مسابقه دین و اندیشه خانه قرآن باشگاه کاربران جامعه ورزشی خانواده خوشبخت دنیای کودکان آشپزی و تغذیه موبایل دانش و تکنولوژی مجله سلامت سیاست گردشگری
دنیای عکس و عکاسی اقتصاد زنان ادبیات هــنر سینما و تلویزیون بزرگان و مشاهیر مهدویت سرگرمی دانلود نرم افزار مرکز کتاب پایگاه ها جستجو روابط عمومی مقالات
     
صفحه اصلی وب سایت فید مطالب وب سایت عضویت رایگان در وب سایت جستجو در وب سایت سوالات رایج نقشه وب سایت درباره ما تماس با ما  

حتما ببینید
آموزش آشپزی
بیانات حضرت آیت الله خامنه ای مدظله
امر به معروف و نهی از منکر
طرح ملی ملکوت
عکس و عکاسی مقالات
طبقه بندی موضوعی مطالب
فعال ترین اعضا این ماه
فعالان ثبت مطلب این ماه
فعالان ارسال دعوتنامه این ماه
فعالان نظر دهندگان این ماه
ارسال دعوتنامه

آیا مایلید دوستان خود را نیز دعوت به مشاهده محتوای بروز این وب سایت کنید ؟
آیا میدانید با ارسال هر دعوت نامه 5 امتیاز( به همراه 15 امتیاز رزرو) به مجموع امتیازات شما افزوده میشود ؟

 
دریافت رایگان مطالب
آیا میدانید میتوانید مقالات وب سایت را با استفاده از قدرت گوگل و بصورت روزانه در ایمیل خود دریافت و مطالعه کنید ؟؟
بیش از صد ها عنوان مطلب خواندنی را روزانه به همین راحتی و هر زمان که مایلید مطالعه کنید !
عضویت رایگان دریافت مقالات در ایمیل

برای مشاهده توضیحات بیشتر اشاره گر ماوس خود را روی هر عنوان نگه دارید . بخش مطالب روزانه اعضاء سرویس دیگری از خدمات وب سایت به اعضا میباشد که شما را قادر می سازد  مطالب و علاقه مندی های خود را در وب سایت درج نمایید .

این امکان زمینه حضور جدی شما را در دنیای مجازی اینترنت فراهم آورده و ضمن انتشار محتوای شما بنام خودتان ,  با کمک سرویس معرفی به موتور های جستجو , آنرا در  صدر جستجو ها و معرض دید هزاران کاربر روزانه  اینترنت و وب سایت قرار  دهد و کمک می کند  براحتی در جمع کاربران فعال خانواده ما قرار بگیرید .

توجه : نوشته  و مطالب این بخش دارای هویت شخصی از سوی کاربران ( ساختار وب لاگ) بوده و مسئولیت آن به عهده کاربر می باشد .
قوانین ارسال مطلب را ببینید تبیان زنجان با تایید نمایش مطالب ارسالی کاربران آنرا تایید محتوایی و قابل استناد نمی کند . مديران محتوا تنها حق اصلاح يا حذف مطالب نامربوط ( دارای مشکل فنی نمایش و ناقض قوانین ارسال مطلب هر بخش ) را دارند.

 
نوشته شده توسط ahmadfeiz با 853 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 38
     درج شده در 1212 روز و 7 ساعت و 12 دقیقه قبل
    

بيش از يك ميليون تن از شيعيان عراق همزمان با فرا رسيدن سالروز شهادت امام كاظم(ع) با پاي پياده در حال حركت به سمت كاظمين هستند.
بيش از يك ميليون تن از شيعيان و عاشقان خاندان عصمت و طهارت(ع) از روزهاي گذشته پياده روي خود را به سمت كاظمين براي برگزاري مراسم عزاداري شهادت امام موسي كاظم(ع) آغاز كرده اند.
در اين مراسم كه تحت تدابير شديد امنيتي برگزار مي شود زن و مرد و كودك و پير و جوان با پاي پياده به سمت كاظمين و حرم مطهر حضرت امام موسي كاظم(ع) در حال حركت هستند و ده ها هزار تن نيز تاكنون به اين حرم مطهر رسيده اند.
هيئت هاي عزاداري با برپايي چادرهايي به خدمتگزاري به زائران مشغول هستند و عزاداران مشكلي از بابت غذا و امكانات ندارند.
شيعيان عراق در مراسم هايي نظير اربعين حسيني، نيمه شعبان و شهادت امام موسي كاظم(ع)، بدون توجه به تهديدات تروريست ها با پاي پياده از شهرهاي مختلف اين كشور به كربلا و كاظمين حركت مي كنند.

كيهان 7/4/90


باز منتشر شده توسط ahmadfeiz در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط rohisamadi با 117936 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 47
     درج شده در 1212 روز و 14 ساعت و 39 دقیقه قبل
    

امروز چگونه از حسین الگو بگیریم

 

مقدمه‌

یكی‌ از مسائل‌ مهم‌ و پیچیده‌ای‌ كه‌ امروزه‌ متولیان‌ تعلیم‌ و تربیت‌ اسلامی‌ با آن‌رو به‌ رو هستند، چگونگی‌ الگوسازی‌ از اسوه‌های‌ دینی‌، متناسب‌ با شرایط‌ موجود است‌،زیرا به‌ طور قطع‌ می‌توان‌ گفت‌ كه‌ در نظام‌ تربیتی‌ اسلام‌، یكی‌ از عوامل‌ مؤثر درشكل‌گیری‌ِ شخصیت‌ مذهبی‌ همانندسازی‌ با الگوهای‌ برتر است‌.

از سوی‌ دیگر، تاریخ‌ اجتماعی‌ بشری‌ نشان‌ داده‌ می‌شود كه‌ در صورت‌ عدم‌ وجودالگوها در یك‌ جامعه‌ انسانی‌، افراد در زندگی‌ ظاهری‌، عقلی‌ و ایمانی‌ خویش‌ سر در گم‌ وحیران‌ می‌مانند؛ زیرا انسان‌ شاخصی‌ (معیاری‌) برای‌ سنجش‌ و تعیین‌ مقدار دارایی‌های‌ارزشی‌، اخلاقی‌ و انسانی‌ خودش‌ ندارد و سلامت‌ و یا بیماری‌ اجتماعی‌اش‌ را تشخیص‌نمی‌دهد. انسان‌ در چنین‌ حالتی‌ نه‌ میزانی‌ برای‌ سنجش‌ حدود و كمالات‌ و صفات‌ انسانی‌و الهی‌ خویش‌ دارد و نه‌ میزانی‌ برای‌ سنجش‌ نارسایی‌ و كمبودهایش‌. شاید گزاف‌ نباشداگر قائل‌ شویم‌ كه‌ بحران‌های‌ بی‌ شمار اخلاقی‌ و ارزشی‌ كه‌ در قرن‌ بیستم‌ برای‌ بشرپدیدآمده‌، به‌ دلیل‌ وجود همین‌ خلا است‌.

به‌ هر حال‌ برای‌ جامعه‌ای‌ كه‌ می‌خواهد نسلی‌ توانمند، پویا، مؤثر، پرصلابت‌،دارای‌ عشق‌ و ایمان‌، پرورش‌ دهد بدون‌ توجه‌ به‌ الگوی‌ بی‌ بدیل‌ عالم‌ اسلام‌ مسیرنخواهد بود. در این‌ نوشتار، نگارنده‌ سعی‌ دارد به‌ یكی‌ از سؤالات‌ اساسی‌ و مهم‌، این‌مسئله‌، كه‌ همان‌ چگونگی‌ الگوسازی‌ از اسوه‌های‌ دینی‌ در عصر حاضر است‌ پاسخ‌ گوید.به‌ این‌ امید كه‌ با طرح‌ و ردیابی‌ این‌ مسئله‌ روزنه‌ای‌ به‌ دنیایی‌ از پژوهش‌ها وككاوش‌هایی‌ كه‌ برآیند آن‌، دستیابی‌ به‌ مدلی‌ از الگوگیری‌ باشد، گشوده‌ شود.

 

مفهوم‌ الگوگیری‌

الگو (pattern) در كتاب‌ فرهنگی‌ علوم‌ اجتماعی‌ چنین‌ تعریف‌ شده‌ است‌: الگو به‌معنای‌ مدل‌، گونه‌ و هنجار است‌.

الگو به‌ افراد انسانی‌ كامل‌ و رشد یافته‌ای‌ كه‌ لیاقت‌ سرمشق‌ بودن‌ دیگران‌ را دارنداطلاق‌ می‌گردد.

الگوی‌ تربیتی‌ نیز كه‌ در فرهنگ‌ اسلامی‌ از آن‌ به‌ اسوه‌، امام‌، شاهد و ولی‌ الله تعبیرمی‌شود، عبارت‌ از شخص‌ یا جامعه‌ای‌ است‌ كه‌ می‌تواند آیینه‌ یا تبلور عینی‌ یك‌ مكتب‌یا نظام‌ فكری‌ باشد. به‌ همین‌ جهت‌ نظریه‌ پردازان‌ معتقدند كه‌ از دو طریق‌ می‌توان‌ به‌ساختار یك‌ مكتب‌ و نظام‌ فكری‌ آن‌ پی‌ برد:

1ـ شناخت‌ طرح‌ و اصول‌ اساسی‌ آن‌ در جنبه‌ تئوریك‌؛

2ـ شناخت‌ الگوهای‌ عینی‌ و عملی‌ برای‌ تربیت‌ افراد.

در فرهنگ‌ قرآنی‌ از عالمان‌ ربانی‌، حزب‌ خدا، اولیای‌ خدا، جانشینان‌ خدا، اهل‌ذكر، نفس‌های‌ مطمئن‌، راسخان‌ در علم‌، عبادالرحمان‌، درهای‌ اسلام‌،  احیاگران‌ معارف‌و مبانی‌ دینی‌ به‌ عنوان‌ الگوها و اسوه‌ها یاد شده‌ است‌. عرفای‌ اسلام‌ از آنان‌ به‌ «انسان‌كامل‌»، «پیر و مرشد»، «ولی‌ الله»، «عقل‌ كامل‌»، «مرد حر»، «آیینه‌ خدانما» و... تعبیركرده‌اند.

اسوه‌ در لغت‌ نامه‌ دهخدا چنین‌ تعریف‌ شده‌ است‌: اسوه‌، پیشوا، مقتدا، قدوه‌،پیش‌رو، خصلتی‌ كه‌ شخص‌ بدان‌ لایق‌ مقتدایی‌ و پیشوایی‌ می‌گردد.

راغب‌ اصفهانی‌ در كتاب‌ مفردات‌ معنایی‌ این‌ گونه‌ ارائه‌ می‌دهد و اسوه‌ را حالتی‌ ازحالات‌ انسانی‌ می‌داند كه‌ از آن‌ طریق‌ آدمی‌ پیروی‌ می‌كند از دیگری‌ در خوب‌ و بد و سودو ضرر.

من‌ از پیامبر اكرم‌ (ص) به‌ طور كامل‌ پیروی‌ می‌كردم‌ و هر روز برای‌ من‌ از اخلاق‌ خودنشانه‌ای‌ برپا می‌داشت‌ و مرا به‌ پیروی‌ آن‌ فرمان‌ می‌داد.

نقش‌ اسوه‌های‌ دینی‌ در تكوین‌ شخصیت‌ انسان‌

عوامل‌ متعددی‌ در تحول‌ و تكون‌ شخصیت‌ انسان‌ مؤثر است‌؛ مانند: وراثت‌،فطرت‌، نظام‌ سیاسی‌، خانواده‌، گروه‌ هم‌ سن‌ و مسائل‌ فرهنگی‌. ولی‌ در بین‌ این‌ عوامل‌،مؤثرترین‌ تأثیر و نقش‌ را الگوها دارد.

تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir

الگوها (مثبت‌ یا منفی‌) از امتیازاتی‌ برخوردارند كه‌ می‌توانند تمام‌ یا بخشی‌ ازآرمان‌ها و آرزوهای‌ متعلم‌ و طالب‌ را به‌ طور عینی‌ و مجسم‌ در پیش‌ روی‌ او قرار دهند و برعمق‌ وجود آنان‌ نفوذ كنند. یعنی‌ الگوها گم‌شدة‌ انسانند كه‌ با نبودشان‌ شاگرد احساس‌ خلاو كمبود می‌كند. او می‌خواهد پیش‌ از آن‌كه‌ اوصاف‌ شخصیت‌ ربانی‌ را بشنود او را با چشم‌خویش‌ ببیند.

اصلاًگرایش‌ انسان‌ به‌ اسطوره‌ سازی‌ از همین‌ نیاز یا خلا ذاتی‌ سرچشمه‌ می‌گیرد.از دیدگاه‌ عقل‌ بیشترین‌ نقش‌ در تكوین‌ شخصیت‌ از الگوهای‌ عینی‌ است‌، زیرا دریافت‌پیام‌ از طریق‌ الگوها آسان‌تر از دریافت‌ از طریق‌ عامل‌ ذهنی‌ و آموزشی‌ است‌. علاوه‌ برا´ن‌عامل‌ عینی‌ مؤثر است‌. یادگیری‌ از طریق‌ الگو از مقوله‌ دیدن‌ است‌ ولی‌ شرح‌ و بیان‌ ازمقوله‌ شنیدن‌. تحقیقات‌ نشان‌ می‌دهد كه‌ 80% یادگیری‌ از طریق‌ دیدن‌ صورت‌ می‌گیردو فقط‌ 13% یادگیری‌ از طریق‌ شنیدن‌ است‌ و 7% از طریق‌ حواس‌ دیگر.  دقیقاًبه‌ همین‌دلیل‌ است‌ كه‌ در آموزه‌های‌ دینی‌ ما سفارش‌ شده‌ است‌:«كونوا دعاة‌ الناس‌ بغیرالسنتكم‌؛ دعوت‌ كنندگان‌ مردم‌ باشید به‌ غیر زبانتان‌».

به‌ هر حال‌، نخستین‌ عامل‌ سرنوشت‌ ساز در تربیت‌ انسان‌ الگو است‌. انسان‌همواره‌ به‌ الگو نیاز دراد و برای‌ شكل‌ دادن‌ شخصیت‌ خود نمونه‌ و سرمشق‌ می‌طلبد. این‌نیاز و طلب‌، ریشه‌ در فطرت‌ دارد. معرفی‌ الگوهای‌ ربانی‌ در قرآن‌ پاسخ‌ به‌ همین‌ نیازاست‌: (لقد كان‌ لكم‌ فی‌ رسول‌ الله اسوة‌ حسنة‌) و (قد كانت‌ لكم‌ اسوة‌ فی‌ ابراهیم‌ والذین‌ معه‌)»، (لقد كان‌ لكم‌ فیهم‌ اسوة‌ حسنة‌ لمن‌ كان‌ یرجوالله).

یكی‌ از دلایل‌ استمرار امامت‌ و خالی‌ نبودن‌ زمین‌ از حجت‌ كه‌ از مسلمات‌ مذهب‌ماست‌ در همین‌ نكته‌ نهفته‌ است‌، زیرا انسان‌ همواره‌ به‌ چهره‌های‌ صالح‌ و شایسته‌ ومحتاج‌ است‌ تا با اقتدای‌ به‌ سیمای‌ فكری‌ و اعتقادی‌، علمی‌، عملی‌ و اخلاقی‌ آنان‌ درس‌فضیلت‌ بیاموزد و راه‌ سعادت‌ دنیا و آخرت‌ خویش‌ را بیابد.

در مجموع‌ باید گفت‌: دست‌یابی‌ به‌ قرآن‌ و اسلام‌ ناب‌ بدون‌ عنایت‌ به‌ الگوهای‌عینی‌ ممكن‌ نخواهد بود.

حضرت‌ علی‌(ع) با آن‌ همه‌ فضایل‌ خود را بی‌نیاز از الگو و مقتدا نمی‌بیند و درخصوص‌ تأثیر تربیت‌ رسول‌ اكرم‌(ص) در شكل‌گیری‌ شخصیت‌ اخلاقی‌ خود می‌فرماید:«من‌ از پیامبر اكرم‌ (ص) به‌ طور كامل‌ پیروی‌ می‌كردم‌ و هر روز برای‌ من‌ از اخلاق‌ خودنشانه‌ای‌ برپا می‌داشت‌ و مرا به‌ پیروی‌ آن‌ فرمان‌ می‌داد».

