مسابقه دین و اندیشه خانه قرآن باشگاه کاربران جامعه ورزشی خانواده خوشبخت دنیای کودکان آشپزی و تغذیه موبایل دانش و تکنولوژی مجله سلامت سیاست گردشگری
دنیای عکس و عکاسی اقتصاد زنان ادبیات هــنر سینما و تلویزیون بزرگان و مشاهیر مهدویت سرگرمی دانلود نرم افزار مرکز کتاب پایگاه ها جستجو روابط عمومی مقالات
     
صفحه اصلی وب سایت فید مطالب وب سایت عضویت رایگان در وب سایت جستجو در وب سایت سوالات رایج نقشه وب سایت درباره ما تماس با ما  

حتما ببینید
آشپزی به سبک تبیان
احادیث حضرت محمد
بیانات حضرت آیت الله خامنه ای مدظله
امر به معروف و نهی از منکر
لینکستان وب سایت های مفید
طبقه بندی موضوعی مطالب
فعال ترین اعضا این ماه
فعالان ثبت مطلب این ماه
فعالان ارسال دعوتنامه این ماه
فعالان نظر دهندگان این ماه
ارسال دعوتنامه

آیا مایلید دوستان خود را نیز دعوت به مشاهده محتوای بروز این وب سایت کنید ؟
آیا میدانید با ارسال هر دعوت نامه 5 امتیاز( به همراه 15 امتیاز رزرو) به مجموع امتیازات شما افزوده میشود ؟

 
دریافت رایگان مطالب
آیا میدانید میتوانید مقالات وب سایت را با استفاده از قدرت گوگل و بصورت روزانه در ایمیل خود دریافت و مطالعه کنید ؟؟
بیش از صد ها عنوان مطلب خواندنی را روزانه به همین راحتی و هر زمان که مایلید مطالعه کنید !
عضویت رایگان دریافت مقالات در ایمیل

برای مشاهده توضیحات بیشتر اشاره گر ماوس خود را روی هر عنوان نگه دارید . بخش مطالب روزانه اعضاء سرویس دیگری از خدمات وب سایت به اعضا میباشد که شما را قادر می سازد  مطالب و علاقه مندی های خود را در وب سایت درج نمایید .

این امکان زمینه حضور جدی شما را در دنیای مجازی اینترنت فراهم آورده و ضمن انتشار محتوای شما بنام خودتان ,  با کمک سرویس معرفی به موتور های جستجو , آنرا در  صدر جستجو ها و معرض دید هزاران کاربر روزانه  اینترنت و وب سایت قرار  دهد و کمک می کند  براحتی در جمع کاربران فعال خانواده ما قرار بگیرید .

توجه : نوشته  و مطالب این بخش دارای هویت شخصی از سوی کاربران ( ساختار وب لاگ) بوده و مسئولیت آن به عهده کاربر می باشد .
قوانین ارسال مطلب را ببینید تبیان زنجان با تایید نمایش مطالب ارسالی کاربران آنرا تایید محتوایی و قابل استناد نمی کند . مديران محتوا تنها حق اصلاح يا حذف مطالب نامربوط ( دارای مشکل فنی نمایش و ناقض قوانین ارسال مطلب هر بخش ) را دارند.

 
نوشته شده توسط rohisamadi با 117936 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 23
     درج شده در 741 روز و 5 دقیقه قبل
    

افشاگرى چهره بنى ‏امیه و بیدارى افكار عمومى

 

تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir

بنى ‏امیه چهره واقعى خود را در زیر پرده ریا و حیله و نیرنگ و حتى مقدس مآبى، مخفى مى ‏داشتند. شهادت امام حسین(ع) تا حدودى اسرار را بر ملا كرد ولى اسارت امام سجاد(ع) پرده تزویر و ریاكارى را از چهره بنى ‏امیه بالازد، و عدم پاى ‏بندى آنان به تعهدهاى و دینى اخلاقى و رسوائیها و فجایع آنها را روشن ساخت.

مورخان اسلامى نوشته‏ اند: كه امام سجاد(ع) را در حالى كه غل و زنجیر بر گردن وى نهاده بودند، به قصر یزید وارد نمودند. او اسیرى سرافراز و آزاده بود كه شكنجه غل جامعه نتوانست وى را به تسلیم وا دارد و در اولین گام به هنگام ورود به مجلس یزید در حالى كه یزید به شعر حصین ‏بن‏ حمام مرّى تمثل جسته و به شادى پرداخته بود فرمود:

«براى تو قرآن از شعر سزاوارتر است: «ما أصاب من مصیبة فى الارض و لا فى أنفسكم الاّ فى كتابٍ من قبل أن نبرأها انَّ ذلك على اللَّه یسیر. لكیلا تأسوا على مافاتكم و لاتفرحوا بما اتاكم و اللَّه لایحبُّ كلَّ مختالٍ فخورٍ»؛ هیچ مصیبتى نه در زمین و نه در نفسهاى شما (به شما) نرسد، مگر آنكه پیش از آنكه آن را پدید آوریم، در كتابى است. این بر خدا آسان است. تا بر آنچه از دست شما رفته اندوهگین نشوید و به (سبب) آنچه به شما داده است شادمانى نكنید، و خدا هیچ خودپسند فخر فروشى را دوست ندارد.

