِ في الناسِ خَيرٌ لَهُ مِنَ المالِ يَرِثُهُ غيرُهُ
ألا لا يَعدِلَنَّ أحَدُكُم عن القَرابَةِ يَرى بها الخَصاصَةَ أن يَسُدَّها بالذي لا يَزِيدُهُ إن أمسَكَهُ ، و لا يَنقُصُهُ إن أهلَكَهُ ، و مَن يَقبِضْ يَدَهُ عن عَشيرَتِهِ ، فإنّما تُقْبَضُ مِنهُ عَنهُم يَدٌ واحِدَةٌ ، و تُقبَضُ مِنهُم عَنهُ أيدٍ كثيرَةٌ ، و مَن تَلِنْ حاشِيَتُهُ يَستَدِمْ مِن قَومِهِ المَوَدَّةَ (المَحَبَّةَ).


«نهج البلاغه،خطبه23»
 



باز منتشر شده توسط fardsaeid در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط fardsaeid با 143127 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 15
     درج شده در 390 روز و 19 ساعت و 25 دقیقه قبل
    

رخنده میلاد حضرت زینب کبری مبارک باد

حضرت زینب ـ سلام الله عليها ـ الگوی بانوان

 

 بنیان وتربیت خانوادگی: 
زینب(سلام الله عليها) دختر علی و زهرا(علیهما السلام) در روز پنجم جمادی‌الاولی سال پنجم هجرت، در مدینه منوره دیده به جهان گشود. در پنج سالگی مادرش را از دست داد و از همان دوران طفولیت با مصیبت آشنا شد. او در دوران عمر بابرکت خویش، مشکلات و رنج‌های زیادی را متحمل شد. رحلت پیامبر(ص)، شهادت مظلومانه مادر، فرق خونین پدر، جگر پاره پاره و سر بریده برادران، شهادت فرزندان و برادران و برادرزاده‌ها و همچنین حوادث تلخی چون اسارت، نمونه‌هایی از آن است. این سختی‌ها و مشکلات از او فردی صبور و بردبار ساخته بود. او را صدیقه صغری(سلام الله عليها)می‌نامیدند. محدثه، عالمه و فهیمه از القاب او بوده و زنی عابده، زاهده، عارفه، خطیبه و عفیفه محسوب می‌شده است. نسبت نبوی، تربیت علوی و لطف خداوندی از حضرت زینب(سلام الله عليها) فردی با خصوصیات و صفات برجسته ساخته بود، طوری که به او «عقیله بنی‌هاشم» می‌گفتند. او با پسر عموی خود «عبدالله بن جعفر» ازدواج کرد و ثمره این ازدواج فرزندانی بود که دو تن از آنان در کربلا، در رکاب مولا اباعبدالله الحسین(علیه السلام) شربت شهادت نوشیدند 
هنگامی که زینب (سلام الله عليها)، این ریحانه علی و فاطمه (سلام الله عليها) چشم بر این جهان فانی گشود، رسول خدا صلی‏ الله ‏علیه ‏و‏آله در سفر بود. صبر کردند تا پیامبر باز گردد و چون نام حسن و حسین، نام این کودک را نیز از ملکوت بیاورد. 
رسول خدا پس از مدتی از سفر بازگشت و به خانه نور چشم خود، فاطمه (سلام الله عليها) رفت. علی علیه‏السلام دختر را در آغوش مبارک پیامبر نهاد و منتظر نزول وحی شدند پس جبرئیل نازل شد و فرمود: «نامش را زینب بگذارید» و آنگاه از سرنوشت کودک خبر داد. 
پیامبر زینب (سلام الله عليها) را بوسید و صورت بر صورتش گذاشت و اشک از چشمان مبارکش جاری شد. عرض کردند: «ای رسول خدا، سبب گریه شما چیست؟» فرمود: «این دخترْ در مصیبت‏ها شریک حسین من است». 
بنابراین زینب (سلام الله عليها) در خانه رفیع امامت رشد یافته، از لبان وحی علم آموخته، و در دامان کرامتْ پرورش یافته بود. او لباس پاکی و تقوا پوشیده و به آداب و اخلاق اسلامی مزین گشته بود. زینب (سلام الله عليها) فصاحت و بلاغت را از علی، نجابت را از فاطمه، صبر و شکیبایی را از حسن و مظلومیتِ در عین ایستادگی را از حسین آموخته بود؛ او روح بلند صبر و رضا بود. 
 