انسان‌ همواره‌ به‌ الگو نیاز دارد و برای‌ شكل‌ دادن‌ شخصیت‌ خود نمونه‌ و سرمشق‌می‌طلبد. این‌ نیاز و طلب‌ ریشه‌ در فطرت‌ دارد. معرفی‌ الگوهای‌ ربانی‌ در قرآن‌ پاسخ‌ به‌همین‌ نیاز است‌.

در مجموع‌ باید گفت‌: فقدان‌ اسوة‌ حسنه‌ در طی‌ طریق‌ كمال‌، بدان‌ معناست‌ كه‌انسان‌ اسیر شیطان‌ گشته‌ و خلا وجودی‌ «اسوه‌ حسنه‌» را در همه‌ ابعاد اعم‌ از فردی‌ -اجتماعی‌ با اسوه‌های‌ سیئه‌ پرسازد:«من‌ لم‌ یكن‌ له‌ شیخ‌ فشیخه‌ الشیطان‌»

استعمار گرانی‌ كه‌ به‌ دگرگونی‌ ارزش‌های‌ ملت‌ها فكر می‌كنند ابتدا الگوها را تغییرمی‌دهند و الگوهای‌ دل‌خواه‌ را در تمام‌ جوانب‌ زندگی‌ یك‌ جامعه‌ مطرح‌ می‌سازند تانسبت‌ به‌ استحاله‌ فرهنگی‌ و همسان‌ سازی‌ فرهنگی‌ فرد با فرهنگ‌ خود موفق‌ شوند.

به‌ پیامبر پاكیزه‌ و پاك‌ اقتدا كن‌ كه‌ راه‌ و رسم‌ الگویی‌ است‌ برای‌ الگوطلبان‌ و سایه‌ فخر و بزرگی‌است‌ برای‌ كسی‌ كه‌ خواهان‌ بزرگواری‌ باشد.

ویژگی‌های‌ الگو

قرآن‌ برای‌ شخصیت‌های‌ ربانی‌ پنج‌ ویژگی‌ بنیادین‌ را معرفی‌ می‌كند:

1- عشق‌ آتشین‌ به‌ حضرت‌ حق‌ و اولیای‌ او؛

2- تعقل‌ و علم‌ برتر؛

3- توانایی‌ و قدرت‌ برتر؛

4- هماهنگی‌ بین‌ عمل‌ و گفتار؛

5- تلازم‌ با اجتماع‌ یا وحدت‌ در عین‌ كثرت‌.

تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir
حضرت‌ علی‌ (ع) در این‌ زمینه‌ مفرماید: «اولیای‌ خدا (الگوهای‌ ربانی‌) آنانند كه‌ به‌باطن‌ دنیا می‌نگرند، آن‌ گاه‌ كه‌ مردم‌ به‌ ظاهر آن‌ می‌نگرند و به‌ فردای‌ آن‌ می‌پردازند، آن‌گاه‌ كه‌ مردم‌ به‌ امروز آن‌ سرگرم‌اند. از آنچه‌ كه‌ ترسیده‌اند ا´نان‌ را بمیراند، میرانده‌اند. آنچه‌را كه‌ دانسته‌اند و به‌ زودی‌ تركشان‌ خواهد كرد ترك‌ گفته‌اند. بهره‌گیری‌ فراوان‌ دیگران‌ ازدنیا را اندك‌ خواهی‌ و دست‌ یافتنشان‌ به‌ آن‌ را از دست‌ دادن‌ می‌بینند. دشمن‌ آنند كه‌مردم‌ با آن‌ آشتی‌ كرده‌اند. با آنچه‌ مردم‌ با آن‌ دشمن‌اند در آشتی‌ به‌ سر می‌برند. كتاب‌ خدابه‌ واسطه‌ آنان‌ دانسته‌ می‌شود و آنان‌ با كتاب‌ خدا دانا شده‌اند. كتاب‌ به‌ سبب‌ آنان‌ برپامی‌ایستد و آنان‌ به‌ سبب‌ كتاب‌ خدا برپا ایستاده‌اند.»

الگوهای‌ ربانی‌ بر اثر معرفت‌ و محبت‌ به‌ حضرت‌ حق‌ و انبیا و اولیای‌ الهی‌ محبوب‌حضرت‌ حق‌ و اولیای‌ او واقع‌ می‌شوند كه‌ نهایت‌ آن‌ وحدت‌ محب‌ و محبوب‌ است‌ و به‌حدی‌ از كمال‌ می‌رسد كه‌ روح‌ محب‌ آیینه‌ سان‌، تمام‌ صفات‌ و اسمای‌ الهی‌ را در خودمنعكس‌ می‌نماید. شخصیت‌ ربانی‌، قرآن‌ مجسم‌ و اسلام‌ زنده‌ است‌. به‌ همین‌ جهت‌دست‌یابی‌ به‌ قرآن‌ و اسلام‌ ناب‌ بدون‌ عنایت‌ به‌ این‌ الگوهای‌ عینی‌ ممكن‌ نخواهد بود.

 

چگونگی‌ الگوگیری‌ از اسوه‌های‌ دینی‌

تردیدی‌ نیست‌ كه‌ شخصیت‌ عظیم‌ اسوه‌های‌ دینی‌ در همه‌ زمینه‌های‌ زندگی‌ الگوو اسوه‌اند. به‌ گونه‌ای‌ كه‌ اگر همه‌ انسان‌ها از آن‌ سرمشق‌ بگیرند به‌ طور قطع‌ سعادت‌ در دوجهان‌ را به‌ دست‌ خواهند آورد. با توجه‌ به‌ این‌ كه‌ در میان‌ غرایز متفاوت‌ انسان‌، غریزه‌الگوخواهی‌ و سمبل‌طلبی‌ از نظر تربیتی‌ و روان‌شناسی‌ تربیتی‌ اهمیت‌ فراوان‌ دارد،«انسان‌ با غریزه‌ الگوخواهی‌ به‌ شناخت‌ و شناسایی‌ سمبل‌ها، سرمشق‌ها، و الگوهای‌برتری‌ روی‌ می‌آورد. انسان‌ با الگوها و سمبل‌هایش‌ زندگی‌ می‌كند، تصمیم‌ می‌گیرد وانتخاب‌ می‌كند.»

از این‌رو استعمارگرانی‌ كه‌ به‌ دگرگونی‌ ارزش‌های‌ ملت‌ها فكر می‌كنند ابتدا الگوهارا تغییر می‌دهند و الگوهای‌ دل‌خواه‌ را در تمام‌ جوانب‌ زندگی‌ یك‌ جامعه‌ مطرح‌ می‌سازندتا نسبت‌ به‌ استحاله‌ فرهنگی‌ و همسان‌ سازی‌ فرهنگی‌ فرد با فرهنگ‌ خود موفق‌ شوند.

معرفی‌ الگوهای‌ معصوم‌ از جانب‌ پروردگار، پاسخ‌ مناسب‌ خالق‌ انسان‌ها به‌ غریزه‌الگو خواهی‌ و سمبل‌طلبی‌ است‌. به‌ همین‌ جهت‌ است‌ كه‌ مفسر و مبین‌ به‌ حق‌ِ قرآن‌،حضرت‌ علی‌ (ع) می‌فرمایند:

«در زندگی‌ فردی‌ و اجتماعی‌ و در تحولات‌ سیاسی‌ و اجتماعی‌، در جنگ‌ و صلح‌ درقیام‌ و قعود، به‌ امامان‌ معصوم‌ و اهل‌ بیت‌: بنگرید، از آنها الگو بگیرید، روش‌های‌ آنان‌را با روح‌ تقلید و تمرین‌ تكرار كنید. در غیر این‌ صورت‌ مثل‌ گوسفندی‌ كه‌ از گلة‌ خود جداگشته‌ طعمه‌ گرگهای‌ گرسنه‌ خواهید شد.»

«محبوب‌ترین‌ بنده‌ نزد خدا كسی‌ است‌ كه‌ از پیامبرش‌ پیروی‌ كند، گام‌ بر جایگاه‌قدم‌ او نهد.»

اما آنچه‌ كه‌ در این‌ نوشتار ما درصدد پاسخ‌گویی‌ به‌ آن‌ هستیم‌ این‌ است‌ كه‌ چگونه‌با این‌ الگوهای‌ معصوم‌ هم‌چون‌ امام‌ حسین‌ (ع)، همانند سازی‌ نماییم‌ و با توجه‌ به‌شرایط‌ موجود چگونه‌ الگو سازی‌ نماییم‌.

روان‌ شناسان‌ اجتماعی‌ در دو دهه‌ به‌ تبعیت‌ از باندورا ـ نظریه‌ پرداز برجسته‌ ـیادگیری‌ اجتماعی‌ در بررسی‌های‌ علمی‌ خود به‌ این‌ نتیجه‌ رسیده‌اند كه‌ آموزش‌ ویادگیری‌ اجتماعی‌ از طریق‌ الگوها فرآیندی‌ پیچیده‌ است‌ كه‌ حداقل‌ دو شرط‌ در تحقق‌آن‌ دخالت‌ دارد:

1ـ اكتساب‌ و اختیار رفتارها و عادت‌های‌ آنان‌.

2ـ پذیرش‌ رفتار الگوها به‌ عنوان‌ الگوی‌ رفتاری‌ و حركت‌ در مسیر آنها و تكراری‌رفتارشان‌.

برای‌ الگو سازی‌ از الگوهای‌ دینی‌ باید ببینیم‌ آنها چه‌ قدم‌هایی‌ را برداشته‌ و چه‌باورهایی‌ داشتند به‌ بیان‌ دیگر كشف‌ دقیق‌ و مشخص‌ راه‌هایی‌ كه‌ آنها رفتند كه‌ به‌ این‌عمل‌ در اصطلاح‌ مدل‌ سازی‌ می‌گویند.

پایه‌ گذاران‌ علم‌ مدل‌ سازی‌، جان‌ گریندر (Ggreinder)، زبان‌ شناس‌ برجسته‌جهان‌ و ریچارد بندلر (bandler) ریاضی‌دان‌، دریافتند كه‌ برای‌ الگوسازی‌ باید از رفتارالگوها مدل‌ سازی‌ نمود. آنان‌ معتقدند كه‌ برای‌ الگوسازی‌ باید سه‌ عنصر اساسی‌ را همانندسازی‌ كرد:

الف‌: در نظام‌ عقیدتی‌ شخص‌ (beleif)(system) یعنی‌ آنچه‌ الگو باور دارد.بنابراین‌ اگر نظام‌ عقیدتی‌ شخصی‌ را مدل‌ سازی‌ نمایید، اولین‌ قدم‌ را برداشته‌اید، تامانند او عمل‌ كنید و در نتیجه‌ به‌ همان‌ هدف‌ برسید.

ب‌: قالب‌ فكری‌، شیوه‌ سازمان‌ دادن‌ به‌ افكار و اندیشه‌ هاست‌.

ج‌: اعمال‌ جسمانی‌: طرز تنفس‌، ژستها، تغییرات‌ قیافه‌ و...

به‌ طور كلی‌ مدل‌ سازی‌، یعنی‌ بررسی‌ راه‌های‌ رفته‌ دیگران‌.

دستاورد این‌ بحث‌ این‌ است‌ كه‌ اگر انسان‌ می‌خواهد فردی‌ قدرت‌مند، بزرگ‌ وپیروز و سرنوشت‌ ساز باشد و احیاناً آرزو دارد كه‌ تحولات‌ عظیمی‌ را در جامعه‌ خود و یا درجهان‌ ایجاد نماید باید از افراد نیرومند، تحول‌ آفرین‌ و انقلابی‌ الگوبرداری‌ نماید و خود رادر زمینه‌ اعتقادات‌، قالب‌های‌ فكری‌ و هم‌ چنین‌ حالت‌های‌ جسمانی‌ و رفتاری‌ با آنهاهمانند سازی‌ و هماهنگ‌ نماید.

تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir

نكته‌ جالب‌ توجه‌ این‌ است‌ كه‌، تعلیمات‌ اسلام‌ مجموعاً در سه‌بخش‌ متمركز است‌.

الف‌: بخش‌ اعتقادات‌ (نظام‌ عقیدتی‌)

ب‌: بخش‌ احكام‌.

ج‌: بخش‌ اخلاقیات‌ (كیفیت‌ و روابط‌ اجتماعی‌ مسلمان‌ را سامان‌ می‌دهد. اخلاق‌ویژه‌ هر فرد را می‌توان‌ قالب‌ فكری‌ او دانست‌).

در الگو سازی‌ از اسوه‌های‌ دینی‌ اگر بتواند این‌ سه‌ عنصر اساسی‌ را در الگو مدل‌سازی‌ نماید در الگو سازی‌ موفق‌ خواهد بود. به‌ بیان‌ دیگر: اگر دقیقاًبه‌ نظام‌ عقیدتی‌ وباورهای‌ الگو دست‌رسی‌ پیدا كند و آنها را به‌ خوبی‌ بشناسد و علاوه‌ بر آن‌ دست‌رسی‌دقیق‌ و صحیح‌ بر قالب‌های‌ فكری‌ حاكم‌ براو و رفتارها و حالات‌ جسمانی‌ و اخلاقی‌ الگوپی‌ ببرد و بتواند آنها را به‌ خوبی‌ تشخیص‌ دهد و بشناسد آن‌ زمان‌ است‌ كه‌ می‌تواندمدل‌سازی‌ نماید.

اگر گام‌هایی‌ را كه‌ او برداشته‌ به‌ خوبی‌ بشناسد و او هم‌ سعی‌ كند با شوق‌ و علاقه‌ آن‌گام‌ها را دقیق‌ و صحیح‌ بردارد، می‌تواند همانند سازی‌ نماید و در الگو گیری‌ موفق‌ شود وبه‌ همان‌ اهدافی‌ كه‌ الگو رسیده‌ او هم‌ می‌تواند برسد.

همان‌ طور كه‌ در بخش‌ قبلی‌ نوشتار توضیح‌ داده‌ شد حضرت‌ علی‌ (ع) می‌فرماید:«انظروا بیت‌ نبیكم‌...،دقیقاًنگاه‌ كنید به‌ اهل‌ بیت‌ پیامبر اكرم‌... (ص)».

حضرت‌ توصیه‌ می‌كنند كه‌ روش‌های‌ آنان‌ را با روح‌ تقلید و تمرین‌ تكرار كنید.زمانی‌ كه‌ حضرت‌ ضرورت‌ الگوگیری‌ از پیامبر اكرم‌ (ص) را در خطبه‌ای‌ بیان‌ می‌نمایند،می‌فرمایند: فتأس‌ بنبیك‌ الاطیب‌ الاطهر، فان‌ فیه‌ اسوة‌ لمن‌ تأسی‌...؛ پس‌ به‌ پیامبرپاكیزه‌ و پاك‌ اقتدا كن‌ كه‌ راه‌ و رسم‌ الگویی‌ است‌ برای‌ الگوطلبان‌ و سایه‌ فخر و بزرگی‌است‌ برای‌ كسی‌ كه‌ خواهان‌ بزرگواری‌ باشد.»

در زندگی‌ فردی‌ و اجتماعی‌ و در تحولات‌ سیاسی‌ و اجتماعی‌، در جنگ‌ و صلح‌ درقیام‌ و قعود، به‌ امامان‌ معصوم‌ و اهل‌ بیت‌: بنگرید، از آنها الگو بگیرید، روش‌های‌ آنان‌را با روح‌ تقلید و تمرین‌ تكرار كنید. در غیر این‌ صورت‌ مثل‌ گوسفندی‌ كه‌ از گلة‌ خود جداگشته‌ طعمه‌ گرگهای‌ گرسنه‌ خواهید شد.

«محبوب‌ترین‌ بنده‌ نزد خدا كسی‌ است‌ كه‌ از پیامبرش‌ پیروی‌ كند، گام‌ بر جایگاه‌قدم‌ او نهد.»

حضرت‌ بعد از این‌ مقدمه‌ به‌ معرفی‌ نظام‌ عقیدتی‌ حضرت‌ رسول‌ (ص) می‌پردازد وسپس‌ قالب‌ فكری‌ پیامبر اكرم‌ (ص) را بیان‌ می‌كند. نحوة‌ بر خورد ایشان‌ با دنیا، دوستی‌هاودشمنی‌های‌ وی‌ .