استدلال قرآنى سید عابدان، چون پتكى بود كه بر سر یزید خود پسند فخر فروش فرود آمد. او سخت خشم گرفت و گفت: پدرت خویشاوندى را برید و حق مرا ندیده گرفت و بر سر قدرت با من به ستیز برخاست. خدا با او آن كرد كه دیدى. امام سجاد(ع) به تمسك به آیه قرآن جواب وى را داد و افزود:

اى پسر معاویه و هند و صخر، پیش از آنكه تو به دنیا بیایى پیغمبرى و حكومت از آن پدر و نیاكان من بوده است. در روز بدر و احد و احزاب، پرچم رسول خدا در دست پدر من بود و در همان نبردها پدر تو و جد تو پرچم كافران را در دست داشتند.

آنگاه فرمود: اى یزید اگر مى‏ دانستى چه كرده ‏اى و بر سر پدر و برادر و عموزاده‏ها و خاندان‏ من چه آورده‏ اى به كوهها مى ‏گریختى و بر ریگها مى‏ خوابیدى و ناله سر مى‏ دادى.سر پدرم حسین فرزند على(ع) پسر فاطمه(س) كه ودیعت رسول خدا است، بر در شهر شما آویزان است؟ روز قیامت كه مردمان جمع شوند، تو جز خوارى و پشیمانى نخواهى داشت.


باز منتشر شده توسط rohisamadi در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط rohisamadi با 117936 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 30
     درج شده در 741 روز و 6 دقیقه قبل
    

منشور جاوید در معرفى اهل بیت(ع)

 

تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir

از درخشانترین صفحات زندگى پیام‌بر كربلا، سخنان شكننده و افشاگرانه او در مسجد اموى شام است. امام على ‏بن‏ الحسین(ع) در این سفر و در این صحنه، در لباس اسارت همان‏ جهاد عظیمى را انجام داد كه حسین ‏بن ‏على(ع) در كربلا در قالب خون و شهادت به انجام رسانده بود. او با یك خطبه، انقلاب شگفتى در قلمرو امپراتورى شام به وجود آورد و تحولى بزرگ در مردم آن سامان كه چهل سال در زیر تبلیغات مسموم معاویه خو گرفته بودند، ایجاد نمود.

روزى یزید، خطیب دربارى خود را به منبر فرستاد. او در مذمت و نكوهش على(ع) و حسین(ع) و نیز در مدح معاویه و یزید سخن گفت. امام على ‏بن‏ الحسین(ع) از میان جمعیت فریاد بر آورد:

واى بر تو اى خطیب! خشنودى خلق را به خشم خداوند خریدى و جایگاهت را در آتش دوزخ قرار دادى.

نگاه از یزید خواست تا رخصت دهد بالاى آن چوب برود و سخنى چند كه خشنودى خدا و پاداش براى حاضران را در پى دارد براى مردم بگوید. یزید على ‏رغم اینكه هیچ‏گونه تمایلى به این كار نداشت و گفته بود كه اگر آن جوان برفراز منبر رود او و خاندان ابوسفیان را رسوا خواهد كرد، با اصرار مردم به على ‏بن‏ الحسین اجازه سخن داد.

امام سجاد(ع) بر منبر رفت و چنین فرمود:

مردم! خداوند به ما خاندان پیامبر(ص) شش امتیاز ارزانى داشته و با هفت فضیلت بر دیگران برترى بخشیده است: شش امتیاز ما این است كه خدا به ما علم، حلم، بخشش و بزرگوارى، فصاحت، شجاعت و محبت مكنون در دلهاى مؤمنان بخشیده است. هفت فضیلت ما این است كه پیامبر برگزیده خدا از ماست، صدّیق (على ‏بن‏ ابى ‏طالب(ع)) از ما است، جعفر طیّار از ما است. شیر خدا و شیر رسول او (حمزه سید الشهداء) از ما است، دو سبط این امت (حسن و حسین(ع)) از ما است، زهراى بتول (یا مهدى امت) از ما است.

