مسابقه دین و اندیشه خانه قرآن باشگاه کاربران جامعه ورزشی خانواده خوشبخت دنیای کودکان آشپزی و تغذیه موبایل دانش و تکنولوژی مجله سلامت سیاست گردشگری
دنیای عکس و عکاسی اقتصاد زنان ادبیات هــنر سینما و تلویزیون بزرگان و مشاهیر مهدویت سرگرمی دانلود نرم افزار مرکز کتاب پایگاه ها جستجو روابط عمومی مقالات
     
صفحه اصلی وب سایت فید مطالب وب سایت عضویت رایگان در وب سایت جستجو در وب سایت سوالات رایج نقشه وب سایت درباره ما تماس با ما  

حتما ببینید
لینکستان وب سایت های مفید
عکس و عکاسی مقالات
امر به معروف و نهی از منکر
لینکستان تبیان زنجان معرف وب سایت شما
احادیث حضرت محمد
طبقه بندی موضوعی مطالب
فعال ترین اعضا این ماه
فعالان ثبت مطلب این ماه
فعالان ارسال دعوتنامه این ماه
فعالان نظر دهندگان این ماه
ارسال دعوتنامه

آیا مایلید دوستان خود را نیز دعوت به مشاهده محتوای بروز این وب سایت کنید ؟
آیا میدانید با ارسال هر دعوت نامه 5 امتیاز( به همراه 15 امتیاز رزرو) به مجموع امتیازات شما افزوده میشود ؟

 
دریافت رایگان مطالب
آیا میدانید میتوانید مقالات وب سایت را با استفاده از قدرت گوگل و بصورت روزانه در ایمیل خود دریافت و مطالعه کنید ؟؟
بیش از صد ها عنوان مطلب خواندنی را روزانه به همین راحتی و هر زمان که مایلید مطالعه کنید !
عضویت رایگان دریافت مقالات در ایمیل

برای مشاهده توضیحات بیشتر اشاره گر ماوس خود را روی هر عنوان نگه دارید . بخش مطالب روزانه اعضاء سرویس دیگری از خدمات وب سایت به اعضا میباشد که شما را قادر می سازد  مطالب و علاقه مندی های خود را در وب سایت درج نمایید .

این امکان زمینه حضور جدی شما را در دنیای مجازی اینترنت فراهم آورده و ضمن انتشار محتوای شما بنام خودتان ,  با کمک سرویس معرفی به موتور های جستجو , آنرا در  صدر جستجو ها و معرض دید هزاران کاربر روزانه  اینترنت و وب سایت قرار  دهد و کمک می کند  براحتی در جمع کاربران فعال خانواده ما قرار بگیرید .

توجه : نوشته  و مطالب این بخش دارای هویت شخصی از سوی کاربران ( ساختار وب لاگ) بوده و مسئولیت آن به عهده کاربر می باشد .
قوانین ارسال مطلب را ببینید تبیان زنجان با تایید نمایش مطالب ارسالی کاربران آنرا تایید محتوایی و قابل استناد نمی کند . مديران محتوا تنها حق اصلاح يا حذف مطالب نامربوط ( دارای مشکل فنی نمایش و ناقض قوانین ارسال مطلب هر بخش ) را دارند.

 
نوشته شده توسط hasantaleb با 99950 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 19
     درج شده در 656 روز و 4 ساعت و 6 دقیقه قبل
    

یَا أَیُّهَا الْعَزِیزُ مَسَّنَا وَأَهْلَنَا الضُّرُّ وَجِئْنَا بِبِضَاعَةٍ مُّزْجَاةٍ فَأَوْفِ لَنَا الْکَیْلَ وَتَصَدَّقْ عَلَیْنَآ إِنَّ اللّهَ یَجْزِی الْمُتَصَدِّقِینَ ﴿یوسف۸۸﴾
آقای ما!کریم اهل البیت علیهم اسلام ! جدّ بزرگوارتان صلّی الله علیه و آله دراین ماه سفارش به صدقه نموده است. و لبهای ما در این شبها مترنم خواهد بود به این جمله که :
کریم کاری به جز جود و کرم نداره...
و البته ما محتاجیم و هیچ چیزی هم نداریم،هیچ؛
اصلا زشت می دانیم که وقتی به در خانه ی کریمی برویم چیزی ببریم جز فقر و بدبختی، و البته دستی تهی؛
این راهم از پدر بزرگوارت، از شهید لیلة القدر ، از مولایمان امیرالمومنین علی علیه السلام آموختیم که بر کفن سلمان نوشت:(1)
وَفَدت عـلی الکریم بِغیرِ زادٍ

مِنَ الحسناتِ وَالقلبِ السَّلیم
وحَملُ الزّاد اَقبح کلِّ شیءٍ

اذا کـــان الوفــود علی الکریم
و شنیده ام سایقه ی جود و کرمت را ای کریم:
روزى بر گروهى تهیدست مى گذشتی و آنان پاره هاى نان را بر زمین نهاده ، روى زمین نشسته بودند و مى خوردند ، چون شما را دیدند گفتند : اى پسر رسول خدا ! بیا و با ما هم غذا شو ! به شتاب از مرکب به زیر آمدی و فرمودی : خدا متکبران را دوست ندارد و با آنان به خوردن غذا مشغول شدی .
سپس همه آنان را به میهمانى خود دعوت کردی ، هم به آنان غذا دادی و هم لباس. (2)
و شنیده ام که:
مردى از شما چیزى خواست؛ پنجاه هزار درهم و پانصد دینار به او عطا فرمودی ،و امر فرمودی : کسى را براى حمل این بار حاضر کن ، چون کسى را حاضر کرد ، رداى خود را به او دادی و چنین گفتی : این هم اجرت باربَر ! (3)
و باز هم شنیده ام که :
عربى به محضر امام شما آمد . فرمودید : هرچه ذخیره داریم به او بدهید؛ بیست هزار درهم بود ، همه را به عرب دادند ، گفت : مولاى من ! اجازه ندادى که حاجتم را بگویم و مدیحه اى در شأنت بخوانم ، شما در پاسخش اشعارى انشا فرمودید به این مضمون : بیم فروختن آبروى آن کس که از ما چیزى مى خواهد موجب مى شود که ما پیش از درخواست او بدو ببخشیم . (4)
و برایم گفته اند که :
روزى غلام سیاهى را دیدی که گرده نانى در پیش نهاده یک لقمه مى خورد و یک لقمه به سگى مى دهد ، از او پرسیدی : چه چیز تو را به این کار وا مى دارد ؟ گفت : شرم مى کنم که خود بخورم و به او ندهم ؛
فرمودی : از اینجا حرکت نکن تا من برگردم . خود نزد صاحب آن غلام رفتی ، او را خریدی ، باغى را هم که در آن زندگى مى کرد خریدی ، غلام را آزاد کردی و باغ را بدو بخشیدی . (5)
الله اکبر
کلام آخر آقاجان،وقتی که این روایت را می بینم تنم می لرزد و اشک در چشمانم حلقه می زند:
بحار الأنوار عن نجیحٍ : رَأیتُ الحَسَنَ بنَ علِىٍّ علیهما السلام یأکُلُ وبَیْنَ یَدَیْه کَلْبٌ، کُلّمَا أکَلَ لُقمَةً طَرَحَ للکَلْبِ مِثلَهَا، فَقُلْتُ لَهُ : یَابْنَ رَسُولِ اللّه ِ ، أ لاَ أرْجِمُ هذَا الکَلْبَ عَنْ طَعَامِکَ ؟ قَالَ : دَعْهُ ، إنِّى لَأسْتَحْیِى مِنَ اللّه ِ عزّ وجلّ أنْ یَکُونَ ذُو رُوحٍ یَنْظُرُ فِى وَجْهِى وأنَا آکُلُ ثُمَّ لاَ اُطْعِمُهُ . (6)
بحار الأنوار ـ به نقل از نجیح ـ : دیدم حسن بن علی علیه السلام غذا می خورْد ودر برابرش سگی بود، هر لقمه ای که می خورد به همان اندازه هم جلوی سگ می انداخت. به ایشان عرض کردم: یا بن رسول اللّه ! این سگ را از کنار غذای شما دور نکنم؟ فرمود: به حال خودش بگذار؛ من از خداوند عزّ وجلّ شرم می کنم که مشغول خوردن غذا باشم وجانداری به صورت من نگاه کند وبه او غذا ندهم.

پی نوشت ها :

1 - مضمون شعر اینست که: بی زاد و توشه ای از حسنات و قلب سلیم به مهمانی کریم آمده ام. و زشت ترین کار اینست که در مهمانی کریم با خود توشه ببری.

2و3و4و5 - عرشیان فرش نشین_شیخ حسین انصاریان
6 – میزان الحکمة حدیث 704

منبع: saghielabteshne.blogfa.com


باز منتشر شده توسط hasantaleb در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط fardsaeid با 143127 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 19
     درج شده در 656 روز و 9 ساعت و 43 دقیقه قبل
    

وقایع مهم تاریخی کعبه

 

کعبه طبق برخی روایات اسلامی نخستین بنای ساخته شده روی کره زمین است. از سوی دیگر توجه بیش از یک میلیارد نفر از مردم کره زمین به سوی این بناست و این یعنی می‌توان این ساختمان را در رده‌های بالا مهم‌ترین ساختمان‌های جهان قرار داد.

 

از سوی دیگر طرح های توسعه بلندپروازانه دولت سعودی که با بودجه های هنگفت اجرا می شود، توانسته بهت و تعجب، نقد و در برخی موارد تحسین جهانیان را به خود جلب کند؛ اما در کنار همه اینها وقوع برخی وقایع در زمان های دور و نزدیک هم باعث شده این ساختمان علاوه بر بعد معنوی، بعدی تاریخی داشته باشد.

آدم (ع) یا ابراهیم (ع)؟

ابتدا باید از بنای ساختمان آغاز کرد. گرچه گفته معروف این است که ابراهیم (ع) معمار کعبه بوده اما در برخی روایات آمده​ حضرت آدم (ع) خانه کعبه را ساخته است. بنابر این روایات آغاز مراسم حج نیز به دوره حضرت آدم باز می گردد و نامگذاری برخی مناطق اطراف کعبه به نام های مربوط به دوران حضرت آدم چنین موضوعی را تائید می کند.