نكته‌ جالب‌ توجه‌ این‌كه‌ به‌ تبیین‌ حالات‌ جسمانی‌ و رفتاری‌ حضرت‌ رسول‌ (ص)می‌پردازند و چه‌ زیبا از این‌ حالات‌ سخن‌ می‌گویند: او روی‌ زمین‌ می‌نشست‌ و غذامی‌خورد، ساده‌ می‌نشست‌، با دست‌ خود كفش‌ خود را وصله‌ می‌زد جامه‌ خود را با دست‌خود می‌دوخت‌ و بر الاغ‌ برهنه‌ می‌نشست‌»؛  حتی‌ از پردة‌ در اتاق‌ حضرت‌ نیز سخن‌می‌گویند.

این‌ نحوة‌ بیان‌ مولای‌ متقیان‌ حضرت‌ علی‌ (ع) از پیامبراكرم‌ (ص) به‌ عنوان‌«اسوة‌ حسنة‌» دقیقاًنشان‌ دهندة‌ این‌ مطلب‌ است‌ كه‌ اگر كسی‌ اراده‌ كرده‌ كه‌ فردی‌ را به‌عنوان‌ الگو بپذیرد ابتدا باید خودش‌ بخواهد فردی‌ را به‌ عنوان‌ الگو بپذیرد. اگر خواست‌ فردبود آن‌ گاه‌ برای‌ الگو سازی‌ از این‌ شخصیت‌ بزرگ‌ همان‌ طور كه‌ روان‌شناسان‌ ومتخصصان‌ تعلیم‌ و تربیت‌ مطرح‌ كردند باید كاملاًنظام‌ عقیدتی‌ و فكری‌ و هم‌چنین‌حالات‌ جسمانی‌ و رفتارهای‌ او را بشناسد و به‌ دقت‌ بداند تا ـ به‌ تعبیر حضرت‌ علی‌ (ع) ـبتواند گام‌ بر جایگاه‌ قدم‌ او نهد. شناسایی‌ دقیق‌ و كامل‌ گام‌هایی‌ كه‌ او برداشته‌ برای‌ تأسی‌از ضرورت‌های‌ اساسی‌ است‌ تا بتواند به‌ خوبی‌ مدل‌ سازی‌ نماید.

 

نتیجه‌

تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir

در جمع‌ بندی‌ نهایی‌ باید گفت‌: اگر مسلمانان‌ اراده‌ كردند كه‌ از شخصیت‌های‌حسنه‌ و برتری‌ هم‌چون‌ امام‌ حسین‌ (ع) الگو برداری‌ كنند، ابتدا باید نظام‌ عقیدتی‌ امام‌حسین‌ (ع) را به‌ خوبی‌ بشناسند كه‌ برای‌ شناخت‌ نظام‌ عقیدتی‌ ایشان‌ می‌توان‌ از كلمات‌و احادیث‌ به‌ جا مانده‌ از حضرت‌ و هم‌چنین‌ با بررسی‌ و دقت‌ در ادعیه‌ منتسب‌ به‌ ایشان‌ ـمثل‌ دعای‌ عرفه‌ ـ با مضامین‌ بسیار بلند عرفانی‌، به‌ اندیشه‌های‌ ناب‌ اعتقادی‌ حضرت‌پی‌ برد.

از سوی‌ دیگر از موضع‌گیری‌های‌ حضرت‌ در طول‌ حیاتشان‌ و بالاخص‌ در جریان‌عاشورا به‌ خوبی‌ می‌توان‌ به‌ قالب‌ فكری‌ حضرت‌ حسین‌ (ع) پی‌ برد. از طرف‌ دیگر بابررسی‌ و دقت‌ فروان‌ در رفتارها و حتی‌ حالت‌های‌ جسمانی‌ كه‌ اتفاقاًبر خلاف‌ بقیه‌ بزرگان‌دیگر در تاریخ‌، زیاد از حالات‌ و رفتار جسمانی‌ حضرت‌ سخن‌ به‌ میان‌ آمده‌ است‌،می‌توانیم‌ از این‌ شخصیت‌ بزرگ‌ الهی‌ همانند سازی‌ و الگو سازی‌ نماییم‌.

به‌ امید آن‌كه‌ خداوند به‌ همه‌ ما انسان‌ها توفیق‌ عنایت‌ نماید تا بتوانیم‌ با شناخت‌الگوهای‌ برتر، با تأسی‌ به‌ آنها در طریق‌ سعادت‌ و كمال‌ گام‌ برداریم‌. بالاخص‌ در سال‌عزت‌ و افتخار حسینی‌ فرصت‌ را مغتنم‌ شمرده‌ و بتوانیم‌ از شخصیت‌ نادر جهان‌ اسلام‌،سرور شهیدان‌ حضرت‌ امام‌ حسین‌ (ع) همانند سازی‌ و الگوگیری‌ نماییم‌.

در این‌ صورت‌ است‌ كه‌ سعادت‌ دنیا و آخرت‌ ما تضمین‌ می‌گردد.  بر خود لازم‌می‌دانم‌ كه‌ از مقام‌ معظم‌ رهبری‌ كه‌ این‌ فرصت‌ را برای‌ ما ایجاد نمودند و با اختصاص‌این‌ سال‌ به‌ نام‌ سال‌ امام‌ حسین‌ (ع) زمینه‌ آشنا كردن‌ِ بیشتر با ابعاد شخصیتی‌ حضرت‌ رافراهم‌ نمودند تشكر نمایم‌.

 


باز منتشر شده توسط rohisamadi در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط rohisamadi با 117936 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 64
     درج شده در 1212 روز و 14 ساعت و 39 دقیقه قبل
    

حرف هایی که امام حسین هیچگاه نزد

بازخوانىِ چند حدیث مشهور درباره عاشورا

 

مقتل‏نگاران و روضه‏خوانان، سخنان بسیارى را ـ در قالب نثر و نظم ـ به امام حسین(ع) نسبت داده‏اند كه هرگز سند و مدركى براى آنها نمى‏توان یافت. بعضى از آن سخنان با این كه غیر مستند و جعلى‏اند، بسیار مشهور و متداول نیز هستند و از آنجا كه مقبولیت عام یافته‏اند، برخى از پژوهشگران و نویسندگان بنام و معاصر نیز آنها را مسلّم الصدور پنداشته، بدون تأمل و تحقیق، در آثار خود به عنوان سخنى از سخنان امام حسین(ع) آورده‏اند. امروز هم بسیارى از كتابسازان و موءلفانِ مبلّغ و مبلّغانِ موءلف پیوسته آنها را در تألیفات و تبلیغات خویش از زبان امام حسین(ع) مى‏نویسند و در شمارگان فراوانى منتشر مى‏كنند ؛ غافل از آنكه امام حسین(ع) هرگز آن سخنان را نگفته و به زبان نیاورده است و آن سخنان، هر یك مصداق آشكارى است از آن ضرب‏المثل معروف كه مى‏گوید: «رُبّ مشهورٍ لا اصل له.»

 در میان مقتل‏نگارانِ روضه‏خوان و مجالس‏نویسان واعظ، از دیرباز چنین مرسوم بود كه داستانها و سخنانى را نخست در مجالسِ روضه‏خوانى براى مردم (عوام‏الناس) مى‏گفتند و سپس همانها را در كتابهاى خود مى‏نوشتند. آنان در آغاز این مجالس، خود نیز تردید داشتند و آن سخنان را تنها براى گریاندن مردم مى‏گفتند، اما با دیدن تأثر شدید شنوندگان، از آن تردید دست شسته، باورشان مى‏شد كه امام حسین(ع) چنان سخنانى گفته و یا چنان حوادثى رخ داده است.

به این ترتیب، سخنان بسیارى نخست با عنوان «زبان حال» گفته شده و سپس در كتابهاى مقاتل و مجالس تدوین شده است. همان سخنان ساختگى، با گذشت زمان و پس از آن كه پیوسته تكرار شده و شهرت یافته‏اند، از صورتِ «زبان حال» خارج شده و صورتِ «زبان قال» به خود گرفته‏اند.

گویندگان و سرایندگانِ این گونه سخنان به تصور اینكه در چنان شرایطى جا داشت امام حسین(ع) چنان سخنانى بگوید، آنها را گفته و نوشته‏اند.1 اما این گفته‏ها با مرور زمان از «شرایط و احوال» گذشته به مقامِ «حوادث و اقوال» رسیده‏اند تا به پشتوانه شهرت و مقبولیت عام، از سخنان امام حسین(ع) انگاشته شده و روایت و حدیث پنداشته شده‏اند.

این گونه سخنانِ حدیث‏گونه، به ویژه در میان اشعارى كه به امام حسین(ع) نسبت داده مى‏شود فراوان است. دهها بلكه صدها بیت از این گونه اشعار را تنها در كتابى مجهول‏الموءلف به نام «ادب الحسین و حماسته» مى‏توان یافت.2 ما در اینجا تنها بعضى از آن سخنان را كه بسیار مشهور و معروف‏اند و اكنون نیز برخى از موءلفان و نویسندگان آنها را از سخنان امام حسین(ع) مى‏پندارند و از زبان آن حضرت نقل مى‏كنند، برمى‏رسیم ؛ تا چه قبول افتد و چه در نظر آید.

گویندگان و سرایندگانِ این گونه سخنان به تصور اینكه در چنان شرایطى جا داشت امام حسین(ع) چنان سخنانى بگوید، آنها را گفته و نوشته‏اند. اما این گفته‏ها با مرور زمان از «شرایط و احوال» گذشته به مقامِ «حوادث و اقوال» رسیده‏اند تا به پشتوانه شهرت و مقبولیت عام، از سخنان امام حسین(ع) انگاشته شده و روایت و حدیث پنداشته شده‏اند.

إنّ الحیاة عقیدة و جهاد

این سخن به عنوان سخنى از سخنان امام حسین(ع) زبانزد خاص و عام است و به جز اهل تحقیق، همگان آن را از زبان آن حضرت نقل مى‏كنند. استاد مطهرى معتقد است این سخن را سند و مدركى نیست و از نظر مفهوم و محتوا نمى‏تواند درست باشد.
تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir

 

قِفْ دونَ رأیك فی الحیاةِ مُجاهداً

إِنَّ الحیاةَ عَقیدة و جِهادء 4

از این سخن استاد تنها همین قدر فهمیده مى‏شد كه این سخن، مصرعى از یك بیت شعر است و حدیث و روایت نیست.

این سخن روایت یا حدیث نیست و از امام حسین(ع) نقل نشده است، بلكه یكى از شعراى معاصر مصرى، یعنى احمد شوقى، آن را سروده است.5

 

ان كان دین محمد إلاّ بِقَتْلى یا سُیُوفُ خُذِینى

شیخ محسن هویزى حائرى، معروف به «ابوالحبّ حویزى»، از خطباى بنام حسینى و از شاعران شیعه، داراى دیوان شعرى به نام «الحائریات» است. در فضل و كرامت این شاعر همین بس كه بیتى از یك قصیده غرّاى او، چنان شهرت شگفت‏انگیزى پیدا كرد كه در همه جا و در بیشتر نوشته‏ها به نام امام حسین(ع) و به عنوان حدیث و روایتى از سخنان سیّد الشهدا(ع) نقل و ثبت مى‏شود ؛ یعنى چنان زبان حالى در حق ابوالاحرار(ع) گفته است كه به جاى زبان قال و حدیث مسلّم نشسته است ؛ آنجا كه مى‏گوید:

اَعْطَیْتُ رَبِّى مُوْثِقاً لا یَنْتَهِى

إلاّ بقتْلى فَاصْعُدى وَذَرینى

إنْ كانَ دینُ مُحَمَّدٍ لَمْ یَسْتَقِمْ

إلاّ بِقَتْلى یا سُیُوفُ خُذِینى 8

نكته دیگر اینكه این شعر ابوالحب هویزى كه تنها چند بیت از آن برگزیده شد، به نام سید بحرالعلوم (قدس سره) نیز نوشته شده و در ایران همه جا به نام سید شهرت یافته است. و از زبان او خوانده مى‏شود.

 

اسقونى شربة من المأ ؛ جرعه‏اى آب به من بنوشانید كه جگرم از تشنگى سوخت!

پیشترها هرگاه كه این سخن را از زبان روضه‏خوانانى كه براى گریاندن مردم حاضرند هر روضه بى‏اساس را بخوانند مى‏شنیدیم، به سختى ناراحت مى‏شدیم و با خود مى‏گفتیم آخر چگونه امكان دارد كه امام حسین(ع)، ابوالاحرار و سرور آزادگان، چنین سخن ذلت‏بارى را در برابر دشمن به زبان آورد و با خوارى و ذلت، زبان به التماس گشاید و از مردمان پستى كه كمر به قتل او بسته بودند خواهش كند كه بیایید به خاطر جدم رسول خدا(ص) جُرعه‏اى آب به من دهید!

شهید عزیزى كه شعارش «هیهات من الذلّه» ، و سخنش «موتء فی عزٍّ ، خیرء مِن حَیاةٍ فی ذلّ» بود و مى‏فرمود:

الموت اولى من ركوب العار   والعار اولى من دخول النار

مرا عار آید از این زندگى   كه سالار باشم كنم بندگى

تن مُرده و گریه دوستان   به از زنده و خنده دشمنان

این قدر تشنگى ابا عبدالله علیه السلام زیاد بود كه وقتى به آسمان نگاه مى‏كرد بالاى سرش را درست نمى‏دید. اینها شوخى نیست. ولى من هرچه در مقاتل گشتم (آن مقدارى كه مى‏توانستم بگردم) تا این جمله معروفى را كه مى‏گویند ابا عبدالله به مردم گفت: اسقونى شربة من المأ، یك جرعه آب به من بدهید، ببینم، ندیدم.

چگونه مى‏تواند تن به این ذلت دهد و از دشمنانى جانىِ خود با التماس آب بخواهد؟ شگفت‏آورتر از همه اینكه عده‏اى در توجیه این روایت جعلى مى‏گویند: امام(ع) با این سخنان مى‏خواست اتمام حجت بكند! اما معلوم نیست در كجاى این سخن دلیل یا حجت و برهانى نهفته است.

اصولاً جاى تأویل و توجیه زمانى است كه روایتى سند داشته باشد. اما هنگامى كه سخنى از هرگونه سند و مدركى محروم باشد و محتوا و مفهومى كاملاً توهین‏آمیز و ذلت‏بار داشته باشد، دیگر جاى هیچ‏گونه تأویل و توجیهى نیست.

استاد مى‏گوید: این قدر تشنگى ابا عبدالله علیه السلام زیاد بود كه وقتى به آسمان نگاه مى‏كرد بالاى سرش را درست

تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir

نمى‏دید. اینها شوخى نیست. ولى من هرچه در مقاتل گشتم (آن مقدارى كه مى‏توانستم بگردم) تا این جمله معروفى را كه مى‏گویند ابا عبدالله به مردم گفت: اسقونى شربة من المأ، یك جرعه آب به من بدهید، ببینم، ندیدم. حسین(ع) كسى نبود كه از آن مردم چنین چیزى طلب بكند. فقط یك‏جا دارد كه حضرت درحالى‏كه داشت حمله مى‏كرد و هو یطلب المأ. قرائن نشان مى‏دهد كه مقصود این است: درحالى‏كه داشت به طرف شریعه فرات مى‏رفت (در جستجوى آب بود كه از شریعه بردارد) نه اینكه از مردم طلب آب مى‏كرد.14

 

«هل من ناصرٍ ینصرنى»

براى این سخن بسیار مشهور نیز كه به امام حسین(ع) نسبت داده مى‏شود، سند و مدركى یافته نشد. معنا و مفهوم سخن، چنان مى‏نماید كه روضه‏خوانان براى گریاندن مردم آن را از زبان امام حسین(ع) ساخته و پرداخته‏اند. اما سخنان مشابه و هم معنایى كه در توجیه آن نقل مى‏شود نیز در منابع مستند و قابل قبول یافته نشده است.17 با اعتماد به كتابهاى كه به كوشش معاصران و یا متأخّران نوشته شده است، هرگز نمى‏توان این شعار را به عنوان حدیث یا روایت پذیرفت.