مردم! هر كس مرا مى‏ شناسد كه مى‏ شناسد و كسى كه مرا نمى ‏شناسد خود را به او مى ‏شناسانم. من پسر مكه و منایم، من پسر زمزم و صفایم، من فرزند آن بزرگوارى هستم كه حجرالاسود را با گوشه عبا برداشت، من فرزند بهترین كسى هستم، كه احرام بست و طواف و سعى به جا آورد، منم فرزند بهترین انسان‏ها، منم فرزند كسى كه در شب معراج از مسجدالحرام به مسجدالاقصى برده شد، منم فرزند كسى كه در سیر آسمانى به سدرةالمنتهى رسیده، منم پسر كسى كه در سیر ملكوتى آنقدر به حق نزدیك شد كه رخت به مقام «قاب قوسین او أدنى» كشید، منم فرزند كسى كه با فرشتگان آسمان نماز گزارد، منم فرزند كسى كه خداوند بزرگ به او وحى كرد، منم فرزند محمد مصطفى، منم فرزند على مرتضى، منم فرزند كسى كه آنقدر با مشركان جنگید تا زبان به «لا اله الا اللَّه» گشودند، منم فرزند كسى كه در ركاب پیامبر خدا با دو شمشیر و دو نیزه جهاد كرد، دو بار هجرت كرد، دو بار با پیامبر بیعت نمود، در بدر و حنین شجاعانه جنگید، و لحظه ‏اى به خدا كفر نورزید، من فرزند كسى هستم كه صالح‏ترین مؤمنان، وارث گریه كنندگان (از خشیت خدا)، شكیباترین صابران، بهترین قیام كنندگان از تبار یاسین است. نیاى من كسى است كه پشتیبانش جبرئیل، یاورش میكائیل و خود حامى و پاسدار ناموس مسلمانان بود. او با مارقین (از دین به در رفتگان) و ناكثین (پیمان شكنان) و قاسطین (ستمگران) جنگید، و با دشمنان كینه‏ توز خدا جهاد كرد. منم پسر برترین فرد قریش كه پیش از همه به پیامبر گروید و پیشگام همه مسلمانان بود. او دشمن گردنكشان، نابود كننده مشركان، تیرخدایى براى نابودى منافقان، زبان حكمت عابدان، یارى كننده دین خدا، ولّى امر خدا، بوستان حكمت الهى و كانون علم او بود. منم پسر فاطمه زهرا، سرور زنان جهان، منم فرزند خدیجه كبرى، من پسر آنم كه او را به ستم به خون كشیدند و سرش را از قفا بریدند. من پسر آنم كه تشنه جان داد و تن او بر خاك كربلا افتاد. عمامه و رداى او را ربودند در حالى كه فرشتگان آسمان در گریه بودند... من پسر آنم كه سرش را بر نیزه نشاندند و زنان او را از عراق به شام به اسیرى بردند....

امام زین ‏العابدین(ع) در معرفى خود كه در حقیقت شناساندن شجرنامه امامت و رسالت بود، آنقدر داد سخن داد كه صداى گریه و ناله مردم بلند شد. یزید ترسید یورش برپا شود، به مؤذن دستور داد تا اذان بگوید. مؤذن وقتى به «اشهد انَّ محمداً رسول اللَّه» رسید، امام از بالاى منبر روبه یزید كرد و گفت:

آیا محمد(ص) جدِّ من است یا جدِّ تو؟ اگر بگویى جد تو است، دروغ گفته‏ اى و حق را انكار كرده ‏اى، و اگر بگویى جد من است، پس چرا فرزندان او را كشتى؟!.

شامیان حاضر در مسجد كه تحت تاثیر تبلیغات امویان در غفلت به سر مى‏ بردند و خاندان پیامبرى(ص) را نمى ‏شناختند، با این خطبه امام سجاد(ع) متوجه واقعیت شدند. به همین دلیل در میانه خطبه یزید از ادامه آن جلوگیرى كرد و سپس براى كسب وجهه عمومى گناه را به گردن ابن‏ زیاد انداخت.

از نكات مهم این خطبه این است كه امام سجاد(ع) خود و پدر و خاندانش را فرزندان پیامبر اسلام(ص) نامید، در حالى كه امویان مى ‏كوشیدند آنها را از ذریه على(ع) دانسته و اجازه ندهند آنها خود را ذریه پیامبر بنامند.

خون امام حسین(ع) و پیام رسانى امام زین ‏العابدین و عقیله بنى ‏هاشم حضرت زینب كبرى(س) چنان امویان را رسوا ساخت كه مجاهد بن جبر یكى از شخصیت‏هاى اسلامى آن روزگار مى ‏گوید: به خدا سوگند مردم عموماً یزید را مورد لعن و ناسزا قرار دادند و به او عیب گرفتند و از او روى گرداندند.