با فرض پذیرش این روایات باید گفت این خانه تا مدتی مورد توجه نبوده و با تجدید بنا از سوی حضرت ابراهیم (ع) مورد توجه جهانیان قرار گرفته است. این موضوع با آیات قرآن تناقض ندارد.

 

اولین تجدید بنای تاریخی

در روایات آمده ​مشکل حضرت ابراهیم با ساره، همسرش​ بر سر ازدواج با هاجر و تولد حضرت اسماعیل (ع) باعث شد آنان همراه حضرت ابراهیم به منطقه حجاز بیایند.

موضوع آب پیدا کردن برای اسماعیل (ع) و دویدن هاجر هم که مشهور است و بعدها پایه عمل عبادی سعی صفا و مروه شده در همین سفر جای دارد. ظاهرا حضرت ابراهیم (ع) بعد از مدتی که به حجاز باز می گردد همراه پسر خود به بازسازی کعبه اقدام می کنند. دو بنای حجر اسماعیل و مقام ابراهیم در حیاط کعبه یادگار این دوران است.

 

جنگ ابابیل و ابرهه

می دانیم ​ در موارد متعددی به دلایلی چون بلایای طبیعی بویژه سیل و نیز حملات نظامی این خانه تخریب شده یا در معرض تخریب قرار داشته است.

یکی از قدیمی ترین این موارد داستان حمله​ سپاه ابرهه به مکه برای تخریب این خانه است. ظاهرا او برای جلب توجه مردم به سمت کلیسای خود یا برای برخی انتقامجویی های دینی قصد تخریب کعبه با فیل های خود را داشته است که از سوی پرنده های ریز نقشی به نام ابابیل مورد حمله قرار می گیرد و شکست او به عنوان یکی از مظاهر خدا در تاریخ و نیز در قرآن ثبت می شود.

 

شکستن بت ها​ و اذان بلال

فتح مکه در سال 13 بعد از هجرت یکی دیگر از وقایع تاریخی است که در خانه کعبه رخ داده است. بعد از این که سپاه اسلام توانست بدون خونریزی مکه را فتح کند، بلال، برده سابق مکیان و موذن امروز اسلام بر بام کعبه رفت و اذان گفت. از سوی دیگر پیامبر اکرم(ص) به همراه حضرت علی (ع) به درون کعبه رفتند و بت هایی را که مشرکان در درون خانه گذارده بودند، ویران کردند.چنین حادثه ای در کنار عفو عمومی که برای همه مشرکان حتی ابوسفیان سرکرده آنها صادر شد به عنوان نمادهایی از فتح مکه در خاطر تاریخ باقی مانده است.

 

وقتی کعبه را آتش زدند

حجاج بن یوسف، کسی که کمتر کسی در تاریخ اسلام از نظر جنایت به گرد پای او می رسد، در سال 73 هجری به مکه حمله کرد، کعبه را آتش زد و عبدالله بن زبیر را هم به دار آویخت. این حمله یکی از تبعات حمله پیشین یزید بود و به فرمان خلیفه وقت یعنی عبدالملک مروان انجام شد. ظاهرا حجاج بعد از تصرف مکه، تغییراتی را که زبیر در ساختمان کعبه انجام داده بود هم تغییر دادند. زبیر بخشی از حجر اسماعیل را به درون کعبه برده و در دیگری هم برای این بنا قرار داده بود.

 

ولادت امام علی (ع)

ولادت امام اول شیعیان معجزه ای است که در کعبه رخ داده است. زمانی که فاطمه بنت اسد، مادر حضرت علی (ع) از درد زایمان به خود می پیچد، به خانه کعبه پناه می برد. مردم ناگهان می بینند دیوار کعبه شکاف برداشته و ندایی فاطمه را به درون کعبه فرا می خواند. ظاهرا بعد از سه روز فاطمه بنت اسد همراه فرزند خود از درون همان شکاف به بیرون می آیند. این حادثه به عنوان یکی از فضایل حضرت علی (ع) در تاریخ ثبت شده است. ظاهرا اثر شکاف همچنان بر دیواره کعبه وجود دارد.

 

حجرالاسود را به شهر خودمان می‎بریم!

یکی دیگر از وقایع شگفت تاریخی در زمان قرامطه اتفاق افتاد. ظاهرا در سال 317 این شهر به دست قرامطه می افتد که فرقه ای از اسماعیلیه بودند. آنان در اقدامی شگفت، حجرالاسود را از محل خود برداشته و به سرزمین خودشان در اطراف احسا و بحرین کنونی بردند. حجرالاسود بعد از 22 سال به محل قبلی خود بازگشت. البته حجرالاسود در زمان دیگری هم خبرساز شد. وقتی سران طوایف مکه برای گذاشتن حجر بر جای خود، بعد از بازسازی کعبه​ اختلاف داشتند رسول اکرم (ص) که در آن هنگام با نام محمد امین شناخته می شد، اختلاف را با کاری جمعی از بین برد.

 

آخرین جنایت یزید

در سال 62 هجری وقتی اهل مدینه بعد از سرکوب خونین نهضت امام حسین (ع) برخاستند و اعتراض کردند سپاه یزید فاجعه عظیمی آفرید.

این سپاه وقتی دید عبدالله بن زبیر رهبر شورش است و مکه را به تصرف خویش درآورده است بعد از خلق واقعه ننگین حره در مدینه به مکه حمله کرد و کعبه و مسجد الحرام را تخریب کرد. ظاهرا با رسیدن خبر مرگ یزید، سپاه به شام بازگشت، اما نزدیک به ده سال بعد باز هم چنین واقعه ای تکرار شد.

 

تسلط وهابیون؛ آغاز توسعه افسارگسیخته

تسلط وهابیون بر مکه از دیگر وقایع مهم است. در سال 1924 بود که سپاه سعودی برای همه گیر کردن اندیشه وهابی به مکه حمله کردند. حاکم مکه بدون دفاع از شهر از مکه خارج شد و مکه به دست وهابیون افتاد. آنها حدود یک سال بعد مدینه را هم تصرف کردند. در حمله وهابیون به مکه اتفاق خاصی برای کعبه نیفتاد، اما آنچه بعد از گذر سال ها واضح است، تاثیر فرهنگ و اندیشه وهابی بر توسعه حرم مکی است به نوعی که باعث انتقاد بسیاری از علما و حتی مهندسان شده که چرا چنین طرح های بی منطقی در اطراف این بنای شریف صورت می گیرد.

 

گروگانگیری خونین

در زمان حکومت وهابیون حادثه تاریخی دیگری هم در شهر مکه و به طور مشخص در محوطه کعبه اتفاق افتاد. در سال 1358 شمسی یک گروه بنیادگرا با ادعای این که یکی از رهبران آنها همان حجت موعود جهانیان است، ​ هنگام نماز در مسجدالحرام دست به اسلحه بردند، عده ای را گروگان گرفتند و حدود دو هفته هم مسجد را در اختیار خود داشتند. بعد از دو هفته با همکاری تعدادی از کشورها و با کشته شدن نزدیک به 127 نفر از گروگان ها و 117 نفر از گروگانگیران ماجرا خاتمه یافت. حدود 70 گروگانگیر هم پس از این ماجرا به اعدام محکوم شدند.

 

ظهور حجت(عج)

به اعتقاد شیعیان حادثه مهم دیگری هم در کعبه اتفاق خواهد افتاد. بنابه روایات احتمالا حضرت مهدی (عج) از کنار خانه کعبه ندای ظهور خود را سر خواهد داد و از این شهر قیام تاریخی خود را شروع خواهندکرد.گفته می شود ​چنین حادثه ای در روز جمعه رخ خواهد داد. هر چه باشد روشن است​کعبه تنها یک ساختمان نیست. علاوه بر یک بنای عبادی بودن و نمادی از معنویت و خدایی شدن، کعبه وقایع تاریخی زیادی را پشت سر گذاشته و خواهد گذاشت.

 

منبع : جام جم


باز منتشر شده توسط fardsaeid در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط rohisamadi با 117936 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 18
     درج شده در 656 روز و 11 ساعت و 25 دقیقه قبل
    

هشت پرتوی نور از آفتاب هشتم

تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir

احیای امر ما

قال الامام علىّ بن موسى الرّضا علیه السلام: رَحِمَ اللهُ عَبْداً أحْیى أمْرَنا، قیلَ: كَیْفَ یُحْیى أمْرَكُمْ؟  وَ قالَ (ع) : یَتَعَلَّمُ عُلُومَنا وَیُعَلِّمُها النّاسَ. ( بحارالأنوار: ج 2، ص 30، ح 13 )رحمت خدا بر كسى باد كه أمر ما را زنده نماید، سؤال شد: چگونه؟ حضرت پاسخ داد: علوم ما را فرا گیرد و به دیگران بیاموزد.

 

خرج براى اهل منزل

قال الامام علىّ بن موسى الرّضا علیه السلام: صاحِبُ النِّعْمَةِ یَجِبُ عَلَیْهِ التَّوْسِعَةُ عَلى عَیالِهِ.( وسائل الشّیعة: ج 21، ص 540، ح 27807)

هر كه به هر مقدارى كه در توانش مى باشد، باید براى اهل منزل خود انفاق و خرج كند.