 

تفسیر «كهیعص»

كلمه فوق از كلمات مقطّعه قرآن، و پس از آیه شریف بسم الله الرحمن الرحیم، دومین آیه از سوره مریم است. در تفسیر و تأویل این كلمه روایتى آورده‏اند كه حتى در كتابهاى بسیار قدیمى هم دیده مى‏شود.18 این منابع مى‏نویسند:

... راوى مى‏گوید: به امام زمان (عج) عرض كردم: اى پسر رسول خدا، مرا از تأویل كهیعص آگاه ساز. امام ـ به ادعاى راوى ـ فرمود: این حروف از اخبار غیبى است كه خداوند بنده خویشْ زكریا را از آن آگاه ساخته و سپس آن را براى محمد(ص) بیان كرده است. [اطلاع زكریا از این اخبار] به این سبب بود كه وى از پروردگار خویش خواست تا نامهاى پنج تن را به او بیاموزد. پس جبرئیل بر او نازل شد و آنها را به وى آموخت و [از آن پس] هرگاه زكریا، محمد، على، فاطمه و حسن را یاد مى‏كرد، اندوه او برطرف و گرفتارى‏اش حل مى‏شد و هرگاه از حسین یاد مى‏كرد، گریه گلوى او را مى‏گرفت و نفسش مى‏برید. روزى گفت: خداوندا، مرا چه مى‏شود كه هرگاه چهارتن از آنان را یاد مى‏كنم، با نام آنان اندوهم برطرف مى‏شود، اما وقتى از حسین یاد مى‏كنم، از چشمانم اشك فرو مى‏ریزد و اندوه و درد مرا فرا مى‏گیرد؟

در این هنگام خداوند او را از ماجراى حسین(ع) آگاه كرد و فرمود: كهیعص ؛ كافِ آن یعنى كربلا،هاى آن یعنى هلاكتِ عترتِ [رسول] ؛ یاى آن یعنى یزید بن معاویه كه به حسین ستم كرد ؛ عین آن عطش و تشنگى حسین ؛ و صاد آن صبر اوست...19

خداوندا، مرا چه مى‏شود كه هرگاه چهارتن از آنان را یاد مى‏كنم، با نام آنان اندوهم برطرف مى‏شود، اما وقتى از حسین یاد مى‏كنم، از چشمانم اشك فرو مى‏ریزد و اندوه و درد مرا فرا مى‏گیرد؟

اما تفسیرى كه در روایت فوق در مورد «كهیعص» وجود دارد، با اخبار و روایات فراوان دیگرى كه در تفسیر این حروف آمده است، منافات دارد. از جمله در برخى از این روایات آمده است كه مراد از این كلمه، آن است كه خداوندْ كافى، هادى، والى، عالم و در وعده خویش صادق است.21

افزون بر همه این اشكالهاى به جا و وارد، اشكال دیگرى نیز در متن خبر مورد بحث دیده مى‏شود و آن، تحریف بزرگى است كه این خبر در متن خود دارد و به صراحت در تفسیر حرفِ «هأ» از حروف كهیعص مى‏گوید كه «هأ، یعنى هلاكت عترت!» پر واضح است كه سازندگان این روایت خواسته‏اند شهادت عترت رسول خدا(ص) و فرزندان على(ع)، به ویژه شهادت امام حسین(ع)، را ـ كه صحبت در تفسیر حروف یاد شده، درباره عاشورا و كربلاى اوست ـ هلاكت بنامند. تردیدى نیست كه هلاكت خواندن شهادت، آن هم شهادت شهداى كربلا و سیدالشهدا(ع) تحریفى بزرگ و بسیار ناجوانمردانه است.

 

در مورد زیارت عاشورا

در متن زیارت عاشورا، فقره‏اى است كه چنین خوانده مى‏شود: «اللّهم العن العصابة التى جاهدت الحسین.»29
تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir
پیداست كه در این عبارت تحریفى روى داده است و صورت صحیح عبارت باید یكى از دو شكل زیر باشد:

1 . «اللهم العن العصابة التى حاربت الحسین(ع)».

2. «اللهم العن العصابة التى جاحدت31 الحسین(ع)»32 زیرا احتمال دارد راوى زیارت و یا دیگران، هنگام شنیدن یا نوشتن و استنساخ كردن، دچار اشتباه شده باشند و عبارت صحیح «جاحدت» را به غلط «جاهدت» شنیده یا نوشته باشند.

اما احتمال بیشتر و نزدیك به واقع، همان صورت اول یعنى«حاربت» است كه در روایت كامل الزیارات آمده است. كتاب شریف كامل الزیارات، نوشته فقیه و محدّث جلیل‏القدر، ابوالقاسم جعفر بن محمد بن قولویه (متوفاى 367ق)، علاوه بر اینكه كتابى بسیار معتبر و مستند و مورد عنایت ویژه علماى شیعى است، قدیمى‏ترین كتابى است كه متن زیارت عاشورا را آورده است. و نویسنده آن از همه نویسندگانى كه متن مورد بحث را به صورت «جاهدت» نوشته‏اند، به زمان صدور روایت نزدیك‏تر بوده است

با توجه به مفهوم و معناى هر دو كلمه («حاربت» و «جاهدت)» نیز معلوم مى‏شود كه حق، همان عبارتِ «حاربت» است و «جاهدت» به هیچ وجه نمى‏تواند صحیح باشد ؛ چرا كه جنایتهاى دشمنان امام حسین(ع) را هرگز نمى‏توان جهاد خواند و گفت كه: «خدایا، آنها را كه با امام حسین(ع) جهاد كردند لعنت كُن!»

بى‏تردید جنایت آنان محاربه بود و جانیان عاشورا نیز محارب با خدا و رسول خدا(ص) و سید الشهدأ(ع) بودند. با دقت در عبارتهاى متن خودِ زیارت عاشورا نیز همین معنا ـ یعنى «حاربت» ـ دیده مى‏شود : «انّى سلم لمن سالمكم و حرب لمن حاربكم».

  

كل یوم عاشورا و كلّ ارضٍ كربلا

با این همه جاى بسى شگفتى است كه آن سخن ساختگى (كلّ یوم عاشورا و كلّ ارض كربلا) بدون دلیل و بى‏آنكه سند و مأخذى داشته باشد، همچنان پیوسته به امام صادق(ع) نسبت داده مى‏شود و شبانه‏روز از رسانه‏هاى عمومى و در محافل مذهبى، تبلیغ و ترویج مى‏گردد و برخى حتى آن را با تفصیل بیشترى چنین نقل مى‏كنند كه: كلّ یوم عاشورا، كلّ ارض كربلا، كلّ شهرٍ محرّم و كلّ فصل عزا.38 غافل از اینكه این سخن را هرگز سندى و مدركى، حتى به صورت مرسل و مقطوع یا ضعیف و سست هم نیست. چنان مى‏نماید كه این عبارت، شعار یا شعرى از شاعرى وابسته به حزبى جنگ طلب باشد.

 

تهیه و تنظیم برای تبیان: حسین عسگری

 

 


باز منتشر شده توسط rohisamadi در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط rohisamadi با 117936 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 93
     درج شده در 1212 روز و 14 ساعت و 40 دقیقه قبل
    

تربت حسینی کلید عرش الهی

 

چرا در متون دینى ما بر اهمیت و فضیلت سجده بر تربت امام حسین علیه‏السلام تأكید زیادى شده است؟

نماز، یكى از مهم‏ترین اعمال عبادى و پایه‏اى محكم براى خیمه شریعت اسلام به شمار مى‏آید. این عمل، بر اركانى استوار مى‏باشد كه یكى از آنها «سجده» است. سجده در هر نماز واجب و مستحب، باید گزارده شود؛ اما این كه سجده كردن بر چه چیزهایى درست است، باید گفت كه همه مذاهب اسلامى سجده كردن بر زمین و خاك را صحیح مى‏دانند؛ بلكه طبق روایات رسیده از پیامبر صلى‏الله‏علیه‏وآله سجده بر خاك فضیلت بیشترى دارد.

در روایات اسلامى برگذاشتن پیشانى - به هنگامى نماز - بر خاك امر شده است و این امر، اگر واجب بودن این عمل را ثبات نكند، بى‏شك بر فضیلت و مطلوب بودن آن دلالت دارد. از شخصى به نام «ابوصالح» چنین نقل شده است: «روزى نزد «ام سلمه» رفتم؛ پس، یكى از برادرزاده‏هایش وارد شد و شروع به خواندن نماز كرد؛ چون خواست به سجده رود، خاك را فوت كرد. ام سلمه گفت: اى فرزند برادر! خاك را فوت نكن؛ من شنیدم رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏وآله به غلامش «یسار» كه او نیز هنگام سجده كردن چنین كرد، فرمود: براى خدا، پیشانى‏ات را بر خاك گذار».1

 

این تربت مقدس و ممتاز

حال كه سجده كردن بر خاك برترى دارد، مى‏پردازیم به مسئله سجده بر تربت امام حسین علیه‏السلام. سرزمین كربلا همچون سرزمین مكه و مدینه، از تقدس و عظمت بالایى برخوردار است. در این باره، در كتاب‏هاى اهل سنت، روایات فراوانى نقل شده است؛ مثلاً این حدیث كه مى‏گوید: روزى امیرمؤمنان علیه‏السلام از سرزمین كربلا عبور كرد و مقدارى از خاك آن را برداشت؛ بویید و گریست و فرمود: «هفتاد هزار نفر از این مكان محشور مى‏شوند و بدون حسابرسى وارد بهشت مى‏گردند»2 یا این روایات كه از ام سلمه نقل شده است؛ «یك شب پیامبر صلى‏الله‏علیه‏وآله در حالى كه مضطرب بود، به بستر رفت و خوابید. آن گاه با اضطراب و نگرانى بیدار شد و دردستش خاك خون آلود بود كه آن را مى‏بوسید.

گفتم: این خاك چیست، اى رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏وآله؟ فرمود: جبرئیل به من خبر داد كه این ـ و به حسین علیه‏السلام اشاره كرد ـ در سرزمین عراق كشته مى‏شود. من به او گفتم: خاك آن زمین را كه قتلگاه اوست، به من نشان بده و این همان خاك است».3

هفتاد هزار نفر از این مكان محشور مى‏شوند و بدون حسابرسى وارد بهشت مى‏گردند

آرى، این سخنان در تقدیس خاك سرزمینى است كه نواده معصوم پیامبر صلى‏الله‏علیه‏وآله و گُل خوشبوى او، یعنى امام حسین علیه‏السلام، در آن به شهادت رسیده است.

حال اگر كسى این خاك مطهر را مُهر نماز خود قرار دهد و بر آن سجده كند، آیا جاى آن هست كه او را سرزنش كنیم و بر او عیب بگیریم و سجده و نمازش را نادرست بدانیم؟

 

این همه اصرار براى چیست؟

 

راستى چرا در متون دینى ما این همه بر اهمیت و ارزش تربت امام حسین علیه‏السلام و فضیلت سجده كردن بر آن تأكید شده است؟ تفاوت این خاك با خاك‏هاى دیگر در چیست و چه رازى در این خاك نهفته ا ست كه سجده كردن بر آن

تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir

حجاب‏هاى هفتگانه میان بنده و پروردگارش را مى‏درد 4 و شفاى دردهاى جسم و جان انسان است و آن را «دواى بزرگ‏تر»5 گفته‏اند؟ براى روشن شدن مطلب و پى‏بردن به سرّ این سفارش مهم دینى، توجه به دو نكته زیر ضرورى است:

1. هر انسان نمازگزارى مى‏تواند براى مطمئن بودن از طهارت سجده‏گاه خود، مقدارى خاك را كه از پاكى آن مطمئن است، با خود بردارد و هنگام نماز از آن استفاده نماید. این كار، در میان مسلمانان آغاز اسلام نیز انجام مى‏شده و منعى نداشته است. مى‏گویند «مسروق بن اجدع»، از راویان بزرگ اهل سنت، پاره‏اى خشت به همراه بر مى‏داشت و در سفرهایش، به هنگام نماز بر آن سجده مى‏كرد.

2. در نگاه ابتدایى، همه مكان‏ها و زمان‏ها مانند هم هستند و میان آنها تفاوتى نیست؛ اما همین مكان‏ها و زمان‏ها، وقتى با مقدسات یا با امور، اشخاص و وقایع مهم تاریخى نسبتى مى‏یابند، داراى ویژگى‏ها و مزایایى مى‏شوند و از دیگر مكان‏ها و اوقات متمایز مى‏گردند. كعبه یك چهار دیوارى، مانند دیگر ساختمان‏هاى دست‏ساز بشرى است؛ با این تفاوت كه با خداوند رابطه و نسبتى یافته و «خانه خدا» نام گرفته است و همین كافى است كه ما آن را داراى شأن و مرتبه‏اى خاص، با احكام و آیین‏هاى ویژه بدانیم كه همه مسلمانان باید آنها را رعایت كنند و به جاى آورند. دیگر مكان‏هاى مقدس و تاریخى و روزهاى مربوط به وقایع و رویدادها نیز چنین هستند و هر یك از جهتى اهمیت و اعتبار مى‏یابند و در ذهن‏ها و زبان‏ها ماندگار مى‏شوند.

رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏وآله و سلم فرمود: جبرئیل به من خبر داد كه این، و به حسین علیه‏السلام اشاره كرد ـ در سرزمین عراق كشته مى‏شود. من به او گفتم: خاك آن زمین را كه قتلگاه اوست، به من نشان بده و این همان خاك است»

پس از این دو نكته، اكنون مى‏پرسیم: چه چیز پیامبر صلى‏الله‏علیه‏وآله را بر آن داشت كه بر فرزندزاده‏اش بگرید و سوگوارى كند و تربت كربلا را ببوید و ببوسد؟ چه چیز باعث شد كه على علیه‏السلام هنگام عبور از كربلا، مشتى از خاك آنجا را ببوید و آن گاه آن قدر بگرید كه زمین از اشك‏هاى چشم آن حضرت خیس شود؟ این جا است كه هر انسان آزاده‏اى با اندكى تأمل به سرّ تربت مقدس كربلا و انتساب آن به خداى تعالى پى مى‏برد و این كه آن خاك از حرمتى بزرگ برخوردار است.

بى‏شك، سجده بر تربتى كه چنین عظمت و تقدسى دارد و از ذره ذره آن نداى تقرب به خداوند به گوش مى‏رسد و راز بزرگى و جلال و جبروت الهى در آن نهفته است و رموز عبودیت و خضوع، به آشكارترین صورت در آن تجلى یافته، سزاوارتر است و مى‏سزد كه هر انسان مسلمانى در هنگام سجده، پیشانى بر خاكى بگذارد كه آمیخته با «خون خدا»ست و مشام عاشقان فضیلت و آزادگى را مى‏نوازد و بوى دل‏انگیز توحید و شهادت در راه آن را در فضاى اعصار و قرون پراكنده مى‏سازد و براى همیشه الهام‏بخش حریت و رادمردى و فداكارى در راه خداست.

تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir

فرجام سخن این كه سجده كردن بر تربت امام حسین علیه‏السلام اگرچه مورد توصیه و سفارش فراوان است، اما در نزد شیعه از واجبات به شمار نمى‏آید و میان آن و دیگر خاك‏ها در جواز سجده فرقى نیست و برخلاف آن چه بعضى از جاهلان و بى‏خبرانِ از آرا و اندیشه‏هاى شیعه گمان كرده‏اند، چه بسا شیعیان در سفر و حضر از مُهر نمازهایى غیر از تربت امام حسین علیه‏السلام و از دیگر چیزهایى كه سجده بر آنها درست است، استفاده مى‏كنند؛ ولى با این همه معتقدند كه سجده بر آن تربت پاك و شریف، فضیلت بیشترى دارد و براى خشوع و خضوع بیشتر در برابر پروردگار یكتا، مناسب‏تر است.

 

محمدمهدى رضایى

تنظیم برای تبیان: حسین عسگری


پ1. كنزالعمال، ج 7، ص 465؛ مسنَد احمد، ج 6، ص 301.

2. مجمع الزوائد، ج 9، ص 191.