سایت IRIB.IR


باز منتشر شده توسط rohisamadi در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط rohisamadi با 117936 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 41
     درج شده در 741 روز و 6 دقیقه قبل
    

زنده نگه‌داشتن یاد و خاطره شهیدان كربلا

 

تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir

از جمله راهبردهاى سیاسى امام زین ‏العابدین(ع) در عصر خفقان امویان، زنده نگه داشتن یاد و خاطره شهیدان كربلا كه در واقع زنده نگهداشتن فرهنگ شهادت و ایثار بوده، مى‏ باشد. در مناقب ابن‏ شهر آشوب از امام صادق(ع) آمده است كه على ‏بن‏ الحسین(ع) مدَّت بیست سال براى پدرش مى ‏گریست و همین كه براى او سفره غذا مى آوردند و آب و نان را مى ‏دید، بى ‏اختیار اشك از چشمانش سرازیر مى ‏گشت، تا آنجا كه روزى یكى از غلامان امام، آن حضرت را از این عمل، باز داشت و عرض كرد: مى‏ ترسم از شدت اندوه جان سپارى!. امام زین ‏العابدین(ع) در پاسخ او فرمود: من اندوه خود را به درگاه خداوند مى‏ برم. غم مرا جز او نمى ‏داند و من به او پناه مى ‏برم و آنچه من مى ‏دانم شما نمى ‏دانید. سپس فرمود: من هر وقت قتلگاه فرزندان فاطمه را به یاد مى ‏آورم، بغض گلویم را مى ‏گیرد و نمى ‏توانم خوددارى كنم.

سایت IRIB.IR


باز منتشر شده توسط rohisamadi در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط rohisamadi با 117936 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 26
     درج شده در 741 روز و 6 دقیقه قبل
    

انتقاد شدید از موضع فریبكاران كوفى

 

تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir

 

نقش سیاسى امام سجاد(ع) در عصر اسارت

امام على ‏بن ‏الحسین(ع) تنها بازمانده مرد از خاندان حسین(ع) است كه بى‏ شك تداوم ‏و بقاى قیام حسینى مرهون تلاش و مجاهدت او است. او اما سرفصل‏هاى مهمترین عملكرد امام زین ‏العابدین(ع) در زمینه حادثه كربلا:

 

انتقاد شدید از موضع فریبكاران كوفى

مورخان اسلامى نوشته‏ اند كه اسیران آل محمد(ص) را روز دوازدهم محرم وارد كوفه كردند. كوفه براى خاندان وحى شهرى آشنا بود، برخى از بانوان كاروان اسیران همچون زینب(س) روزگارى نه چندان دور، خود بانوى گرانقدر این شهر بود. این شهر مدتى مركز حكومت امام على(ع) بود و مردم این شهر خاندان على(ع) را از یاد نبرده بودند. على ‏بن ‏الحسین را در حالى كه تنى رنجور و آهن و غلى در گردن داشت وارد شهر كوفه نمودند.

على‏ بن‏ الحسین(ع) در سرزنش مردم شهر كوفه چنین فرمود:

مردم، آنكه مرا مى‏ شناسد، مى ‏شناسد. آنكه مرا نمى ‏شناسد خود را به او مى ‏شناسانم. من على، فرزند حسین، فرزند على‏ بن ‏ابیطالبم. من پسر آنم كه حرمتش را در هم شكستند و نعمت و مال او را به غارت بردند و خاندان وى را اسیر كردند. من پسر آنم كه در كنار نهر فرات سر بریدند، در حالى كه نه به كسى ستم كرده و نه با كسى مكرى به كاربرده بود. من پسر آنم كه او را از قفا سر بریدند و این مرا فخرى بزرگ است.

مردم آیا شما به پدرم نامه ننوشتید؟ و با او بیعت نكردید؟ و پیمان نبستید؟ و فریبش ندادید؟ و به پیكار او برنخاستید؟ چه زشت‏كارانید و چه بداندیشه و كردارید. اگر رسول خدا به شما بگوید: فرزندان من را كشتید! و حرمت مرا در هم شكستید! شما از امت من نیستید، به چه رویى به او خواهید نگریست؟

سخنان امام سجاد(ع) تحولى شگفت در كوفیان ایجاد كرد و از هر سو بانگ گریه برخاست. مردم یكدیگر را سرزنش كردند. سپس على ‏بن‏ الحسین(ع) بر این نكته تأكید كرد كه سیرت ما باید چون سیرت رسول خدا باشد كه نیكوترین سیرت است. مردم كوفه كه مجذوب سخنان حماسى و مخلصانه سید ساجدان قرار گرفته بودند، فریاد برآوردند كه ما فرمانبردار توایم و از تو نمى ‏بریم و با هر كس كه گویى پیكار مى ‏كنیم و با آنكه خواهى در آشتى به سر مى ‏بریم! یزید را مى ‏گیریم و از ستمكاران بر تو بیزاریم.