نقش تربیتی بانوی مهر و شجاعت دربحرانها و حوادث: 
مهم‌ترین و حساس‌ترین بخش زندگی او، سفر تاریخی‌اش به کربلا و متعاقب آن اسارت مظلومانه‌اش است که از این جهت شاید سهم او در نهضت عاشورا کمتر از نقش امام حسین(علیه السلام) نباشد، چون علاوه بر مصیبت‌هایی که آن دو به طور مشترک متحمل شده‌اند داغ از دست دادن برادری چون حسین بن علی(علیهما السلام) و همچنین رنج سفر و مشکلات اسارت، سرپرستی بیماران و کودکان داغدار و زنان و... را زینب(سلام الله عليها) به تنهایی به دوش کشید. زینب کبری(سلام الله عليها) هم مادر شهید، هم فرزند شهید، هم خواهر شهید و هم عمه شهید است. این ویژگی‌ها را در کمتر کسی می‌توان یافت. او حتی در برهه‌ای از زمان، یعنی پس از شهادت امام حسین(علیه السلام)، به دلیل بیماری امام سجاد(علیه السلام) و وظیفه سنگین هدایت، رهبری و مدیریت کاروان اسرا را نیز به دوش کشید و با سربلندی این بار سنگین را به مقصد رساند. 
 
نقش حضرت زینب در زنده ماندن اسلام و انتقال آن به نسل‌های بعدی مسلمانان را درچه می‌دانید؟ 
یکی از مهم‌ترین ارکان جاودانگی حادثه عاشورا نقش پیام رسانی حضرت زینب (سلام الله عليها) و بازماندگان کربلا بود که این واقعه تاریخی را ماندگار و جاودان کرد، بدون شک نقش حیاتی حضرت زینب (سلام الله عليها) در اهداف بزرگ عاشورا در جهت احیای دین و زنده ماندن احکام نورانی اسلام و فداکاری آن حضرت در این زمینه‌ها برکسی پوشیده نیست.یکی از اهداف بزرگ دشمن نابودی اهل بیت به عنوان اسلام عینی و مجسم بود؛ شهادت همه مردان اهل بیت و اسارت بقیه اهل بیت کاشف از این حقیقت دردناک است؛ به همین علت حفظ و نگهبانی از اهل بیت به عنوان اهداف بزرگی است که دشمن را در مقصد پلیدش ناکام خواهد گذاشت توجه به این نکته مهم است که باعث شده تا حضرت زینب (سلام الله عليها) در کنار افشاگریش درباره حادثه عاشورا و تبیین حوادث دردناک آن روز، مسؤولیت دفاع از بازماندگان این حادثه را مد نظر و توجه خود قرار می‌دهد. 
 
علاوه بر صبر و شجاعتی که از خصوصیات آن حضرت است چه خصوصیت مهم دیگری بوده که ایشان را متمایز می‌کند؟ 
