مسابقه دین و اندیشه خانه قرآن باشگاه کاربران جامعه ورزشی خانواده خوشبخت دنیای کودکان آشپزی و تغذیه موبایل دانش و تکنولوژی مجله سلامت سیاست گردشگری
دنیای عکس و عکاسی اقتصاد زنان ادبیات هــنر سینما و تلویزیون بزرگان و مشاهیر مهدویت سرگرمی دانلود نرم افزار مرکز کتاب پایگاه ها جستجو روابط عمومی مقالات
     
صفحه اصلی وب سایت فید مطالب وب سایت عضویت رایگان در وب سایت جستجو در وب سایت سوالات رایج نقشه وب سایت درباره ما تماس با ما  

حتما ببینید
لینکستان وب سایت های مفید
آپدیت روزانه ESET NOD 32 username password
طرح ملی ملکوت
عکس و عکاسی مقالات
احادیث حضرت محمد
طبقه بندی موضوعی مطالب
فعال ترین اعضا این ماه
فعالان ثبت مطلب این ماه
فعالان ارسال دعوتنامه این ماه
فعالان نظر دهندگان این ماه
ارسال دعوتنامه

آیا مایلید دوستان خود را نیز دعوت به مشاهده محتوای بروز این وب سایت کنید ؟
آیا میدانید با ارسال هر دعوت نامه 5 امتیاز( به همراه 15 امتیاز رزرو) به مجموع امتیازات شما افزوده میشود ؟

 
دریافت رایگان مطالب
آیا میدانید میتوانید مقالات وب سایت را با استفاده از قدرت گوگل و بصورت روزانه در ایمیل خود دریافت و مطالعه کنید ؟؟
بیش از صد ها عنوان مطلب خواندنی را روزانه به همین راحتی و هر زمان که مایلید مطالعه کنید !
عضویت رایگان دریافت مقالات در ایمیل

برای مشاهده توضیحات بیشتر اشاره گر ماوس خود را روی هر عنوان نگه دارید . بخش مطالب روزانه اعضاء سرویس دیگری از خدمات وب سایت به اعضا میباشد که شما را قادر می سازد  مطالب و علاقه مندی های خود را در وب سایت درج نمایید .

این امکان زمینه حضور جدی شما را در دنیای مجازی اینترنت فراهم آورده و ضمن انتشار محتوای شما بنام خودتان ,  با کمک سرویس معرفی به موتور های جستجو , آنرا در  صدر جستجو ها و معرض دید هزاران کاربر روزانه  اینترنت و وب سایت قرار  دهد و کمک می کند  براحتی در جمع کاربران فعال خانواده ما قرار بگیرید .

توجه : نوشته  و مطالب این بخش دارای هویت شخصی از سوی کاربران ( ساختار وب لاگ) بوده و مسئولیت آن به عهده کاربر می باشد .
قوانین ارسال مطلب را ببینید تبیان زنجان با تایید نمایش مطالب ارسالی کاربران آنرا تایید محتوایی و قابل استناد نمی کند . مديران محتوا تنها حق اصلاح يا حذف مطالب نامربوط ( دارای مشکل فنی نمایش و ناقض قوانین ارسال مطلب هر بخش ) را دارند.

 
نوشته شده توسط rohisamadi با 117936 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 45
     درج شده در 1191 روز و 8 ساعت و 13 دقیقه قبل
    

زینب (سلام‌الله‌علیها)اسوه حسنه

زندگی به مثابه کوهی می‌ماند که دارای فراز و نشیب‌های گوناگون و پرتگاه‌های خطرناک است، و از آنجائی که انسان بدون راهنما نمی‌تواند در کوه قدم از قدم بردارد، از این رو برای رسیدن به قله، نیاز به راهنما دارد تا بتواند به سلامت به مقصد برسد. در زندگی نیز انسان برای رسیدن به قله انسانیت و کمال بشری، چاره‌ای ندارد جز اینکه یک الگو و راهنمایی داشته باشد تا بتواند به سلامت به سرمنزل مقصود نایل گردد. یکی از آن الگوها که مرد وزن مسلمان خصوصاً زنان مسلمان باید الگوی خویش قرار دهند وجود مقدسه حضرت زینب کبری (سلام‌الله‌علیها) می‌باشد. بررسی زندگانی این مخدره و ویژگی‌هایی که در مراحل مختلف حیات مبارک ایشان به منصه ظهور رسیده، ما را به طور کامل با آنچه اسلام از «زن» خواسته است آشنا می‌سازد و اسوه‌ای تمام عیار به زنان تشنه فرهنگ اصیل اسلام ارائه می‌دهد.

شخصیت وجودی حضرت از زمان کودکی در دامان نبوت و مهد ولایت، شکل می‌گیرد و همگام با جریانات سرنوشتساز تاریخ اسلام تکامل می‌یابد. در کنار پنج معصوم، آب حیات از این چشمه‌های جوشان، می‌نوشد و نقشی مکمل و سازنده ایفا می‌کند. اگر چه از کودکی نشانه‌های علم الهی و عظمت روح در این بانو، هویدا بود و بسیاری از ویژگی‌های ایشان افاضه‌های قدسی حق‌تعالی بوده، اما به طور مسلم ظرف وجودی حضرت نیز توانایی و لیاقت پذیرش این افاضات را داشته است.

حال با این نگرش کلی، اگر زنان مسلمان ما به شخصیت و کرامت واقعی خود پی ببرند و احساس حقارت در آنها ریشه کن شود نه تنها هرگز قربانی امیال و هواهای نفسانی نخواهند شد، بلکه همچون شعله‌هایی فروزان، روشنگر راه دیگران شده و خود تهاجمی مقدس را علیه هواپرستی پایه‌گذاری خواهند کرد. عنایت به شخصیت عظیم حضرت زینب (سلام‌الله‌علیها) و درک این مطلب که «زن» می‌تواند به مقامی چنین رفیع و جایگاهی چنین و الا دست یابد، شناختی صحیح از اسلام و «زن» به ما می‌دهد و در این راستا بطلان بسیاری از ادعاها و تبلیغاتی که درباره جایگاه زن در مکتب اسلام مطرح می‌شود، به وضوح ثابت می‌گردد.

از باب نمونه یکی از نکاتی که در بررسی شخصیت حضرت زینب (سلام‌الله‌علیها) با آن مواجه می‌شویم، مقام نیابت خاصه است .

در حدیث آمده است: «یکی از شیعیان عصر غیبت احمد بن ابراهیم می‌گوید: در سال دویست و شصت و دو، خدمت حکیمه دختر امام جواد (علیه‌السلام) رسیدم از پشت پرده، با وی سخن گفتم و چون از ائمه پرسیدم از اولین تا آخرین آنان، حضرت مهدی(عج) را نام برد...

گفتم: فعلا رهبر مردم کیست؟ جواب داد: «مادر امام عسکری(علیه‌السلام)»

گفتم:آیا پیروی از زن جایز است؟!

گفت: این کار به پیروی از امام حسین(علیه‌السلام) است که در ظاهر خواهرش زینب(سلام‌الله‌علیها) را جانشین خود قرار داد و با این کار، هم جان امام سجاد(علیه‌السلام) حفظ شد، وهم از طریق وی اوامر امام سجاد(علیه‌السلام) به اجرا درآمد». 1

به عهده گرفتن وظایف و مسئولیت‌های یک امام معصوم، حاکی از ظرفیت وجودی بیکران ایشان است. از این رو حضرت زینب (سلام‌الله‌علیها) در همه موارد می‌تواند الگوی فضایل انسانی و سجایای اخلاقی باشد، و زنان امت اسلامی را رهبری و راهنمایی فرماید. البته بدیهی است رسیدن به این مقام میسور دیگران نیست و هرگز چنین توقع و انتظاری هم از کسی نیست.

آیات فراوانی در قرآن و احادیث حاکی از آن است که عدالت الهی ایجاب می‌کند هرکس، به هر اندازه و مقیاس با شناخت و معرفت در راه عبودیت گام بردارد و به طاعت و عبادت واقعی آفریدگار بپردازد، به همان نسبت الطاف و تفضلات الهی شامل او می‌گردد و وجودش در جهان هستی موثر خواهد بود. حضرت امام باقر(علیه‌السلام) در این خصوص می‌فرمایند: «سوگند به خدا ما مدرک و سندی برای برائت از آتش جهنم در دست نداریم و با خدا نیز قوم و خویشی نداریم، به نفع خود نیز از او حجتی نگرفته‌ایم. ما تنها با عبادت و بندگی به خدا نزدیک می‌شویم.»