امام على ‏بن ‏الحسین(ع) از موضع سست كوفیان آشنا بود فرمود:

هیهات! اى فریبكاران دغل باز، اى اسیران شهوت و آز. مى ‏خواهید با من هم كارى كنید كه با پدرانم كردید؟ نه به خدا. هنوز زخمى كه زده‏اید خون فشان است و سینه از داغ مرگ پدر و برادرانم سوزان است. تلخى این غمهای گلوگیر و اندوه من تسكین‏ ناپذیر است. از شما مى‏ خواهم نه با ما باشید نه بر ما.

برگرفته از سایتIRIB.IR


باز منتشر شده توسط rohisamadi در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط rohisamadi با 117936 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 31
     درج شده در 741 روز و 7 دقیقه قبل
    

امام سجاد(ع)؛ پس از واقعه

 

تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir

حادثه خونین كربلا، عصر روز عاشورا با شهادت امام حسین(ع) و اصحابش پایان پذیرفت و بخش دوم نهضت حسینى به رهبرى امام على ‏بن ‏الحسین(ع) آغاز شد. حال وظیفه امام سجاد(ع) بود كه آرمان كربلائیان را در لباس جهاد اسارت و در قالب جدال و مواعظ احسن به گوش همگان برساند. و مردمان مقهور سیاست جهالت پرورى امویان را به اسلام راستین، اسلام محمد و على(ع) و اسلام قرآن رهنمون گردد. مسؤولیت سترگ پیام ‏رسانى عاشورائیان بر شانه ‏هاى امام ساجدان و عارفان سنگینى مى ‏كرد. او مى ‏بایست در عصر نومیدى از پیروزى حركت مسلحانه به روش دیگر به بیان مسأله رهبرى و امامت، لزوم شناخت امام عادل و نشانه‏ هاى امام عدل و نشانه‏ هاى رهبران فاسد و ستم پیشه بپردازد و مردم غافل و به جهل واداشته را به وظایف شان در برابر رهبر عادل و همت براى اصلاح جامعه بیدار سازد. تفكر اصیل اسلامى را براى جامعه تبیین نماید تا امید به ایجاد حكومت اسلامى توسط خاندان وحى را در دل همگان احیا سازد. از سوى دیگر او خود شاهد واقعه كربلا بود و همت گمارد؛ تا یاد و خاطره حماسه‏سازان عاشورا را در نهاد جامعه اسلامى بارور سازد. دشمن نیز همچون تمامى عصرها این نكته را دریافته بود كه مركز اصلى انقلاب‏ها و مبارزات عدالت‏خواهانه مردم، ولایت و امامت است. هدف قطعنامه عبیداللَّه ‏بن ‏زیاد كه نوشته بود: «مردى از خاندان حسین(ع) را زنده مگذارید». حتى نوشته ‏اند عبیدالله براى دستگیرى و تحویل امام زین‏ العابدین و تحویل او به مأموران پسر زیاد، جایزه قرار داد.

حمید بن‏ مسلم، گزارش نویس حادثه كربلا مى ‏گوید: لشكریان به سراغ على ‏بن ‏الحسین ‏رفتند، او بیمار افتاده بود. شمر خواست او را بكشد، چون ابن ‏زیاد دستورداده بود تا تمامى مردان خاندان حسین(ع) كشته شوند. من مانع شدم و گفتم سبحان اللَّه! شما كودك و بیمار را مى ‏كشید؟ در این هنگام عمر بن ‏سعد رسید و گفت این بیمار را آسیب نرسانید.

یُریدونَ لِیُطفؤا نور اللَّهِ بأفواهِهِم و اللَّه متُّم نوره و لوكره الكافرون؛

مى ‏خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش كنند و حال آنكه خدا - گرچه كافران را ناخوش آید- نور خود را كامل خواهد گردانید.

برگرفته از سایت IRIB.IR


باز منتشر شده توسط rohisamadi در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط rohisamadi با 117936 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 29
     درج شده در 741 روز و 7 دقیقه قبل
    

امام سجاد(ع)؛ شاهد واقعه

 

تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir

در زمینه حضور امام سجاد(ع) در نهضت حسینى جاى تردیدى نیست. امّا از صحنه هاى اجتماعى و سیاسى امام سجاد(ع) در برهه آغازین نهضت، آگاهى‏ هاى زیادى از تاریخ به دست نمى ‏آید، یعنى از نیمه رجب، نقطه آغاز نهضت كربلا تا شب دهم محرم، آخرین شب حیات امام حسین(ع) هیچ‏گونه گزارشى در منابع تاریخى به چشم نمى ‏خورد؛ آنچه كه هست از این تاریخ به بعد است.