مرحوم سید محسن امین (رضی) مى‏نویسد: حضرت زینب در واقعه طف در تمام حالات و مواقع جایگاهى بارز و آشکار داشت، هم از برادرزاده‏اش حضرت زین‏العابدین ‏علیه‏السلام‏ پرستارى مى‏کرد، هم لحظه به لحظه مراقب حال برادرش حسین‏ علیه‏السلام بود و با او درباره جریانات گفت‌وگو مى‏کرد و هم تدبیر امر زنان و اطفال را برعهده داشت. ما در کارنامه درخشان زینب، این زن نمونه هم روایت احادیث و اخبار مى‏بینیم به عنوان مثال خطبه مفصل و بلند مرتبه فاطمیه را ایشان در حالی‌که حدودا شش یا هفت‏سال داشتند به خاطر سپرده و نقل کردند. هم مجلس تدریس و تعلیم و تفسیر قرآن، هم خانه‏دارى و تربیت فرزند مى‏بینیم، هم هجرت فى سبیل الله و تبعیت محض از امام زمان، هم پرستارى از امام سجاد و مراقبت اطفال و زنان را مشاهده کنیم، هم فدا کردن فرزند را و هم حفظ جان امام را. در رفتار ایشان هم سوگوارى مى‏بینیم، هم استقامت و قوت قلب و شجاعت، هم خطبه خواندن و تبلیغات دشمن را خنثى کردن و هم حیا و شرم و عفت. هم عبادت و یاد خدا مشاهده مى‏شود هم جهاد و مبارزه. و در طول تاریخ چه اسوه‏اى کامل‏تر و جامع‏تر از این مى‏توان یافت؟ 
حقیقتاً تعمق در صفات حضرت که گاه به ظاهر متضاد و بعضا از یک زن بعید به نظر مى‏رسد ما را به نتایج‏بسیار جالبى مى‏رساند! 
بله، درست است. اسلام هرگز به زن و وظایف او به صورت تک بعدى نظر نکرده است و او را انسانى که تنها براى کنج‏خانه و تولید نسل مفید باشد، نخواسته است. ‏حضرت زینب تجسم عینى اسلام است و با عملکردش در طول حیات، تبلیغات مخالفان اسلام و پندار خلاف بعضى را به‌کلى ابطال کرده است. همان بانویى که وقتى به خانه شوهر مى‏رود و مسؤولیت تربیت فرزند بر عهده‏اش قرار مى‏گیرد به نحو احسن در انجام وظیفه‏اش مى‏کوشد، آنگاه که دین منوط به یارى و همراهى اوست، خانه و همسر را رها کرده، فرزندانش را برداشته و با امام زمانش همراه مى‏شود، آن هم با چنان قدرت و ابهتی که علامه بزرگوار سید هبهًْ‏الدین شهرستانى مى‏نویسد: «در بین زنان عرب، امثال زینب‏«‏»(س) جداً کمیاب و نادر است که این چنین در راه مساعدت و یارى مردان قیام کرده باشد. این مخدره در طول سفر برادر همراه با او تلاش مى‏کرد. با دست راستش تدارکات مردان کاروان را فراهم مى‏ساخت و با دست چپش نیازهاى کودکان را برآورده مى‏کرد». 
 
