مسابقه دین و اندیشه خانه قرآن باشگاه کاربران جامعه ورزشی خانواده خوشبخت دنیای کودکان آشپزی و تغذیه موبایل دانش و تکنولوژی مجله سلامت سیاست گردشگری
دنیای عکس و عکاسی اقتصاد زنان ادبیات هــنر سینما و تلویزیون بزرگان و مشاهیر مهدویت سرگرمی دانلود نرم افزار مرکز کتاب پایگاه ها جستجو روابط عمومی مقالات
     
صفحه اصلی وب سایت فید مطالب وب سایت عضویت رایگان در وب سایت جستجو در وب سایت سوالات رایج نقشه وب سایت درباره ما تماس با ما  

حتما ببینید
بیانات حضرت آیت الله خامنه ای مدظله
لینکستان تبیان زنجان معرف وب سایت شما
نظر سنجی سریال نوروزی وب سایت تبیان زنجان
احادیث حضرت محمد
آپدیت روزانه ESET NOD 32 username password
طبقه بندی موضوعی مطالب
فعال ترین اعضا این ماه
فعالان ثبت مطلب این ماه
فعالان ارسال دعوتنامه این ماه
فعالان نظر دهندگان این ماه
ارسال دعوتنامه

آیا مایلید دوستان خود را نیز دعوت به مشاهده محتوای بروز این وب سایت کنید ؟
آیا میدانید با ارسال هر دعوت نامه 5 امتیاز( به همراه 15 امتیاز رزرو) به مجموع امتیازات شما افزوده میشود ؟

 
دریافت رایگان مطالب
آیا میدانید میتوانید مقالات وب سایت را با استفاده از قدرت گوگل و بصورت روزانه در ایمیل خود دریافت و مطالعه کنید ؟؟
بیش از صد ها عنوان مطلب خواندنی را روزانه به همین راحتی و هر زمان که مایلید مطالعه کنید !
عضویت رایگان دریافت مقالات در ایمیل

برای مشاهده توضیحات بیشتر اشاره گر ماوس خود را روی هر عنوان نگه دارید . بخش مطالب روزانه اعضاء سرویس دیگری از خدمات وب سایت به اعضا میباشد که شما را قادر می سازد  مطالب و علاقه مندی های خود را در وب سایت درج نمایید .

این امکان زمینه حضور جدی شما را در دنیای مجازی اینترنت فراهم آورده و ضمن انتشار محتوای شما بنام خودتان ,  با کمک سرویس معرفی به موتور های جستجو , آنرا در  صدر جستجو ها و معرض دید هزاران کاربر روزانه  اینترنت و وب سایت قرار  دهد و کمک می کند  براحتی در جمع کاربران فعال خانواده ما قرار بگیرید .

توجه : نوشته  و مطالب این بخش دارای هویت شخصی از سوی کاربران ( ساختار وب لاگ) بوده و مسئولیت آن به عهده کاربر می باشد .
قوانین ارسال مطلب را ببینید تبیان زنجان با تایید نمایش مطالب ارسالی کاربران آنرا تایید محتوایی و قابل استناد نمی کند . مديران محتوا تنها حق اصلاح يا حذف مطالب نامربوط ( دارای مشکل فنی نمایش و ناقض قوانین ارسال مطلب هر بخش ) را دارند.

 
نوشته شده توسط rohisamadi با 117853 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 57
     درج شده در 1189 روز و 9 ساعت و 5 دقیقه قبل
    