اولین صحنه گزارش شده حیات اجتماعى و سیاسى امام زین ‏العابدین(ع) در قیام حسینى، مربوط به شب عاشورا است. او خود مى ‏گوید:

شامگاه شب عاشورا پدرم یاران خود را به نزد خویش فراخواند. من در حالى كه بیمار بودم نیز خدمت پدر رفتم تا گفتار او را بشنوم. پدرم فرمود: خدا را ستایش مى ‏كنم و در تمام خوشى و ناخوشى او را سپاس مى ‏گویم.... من یارانى بهتر و با وفاتر از اصحاب خود سراغ ندارم و اهل بیتى فرمان‌بردارتر و به صله ‏رحم پاى ‏بندتر از اهل ‏بیتم نمى ‏شناسم. خداوند شما را جزاى نیك عنایت كند. من مى ‏دانم كه فردا كار ما با اینان به جنگ خواهد انجامید. من به شما اجازه مى ‏دهم و بیعت خود را از شما بر مى ‏دارم تا از سیاهى شب براى پیمودن راه و دور شدن از محل خطر استفاده كنید و هر یك از شما دست یك تن از اهل ‏بیت مرا بگیرید و در شهرها پراكنده شوید تا خداوند فرج خویش را برایتان مقرر دارد.

در زمینه حضور امام سجاد(ع) در نهضت حسینى جاى تردیدى نیست. امّا از صحنه هاى اجتماعى و سیاسى امام سجاد(ع) در برهه آغازین نهضت، آگاهى‏ هاى زیادى از تاریخ به دست نمى ‏آید، یعنى از نیمه رجب، نقطه آغاز نهضت كربلا تا شب دهم محرم، آخرین شب حیات امام حسین(ع) هیچ‏گونه گزارشى در منابع تاریخى به چشم نمى ‏خورد؛ آنچه كه هست از این تاریخ به بعد است.

اولین صحنه گزارش شده حیات اجتماعى و سیاسى امام زین ‏العابدین(ع) در قیام حسینى، مربوط به شب عاشورا است. او خود مى ‏گوید:

شامگاه شب عاشورا پدرم یاران خود را به نزد خویش فراخواند. من در حالى كه بیمار بودم نیز خدمت پدر رفتم تا گفتار او را بشنوم. پدرم فرمود: خدا را ستایش مى ‏كنم و در تمام خوشى و ناخوشى او را سپاس مى ‏گویم.... من یارانى بهتر و با وفاتر از اصحاب خود سراغ ندارم و اهل بیتى فرمان‌بردارتر و به صله ‏رحم پاى ‏بندتر از اهل ‏بیتم نمى ‏شناسم. خداوند شما را جزاى نیك عنایت كند. من مى ‏دانم كه فردا كار ما با اینان به جنگ خواهد انجامید. من به شما اجازه مى ‏دهم و بیعت خود را از شما بر مى ‏دارم تا از سیاهى شب براى پیمودن راه و دور شدن از محل خطر استفاده كنید و هر یك از شما دست یك تن از اهل ‏بیت مرا بگیرید و در شهرها پراكنده شوید تا خداوند فرج خویش را برایتان مقرر دارد.

تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir

این مردم تنها مرا مى ‏خواهند و چون بر من دست یابند با شما كارى ندارند».

امام على‏ بن ‏الحسین(ع) در آن شب كه بیمار نیز بود، شب غریبى را سپرى مى‏ كرد. و با چشمان خویش عظمت روح حسین ‏بن‏ على(ع) و شهامت و وفادارى اصحاب را دید و خود را براى روزهاى واپسین آماده مى ساخت.

در صحنه دیگر از آن شب مى ‏خوانیم كه امام سجاد(ع) مى ‏فرماید:

«شبى كه بامداد آن پدرم كشته شد من بیمار بودم و عمه ‏ام زینب پرستار من بود. پدرم در حالى كه این بیت‏ها را زمزمه مى ‏كرد نزد من آمد:

یا دهر افٍّ لك من خلیل كَمْ لَكَ فى الاشراق و الأَصیل

من طالبٍ و صاحبٍ قتیل و الدّهر لایقَنُع بالبدیل

و انّما الأمر الى الجلیل و كلُّ حىٍّ سالكُ سبیل

من مقصود پدرم را از خواندن این بیت‏ها دریافتم و گریه گلویم را گرفت امّا گریه خود را باز داشتم و دانستم كه مصیبت فرود آمده است».

تقریباً همه مورخان بر این باورند كه امام سجاد(ع) در صحنه كربلا بیمار بود و این بیمارى نیز حكمت و مصلحت الهى براى امت اسلام بوده تا در سایه آن وجود حجت خداوند در زمین حفظ شود و امر خلافت و وصایت رسول(ص) تداوم یابد. و به همین دلیل در میدان رزم كربلا حضور نیافت.