صبرسازنده بر مصائب : 
حضرت زینب در طول عمر خود انواع مصائب و بلایا را با چشم خود دیده و صبر پیشه کرده بود. همچنین از القاب آن حضرت صدیقه صغری، عصمت صغری و عقیله بنی‏هاشم بود. عقیله، زنِ کریمه‏ای را گویند که میان خانواده و خویشان بسیار عزیز و محترم و در خاندان خود ارجمند باشد. 
در میان رخدادهای شگفت، رخداد «طف» است که در روز دهم سال 61 هجری در سرزمین سوزان نینوا در ناحیه کربلا اتفاق افتاد. 
 
جایگاه زینب‌کبری(سلام الله عليها) واقعه کربلا 
این حماسه از زاویه دیدها و منظرهای مختلف تحلیل و بررسی و گزارش شده است. برخی از زاویه حماسی، برخی سیاسی، برخی نظامی و برخی دیگر عرفانی و بعضي از بعد زیباشناختی به این رخداد نگریسته و به گزارش بخشی از آنها پرداخته‌اند... 
در این میان به نظر می‌رسد که حماسه و عرفان یا عرفان حماسی یا حماسه عرفان از جهات مهمی است که به شکل‌های مختلف بدان پرداخته شده و جلوه‌های زیبایی از این حادثه برای دیگران گزارش، نقل و تحلیل شده است. شاید علت مهمی که محققان و اندیشوران را به این سو کشانده است، خاستگاه روایی است که این حوزه داشته و نخستین تحلیلی که پس از عاشورا از واقعه طف از سوی معصوم(علیهم السلام) یا خاندان عصمت و طهارت(علیهم السلام) ارائه شده گزارش از عرفان حماسی یا حماسه عرفان ناب است. 
در برابر تحلیل‌هایی که همان روزهای آغازین پس از رخداد از سوی دوست و دشمن بیان می‌شد، از سوی خاندان عصمت و طهارت(علیهم السلام) و حضرت زینب کبری(سلام الله عليها) یا حتی زینب صغری (ام کلثوم)(سلام الله عليها) این تحلیل مطرح می‌شود که عاشورا حماسه عرفان و اوج آن است. 
از این رو گزارشگران راستین این رخداد در تحلیل خویش، آن را به حماسه عرفان نسبت می‌دهند و به دور از همه تحلیل‌های نظامی و سیاسی و مانند آن به مساله دلدادگی حماسه‌سازان اشاره می‌کنند. به عنوان نمونه حضرت زینب(سلام الله عليها) در نخستین واکنش منفی که از سوی تحلیلگران دشمن ارائه می‌شود به مقابله برمی‌خیزد و با اشاره به عرفان حسینی بیان می‌کند که آنچه در عاشورا و طف اتفاق افتاد چیزی جز اوج زیبایی‌ها نبوده است. اگر برای دشمن اوج رذالت‌ها و سر زدن کینه‌های باقیمانده از واپسین لحظات آغاز آفرینش و خلافت الهی آدم(علیه السلام) بوده که این گونه نسبت به انسان کامل و اوج انسانیت رخ داده برای حسینیان و عاشوراییان، اوج عشق و محبت و زیبایی بوده است. آنان در رخداد به ظاهر تلخ کربلا زیبایی‌ها دیده‌اند و اگر برای عشق و محبت به خدا تجسم و تمثل دنیوی امکان‌پذیر بوده در حادثه کربلا آن تجسم و تمثل امکان وقوع یافته است. 
قطعا در رخداد عاشورا بود که عشق معنای درست یافته و محبت میان محبوب و محب خود را نشان داده است. از این رو عاشورا را میدان عشق‌بازی دانسته و عاشوراییان را عشق‌بازان رندی خوانده‌اند که اوج زیبایی‌های عشق و عاشقی را به تصویر که نه به تجسم کشیده‌اند و خود نه در آن بازی یا بازیگری، بلکه حضور واقعی داشته‌اند. 
اگر برای مراتب علم سه مرتبه علم الیقین و عین الیقین و حق الیقین گفته‌اند برای مراتب عشق و معرفت عاشقان نیز سه مرتبه از این دست گفته‌اند. عاشوراییان در کربلا، نخست در کنار شمع جمال الهی گرد آمدند و آنگاه دیوانه‌وار خود را هر از گاهی به آتش شمع وجود جمال زدند و لذت شهود چشیده و زخم‌های خونین برداشتند تا آنکه در نهایت، خود را در شعله فروزان عشق الهی سوزاندند و پروانه‌وار در آتش آن محو شدند و چون از ایشان نام و نشانی نماند و هر آنچه ماند وجه الله بود دیگر فنا به ایشان راه نیافت و این گونه شد که آنان «کل من علیها فان و یبقی وجه ربک ذوالجلال والاکرام» را به تاویل بردند و به آن، صورت تجسمی و تمثلی در عالم ماده بخشیدند. عاشوراییان چنان در «جنب الله» ماندند که در رستاخیز جز وجه‌الله و جنب‌الله برای ایشان نماند و دیگر مانند دیگران انگشت حسرت نگزیدند که چرا کوتاهی و تقصیر کردند؛ «أن تقول نفس یا حسرتی علی ما فرطت فی جنب الله و ان کنت لمن الساخرین».[ آیه 56 سوره زمر ] بر این اساس نخستین گزارشگر و تحلیلگر واقعی و راستین این حلقه رندان عشق درباره ایشان می‌فرماید: ما رایت الا جمیلا؛ ما از خدا جز زیبایی ندیدیم. (بحارالانوار، ج45، ص116) 
 