  آرى، از امتيازات اسلام آن است كه اقتصاد آن با اخلاق و عاطفه آميخته است، همان‏گونه كه سياست و ديانت آن به هم آميخته است. نمازجمعه با اين كه يك عمل عبادى است، يك مانور سياسى هم هست. اسلام حتّى در جهاد، به مسائل عاطفى، اخلاقى، اجتماعى و سياسى نيز توجّه دقيق دارد.
 اين على بن‏ابيطالب‏عليه السلام است كه در بحبوحه جنگ به خورشيد نگاه مى‏كند تا مبادا نماز اوّل وقتش از دست برود! و فرزندش امام حسين‏عليه السلام ظهر عاشورا در برابر سيل تير دشمن، نه تنها نماز واجب مى‏خواند، بلكه به مستحبات نماز نيز از قبيل اذان، اقامه، جماعت، اوّل وقت و... توجّه كامل دارد. و باز مى‏بينيم همين علىّ بن‏ابيطالب‏عليهما السلام در وسط جنگ، وقتى يارانش آب را در ظرفى تَرك‏دار براى او مى‏آورند، مى‏فرمايد: آشاميدن آب از ظرف ترك‏دار مكروه است. (چه بسا ذرّات آلوده‏اى كه لابه‏لاى آن ترك باشد و آب را غيربهداشتى كند.)
 باز مى‏بينيم در وسط جنگ بعضى از حضرتش مى‏پرسند: نظر شما درباره فلانى و فلانى چيست؟ حضرت مى‏بيند پاسخ اين سئوال سبب فتنه و تفرقه مى‏شود، سؤال‏كننده را توبيخ مى‏كند و اجازه نمى‏دهد امّتى كه به وحدت كلمه نياز دارند دستخوش تفرقه شوند، و باز مى‏بينيم به هنگام جنگ، شخصى از على‏عليه السلام معناى توحيد را مى‏پرسد و رزمندگان از سؤال او ناراحت مى‏شوند، حضرت مى‏فرمايد: جنگ ما براى توحيد است و سپس توحيد را براى او معنا مى‏كند.
 به رزمندگان دستور مى‏دهد آب آشاميدنى دشمن را مسموم نكنيد، درختانشان را قطع و به فراريان تيراندازى نكنيد، به زنان و كودكان و سالمندان كارى نداشته باشيد. در كجاى دنيا سراغ داريد كه جنگ، سياست، عبادت و اقتصاد اينگونه با مسائل اعتقادى، اجتماعى، اخلاقى، بهداشتى و عاطفى آميخته باشد.
 در نظام اسلامى رابطه ميان مردم و رهبر الهى رابطه صلوات و درود است. به مردم فرمان مى‏دهد كه به پيامبرشان درود فرستند: «يا ايّها الّذين آمنوا صلّوا عليه و سلّموا تسليماً»(4) و به پيامبر نيز دستور مى‏دهد به پرداخت‏كنندگان زكات صلوات و درود فرستد: «خُذ من اموالهم صدقة و صَلِ‏ّ عليهم»(5)
 در اسلام، روزهايى عيد ناميده شده است كه ضمن شادى و تبريك، رسيدگى به محرومان از طريق تقسيم گوشت قربانى در عيد قربان و سير كردن شكم گرسنگان در عيد فطر از طريق زكات فطرة مورد توجّه است. جامعيّت اسلام تا آنجاست كه حتّى خوردن و آشاميدن، هدفمند طرّاحى شده است؛ در كنار جمله «كلوا» كه فرمانِ خوردن است، يكجا مى‏فرمايد: «كلوا...و لاتسرفوا»(6) در خوردن زياده‏روى نكنيد.
 يكجا مى‏فرمايد: «كلوا... و اشكروا»(7) به خاطر خوردن از خداوند تشكّر كنيد.
 يكجا مى‏فرمايد: «كلوا... و اعملوا صالحاً»(8) با قدرتى كه از غذاخوردن بدست مى‏آوريد كار نيك انجام دهيد.
 يكجا مى‏گويد: «كلوا.... و لاتطغوا فيه»(9) از قدرتى كه به وسيله غذا بدست آورده‏ايد طغيان نكنيد.
 يكجا مى‏فرمايد: «كلوا... و آتوا حقّه»(10) بخوريد و حقّ آن را اداء كنيد.
 و يكجا مى‏فرمايد: «فكلوا... اطعموا»(11) بخوريد و به ديگران نيز اطعام كنيد.
 حتّى آنجا كه به زنبور عسل الهام مى‏كند شيره گل را بمك، دستور مى‏دهد كه عسل بساز، بنابراين اسلام، دين خوردن و خوابيدن نيست، بلكه خوردن و خوراندن و كار نيك انجام دادن و طغيان و زياده‏روى نكردن است، همه با هم در نظر گرفته شده است. در كدام مكتب به اين جامعيّت توجّه شده است.
 به هر حال دنيا ماليات مى‏گيرد و اسلام نيز خمس و زكات مى‏گيرد، امّا شما در اين كتاب به نكات و لطائفى برخورد خواهيد كرد كه نشان مى‏دهد حساب ماليات‏هاى اسلامى از حساب انواع ماليات‏هايى كه در دنيا گرفته مى‏شود و قوانين آن بافته و ساخته فكر بشرى است جداست. در قوانين اسلامى به تمام ابعاد توجّه شده است؛
 از چه چيزى خمس و زكات گرفته شود؟
 چه مقدار از سرمايه مشمول خمس و زكات شود؟
 چگونه گرفته و چگونه پرداخت و چگونه مصرف شود؟
 محاسبه اموال با چه كسى باشد، گيرنده يا پرداخت‏كننده؟
 پرداخت كننده با چه انگيزه و هدفى بپردازد و گيرنده چه ويژگيهائى داشته باشد؟
 چگونه مردم را به پرداخت خمس و زكات علاقمند كنيم؟
 مسؤلين جمع‏آورى چه افرادى باشند و چگونه به سراغ مردم بروند. در كجا گردآورى شود و شرائط خزانه‏دار بيت المال چه باشد، با افرادى كه سوءاستفاده مى‏كنند، چگونه برخورد شود و دَه‏ها مورد ديگر كه اگر ميان ماليات‏هائى كه در دنيا گرفته مى‏شود با خمس و زكات مقايسه شود، معجزه بودن مقرّرات اسلامى روشن مى‏شود، همان گونه كه اگر مقايسه‏اى ميان اذان و ناقوس كليسا شود، مشخّص مى‏گردد كه جملات اذان موزون، پرمحتوى‏، هدفمند و انگيزه‏آور، ولى در صداى ناقوس، چيزى مفهوم نيست. اگر مقايسه‏اى ميان نماز اسلام با عبادات ساير اديان شود، اگر مقايسه‏اى ميان جهاد اسلامى و جنگهاى دنيا شود، اگر مقايسه‏اى ميان كنگره بين‏المللى حج با ساير اجتماعات شود و اگر مقايسه‏اى ميان نظام خانواده در اسلام با نظام خانواده در دنيا شود، جلوه اسلام بيشتر روشن خواهد شد.


4) سوره احزاب، آيه 56.
5) سوره توبه، آيه 103.
6) سوره اعراف، آيه 31.
7) سوره بقره، آيه 172.
8) سوره مؤمنون، آيه 51.
9) سوره طه، آيه 81 .
10) سوره انعام، آيه 141.
11) سوره حج، آيه 28.