او تنها بازمانده مرد از خاندان حسین(ع) بود كه از كربلا زنده باز گشت تا پرچم‏دار هدایت امّت باشد.

برگرفته از سایتIRIB.IR


باز منتشر شده توسط rohisamadi در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط rohisamadi با 117936 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 37
     درج شده در 741 روز و 8 دقیقه قبل
    

توشه سفر آخرت

 

تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir

ابن شهاب زهری در شبی سرد و بارانی آن حضرت را در مدینه دید كه آردی بر دوش می‏كشد، گفت: یابن رسول الله (ص) این چیست؟ امام فرمود: سفری دارم، برای آن توشه‏ای آماده كرده‏ام، می‏خواهم در جای محفوظی بگذارم كه وقت رفتن با من باشد.

گفت: یابن رسول الله! بدهید غلام من آن را بردارد ،امام راضی نشد. گفت: پس بدهید من به جائی كه می‏خواهید ببرم و شما زحمت نكشید. امام فرمود: نه، می‏خواهم آنچه را كه در سفر به من یاری می‏كند و وارد شدنم را به آنجا كه وارد می‏شوم نیكو می‏گرداند خودم ببرم و اضافه كرد: زهری! تو را به خدا پی كار خودت برو و مرا به حال خودم واگذار.

ابن شهاب گوید: بعد از چندی آن حضرت را دیدم كه به سفر نرفته است. گفتم: یابن رسول الله! اثری از سفر در شما نمی‏بینم؟! فرمود: سفرم آن نیست كه تو گمان كردی بلكه نظرم سفر مرگ بود و برای آن آماده می‏شدم، آماده شدن برای مرگ، دوری از حرام و احسان در راه خیر است. «قال بلی یا زُهْری لیس هو كما ظننت ولكنّه الموت و له اَستعِدّ، انّما الاستعداد للموت تَجنُّب اِلحرام و بذلُ الندّی فی الخیر».

_______________________________

سیر الائمه: ج 3 ص 201 و 209 تألیف سید محسن امین عاملی.


باز منتشر شده توسط rohisamadi در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط rohisamadi با 117936 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 23
     درج شده در 741 روز و 8 دقیقه قبل
    

عفو و گذشت

 

تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir

5- هشام بن اسماعیل بن هشام كه از طرف عبدالملك بن مروان حاكم مدینه بود با اهل بیت رسول خدا (ص) بد بود و امام سجاد (ع) را بسیار اذیت می‏كرد، چون پس از عبدالملك بن مروان او از حكومت مدینه عزل شد، ولید بن عبدالملك دستور داد او را در یك محل عمومی نگاه داشته و ندا كردند هر كه از وی شكایتی و یا در گردن وی حقی دارد بیاید و دادخواهی كند.

او گفت: از هیچ كس ترسی ندارم جز علی بن الحسین كه به او اذیت كرده‏ام؛ امام صلوات الله علیه بر او گذشت كه او را كنار خانه مروان نگاه داشته بودند، او به امام سلام كرد، حضرت به خواص خویش فرموده بود به وی متعرض نشوند آنگاه امام نه تنها متعرض او نشد، بلكه به وی پیغام فرستاد، اگر به مال احتیاج داری بگو ما قدرت دادن آن را داریم و از من و كسان من خاطر جمع باش.

هشام بعد از دانستن این مطلب فریاد كشید: «الله اعلم حیث یجعل رسالته» ابن سعد در طبقات از عبدالله پسر امام (ع) نقل كرده چون هشام بن اسماعیل معزول شد،... پدرم ما را جمع كرد و فرمود: این مرد عزل شده و دستور داده‏اند كه او را بر سر راه نگاه دارند تا هر كه شكایت دارد از وی دادخواهی بكند كسی از شما متعرض او نشود.

گفتم: پدرجان! چرا نكنیم به خدا خاطره‏های تلخی از او داریم، چنین روزی را آرزو می‏كردیم؟! فرمود: پسر عزیزم!

او را به خدا واگذاریم. عبدالله گوید: به خدا قسم كسی از آل حسین (ع) متعرض او نشد تا كارش به پایان رسید‌(5)

ناگفته نماند: عادت اهل بیت (ع) آن بود كه به افتاده متعرض نمی‏شدند.

___________________________

سیر الائمه: ج 3 ص 199 تألیف سید محسن امین عاملی.