نتیجه

پس نتیجه می‌گیریم که نه تنها زینب (سلام‌الله‌علیها) که وارث همه فضایل و مناقب اهل بیت بود با عبادت و عرفان خود دنیا را مبهوت کرد، بلکه همه رهروان راه انبیا و اولیا می‌توانند به فضایل اخلاقی و سجایای انسانی دست یابند. 2



آب دریا را اگر نتوان کشید



هم به قدر تشنگی باید چشید



بخش عترت و سیره تبیان

پی‌نوشت‌ها:

1- بابازاده علی اکبر، سیمای زینب کبری«س» ص ۶۲

2- همان، ص ۶۱

روزنامه رسالت، شماره ۶۹۶۱ به تاریخ 28/1/89، صفحه ۶ (اخلاق)


باز منتشر شده توسط rohisamadi در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط afsaneh49 با 42709 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 90
     درج شده در 1191 روز و 8 ساعت و 16 دقیقه قبل
    

 ای فروغ تابنده کوثر! ای پرستار شهادت! تو بانوی فصاحتی و اعجاز. نطق آتشین تو قلب سنگی کوفیان را ذوب کرد، اشک از چشمان آنها به راه انداخت و به سینه های کویری شان گسیل داشت.
تو فرزند کوثری! تو جرعه ناب کوثری! نامت همیشه درس آموز عزت و یادت هماره الهام بخش شرف و مردانگی باد.
حضرت زینب کبرى علیها السلام در روز پنجم جمادى الاولى سال پنجم یا ششم هجرى قمرى در شهر مدینه منوّره متولّد و جهان را به قدوم خویش مزین فرمودند.
نام مبارک آن بزرگوار زینب و کنیه گرامیشان ام الحسن و ام کلثوم و القاب آن حضرت عبارتند از: صدّیقة الصغرى، عصمة الصغرى، ولیة اللّه العظمى، ناموس الکبرى، شریکة الحسین علیهالسّلام و عالمه غیر معلّمه، فاضله، کامله و ... پدر بزرگوار آن حضرت، اوّلین پیشواى شیعیان حضرت امیرالمؤمنین على بن ابیطالب علیهماالسّلام، و مادر گرامى آن بزرگوار، حضرت فاطمه زهرا سلام اللّه علیها می باشد.
در آن زمان که صدیقه کبری (علیها السلام) به این گوهر دریای عصمت و طهارت باردار بود، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در مدینه حضور نداشتند و به سفری رهسپار بودند. هنگامی که وجود مقدس زینب کبری (سلام الله علیها) متولد گشت، صدیقه طاهره (علیها السلام) به امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود که چون پدرم در سفر است و در مدینه حضور ندارد، شما این دختر را نام بگذارید. آن حضرت فرمود: من بر پدر شما سبقت نمی گیرم، صبر نما که به این زودی رسول خدا باز خواهد گشت و هر نامی که صلاح داند بر این کودک می نهد.
هنگامی که سه روز گذشت، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) مراجعت نمود و و همانگونه که رسم و سیره رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) بود، نخست، به منزل حضرت زهرا (علیها سلام ) وارد گشتند.
امام علی (علیه السلام) خدمت آن حضرت عرض کرد: یا رسول الله! خداوند متعال دختری به دخترت عطا فرموده است، نامش را معین فرمایید. فرمود: اگر چه فرزندان فاطمه اولاد من می باشند، لکن امر ایشان با پروردگار عالم است و من منتظر وحی میباشم. در این حال جبرییل نازل شد عرض کرد: یا رسول الله! حق تو را سلام می رساند و می فرماید: نام این مولود را ' زینب ' بگذار، چرا که این را در لوح محفوظ نوشته ایم.
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) قنداقه آن مولود گرامی را طلبید و به سینه چسبانید، ببوسید و نامش را زینب نهاد و فرمود: به حاضرین و غایبین امت، وصیت می نمایم که حرمت این دختر را پاس بدارند. همانا که او به خدیجه کبری (علیها سلام) شبیه است.
هوش و ذکاوت:
صاحب کتاب اساور من ذهب درباره حافظه و ذکاوت آن بانوى بزرگوار چنین می نویسد:
در اهمیت هوش و ذکاوت آن بانوى بزرگوار همین بس که خطبه طولانى و بلندى را که حضرت صدیقه کبرى فاطمه زهرا صلوات اللّه و سلامه علیها در دفاع از حق امیرالمؤمنین علیهالسّلام و غصب فدک در حضور اصحاب پیغمبر اکرم صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ایراد فرمودند، حضرت زینب علیها السلام روایت فرموده است.
و ابن عباس با آن جلالت قدر و علو مرتبه در حدیث و علم، از آن حضرت روایت نموده و از آن حضرت به عقیله تعبیر می کند. چنانچه ابوالفرج اصفهانى در مقاتل می نویسد: ابن عباس خطبه حضرت فاطمه سلام اللّه علیها را از حضرت زینب سلام اللّه علیها روایت کرده و می گوید: حدثتنى عقیلتنا زینب بنت على علیهالسّلام..»
دقت کنیم که حضرت زینب علیها السلام با اینکه دخترى خردسال (یعنى هفت ساله و یا کمتر) بود، این خطبه عجیب و غرّاء که محتوى معارف اسلامى و فسلفه احکام و مطالب زیادى است را با یک مرتبه شنیدن حفظ کرده، و خود یکى از راویان این خطبه بلیغه و غراء می باشد.
فصاحت و بلاغت:
کلمات و فرمایشات گهربار آن حضرت در خطبه هایى که از آن حضرت روایت شده، خود قوی ترین دلیل بر کمال فصاحت و بلاغت آن بانوى بزرگوار می باشد. همان بانویى که امام سجاد علیهالسّلام در حق ایشان فرمودند: «اَنْتِ بِحَمدِ اللّهِ عالِمَةٌ غَیرَ مُعَلَّمَة وَ فَهِمَةٌ غَیرَ مُفَهَّمَة» یعنى:
«اى عمّه! شما الحمد للّه بانوى دانشمندى هستید که تعلیم ندیده، و بانوى فهمیده اى هستى که بشرى تو را تفهیم ننموده است».
حضرت زینب (س) بزرگ بانوی جهان اسلام، بیدادگر و ادامه دهنده حادثه عاشورا و دارنده دانشهای دو جهان و به گفته امام سجاد (ع): ' دانای بدون آموزگار و فهمیده بدون فهماننده ' بود. الگوی راستین وی، بانوی دو جهان, حضرت فاطمه (س) مادر وی بوده است. زینب (س) در دامان پرمهر و معنویت فاطمه (س) از سرچشمه معارف اسلامی و قرآنی سیراب گشت. رسالت راستین زینب هنگامی آغاز گردید که پس از به شهادت رسیدن امام حسین (ع) و هفتاد و دو تن از یارانش با ایراد سخنان آتشین به بیدارگری مردم کوفه و ستیز با ستمکاران و یزیدیان پرداخت.
پس از واقعه خونبار کربلا نقش ایشان روند تازه تری یافت. آن حضرت در این دوران ضمن حضور در کاروان اسرای کربلا در برابر حکام جور قرار گرفتند و به افشاگری ظلم و ستم وارد بر آل طه از سوی خاندان امیه پرداختند. آن حضرت در این دوران سخت با حضور در کاخ برخی حکمرانان جور زمان مانند یزید و ابن زیاد، با تاکید برحقانیت طریق آل محمد بر سخنان و تبلیغات مسموم خاندان امیه درباره بنی هاشم خط بطلان کشیدند.
صدیقه توانا، عقلیه دودمان وحی، تربیت شده خاندان نبوت، حضرت زینب کبری(س) است. همو که در بزرگواری و کرامتش بسیار سخن ها گفته و نوشته اند.
او نمودار حق و جهاد در راه خدا و نگهدارنده ایمان و عقیده، قهرمان دلیری و شجاعت، جلوه فصاحت و بلاغت، شعله ستیزه جوی باطل و آتش افشان حق در برابر نیروهای ستمگر و کوبنده دژخیمان زورگو است.
زینب(س) تجسم زهد، ورع، علم، عفاف و شهامت و عقیله طاهره، متعلق به اخلاق الهی است. این بزرگوار (س) راه مقاومت در برابر باطل را به امت نشان داد و فداکاری در راه خدا و چشم پوشی از همه چیز را در راه برافراشتن پرچم حق به همه یاد داد.
ایثار، فداکاری، وزانت عقل، صبر و بردباری، علم وسیع و دانش وافر، سخنان سنجیده و منطقی او در فرصت های حساس توأم با آن مظلومیت و ستم های جانکاهی که به او وارد آمده است، از او چهره یک شخصیت بی نظیر، رزم آور شجاع، جهادگر بی باک و سخنور توانا را در قلوب و اذهان ترسیم نموده است که تا چرخ زمان حرکت دارد، تا نسل ها در روی زمین حیات دارند و تا زمین دور خورشید می گردد این چراغ فروزان، نورافکن جهانیان و نسل های آینده خواهد بود.
کرامات
حضرت زینب سلام اللّه علیها نیز بانویى بزرگوار از این دودمان پاک است که توسل به آن حضرت براى حل مشکلات بزرگ بسیار تجربه شده است و کرامات بسیارى از آن بانوى گرامى نقل شده است.
به عنوان مثال شبلنجى یکى از علماى اهل تسنّن در نورالابصار می نویسد:
«شیخ عبدالرحمن اجهورى مقرى در کتابش مشارق الانوار می گوید: در سال هزار و صد و هفتاد دجار مشکلى بسیار سختى شدم و به روضه (قبر مطهر و نوراین) حضرت زینب علیها السلام متوسل شدم و قصیده اى در مدح آن حضرت سرودم که مطلع آن چنین بود:
آلِ طاها لَکُمْ عَلَینَا الْوِلاءُ لا سِواکُمْ بِما لَکُمْ آلآء
و خدا به برکت آن بانوى گرامى مشکل مرا حل کرد.
شهادت آن حضرت:
حضرت زینب سلام ا... علیها، شیرزن دشت کربلا سرانجام پس از عمری دفاع از طریق حقه ولایت و امامت در 15 رجب سال 63 هجرى قمرى در ضمن سفرى که به همراه همسر گرامیشان عبداللّه بن جعفر به شام رفته بودند، شهادت رسیده و بدن مطهر آن بانوى بزرگوار در همانجا دفن گردید.
مزار ملکوتى آن حضرت (دمشق/سوریه)، اینک زیارتگاه عاشقان و ارادتمندان اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السّلام است.

 


باز منتشر شده توسط afsaneh49 در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط afsaneh49 با 42709 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 48
     درج شده در 1191 روز و 8 ساعت و 17 دقیقه قبل
    

از حضرت پیغمبر ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ روایت شده است كه: «خدای ـ تعالی ـ فرمود: هر كه اهانت برساند به یكی از دوستان من، پس كمر به مبارزه‌ی با من بسته است».1و در حدیث دیگر از آن سرور منقول است كه: «پروردگار عالم ـ جل شأنه ـ فرمود: به


تحقیق كه با من جنگ كرده است هر كه ذلیل كند یكی از بندگان مؤمن مرا».2

و از حضرت امام جعفر صادق ـ علیه السّلام ـ مروی است كه: «هر كه پست و حقیر كند مؤمنی را ـ خواه مسكین باشد و خواه غیر مسكین ـ خدای ـ تعالی ـ باز نمی‌ایستد از پست كردن و دشمنی او، تا رجوع كند از آنچه به آن مؤمن كرده است.»3 و احادیث در این خصوص بسیار است.