3. مستدرك الحاكم، ج 4، ص 398؛ سیر اعلام النبلاء، ج 3، ص 15.

4. امام صادق علیه‏السلام فرمود: «سجده بر تربت حسین علیه‏السلام، حجاب‏هاى هفتگانه را مى‏دَرد»؛ بحارالانوار، ج 82، ص 153و334.

5. همچنین آن حضرت فرمود: «خاك قبر حسین علیه‏السلام شفاى هر دردى است و آن بزرگ‏ترین شفاست»؛ من لایحضره الفقیه، ج 2، ص 599.


باز منتشر شده توسط rohisamadi در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط rohisamadi با 117936 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 118
     درج شده در 1212 روز و 14 ساعت و 41 دقیقه قبل
    

نهالی سبز ،برگ و باری سرخ

 

سؤال:

در این جا سؤالى پیش مى‏آید و آن این كه چطور شد امر بسیار عظیمى همانند امر به معروف و نهى از منكر با آن اهمیت‏شگفت انگیزش در جامعه‏اى كه مردم آن سر تا پا حسینى اند چنان هضم شده و تحلیل رفته است كه نه تنها انجام نمى‏گیرد - جز بسیار ضعیف - بلكه هر كس بخواهد انجام دهد مشكل پیدا مى‏كند؟ چگونه تكلیفى كه دین الهى همانند نماز براى همه افراد جامعه فرض نموده است نه تنها ترك مى‏شود، بلكه جو لازم براى انجام آن در میان مؤمنان وجود ندارد و این در حالى است كه جامعه، فرهنگ، اخلاق، اقتصاد و... از ناحیه انجام نگرفتن این وظیفه الهى هر روز متحمل ناهنجاریهاى زیاد شده و مى‏شود!؟

 

پاسخ:

به نظر مى‏آید كه این مشكل علل مختلفى داشته و دارد كه اینك به برخى از آنها اشاره مى‏شود:

1-  ناآگاهى و یا كم آگاهى عمومى از توجه به این فریضه الهى و در نتیجه عدم شناخت عمومى از معروف‏ها و منكرها كه طبعا این ناآگاهى موجب مى‏شود افراد در مقابل زمین ماندن فریضه و خطرات ناشى از آن حساسیت نشان ندهند، بنابراین باید آگاهى عمومى بالا برده شود و اهمیت موضوع توضیح داده شود.

بدیهى است در این مساله وظیفه آگاهان و دانشمندان و صاحبان بیان و قلم بسیار سنگین است و این گروه‏ها با توجه به مسئولیت‏سنگین الهى كه در مقابل نارسائى‏هایى جامعه به خصوص در مسائل فكرى دارند باید آگاهى عمومى را بالا برده و خطرات ترك این وظیفه مهم را گوشزد نمایند و از طریق ایجاد حساسیت لازم سعى كنند این وظیفه ترك نشود.

2-  گاه نگرانى و ترس از دست رفتن موقعیت اجتماعى یا ضررهاى مالى افرادى را از انجام این وظیفه باز مى‏دارد یعنى ممكن است افرادى از معروف‏ها و منكرها آگاهى داشته باشند ولى به اصطلاح مصلحت اندیشى كرده و براى منافع دنیوى مصالح دینى و عموم را فدا مى‏كند و از انجام امر به معروف و نهى از منكر خوددارى مى‏نماید بدیهى است كه منشا چنین رفتار در نبودن یا ضعیف بودن ایمان افراد است. (13)

وظیفه آگاهان و دانشمندان و صاحبان بیان و قلم بسیار سنگین است و این گروه‏ها با توجه به مسئولیت ‏سنگین الهى كه در مقابل نارسائى‏هایى جامعه به خصوص در مسائل فكرى دارند باید آگاهى عمومى را بالا برده و خطرات ترك این وظیفه مهم را گوشزد نمایند

ائمه (ع) در روایات متعدد چنین افراد را مورد توجه قرار داده مى‏فرمایند:

«... واعلموا ان الامر بالمعروف والنهى عن المنكر لن یقربا اجلا و لن یقطعا رزقا...; (14) ... بدانید كه امر به معروف و نهى از منكر هرگز مرگى را نزدیك نمى‏كنند و رزقى را قطع نمى‏نمایند.»

اسلام در ادوار مختلف آسیب‏هاى جبران‏ناپذیر از چنین افراد دیده است كه تاریخ اسلام پر از خیانت‏هاى چنین افراد است و چاره‏اى نیست جز این كه باید به تقویت ایمان چنین افراد اقدام بشود.

تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir

3- روح اسلام و مسلمین مرده است! در جامعه ظاهرا اسلام هست، شعائر اسلامى وجود دارند ولى روح اسلام در جامعه مرده است، به بركت انقلاب و معنویت رهبرى آن حضرت امام (ره) در ایام انقلاب و در دوره جنگ تحمیلى همانند صدر اسلام روحیه اسلامى در مسلمین زنده شد و لذا تحرك ایجاد كرد، شادابى آفرید، ولكن امروزه چنین نیست‏شاید مناسب‏ترین تعبیر براى امروز فرمایش امیرالمؤمنین (ع) است:

«... لبس الاسلام لبس الفرو مقلوبا; مردم جامه اسلام را مانند پوستین وارونه پوشیده‏اند.» (15)

یعنى مردم اسلام را هم دارند - منتسب به اسلام هستند - ولى آن را وارونه دارند نتیجه این كه اسلامى دارند بى‏خاصیت و بى‏اثر به قول مرحوم شهید مطهرى:

«اسلامى كه دیگر نمى‏تواند حرارت بدهد، نمى‏تواند حركت و جنبش ایجاد كند و نمى‏تواند بصیرت بدهد بلكه مثل یك درخت آفت زده‏اى است پژمرده‏» (16)

منشا چنین وضعیتى از این است كه مردم ظاهر اسلام را مى‏گیرند، ولى لب آن را مى‏گذارند و یا قسمتى از دین را عمل مى‏كنند و قسمت دیگر را ترك مى‏كنند «نؤمن ببعض و نكفر ببعض‏» از نظر قرآن كریم چنین افرادى مرده‏اند اگر بخواهند زنده شوند باید به فرمایش پیامبر خدا (ص) گوش فرا دهند. در آیه 24 سوره انفال آمده است كه:

اى مردم مؤمن دعوت پیامبرتان را بپذیرید پیامبرى كه شما را به آن حقیقتى دعوت مى‏كند كه شما را زنده مى‏كند پس مؤمنین قبل از پذیرفتن كامل فرمایش پیامبر زنده نیستند ولو متحرك اند و در میان مردم حركت مى‏كنند ولى مرده‏اى بیش نیستند زیرا آثار حیات، آگاهى و جنبش و حركت است كه وجود ندارد و یا بسیار ضعیف است و نیز از آثار دیگر حیات در یك مجموعه - جامعه - همبستگى میان اجزاء آن است و خاصیت مردگى متلاشى شدن اجزاء و متفرق شدن اعضاء مى‏باشد آیا مردم ما امروز آگاهى و جنبش و تلاش لازم را دارند آیا همبستگى در چه حد در میان افراد جامعه وجود دارد. اتحاد میان مسلمانان جهان در چه اندازه وجود دارد؟ ! پس نیاز مبرم و ضرورت جدى این است كه جامعه اسلامى تفكر خود را زنده بكند و تلقى خود از اسلام را عوض كرده لباس اسلام را وارونه نپوشد.

بدانید كه امر به معروف و نهى از منكر هرگز مرگى را نزدیك نمى‏كنند و رزقى را قطع نمى‏نمایند

4- عامل دیگر عدم برخورد مناسب آمرین به معروف و ناهیان از منكر و یا عامل نبودن خود آنان است كه در هر صورت انجام این وظیفه الهى با این كیفیت نه تنها نتیجه مورد نظر را نخواهد داد بلكه زمینه‏ها را نیز خراب كرده و جو را آلوده مى‏كند زیرا مثلا در جایى كه امر به معروف و نهى از منكر كننده از انجام این وظیفه برداشت‏خشونت كند و با چنین حالت‏با دیگران برخورد كند نتیجه از پیش معلوم است كه چه خواهد بود و یا در جایى كه خود چنین فرد به گفته هایش عامل نباشد در پذیرش حرف‏هاى او از دیگران چه انتظار مى‏رود؟ لذا در اسلام براى انجام امر به معروف و نهى از منكر شرایط بسیار دقیق و ظریف در نظر گرفته شده است كه باید افرادى كه متكفل چنین امرى مى‏شوند كاملا آمادگى لازم را داشته باشند.

تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir

5- عامل دیگر طرح مسائل و شبهات علمى و گاهى خلاف دین در رسانه‏هاى عمومى و ایجاد شبهه در باورهاى دینى مردم است مثلا طرح مسئله تساهل در روزنامه‏ها قطع نظر از این كه چنین مسئله‏اى در دین هست‏یا نه و قطع نظر از این كه طراحان آن در روزنامه‏ها نیت درست دارند یا نه، جز ایجاد شبهه در اعتقادات پاك مردم، فایده دیگر نخواهد داشت زیرا بسیار واضح است كه اكثریت‏خوانندگان روزنامه‏ها در حدى نیستند كه مسائل را از منظر علمى - دینى تحلیل كنند بنابراین طرح چنین مسائلى به نتیجه نخواهد رسید و این همان شبهه افكنى در باور دینى مردم است كه در نهایت‏حساسیت عمومى را نسبت‏به مسائل دینى تضعیف یا از بین خواهد برد، بنابراین به نظر مى‏رسد براى حفظ حرمت‏حریم اعتقادات مردم و لطمه ندیدن آن، بهتر است چنین شبهات كه نیاز به بحث علمى دارند در مجامع علمى مطرح شوند و اگر قرار است‏به رسانه‏ها كشیده شود در مجلات علمى مطرح شوند. و از این قبیل است مسائلى كه در فیلم‏ها مطرح مى‏شوند به خصوص فیلم‏هایى كه پیام اجتماعى و فرهنگى دارند، سازندگان آنها نه تنها باید از مسائل اطلاع كافى و درست داشته باشند از طرح مسائل شبهه‏انگیز نیز پرهیز كنند.

6- عامل دیگر وسوسه‏هاى شیطانى رسانه‏هاى فرامرزى بیگانگان و دشمنان است كه عمدتا با بزرگ نمایى نارسائیهاى موجود با هدف اغفال مخاطبان ناآگاه به خصوص نسل جدید انجام مى‏گیرد معمولا این تلاش‏ها در افرادى كارگر مى‏افتد كه اطلاع كافى از سابقه افتخارات مذهبى و ملى خود ندارد و با آنها بیگانه است و از طرفى از شگرد وسوسه‏هاى شیطانى دشمنان بى‏خبر است‏یعنى به نحوى در تحیر قرار دارد و لذا در عالم بى‏خبرى حساسیت لازم را نسبت‏به آنچه خود دارد نداشته و در مقام دفاع و امر به معروف و نهى از منكر بر نمى‏آید باید اذعان كرد كه متاسفانه دشمن این نقطه ضعف‏ها را خوب شناسایى كرده و در چند سال اخیر در تهاجم فرهنگى و فكرى خود، بیشترین استفاده را نموده است و ضربه‏هاى بسیارى را بر پیكر انقلاب وارد كرده است.

السلام على الحسین و على على بن الحسین و على اولاد الحسین و على اصحاب الحسین علیهم السلام اشهد انكم امرتم بالمعروف و نهیتم عن المنكر

اباعبدالله الحسین (ع) زمانى كه متوجه شدند مردم به خصوص حكومت، لباس اسلام را وارونه پوشیده است و هر روز فاصله از اسلام محمدى (ص) زیادتر مى‏شود و از شگردهاى مختلف در اغفال و انحراف مردم و زدودن حساسیت آن‏ها نسبت‏به دین استفاده مى‏شود و هر روز بیگانگى مردم از دین زیادتر مى‏شود سكوت را جایز نشمردند و براى اصلاح امت و دین جدش قیام نمودند و در این مسیر، جان خود و فرزندان و یارانش را فدا كردند و بعد از شهادت شهداء، اهل بیت‏بزرگوار امام (ع) كه تعلیم یافته مكتب حسینى بودند مرگ عزیزان را پایان خط ندانستند، بلكه از همان لحظه شهادت پرچم امر به معروف و نهى از منكر را به دوش گرفتند، هرگز به صورت یك جمعیت‏شكست‏خورده درنیامدند آنان همانند خود امام (ع) زنده ماندن یا كشته شدن را پایان كار ندانستند، بلكه آن وضعیت‏بسیار دلخراش دوره اسارت را زمینه مناسب براى انجام وظیفه الهى خود قرار دادند و در هر لحظه هدف مقدس حسینى را دنبال كردند و چه نیكو انجام دادند تا آن جا كه حادثه كربلا نه تنها فراموش نشد و از تحریف مصون ماند، بلكه آن حادثه دلخراش را اهل بیت امام (ع) در تاریخ به نفع حقیقت و

تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir

حقیقت جویان به ثبت رساندند و دغل بازان بنى‏امیه و یزید را رسوا نموده، چهره كفرآلودشان را واضح نمودند و بدین وسیله درخت اسلام را تا ابد سیراب نمودند، به نحوى كه یزیدهاى دیگر جرات جسارت به دین را پیدا نكرده و نخواهند كرد.

السلام على الحسین و على على بن الحسین و على اولاد الحسین و على اصحاب الحسین علیهم السلام اشهد انكم امرتم بالمعروف و نهیتم عن المنكر.

 

تهیه و تنظیم برای تبیان: حسین عسگری


1. منتهى الآمال، شیخ عباس قمى، ج‏1، ص‏289.

2. فرهاد میرزا، قمقام زخار، ج‏1، ص‏266، چاپ اسلامیه، 1362، تهران.

3. ابن اثیر، الكامل فى التاریخ، ج‏2، ص‏553، حوادث سال 61 در قسمت گفت و گوى امام (ع) با حر (ره) .

4. شیخ حر عاملى، وسائل الشیعه، ج‏11، كتاب امر به معروف و نهى از منكر، باب‏1، حدیث‏5، ص‏343.

5. سوره انعام، آیه‏65.

6. طبرسى، تفسیر مجمع البیان، ج‏4، ص‏315.

7. وسائل الشیعه، همان، حدیث‏4.

8. مطهرى، مرتضى، حماسه حسینى، ج‏2، ص‏45.

9. وسائل الشیعه، همان، حدیث‏18، ص‏398.

10. تفسیر نمونه، ج‏5، ص‏44، ذیل آیه مورد بحث.

11. وسائل الشیعه، همان، حدیث‏13، ص‏397.

12. همان، حدیث‏6، ص‏395.

13. همان، حدیث‏13، ص‏397.

14. همان، حدیث‏6 و 7، ص‏395 و حدیث‏24، ص‏399.

15. نهج البلاغه، فیض الاسلام، خطبه‏107، جمله آخر خطبه.

16. مطهرى، مرتضى، حق و باطل، صدرا، ص‏78.


باز منتشر شده توسط rohisamadi در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط rohisamadi با 117936 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 102
     درج شده در 1212 روز و 14 ساعت و 41 دقیقه قبل
    

سالار شهیدان‌ به‌ روایت‌ معصومان‌

 

مقدمه‌

سخن‌ معصومان‌ و گفتار آنان‌، یكی‌ از منابع‌ گهربار هدایت‌ انسان‌ و طریقی‌عرشی‌، برای‌ كشف‌ واقعیات‌ و درك‌ حقایق‌ جهان‌ خلقت‌ است‌ و معمار بنای‌ِ حیات‌ الهی‌انسان‌ می‌باشد.

«اءن‌ّ حدیثَنا یُحیی‌ الْقلوب‌َ» .

یكی‌ از موضوعاتی‌ كه‌ می‌توان‌ از طریق‌ حدیث‌ أهل‌ بیت‌ عصمت‌، موفق‌ به‌ كشف‌وفتح‌ گنج‌ آن‌ شد؛ شناخت‌ عظمت‌ وجودی‌ پیشوایان‌ معصوم‌ است‌.

معصومان‌ را از طریق‌ سخن‌ خود آنان‌ می‌توان‌ شناخت‌، زیرا معرفت‌ به‌ كنه‌عظمت‌ عرشی‌ معصوم‌، نیاز به‌ فهمی‌ معصومانه‌ دارد.