معراج انسانی زینب: 
اگر میدان کربلا را اوج معراج مردان بدانیم در کربلا، کوفه و شام است که زینب(سلام الله عليها) چند بار به معراج انسانی می‌رود و در این راه جامعه‌ای را به رشد اجتماعی می‌برد و آنان را که در شهوت دنیا راه را گم کرده‌اند به تازیانه کلام برمی‌انگیزد. این گونه است که هر مجلسی برای زینب(سلام الله عليها) معراج می‌شود و جامعه می‌تواند هم از خود او و هم از سخنان وی که سخنان معراجی است درس‌ها بیاموزد. آنگاه که می‌فرماید «ما رایت الا جمیلا» یادآور کلام معصومان مورد ستایش قرآن در سوره انسان است که جز به وجه الله کاری را انجام نمی‌دهند. اکنون او دوباره الگوسازی می‌کند که ما جز وجه و رضای الهی نمی‌خواهیم و جز او نمی‌جوییم. اینها نشانگر آن است که آن شخصیت، پیش از آنکه به کربلا برسد، کمال انسانی را پیموده بود. در روانشناسی اثبات شده که آدمی هنگام خشم و در زمان فرو ریزش عواطف و احساسات تند، هر آنچه را در ذات و شاکله وجودی‌اش است، نمایان می‌سازد. 
این گونه است که زینب(سلام الله عليها) این چنین در اوج زخم‌ها و زخمه‌ها سخن از جمال و جمیل می‌گوید. اگر از آن همه تاریخ گفته و ناگفته تنها همین قطعه از بهشت زینبی بود، همان ما را بس که این بخش را برترین‌ و اوج‌ الگو قرار دهیم و بدانیم که در پس این زن کربلایی چه زن کاملی نشسته است. 
یکى از روشن‌ترین و بارزترین نکاتى که در بررسى شخصیت آن ‏حضرت است اعطای مقام نیابت‏ خاصه از سوى حضرت اباعبدالله بود. 
از مرحوم شیخ صدوق‏ رحمهًْ‌الله‏ علیه نقل شده که زینب داراى مقام نیابت ‏خاصه از سوى حضرت ابا عبدالله بود و مردم در حلال و حرام به ایشان مراجعه مى‏کردند تا وقتى که امام زین‏العابدین کاملا بهبود یافتند. 
برعهده گرفتن وظایف و مسؤولیت‌هاى یک امام معصوم، حاکى از ظرفیت وجودى بیکران ایشان است. روایت دیگرى که علامه جعفر نقدى از کتاب «اکمال الدین و اتمام النعمه» نقل مى‏کند حاکى از آن است که امام حسین(علیه السلام) حضرت را بر اسرار امامت، امین دانسته و آن را در اختیار ایشان نهادند و این شرافتى است که هیچ چیز دیگر با آن برابرى نمى‏کند. 
نقش سرنوشت‏سازى که حضرت در احیا و مساعدت دین ایفا کردند، از آغاز خلقت تاکنون نظیر ندارد. این مخدره جلیله علاوه بر آنکه همراه کاروان برادر بود، ریاست کاروان و تدبیر امور را نیز برعهده داشت، فرزندانش را نیز فدایى راه امام زمانش ساخت و عرض کرد: جدم خلیل از خداوند، قبول فدا کرد، شما هم این قربانى را از من بپذیر. به روایت ‏بسیارى از کتب معتبر از علیا مخدره سکینه خاتون نقل شده است که حضرت زینب (سلام الله عليها) در ضمن بعضى از کلماتشان فرمودند: لیتهم یقنعون بالفداء؛ اى کاش دشمنان حاضر مى‏شدند من به جاى برادر کشته شوم. نکته مهم دیگر این‌که فرماندهى حرکت عظیم سازندگى فکرى و فرهنگى جامعه اسلامى بر عهده حضرت زینب(سلام الله عليها) بود، همانطور که اشاره رفت ‏بدعت‏ها و انحرافاتى که امویان در دین ایجاد کرده بودند تا حدود زیادى با خون مقدس اباعبدالله‌الحسین و یارانش شسته شده بود اما تکمیل آن و بعد جایگزینى ارزش‌هاى اصیل اسلامى نیازمند حرکت توفنده و حساب شده‏اى که متمم جریان عاشورا باشد، بود و رهبران این حرکت زینب کبرى و امام سجاد بودند. با توجه به بیمارى امام سجاد، عمدة سنگینى این مسؤولیت ‏بر دوش حضرت زینب(سلام الله عليها) بود. 
 