و هر كه نسبت میان خدا و بنده‌ی او را فی الجمله ادراك كند، و ربط خاصی كه میان خالق و مخلوق است بفهمد، می‌داند كه اهانت بنده، اهانت مولای اوست، و تحقیر مخلوقی، فی الحقیقه تحقیر خالق اوست. و همین قدر در مذمت این عمل كافی است.

پس بر هر عاقلی واجب است كه پیوسته متذكر این معنی بوده باشد، و اخبار و آثاری را كه در مذمت اهانت بندگان خدا وارد شده در نظر داشته باشد، و آنچه در خصوص مدح و تعظیم ایشان رسیده است نصب العین خود نماید، و خود را از این عمل (كار) قبیح باز داد تا موجب رسوایی او در دنیا و آخرت نگردد.
و از جمله‌ی اموری كه انسان را به اكرام و تعظیم مردم وا می‌دارد،‌ آن است كه به تجـربـه ثـابـت شده است كـه: هر كه به هر نظری مردم را می‌بیند، مردم نیز به آن نظر به او نگاه می‌كنند و او را می‌بینند

تعظیم و احترام كردن به بندگان خدا و فضیلت آن

و مخفی نماند كه ضدّ این صفت، كه اكرام و تعظیم و احترام داشتن بندگان خدا بوده باشد، از شریف‌ترین عمل‌ها و با فضیلت‌ترین كارها است.

و در حدیث قدسی وارد شده است كه: «حق ـ سبحانه و تعالی ـ فرمود كه: باید ایمن شود از غضب من هر كه اكرام كند بنده‌ی مؤمن مرا».4

و از حضرت رسول ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ روایت شده است كه: «هیچ بنده‌ای از امت من نیست كه نیكویی و نرمی كند با برادر مؤمن خود، به نوعی از ملاطفت، مگر این كه خدا از خدمه‌ی بهشت خدمتكار از برای او مقررّ می‌فرماید.»5

و از حضرت صادق ـ علیه السّلام ـ مروی است كه: «هر كه ذلت را از روی برادر مؤمن خود بردارد، خدای ـ تعالی ـ ده حسنه برای او می‌نویسد، و هر كه بر روی برادر مؤمن خود تبسم كند، خدای ـ تعالی ـ از برای او حسنه ثابت كند.»6

و فرمود: «هر كه برادر مؤمن خود را تحسین كند، خدای ـ تعالی ـ تا روز قیامت برای او تحسین می‌نویسد.»7

و فرمود: «هر كه نزد برادر مسلم خود آید و او را گرامی دارد، خدای تعالی را گرامی داشته است.»8

روزی آن حضرت به اسحق بن عمار فرمود كه: «ای اسحق! به دوستان من هر قدر توانی احسان كن، كه هیچ مؤمنی احسان به مؤمنی نكرد و اعانت او ننمود مگر اینكه صورت ابلیس را خراشید، و دل او را مجروح ساخت.»9

و از جمله‌ی اموری كه انسان را به اكرام و تعظیم مردم وا می‌دارد،‌ آن است كه به تجربه ثابت شده است كه: هر كه به هر نظری مردم را می‌بیند، مردم نیز به آن نظر به او نگاه می‌كنند و او را می‌بینند.

آری، هر كس هر چه می‌كارد درو می‌كند.

همینت پسند است اگر بشنوی كه گر خار كاری سمن10 ندروی

و بدان كه ـ همچنان كه مذكور شد ـ گرامی داشتن و عزت دادن جمیع طبقات مردم، به قدری كه سزاوار ایشان است از جمله‌ی اعمال پسندیده است. و شایسته است كه انسان بعضی از اصناف مردم را به تعظیم و اكرام بیشتری اختصاص دهد، و از آن جمله اهل علم و فضل و صاحبان ورع و تقوی است، زیرا در احادیث بسیار تأكید زیاد در اكرام و تعظیم این دو طبقه جلیله وارد شده است.

احترام پیران
پدر ،مادر ،احترام ،روایت

و از آن جمله پیران و ریش سفیدان اهل اسلام است، كه گرامی داشتن و احترام زیاد ایشان بر جوانان لازم و حتمی است.

و حضرت پیغمبر ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ فرمود كه: «هر كه مراعات كند برتری بزرگتر از خود را به جهت زیاد بودن سن او، و احترام كند او را، خدای تعالی او را از ترس روز قیامت ایمن می‌گرداند.»11

و از حضرت صادق ـ علیه السّلام ـ روایت شده است كه: «بزرگ شمردن بزرگان پیر، و تعظیم آنان، تعظیم و بزرگ شمردن خداست.»12 و فرمود كه: «از ما نیست هر كه احترام نكند پیران ما را، و رحم نكند بر بچه‌های ما».13

و از جمله‌ی كسانی كه زیادتی احترام به ایشان سزاوار است، بزرگ طایفه و بخشنده طایفه است. و حضرت پیغمبر ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ فرمود كه: «هرگاه كریم قوم، و بزرگ ایشان بر شما وارد شود، اكرام او كنید.»14
و حضرت پیغمبر ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ فرمود كه: «هر كه مراعات كند برتری بزرگتر از خود را به جهت زیاد بودن سن او، و احترام كند او را، خدای تعالی او را از ترس روز قیامت ایمن می‌گرداند.»

احترام سادات

و از جمله‌ی طوایفی كه زیادتی تعظیم و اكرام ایشان لازم، و احترام ایشان حتمی است، سلسله‌ی جلیله‌ی سادات علویه است، كه دوست داشتن و محبت ایشان، اجر رسالت و مزد نبوت است.

و از حضرت رسالت پناهی ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ مروی است كه: «شفاعت من ثابت است از برای هر كه اعانت كند ذرّیّه‌ی مرا به دست یا زبان یا با مال خود.»15

و فرمود: «چهار نفر را من شفاعت خواهم نمود در روز قیامت، اگر چه به قدر گناه تمام اهل دنیا را آورده باشند:

یكی: آنكه اكرام كند ذرّیّه‌ی مرا.

دوم: آنكه حاجت ایشان را برآورد.

سیّم: آنكه تلاش نماید از برای ایشان در وقتی كه گرفتار باشند.

چهارم: آنكه به دل و زبان، با ایشان دوستی و محبت كند.»16

و فرمود: «اكرام كنید خوبان ذرّیّه‌ی مرا از برای خدا، و بدان ایشان را از برای من».17

و احادیث در فضیلت سادات، و اجر اكرام و تعظیم ایشان بی‌نهایت است. و آنچه مذكور شد از برای اهل ایمان كافی است.

برگرفته از: معراج السعاده - ملا احمد نراقی، ص


باز منتشر شده توسط afsaneh49 در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط afsaneh49 با 42709 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 43
     درج شده در 1191 روز و 8 ساعت و 19 دقیقه قبل
    

دعا مجالی برای سخن گفتن با خداوند بوده و مهمترین آموزه ادیان است و زبان مشترك همه ابنای بشر به شمار می‌رود.

نیایش یعنی اینكه انسان بتواند با منبع فرا دنیایی و فرا زمینی ارتباط برقرار كند ، در حقیقت دعا گوهر همه ادیان است و دین منهای دعا قابل تصور نیست ؛ زیرا خداوند پایه همه ادیان را دعا و نیایش قرار داده و آن مجالی برای سخن گفتن با خداوند است.

انسان جسمی در زمین ، روحی در آسمان

در دین رابطه میان خدا و انسان یك طرفه نیست، بلكه به انسان نیز مجال داده شده تا با خداوند سخن گوید .

دعا یادآور این مطلب است كه گرچه انسان پایش در زمین است ولی دلش در آسمان است و روح انسان زمینی نیست ، در حقیقت امانتی است از جانب خداوند .

دعا مهمترین آموزه ادیان ابراهیمی

در دعا همیشه انسان وضع موجود راضی نیست و به دنبال وضع مطلوب در آینده است، دعا در ادیان ابراهیمی از مهمترین آموزه های دینی است و كتاب زبور آل داوود در عهد عتیق فقط نیایش است. امام خمینی (ره) به صحیفه سجادیه ، ' زبور آل محمد ' نام نهاده است.

دعا زبان مشترك همه ابنای بشر

دعا بخشی از معارف دینی و برای عامه مرم است ، به عبارتی می توان گفت که دعا زبان مشترك همه ابنای بشر می باشد . یكی از بزرگترین اندیشمندان غربی بحران بشر را بحران پوچی می داند؛ اینكه انسان صنعتی در عصر معاصر به پیچ و مهره تبدیل شده است، انسان جدید زمانی به پوچی و بی معنایی خواهد رسید که معنویت از آن گرفته شود .

اگر هدف غایی انسان از بین برود ، به پوچی می رسد، به همین خاطر نیایش و دعا نقش ارزشمندی دارد و همه ادیان به آن توجه كرده اند. زیرا انسان در جستجوی آرامش و نشاط معنوی است و ادیان ابراهیمی به ویژه اسلام در تلاش هستند تا پایه ها و معنای مشتركی به زندگی بدهند و دعا مسیر مشترك پیروان ادیان می باشد .

عامل نجات انسان از آلودگی ها ، دعا است

زمانیكه انسان به خدا نزدیك شد، می فهمد كه در عالم هیچ كاره است. انسانی كه بداند كاره ای نیست منیّت را كنار گذاشته و خود را اصلاح می كند.