باز منتشر شده توسط rohisamadi در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط rohisamadi با 117853 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 56
     درج شده در 1189 روز و 9 ساعت و 10 دقیقه قبل
    

- دورنمائى از فلسفه خمس و زكات گرچه اسلام درآمدهايى را كه از طرق نامشروع، همچون اختلاس، احتكار، كم‏فروشى، ربا، سرقت، رشوه و امثال آن بدست مى‏آيد، به شدّت حرام كرده و حكومت اسلامى را مسئول بازگشت اين اموال به صاحبان اصلى آنها دانسته است، چنانكه اميرالمؤمنين على‏عليه السلام فرمود: تمام اموالى را كه در زمان خليفه سوّم ميان نورچشمى‏ها به ناحق تقسيم شده است، برخواهم گرداند، گرچه آن اموال در مهر زنان هزينه شده باشد.(2) امّا با اين حال به دلايل تفاوت‏هاى حكيمانه‏اى كه خداوند ميان انسان‏ها قرار داده است و به خاطر تلاش و تخصّص و ابتكار، برخى افراد درآمد بيشترى دارند كه از طريق مشروع نيز كسب كرده‏اند، و برخى افراد با درآمد كم، توانِ اداره زندگى خود را ندارند.
 تمام نظام‏هاى بشرى براى كم‏درآمدها به فكر چاره بوده‏اند، زيرا اگر اين خلاء به نحوى پر نشود، كينه و حسادتِ كم‏درآمدها نسبت به پردرآمدها شعله‏ور مى‏شود و شعله‏اش ممكن است همه چيز را بسوزاند. اگر گرسنگان سير نشوند، خطر بالارفتن آمار جنايات جدّى مى‏شود و هر نظامى كه به فكر گرسنگان نباشد، ماندنى نيست.
 گرسنگىِ جمعى از مردم و پرخورى جمع ديگر را هيچ عقل و وجدان سالمى نمى‏پذيرد. به همين دليل، براى حلّ اين مسأله افراد و حكومت‏ها، طرحهاى زيادى ارائه داده‏اند كه رايج‏ترين آنها گرفتن ماليات و برقرارى تأمين اجتماعى و ايجاد مؤسسات خيريّه و صندوق‏هاى قرض الحسنه و امثال آن است.
 اسلام نيز كه مكتبى جامع و اجتماعى است، براى فقرزدايى و حل مشكل محرومان جامعه، طرحهايى را ارائه داده كه يكى از آنها، مسئله خمس است.
 رسيدگى به فقرا به قدرى مهم است كه حضرت على‏عليه السلام در حال نماز انگشتر خود را به فقيرى كه در مسجد از مردم تقاضاى كمك مى‏كرد و كسى به او پاسخ مثبتى نداد، عطا كرد و اشاره نكرد كه صبر كند و بعد از نماز به او كمك كند بلكه در حال ركوع انگشتر خود را به او بخشيد و آيه نازل شد: «انّما وليّكم اللّه و رسوله و الّذين آمنوا الّذين يقيمون الصلوة و يؤتون الزّكاة و هم راكعون»(3)
 البتّه در بحث خمس، تفاوت‏هاى خمس و زكات با ماليات مرسوم دولتى بيان شده است كه ان شاءاللّه مورد مطالعه قرار خواهد گرفت.
 خمس، نوعى تعديل ثروت است كه انسان با اراده خود و با قصد قربت، براساس ايمانى كه دارد و اعتمادى كه به او مى‏شود، درآمدهاى خود را بررسى و هزينه متعارف زندگى خود را از آن كاسته و بيست درصد از سودى كه مازاد بر هزينه زندگى سالانه او است، به عالم‏ترين، متّقى‏ترين و بى‏هوس‏ترين افراد مى‏پردازد تا او همچون وكيلى مورد اعتماد، در آنچه به صلاح جامعه مى‏بيند، هزينه كند.
 اين تعديل ثروت از طريق خمس و زكات، امرى واجب است، ولى اسلام براى تعديل ثروت راههاى غير الزامى ديگرى نيز از قبيل وقف، هبه، صدقه، انفاق، وصيّت، كفّاره، نذر، عهد، ايثار و قرض‏الحسنه، قرار داده است.
 تعديل ثروت در بعضى از مكاتب اقتصادى همچون كمونيسم، از طريق نفى مالكيّت خصوصى و به انحصار دولت درآوردن همه چيز، آن هم به صورت اجبار صورت مى‏گيرد كه در اين نوع تعديل هيچ‏گونه آزادى و انتخاب و رشد وجود ندارد.


2) واللّه لو وجدته قد تزوّج به النساء وملك به الاماء لرددتُه». نهج‏البلاغه، خطبه 15.
3) سوره مائده، آيه 55 .


باز منتشر شده توسط rohisamadi در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط rohisamadi با 117853 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 56
     درج شده در 1189 روز و 10 ساعت و 6 دقیقه قبل
    

مديريت پيامبر براى پس از رحلت:پيامبر اسلام‏صلى الله عليه وآله براى دوران پس از خود علامت‏هايى را نصب كرد تا مردم دچار انحراف نشوند. به چند نمونه توجه كنيد:
 يك جا فرمود: فاطمه پاره تن من است. رضاى او رضاى من و غضب او غضب من است. (اين كلام را تمام فرقه‏هاى اسلامى قبول دارند.) با اين بيان به مردم بعد از خود اعلام كرد: كه هر گاه در افراد بعد از من شك كرديد، توجه شما به موضع‏گيرى فاطمه‏عليها السلام باشد. به هر كسى فاطمه رأى داد او حق است و از هر كس كه فاطمه‏عليها السلام ناراضى است او باطل است.
 علامت دوم جهت‏گيرى ابوذر است. پيامبر فرمود: زير آسمان راستگوتر از او نيست. (اين حديث را نيز شيعه و سنى قبول دارند)
 با اين حديث به مردم اعلام كرد كه بعد از من در رهبرى جامعه شك نكنيد و نگاه شما به ابوذر راستگو باشد.
 سومين علامت شخص عمّار بود. پيامبر فرمود: اى عمّار هر كس تو را بكشد ستمگر است و چون عمّار در صفين به دست لشكر معاويه كشته شد معلوم مى‏شود كه لشكر معاويه باطل است.
 حديث كشته شدن عمّار به دست ستمگران را كه با جمله: يا عمّار «تقتلك الفئة الباغية» آمده است، شيعه و سنى قبول دارند.(333)
 بارها پيامبرصلى الله عليه وآله با جمله «علىّ منّى و انا من علىّ»، «علىّ مع الحق»، «حسين منّى و انا من حسين»، «سلمان منّا اهل البيت» افرادى را الگوى حق معرفى كرد تا بعد از رحلت خود، مردم در رهبرى به سراغ كسى روند كه فاطمه و ابوذر و عمار و سلمان رهبرى او را پذيرفته‏اند. آرى اين است سيره پيامبر در رهبرى بعد از خود.
 «اللّهمّ صلّ على محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم»


333) و لذا همين كه در صفين عمّار كشته شد بعضى از مسلمانانى كه در لشكر معاويه بودند به شك افتادند و گفتند معلوم مى‏شود كه ما ستمگريم. «عمر و عاص»، كه نفر دوم رژيم معاويه بود گفت: اگر على عمّار را به جبهه نمى‏آورد كشته نمى‏شد پس قاتل عمّار على‏عليه السلام است نه معاويه. طبق اين نظر قاتل شهداى احد نيز پيغمبر بود چون پيغمبر آنها را به جبهه آورد.