 

استعمال عطر

قال الامام علىّ بن موسى الرّضا علیه السلام:لا تَتْرُكُوا الطّیبَ فى كُلِّ یَوْم، فَإنْ لَمْ تَقْدِرُوا فَیَوْمٌ وَ یَوْمٌ، فَإنْ لَمْ تَقْدِرُوا فَفى كُلِّ جُمْعَة. (مستدرك الوسائل: ج 6، ص 49، ح 6  )

سعى نمائید هر روز، از عطر استفاده نمائید و اگر نتوانستید یك روز در میان، و اگر نتوانستید پس هر جمعه خود را معطّر و خوشبو گردانید (با رعایت شرائط زمان و مكان)

امام رضا علیه السلام می فرمایند: گمــان نیــکو به خــداوند داشته باش زیرا خداوند عــز و جل می فرماید:من در نزد گمان بنده ام حاضرم پس بنده ام جز گمان خیر به من نداشته باشد

سكوت

قال الامام علىّ بن موسى الرّضا علیه السلام:إنَّ الصَّمْتَ بابٌ مِنْ أبْوابِ الْحِكْمَةِ، یَكْسِبُ الْمَحَبَّةَ، إنَّهُ دَلیلٌ عَلى كُلِّ خَیْر. (مستدرك الوسائل: ج 9، ص 16، ح 10073 )

همانا سكوت و خاموشى راهى از راه هاى حكمت است، سكوت موجب محبّت و علاقه مى گردد، سكوت راهنمائى براى كسب خیرات مى باشد

 

محدوده خشم

 قال الامام علىّ بن موسى الرّضا علیه السلام:انَّما تَغْضَبُ للهِِ عَزَّ وَ جَلَّ، فَلا تَغْضَبْ لَهُ بِأكْثَرَ مِمّا غَضِبَ عَلى نَفْسِهِ. (عیون أخبارالرّضا علیه السلام : ج 1، ص 292، ح 44  )

چنانچه در موردى خواستى غضب كنى و براى خدا برخورد نمائى، پس متوجّه باش كه غضب و خشم خود را در جهت و محدوده رضایت و خوشنودى خداوند، اِعمال كن   

 

رفع مشکل دیگران

قال الامام علىّ بن موسى الرّضا علیه السلام:مَـن فـرّج عن مـومـن فـرّج الله عَن قَلبه یـَوم القیمة. (اصول کافى، ج 3، ص 268)

هر کس اندوه و مشکلى را از مومنى بر طرف نماید خداوند در روز قیامت انـدوه را از قلبش بر طرف سازد.

 

نظافت

قال الامام علىّ بن موسى الرّضا علیه السلام: مِن أخْلاقِ الأنْبِیاءِ التَّنْظیفُ. (تحف العقول، ص 466 )

نظافت و پاکیزگی، از اخلاق پیامبران است .

 

گمان نیکو به خداوند

قال الامام علىّ بن موسى الرّضا علیه السلام: اَحسِنِ الظَّنَّ بِالله فاِنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَل یَقولُ : اَنَا عِندَ ظَنِّ عَبدی بِی فَلا یَظُنَّ بی الّا خَیراً. (جهاد النفس، ح 147 )

گمــان نیــکو به خــداوند داشته باش زیرا خداوند عــز و جل می فرماید:من در نزد گمان بنده ام حاضرم پس بنده ام جز گمان خیر به من نداشته باشد. 

ابوالفضل صالح صدر



باز منتشر شده توسط rohisamadi در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط fardsaeid با 143127 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 21
     درج شده در 656 روز و 11 ساعت و 25 دقیقه قبل
    

قرآن در بينش امام رضا(علیه السلام)

قرآن در بينش امام رضا(علیه السلام)