دعاهای مختلف در اجتماع اثر می گذارند ، اینكه انسان بداند بنده است و از بندگی فراتر نرود، در رفتارهای خود با دیگران تأثیر بسیاری خواهد داشت.
«ای خداوند خدای ما، میل و رضای تو بر این تعلق گیرد كه به ما عمری دراز عطا فرمایی، عمری مشحون از صلح و سلامت پر از نیكی و رحمت و ... عمری كه در آن خجالت و شرمندگی یافت نشود، عمری توأم با ثروت و عزت و سعادت كه در آن ترس از تو دل و جان ما را پركند، ای خداوند خدای ما، میل و رضای تو بر این تعلق گیرد، كه در دل هیچ انسانی كینه و دشمنی علیه ما وارد نشود و كینه و عداوتی علیه هیچ انسانی بر دل ما نگذارد»

دعا در ادیان الهی

رسالت ادیان الهی سعادت انسان در دنیا و آخرت است واین سعادت فقط در پناه ارتباط با مالك حقیقی میسر است و از آنجا كه دعا به وسیله ارتباط بنده با خالق و پروردگار خویش است ، بنابراین در همه ادیان الهی دعا وجود داشته و پیامبران هم خود به درگاه خدا دعا می‌كردند و هم به مردم می‌آموختند.

مبحث دعا در تمام ادیان الهی وجود دارد ، آنچه که بحث پیرامون آن را می طلبد ،چگونگی وکیفیت آن در ادیان مختلف می باشد .

در ادامه به بیان دعا در دین یهود و مسیح ، گذرا و به شکل خلاصه می پردازیم :

دعا در دین یهود
دعا

«ای خداوند خدای ما، میل و رضای تو بر این تعلق گیرد كه به ما عمری دراز عطا فرمایی، عمری مشحون از صلح و سلامت پر از نیكی و رحمت و ... عمری كه در آن خجالت و شرمندگی یافت نشود، عمری توأم با ثروت و عزت و سعادت كه در آن ترس از تو دل و جان ما را پركند، ای خداوند خدای ما، میل و رضای تو بر این تعلق گیرد، كه در دل هیچ انسانی كینه و دشمنی علیه ما وارد نشود و كینه و عداوتی علیه هیچ انسانی بر دل ما نگذارد.» 1

وقتی كه دعا در باور شخصی جای گرفت و با عمق جان خود تنها او را همه كاره یافت و چشم امید از غیر او بست ، به ناچار حوائج خود را نیز فقط از او می ‌طلبد، ایمان به عالی‌ترین وجه هنگام دعا كردن و نماز خواندن جلوه‌گر می‌شود ؛ زیرا تنها آن كس كه به خدا و به علاقه او نسبت به آفریدگارش صمیمانه ایمان دارد، به حضور پروردگار دعا می‌كند و حاجات خود را از او می‌خواهد.

*دعا ، تنها وسیله ای برای رسیدن به خواسته ها نمی باشد !

دعا كردن و نماز خواندن تنها به معنی الحاح برای رفع حاجات شخصی نیست ، دعا در حقیقت عبارتست از رابطه‌ای صمیمانه بین آفریدگار و آفریده ، كه انسان بوسیله آن از اعماق قلب با خالق خویش سخن می گوید .2

از این رو، دعا و نماز هم به درگاه خداوند مقبول و خوش‌آیند است، و هم به انسان كمك می‌كند تا غم را از دل بزداید و بار روح را سبكتر سازد ، حتی گفته شده است: «ذات قدوس متبارك مشتاق شنیدن دعا و نماز عادلان و نیكوكاران است».

*دعا همانند پارو ، بدی ها را به رحمت انتقال می دهد !

دعا و نماز نیكوكاران به پارو 3 تشبیه شده است !چرا که همانطور كه پارو محصول را زیر و رو كرده و آن را از جایی به جای دیگر منتقل می سازد، به همان ترتیب دعا و نماز عادلان و نیكوكاران خشم و غضب ذات قدوس متبارك را به رحمت مبدل می‌كند. 4

*شرط اساسی استجابت دعادر دین یهود

برای آنكه دعای انسان اجابت شود، نه تنها باید دعا صمیمانه باشد و از اعماق قلب برخیزد، بلكه كسی كه دعا می‌كند و نماز می خواند ، باید شایستگی آن را داشته باشد كه دعایش مستجاب ‌شود.

«هر آن كس كه رضایت خدا را بجا می‌آورد، و قلب خود را در وقت نماز خواندن و دعا كردن با نیت كامل متوجه او می‌سازد ، دعایش مستجاب می‌شود.» 5
بطور كلی آنها (مسیحیان) گفتگو با خدا و ستایش و پرستش او را بطور عادی و روزانه در وقت و بی‌وقت انجام می‌دهند و دعا قسمتی از زندگی آنهاست . این دستور پولس رسول كه «پیوسته دعا كنید» عمیقاً بر شرق مسیحی تأثیر گذاشته است

دعا در دین مسیحیت
دعا

هر مسیحی دارای یك خط مستقیم برای ارتباط با خدا می‌باشد و در هر زمان كه اراده نماید در اختیار اوست،‌ ولی اغلب مسیحیان هرگز گوشی تلفن را بر نمی‌دارند و اغلب فراموش می كنند كه چنین خطی وجود دارد، مگر اینكه یك وضعیت اضطراری پیش آید. كسانیكه روح بخشش دارند می‌توانند دعا كنند، یكی از دلایلی كه اغلب مانع دعاكردن می‌گردد ، نداشتن روح بخشش است. مسیح وعده فرموده: وقتی به دعا بایستید هرگاه كسی به شما خطا كرده باشد او را ببخشید تا آنكه پدر شما نیز كه در آسمان است خطایای شما را ببخشاید. 6

در دین مسیحیت آمده شما دعا می‌كنید تا با خداوند مشاركت داشته باشید، خداوند بی‌صبرانه منتظر است در دعا حضور یابید، در حضور خدای پدر به نام عیسی ، خداوند توسط روح القدس دعا می‌كند . اما باید بدانیم كه معنای دعا چیزی فراتر از بیان كلمات است ، دعا اظهارات قلبی شما به خداوند است ، دعا تنها یك فعالیت نیست بلكه یك تجربه و رابطه است.

بطور كلی آنها (مسیحیان) گفتگو با خدا و ستایش و پرستش او را بطور عادی و روزانه در وقت و بی‌وقت انجام می‌دهند و دعا قسمتی از زندگی آنهاست . این دستور پولس رسول كه «پیوسته دعا كنید» 7 عمیقاً بر شرق مسیحی تأثیر گذاشته است. 8

مسیحیان بخصوص ارتدوكس‌ها نیایش خاصی در منزل دارند، رسم انجام نیایش‌های خانوادگی، گرچه نسبت به گذشته كمتر عمومیت دارد، اما در دنیای ارتدوكس معاصر هم باقی است.

در خانه هر ارتدوكس به طور سنتی كنج یا تاقچه‌ای برای شمایل وجود دارد كه در جلوی آن چراغی روشن است. عود به كار می‌رود و دعاهای خانوادگی خوانده می‌شود .

در خانه، همانند كلیسا، نیایشگر ارتدوكس مفهوم «ملكوت روی زمین» را احساس می‌كندو پیوند خود را با معبودش برقرار می سازد .


باز منتشر شده توسط afsaneh49 در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط afsaneh49 با 42709 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 77
     درج شده در 1191 روز و 8 ساعت و 21 دقیقه قبل
    

تنها می دانم که قرآن کتاب کتاب هاست

'معجزه' در لغت از كلمه 'عجز' گرفته شده، كه به معنای ضعف و ناتوانی است1 و در اصطلاح عبارتست از گفتـار شگفت انگیز و جالب توجه و یا امـر خارق عادتی كه به وسیله مدعی مقام نبوت، برخلاف قوانین عادی و جاری طبیعت و به منظور اثبات ادعای رسالت همراه باتحدی انجام می گیرد.2

پیشینه پژوهش اعجاز عددی قرآن

مباحث اعجاز عددی قرآن همزمان با مباحث تفسیر قرآن مطرح بوده كه بعضی از مفسران به بیان اعجاز عددی در قرآن اشاره نموده اند؛ از جمله آنها می توان 'قرطبی' را نام برد كه در تفسیر خود در تبیین آیه:

«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم»

به اعجاز عددی قرآن پرداخته است، ایشان می گوید:

آیه «بسْم اللَّه الرّحمن الرَّحیم» از 19حرف تشكیل شده است كه به تعداد ملائك جهنم می باشد:

«عَلَیْها تِسْعَةَ عَشَرَ»3

«نوزده نفر (از فرشتگان عذاب) بر آن گمارده شده‏اند! »4

اهمیت اعجاز عددی قرآن در جهان امروز

اعجاز عددی قرآن در عصر ما از اهمیت بسیار زیادی بر خور دار می باشد؛ زیرا در عصر علم محوری جهان كنونی، اگر اعجاز عددی قرآن برای جهانیان با معیار های علمی بیان گردد از این طریق بسیاری از حقایق نهفته در قرآن برای اندیشمندان جهان كه در صدد یافتن حقایق جهان هستی می باشند ثابت می گردد و به واسطه آن حقانیت قرآن و اسلام برای جهانیان آشكار می شود.
از جمله اعجاز عددی قرآن رمز موجود در عدد 19 می باشد، لفظ جلاله الله 2696 بار در قرآن تكرار شده كه از حاصل ضرب 19 در 142 بدست می آید. كلمه «رحمان» 57 بار در قرآن تكرار شده كه از حاصل ضرب3 در 19 بدست آمده است.

نمونه ای از اعجاز عددی قرآن
بسم الله الرحمن الرحیم

'عبدالرزاق نوفل' در كتابی كه از ایشان به فارسی تحت عنوان ' اعجاز عددی در قرآن كریم' ترجمه شده است، همت گماشته تا اثبات كند كه در مفاهیم قرآن به لحاظ عددی تناسب های دقیق ریاضی را می توان كشف كرد.