باز منتشر شده توسط rohisamadi در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط rohisamadi با 117853 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 65
     درج شده در 1189 روز و 10 ساعت و 7 دقیقه قبل
    

در آيه 157 سوره اعراف مى‏خوانيم كه نام و نشان پيامبر اسلام در تورات و انجيل نوشته شده است «مكتوباً عندهم فى التوراة والانجيل» و در آيه 6 سوره صف مى‏خوانيم كه حضرت عيسى فرمود: من شما را بشارت مى‏دهم به پيامبرى كه بعد از من مى‏آيد و اسم او احمد است و حرف ما اين است كه اگر نوشته نبود فورى تورات و انجيل را مى‏آوردند و مى‏گفتند نيست و با اين عمل هم پايگاه خود را تقويت مى‏كردند، هم آبروى پيامبر اسلام را مى‏ريختند و هم از جنگ‏ها و جزيه‏ها و ساير مشكلات راحت مى‏شدند. ما از اين كه مى‏بينيم يهوديان جنگ‏ها كردند و مسيحيان جزيه‏ها دادند ولى تورات و انجيل را پيش نكشيدند مى‏فهميم كه نام و نشان بوده، گرچه در تورات و انجيل امروز، كه سخنانى از ياران عيسى و سخنانى از خود عيسى مخلوط شده، تغييراتى داده‏اند. بهترين نشانه اين اختلاط، آن است كه عيسى يك انجيل آورد و ما امروز چندين انجيل داريم. به هر حال قرآن مى‏فرمايد: علماى يهود و نصارى، پيامبر اسلام را همچون فرزندانشان مى‏شناختند. جالب اينكه بعضى از آنان پيش از ظهور و آمدن پيامبر اسلام به خود نويد مى‏دادند كه با كمك كتاب و پيامبر جديد بر دشمنان پيروز مى‏شوند؛ «و كانوا من قبل يستفتحون على الّذين كفروا»(332) ليكن همين كه پيمبرى كه آن را شناخته بودند نزدشان آمد، به او كافر شدند.


332) سوره بقره، آيه 89.


باز منتشر شده توسط rohisamadi در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط rohisamadi با 117853 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 59
     درج شده در 1189 روز و 10 ساعت و 7 دقیقه قبل
    

رسالت جهانى پيامبر

رسالت پيامبر جهانى بود، زيرا پيامبر مى‏فرمايد:
 «اوحى الىّ هذا القرآن لانذركم و من بلغ»(322) اين قرآن به من وحى شد تا شما و هر كه را پيام به او برسد هشدار دهم.
 در جاى ديگر مى‏فرمايد: «ما تو را نفرستاديم مگر براى تمام مردم.»(323) و در جاى ديگر مى‏خوانيم: «انى رسول اللّه اليكم جميعاً»(324)
 بارها قرآن مى‏فرمايد: «خداوند پيامبرش را با هدايت و همراه با دين حق فرستاد تا آن را بر همه دين‏ها پيروز گرداند.»(325)
 در روايات مى‏خوانيم پيامبر فرمود: من مبعوث به هر سفيد و سياه و سرخپوستى هستم.(326)
 از نشانه‏هاى ديگر رسالت جهانى پيامبر اسلام حديث معروفى است كه فرمود: «حلال محمد تا روز قيامت حلال است و حرام محمد تا روز قيامت حرام است.» و نامه هايى كه حضرت به پادشاه حبشه، ايران، بحرين، رم، جندل، مصر، شام، يمامه، عمان، حضرموت، نجران، يمن، سماوه و رؤساى قبايل نوشت كه تعداد نامه‏ها تا 185 مورد شناسايى شده است.(327) جالب آن كه اين كار چنان به سرعت انجام گرفت كه در يك روز بعد از نماز صبح اصحابش را احضار و سخنرانى تحريك‏آميزى كرد و 6 نفر را به 6 گوشه جهان فرستاد.(328)
 جهانى بودن رسالت پيامبر در آيه 90 سوره انعام و 70 سوره يس و 85 سوره آل عمران و آغاز سوره فرقان نيز مطرح شده است.
 سؤال: اگر رسالت پيامبر جهانى است، پس چرا در بعضى آيات پيامبر مأمور مى‏شود كه بستگان نزديك «و انذر عشيرتك الاقربين»(329) يا مردم مكه را هشدار دهد؟ «لتنذر امّ القرى و من حولها»(330)
 پاسخ: آيات و روايات جهانى بودن رسالت را به روشنى ثابت مى‏كند، ليكن در اجراى هر طرح كلى حركت‏ها، گام به گام است. پيامبر در آغاز بايد به خود برسد، «و ثيابك فطهر»(331)، «والرجز فاهجر» بعد به بستگان و سپس به مردم منطقه و آنگاه بلاد ديگر.