الگوی راه دشوار: 
زنان امروز به‌مراتب بیشتر نیازمند وجود آن حضرت براى نیل به سعادت حقیقى هستند. زن در فرهنگ اسلام، مظهر رافت، رحمانیت و ربوبیت‏حق است. زن در قرآن کریم و روایات به عنوان انسانى که توان نیل به مقام خلافت اللهى را دارد، داراى ارج و منزلتى بس والاست. به‌علاوه زن در جایگاه «همسر» و «مادر» نقش بسیار مؤثرى در رشد و اعتلای جامعه به سمت هدف نهایى خلقت دارد. در بعد نظرى، آنچه از سرچشمه قرآن و سنت تراوش می‌شود، راه کمال و نیل به عالی‌ترین درجات معنوى را براى مرد و زن به‌طور یکسان گشوده است، البته در بعضى موارد به جهت تفاوت‌هاى فیزیکى و جایگاه ویژه‏اى که زن و مرد دارند، راه رسیدن به این هدف براى مرد و زن متفاوت است و روشن است که اختلافات ظاهرى موجب برترى یا نقص نیست. قرآن‏کریم به ‌کرات تقوا، ایمان، عمل صالح، علم و دانش، سعى فى سبیل‏الله و... را به عنوان ملاک برترى افراد اعلام کرده و سخن از «زن و مرد بودن» به میان نیاورده است، بلکه براى اینکه هیچ شبهه‏اى در اذهان راه نیابد، در موارد متعددی تصریح کرده که مذکر و مؤنث‏ بودن در پیمودن این راه و دستیابى به اهداف دخالتى ندارد. در سه جریان مهم تاریخ اسلام یعنى بعثت پیامبر اکرم، جریان ولایت و امامت على(علیه السلام) و واقعه سرنوشت‏ساز عاشورا به وضوح نقش برجسته سه زن یعنى حضرت خدیجه، فاطمه و زینب(سلام الله عليها) را مشاهده مى‏کنیم و اصولا قرآن کریم در تثبیت ادیان الهى بر جایگاه ویژه زن تأکید دارد. نمونه آن حضرت مریم(سلام الله عليها)، مادر حضرت موسى(علیه السلام) و آسیه(سلام الله عليها) همسر فرعون است. 
انقلاب اسلامى تا حدود زیادى ارزش و منزلت واقعى زن را تبیین کرده و رهبر کبیر انقلاب وظیفه الهى زنان را به‌کرات گوشزد کرده و شخصیت و هویت واقعى آنان را متذکر شده‏اند و آرمان‌هاى والایى را ارائه داده‏اند که برگرفته از زلال معارف اهل بیت(علیه السلام) است؛ چنانکه فرموده‏اند: «زن مبدا همه سعادت‌ها و خیرات است»، «بانوان رهبر نهضت ما هستند»، «زن مظهر تحقق آمال بشر است و از دامن زن مرد به معراج مى‏رود». 
اکنون با عنایت ‏به نقش خطیر زن در صلاح و فساد جامعه باید گفت زنان مسلمان ما باید دقیقاً توجیه شوند که چگونه وجود پر برکت ‏بانویى چون زینب کبرى(سلام الله عليها) مى‏تواند از وراى 14 قرن، چونان خورشیدى تابناک بر زوایاى زندگى آنها بتابد و دریچه‏هاى نور و سعادت را به رویشان بگشاید و از مکاتب و افکار بیگانه بى‏نیازشان کند. در جهان کنونى که بشریت ‏بیش از هر زمان دیگر دچار تعارضات فکرى، اخلاقى و مذهبى است و بى‌وقفه در پى آن است تا راهى به سوى سعادت حقیقى بیابد، زن امروز نیز هدفش را در رهایى از اسارت متمرکز ساخته است، اما نمى‏داند چگونه خود را از منجلاب فریب، فساد، انحراف و ملعبه بودن نجات دهد، رسالت ماست که این حقیقت روشن را بر همگان عرضه کنیم؛ «آنچه آزادى واقعى را براى زنان به ارمغان مى‏آورد و سعادت و کمال را آشکارا فرارویشان قرار مى‏دهد، قوانین مکتب حیاتبخش اسلام است که تجسم عینى آن در شخصیت فرزانگانى چون زینب کبرى‏(سلام الله عليها)، مشاهده مى‏شود». 
از آنجا که اشتغال انسان به کار، زندگی و مسؤولیت‌های اجتماعی، گاه موجب غفلت می‌شود و توجه به کار، گاه انسان را از توجه به هدف باز می‌دارد و انسان به نسیان و فراموشی می‌افتد، رسالت بزرگ که عبادت خالق است نیز فراموش شده و خودسازی و تزکیه بر این امر نیز واجب می‌شود، در نتیجه بازگشت به معنویت شرط اساسی این رسالت است. 
 