میان مفاهیم قرآنی كه با هم تقابل معنوی دارند مانند دنیا و آخرت، و مفاهیمی كه با هم تناسب نزدیك معنوی دارند، چون عقل و نور، به لحاظ عددی با هم مساویند و در بعضی موارد، افزایش تعداد یك مفهوم نسبت به مفهوم دیگر به نسبت صحیح ریاضی قابل بیان است، به عبارت دیگر، به قول مولف؛

«از جمله تناسب ها و هماهنگی های عددی كه در قرآن كریم می یابیم موضوع چند برابری هاست»

در قرآن واژه هایی وجود دارند كه دو برابر یك دیگر و بالاخره چند برابر یكدیگر بكار رفته اند و تمام آن ها از روی ترتیب و قصد و عمد بوده است مانند؛ كلمه 'دنیا' و 'آخرت' هر كدام 15 بار در قرآن آمده اند (تساوی)، واژة 'نفع' و 'فساد' هر كدام با تمام مشتقاتشان پنجاه بار ذكر شده اند. 'عقل' با تمام مشتقاتش چهل و نه بار و 'نور' نیز با تمام مشتقاتش به همین تعداد آمده است، 'لسان' و 'موعظه' هر كدام بیست و پنج بار، 'زكات' و 'بركات' هر كدام سی و دو بار، 'كافرین' و 'نار' هر كدام 153 بار، آمده اند. 'رحیم' كه از اسماء حُسنی می باشد (بجز در یك مورد كه صفت رسول اكرم قرار گرفته است) 114 بار، (به تعداد سوره های قرآن) و 'رحمان' كه او نیز از اسماء حُسنی است 57 بار آمده اند، فجار 3 بار، ابرار 6 بار، جزاء (كیفر) 117 بار، مغفرت 234 بار آمده اند. یوم (به صورت مفرد) 365 بار (به تعداد روزهای سال) بصورت مثنی و جمع سی بار، و كلمه شهر (ماه) 12 بار5 آمده اند.6

اعجاز عددی بر معیار رمز عدد 19

از جمله اعجاز عددی قرآن رمز موجود در عدد 19 می باشد، لفظ جلاله الله 2696 بار در قرآن تكرار شده كه از حاصل ضرب 19 در 142 بدست می آید. كلمه «رحمان» 57 بار در قرآن تكرار شده كه از حاصل ضرب3 در 19 بدست آمده است. تعداد حروف «ا، ل، م» در سوره بقره كه با «الم» اغاز می گردد 9899 حرف است كه از ضریب 521 در عدد 19 بدست آمده است. در سوره آل عمران تعداد حروف «ا، ل، م» 5662 حرف است كه از ضریب 298 در عدد 19 بدست میآید. تعداد حروف «ن» در سوره القلم كه با حرف «ن» آغاز شده 133 حرف می باشد كه از ضریب 7 در عدد 19 بدست آمده است. تعداد حروف «ق» در سوره قاف 57 حرف است كه از ضریب 3 در عدد 19 بدست آمده و همین طور در سوره شوری نیز تعداد حروف «ق» 57 مرتبه ذكر شده كه از ضریب 3 در عدد 19 بدست آمده؛ در مجموع دو سوره حرف «ق»114 بار تكرار شده كه از ضریب 6 در 19 بدست می آید.7

همه آنچه گفته شد به معنای تایید صد در صد این نوع از اعجاز قرآن نیست و به نظر می رسد این وجه اعجاز هنوز نیاز به مطالعه بیشتری دارد.
نویسنده : روح الله رضوانی


باز منتشر شده توسط afsaneh49 در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط rohisamadi با 117936 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 137
     درج شده در 1191 روز و 8 ساعت و 53 دقیقه قبل
    

 

القاب حضرت زینب (ع) با معنی و ترجمه آن ها

 

آیة من آیات الله: نشانی از نشانه های خداوند. 

اخت الحسین: خواهر امام حسین (ع). 

ام کلثوم کبری: مادر کلثوم. 

امنیة الله: امانت دار الهی. 

باب حطة الخطایا: دروازه آمرزش گناهان.

الباکیة: بانوی گریان.

بطلة کربلاء: قهرمان کربلا.

البطلة المجاهدة: قهرمان مبارز.

بلیغة: سخنور توانا.

حفرة علی و فاطمة: مرکز جمع آوری دوستی و محبت علی (علیه السلام) و فاطمه (سلام الله علیها).

ربة خدر القدس: پرورنده پرده نشینان پاکی و تقدیس.

ربیعة الفضل: پیش زاده فضیلت و برتری.

رضیعة الوحی: کسی که از پستان وحی شیر مکیده است.

رضیعة ثدی الولایة: کسی که از پستان ولایت شیر خورده.

سر ابیها: راز پدرش علی علیه السلام.

سلالة الولایة: فشرده و خلاصه و چکیده ولایت.

سلیلة الزهراء: چکیده و خلاصه حضرت زهرا سلام الله علیها.

سیدة العقائل: بانوی بانوان خردمند.

شریکة الحسین: شریک برادرشان امام حسین (ع).

شریکة الشهید: انباز شهید.

شقیقة الحسن: دلسوز و غمخوار حضرت حسن علیه السلام.

شقیقة الحسین: دلسوز امام حسین علیه السلام.

شمسة قلادة الجلالة: خورشید منظومه بزرگواری و شکوه.

صابرة محتسبة: پایداری کننده به حساب خداوند برای خداوند.

صدیقة الصغری: راستگوی کوچک (در مقابل صدیقه کبری سلام الله علیها).

عابدة آل علی: پارسای خاندان علی علیهم السلام.

عالمة غیر معلمة: دانای نیاموخته.

عدیلة الخامس من اهل الکساء: همتای پنجمین نفر از اهل کساء.

عدیلة الحسین: همتای امام حسین (ع).

عصمة الصغری: در برابر مادرشان عصمه الکبری.

عظیمة بلواها: بانویی که امتحانش بس بزرگ بود.

عقلیة القریش: بانوی خردمند از قریش.

عقلیة الوحی: بانوی خردمند وحی.

عقیلة الطالبیین: بانوی خردمند از خاندان حضرت ابوطالب (طالبیین).

عقیلة النبوة: بانوی خردمند پیامبری.

عقیلة النساء: خردمند بانوان.

عقلیة بنی هاشم: خردمند بنی هاشم.

عقیلة خدر الرسالة: خردمند پرده نشینان رسالت.

فاضله کامله: با فضیلت کامل.

الفاضلة: بانوی با فضیلت.

فصیحة: سخنور.

فهیمة غیر مفهمة: فهمیده بی آموزگار.

قبلة البرایا: کعبه آفریده شدگان.

قرة عین المرتضی: نور چشم حضرت علی علیه السلام.

قرینة النوائب: همدم و همراه ناگواری ها.

الکاملة: بانوی تام و کامل.

کعبة الرزایا: قبله رنجها.

کفیلة السجاد: سرپرست حضرت سجاد (ع).

محدثه.

المحبوبة المصطفی: مورد محبت و محبوب حضرت رسول صلی الله علیه و آله.

المعصومة الصغری: پاک و مطهره کوچک (در مقابل صدیقه کبری سلام الله علیها).

الموثقة: بانوی مورد اطمینان.

مظلومة کربلاء: ستمدیده کربلا.

مظلومة وحیدة: ستمدیده بی کس.

ملیکة الدنیا: شهبانوی گیتی.

ملیکة النشاتین: شهبانوی دو گیتی.

نائبة الحسین: جانشین حضرت حسین علیه السلام.

نائبة الزهراء: جانشین حضرت زهرا سلام الله علیها.

ناموس الکبری: ناموس بزرگ.

ناموس رواق العظمة: ناموس حریم عظمت و کبریایی.

نجمة سماء النبالة: ستاره آسمان شرف و کرامت.

ولیدة الفصاحة: زاده شیوا سخنی.

ولیة الله العظمی: ولی بزرگ خدا.

 

پاینده باد ایران

 


باز منتشر شده توسط rohisamadi در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط afsaneh49 با 42709 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 54
     درج شده در 1192 روز و 1 ساعت و 26 دقیقه قبل
    

از جمله مقامات رفیع و درجات والای حضرت زینب علیهاالسلام، مقام «رضا» و «تسلیم» است. و این دو فضیلت از فضایل شریفی است که به دست آوردنش بسیار مشکل‌ است؛ چرا که رضا به قضای خداوند و تسلیم شدن به هر چه از جانب خدای واحد رسد و از صمیم قلب به آن رضا دادن بسی دشوار و مشکل است .

مظهر نهایت این دو مقام، حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله بوده و لذا انبیای گذشته، چون به نهایت رضا و تسلیم موجود در نفس خود می‌رسیدند به طاغیان و سرکشان امّت خود نفرین می‌نمودند، ولی وجود اقدس نبوی صلی‌الله علیه و آله و سلم با آن همه اذیّت‌های جسمانی و لطمات روحانی که بر او وارد می‌شد؛ به جز سر تسلیم پیش نهادن و به قلب سلیم استقبال نمودن، چیزی از ایشان بروز نمی‌کرد، بلکه همیشه برای ظالمین طلب هدایت می‌نمود، و چون آن حضرت به این مقام از «رضا» و «تسلیم» رسید، حضرت حق نیز راضی شد که هر چه از او طلب نماید به او عطا فرماید، و هر قدر شفاعت فرماید به او ببخشاید: 'و لسوف یعطیک ربّک فترضی'(1)

و پس از آن حضرت، این دو مقام به اهل‌بیت ایشان رسید.

حضرت زینب علیهاالسلام به واسطه همین ثبات و وقار، گوی سبقت را از حضرت ابراهیم ربود. و از آن جمله کلام آن مکرّمه است که وقتی بدن حضرت سیّدالشّهدا را بلند نمود عرض کرد:

«خداوندا! این قربانی را از آل محمّد قبول فرما.»

ایشان در این کلام، نهایت معرفت و تسلیم و رضای خود را ظاهر می‌فرماید.

از جمله، حضرت زینب علیهاالسلام، در نهایت این مقام، از جدّ بزرگوار خود پیروی نمود، چنانچه در سفر کربلا و کوفه و شام که آن مصائب بر آن مظلومه وارد شد، در مقام رضا و تسلیم بود.