این‌ مقال‌ در مقام‌ شناخت‌ أبعادی‌ چند از أبعاد گسترده‌ و والای‌ معصومی‌ محبوب‌در عرش‌ وأرض‌ دارد، معصومی‌ كه‌ تمام‌ فرشتگان‌ و پیامبران‌ وامامان‌ وانسان‌های‌ باایمان‌، عشق‌ او را در دل‌، سوگ‌ او را در سینه‌ و اشك‌ غمش‌ بر گونه‌ دارند. او مصباح‌ هدی‌وسفینة‌ نجاة‌؛ یعنی‌ حسین‌ بن‌ علی‌(ع) است‌.

 

1ـ پیامبر گرامی‌ اسلام‌(ص)

ـ وجود حسین‌ از من‌ است‌ وبقای‌ من‌ از حسین‌؛

ـ طریق‌ محبوبیت‌ نزد خدا، عشق‌ به‌ حسین‌ است‌.

«حُسین‌ٌ مِنِّی‌ وَأنَا مِن‌ْ حُسین‌، أَحَب‌َّ اللهُ مَن‌ّ أحَب‌َّ حُسیْناً؛. حسین‌ از من‌ و من‌ ازحسینم‌، خداوند دوستداران‌ حسین‌ را دوست‌ دارد».

پیامبر گرامی‌ اسلام‌(ص) واسطة‌ فیض‌ خلق‌ وجود مقدس‌ امام‌ حسین‌(ع) و درسلسله‌ علل‌ وجودی‌ آن‌ امام‌ می‌باشند به‌ همین‌ جهت‌ می‌فرمایند: «حسین‌ منّی‌».

واز طرف‌ دیگر، امام‌ حسین‌(ع) نیز در سلسلة‌ علل‌، علت‌ بقای‌ دین‌ اسلام‌وماندگاری‌ آیین‌ محمدی‌ است‌؛ به‌ طوری‌ كه‌ اگر ایشان‌ و سیرة‌ شهادت‌ خواهانة‌ او نبود،دین‌ اسلام‌ و نام‌ پیامبر گرامی‌ اسلام‌ باقی‌ نمی‌ماند. فریاد عاشورایی‌ سالار شهیدان‌ درروز عاشورا نشان‌ از این‌ مطلب‌ دارد.

به‌ همین‌ جهت‌ پیامبر گرامی‌ اسلام‌ می‌فرماید: «وأنا من‌ حسین‌».

از همین‌ رو، این‌ دو وجود عرشی‌ در سلسلة‌ علل‌ تحقق‌ و بقای‌ یك‌ دیگر قراردارند. وآن‌ كلام‌ نبوی‌ گویای‌ وحدت‌ ویگانگی‌ وجودی‌ و ارزشی‌ این‌ دو ستارة‌درخشان‌عالم‌ وجود است‌؛ چنان‌ كه‌ حكما نیز می‌گویند: علت‌ مبقیه‌ همان‌ علت‌ مُوجده‌است‌.

خاتم‌ پیامبران‌(ص) در آخر به‌ مطلبی‌ مهم‌ و به‌ عاملی‌ برای‌ فتح‌ گنج‌ محبت‌ خداتصریح‌ می‌كنند و می‌فرمایند: یكی‌ از كلیدهای‌ گشایش‌ باب‌ محبت‌ خدا، دوستی‌ومحبت‌ به‌ حسین‌(ع) است‌. و این‌ حكمتی‌ حكیمانه‌ است‌ برای‌ آنانی‌ كه‌ سلوك‌ نظری‌وعملی‌ عروج‌ به‌ قلة‌ محبت‌ خدای‌ را طالبند.

حسین‌ از من‌ و من‌ ازحسینم‌، خداوند دوستداران‌ حسین‌ را دوست‌ دارد

2ـ امیر مؤمنان‌ علی‌ بن‌ أبی‌ طالب‌(ع)

ـ قائم‌ آل‌ محمد (عج‌) از نسل‌ حسین‌(ع) است‌.

ـ ویاوران‌ مهدی‌، مخلصان‌ با ایمان‌ و ولایت‌ مداران‌ شیعه‌ هستند.

«التاسع‌ من‌ وَلْدِك‌ ـ یا حسین‌ ـ هو القائم‌ بالحق‌ِّ المُظهر بالدِّین‌ الباسِط‌ُ للعَدْل‌ِ.

قال‌ الاءمام‌ الحسین‌(ع) : یا أمیر المؤمنین‌! اءن‌ّ ذلك‌ لكائن‌؟: .

اءی‌، والَّذی‌ بَعث‌َ مُحمَّداً بالنَّبوَّة‌ واصْطَفاه‌َ علی‌ جمیع‌ البریَّة‌، ولكن‌ بعد غیْبة‌ٍ وحَیْرة‌ٍلایثبت‌ُ فیها علی‌ دینه‌ اءلاَّ المُخلِصُون‌

تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir

المُبَاشرون‌َ لرُوح‌ِ الیقین‌ِ الّذین‌ أََخَذ الله میثاقَهُم‌بولایتنا وكَتَب‌َ فی‌ قلوبهم‌ الاءیمان‌َ وَأَیَّدَهْم‌ بَروْح‌ٍ منْه‌!؛

ای‌ حسین‌! نهمین‌ فرزند از نسل‌ تو، كسی‌ است‌ كه‌ حق‌ را به‌ پا دارد و دین‌ را آشكاركند و عدل‌ را بگستراند.

ـ ای‌ امیرمؤمنان‌! بی‌گمان‌ این‌ وعده‌ واقع‌ می‌شود؟.

ـ آری‌، قسم‌ به‌ آن‌ كه‌ محمد را به‌ پیامبری‌ برگزید و او را بر تمامی‌ جهانیان‌ برتری‌بخشید.

ولی‌ این‌ حادثه‌ بعد از غیبتی‌ طولانی‌ وحیرت‌ وسردرگمی‌ بسیار تحقق‌ خواهدیافت‌.

در آن‌ زمان‌ ـ زمان‌ غیبت‌ ـ تنها آنان‌ كه‌ اهل‌ اخلاص‌ و در دل‌ یقین‌ دارند، بردین‌خدا باقی‌ باشند. خداوند از آنان‌ وعدة‌ پیروی‌ ولایت‌ ما گرفته‌ و در قلب‌هایشان‌ایمان‌نگاشته‌ و خود به‌ ایشان‌ توفیق‌ عطا نموده‌ است‌».

 

3ـ فاطمه‌ زهرا سلام‌3

ـ بر فرزندم‌ حسین‌ گریه‌ می‌كنم‌ و شما نیز بر شهادتش‌ اشك‌ ریزید..

«قالت‌ فاطمة‌ الزهراء3 : یا أبتاه‌! من‌ یَقتْل‌ُ ولدی‌ وقُرَّة‌َ عَیْنی‌ وثمرة‌َ فُؤادی‌؟.

قال‌ رسول‌ الله (ص): شرُّ أمَّة‌ٍ مِن‌ْ أُمَّتِی‌..

قالت‌: اءقرء جبرئیل‌ منّی‌ السلام‌ وقل‌ له‌ فی‌ أی‌ّ مَوْضع‌ٍ یُقْتَل‌ُ!.

قال‌: فی‌ موضع‌ٍ یقال‌ له‌ كربلاءُ؛

حضرت‌ فاطمة‌ زهرا: ای‌ پدرم‌! چه‌ كسی‌ فرزندم‌ و نور چشم‌ ومیوة‌ دلم‌ رامی‌كشد؟.

پیامبر گرامی‌ اسلام‌ (ص)پاسخ‌ داد: بدترین‌ گروه‌ از امت‌ من‌.

ـ پدرم‌ از جانب‌ من‌ بر جبرئیل‌ درود فرست‌ وبپرس‌ در كجا او را می‌كشند؟.

ـ در مكانی‌ به‌ نام‌ كربلا».

آن‌ بانو گاهی‌ بر مصیبت‌ فرزندش‌ به‌ سوگ‌ می‌نشست‌ واین‌ گونه‌ نوحه‌ گری‌می‌كرد:

أَبكنِی‌ وَأَبك‌ لیتَامی‌' وَلاتَنْس‌ِقَتیل‌َ العِدَاء بِطَف‌ِّ الْعِرَاق‌ِ

-بر من‌  ]ای‌ علی‌[ و بر یتیمانم‌ گریه‌ كن‌ و از خاطر مبر شهیدی‌ كه‌ به‌ دست ‌دشمنان‌ در كربلای‌ عراق‌ به‌ شهادت‌ می‌رسد.

فَسوْف‌َ أُعْطِیه‌ِ وَلا أُبَالِی‌وَأْوْثِرَ اللهَ عَلَی‌ عِیَالِی‌

أمسُوا جِیَاعاً وَهم‌ْ أَشْبالی‌أَصْغَرُهُم‌ْ یقْتَل‌ْ فی‌ الْقِتَال‌ِ

بكَرْبَلاء یقْتَل‌ْ بِاغتِیَال‌ِلِقَاتِلِیه‌ِ الوَیْل‌ُ مَع‌ْ وَبَال‌ِ

یَهوِی‌ به‌ النَّار اءلَی‌ سِفال‌ِكَبولُه‌ُ زَادَت‌ْ عَلَی‌ الاكْبَال‌ِ

- به‌ زودی‌ به‌ آن‌ گرسنه‌ طعام‌ خواهم‌ بخشید و از گرسنگی‌ خود و خانواده‌ام‌ باكی‌ ندارم‌ و رضایت‌ خدا را بر فرزندان‌ مقدم‌ می‌دارم‌.

- فرزندانم‌ شب‌ را با گرسنگی‌ سپری‌ می‌كردند، عزیزانی‌ كه‌ كوچكترین‌ آنان‌ درجنگ‌ به‌ شهادت‌ خواهد رسید.

- در كربلا، با حیله‌ وتزویر او را می‌كشند، بر قاتلان‌ او عذاب‌ وخواری‌ باد!

- آتش‌ جهنم‌ آنان‌ را در برخواهد گرفت‌ و به‌ بدترین‌ مكان‌ جهنم‌ سقوط‌ می‌كنند وهر لحظه‌ خواری‌ و ذلت‌ آنان‌ بیشتر خواهد شد.

 امام‌ حسین‌(ع) نیز در سلسلة‌ علل‌، علت‌ بقای‌ دین‌ اسلام‌وماندگاری‌ آیین‌ محمدی‌ است‌

تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir

4- امام‌ حسن‌ مجتبی‌ (ع)

ـ روز شهادتت‌ ـ ای‌ حسین‌ ـ همتا ندارد.

ـ در مصیبت‌ تو ای‌ حسین‌  آسمان‌ وزمین‌ خون‌ گریند.

«لایَوْم‌َ كیوْمِك‌ ـ یا أبا عبدالله! ـ یَزْدَلَف‌ُ اءلیْك‌َ ثل'ثُون‌َ أَلْف‌ِ رَجُل‌ٍ یَدَّعُون‌َأَنَّهم‌ مِن‌ْأُمَّة‌ِجَدِّنَا محمّد(ص) ویَنْتَحَلُون‌َ دین‌َ الاسلام‌ فَیجْتَمَعُون‌َ عَلَی‌ قَتْلِك‌ وَسَفْك‌ دَمِك‌َوانتَهاك‌حَرَمك‌ُ وسَبْی‌ ذَرَاریك‌َ وَنِسَائِك‌َ وَانتَهَاك‌ ثقلِك‌ فَعِنْدَهَا تَحِل‌ُّ بَبِنی‌ أُمیّة‌َاللعْنة‌َوَتمْطَرَ السَّمَاء رِماداً ودَماً یَبْكِی‌ عَلَیْك‌َ كُل‌ُّ شی‌ءٍ حَتّی‌ الوحُوش‌ فی‌ الفَلوات‌ِوالحیتَان‌ِ فی‌ البِحَار؛

ابا عبدالله! هیچ‌ روزی‌ همانند روز ـ شهادت‌ ـ تو نباشد، سی‌ هزار مردانی‌ كه‌ ادعامی‌كنند از امت‌ جدمان‌ محمد (ص) باشند و خود را مسلمان‌ می‌پندارند به‌ سویت‌ هجوم‌می‌آورند، آنها بركشتن‌ تو و ریختن‌ خونت‌ وهتك‌ حرمتت‌ واسارت‌ فرزندان‌ و همسران‌ توو شكستن‌ قدرتت‌ گردهم‌ می‌آیند. در این‌ گاه‌ نفرین‌ خدا بر بنی‌ امیه‌ نازل‌ شود و آسمان‌خاكستر وخون‌ بارد و بر تو تمام‌ كائنات‌ بگریند، حتی‌ حیوانات‌ وحشی‌ در بیشه‌ زارها وماهیان‌ در دریاها».

 

5- امام‌ حسین‌ (ع)

ـ ما حزب‌ خدا، فرزند پیامبر خدا و خاندان‌ معصوم‌ او می‌باشیم‌.

ـ ما هم‌ ردیف‌ قرآن‌ و واجب‌ الاءطاعه‌ در قرآنیم‌.

نَحْن‌ُ حِزْب‌ُ اللهِ الغَالِبوُن‌َ وَعِترة‌ رَسُول‌ِ الله الاقربُون‌َ وَأهل‌ُ بَیتِه‌ِ الطَّیِّبُون‌َ وَأَحَدُالثقلیْن‌ِ الَّذَیْن‌ِ جَعَلَنَا رَسُول‌ُ اللهِ ثَانی‌ كتاب‌ِ الله ـ تَبَارَك‌ وتَعالی‌ ـ الذی‌ فِیه‌ِ تَفْصِیل‌ كُل‌ِّ شی‌ءٍلاَ یأْتیه‌ البَاطِل‌ من‌ْ بَیْن‌ِ یَدْیه‌ وَلا من‌ خلفِه‌ِ المعوَّل‌ عَلَیْنَا فی‌ تفْسِیره‌ِ وَلاَ یَبْطینَا تأویلُه‌ُ بَل‌ْنَتبّع‌ُ حَقَائقَه‌ُ، فأَطیعُونَا فان‌َّ طَاعَتَنَا مَفُروضَة‌ٌ اءذ كانَت‌ بطاعَة‌ِ اللهِ مَقُرونَة‌ٍ.  قال‌َ اللهُ ـ عَزَّوَجَل‌َّـ:

(أَطِیعوُا الله وأَطیعُوا الرَّسُول‌َ وَ أُولی‌ الامرِ مْنِكُم‌ْ).

 

6- امام‌ علی‌ بن‌ الحسین‌ زین‌ العابدین‌ (ع)

ـ بهای‌ اشك‌ بر شهادت‌ امام‌ حسین‌(ع) بهشت‌ است‌.

ـ مزد سختی‌ دیدن‌ در راه‌ ولایت‌ اهل‌ بیت‌، نجات‌ از دوزخ‌ است‌.

«أیّما مُؤمِن‌ٍ دَمَعَت‌ْ عَیْنَاه‌ُ لِقَتْل‌ِ الحُسین‌ِ بن‌ علّی‌(ع) دَمْعَة‌ً حَتَّی‌' تَسیِل‌ عَلَی‌ خَدِّه‌ِ فِینالاذی‌ً مَسَّنَا مِن‌ْ عَدَّوِنا فی‌ الدنیا بوَّأه‌ُ اللهُ بِهَا فی‌ الجَنَّة‌ِ مَبَوَّأ صِدْق‌ٍ..

وَأَیُّما مُؤمن‌ٍ مَسَّه‌ُ أذی‌ً فِینا فَدَمَعت‌ْ عَیْناه‌ُ حَتَّی‌ تَسیِل‌ عَلَی‌ خدِّه‌ِ مِن‌ْ مَضَاضَة‌ٍ مَاأوذِی‌ فِینا صَرَف‌َ اللهُ عَن‌ْ وَجْهِه‌ِ الاذَی‌ وَآمَنَه‌ُ یَوْم‌َ القیامة‌ِ مِن‌ْ سخطِه‌ِ والنّارِ. ؛

هر انسان‌ با ایمان‌ ـ شیعه‌ای‌ ـ بر شهادت‌ حسین‌ بن‌ علی‌(ع) اشكی‌ بریزد وبرگونه‌اش‌ روان‌ گردد و برگرفتاری‌هایی‌ كه‌ دشمنان‌ ما در دنیا بر ما روا داشته‌اند، زاری‌ كند؛خداوند جای‌ گاه‌ راست‌ پیشگان‌ را در بهشت‌ نصیب‌ او گرداند.