مهدي سلطاني رناني
قرآن کريم در انديشه، گفتار و کردار اهل‌بيت:تجسّم و عينيت تمام يافته است و سيرة کريمانه و سخن حکيمانة آنان، مستقيم يا غير مستقيم، روشنگر کتاب الهي در ابعاد گوناگون آن است؛ از اين رو يکي از رسالت‌هاي مهم امامان معصوم تبليغ دين، بيان احکام و تفسير قرآن بوده است. ميراث قرآني و تفسيري باقي مانده و ارزشمند از وجود مبارک امام رضا عليه السلام از نمونه‌هاي اعلي و عظيم ذخاير قرآني تفسير معصومان:است و از آن جا که لطف و حکمت خداوند متعال همواره اقتضا کرده انسان را در پهنة طبيعت، بي‌راه و راهبر، رها نکند، ميراث قرآني را در ميان خاندان نبوت:دست به دست نموده تا به هشتمين اختر تابناک آسمان امامت و ولايت حضرت امام علي بن موسي الرضا عليه السلامرسيد و آن امام همام، وارث کتاب الهي و مفسّر راستين قرآن شد و اکنون دوازدهمين حجت، امام عصرعليه السلام ميراث‌دار آن است. به فرمودة امام صادق عليه السلام پيوسته خداوند از ميان ما خاندان، کسي را بر مي‌گزيند که کتاب او را از آغاز تا به انجامش مي‌آموزد.[1]
در اين مقاله با نگرشي به سيرة قرآني و تفسيري امام رضا عليه السلام، بياناتي که ايشان به طور مستقيم در باب قرآن کريم و تفسير و فهم آن فرموده‌اند، مي‌پردازيم.
بخش عمده‌اي از گفتار و سيرة حضرت رضا عليه السلام به شکل مستقيم يا غير مستقيم به شرح، تبيين و عينيت بخشيدن کتاب خدا اختصاص دارد؛ بنابراين، مي‌توان در ديدي فراتر به گزارش، شرح و تفسير قرآن در بيانات امام رضا عليه السلام پرداخت. آنچه از ايشان در ابواب مختلف فقه ياد شده، به گونه‌اي تبيين و تفصيل ايات الاحکام و اوامر و نواهي الهي است يا آنچه دربارة توحيد، نبوت، امامت، معاد، ايمان و کفر و ديگر مسائل اعتقادي به جاي مانده است، شرح و بسط معارف اعتقادي قرآن است. اندرزها، آداب و اخلاق کريمانة امام رضا عليه السلامنيز توضيح ايه‌هاي اخلاقي قرآن مي‌باشد.
الف) بيان منزلت و فضيلت قرآن
قرآن، توصيف گري گوياست و در ايه‌هاي فراواني به بيان منزلت رفيع و شأن والاي خويش پرداخته است تا براي کسي در روي گرداني از قرآن حجّتي باقي نماند و آن کسي که به قرآن رو مي‌آورد با معرفت و بينش در وادي آن گام نهد. اهل‌بيت:نيز که عارف به حقيقت قرآن هستند، هم پاي آن، اين منزلت و فضيلت را به خوبي تبيين کرده‌اند.[2] اينک نمونه‌اي از فرازهاي گفتار امام رضا عليه السلامدر اين خصوص ذکر مي‌گردد:
الف) ريان بن صلت از حضرت رضا عليه السلام پرسيد: نظر شما دربارة قرآن چيست؟ امام فرمود:
کلام الله لاتتجاوزه و لا تطلبوا الهدي في غيره فتضلّوا؛ قرآن کلام خداست، از آنچه او گفته است، فراتر نرويد و هدايت را در غير او نجوييد که گمراه مي‌شويد.[3]
ب) محمد بن موسي رازي از پدرش روايت کرده که يکي از روزها در محضر حضرت رضا عليه السلام، سخن از قرآن به ميان آمد. امام فرمود: «قرآن ريسمان محکم، دستاويز استوار و ايين برتر خدا در ميان بندگان است. به سوي بهشت راهبري مي‌کند و از دوزخ رهايي مي‌بخشد. در اثر گذشت زمان، کهنه نشده و با تکرار بر زبان‌ها از ارزش و اثر بخشي آن کاسته نمي‌شود؛ زيرا خداوند، آن را براي زمان خاصّي قرار نداده است، بلکه حجت و برهان براي همة انسان‌ها در سراسر زندگيشان است و نه از پيش رو و نه از پس، باطل به آن وارد نخواهد شد. فرود آمده‌اي از سوي خداوند حکيم و ستوده است.»[4]
ج) در حديث امامت که از آن حضرت صادر شده نيز آمده است که ايشان مي‌فرمايد: «خداوند زماني پيامبرش را به سوي خود فراخواند که دين او را کامل و بر او، قرآن را نازل کرد، کتابي که روشنگر همه چيز است و حلال و حرام و حدود و احکام و هر آنچه مردم بدان نيازمندند، در آن به طور کامل بيان شده است.»[5]
ب) تبيين علوم قرآن
در بحث‌هاي قرآني، گاهي خود قرآن کريم، موضوع و محور بحث قرار مي‌گيرد و گاهي به بررسي و مطالعة جنبه‌هاي مختلف آن پرداخته مي‌شود. در اصطلاح به اين بخش از مباحث قرآني مثل نزول قرآن، اسباب نزول، قرائات، محکم و متشابه، ناسخ و منسوخ، مباحث ادبي قرآن؛ اعجاز و... را در بر مي‌گيرد، علوم قرآن اطلاق مي‌شود.[6] در آثار به جاي مانده از حضرت رضا عليه السلام، نمونه‌هايي وجود دارد که در ذيل علوم قرآن جاي مي‌گيرد که ما به بيان آن‌ها مي‌پردازيم:
ترتيب نزول
حضرت امام رضا عليه السلام فرمود: از پدرم شنيدم که از پدرش حکايت مي‌کرد نخستين سوره‌اي که نازل شد )بسم الله الرحمن الرحيم، اقرأ باسم ربّک( و آخرين سوره‌اي که نازل شد )اذا جاء نصرالله والفتح( بود.[7]
بحث نخستين و آخرين بخش‌هاي نازل شدة قرآن، از جمله مباحث علوم قرآن است که امروزه در ذيل «تاريخ» يا «علوم قرآن» از آن ياد مي‌شود.[8]
نظم و اعجاز قرآن
در فرازي از حديثي که محمد بن موسي رازي از پدرش در مورد منزلت و فضيلت قرآن از حضرت امام رضا عليه السلامذکر نموده و ما نيز در بحث فضيلت قرآن در بينش آن حضرت، اين روايت را آورديم، چنين مي‌گويد:
«ذکرالرضا عليه السلام في منزلة قرآن فعظّم الحجّة فيه والاية والمعجزة في نظمه»؛ او گرچه سخن امام رضا عليه السلام دلايل اعجاز و نظم قرآن را ذکر نمي‌کند، ولي اين عبارت وي دلالت دارد که آن حضرت، اين مسأله را بسيار با اهميت دانسته و از آن به عظمت ياد کرده است.[9]
شأن نزول
از امام رضا عليه السلام روايت‌هايي در شأن نزول برخي ايات و سور وارد شده است که به ذکر دو مورد بسنده مي‌کنيم.
1. آن حضرت از پدرانش نقل مي‌کند که اية )الّذين ينفقون اموالهم بالليل والنّهار سرّاً و علانية[10](؛ دربارة حضرت عليعليه السلام نازل شده است.[11]
2. حضرت امام رضا عليه السلام در تفسير سورة )واليل اذا يغشي( مي‌فرمايند: اين سوره دربارة ابودحداح است که درخت خرماي شخصي بخيل را که در خانة مرد انصاري بود و موجب اذيت او مي‌شد، در عوض خانه‌اش خريد و به آن مرد واگذار کرد.[12]
محکم و متشابه
علي بن ابراهيم قمي روايت مي‌کند که حضرت ثامن الحججعليه السلام فرمود: هرکس متشابه قرآن را به محکمش بازگرداند، به راه راست راهبري مي‌شود. سپس فرمود: در اخبار ما نيز متشابهاتي همانند متشابهات قرآن و محکماتي همانند محکمات آن وجود دارد، پس متشابهات آن را به محکماتش ارجاع دهيد و از متشابه آن بدون در نظر گرفتن محکم، پيروي نکنيد که گمراه مي‌شويد.[13]
ج) تفسير ايات قرآني
سيره و روايات تفسيري باقي‌مانده از عالم آل محمد گنجينة بسيار ارزشمند و دست مايه بسيار مهم براي مفسران و علاقه‌مندان به تفسير قرآن به شمار مي‌رود. ما به اختصار نمونه‌هايي را ذکر مي‌نماييم:
1. امام هشتم در تفسير ايه شريفه )الذي جعل لکم الارض فراشاً والسّماء بناءً([14] فرموده است.
«يعني زمين را با طبايع و ابدان شما سازگار و موافق قرار داد و آن را گرم و سوزان نساخت تا شما را بسوزاند، و بسيار سرد قرار نداد تا شما را منجمد گرداند، هواي آن را زياد خوشبو نکرد تا سرهاي شما به درد ايد، و زياد بد بو نساخت تا شما را هلاک کند، آن را مانند آب نرم روان قرار نداد، تا در آن غرق شويد، و زياد سخت وصلب نيافريد تا نتوانيد خانه و ابنيه و قبرهاي مردگان در آن بسازيد، بلکه خداوند متعال بخشي از آن را به اندازه‌اي که از آن سود بريد، و آرامش يابيد و بدن ها و خانه‌هايتان بر آن قرار گيرد، سفت و سخت آفريد. )والسّماء بناءً( ؛ يعني بر بالاي سر شما آسمان را سقفي محفوظ بنا کرد، و خورشيد و ماه و ستارگان[15] آسمان را براي مصلحت و منفعت شما، به چرخش و گردش در آورد.»
2. حضرت امام رضا عليه السلامدر مورد معناي «ختم الله علي قلوبهم» فرمودند: ختم به معناي طبع است که به عنوان عقوبت عصيان و کفر کافران بر قلب‌هاي آنان زده مي‌شود. چنان که مي‌فرمايد: «بلکه خداوند متعال بر قلوب آنان مهر زده است به سبب کفر آنان، پس ايمان نمي آورند مگر اندکي.»[16]
3. امام هشتمعليه السلام در پاسخ سؤال ابن فضال در مورد ايه شريف ) کلا انّهم عن ربّهم يومئذٍ لمحجوبون( فرمودند: خداوند متعال هرگز وابسته به مکاني نشده و در محلّي حلول نمي‌کند که موجب محجوب بودن بندگان از او باشد، ولکن در اثر معاصي از اجر و ثواب پروردگارشان محجوب مي‌شوند.[1عليه السلام ]
4. حضرت امام رضا عليه السلام در معناي )ترکهم في ظلمات( در ايه شريفة 1عليه السلام از سوره بقره فرموده‌اند: «خداوند متعال چنين نيست که بدون جهت کسي را ترک و از او اعراض کند، ولي چون ديد که آنان (کفّار) از کفر و گمراهي و انحراف و طغيان خود دست نمي‌کشند، نظر لطف و معاونت هدايت را از آنان قطع مي‌کند و آنان را به خود و به اختيار خود وا مي‌گذارد.[18]
5. ابن فضال: «وسألته (الرضا عليه السلام) عن قوله الله عزّوجلّ: )و مکروا و مکرالله([19] و )يخادعون الله و هو خادعهم([20] فقال: انّ الله تعالي لايمکرو لا يخادع، و لکنّه تعالي: يجازيهم جزاء المکرو الخديعة، تعالي الله عمّا يقول الظالمون علوّاً کبيراً»: ابن فضال گويد از امام رضا عليه السلامدر مورد معناي مکر و خدعه پروردگار پرسيدم: آن حضرت در پاسخ فرمودند: پروردگار به کسي مکر و خدعه نمي‌کند. معناي مکر و خدعه پروردگار آن است که وقتي مردم مکر و خدعه در مقابل برنامه‌هاي الهي کنند خداوند مطابق اعمال آنها، آنان را مجازات مي‌کند.[21]
ارائه معناي واژگان
از ديگر روش‌ها و معيارهاي تفسيري امام رضا عليه السلام در تبيين پيام‌ها و نکات ايات شريفه قرآني، آوردن جمله‌ها و عباراتي در ذيل ايه‌ها جهت معنا نمودن واژگان و اصطلاحات قرآني و بيان مقصود خداوند متعال و رفع ابهام‌هاي مردم در زمينة فهم قرآن مي‌باشد.
حضرت رضا عليه السلاماز امام صادق عليه السلامنقل مي‌کند آن حضرت دربارة )اهدنا الصراط المستقيم( فرمود: أرشدنا الي الطريق المستقيم؛ يعني ما را به راه راست رهنمون باش تا پايبند و ملازم طريقي باشيم که به حجّت تو منتهي مي‌شود. و به دين تو مي‌رسد و ما را از پيروي هوا و اخذ به راي خود که منجر به هلاکت و تباهي مي‌شود باز مي‌دارد.[22]
امام رضا عليه السلام در بيان مذکور ضمن تبديل اية قرآن به معادل لغوي آن، تبيين مي‌کنند که صراط مستقيم راهي است که در مسير حجت خدا باشد و هوا جويي و خود راي در دين، گمراهي و تباهي است.
امام علي بن موسي الرضا عليه السلامدربارة )فاصفح الصفح الجميل([23] فرمودند: «صفح جميل، گذشتي است که در او مؤاخذه و عقاب نباشد.»[24]
دربارة )خذوا زينتکم عند کلّ مسجد([25] نيز از امام رضا عليه السلامروايت شده که فرمود: زينت يعني لباس؛ بنابراين، معناي ايه اين مي‌شود که هنگام نماز و حضور در مساجد، لباس‌هاي نيکو و زينتي خود را بپوشيد.[26]
از حضرت امام رضا عليه السلامدربارة )و ما يؤمن أکثرهم بالله الاّ و هم مشرکون([2عليه السلام ] پرسيده شد. فرمود: «شرکي است که به حدّ کفر نمي‌رسد.»[28] در اين ايه کريمه آمده: بيشتر آنان به خدا ايمان نمي‌آورند مگر آنکه براي او شريک مي‌گيرند.» اين سؤال پيش مي‌ايد که چگونه در حالي که مشرک‌اند، ايمان دارند. پاسخ امام رضا عليه السلاممي‌فهماند که مقصود از شرک مذکور در اين ايه، شرکي است که با ايمان قابل جمع است و به حد کفر نمي‌رسد.
از ديگر معيارهاي تفسيري امام رضا عليه السلام، تعيين مصداق و تطبيق ايه است، بدين صورت که مفهوم کلي ايه اخذ و بر مصاديق جديد انطباق داده مي‌شود و راه کارهاي زندگي در گستره‌هاي مختلف فردي، اجتماعي، فرهنگي و سياسي از قرآن برداشت مي‌شود و براي واژه يا عبارتي مصاديق بسيار کلامي و يا فردي تعيين مي‌نمايد. حال، نمونه‌هاي از کلام امام رضا عليه السلامدر اين زمينه عرضه مي‌گردد که در آن به بيان مصداق و تطبيق ايه پرداخته‌اند:
1. امام علي بن موسي الرضا عليه السلامدر ايه )ان تجتنبو کبائر ما تنهون عنه([29]، براي کبائر اين مصاديق را بر مي‌شمرند: «پرستش بت‌ها، مي خوردن، قتل، نافرماني پدر و مادر، تهمت ناروا زدن، فرار از جنگ و خوردن مال يتيم.»[30]
2. در ذيل اية )شهدالله أنّه لا اله الاّ هو والملائکة و أولوا العلم قائماً بالقسط([31] امام هشتمعليه السلام فرمود: «هو الامام». يعني مقصود و مصداق اعلي و اکمل )اولوالعلم( امام معصومعليه السلام است؛ زيرا دانش آنان برگرفته از دانش خدا و رسول اوست و آنان به سر چشمة علم و معرفت، دسترسي دارند و ديگران از فيض وجودشان به معرفت صحيح و کامل دست مي‌يابند.[32]
3. امام رضا عليه السلام فرمود: «زماني که به شما سختي‌اي برسد، به واسطة ما از خداوند کمک بخواهيد و اين همان فرمودة اوست: )و لله الاسماء الحسني فادعوه بها([33] حضرت در ادامه فرمودند به خدا سوگند! ماييم اسماي حسناي الهي که هيچ کس جز به شناخت ما پذيرفته نمي‌شود.[34]
4. وشّاء مي‌گويد: از حضرت رضا عليه السلامدربارة )و علامات و بالنجم هم يهتدون([35] پرسيدم. فرمود: آن نشانه‌ها ماييم و نجم، رسول الله6است.[36]
د) بيان احکام قرآن کريم
فقه پژوهي قرآني از نخستين شاخه‌هاي تفسير و علوم قرآن است که زمينة خلق آثار فراواني با عنوان «ايات الاحکام» و «فقه القرآن» بوده است. امامان معصوم:که خود منبع و مرجع تبيين احکام دين هستند، در بسياري از موارد، نظر خود را در بيان احکام، به قرآن کريم مستند کرده‌اند. روايت هاي امام هشتمعليه السلام در ايات الاحکام و تمسّک به قرآن در تبيين مسائل فقهي از نمونه‌هاي بارز استناد معصومين: در تبيين احکام به قرآن کريم است.
ابوالقاسم فارسي مي‌گويد: به حضرت رضا عليه السلامعرض کردم: خداوند در کتابش مي‌فرمايد: )فإمساک بمعروف أو تسريح بإحسان([3عليه السلام ] مقصود از آن چيست؟ امامعليه السلام فرمود: امساک به معروف؛ (نگه داشتن به خوبي) يعني آزار ندادن همسر و پرداخت نفقة او و اما )تسريح بإحسان ) (به شايستگي رها کردن) يعني طلاق دادن طبق آنچه خدا مقرر فرموده است.[38]
پس از گفت و شنودي که ابوسعيد مکاري با امام رضا عليه السلامداشت، به امام مي‌گويد: مسأله‌اي از تو مي‌پرسم. امام مي‌فرمايد: «گمان نمي‌کنم، پاسخ مرا بپذيري، از ياران من نيستي! اما در عين حال بپرس.» مي‌پرسد: مردي که هنگام مرگش گفته است: )کلّ مملوک قديم فهو حرّ لوجه الله(؛ يعني هربردة قديمي‌اي که داشتم، در راه خدا آزاد کردم، در اين باره چه مي‌گويي؟ امامعليه السلام مي‌فرمايد: «بله، هر بنده‌اي که شش ماه بر او گذشته باشد، آزاد است؛ زيرا خداوند مي‌فرمايد: )والقمر قدرّناه منازل حتي عاد کالعرجون القديم([39] بنابراين، هرچيزي که شش ماه مانده باشد، قديمي است.[40]
هـ) تنزيه پيامبران و تبيين متشابهات
رواج اسرائيليات و افسانه‌هاي نادرست دربارة پيامبران:برداشت‌هاي نادرست از ايات متشابه در داستان پيامبران و تفسيرهاي ناروا، سبب مشوّه شدن چهرة پيامبران و تهمت‌هاي ناروا به آنان بوده است و شايد در طول تاريخ برخي ناپاکان خواسته‌اند با آلوده جلوه دادن حريم نبوّت و ولايت، زمينة حضور خود در مسند رهبري جامعه و توجيه کرده‌هاي خود را فراهم آورند.
امامان معصوم:
که مهبط وحي و آگاه به سرگذشت و سيرة انبياي پاک الهي بوده‌اند، پرده از چهرة باطل برداشته و به دفاع از حريم نبوت پرداخته‌اند. اهل بيت:تمامي ايه‌هاي مربوط به زندگي انبيا را بر اساس «راي به عصمت آنان» تفسير کرده و به اين گرايش معروف بوده‌اند.[41]
عالم آل محمد، امام هشتمعليه السلام در مناظراتشان و در پاسخ پرسش‌هايي که از ايشان مي‌شد، ميراث ارجمندي را در تفسير ايات قصص به يادگار گذاشت که به يک نمونه از آن اشاره مي‌شود:
محمد بن علي بن جهم، حکايت مي‌کند که در مجلس مأمون حاضر شدم و علي بن موسي الرضا عليه السلامنيز نزد وي نشسته بود. مأمون به ايشان گفت: اي فرزند رسول خدا! ايا سخن شما اين نيست که پيامبران داراي عصمت از گناه هستند؟ وي فرمود: «بله، درست است». مأمون از تعدادي از ايه‌هاي قرآن پرسيد، از جمله گفت: اين ايه را براي من روشن سازيد که نسبت به ابراهيم مي‌فرمايد: )فلمّ جنّ عليه الليل راي کوکباً قال هذا ربّي([42]. علي بن موسيعليه السلام فرمود: ابراهيم، ميان سه گروه قرار گرفت: زهره پرست، ماه پرست و خورشيد پرست.
اين زماني بود که از نقبي که در آن مخفي بود، خارج شد. وقتي پردة تاريک شب، همه جا را گرفت و ستارة زهره را ديد، به گونه‌اي پرسش گرانه و انکار آميز گفت: )هذا ربّي.( چون زهره افول کرد و نا پديد شد، گفت: من چيزهايي را که غروب مي‌کنند، دوست ندارم؛ زيرا افول از صفات پديد آمده‌هاست، نه چيزي که قديم و هميشگي است. پس از آن، وقتي ماه را ديد که طلوع کرده است، انکار آميز و پرسش گرانه گفت: اين پروردگار من است؟! زماني که ماه از ديدگان نهان شد گفت: اگر پروردگارم مرا هدايت نکند، از گمراهان خواهم بود.
پس چون صبح شد و خورشيد را ديد که درخشان و طالع است، از روي انکار و پرسش، نه از روي پذيرش و خير گفت: اين پروردگار من است؟! اين که از زهره و ماه هم بزرگ‌تر است! آنگاه که خورشيد غروب کرد، به گروه‌هاي سه گانه‌اي که زهره، ماه و خورشيد را مي‌پرستيدند، گفت: اي قوم! من از آنچه شما شريک خدا قرار مي‌دهيد، بيزارم، من رو به سوي کسي مي‌آورم که آفرينندة آسمان‌ها و زمين است و از مشرکان نيستم. ابراهيمعليه السلام خواست براي آنان بطلان دينشان را روشن و ثابت کند که پرستش، همانند زهره، ماه يا خورشيد را نسزد و تنها شايستة آفرينندة آنها و خالق آسمان و زمين است. آنچه ابراهيم با آن بر قومش احتجاج کرد، از چيزهايي بود که خداوند عزّوجل به او الهام کرده بود، همچنان که مي‌فرمايد:
)و تلک حجّتنا آتيناها ابراهيم علي قومه[43](.[44]