اگر ایشان اراده به خرابی عالم و نزول عذاب تعلق می‌گرفت، هر آینه واقع می‌شد؛ ولی خواست که ثبات مقام «تسلیم» و «رضا» را بر عالمیان واضح و هویدا نماید. چنانچه زمانی که ابن سعد در فکر این بود که خانواده محمّدی صلی‌الله علیه و آله و سلم را به کلّی از روی زمین منقرض کند و دستور به آتش زدن خیمه‌ها داد. ولی غافل از این که زمین از انوار محمّدیّه خالی نخواهد ماند:

'و یابی الله الّا ان یتمّ نوره.'

حضرت زینب علیهاالسلام آمد خدمت حضرت سجّاد علیه السلام و کسب تکلیف نمود و عرض کرد: «تکلیف ما زن‌ها چیست؟» حضرت فرمود: «علیکن بالفرار»؛ فرار کنید.

چون حضرت از جواب حضرت سجّاد علیه‌السلام فهمید که رضای خداوند به بقای آن‌ها است، زنان را به فرار امر کرد ولی برای خلاصی حضرت سجّاد، از آن حضرت مدافعه می‌نمود. چنانچه از حمید بن مسلم نقل شده که هر قدر آتش به او نزدیک می‌شد ابداً اعتنایی نمی‌نمود.

به واسطه همین ثبات و وقار، گوی سبقت را از حضرت ابراهیم ربود. و از آن جمله کلام آن مکرّمه است که وقتی بدن حضرت سیّدالشّهدا را بلند نمود عرض کرد:

«خداوندا! این قربانی را از آل محمّد قبول فرما.»

در این کلام، نهایت معرفت و تسلیم و رضای خود را ظاهر می‌فرماید.

زینب علیهاالسلام و مقام شفاعت

چون حضرت زینب به این مقام از رضا رسید، خداوند متعال آنقدر از گناه‌کاران را به آن حضرت می‌بخشد که تا راضی شود.

 

پی‌نوشت‌:

1- سوره ضحی (93)، آیه 5.

منبع:

کتاب خصائص زینبیه، مرحوم سید نورالدین جزائری، با دخل و تصرف


باز منتشر شده توسط afsaneh49 در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط afsaneh49 با 42709 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 94
     درج شده در 1192 روز و 1 ساعت و 28 دقیقه قبل
    

حضرت زينب‏عليها السلام به اعتراف همه تاريخ ‏نويسان، آراسته به همه فضايل و خصلت‏هي والي اخلاقي و الهي بودند و در سايه اين كمالات به مرتبه‏ي از منزلت انساني دست ‏يافتند كه شايستگي محرم راز الهي و امين ودايع امامت و ولايت‏ بودن را حداقل در بخشي از عمر شريفشان به خود اختصاص دادند. (3) حضرت اين کمالات را به بركت عنايات خاص الهي و پاكي سرشت و نحوه تربيت و پرورش در دامن پيامبرصلي الله عليه وآله و فاطمه‏ عليها السلام و اميرالمؤمنين‏عليه السلام و تلاش‏هايي كه در راستي كسب سجايي اخلاقي و به جي آوردن عبادات و فرامين الهي انجام داده بود به دست آورد.

 

القابي كه بري آن حضرت نقل شده  ‏به گوشه‏هايي از عظمت‏ شخصيت اين بزرگ بانوي اسلام دلالت دارند. از جمله: عالمه غير معلمه، نائبه الزهراء، عقيله النساء، الكامله، وليدة الفصاحة، صديقة الصغري، معصومة الصغري، صابرة محتسبه، بطلة كربلا، سليلة الزهراء، امينة‏الله، محدثه، ناموس كبريا، قرة عين مرتضي، عقيلة بني هاشم، محبوبة المصطفي، زاهده، عابده، نابغة الزهرا، سرّابيها و...

 

برخورد حضرت زينب‏عليها السلام در برابر دشمنان بسيار اعجاب‏انگيز است. وي با ستمگران با تمام وجود به مبارزه برخاست در حالي ‏كه آنان در اوج عظمت و اقتدار بودند. خطبه بى‏نظيري را در حضور دژخيمان ايراد نمود وشجاعت‏ بى‏مانندي را از خود به نمايش گذاشت.

 

همان‏گونه كه بيان شد،هر يک اين لقب‏ها به گوشه كوچكي از فضيلت‏ها و اوصاف برجسته آن حضرت دلالت دارند به عنوان نمونه، درباره برخي از اين اوصاف و كمالات توضيح مختصري در اين قسمت ارائه مى‏گردد:

1. خداشناسي و عرفان: بى‏شك همه كمالات آن حضرت در كل، علاوه بر بيان ابعاد مختلف شخصيت‏ بى‏نظير اين بانوي بزرگوار، به درجه بالي عرفان و خداشناسي او دلالت دارد. اگر مرتبه توحيدش قريب به مرتبه توحيد حضرات معصومان نبود، هرگز نمى‏توانست‏ سكاندار طوفان كربلا باشد.

هنوز كودكي بيش نبود كه از پدر بزرگوارش على‏عليه السلام سؤال كرد: آيا مرا دوست داري؟ حضرت فرمودند: بله دخترم؛ فرزندان ما پاره‏هي جگرهي ما محسوب مى‏شوند. آن‏گاه زينب‏عليها السلام عرض كرد:'محبت و خدا دوستي با حب فرزندان در قلب مؤمن چگونه جمع مى‏گردد؟ اگر گريزي از اين دو امر نيست، بايد گفت: دوستي محض از آن خدا و مهرورزي بري فرزندان است.' با اين بيان، دختر زهراعليها السلام كمال معرفت‏ خود را در توحيد خالص به نمايش گذاشت.

در همان دوران كودكي حضرت زينب‏عليها السلام، پدر بزرگوارشان به او فرمود: دخترم! بگو: يك زينب گفت: يك. آن‏گاه على‏عليه السلام فرمودند بگو: دو. در اين لحظه حضرت زينب سكوت كردند. چون سكوت ايشان طول كشيد على‏عليه السلام فرمودند: دخترم! چرا سكوت كردي؟ عرض كرد: پدر جان با زباني كه گفته‏ام يك، توان دو گفتن را ندارم. اميرمؤمنان على‏عليه السلام از اين پاسخ بسيار عميق دخترشان خيلي خوشحال شدند و او را كه در اين حال طفلي بيش نبودند، مورد تفقد و محبت قرار دادند. (4)

2. علم و دانش: بري شناخت مقام علمي حضرت زينب‏عليها السلام مى‏توان به امور زياديتوجه و استناد کردكه از جمله آن‏هاست:

- خطبه‏هي بسيار بلند و پرمحتوايي كه از آن بانوي گرامي به جي مانده است.

- به شهادت همه تاريخ نويسان در كوفه، ايشانكلاس‏هي تفسير و آموزش قرآن داشتند و زن‏هي كوفه را با قرآن و احكام اسلامي آشنا مى‏ساختند.

- راويان بزرگي چون عبدالله بن عباس از او روايت‏هي زيادي را نقل مى‏كند كه از جمله اين روايات است‏ خطبه تاريخي حضرت زهراعليها السلام، اين در حالي است كه زينب در زمان خوانده شدن اين خطبه پنج‏ يا شش سال بيشتر نداشت و ابن عباس با اين عبارت از آن حضرت در رواياتي كه از او نقل مى‏كند، ياد كرده است: «حدثني عقيلتنا زينب (5)؛بانوي فهيم و انديشمند ما زينب بر من چنين روايت كردند. و برخي از او با تعبير حبر و بحر يعني سرشار از علم و دريي علم ياد مى‏كنند. حتي زماني كه در مجلس يزيد آن خطبه آتشين را بيان كردند، يزيد درباره‏اش گفت: اينان خانداني هستند كه فصاحت و دانش و معرفت را از پيامبر به ارث برده‏اند و آن را با شير مادر نوشيده‏اند. (6) و از شيخ صدوق روايت‏شده است كه زينب به جهت علم و دانش زيادي كه داشت، از سوي امام حسين‏عليه السلام نيابت ‏خاص داشت و مردم در مسائل شرعي (حلال و حرام) به ايشان رجوع مى‏كردند. در يك مورد نقل شده است روزي امام حسن و امام حسين‏عليهما السلام درباره بعضي از سخنان پيامبر اكرم‏ صلي الله عليه وآله با هم گفت‏وگو مى‏كردند، حضرت زينب ‏عليها السلام وارد شدند و در بحث ايشان شركت كردند و مساله را با تمام صوري كه داشت‏ با تفصيل تمام تبيين فرمودند. حضرت امام حسن‏عليه السلام وقتي اين توانايي فوق‏العاده خواهر را ديدند، خطاب به او فرمودند: «انك حقا من شجرة النبوة و من معدن الرسالة...» (7) به راستي كه تو از درخت نبوت و معدن رسالت هستي.

3. عبادت و بندگي: گرچه سراسر زندگي حضرت زينب‏ عليها السلام بري حفظ و احيي معارف اسلامي سپري شد، كه همه آن‏ها با هدف اطاعت از اوامر الهي انجام مى‏گرفت اما آن حضرت در عبادت به معني خاص نيز از موقعيت‏ برجسته‏ي برخوردار بودند. در سخت‏ترين شرايط نيز به طور كامل به انجام وظايف عبادي اهتمام مى‏ورزيدند.

حضرت سجادعليه السلام مى‏فرمايد:عمه‏ام زينب در جريان حادثه كربلا با آن همه مشكلات حتي در شب عاشورا و شب يازدهم محرم نيز نماز شب را ترك نكردند. (8) امام حسين‏عليه السلام به اندازه‏ي به خلوص و بندگي زينب اعتقاد داشتند كه هنگام وداع خطاب به او فرمودند: يا اختاه لا تنسيني عند نافلة الليل (9)؛ خواهرم مرا در نماز شب خود فراموش مكن.