وهر شیعه‌ای‌ در راه‌ ما به‌ او آزاری‌ رسد و اشكی‌ ریزد، خداوند گرفتاری‌ها را از او دورسازد و روز قیامت‌ او را از شداید و آتش‌ در امان‌ دارد».

ای‌ حسین‌! نهمین‌ فرزند از نسل‌ تو، كسی‌ است‌ كه‌ حق‌ را به‌ پا دارد و دین‌ را آشكاركند و عدل‌ را بگستراند

7- امام‌ محمد باقر(ع)

ـ بقای‌ امامت‌ در نسل‌ امام‌ حسین‌(ع) پاداش‌ شهادت‌ ایشان‌.

ـ شفا از تربت‌ وقبولی‌ دعا نزد قبرش‌ و به‌ حساب‌ نیامدن‌ مدت‌ زیارتش‌ از عمرزائرش‌، مزدِ به‌ خون‌ غلطیدن‌ ایشان‌ است‌.

«اءِن‌َّ الله ـ تَعَالی‌' ـ عَوَّض‌َ الحسُین‌َ مِن‌ْ قَتْلِه‌ِ أن‌ْ جَعَل‌َ الاءمَامَة‌َ فِی‌ ذُرِیَّتِه‌ِ وَ الشَّفَاءَ فی‌تُرْبَتِه‌ِ وَاءجَابَة‌َ الدُّعَاء عِنْدَ قُبرِه‌ِ وَلا تُعَدُّ أَیَّام‌ُ زائریه‌ جائیاً وراجعَاً مِن‌ْ عُمْرِه‌ِ؛

خداوند متعال‌ در مقابل‌ شهادت‌ امام‌ حسین‌(ع) به‌ ایشان‌ چند چیز عطا نمود:

امامت‌ را در نسل‌ ایشان‌ قرار داد، تربت‌ او را شفای‌ درد كرد، دعا نزد قبرش‌ رابرآورده‌ گرداند و مدت‌ زمان‌ زیارت‌ و رفت‌ و برگشت‌ زائرش‌ جزء مدت‌ زمان‌ عمرش‌محسوب‌ نگرداند».

آن‌ حضرت‌ فرمود:

تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir

ـ قیام‌ قائم‌ آل‌ محمد -عجل‌ الله تعالی‌ فرجه‌ الشریف‌- در روز عاشورا است‌.

ـ ظهور حضرت‌ مهدی‌ -عجل‌ الله تعالی‌ فرجه‌ الشریف‌- نشان‌ از عاشورا دارد.

«یُخْرْج‌ُ القَائم‌َ(ع) یَوْم‌َ السَّبْت‌ِ یَوْم‌َ عَاشُورَاءَ الیوم‌َ الذِی‌ قُتِل‌َ فِیه‌ِ الحُسَین‌ُ علیه‌السلام‌؛

قائم‌ آل‌ محمد -عجل‌ الله تعالی‌ فرجه‌ الشریف‌- در روز شنبه‌ كه‌ مصادف‌ با روزعاشوراست‌، قیام‌ كند وظاهر گردد. آن‌ روز، روزی‌ است‌ كه‌ امام‌ حسین‌(ع) در آن‌ به‌شهادت‌ رسید».

 

8- امام‌ صادق‌(ع)

ـ هنر عاشورایی‌ مزد خدایی‌ دارد.

ـ ادبیات‌ متعهد و تعهد أدبی‌ تأیید ولایت‌ دارد.

«مَا مِن‌ْ أَحَدٍ قَال‌ فی‌ الحُسَیْن‌ِ شعراً فَبَكی‌ وَأَبْكَی‌ بِه‌ِ اءِلاّ' أوْجَب‌َ اللّ'ه‌ لَه‌ُ الجنَّة‌َ وَغَفَرلَه‌ُ؛

بی‌ گمان‌ هر كس‌ در سوگ‌ امام‌ حسین‌(ع) شعری‌ بگوید وخود بگرید و بگریاند،خداوند او را ببخشاید و بهشت‌ را بر او واجب‌ گرداند».

 

9- امام‌ كاظم‌ (ع)

ـ عرفان‌ زائر، كلید غفران‌؛

ـ زیارت‌ حسین‌(ع) موجب‌ نجات‌.

«مَن‌ زارَ قَبَر الحسْین‌ِ عَارِفاً بِحَقّه‌ِ غَفَرَالله لَه‌ُ مَا تَقَدَّم‌َ مِن‌ْ ذَنبِه‌ِ وَمَا تَأَخَّرَ؛

هر كس‌ با معرفت‌ به‌ حقانیت‌ امام‌ حسین‌(ع) قبرش‌ را زیارت‌ كند، خداوند گناهان‌پیشین‌ و پسین‌ او را ببخشاید».

طریق‌ محبوبیت‌ نزد خدا، عشق‌ به‌ حسین‌ است‌

10- امام‌ رضا(ع)

ـ اولویت‌ اشك‌ بر سوگ‌ امام‌ حسین‌(ع)؛

ـ عزای‌ فرشتگان‌ در حرم‌ حسینی‌ تا قیام‌ مهدی‌ با نوای‌ «یا لثارات‌ الحسین‌»است‌.

«اءن‌ كُنْت‌َ باكیاً لشی‌ءٍ فابْك‌ِ للْحُسَیْن‌ِ بن‌ِ علی‌ بن‌ أبی‌ طالب‌ٍ(ع) فَانّه‌ ذُبح‌ كمْا یذْبَح‌َالكبش‌ُ وقُتِل‌َ مَعَه‌ْ مِن‌ْ أهل‌ بیتِه‌ِ ثمانیة‌ُ عشرَ رَجَلاً مَا لَهم‌ فی‌ الارض‌ِ شبیهون‌َ، وَلَقد بَكت‌

السموات‌ُ السبع‌ُ والارضون‌َ لقتلِه‌ِ وَلَقَدَ نَزَل‌َ اءلی‌ الارض‌ِ الملائكة‌ُ أَرْبعة‌ آلاف‌ٍ لنصرِه‌ِفوجدَوُه‌ُ قَدْ قُتِل‌َ فُهُم‌ْ عنَد قبرِه‌ِ شُعْث‌ٌ غبرٌ اءلی‌' أن‌ْ یَقُوم‌َ القائم‌ فیكونون‌َ مِن‌ْ أنصارِه‌ِوشعارُهم‌: یا لثارات‌ِ الحسین‌ِ(ع)؛

اگر می‌خواهی‌ برای‌ چیزی‌ زاری‌ كنی‌، برای‌ حسین‌ بن‌ علی‌(ع) گریه‌ كن‌؛ او را سربریدند وبه‌ همراهش‌ هیجده‌ نفر از خانواده‌اش‌ كه‌ انسان‌ هایی‌ بی‌ نظیر بودند كشتند.هفت‌ آسمان‌ وتمام‌ زمین‌ بر شهادتش‌ گریستند و چهار هزار فرشته‌ای‌ كه‌ از آسمان‌ برای‌یاریش‌ آمده‌ بودند و او را كشته‌ یافتند، در كنار قبرش‌، عزادار وغمگین‌ باقی‌ مانده‌اند، تااین‌ كه‌ قائم‌ آل‌ محمد ظهور كند و به‌ یاریش‌ بشتابند وشعار آنان‌ این‌ است‌: ای‌ خون‌خواهان‌ حسین‌!».
تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir

11- امام‌ جواد(ع)

ـ نفرین‌ خدا بر قاتلان‌ حسین‌ (ع)؛

ـ قاتلان‌ از ضیافت‌ الهی‌ و درك‌ عیدِ آن‌ محروم‌اند.

«اءن‌ّ الناس‌َ لمَّا قَتَلُوا الحسین‌َ بن‌ علی‌ّ: أمَر اللهَ ـ عَزَّوَجَل‌َّ ـ ملَكاً ینادی‌ أیُتُهَاالاُمة‌ُ الظّالِمة‌ القاتلة‌ُ عِترَة‌ نبیِّها لاوَفَقَكُم‌ اللهُ لصَوم‌ٍ وَلاَ فِطْرٍ؛

آن‌ گاه‌ كه‌ ـ ستم‌پیشگان‌ ـ امام‌ حسین‌ بن‌ علی‌(ع) را به‌ شهادت‌ رسانند، خداوندمتعال‌ به‌ فرشته‌ای‌ فرمان‌ داد كه‌ فریاد كشد و این‌ چنین‌ گوید:.

ای‌ امت‌ ستمگر و قاتل‌ فرزند پیامبر، خداوند شما را به‌ روزه‌ و درك‌ عید فطر موفق‌ندارد».

 

12ـ امام‌ هادی‌(ع)

ـ ثواب‌ زائران‌ حسینی‌؛

ـ پیام‌ غفران‌ نبوی‌ برای‌ آنان‌.

«مَن‌ خَرَج‌َ من‌ْ بَیْته‌ٍ یُریدُ زیارَة‌َ الحسین‌ِ(ع) فَصَارَ اءلی‌ الفرات‌ِ فَاغتسَل‌َ منه‌ْ كَتَب‌َ اللهُمِن‌َ المُفْلحین‌َ؛ فَاءذَا سَلَّم‌َ عَلَی‌ أبی‌ عبدالله كَتَب‌َ اللهُ مِن‌َ الفَائزین‌؛ فَاءذَا فَرَغ‌َ مِن‌ْ صَلوتِه‌ِ أتاه‌مَلَك‌ فَقَال‌: اءن‌َّ رَسول‌ اللّ'ه‌(ص) یقرِئُك‌ السَّلام‌ُ ویقُول‌َ لك‌: أمَّا ذُنوبُك‌َ فَقَد غَفَرَلَك‌َ؛ استأنِف‌ِالْعَمَل‌َ؛

هر كس‌ به‌ قصد زیارت‌ امام‌ حسین‌(ع) از خانه‌ خارج‌ شود و از فرات‌ غسل‌ كند،خداوند او را از رستگاران‌ به‌ شما آورد و آن‌ گاه‌ كه‌ بر ابی‌ عبدالله(ع) درود فرستد، او را ازكام‌یابان‌ قرار دهد و آن‌ گاه‌ كه‌ نماز زیارت‌ به‌ پایان‌ رساند فرشته‌ای‌ نزد او آید و بگوید

پیامبر خدا بر تو درود فرستاد و فرمود: گناهان‌ تو بخشوده‌ شد، دوباره‌ به‌ عمل‌ وانجام‌ دادن‌ تكالیف‌ شروع‌ نما».

 

13- امام‌ حسن‌ عسكری‌(ع)

ـ زیارت‌ اربعین‌ حسینی‌ نشانة‌ شیعه‌.

ـ یاد مرگ‌ امام‌ حسین‌(ع) نماد وفای‌ شیعه‌.

«علامات‌ُ المؤمِن‌ِ خمس‌ُ: صلاة‌ً الخمسین‌ وزیارة‌ الاربعین‌َ والتختُم‌ بالیمین‌ِوتعفیُر الجبین‌ِ والجْهر ب «بسم‌ الله الرحمن‌ الرحیم‌؛

نشانة‌ انسان‌ شیعه‌ پنج‌ چیز است‌: انجام‌ نمازهای‌ واجب‌ و مستحب‌، خواندن‌زیارت‌ اربعین‌ سالار شهیدان‌، انگشتر به‌ دست‌ راست‌ داشتن‌ و پیشانی‌ برخاك‌ نهادن‌ وآشكارا «بسم‌ الله الرحمن‌ الرحیم‌» گفتن‌».

ما هم‌ ردیف‌ قرآن‌ و واجب‌ الاءطاعه‌ در قرآنیم‌

14- امام‌ زمان‌ حضرت‌ حجت‌ بن‌ الحسن‌ عجل‌ الله تعالی‌ فرجه‌ الشریف‌

1 ـ یاد حسین‌ (ع)موجب‌ اندوه‌ وغم‌ پیامبران‌.

2 ـ یحیی‌ و حسین‌ دو سر به‌ نیزه‌ از نسل‌ِ عرشیان‌.

«هذه‌ الحروف‌ من‌ أنباء الغیب‌ أطلع‌ الله علیها عبده‌ زكریا ثم‌ّ قصها علی‌محمّد(ص)؛ و ذلك‌ أن‌ّ زكریا سأل‌ ربّه‌ یعلّمه‌ الاسماء الخمسة‌ فأهبط‌ علیه‌ جبرائیل‌ فعلّمه‌اءیّاها، فكان‌ زكریا اءذا ذكر محمّداً وعلّیا وفاطمة‌ والحسن‌ سُرِّی‌ عنه‌ همّه‌ وانجلی‌ كربه‌واءذا ذكر الحسین‌ خنفته‌ العبرة‌ ووقعت‌ علیه‌ البهرة‌..

فقال‌ ذات‌ یوم‌: اءلهی‌! ما بالی‌ اءذا ذكرت‌ أربعاً منهم‌ تسلّیت‌ُ بأسمائهم‌ من‌ همومی‌واءذا ذكرت‌ الحسین‌ تدمع‌ عینی‌ و تثور زُفرتی‌؟.

تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir

فأنباه‌ الله ـ تبارك‌ وتعالی‌' ـ عن‌ قصّته‌، فقال‌: (كهیعص‌) فالكاف‌ اسم‌ «كربلاء»والهاء «هلاك‌ العترة‌» والیاء «یزید» وهو ظالم‌ الحسین‌، والعین‌ «عطشه‌»؛ والصاد«صبره‌» فلمّا سمع‌ بذلك‌ زكریا علیه‌ السلام‌ لم‌ یفارق‌ مسجده‌ ثلاثة‌ أیّام‌ ومنع‌ فیهن‌ النّاس‌من‌ الدخول‌ علیه‌ وأقبل‌ علی‌ البكاء والنحیب‌: اءلهی‌! أتفجِع‌ُ خیر جمیع‌ خلقك‌ بولده‌؟اءلهی‌! أتنزل‌ بلوی‌ هذه‌ الرزیّة‌ بفناءه‌؟.

اءلهی‌! أتلبس‌ علیا وفاطمة‌ ثوب‌ هذه‌ المصیبة‌؟ اءلهی‌ تحل‌ّ كربة‌ هذه‌ المصیبة‌بساحتهما؟.

ثم‌ّ كان‌ یقول‌: اءلهی‌! ارزقنی‌ ولداً تقرّ به‌ عینی‌ علی‌ الكبر فاءذا رزقتنیه‌ فافتنی‌ بحبّه‌ثم‌ّ أفجعنی‌ به‌ كما تفجع‌ محمّداً حبیبك‌ بولده‌..

فرزقه‌ الله «یحیی‌» وفجعه‌ به‌ وكان‌ حمل‌ یحیی‌ ستة‌ أشهر وحمل‌ الحسین‌ كذلك‌؛

حضرت‌ مهدی‌ -عجل‌ الله تعالی‌ فرجه‌ الشریف‌- درباره‌ تأویل‌ وتفسیر آیه‌(كهیعص‌) فرموده‌ است‌:

این‌ حروف‌ از اخبار غیب‌ الهی‌ است‌ كه‌ بنده‌اش‌ حضرت‌ زكریا را به‌ آن‌ آگاه‌ كرده‌است‌. سپس‌ خداوند آن‌ را برای‌ حضرت‌ محمد(ص) بیان‌ نموده‌ است‌. آن‌ قصه‌ این‌ چنین‌است‌:

روزی‌ حضرت‌ زكریا از خداوند خواست‌، او را به‌ اسمای‌ پنج‌ گانه‌ آگاه‌ نماید. جبرئیل‌از آسمان‌ فرود آمد و به‌ او این‌ اسم‌ها را ]محمد، علی‌، فاطمه‌، حسن‌ وحسین‌[ یاد داد.هرگاه‌ زكریا نام‌ محمد وعلی‌ وفاطمه‌ وحسن‌ را به‌ زبان‌ می‌آورد، اندوه‌ از او دور وغمش‌برطرف‌ می‌شد، ولی‌ به‌ هنگام‌ نام‌ حسین‌(ع) گریه‌ مجال‌ به‌ او نمی‌داد وجان‌ او از غم‌ درسینه‌ حبس‌ می‌شد.