حضرت زینب (سلام الله عليها) در کربلا چهره واقعی زن مسلمان را به تصویر کشید
حضرت زینب (سلام الله عليها) نخستین مفسر قرآن و دانشمند بانوان اسلام است. ایشان در سایه پدر بزرگوارشان فعالیت فرهنگی می‌کردند و تا قبل از واقعه عاشورا کانون خانواده پرمهری داشتند. ایشان دارای فرزندان بزرگواری بود که وفا، ایمان، ادب، ایثار و شجاعت را از مادرشان تعلیم دیده بودند. 
ایشان تا قبل از واقعه عاشورا مصیبت‌های بزرگی چون رحلت جدش (صلی الله علیه وآله) برای ایشان نقش مادر و خواهری بسیار شجاع و مهربان را ایفا ‌کردند و با صبر، امام حسین(علیه السلام) را به سوی میدان بدرقه کردند و حتی افسار اسب را، خود به دست برادرش دادند چرا که او نسبت به عظمت نهضت برادرشان وقوف کامل داشتند و خردمندانه و به دور از عواطف باطنی خود را آماده مدیریرسول خدا (ص)، شهادت مادری بی‌مانند و پدری چون علی(علیه السلام) را چشیده بودند و چه بسا حضرت زینب (سلام الله عليها) قبل از وقوع واقعه عاشورا نسلی را برای آن ایام تربیت می‌کردند. امام‌حسین(علیه السلام) به حضرت زینب (سلام الله عليها) فرمود: «خواهرم هرگز بی‌قراری نکن و صبرت را از دست نده تو در برابر خدا ماموریتی سخت و آزمایشی بزرگ داری»، حضرت زینب (سلام الله عليها) با فرزندانشان به همراه برادر بزرگوارشان عازم حج و از آنجا رهسپار کوفه شدند. وقتی لشکر حر در مقابل آنان قرار گرفت، ایشان قدری نگران و آشفته شدند که برادر بزرگوارش امام حسین(علیه السلام) ایشان را به صبر دعوت کرد و پس از آن دیگر هیچ ناشکیبایی از زینب (سلام الله عليها) و دیگر بانوان و دختران دیده نشد بلکه همه آنها هماهنگ و مطیع حضرت زینب (سلام الله عليها) بودند و ایشان با نظارت امام زین‌العابدین (علیه السلام) مدیریت بسیار مدبرانه‌ای را انجام دادند و کاروان عاشورا را در این بحران مدیریت ‌کردند. 
حضرت زینب (سلام الله عليها) در واقعه عاشورا عهده‌دار مراقبت از حضرت سجاد (علیه السلام) نیز بودند، حضرت زینب (سلام الله عليها) شب بعد از عاشورا که شبی بسیار غمناک و غمبار بود پسران و دختران کاروان را که از وحشت هجوم دشمنان و سوختن خیام اهل بیت (علیهم السلام) به بیابان‌های اطراف پراکنده شده بودند در زیر چادرهای نیمه‌سوخته جمع و آنها را آرام کردند و از امام زین‌العابدین (علیه السلام) نیز مراقبت می‌کردند. 
ظهر عاشورا قبل از شهادت امام حسین (علیه السلام)، حضرت زینب (سلام اللت شرایط بحران کردند و همه حوادث را پیش‌بینی می‌کردند. مدیریت حضرت زینب (سلام الله عليها) در شرایط حساس واقعه عاشورا به حدی قوی بود که هیچیک از بانوان حاضر بدون اذن او سخن نگفتند و این نوع مدیریت مورد تایید امام معصوم نیز بود. ایشان حتی در شب شهادت، نماز شب‌شان را با عشق و شور خاصی می‌خواند و نه‌تنها لحظه‌ای از این پیشامد ناسپاسی نکردند بلکه بعد از دیدن مصائب بسیار به دلیل داشتن معرفت و درک شهودی بالا همه حوادث را شیرین معرفی می‌کنند. 
معرفت و درک عمیق از قضایا و بلایای ظاهری دلیل استواری حضرت زینب (سلام الله عليها) در مقابل بلایای ناگوار است. حضرت زینب(سلام الله عليها) با آمادگی کامل از شرایط استقبال می‌کردند و در شرایطی که برادران بزرگوارشان را از دست داده بودند با روحی قهرمانانه و علی‌وار با حوادث مواجه می‌شدند و وظیفه خطیر امامت تا زمانی که امام سجاد (علیه السلام) بیمار بودند به دست ایشان بود. 
حضرت زینب (سلام الله عليها) در طول این رخدادها چهره واقعی زن مؤمن و کارآمدی را نشان دادند که در مدیریت نهضت‌ها کمتر از مردان نیست. 
در صحنه عاشورا مثال‌های بسیاری از زنان مؤمن و صبور دیده می‌شود و همه اینها نشان می‌دهد که زن در رشد علوم و ترقی جامعه می‌تواند اساسی‌ترین نقش‌ها را عهده‌دار باشد لذا با داشتن چنین اسوه‌ها و الگوهایی از شیرزنان شیعه جامعه اسلامی باید در برنامه‌ریزی و مهندسی فرهنگی خود به بانوان توجه بیشتری داشته باشد چرا که اساس مهندسی فرهنگی به تربیت نسل‌ها بستگی دارد و مسؤولان فرهنگی کشور باید با در نظر گرفتن نقش بانوان در این مهم به آنان و مسائلشان توجه کرده و رویکرد اساسی نشان دهند.

 

 

تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir

تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir

 

مرجع :  خبرگزاری افغان ایرکا

باز منتشر شده توسط fardsaeid در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط fardsaeid با 143127 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 10
     درج شده در 390 روز و 19 ساعت و 29 دقیقه قبل
    

مادر مصیبت!