________________________________________
1. ر.ک: البرهان في تفسير القرآن، سيدهاشم بحراني، ج 1، ص 19.
3.ر.ک: بحارالانوار، چاپ بيروت، مؤسسه الوفاء، چاپ سوم، سال 1403 ق.، ج 92، ص 12 - 1.
4. مسند الامام الرضا، ج 1، ص 307.
5. عيون اخبارالرضا، ج 2، ص 130.
6. مسند الامام الرضا، ج 1، ص 96.
7. فصلنامه پژوهش‌هاي قرآني، ش 1عليه السلام - 18، ص 301 - 300.
8. عيون اخبارالرضا، ج 2، ص 6.
9. جهت مطالعه تفصيلي اين بحث ر.ک: اسباب النزول واحدي نيشابوري، ص 8 - 6؛ التمهيد في علوم القرآن، محمدهادي معرفت، ج 1، ص 130 - 126 و الاتقان في علوم القرآن، جلال الدين سيوطي، ج 1، ص 113 - 106 و 119 - 114.
10. ر.ک: فصلنامه تخصصي الهيات و حقوق (دانشگاه علوم اسلامي رضوي) ، ش 14، ص 1عليه السلام 1.
11.بقره / 2عليه السلام 4.
12. مسند الامام الرضا، ج 1، ص 323.
13. همان، ج 1، ص 383.
14. همان، ج 1، ص 308.
15. بقره / 22.
16. ر.ک: سيره امام رضا، ص 267.
17. عيون اخبار الرضا، ج 1، ص 16.
18. همان،باب 11، حديث 19.
19. همان، حديث 16.
20. آل عمران / 54.
21. نساء / 142.
22. عيون اخبار الرضا، باب 11، حديث 19.
23. مسند الامام الرضا، ج 1، ص 314.
24. حجر / 85.
25. معاني الاخبار، شيخ صدوق، ص 3عليه السلام 3.
26. اعراف / 31.
27. مسند الامام الرضا، ج 1، ص 334.
28. يوسف / 106.
29. مسند الامام رضا، ج 1، ص 347.
30. نساء / 31.
31. تفسير عياشي، ج 1، ص 238.
32. آل عمران / 18.
33. تفسير عياشي، ج 1، ص 166.
34. اعراف / 180.
35. تفسير عياشي، ج 2، ص 42.
36. نحل / 16.
37. اصول کافي، ج 1، ص 219.
38. بقره 229.
39. مسند الامام الرضا، ج 1، ص 316.
40. يس / 39.
41. مسند الامام رضا، ج 1، ص 367.
42. ر.ک: فصلنامه تخصصي الهيات و حقوق، دانشگاه علوم اسلامي رضوي، ش 14، ص 180 - 1عليه السلام 5.
43. انعام / عليه السلام 6.
44. همان، 83.
45. عيون اخبارالرضا، ج 1، ص 204 - 195.


باز منتشر شده توسط fardsaeid در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط rohisamadi با 117936 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 17
     درج شده در 656 روز و 11 ساعت و 26 دقیقه قبل
    

پای صحبت قدیمی ترین گنبد شوی حرم

« عشق كارنامه رسمی آدمهاست »

 

 

 

تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir

كوچكی و نحیفی‌اش چشمم را می‌گیرد و تا پایان تصویرهای ذهنم را رنگ می‌زند از همان اول كلام دستهای پینه بسته‌اش را جلو چشمهایم بالا گرفته و بریده بریده می‌گوید: دستهای كارگر جماعت است دیگر، می‌خندد به همان سادگی، درست مثل 25 ساله‌ها و قبل از این كه چیزی بگویم می‌گوید: 62 ساله‌ام. اینطور می‌گوید و من فكر می‌كنم در شادی 25 سالگی‌اش درجا می‌زند، حتی پیشتر از آن در آرامش لحظه تولدش.

اسم و رسم خیلی زیادی ندارد، شاید هم خیلی گمنام باشد، اما اینها جزو معرفی آدمها نمی‌شود؛ آدمها را نباید در چارچوب عناوین شناسایی كرد، عشق هم می‌تواند كارنامه رسمی یك آدم باشد.

لذت صحبت كردن با این قبیل آدمها، بیشتر به این خاطرست كه آدم چند لحظه دنیا را همانطوری می‌بیند كه اسدا... می‌بیند، به همان رنگ، به همان زیبایی، ...

 توی ایوان ولی عصر صحن جامع رضوی می‌بینمش... . تازه از آن بالا برگشته است. از نوك 70 و چند متری. انگار نه انگار 350 پله را پایین آمده است، نفسهایش منظم و آرام است، مثل نگاه كردنش، مثل حرف زدنش... سعی می‌كنم عین عباراتش را یاددشت كنم هیچ كس كار كردن آن بالا را قبول نمی‌كند. صدای چند رگه‌ كارگرها از دور توی حرف زدنمان می‌پچید. «اصلا كسی شجاعت عمو ' اسدا... ' را ندارد كه تازه می‌فهمم اسمش اسدا... است، بیشتر به همین نام می‌شناسندش تا نام «زرین مهر» عنوان خانوادگی‌اش. شخصیت جذابی دارد عمو اسدا...