باز امام سجادعليه السلام مى‏فرمايد:'عمه‏ام زينب در طول راه كوفه و شام، همواره نماز شب را به پا مى‏داشت. در برخي از منازل بين راه مى‏ديدم كه او از فرط خستگي و رنجوري ناشي از آزار دشمن، نمازهايش را در حال نشسته مى‏خواند.' (10)

همه اين وقايع به خوبي از اهتمام كامل حضرت زينب به عبادات خبر مى‏دهد و درست‏ به دليل برخورداري از اين ويژگي بوده كه يكي از القاب آن حضرت «عابده آل على‏عليه السلام‏» انتخاب شده است.

4. شجاعت و شهامت: برخورد حضرت زينب‏عليها السلام در برابر دشمنان بسيار اعجاب‏انگيز است. وي با ستمگران با تمام وجود به مبارزه برخاست در حالي ‏كه آنان در اوج عظمت و اقتدار بودند. خطبه بى‏نظيري را در حضور دژخيمان ايراد نمود وشجاعت‏ بى‏مانندي را از خود به نمايش گذاشت.

يكي از نويسندگان دراين‏ باره مى‏نويسد: برخورد و عكس‏العمل زينب در برابر دشمنان بسيار اعجاب‏انگيز است آنان در حالى‏ كه در اوج قدرت بودند، به تندي برخورد كرد. زينب شيرزني از خاندان بني هاشم است، آن‏ چنان با صدي بلند ندا سرداد كه كاخ سلطنت امويان ستمگر و غاصب از جي كنده شد و در مجلس يزيد سفاك سخنراني مهمي انجام داد كه او و اطرافيانش را مفتضح نمود. (11)

5. حجاب و عفاف: زينب كبرى‏عليها السلام در رعايت عفاف همانند مادر بزرگوارشان بى‏بديلبودند. مرحوم علامه مامقاني مى‏نويسد: زينب در حجاب و عفاف يگانه است احدي از مردان در زمان پدرش و برادرانش تا روز عاشورا او را نديده بودند. (12)

فردي به نام يحيي مازني مى‏گويد: من در مدينه مدت زيادي در همسايگي حضرت على‏عليه السلام به سر مى‏بردم، اما در اين مدت به خدا قسم هرگز زينب را نديدم و حتي صدي او را هم نشنيدم. (13)

 

حضرت سجادعليه السلام مى‏فرمايد:عمه‏ام زينب در جريان حادثه كربلا با آن همه مشكلات حتي در شب عاشورا و شب يازدهم محرم نيز نماز شب را ترك نكردند. امام حسين‏عليه السلام به اندازه‏ي به خلوص و بندگي زينب اعتقاد داشتند كه هنگام وداع خطاب به او فرمودند: يا اختاه لا تنسيني عند نافلة الليل؛ خواهرم مرا در نماز شب خود فراموش مكن.

 

آن حضرت نه تنها در حالت عادي بلكه در بحرانى‏ترين لحظات زندگي خود به مساله حجاب و عفاف اهتمام كامل داشتند. فردي روايت مى‏كند: «وقتي اسري كربلا را وارد كوفه مى‏كردند امام سجاد را ديدم كه بر شتري بدون روپوش سوار كرده‏اند ... در اين هنگام بانويي را ديدم كه بر شتر برهنه‏ي سوار است ‏سؤال كردم كه او كيست؟ جواب دادند: او زينب كبري است.

 

اين بانو خطاب به مردم كوفه مى‏گفت: ي مردم چشم‏هي خود را از ما بپوشانيد آيا از خدا و رسولش شرم نمى‏كنيد به حرم و خاندان پيامبرخدا صلي الله عليه وآله در حالي كه پوشش و حجاب مناسبي ندارند نگاه مى‏كنيد. (14)

نقل كرده‏اند پس از حادثه كربلا هر وقت كه از شام و كوفه صحبت مى‏شد، حضرت زينب چون به يادآن ايام، كه بدون پوشش مناسب خاندان پيامبر را از كوچه‏هي اين دو شهر عبور داده بودند، به شدت متاثر مى‏شدند.

6. گذشت و ايثار: روزي على‏عليه السلام مستمندي را به خانه آوردند تا از او پذيرايي كنند. وقتي از حضرت فاطمه‏ عليها السلام پرسيدند آيا در خانه چيزي هست كه با آن از مهمان عزيزمان پذيرايي كنيم؟ آن حضرت فرمودند: به غير از مختصر غذايي كه بري زينب كنار گذاشته‏ام، چيزي وجود ندارد. در اين لحظه كه حضرت زينب‏عليها السلام چهار سال بيش‏تر نداشتند، خطاب به مادر فرمودند: مادر جان غذي مرا به مهمان بدهيد. (15)

اوج ايثار و فداكاري و گذشت دختر على‏عليه السلام در روز عاشورا به نمايش گذاشته مى‏شود. نقل مى‏كنند: صبح روز عاشورا در حالي كه دو فرزند خود محمد و عون را به همراه داشت، خدمت امام حسين‏عليه السلام رسيد. عرض كرد: جدم ابراهيم خليل قرباني خدا را به جي قرباني شدن اسماعيل از خداوند جليل پذيرفت. برادر جان تو نيز امروز اين دو قرباني مرا بپذير و اگر دستور جهاد از بانوان برداشته نمى‏شد، هزار بار جان خود را در راه محبوب فدا مى‏كردم و هر ساعت ‏خواستار هزار بار شهادت مى‏شدم. (16)

آن‏گاه فرمود: دوست دارم فرزندانم جلوتر از برادرزادگانم به ميدان بروند. و وقتي كه اين دو نوگل زينب، پس از پيكار با دشمن به درجه رفيع شهادت نايل آمدند و پيكرهي غرق به خون آنان را به كنارخيمه‏ها آوردند، همه زنان از خيمه‏ها بيرون آمدند اما زينب كبرى‏عليها السلام بري اين‏ كه مبادا اباعبدالله‏عليه السلام خجالت زده شوند، از خيمه خود بيرون نيامد. (17)

در لحظات پاياني ظهر عاشورا وقتي بالي سر پيكر خونين برادر و مقتدي خود امام حسين‏عليه السلام آمدند، با اين جمله: پروردگارا اين هديه و قرباني را از اهل‏ بيت پيامبرصلي الله عليه وآله قبول فرما، نهايت اخلاص و فداكاري خود را به جهانيان اعلام كرد...

علاوه بر اين اوصاف، زينب كبرى‏عليها السلام در صبر و بردباري، زهد و تقوا، اخلاص و مديريت و تدبير و فصاحت و بلاغت و... بى‏نظير بودند.

بى‏تديد در شرايط سخت كنوني اگر بانوان جوامع اسلامي سيره عملي و اوصاف اخلاقي شيرزن كربلا را الگو و اسوه خود قرار دهند، روز به روز ارزش‏ها و فضايلآنان شكوفاتر خواهد شد و بى‏شك در صورت تحقق چنين مهمي زمينه سعادت دنيا و آخرت بري مسلمانان مهيا خواهد شد.

پى‏نوشت‏ها:

1. خصائص الزينبيه، ص 283.

2. قسمتي از شعر زخمى‏ترين فرياد، سروده قادر طهماسبي (فريد) .

3. امام حسين‏عليه السلام در آخرين ساعات زندگي خود امانات الهي را به زينب‏عليها السلام سپرده و حمايت و حفاظت از حضرت سجاد عليه السلام را به ايشان سفارش مى‏كنند و امام سجادعليه السلام نيز در بيان احكام و برخي مسايل ولايتنيابت ‏خاصه به او داده بودند.

40. خصائص الزينبيه، ص 309.

5. سفينة‏البحار، ج 1، ص 558.

6. بحارالانوار، ج 45، ص 137.

7. السيدة زينب، محمود شرقادي، ص 98.

8. زينب كبري، فريادي بر اعصار، ص 23.

9و10. زينب كبري، ص 62 / ص 63.

11. مرقد العقيله زينب، ص 21.

12. تنقيح المقال، ج 3، ص 79.

13. زينب كبري، ص 22.

14- مقتل مقرم، ص 371.

15. رياحين الشريعه، ج 3، ص 64.

16. الطرز المذهب، ص 74.

17. منتخب التاريخ، ص 275.

منبع :مجله ديدار آشنا،شماره 25،سيد صادق سيدنژاد


باز منتشر شده توسط afsaneh49 در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط afsaneh49 با 42709 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 77
     درج شده در 1192 روز و 1 ساعت و 32 دقیقه قبل
    

بنا به قول مشهور، حضرت زينب ‏عليها السلام  سومين فرزند فاطمه زهراعليها السلام در روز پنجم جمادى‏الاول سال پنجم يا ششم هجري چشم به جهان گشودند. در اين زمان، پيامبر اكرم ‏صلي الله عليه وآله در خارج از مدينه بودند.

 

در لحظات پاياني ظهر عاشورا وقتي بالي سر پيكر خونين برادر و مقتدي خود امام حسين‏عليه السلام آمدند، با اين جمله: پروردگارا اين هديه و قرباني را از اهل‏ بيت پيامبرصلي الله عليه وآله قبول فرما، نهايت اخلاص و فداكاري خود را به جهانيان اعلام كرد...

 

اميرالمؤمنين‏عليه السلام نام‏گذاري اين كودك را به تاخير انداختند تا رسول خدا صلي الله عليه وآله به مدينه برگشتند. آن حضرت به فرمان الهي نام اين مولود مبارك را زينب گذاشتند و توصيه فرمودند كه اين طفل را همواره گرامي بداريد؛ چون او شبيه جده‏اش خديجه كبرى‏عليها السلام است.

 

يعني همان‏گونه كه حضرت خديجه‏ عليها السلام در آغاز بعثت ‏با شجاعت و فداكاري متحمل زحمات زيادي شد تا نهال نورسته اسلام حفظ و بارور شود، حضرت زينب‏عليها السلام نيز با صبر و ايثار و تحمل سخت‏ترين فشارها از به خطر افتادن اساس اسلام جلوگيري به عمل مى‏آورند.