بعد از ماجرای کربلا و شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها زندگی زینب کبری (صلی الله علیه و آله) در کوفه ادامه داشت تا آنکه شمشیر زهرآلود ابن‌ملجم فرق مولای متقیان علی بن‌ابی‌طالب (علیه السلام) را شکافت. شهادت پدر و جدایی از او برای دخترش بسیار سخت و گران بود، چرا که پس از وفات جدش و شهادت مادرش، دل به پدر بسته بود و سایه مهر پدر آرامش‌بخش روح و جان داغدار او بود اما حال باید داغ دوری از پدر را بر دیگر دردهای خود بیفزاید و شاهد بی‌وفایی‌های مردم و توطئه‌های حساب شده دشمنانی چون معاویه علیه برادرش حسن بن‌علی (علیه السلام) باشد.

پس از آنکه شاهد قرارداد مظلومانه صلح امام حسن مجتبی (علیه السلام) با معاویه شد، به همراه برادران و خانواده‌اش به مدینه بازگشت. بانوی خردمند بنی‌هاشم به خوبی آگاه بود مردم چگونه امام معصومی چون امام مجتبی (علیه السلام) را فدای آمال و آرزوهای شیطانی خود کردند. او در رنج‌های برادر سهیم بود و شاهد خون جگر خوردن برادر و شهادت مظلومانه او، حتی اهانت به جنازه آن عزیز و از این همه درد چه داغ عظیمی بر سینه سوخته‌اش نهاده شد.

 

پیام رسان کربلا

روشن‌ترین و باشکوه‌ترین دوران زندگانی حضرت زینب (سلام الله علیها) را می‌توان دورانی دانست که در کنار سرور شهیدان، عشق و شهادت را همراهی می‌کرد.

اگر چه تاریخ زندگی ایشان را از تولد تا آغاز حرکت امام حسین (علیه السلام) به سوی کربلا می‌توان به صورت پراکنده در تاریخ یافت، اما نقاط مبهم و ناگفته‌ای باقی است، گرچه سال‌های آخر زندگی آن بزرگ‌بانو، یعنی از زمانی که حرکت خود را با امام حسین (علیه السلام) آغاز کرد، روشن و با عظمت در تاریخ ماندگار شده است.

روشن‌ترین و باشکوه‌ترین دوران زندگانی حضرت زینب (سلام الله علیها) را می‌توان دورانی دانست که در کنار سرور شهیدان، عشق و شهادت را همراهی می‌کرد

گویی مانایی نام حضرت زینب (سلام الله علیها) در تاریخ، به قیام امام حسین (علیه السلام) و نامیرایی قیام امام به پیام حضرت زینب است، زیرا یکی از روشن‌ترین ابعاد و زوایای قابل تحلیل و بررسی قیام حسینی را می‌توان از پیام زینبی برگرفت. حضرت زینب (سلام الله علیها) تاریخگوی نهضت سیدالشهدا است.

عقیله بنی‌هاشم با تاریخ کربلا در حرکت است و تمام حوادث و رخدادها با زینب کبری ارتباط دارد. بر این اساس می‌توان گفت تاریخ کربلا همان گونه که بخش عظیمی از تاریخ زندگی امام حسین (علیه السلام) را در بر دارد، بخش باشکوهی از تاریخ زندگانی این اسوه صبر را نیز تشکیل می‌دهد.

از این‌رو نمی‌توان زندگی حضرت زینب (سلام الله علیها) را بدون واقعه سترگ کربلا و جدای از آن بررسی کرد؛ گرچه فقط به گوشه‌هایی از واقعه سال 61 ه. ق که در ارتباط با فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی حضرت زینب است  در بسیاری از منابع سخن به میان آمده است .

 


منبع: سایت سبطین


باز منتشر شده توسط fardsaeid در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)



توجه : مدیریت وب سایت در صورت دریافت مجوز قانونی از سوی مراجع ذیصلاح نسبت تغییر در محتوای  ارسالی کاربران و یا مراحل قانونی اعلام شده اقدام خواهد نمود.
تبیان زنجان با تایید نمایش مطالب ارسالی کاربران آنرا تایید محتوایی و قابل استناد نمی کند . مديران محتوا تنها حق اصلاح يا حذف مطالب نامربوط ( دارای مشکل فنی نمایش و ناقض قوانین ارسال مطلب هر بخش ) را دارند.
© 2004- Tebyan. The content is copyrighted to Tebyan Cultural and Information center and may not be reproduced on other websites.