ساده، بی غل و غش مثل همه آدمهای مخلص حرمی كه رضایتشان به رضای یك نفرست. می‌گوید: « از این دست كارها زیاد كرده‌ام، اما هیچ كدامش به پای بالا رفتن از گنبد طلا نیست». او تنها كسی است كه 24 متر تا روی گنبد را بالا می‌رود اصلاً هم دست و دلش نلرزیده است كه سلامتی‌اش بسته به خرده طنابی است كه نردبانی شده است تا آن بالا. بالای گنبدی مدور كه نه هیچ جای پایی است و نه فضایی برای ایستادن.

اینجای حرف زدن اسدا... مثل دیگر آدمهای حرمی است وقتی می‌گوید: « این عنایت خاص حضرت است كه هیچ اتفاقی نمی‌افتد...»،  بعد هم آن قدر با لذت از شستن گنبد با آب و فرچه تعریف می‌كند كه رد هیچ ترسی بر آن نمی‌ماند. لذت صحبت كردن با این قبیل آدمها، بیشتر به این خاطرست كه آدم چند لحظه دنیا را همانطوری می‌بیند كه اسدا... می‌بیند، به همان رنگ، به همان زیبایی، ... اسدا... حقوقش كارگری است اما از امام رضا علیه السلام ‌هر چه باشد بركت است و او بابت این كار هزار هزار بار شاكرست.

شكر پسوند همه حرفهای عمو اسدا... است می‌گوید: « حاصل زندگی مشتركش 3 فرزند است خدای را شكر دو دختر و یك پسر. همه چیز را هم به شكر از همین كریم دارد، دختر خوب، پسر صالح، زن زندگی...»

چیز زیادی برای پرسیدن ندارم، ترجیح می‌دهم بیشتر او حرف بزند و من سكوت كنم هر چند اسدا... هم بی‌ادعاتر از این حرفهاست، می‌گوید: «كار خاصی انجام نداده‌ام» و من می‌دانم او چهل روز كار كردن در روضه منوره را در كارنامه كاری‌اش دارد.

او هیچ وقت از آقا چیزی نخواسته است جز عاقبتی كه او را به خیر بمیراند.

و من تمام روز به این صداقت دارم فكر می‌كنم، به عشق بازی اسدا... با حضرت و به گنبدی كه او هر سال چند نوبت بالایش رفته، جایی كه چشمهای حاجتمندی به آن گره خورده است تا دستهای سخاوتمندی بازشان كند.

 


باز منتشر شده توسط rohisamadi در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط rohisamadi با 117936 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 36
     درج شده در 656 روز و 11 ساعت و 26 دقیقه قبل
    

'داستان ضامن آهو'حقیقت یا افسانه؟

تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir

ضامن آهو، یکی از القابی است که در میان توده مردم به امام هشتم حضرت امام علی بن موسی الرضا صلوات الله علیه نسبت داده شده است، و حتی برخی از محققان این لقب را برگرفته از داستان‌های گوناگونی می دانند که در کتب تاریخی نقل شده است که مشهورترین آن بدین صورت می باشد که:

روزی صیادی در بیابان طوس آهویی را دنبال می کند. اتفاقاً امام رضا علیه السلام در آن نواحی تشریف فرما بودند و آهو به امام پناه می برد، امام حاضر می شود مبلغی را به آن شکارچی بپردازد تا او آهو را آزاد سازد ولی صیاد نمی پذیرد. در این هنگام آهو به زبان می آید و به امام عرض می کند که من دو بچه ی شیری دارم که گرسنه اند و چشم براهند و حالا شما ضمانت مرا نزد این ظالم بفرمائید که بروم و بچگانم را شیر بدهم و برگردم و خود را تسلیم صیاد کنم. امام هم ضمانت آهو را می کند و آهو می رود و به سرعت بر می گردد ، شکارچی که این وفای به عهد آهو را می بیند و  وقتی می فهمد که ضامن آهو، امام علیه السلام می باشند، منقلب می شود و آهو را آزاد می کند.

آنچه که در منابع روایی معتبر در این زمینه مورد توجه قرار گرفته است داستانی متفاوت و در عین حال معقول و موجه می باشد که علامه مجلسی (ره) آن را از برکات قبر آن امام همام دانسته و از آن به عنوان 'برکات رضویه' یاد کرده است.

 

اما آنچه که در منابع روایی معتبر در این زمینه مورد توجه قرار گرفته است داستانی متفاوت و در عین حال معقول و موجه می باشد که علامه مجلسی (ره) آن را از برکات قبر آن امام همام دانسته و از آن به عنوان 'برکات رضویه' یاد کرده است. ایشان این داستان را از کتاب شریف « عیون اخبار الرضا » تألیف عالم و محدث بزرگ شیعه  ابو جعفر محمد بن علی بن بابویه قمی، ملقب به شیخ صدوق رضوان الله تعالی علیه نقل فرموده است، بدین ترتیب که:

ابومنصور محمد بن عبدالرزاق طوسی که حاکم طوس بوده روایت کرده : « در روزگار جوانی نظر خوشی به طرفداران این مشهد نداشتم و در راه متعرض زائران می شدم و لباس ها و خرجی و نامه ها و حواله هایشان را به ستیزه می ستاندم روزی به شکار بیرون رفتم و یوزی را به دنبال آهویی روانه کردم، یوز هم چنان دنبال آهو می دوید تا به ناچار آهو را به پای دیواری پناهید و آهو ایستاد و یوز روبرویش ایستاد ولی به او نزدیک نمی شد هرچه کوشش کردیم که یوز به آهو نزدیک شود یوز نمی جست و از جای خود تکان نمی خورد ولی هر وقت که آهو از جای خود دور می شود یوز هم او را دنبال می کرد اما همین که به دیوار پناه می برد یوز باز می گشت تا آنکه آهو به سوراخ لانه مانندی در دیوار آن مزار داخل شد  من وارد رباط ( تعبیر جالبی از مزار امام رضا علیه السلام در آن عصر) شدم و از ابی نصر مقری (خادم مزار) پرسیدم که آهویی که هم الان وارد رباط شد کجاست؟ او گفت: ندیدمش. آن وقت به همان جایی که آهو داخلش شده بود در آمدم و پشگل های آهو و رد پیشابش را دیدم ولی خود آهو را ندیدم .پس با خدای تعالی پیمانه بستم که از آن پس زائران را نیازارم و جز از راه خوبی و خوشی با آنان در نیایم و از آن پس هر گاه کار دشواری به من روی می آورد و گرفتاری پیدا می کردم بدین مشهد روی و پناه می آوردم... و هیچ گاه از خدای تبارک و تعالی در آن جا حاجتی نخواستم مگر آن که حق تعالی آن حاجت را برآورد ....»

البته خوانندگان فاضل استحضار دارند که شیخ صدوق (ره)، این کتاب را جهت اهدا به صاحب اسماعیل بن عباد طالقانی (متوفی در سال 385هجری) وزیر ایرانی سامانی که خود یکی از بزرگ‌ترین ادبا و شعرا و متکلمین و ناقدین ادب در قرن چهارم است، تألیف فرموده و این کتاب شریف، علاوه بر، دربرداشتن اخبار مربوط به حضرت رضا علیه السلام از لحاظ ادبی و تاریخی نیز مرجع معتبر و مستندی به شمار می‌رود.شیخ (ره) در این کتاب همچنان که از بسیاری مشایخ ثقات و محدثین رضوان الله علیهم ، نقل و روایت می کند از بسیاری از ادبا و شعرا و مورخین به نام نیز با‌ واسطه یا بدون ‌واسطه نیز نقل و روایت می‌فرماید. اما نکته قابل توجه در اینجا این است که در خلال کتاب « عیون اخبار الرضا » چند بار که شیخ حدیث یا مطلبی را نقل فرموده که خود صددرصد اعتقادی به صحت روایت یا وثوقی به سلامت سند آن یا اطمینانی به ثقه بودن راوی آن نداشته است (ولو آن که آن را از مشاهیر هم نقل فرموده باشد) بی‌اعتمادی خود را به آن مطلب تصریح می‌فرماید. از جمله در صفحه 350 که می‌فرماید:«قال مصنف هذا الکتاب، روی هذا الحدیث بریئی من عهدة صحته»؛ یا در صفحه 192: «کان شیخنا محمد بن الحسن بن احمد بن الولید رضی الله عنه سیئی الرأی فی محمد بن عبد الله المسمعی راوی هذا الحدیث وانما اخرجت هذا الخبر فی هذا الکتاب لانه کان فی کتاب الرحمه وقد قرأته علیه فلم ینکره و رواه الی»؛ اما داستان آهو صددرصد مورد قبول شیخ صدوق (ره) قرار گرفته و ادنی شبهه در صحت آن به خاطر شریفش خطور نکرده است.

 به هر صورت، ظاهراً اصل داستان و روایتی که سبب ملقب ساختن حضرت امام علی بن موسی الرضا صلوات الله علیه به «ضامن آهو» شده است، باید همین داستان باشد، و لا غیر؛ و به قراری که ملاحظه فرمودید، داستان کاملاً واقعی و موجه و معمولی به نظر می‌رسد.

ابوالفضل صالح صدر



باز منتشر شده توسط rohisamadi در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط rohisamadi با 117936 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 22
     درج شده در 656 روز و 11 ساعت و 27 دقیقه قبل
    

فضیلت دو ركعت نماز در حرم امام رضا(علیه‎السلام)

تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir

اباصلت هروى گفت: حضرت رضا(علیه‎السلام) مى‎فرمود: من به زودى مظلومانه با سم كشته مى‎شوم و قبرم كنار قبر هارون خواهد بود. خداوند تربت مرا محل رفت و آمد شیعیان و اهل بیتم قرار خواهد داد؛ هر كس مرا در غربتم زیارت كند، بر من واجب خواهد شد كه در روز قیامت او را زیارت كنم .

قسم به آن كسى كه محمد(صلى الله علیه و آله) را گرامى داشته و او را میان جهانیان به نبوت برگزیده است؛ هر كس در كنار قبرم دو ركعت نماز بگزارد خداوند گناهانش را مى‎آمرزد.

زائران قبر من در روز قیامت گرامی‎ترین وارد شوندگان بر خداى تعالى هستند هر مؤمنى كه مرا زیارت كند و در راه زیارت قطره‎اى از آسمان بر صورتش بچكد، خداوند بدنش را بر آتش جهنم حرام مى‎كند.