 322) سوره انعام، آيه 19.
323) سوره سبأ، آيه 28.
324) سوره اعراف، آيه 158.
325) سوره توبه، آيه 33 ؛ سوره فتح، 28 ؛ سوره صف، 9.
326) امالى شيخ طوسى، ص 484.
327) شرح اين نامه‏ها در كتاب مكاتيب الرسول نوشته آيت اللّه احمدى ميانجى در جلد 2 آمده است.
328) فروغ ابديت، ج 2، ص 608.
329) شعراء، 214.
330) سوره انعام، آيه‏92.
331) سوره مدّثر، آيه 4.

باز منتشر شده توسط rohisamadi در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط rohisamadi با 117853 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 59
     درج شده در 1189 روز و 10 ساعت و 7 دقیقه قبل
    

ادب در برابر پيامبر

 در اول سوره حجرات مى‏خوانيم كه در هيچ كارى بر خدا و پيامبر نبايد پيشى گرفت: «لا تقدّموا بين يدى اللّه و رسوله»
 مردم نبايد به خاطر حدس و تخمين و ميل و يا به بهانه ابتكار و نوآورى و آزادانديشى يا قضاوت‏هاى عجولانه، دست به گفتن يا نوشتن يا تصميمى بزنند كه از فرمان خدا و رسول جلو بيفتند. همان گونه كه نبايد به بهانه قاطعيت، انقلابى بودن، زهد وساده زيستن كاسه از آش داغ‏تر شوند.
 رها كردن فرمان خدا و رسول و پيروى از آداب و رسوم و قوانين فردى يا قبيله‏اى يا بين المللى نوعى پيشى گرفتن است.
 حرام كردن حلال‏ها و حلال كردن حرام‏ها، قانونگذارى در برابر قانون خدا و بسيارى از تندروى‏ها يا كندروى‏ها، پيشى گرفتن از خدا و پيامبر است.
 به چند نمونه تاريخى كه مسلمانان صدر اسلام گاهى از پيامبر پيشى مى‏گرفتند و مورد نهى قرار گرفته‏اند، توجه كنيد:
 1- در عيد قربان گروهى قبل از پيامبر صلى الله عليه وآله قربانى كردند، به آنان گفته شد: «لا تقدّموا بين يدى اللّه و رسوله»(320)
 2- پيامبر اسلام صلى الله عليه وآله گروهى را براى تبليغ نزد كفار فرستاد. كفار نمايندگان پيامبر را كشتند و تنها سه نفر توانستند فرار كنند. اين سه نفر در مسير بازگشت دو نفر از كفار قبيله بنى عامر را به انتقام كشته شدن دوستان خود كشتند، در حالى كه آن دو نفر بى‏تقصير بودند. قرآن آنان را به خاطر اين عمل خودسرانه توبيخ كرد كه چرا بدون دستور پيامبر دست به اين عمل زديد؟ (321) «لا تقدّموا بين يدى اللّه و رسوله»
 3- قوم بنى تميم از پيامبر صلى الله عليه وآله امير و حاكم خواستند. خليفه اول و دوم هر كدام شخصى را پيشنهاد كردند و با هم مشاجره مى‏كردند كه كانديداى من بهتر است، آيه نازل شد: «لا تقدّموا بين يدى اللّه... و لا ترفعوا اصواتكم»
 4- امام معصوم عليه السلام به شخصى فرمود: اين دعا را بخوان: «لا اله الّا اللّه...» تا آنجا كه مى‏فرمايد: «يحيى و يميت». شنونده از پيش خود جمله‏اى اضافه كرد و گفت: «و يميت و يحيى» حضرت فرمودند: جمله تو صحيح است، اما آنچه من مى‏گويم بگو و سپس آيه «لا تقدّموا بين يدى اللّه و رسوله» را براى او تلاوت فرمودند.
 5 - بعضى از اصحاب پيامبر اسلام صلى الله عليه وآله خواب و خوراك و آميزش با همسر را بر خود حرام كردند. حضرت ناراحت شده و مردم را جمع كرده و فرمودند: من خودم غذا مى‏خورم، مى‏خوابم و با همسرم زندگى مى‏كنم. راه و روش و سيره زندگى من اين است، پس هر كس از اين راه پيروى نكند، از من نيست. «فمن رغب عن سنّتى فليس منّى»
 6- با اين كه پيامبر اسلام صلى الله عليه وآله ازدواج موقت را شرعى و قانونى اعلام فرمودند، اما خليفه دوم آن را حرام كرد. اين خود، نوعى پيش افتادن از پيامبر صلى الله عليه وآله است كه در اين آيه از آن نهى شده است. «لا تقدّموا بين يدى اللّه و رسوله»
 7- در سال هشتم هجرى كه پيامبر اسلام صلى الله عليه وآله براى فتح مكه از مدينه حركت كردند، بعضى از مسلمانان در اين سفر روزه خود را افطار نكردند، با اين كه مى‏دانستند مسافر روزه ندارد و مى‏ديدند كه پيامبر صلى الله عليه وآله افطار كرده است. اينها در واقع از پيامبر صلى الله عليه وآله پيشى گرفتند.

 320) تفسير كشّاف.
321) تفسير كشّاف.

باز منتشر شده توسط rohisamadi در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط rohisamadi با 117853 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 60
     درج شده در 1189 روز و 10 ساعت و 8 دقیقه قبل
    