در توصيف آن حضرت مى‏گويند: حضرت در وقار شخصيت چون جده‏اش حضرت خديجه ‏عليها السلام و در عفاف و عصمت همانند مادرش زهرا عليها السلام بود.

زينب كبري تا حدود پنج ‏يا شش سالگي، تحت اشراف شخص پيامبراكرم ‏صلي الله عليه وآله و در آغوش مادر بزرگوارش حضرت زهرا عليها السلام پرورش يافت و از اين پس، مسؤوليت تربيت و پرورش او به عهده على‏ عليه السلام گذارده شد. تا اين ‏كه در سال هفدهم هجري به همسري پسرعمويش، عبدالله بن جعفر درآمد.سالها بعد زماني كه مردم با اميرالمؤمنين علي بن ابى‏طالب‏ عليه السلام بيعت كردند، حضرت بري ياري پدر از مدينه به كوفه رفت و در مدت پنج‏ سال دوران سخت‏ حكومت على‏ عليه السلام، همواره يار و تسكين بخش غم‏هي پدر بود و زنان كوفه را آموزش مى‏داد... چون على‏عليه السلام در محراب عبادت با شمشير ابن ملجم مرادي ضربت‏ خورد، پرستاري آن حضرت را برعهده گرفت و به دنبال شهادت اميرالمؤمنين ‏عليه السلام و هنگام نوبتامامت ‏برادر بزرگش امام حسن‏عليه السلام در كنار برادر قرار گرفت و آن‏گاه كه امام حسن‏عليه السلام از كوفه به مدينه برگشت، به همراه ايشان حضرت زينب‏عليها السلام نيز به مدينه آمد. وقتي كه در سال پنجاه هجري معاويه حضرت امام حسن‏عليه السلام را مسموم كرد باز غمخواري و پرستاري برادر با زينب بود و پس از شهادت امام حسن‏عليه السلام در خدمت امام حسين‏عليه السلام بود و زماني كه در سال شصت هجري امام حسين‏عليه السلام عازم مكه شد، به همراه آن حضرت از مدينه خارج شد و از آن لحظه به بعد تا روز عاشورا در خدمت‏ به قيام اباعبدالله‏عليه السلام تلاش مى‏كرد و لحظه‏ي از آن حضرت جدا نشدند. نقل مى‏كنند در جريان حركت‏ به سوي عراق ابن عباس به امام حسين‏عليه السلام گفت اگر ناگزير بايد به اين سفر برويد، حداقل اين زنان و بچه‏ها را با خود نبريد. در اين لحظه، حضرت زينب‏عليها السلام  خطاب به ابن عباس فرمود: ... سوگند به خدا از حسين جدا نخواهم شد، همراه او خواهم بود با او زندگي كرده و با او مى‏ميرم. (1)

در روز عاشورا با ايثار چند برادر و فرزند و برادرزاده و... فداكاري در راه خدا را به حدي رساند كه حتي ملكوتيان را به تعجب واداشت و از عصر عاشوري سال شصت هجري به بعد رسالت پيام‏رساني خون شهيدان و سرپرستي و رهبري اسيران نهضت عاشورا را برعهده گرفت و لحظه‏ي از حمايت امام زين‏العابدين‏عليه السلام غافل نگشت و بارها در اين سفر خوفناك جان آن حضرت را از خطراتي كه او را تهديد مى‏كرد نجات بخشيد. حضرت زينب با ايراد خطبه‏هي آتشين پايه كاخ‏هي ستم بنى‏اميه را به لرزه درآورد و در يك كلام، با اين كار همه تبليغات و نقشه‏هي دشمنان را خنثي و نفاق منافقان را رسوا و غفلت غافلان را برطرف ساخت. اگر تلاش بى‏نظير و فداكاري كامل زينب نبود، به يقين جريان كربلا را بني اميه يا به فراموشي مى‏سپردند يا از مسير حيات‏بخش خود منحرف مى‏كردند و به قول شاعر:

 

سر ني در نينوا مى‏ماند اگر زينب نبود

 

 كربلا در كربلا مى‏ماند اگر زينب نبود

 

چهره سرخ حقيقت‏بعد از آن طوفان رنگ

 

پشت ابري از ريا مى‏ماند اگر زينب نبود

 

در عبور از بستر تاريخ سيل انقلاب

 

پشت كوه فتنه‏ها مى‏ماند اگر زينب نبود (2)

 

 

آن حضرت سرانجام، پس از انجام كامل اين رسالت ‏سنگين يك سال و نيم پس از جريان عاشورا در رجب سال شصت و دو هجري با كوله‏باري از غم و اندوه چشم از جهان فرو بست.


باز منتشر شده توسط afsaneh49 در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط afsaneh49 با 42709 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 44
     درج شده در 1192 روز و 1 ساعت و 34 دقیقه قبل
    

بى‏ ترديد يكي از مهم‏ترين عوامل تربيت و پرورش فضيلت‏هي اخلاقي و نيز تثبيت و انتقال ارزش‏هي فرهنگي و اعتقادي، استفاده از الگوهي مناسب است؛ چرا كه الگو و سرمشق به لحاظ برخورداري از ويژگى‏هي خاصي مى‏تواند به روند حفظ و انتقال فضايل و آموزه‏هي تربيتي سرعت ‏بخشيده و به تعميق و ماندگار شدن آن‏ها كمك نمايد.

 

 در مجموعه تعاليم اسلام، به ويژه در تعاليم مربوط به مسائل تعليم و تربيت، نه تنها توصيه و تاكيد بر استفاده از شيوه الگويي شده بلكه علاوه بر تبيين مشخصات و ويژگى‏هي يك الگوي مناسب در موارد ضروري مصداق نيز ذكر شده است. علاوه بر اين، گاهي راه‏هي بهره‏برداري از الگوها نيز مورد اشاره قرار گرفته؛ از جمله در يك مورد ضمن تشريح جريانات مربوط به جنگ احزاب در قرآن كريم، از شخص پيامبر اكرم ‏صلي الله عليه وآله به عنوان'اسوه حسنه‏' ياد مى‏شود. «لقد كان لكم في رسول الله اسوة حسنة‏» (احزاب،21)

 

به درستي كه زندگي و عملكرد رسول خدا صلي الله عليه وآله بري شما اسوه و سرمشق نيكويي است، با توجه به مفهوم واژه اسوه، منظور آيه اين خواهد بود كه اگر مى‏خواهيد در مسير صراط مستقيم قرار گيريد، به رسول خدا صلي الله عليه وآله اقتدا كنيد و از رفتار و كردار او پيروي و تبعيت كنيد. البته، قرآن بلافاصله اين هشدار را نيز مطرح مى‏سازد كه تنها كساني مى‏توانند پيامبر اكرم ‏صلي الله عليه وآله را الگو و سرمشق خود قرار دهند كه به خدا و روز رستاخيز اعتقاد داشته باشند و هرگز در لحظات زندگي خويش از ياد خدا غافل نگردند.

در اين راستا، توجه به حفظ سلامت فكري و اعتقادي بانوان از اهميت و ضرورت بيشتري برخوردار است؛ چرا كه همواره در طول تاريخ خطرناك‏ترين نقشه‏هي دشمنان از طريق نفوذ و ايجاد تغيير در نوع تفكر و بينش اين قشر از جامعه عملي شده است.

 

به علاوه، حفظ سلامت ‏بينش و ديدگاه‏هي ارزشي بانوان هر جامعه‏ي به لحاظ نقش بسيار مهمي كه در تربيت نسل جديد دارد، تضمين ‏كننده سلامت فكري و فرهنگي ساير اقشار نيز محسوب مى‏شود.

يكي از چهره‏هي برجسته جهان اسلام،که به دليل برخورداري از ويژگى‏هي منحصر به فرد در تمام زمينه‏ها مى‏تواندبه عنوانيك الگوي به تمام معني در همه اعصار مطرح شود، حضرت زينب‏ عليها السلام است.

 

بيشك همه كمالات آن حضرت در كل، علاوه بر بيان ابعاد مختلف شخصيت‏ بى‏نظير اين بانوي بزرگوار، به درجه بالي عرفان و خداشناسي او دلالت دارد. اگر مرتبه توحيدش قريب به مرتبه توحيد حضرات معصومان نبود، هرگز نمى‏توانست‏ سكاندار طوفان كربلا باشد.

 

همان‏گونه كه اين بانوي گران‏قدر در يكي از حساس‏ترين برهه‏هي تاريخ اسلام، از طريق تدبير و فداكاري و شهامت ‏خطري را كه متوجه كيان اسلام بود، برطرف نمود امروز نيز بانوان جامعه اسلامي مى‏توانند از طريق اقتدا به سيره و عملكرد و فضايل شيرزن كربلا حضرت زينب كبرى‏عليها السلام همه دسيسه‏ هاي ناجوانمردانه استكبار جهاني را در استيلا بر افکار بانوان مسلمان  خنثي نمايند.

اين نوشتار، كه با هدف گراميداشت ‏سال ‏روز ميلاد عقيله بنى‏هاشم به نگارش درآمده، مى‏كوشد تا پس از مروري كوتاه به وقايع زندگي آن حضرت، اشاره‏ي نيز به برخي از كمالات و فضايل والي ايشانداشته باشد.


باز منتشر شده توسط afsaneh49 در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)



توجه : مدیریت وب سایت در صورت دریافت مجوز قانونی از سوی مراجع ذیصلاح نسبت تغییر در محتوای  ارسالی کاربران و یا مراحل قانونی اعلام شده اقدام خواهد نمود.
تبیان زنجان با تایید نمایش مطالب ارسالی کاربران آنرا تایید محتوایی و قابل استناد نمی کند . مديران محتوا تنها حق اصلاح يا حذف مطالب نامربوط ( دارای مشکل فنی نمایش و ناقض قوانین ارسال مطلب هر بخش ) را دارند.
© 2004- Tebyan. The content is copyrighted to Tebyan Cultural and Information center and may not be reproduced on other websites.