 

برگرفته از بحارالانوار، ج 102، ص 36.


باز منتشر شده توسط rohisamadi در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط fardsaeid با 143127 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 23
     درج شده در 656 روز و 11 ساعت و 27 دقیقه قبل
    

خط‌مشي امام رضا(علیه السلام) در برابر حكومتها

خط‌مشي امام رضا(علیه السلام) در برابر حكومتها

بخشي از زندگي امام علي بن موسي(ع) مربوط به دوران قبل از امامت ايشان مي‌شود كه 35 سال بوده است و در اين مدت، حاكماني چون منصور، مهدي، هادي و هارون ـ كه همه از خلفاي عباسي بوده‌اند ـ حاكميت داشته‌اند. پس از شهادت امام موسي بن جعفر(ع) و آغاز دوره امامت علي بن موسي(ع)، آن امام بيست سال ديگر را شاهد حاكميتهاي جور بود. از اين مدت، ده سال، در عصر خلافت هارون، چهار سال در عهد پرفراز و نشيب خلافت امين و سرانجام ادامه آن با زمامداري مأمون، همراه شد.
امام در عصر هارون
آن بخش از زندگاني امام رضا(ع) كه در عصر هارون سپري شد، حلقه‌اي از حلقات گذشته تاريخ امامت بود، كه در آن موقعيت مبارزه علني و رسمي، براي امامان پديد نيامد و بيشتر فعاليتهاي شيعي و تلاشهاي عقيدتي و مبارزات سياسي در نهان، رهبري مي‌شد.
پس از شهادت موسي بن جعفر(ع) در زندان هارون، در بيست و پنجم ماه رجب سال 183 ه‍. ق، امام رضا(ع) همچنان شيوه مبارزاتي پدر بزرگوارش را پيشه ساخت و به ايفاي صحيح رسالت امامت پرداخت.
دستگاه خلافت هاروني، مصلحت را در اين ديد كه شيوه گذشته خود را تغيير دهد، چه اين كه سياست گذشته و روش سختي كه نسبت به هفتمين امام(ع)، اتخاذ كرده بود، ديگر به صلاح حكومت نبود و بيش از گذشته موجوديت عباسيان را با خطر روبرو مي‌ساخت. قيامها رو به فزوني گذارده و توجه مردم در بلاد مختلف به خاندان پيامبر(ص) بيشتر شده بود و شرايط عمومي به زيان نظام حاكم رقم مي‌خورد.
يحيي بن خالد، كه از عناصر داراي نفوذ دربار هاروني به شمار مي‌رفت و مشاور سياسي او بود، روزي به هارون گفت: «اين علي بن موسي است كه بر جاي پدر تكيه زده و امامت را از آن خود مي‌داند.»
هارون گفت: «آنچه درباره پدرش موسي مرتكب شديم، ما را كفايت است. آيا مي‌خواهي تمام آنان را بكشم؟»
گروهي از واقفي مذهبان، نزد امام رضا(ع) آمدند. از آن ميان، علي بن حمزه گفت: ما را از حال پدرت آگاه ساز.
حضرت فرمود: پدرم از دنيا رحلت كرده است.
علي بن حمزه گفت: پس امامت را به چه شخصي سپرد؟
امام پاسخ داد: به من.
علي بن حمزه گفت: آيا از جانب هارون و طرفدارانش احساس خطر نمي‌كني!
امام فرمود: هرگز، و براي آن كه اطمينان پيدا كني كه از ناحيه هارون نگراني ندارم، من همان سخني را مي‌گويم كه رسول خدا(ص) با شنيدن تهديد ابوجهل فرمود: وي هرگز موفق نخواهد شد گزندي به من برساند.
مسعودي نقل مي‌كند: ابوجهل نزد پيامبر(ص) آمده و گفت: آيا تو از سوي خدا فرستاده شده‌اي؟
حضرت فرمود: آري.
ابوجهل گفت: آيا از من نمي‌ترسي؟
حضرت فرمود: اگر از سوي تو آسيبي به من برسد، من پيامبر نخواهم بود.
امام رضا(ع) نيز در پاسخ علي بن حمزه فرمود: من نيز مي‌گويم اگر از سوي هارون به من گزندي برسد، من امام نخواهم بود.
دوران خلافت هارون در سال 193 ه‍. ق پايان يافت. زمامداري به «امين» واگذار شد و چهار سال و اندي بيش نگذشت كه آن هم به كشمكش دو برادر يعني امين و مأمون انجاميد. در اين مدت، اوضاع به حد كافي آشفته بود. در نتيجه فرصتي پديد نيامد، تا دستگاه خلافت خود را با امام و آل علي درگير كند. امين در جنگ با سپاه مأمون كشته شد. عهد مأمون، فرا رسيد. مأمون بيش از همه به خلافت مي‌انديشيد. او اولين مانع را كه وجود برادرش بود از ميان برداشت و اكنون بايد با تمام توان، موانع و مشكلات حكومت خود و حاكميت عباسيان را يكي پس از ديگري برطرف سازد.
مأمون براي اين منظور مانند ديگر زمامداران عباسي عمل نكرد. وي نه روش سفاح را پيشه ساخت كه احمد امين درباره‌اش آورده است: «... زندگيش سراسر خونريزي و سياستش نابود ساختن مخالفان بود.»
و خوارزمي مي‌نويسد: «... اين ابومجرم (پدر گنهكار) بود كه بر علويان تسلط يافت، نه ابومسلم (پدر مسلمان). اين مرد (سفاح) علويان را زير هر سنگ و كلوخي كه مي‌يافت، مي‌كشت و در هر دشت و كوهستاني به تعقيب آنان مي‌پرداخت.»
و نه همچون منصور، دست به كشتار فرزندان فاطمه(س) زد و از سرهاي قربانيان علوي موزه‌اي فراهم آورد و در پاسخ عمويش عبدالصمدبن علي كه از وي پرسيد: چرا در قاموس حكومتي تو، واژه عفو و گذشت، مفهوم ندارد؟ گفت: ما در ميان مردمي به سر مي‌بريم كه ديروز ما را به ياد دارند و مي‌دانند ما در گذشته رعيتي بيش نبوده‌ايم و اكنون زمامداري را به دست آورده‌ايم. اينك جز با به كار گرفتن مجازاتها نخواهيم توانست هيبت خود را براي ايشان به نمايش گذاريم.»
و هم او (منصور) بود كه ويران ساختن مرقد امام حسين(ع) را بدعت نهاد و علويان را در سينه ديوار به ميخ مي‌كشيد...
و سرانجام مهدي، هادي و رشيد نيز يكي پس از ديگري همان سياست را با ابزار مختلف تداوم بخشيدند. يكي چون مهدي از حريه تكفير بهره جست و حتي بي‌گناهان را از دم تيغ گذراند و ديگري چون هادي كه بر خرد و كلان، زن و مرد و... رحم نداشت و يا رشيد كه به گفته خوارزمي، درخت نبوت را از شاخ و برگ برهنه كرد و نهال امامت را از بن برآورد. او سوگند ياد كرده بود كه: «فرزندان ابوطالب را تحمل نخواهم كرد. آنها و پيروانشان را خواهم كشت.»
موسي بن جعفر(ع) را نيز هم او به شهادت رسانيد.
آري، مأمون روشي جز ديگر خلفاي عباسي را برگزيد. او حل همه مشكلات و رفع موانع موجود را در اقدامي ديگر مي‌دانست كه براي انجام اين مهم، لازم بود امام رضا(ع) را از مدينه به مرو فرا خواند و آنگاه تصميمات از پيش تعيين شده را به مرحله اجرا گذارد.
بنابراين، سفر امام كه بخش مهمي از زندگاني امام رضا(ع) را تشكيل مي‌دهد، سفري به ميل ايشان نبود، چه اين كه پس از انجام اين هجرت و با گذشت زمان، پرده از روي بسياري حقايق برداشته شد و اهداف مأمون از فراخواني روشن شد.


باز منتشر شده توسط fardsaeid در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط rohisamadi با 117936 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 27
     درج شده در 656 روز و 11 ساعت و 27 دقیقه قبل
    

آداب زیارت حرم اهل بیت(علیهم‎السلام)

تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir

علامه مجلسى در بحارالانوار، از شهید ثانى(ره) نقل مى‎كند كه وی در كتاب دروس درباره آداب زیارت می‎فرماید:(1)

1- زائر قبل از ورود به حرم باید غسل كند سپس لباس پاكیزه و نو بر تن كرده، با خضوع و خشوع تمام، به حرم وارد شود.

2- ایستادن در حرم و اذن دخول گرفتن با دعاهاى رسیده از ائمه(علیهم‎السلام). اگر دلی شكسته پیدا كرد و اشكش جاری شد، نشان از اجازه ورود است؛ و بداند كه آن حضرات او را پاسخ داده‎اند، وگرنه منتظر فرصتى باشد كه دلی شكسته و حالى پیدا كند زیرا آنچه اهمیت دارد حضور قلب و شوق و محبت است تا رحمت خدا را بیابد.

3- زائر هنگام ورود با پاى راست داخل شود و هنگام خروج با پاى چپ خارج گردد.

4- زائر كنار ضریح بایستد و یا تكیه دهد و ببوسد.

5- زائر پیش روى امام، پشت به قبله در حال زیارت بایستد.

6- زائر پس از اتمام زیارت، گونه راست خود را بر ضریح بگذارد و با تضرع و زارى دعا كند؛ بعد گونه چپ خود را بر ضریح نهد و با الحاح و اصرار به حق آن امام از خداوند، برآورده شدن حاجت خود را بخواهد و امام را نزد خدا شفیع خود سازد و هر چه بتواند در دعا الحاح و اصرار نماید؛ سپس به طرف بالاى سر رود و رو به قبله بایستد و دعا كند.

7- از زیارت‎هاى سفارش شده، استفاده كند؛ مثل جامعه كبیره، امین الله .

8- پس از اتمام زیارت در بالای سر امام، دو ركعت نماز زیارت بخواند.

امام صادق(علیه‎السلام) فرمود: هر كس امام واجب الطاعة را پس از درگذشتن زیارت كند و در آنجا چهار ركعت نماز(دو تا دو ركعتی) بخواند؛ ثواب یك حج و عمره در نامه اعمالش ثبت مى‎شود.