 ما در برابر آن حضرت وظائفى داريم كه به آنها اشاره مى‏شود.
 1- شناخت او؛ بدانيم كه او طبيب و كتابش شفاى ما و خودش الگوى ما در دنيا و شفيع ما در قيامت است.
 2- بعد از شناخت به او ايمان آوريم و با او همراه باشيم و مزد رسالتش را كه مودت اهل بيت اوست بپردازيم و بدانيم ثمره اين مودت به خود ما برمى‏گردد.
 3- آنچه براى ما آورده است بگيريم و عمل كنيم: «ما آتاكم الرسول فخذوه» و از آنچه ما را نهى كرده دورى كنيم. «ما نهاكم عنه فانتهوا»(316)
 4- در عمل به دستورات او نق نزنيم و تسليم بى چون و چرا باشيم. قرآن مى‏فرمايد كسانى كه به داورى تو ايراد مى‏گيرند در حقيقت ايمان ندارند. «فلا و ربك لا يؤمنون حتى يحكموك فيما شجر بينهم»(317)
 ناگفته نماند كه تسليم خدا و رسول شدن هرگز به معناى كنار گذاشتن عقل نيست؛ زيرا عقل به ما مى‏گويد بعد از معرفت و شناخت صحيح بايد پيروى كرد. آرى، همين كه با عقل تخصص پزشكى را شناختيم، نسخه او را بى چون و چرا عمل مى‏كنيم و هيچ كس نمى‏گويد عمل به نسخه پزشك كنار گذاشتن عقل است. و اگر بيماران بگويند تا ما اسرار واقعى هر دارو را ندانيم آن را مصرف نمى‏كنيم بايد بسيارى از بيماران از دنيا بروند؛ چون هر بيمار توان شناخت اسرار دارو را ندارد.
 5 - يكى از وظايف ما، صلوات فرستادن بر محمد و آل محمد صلى الله عليه وآله است كه اين سفارش، فرمان خداوند در سوره احزاب است: «انّ اللّه و ملائكته يصلّون على النبى يا ايّها الّذين آمنوا صلّوا عليه و سلّموا تسليما»(318)
 همانا خداوند و فرشتگان پيوسته بر پيامبر درود مى‏فرستند، پس اى كسانى كه ايمان داريد شما نيز بر او صلوات بفرستيد.
 آرى، وقتى خالق هستى و فرشتگان معصوم، پيوسته صلوات دارند، اگر ما صلوات نفرستيم شايد نوعى جفا باشد.
 چگونه صلوات بفرستيم؟
 هنگامى كه اين آيه نازل شد، اصحاب پرسيدند يا رسول اللّه چگونه صلوات بفرستيم؟ حضرت فرمود بگوئيد: «الّلهم صلّ على محمّد و آل محمّد»(319)
 براى صلوات آثار و پاداش‏هاى فراوانى نقل شده از جمله اينكه رسول خدا صلى الله عليه وآله فرمود: هركس در نوشته‏اش بر من صلوات بفرستد تا اين صلوات در نوشته هست او پاداش خواهد داشت.


316) سوره حشر، آيه 7.
317) سوره نساء، آيه 65. ميان يكى از مهاجرين و يكى از انصار بر سر آبيارى نخلستانى نزاع و درگيرى پيش آمد، پيامبر در داروى حق را به زبير مهاجر داد. انصارى ناراحت شده و به اعتراض گفت: چون زبير پسر عمّه توست به نفع او قضاوت كرده‏اى. رنگ پيامبر پريد و اين آيه نازل شد كه عجبا خود پيامبر را به داورى برگزيده‏اند اما سر باز مى‏زنند.
318) سوره احزاب، آيه 56 .
319) در تمام كتب مهم اهل سنت و در رأس آن كتاب صحيح بخارى (حديث 5880) مى‏خوانيم كه در صلوات‏هاى خود كلمه آل محمّد را بياوريد. جالب اين كه در نقل همين حديثى كه سفارش آل محمد شده است، همين كه نام رسول خدا را مى‏برد، نام آل محمّد را نمى‏برد و مى‏نويسد: پيامبر اكرم صلى اللّه عليه و سلم فرمود:...


باز منتشر شده توسط rohisamadi در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط rohisamadi با 117853 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 43
     درج شده در 1189 روز و 10 ساعت و 9 دقیقه قبل
    