باز منتشر شده توسط rohisamadi در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط rohisamadi با 117936 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 27
     درج شده در 741 روز و 9 دقیقه قبل
    

بزرگوای و كرامت

 

تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir

زمخشری در ربیع الابرار نقل كرده: چون یزیدبن معاویه مسلم بن عقبه را به جنگ اهل مدینه فرستاد و گفت: پس از شكست آنان، زنانشان بر سپاهیان شام مباح است (ولی به وی سفارش كرد كه متعرض امام سجاد (ع) نشود) علی بن الحسین (ع) در آن ماجرای شوم، چهار صد زن را با فرزندانشان و حشمشان تكفّل فرمود، و آنها را با خانواده خود قرار داد و تا لشكریان مسلم در مدینه بودند آنها را اطعام كرد، یكی از آن زنان قسم خورد كه در خانه پدرش و مادرش آن احترام را ندیده است كه از آن حضرت دید .

____________________

سیر الائمه: ج 3 ص 201 تألیف سید محسن امین عاملی

 

تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir

زمخشری در ربیع الابرار نقل كرده: چون یزیدبن معاویه مسلم بن عقبه را به جنگ اهل مدینه فرستاد و گفت: پس از شكست آنان، زنانشان بر سپاهیان شام مباح است (ولی به وی سفارش كرد كه متعرض امام سجاد (ع) نشود) علی بن الحسین (ع) در آن ماجرای شوم، چهار صد زن را با فرزندانشان و حشمشان تكفّل فرمود، و آنها را با خانواده خود قرار داد و تا لشكریان مسلم در مدینه بودند آنها را اطعام كرد، یكی از آن زنان قسم خورد كه در خانه پدرش و مادرش آن احترام را ندیده است كه از آن حضرت دید .

____________________

سیر الائمه: ج 3 ص 201 تألیف سید محسن امین عاملی

 

تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir

زمخشری در ربیع الابرار نقل كرده: چون یزیدبن معاویه مسلم بن عقبه را به جنگ اهل مدینه فرستاد و گفت: پس از شكست آنان، زنانشان بر سپاهیان شام مباح است (ولی به وی سفارش كرد كه متعرض امام سجاد (ع) نشود) علی بن الحسین (ع) در آن ماجرای شوم، چهار صد زن را با فرزندانشان و حشمشان تكفّل فرمود، و آنها را با خانواده خود قرار داد و تا لشكریان مسلم در مدینه بودند آنها را اطعام كرد، یكی از آن زنان قسم خورد كه در خانه پدرش و مادرش آن احترام را ندیده است كه از آن حضرت دید .

____________________

سیر الائمه: ج 3 ص 201 تألیف سید محسن امین عاملی


باز منتشر شده توسط rohisamadi در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط rohisamadi با 117936 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 36
     درج شده در 741 روز و 10 دقیقه قبل
    

عظمت خداوند در نظر امام سجاد(ع)

 

تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir

6- ابوبصیر گوید: امام باقر (ع) فرمود: پدرم زنی داشت كه از خوارج بود ... (6)یكی از غلامان آن حضرت به وی گفت: یابن رسول الله (ص)! در خانه شما زنی است كه از جدت علی بن ابیطالب بیزاری می‏كند؟ پدرم او را طلاق داد.

او پیش امیر مدینه رفت و شكایت كرد كه علی بن الحسین مهریه مرا نمی‏دهد امیر مدینه به پدرم گفت: یا علی بن الحسین! یا باید سوگند بخورید كه صداق او را داده‏اید و یا باید مهریه‏اش را بدهید.

امام فرمود: پسرم! برخیز و برای این زن چهار صد دینار بیاور، گفتم: پدرجان فدایت شوم مگر شما به حق نیستید؟!! فرمود: بلی ولی من خدا را بزرگتر از آن می‏دانم كه برای پول به او قسم بخورم: «فقلت له یا ابة جُعلت فداك اَلستَ مُحّقاً؟ فقال لی: بلی یا بنی ولكنّی اَجللتُ الله ان احلف به یمین صبر» .(7) آری این مطالب تا اعماق روح انسان اثر می‏كند.

__________________________

فروع كافی: ج 7 ص 435 كتاب الایمان.


باز منتشر شده توسط rohisamadi در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)



توجه : مدیریت وب سایت در صورت دریافت مجوز قانونی از سوی مراجع ذیصلاح نسبت تغییر در محتوای  ارسالی کاربران و یا مراحل قانونی اعلام شده اقدام خواهد نمود.
تبیان زنجان با تایید نمایش مطالب ارسالی کاربران آنرا تایید محتوایی و قابل استناد نمی کند . مديران محتوا تنها حق اصلاح يا حذف مطالب نامربوط ( دارای مشکل فنی نمایش و ناقض قوانین ارسال مطلب هر بخش ) را دارند.
© 2004- Tebyan. The content is copyrighted to Tebyan Cultural and Information center and may not be reproduced on other websites.