زائران امام هشتم(علیه‎السلام) باید توجه داشته باشند كه خواندن نماز جعفر طیار در حرم مطهر بسیار با ارزش و با اهمیت است .

علامه مجلسى در بحارالانوار مى‎نوسید كه دیدم، شیخ حسین عبدالصمد، جملات زیادی را از قول شیخ ابوالطیب حسین بن احمد فقیه نوشته است :

كه هر كس به زیارت حضرت رضا(علیه‎السلام) یا امامان دیگر مشرف شود و در حرمش نماز جعفر طیار را بخواند در مقابل هر یك ركعت از آن نماز، ثواب هزار حج و عمره و آزاد كردن هزار بنده و ... در نامه اعمالش نوشته مى‎شود، و در مقابل هر گامى كه برداشته ثواب صد حج و صد عمره و آزادى صد بنده در راه خدا و صد حسنه و محو صد گناه به او داده مى‎شود.(2)  

9- زائر بعد از نماز، براى دین و دنیا و یا هر حاجتی دارد، دعا کند، زیرا در چنین زمان و مكانى به اجابت نزدیكتر است .

10- تلاوت كردن قرآن در مقابل ضریح و هدیه كردن آن به امام(علیه‎السلام) كه البته این ثواب تلاوت به خود زائر مى‎رسد.

11- حضور قلب در مقابل امام و حالت توبه از گناه و استغفار كردن. و نیز تاثیر یافتن از زیارت و نمایان شدن در گفتار و رفتار خود را بعد از فراغت از زیارت  .

12- احترام به خادمان حرم . البته خادمان حرم شریف هم باید وارسته و شایسته و اهل خیر و صلاح و متدین باشند و رفتار ناملایم زائران را تحمل كرده و با آنان درشتى نكنند و غریبان را راهنمایى و مشكلات آنان را حل نمایند.

13- زائر در زیارت آخر، وداع نماید و از زیارت‎هاى ماثور(3) استفاده و از خدا زیارت مجدد درخواست كند.

14- زائر، بعد از زیارت، در خود احساس تغییر معنوى بكند؛ زیرا اگر زیارت، قبول شود، موجب از بین رفتن گناه مى‎شود.

15- رفتار و رفت و آمد زائران، باید به گونه‎اى باشد كه به زیارت آن لطمه‎اى نزند و لیاقت مقام زائرِ امام را داشته باشند، مثلا، خانمى بدحجاب نباشد كه از شان و مقام انسانى خود بكاهد.


پی‎نوشت‎ها:

1- بحارالانوار، ج 10، ص 134.

2- بحارالانوار، ج 100، ص137 .

3- یعنی روایت شده، مطابق حدیث، سینه به سینه .


باز منتشر شده توسط rohisamadi در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط rohisamadi با 117936 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 23
     درج شده در 656 روز و 11 ساعت و 29 دقیقه قبل
    

پاره تن پیامبر در مشهد الرضا(علیه‎السلام)

تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir

رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود:«ستدفن بضعة منی بخراسان ما زارها مکروب الا نفس الله کربته ولا مذنب الا غفرالله ذنوبه»(1)؛ پاره تن من در خراسان دفن خواهد شد، هیچ گرفتار و گنه‏کاری او را زیارت نکند جز این که خداوند گرفتاری او را برطرف سازد و گناهانش را ببخشاید.

قابل توجه است که پیامبر اکرم فقط دو تن از خاندان خود را بضعه خود معرفی کرده است؛ دختر گرامی خود حضرت زهرا(علیهاالسلام) و امام رضا(علیه‎السلام) .

امام رضا(علیه‎السلام) فرمود: «ان لکل امام عهدا فی عنق اولیائه و شیعته و ان من تمام‏الوفاء بالعهد و حسن الاداء زیارة قبورهم»(2)؛ هر امام و رهبری، عهد و میثاقی بر پیروان و دوستدارانش دارد و همانا یکی از اعمالی که نمایانگر وفاداری و ادای میثاق است، زیارت آرامگاه آنان است.

امام رضا(علیه‎السلام) فرمود: «اللهم انک تعلم انی مکره مضطر فلا تؤاخذنی کما لم تؤاخذ عبدک ‏و نبیک یوسف حین وقع الی ولایة مصر»(3)؛ بار خدایا تو می‏دانی که من بر پذیرفتن ولایتعهدی مامون مجبور و ناچارم پس مرا مؤاخذه مکن همانگونه که بنده و پیامبرت یوسف ‏را به هنگام پذیرفتن حکومت مصر مؤاخذه نکردی.

امام رضا(علیه‎السلام) فرمود:«قد علم الله کراهتی لذلک، فلما خیرت بین قبول ذلک و بین‏القتل اخترت القبول علی القتل»(4)؛ ریان گوید: به حضرت رضا(علیه‎السلام) عرض کردم مردم می‏گویند شما با این که اظهار بی‏رغبتی به دنیا می‏کنید ولایتعهدی را پذیرفته‏اید؟ امام فرمود: خداوند خود می‏داند که من این امر را ناپسند می‏داشتم ولی چون بین پذیرش آن و مرگ مخیر شدم، قبول آن ‏را بر مرگ ترجیح دادم.

امام رضا(علیه‎السلام فرمود: «من زارنی علی بعد داری و مزاری اتیته یوم القیامه فی ثلاثة ‏مواطن حتی اخلصه من اهوالها اذا تطایرت الکتب یمینا و شمالا و عند الصراط و عند المیزان»(5)؛ کسی که با توجه به دوری راه مزارم را زیارت کند، روز قیامت در سه جا [برای دستگیری] نزد او خواهم آمد و او را از بیم و گرفتاری آن موقف‎ها رهایی خواهم بخشید: هنگامی که نامه‏ها [ی ‏اعمال] به راست و چپ پراکنده شود، نزد صراط و نزد میزان [هنگام‏ سنجش اعمال].

این بارگاه بوستانی از بوستان‏های بهشت است، و محل آمد و شد فرشتگان آسمان، و همواره گروهی از ملائکه فرود می‏آیند و گروهی‏ بالا می‏روند تا وقتی که در صور دمیده شود.

امام رضا(علیه‎السلام) فرمود:«من زارنی و هو یعرف ما اوجب الله تعالی من حقی و طاعتی فانا و آبائی شفعائه یوم القیامة و من کنا شفعائه نجی»(6)؛ هر کس مرا زیارت کند در حالی که حق و طاعت مرا که خدا بر او واجب کرده بشناسد، من و پدرانم در روز قیامت ‏شفیع او هستیم و هر کس ما شفیع وی باشیم نجات یابد.

امام رضا(علیه‎السلام) فرمود: «انی ساقتل بالسم مظلوما فمن زارنی عارفا بحقی... غفر الله‏ ما تقدم من ذنبه و ما تاخر»(7)؛ من به زودی مظلومانه با سم به قتل خواهم رسید. پس هر کس با شناخت‏ حق من زیارتم کند خداوند گناهان گذشته و آینده او را ببخشاید.

امام رضا(علیه‎السلام) فرمود: «... و هذه البقعة روضة من ریاض الجنة و مختلف الملائکة لا یزال ‏فوج ینزل من السماء و فوج یصعد الی ان ینفخ فی الصور»(8)؛ این بارگاه بوستانی از بوستان‏های بهشت است، و محل آمد و شد فرشتگان آسمان، و همواره گروهی از ملائکه فرود می‏آیند و گروهی‏ بالا می‏روند تا وقتی که در صور دمیده شود.

امام رضا(علیه‎السلام) فرمود: «و قد اکرهت و اضطررت کما اضطر یوسف و دانیال علیهماالسلام اذ قبل کل واحد منهما الولایة من طاغیة زمانه، اللهم لا عهد الاعهدک و لا ولایة الا من قبلک فوفقنی لاقامة دینک و احیاء سنة‏ نبیک... .»(9)؛ من [به این کار] واداشته شدم و ناچار گشتم، چنان که یوسف و دانیال علیهماالسلام مجبور شدند چه هر یک از آن دو، ولایت را از خودکامه زمان خویش پذیرفتند، خدایا پیمانی نیست مگر پیمان ‏تو و ولایتی نیست مگر از سوی تو، پس مرا در برپا داشتن دینت و زنده کردن سنت پیامبرت توفیق رسان.

امام رضا(علیه‎السلام( فرمود: «قد نهانی الله عز و جل ان القی بیدی الی التهلکة فان کان الامر علی هذا ... اقبل ذلک علی انی لا اولی احدا و لا اعزل احدا و لا انقض رسما و لا سنة»(10)؛ خداوند مرا بازداشته از این که خویش را با دست‏ خود به نابودی ‏افکنم، پس اگر قرار چنین است آن را می‏پذیرم به شرط آن که نه ‏کسی را به کار گمارم و نه کسی را از کار کنار گذارم و نه رسم ‏و سنتی را نقض کنم.


پی‏نوشت‏ها:

1- عیون اخبار الرضا، ج‏2، ص‏257.

2- بحارالانوار، ج‏100، ص‏116.

3- بحارالانوار، ج‏49، ص‏130.

4- عیون اخبار الرضا، ج‏2، ص‏139.

5- وسائل الشیعه، ج‏10، ص‏433.

6- همان، ج‏5، ص‏436.

7- همان، ج‏10، ص‏438.

8- بحارالانوار، ج‏102، ص‏44.

9- عیون اخبار الرضا، ج‏1، ص‏19.

10- علل الشرایع، ج‏1، ص‏226.


باز منتشر شده توسط rohisamadi در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)



توجه : مدیریت وب سایت در صورت دریافت مجوز قانونی از سوی مراجع ذیصلاح نسبت تغییر در محتوای  ارسالی کاربران و یا مراحل قانونی اعلام شده اقدام خواهد نمود.
تبیان زنجان با تایید نمایش مطالب ارسالی کاربران آنرا تایید محتوایی و قابل استناد نمی کند . مديران محتوا تنها حق اصلاح يا حذف مطالب نامربوط ( دارای مشکل فنی نمایش و ناقض قوانین ارسال مطلب هر بخش ) را دارند.
© 2004- Tebyan. The content is copyrighted to Tebyan Cultural and Information center and may not be reproduced on other websites.