الگو بودن نسل او

 نسل آن حضرت نيز اسوه است. چون زمان نگارش اين نوشته‏ها، ايام شهادت حضرت زهرا عليها السلام مى‏باشد، اين نكته را يادآورى مى‏كنم.
 در ميان چهارده معصوم يك الگوى زن لازم بود، زيرا اگر تمام معصومين مرد بودند آن همه سفارشاتى كه ويژه بانوان است نظير همسردارى، خانه دارى، بچه دارى، حجاب و عفاف، صبر و تسليم در برابر ناملايمات، همه در دنياى لفظ و توصيه بود و شايد زنان ما پيش خود مى‏گفتند: اگر در ميان معصومين يك زن بود و خبر از حال ما داشت، اين همه توصيه و تكليف براى ما نمى‏شد.
 وجود حضرت زهرا عليها السلام الگويى بود كه به زنان ثابت شود آنچه اسلام مى‏گويد قابل عمل است. نه تنها زهرا عليها السلام، بلكه دخترش حضرت زينب نيز الگوى زنان تاريخ است. بلكه دختر كنيز زهرا عليها السلام (دختر فضّه) به جايى مى‏رسد كه با قرآن گفتگو مى‏كند.
 الگو بودن فاطمه زهرا عليها السلام تنها در چند مسئله خلاصه نمى‏شود به چند نمونه الگوئى حضرت عليها السلام اشاره مى‏كنيم.
 اگر در قرآن سخن از احسان به والدين است، او به قدرى احسان مى‏كند كه پيامبر درباره او مى‏فرمايد: تو مادر پدرت هستى. يعنى محبت تو از دخترى فراتر است. «ام ابيها»
 اگر در قرآن سخن از بخشش و ايثار است، پيراهن عروسى خود را در شب زفاف و در راه رفتن به خانه داماد به فقير مى‏بخشد. (به زنان مى‏گويد دور مرا بگيريد تا نامحرمان مرا نبينند و من اين لباس را در راه خدا بدهم.)
 اگر در قرآن سخن از هجرت است، فاطمه عليها السلام هجرت كرد.
 اگر در قرآن سخن از صبر و اخلاص و تسليم و تقوى و حياست، فاطمه زهرا عليها السلام به قله اين كمالات رسيده است.
 اگر در قرآن سخن از علم و حكمت است، فاطمه زهرا عليها السلام كتابى به نام مصحف دارد كه امامان معصوم گاهى براى كسب اطلاع از آينده به آن كتاب مراجعه مى‏كردند.
 اگر در قرآن سخن از كار و كوشش است، فاطمه عليها السلام در اثر كار در خانه دستش تاول زده بود.
 اگر در قرآن سخن از عدالت است، فاطمه كار را بين خود و كنيزش به طور مساوى تقسيم مى‏كند.
 اگر در قرآن سخن از رهبرى الهى است، فاطمه زهرا عليها السلام در خطبه‏اى كه در مسجد پيامبر خواند، حكومت وقت را محكوم و از همسرش حمايتى كرد كه به شهادتش انجاميد.
 اگر در قرآن سخن از ايمان به آخرت و اشتياق به دنياى ديگر است، فاطمه همين كه از پدر شنيد اولين كسى كه به او ملحق مى‏شود خود اوست، شادمان شد.
 با ديدن اين چند نمونه باور مى‏كنيم كه فاطمه زهرا عليها السلام الگوى عملى قرآن است.
 گرچه در ميان فرهنگ‏هاى ديروز و امروز و اشعار و ضرب المثل‏ها زن تحقير شده و او را عنصرى وابسته و ضعيف مى‏دانسته‏اند، اما قرآن نه تنها به زنان، بلكه به تمام مردان مى‏گويد: همسر فرعون را الگوى خود قرار دهيد.
 او در كاخ بود، اما جذب كاخ فرعون نشد. قلدرى فرعون را ديد، ولى نهراسيد. انواع وسايل رفاهى، باغها و نهرها و حكومت‏ها و قدرت هايى را كه فرعون با آن مغرور مى‏شد و ادعاى خدايى مى‏كرد و مى‏گفت: «أليس لى ملك مصر و هذه الانهار تجرى من تحتى»(314)آيا با اين همه نهرهايى كه از زير پاى من جارى است، حكومت و فرمانروايى مصر براى من نيست؟! اما همسرش به خدا مى‏گويد: من جايگاه و مقامى نزد تو مى‏خواهم «ربّ ابن لى عندك بيتاً فى الجنّة»(315) پروردگارا، براى من نزد خويش در بهشت خانه‏اى بنا كن. در اين آيه آنچه مهمتر از بهشت و خانه بهشتى است، كلمه «عندك» است. زن مى‏تواند به جايى برسد كه از لذت‏هاى موجودى كه در برابر چشم اوست بگذرد و به آنچه نزد خداست دل ببندد.

 314) سوره زخرف، آيه 51.
315) سوره تحريم، آيه 11.

باز منتشر شده توسط rohisamadi در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط rohisamadi با 117853 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 67
     درج شده در 1189 روز و 10 ساعت و 10 دقیقه قبل
    

كارنامه پيامبر (ص)

 پيامبر شرك را به توحيد تبديل كرد، ننگ بودن دختر را به عزّت بدل كرد و براى زن حق مالكيت و انتخاب همسر وارث و تحصيل و شركت در حج و جمعه و جماعت و رسيدن به كمالات علمى و معنوى و فرهنگى و اقتصادى و سياسى را پذيرفت.
 قرآن آنجا كه سخن از اولوا الالباب و خردمندان مى‏كند و مى‏فرمايد: «خردمندان در آفرينش آسمان‏ها و زمين تفكر مى‏كنند و ايمان مى‏آورند و با خداى خود گفتگوها و دعاهايى دارند» در پايان مى‏فرمايد: خداوند دعاى اين خردمندان را مستجاب مى‏كند و مى‏فرمايد من عمل شما را ضايع نمى‏كنم، خواه مرد، خواه زن، كه همه از يكديگريد.
 آرى، زنى كه در جاهليت هيچ حقى نداشت، در قرآن مجيد جزو اولوالالباب گشت.(313)
 اگر در آيه 33 احزاب، به زنان پيامبر مى‏فرمايد: در خانه قرار گيريد، ناگفته پيداست كه مراد از در خانه ماندن، عقب ماندن نيست، زيرا در آيه 34 مى‏فرمايد: آنچه از آيات و حكمت الهى در خانه‏هايتان نازل شده تلاوت كنيد. يعنى قرار گرفتن در خانه با دانشمند شدن منافاتى ندارد، و در اين بين مى‏فرمايد: به هنگام خروج از منزل تبرّج نداشته باشيد. تبرّج از برج است و به ساختمان‏هاى برجسته گفته مى‏شود و تبرج يعنى «خودنمايى كردن». همانگونه كه ساختمان‏هاى بلند خودنمايى دارند. بنابراين نظر اسلام آن است كه زن، دانشمند و حكيم باشد. ولى تبرّج و جلوه گرى نداشته باشد و در آيه 35 مى‏فرمايد: زنان و مردان دوش به دوش هم مى‏توانند در كمالات معنوى پيش روند و آمرزش و پاداش گرانقدر الهى را دريافت كنند.

 313) سوره آل عمران، آيات 190 - 195.

باز منتشر شده توسط rohisamadi در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط rohisamadi با 117853 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 54
     درج شده در 1189 روز و 10 ساعت و 10 دقیقه قبل
    

اعراض و بايكوت سيره پيامبر اسلام طبق دستور قرآن اين بود كه در مواردى اعراض مى‏كرد و افراد يا گروه‏ها يا مجالس را به اصطلاح بايكوت مى‏كرد و در جامعه آنان را تحقير و منزوى مى‏نمود و در روايات نيز اين مسئله بسيار به چشم مى‏خورد.
 در آيه 68 سوره انعام مى‏خوانيم: هرگاه كسانى را ديدى كه در آيات ما (به قصد تخطئه نه فهم حقيقت) كنجكاوى و گفتگو دارند، از آنان روى برگردان «فاعرض عنهم» تا مسير سخن عوض و وارد بحث ديگرى شوند. نظير اين آيه را در سوره نساء آيه 140 نيز مى‏خوانيم: كه اگر شنيديد آيات خداوند مورد كفر و استهزاء قرار گرفته است با آنان ننشينيد تا در موضوع ديگرى بحث كنند.
 به هر حال اعراض از بدى‏ها و مبارزه منفى با زشتكاران يكى از شيوه‏هاى نهى از منكر و نشانه غيرت و تعهد و دلسوزى مكتبى است. انسان نبايد در جامعه فاسد هضم شود بلكه بايد جامعه را عوض كند و اگر نتوانست، با خروج از مجلس يا هجرت از منطقه، كار باطل را محكوم كند. در حديث مى‏خوانيم نشستن با اشرار سبب سوءظن به خوبان مى‏شود.
 نمونه ديگر بايكوت را در آيه 4 سوره نور مى‏خوانيم كه كسانى كه نسبت زنا به زنان پاكدامن و شوهردار مى‏دهند و چهار شاهد نمى‏آورند، پس هشتاد تازيانه به آنان بزنيد و گواهى آنان را هرگز نپذيريد «لا تقبلوا لهم شهادةً ابداً» از اعتبار انداختن گواهى افراد نوعى بايكوت و به انزوا كشاندن است.
 اگر در روايات مى‏خوانيم با افرادى مشورت نكنيد، هم سفر نشويد، ازدواج نكنيد و امثال آن، اين يك نوع محاصره اجتماعى است.
 در آيه 118 سوره توبه مى‏خوانيم: «وَعَلَى الثَّلاَثَةِ الَّذِينَ خُلِّفُواْ حَتَّى‏ إِذَا ضَاقَتْ عَلَيْهِمُ الْأَرْضُ بِمَا رَحُبَتْ وَضَاقَتْ عَلَيْهِمْ أَنفُسُهُمْ وَظَنُّواْ أَن لَّا مَلْجَأَ مِنَ اللَّهِ إِلَّا إِلَيْهِ ثُمَّ تَابَ عَلَيْهِمْ لِيَتُوبُواْ إِنَّ اللَّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ»
 و بر آن سه نفرى كه (از شركت در جبهه‏ى تبوك به خاطر سستى) وامانده بودند، تا آنگاه كه زمين با همه‏ى وسعتش (به سبب قهر ونفرت مردم) بر آنان تنگ شد و از خود به تنگ آمده و فهميدند كه در برابر خدا، هيچ پناهگاهى جز خود او نيست، پس خداوند لطف خويش را شامل آنان ساخت تا به توبه موفّق شوند. همانا خداوند توبه‏پذير و مهربان است.
 سه مسلمانى كه در تبوك شركت نكردند،(311) پشيمان شده و براى عذرخواهى نزد پيامبر آمدند. امّا حضرت با آنان سخن نگفت و دستور داد كسى با آنان حرف نزند و همسرانشان هم به آنان نزديك نشوند. آنان به كوههاى اطراف مدينه رفتند و براى استغفار، جدا از يكديگر به تضرّع وگريه پرداختند تا پس از پنجاه روز، خداوند توبه‏ى آنان را پذيرفت.(312)
 از اين آيه استفاده مى‏شود:
 1- بى‏اعتنايان به جنگ وفرمان رهبرى، بايد تنبيه شده وتا مدّتى پشت سر گذاشته شوند. «خُلّفوا»
 2- قهر، بى‏اعتنايى و بايكوت، يكى از شيوه‏هاى تربيتى براى متخلّفان و مجرمان است. «ضاقت عليهم الارض... ظنّوا ان لا ملجأمن اللَّه»
 3- مبارزه‏ى منفى با متخلّفان، جامعه را براى آنان زندانى بى‏نگهبان و مؤثّر مى‏سازد. «ضاقت عليهم الأرض»
 4- با آنكه پيامبر، مظهر رحمت الهى است، امّا به عنوان مرّبى، از اهرم قهر هم استفاده مى‏كند.«ضاقت عليهم انفسهم »
 5 - يكى از عذاب‏ها عذاب وجدان است. «ضاقت عليهم انفسهم »
 6- يأس از مردم، زمينه‏ساز توجّه به خداست. «لاملجأ ... ثم تابَ»
 7- توفيقِ توبه نيز در سايه‏ى لطف و عنايت الهى است. اوّل خداوند لطف خود را به انسان باز مى‏گرداند، «تاب عليهم» تا انسان توفيق پشيمانى و عذرخواهى و توبه پيدا كند، «ليتوبوا» و همين كه توبه كرد، خداوند توبه‏ى او را مى‏پذيرد. «انّ اللّه هو التوّاب»
 8 - پس از يك دوره مبارزه‏ى منفى وبى‏اعتنايى و بايكوت، شرايط مناسب را براى بازسازى خلافكاران به وجود آوريم تا بازگردند و بعد از آن نيز ما با مهربانى آنان را پذيرا باشيم. «تاب عليهم ليتوبوا انّ اللّه هو التوّاب»


311) كعب‏بن مالك، مرارةبن ربيع و حلال‏بن اُميّه.
312) بحارالانوار، ج‏21، ص 237.


باز منتشر شده توسط rohisamadi در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)



توجه : مدیریت وب سایت در صورت دریافت مجوز قانونی از سوی مراجع ذیصلاح نسبت تغییر در محتوای  ارسالی کاربران و یا مراحل قانونی اعلام شده اقدام خواهد نمود.
تبیان زنجان با تایید نمایش مطالب ارسالی کاربران آنرا تایید محتوایی و قابل استناد نمی کند . مديران محتوا تنها حق اصلاح يا حذف مطالب نامربوط ( دارای مشکل فنی نمایش و ناقض قوانین ارسال مطلب هر بخش ) را دارند.
© 2004- Tebyan. The content is copyrighted to Tebyan Cultural and Information center and may not be reproduced on other websites.