روزی‌ به‌ خدا عرض‌ كرد: خدایا! چرا هرگاه‌ نام‌ آن‌ چهار تن‌ را بر زبان‌ جاری‌می‌سازم‌، از غم‌ واندوه‌ تسلّا پیدا می‌كنم‌، ولی‌ با ذكر حسین‌ اشك‌ هایم‌ سرازیر وچون‌سیل‌ روان‌ می‌شود؟.

خداوند داستان‌ حسین‌(ع) را برای‌ او چنین‌ بیان‌ كرد (كهیعص‌) حرف‌ كاف‌علامت‌ «كربلا» است‌ وحرف‌ هاء اشاره‌ به‌ «هلاكت‌» او وشهادت‌ خاندانش‌ دارد و حرف‌ یاءاشاره‌ به‌ «یزید» است‌ كه‌ جفای‌ حسین‌(ع) می‌كند و حرف‌ عین‌ رمز «عطش‌» وتشنگی‌امام‌ است‌ وحرف‌ صاد نشانة‌ «صبر» واستقامت‌ اوست‌.

همین‌ كه‌ زكریا این‌ مطلب‌ را شنید؛ سه‌ روز در محل‌ عبادت‌ خود بماند و مردم‌ را ازدیدارش‌ منع‌ كرد و خود به‌ گریه‌ و نوحه‌ سرایی‌ پرداخت‌. می‌گفت‌: خدایا! آیا بهترین‌مخلوقت‌ را به‌ شهادت‌ فرزندش‌ گرفتار می‌كنی‌؟ خدایا! آیا بر او این‌ مصیبت‌ و شهادت‌فرزندش‌ نازل‌ می‌نمایی‌؟ خدایا! آیا بر علی‌ وفاطمه‌ لباس‌ عزا می‌پوشانی‌؟ خدایا! آیا آثاراین‌ سوگ‌ را بر چهرة‌ آن‌ دو ظاهر می‌سازی‌؟

ظهور حضرت‌ مهدی‌ -عجل‌ الله تعالی‌ فرجه‌ الشریف‌- نشان‌ از عاشورا دارد

وحضرت‌ زكریا پیوسته‌ از خداوند می‌خواست‌ كه‌ به‌ او فرزندی‌ عطا كند كه‌ در پیری‌ روشنی‌ چشم‌ او باشد و او را شیفتة‌ وی‌ كند. سپس‌ او را به‌ مصیبت‌ وی‌ مبتلا كند؛ همان‌گونه‌ كه‌ حضرت‌ محمّد(ص) به‌ مصیبت‌ فرزندش‌ گرفتار شد. وخداوند نیز به‌ او «یحیی‌»عطا كرد و او را به‌ مصیبتش‌ دچار ساخت‌، یحیی‌ همانند امام‌ حسین‌ (ع)شش‌ ماه‌ در رحم‌مادر بود».

علامه‌ مجلسی‌ آورده‌ است‌:

«ثم‌ّ قلت‌: یا سیدنا! قُرّاء تعزیة‌ الحسین‌(ع) یقرءون‌َ حَدِیثاً أن‌َّ رَجُلا رَأَی‌ فی‌ المنام‌هَودَجاً بین‌ السماء والارض‌ فسأل‌َ عَمَّن‌ْ فیه‌ِ؛ فقِیل‌َ لَه‌ْ: فاطمة‌ الزَّهراء وَخدِیجة‌الكبری‌: . فَقال‌: اءِلی‌ أین‌ تریدون‌َ؟ فَقیِل‌َ: زیارة‌ الحُسین‌(ع) فی‌ ه'ذِه‌ِ اللیلة‌، لیلة‌ الجمعَة‌وَرأی‌ رَقاعاً تَتسَاقِط‌ مِن‌َ الهوْدَج‌ مكتوب‌ فیها أمان‌ٌ مِن‌َ النّار لِزُوّار الحسین‌(ع) فی‌ لیلة‌الجمعة‌. ه'ذا الحدیث‌ صحیح‌ٌ؟

فقال‌ عجل‌ الله فرجه‌ الشریف‌: نعَم‌ْ زیارَة‌ْ الحسین‌(ع) فی‌ لیلة‌ الجمعة‌ أمان‌ٌ من‌ النّاریوم‌ القیامة‌؛

تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir

به‌ حضرت‌ حجت‌(عج‌) گفتم‌: مولای‌ من‌! مصیبت‌ خوانان‌ امام‌ حسین‌(ع) حدیثی‌نقل‌ می‌كنند و آن‌ این‌ است‌: روزی‌ مردی‌ در خواب‌ دید، كجاوه‌ای‌ بین‌ آسمان‌ وزمین‌است‌، سؤال‌ كرد چه‌ كسی‌ در آن‌ است‌؟ جواب‌ آمد: فاطمه‌ و خدیجه‌ 8 گفت‌: كجامی‌روند؟ پاسخ‌ داده‌ شد: در این‌ شب‌ كه‌ شب‌ جمعه‌ است‌، به‌ زیارت‌ امام‌ حسین‌(ع)می‌روند.

آن‌ گاه‌ می‌بیند كه‌ كاغذهایی‌ از آن‌ كجاوه‌ به‌ پایین‌ ریخته‌ می‌شود و در آن‌ نوشته‌شده‌ است‌؛ این‌ امانی‌ است‌، برای‌ زائران‌ امام‌ حسین‌(ع) در شب‌ جمعه‌، امانی‌ از آتش‌جهنم‌.

آیا این‌ حدیث‌ درست‌ است‌؟ امام‌ مهدی‌ -عجل‌ الله تعالی‌ فرجه‌ الشریف‌- فرمود؛

آری‌، زیارت‌ امام‌ حسین‌(ع) در شب‌ جمعه‌ امانی‌ است‌ از آتش‌ جهنم‌ در روزقیامت‌».

 

تهیه و تنظیم برای تبیان: حسین عسگری


ـ اءثباة‌ الهداة‌، محمد بن‌ حسن‌ حرّ عاملی‌، چاپخانه‌ علمیه‌ قم‌ ـ ایران‌.

ـ الاحتجاج‌، احمد بن‌ علی‌ طبرسی‌، انتشارات‌ قدس‌، قم‌ ـ ایران‌.

ـ اعیان‌ الشیعة‌، سید محسن‌ امین‌، دار المتعارف‌ للمطبوعات‌، بیروت‌ ـ لبنان‌،1406 ـ 1986 م‌.

ـ أمالی‌ شیخ‌ صدوق‌، انتشارات‌ اسلامی‌، تهران‌ ـ ایران‌، 1363 ش‌.

ـ بحار الانوار، محمد باقر مجلسی‌، دار أحیاء التراث‌ العربی‌، بیروت‌ ـ لبنان‌،1403 ق‌ ـ 1983 م‌.

ـ بلاغة‌ الاءمام‌ الحسین‌(ع)، عبد الرضا صافی‌، انتشارات‌ شكوری‌، قم‌ ـ ایران‌،1373 ش‌.

ـ تفسیر فرات‌ كوفی‌، ابو القاسم‌ فرات‌ كوفی‌، مؤسسه‌ طبع‌ ونشر، تهران‌ ـ ایران‌،1410 ق‌.

ـ چهل‌ چراغ‌ آسمان‌ عصمت‌، صفایی‌ بوشهری‌، جامعة‌ القرآن‌، قم‌ ـ ایران‌،1380 ش‌.

ـ علل‌ الشرایع‌، شیخ‌ صدوق‌، دار الحجة‌ الثقافة‌، 1416 ه ق‌.

ـ العوالم‌، عبدالله بحرانی‌، مدرسه‌ امام‌ مهدی‌ (عج‌)، قم‌ ـ ایران‌، 1405 ق‌ ـ1363 ش‌.

ـ عیون‌ أخبار الرضا(ع) ، شیخ‌ صدوق‌، كتاب‌ فروشی‌ طوس‌، قم‌ ـ ایران‌،1363ش‌.

ـ كامل‌ الزیارات‌، ابن‌ قولویه‌، مكتبة‌ مرتضویه‌، نجف‌ ـ عراق‌، 1356 ه.

ـ كشف‌ الغمة‌ عن‌ معرفة‌ الائمة‌، علی‌ بن‌ عیسی‌ اربلی‌، نشر أدب‌ حوزه‌، قم‌ ـایران‌.

ـ كلمة‌ الاءمام‌ المهدی‌ عجل‌ الله فرجه‌ الشریف‌، عزیز الله عطاردی‌، انتشارات‌عطارد، قم‌ ـ ایران‌.

ـ مسند الاءمام‌ الشهید، عزیز الله عطاردی‌، انتشارات‌ عطارد، قم‌ ـ ایران‌،1376ش‌.

ـ مكیال‌ المكارم‌، محمد تقی‌ موسوی‌، چاپ‌ خانه‌ علمیه‌، قم‌ ـ ایران‌، 1389 ق‌.

ـ موسوعة‌ كلمات‌ الاءمام‌ الحسین‌(ع) ، مركز تحقیقات‌ باقر العلوم‌؛ دار المعروف‌،قم‌ ـ ایران‌؛ 1373 ش‌ ـ 1415 ق‌.

ـ نهج‌ الحیاه‌، محمد دشتی‌، مؤسسه‌ تحقیقاتی‌ أمیرالمؤمنین‌، قم‌ ـ ایران‌،1412 ه ق‌ ـ 1374 ه ش‌.

ـ وسائل‌ الشیعة‌، محمد بن‌ حسن‌ حر عاملی‌، دار اءحیاء التراث‌ العربی‌، بیروت‌ ـلبنان‌.

 


باز منتشر شده توسط rohisamadi در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط rohisamadi با 117936 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 106
     درج شده در 1212 روز و 14 ساعت و 42 دقیقه قبل
    

گنجینه خدا

 

 

«السلام‌ علیك‌ یا وارث‌ آدم‌ صفوة‌الله...»

یكی‌ دیگر از ویژگی‌هایی‌ كه‌ در زیارت‌نامه‌های‌ امام‌ حسین‌ (ع) جلوه‌ می‌نماید،وارث‌ بودن‌ امام‌ حسین‌(ع) است‌. در زیارت‌ امام‌ حسین‌ (ع)، ایشان‌ وارث‌ آدم‌، نوح‌،ابراهیم‌، موسی‌، محمد (ص)، علی‌ (ع)، حسن‌ (ع)، و مادرش‌ فاطمه‌ زهرا(س‌) معرفی‌ شده‌است‌. سؤالی‌ در این‌جا مطرح‌ می‌گردد كه‌ شی‌ء به‌ ارث‌ برده‌ شده‌ چیست‌؟ این‌ چه‌ چیزاست‌ كه‌ امام‌ حسین‌ (ع) از انبیای‌ بزرگ‌ الهی‌ و ائمه‌ اطهار پیش‌ از خودش‌ ارث‌ برده‌است‌؟ و اگر كسی‌ این‌چنین‌ ارث‌ برده‌ باشد چه‌ اتفاقی‌ خواهد افتاد؟

پاسخ‌ سؤال‌ اول‌، این‌ است‌ كه‌ وارث‌، دارایی‌ها و داشته‌های‌ شخص‌ متوفا را به‌ ارث‌می‌برد، آنچه‌ كه‌ مسلم‌ است‌ منظور از دارایی‌ انبیا اموال‌ و ثروت‌های‌ خرد و كلان‌ نیست‌،بلكه‌ امام‌ حسین‌ (ع) از حضرت‌ آدم‌ (ع) علمش‌ را به‌ ارث‌ برده‌ است‌، آدم‌ (ع) كه‌ در مورد اوآمده‌ است‌: «و علم‌ الا´دم‌ الاسماء كلها» و از نوح‌ (ع) اسرار نبوتش‌ را، از ابراهیم‌ (ع)دوستی‌ و خلیلیّت‌ با پروردگار را، از موسی‌ (ع) ارتباط‌ ناب‌ با خداوند را و از پیامبر اسلام‌(ص)نیز آن‌ چیزهایی‌ كه‌ آن‌ حضرت‌ از انبیای‌ دیگر میراث‌ بر آن‌ بود، به‌ ارث‌ برده‌ و جامعیت‌ برآنان‌ پوشانده‌ و بالاخره‌ از پدر و برادر و مادر بزرگوارش‌ مسائل‌ معنوی‌ را به‌ ارث‌ برده‌ است‌.

 اطاعت‌ از او، اطاعت‌ از خوبی‌ و تمام‌ خوبان‌ عالم‌ است‌ و سركشی‌و طغیان‌ در مقابل‌ وی‌ سركشی‌ و طغیان‌ در برابر تمام‌ خوبان‌ و خوبی‌های‌ جهان‌ آفرینش‌است‌

كسی‌ كه‌ از تمامی‌ انبیای‌ بزرگوار، علی‌ الخصوص‌ خاتم‌ انبیا و علی‌ مرتضی‌ (ع) وفاطمة‌ الزهرا(س‌) و حسن‌ (ع) مجتبی‌(ع) ارث‌ برده‌ باشد، چكیده‌ و عصارة‌ تمام‌ انبیا واولیا خواهد بود. از همین‌رو، امام‌ حسین‌ (ع) با دارا بودن‌ این‌ چنین‌ پشتوانة‌ معنوی‌ و الهی‌توانست‌ اسلام‌ پیامبر اكرم‌ (ص) را احیا نماید و حوادث‌ عاشورای‌ 61 هجری‌ قمری‌ را باشجاعت‌ رقم‌ بزند. با این‌ پشتوانه‌ معنوی‌ است‌ كه‌ خون‌ حق‌ بر شمشیر باطل‌ پیروز گشت‌و حضرت‌ با نثار و ایثار جان‌ و جوانان‌ خود، مطلوب‌ خود را كه‌ عدم‌ انحراف‌ اسلام‌ بود؛ به‌دست‌ آورد.

امام‌ حسین‌ (ع) كه‌ در زیارتش‌ با این‌ كلمات‌ او را وارث‌ انبیا می‌دانیم‌ و اقرار به‌میراث‌ بری‌ِ او می‌نماییم‌، اطاعت‌ از او، اطاعت‌ از خوبی‌ و تمام‌ خوبان‌ عالم‌ است‌ و سركشی‌و طغیان‌ در مقابل‌ وی‌ سركشی‌ و طغیان‌ در برابر تمام‌ خوبان‌ و خوبی‌های‌ جهان‌ آفرینش‌است‌. لذا با این‌ زاویة‌ دید كه‌ به‌ حادثة‌ عاشورا می‌نگریم‌ مظلومیت‌ بهترین‌ انسان‌های‌روی‌ زمین‌ را ـ كه‌ عصاره‌ انبیا و اولیا است‌ ـ شدیدتر می‌یابیم‌ و ظلم‌ و جنایت‌، كوفیان‌ راحاصل‌ بدترین‌ و مفتضح‌ترین‌ جنایت‌ تاریخ‌ بشریت‌ می‌دانیم‌؛ از این‌رو برای‌ تذكارخودمان‌ و دیگران‌ در بسیاری‌ از زیارت‌نامه‌ امام‌ حسین‌ (ع) این‌ چنین‌ می‌خوانیم‌:

«السلام‌ علیك‌ یا وارث‌ آدم‌ صفوة‌الله، السلام‌ علیك‌ یا وارث‌ نوح‌ نبی‌الله، السلام‌علیك‌ یا ابراهیم‌ خلیل‌الله، السلام‌ علیك‌ یا وارث‌ موسی‌ كلیم‌الله، السلام‌ علیك‌ یا وارث‌عیسی‌ روح‌الله، السلام‌ علیك‌ یا وارث‌ محمد حبیب‌الله، السلام‌ علیك‌ یا وارث‌ علی‌ وصی‌رسول‌الله، السلام‌ علیك‌ یا وارث‌ الحسن‌ الرضی‌ السلام‌ علیك‌ یا وارث‌ فاطمه‌ بنت‌رسول‌الله».

امام‌ حسین‌ (ع) با این‌ همه‌ فضیلت‌ و عظمتی‌ كه‌ دارد طبیعی‌ است‌ كه‌ زائر مرقدمطهرش‌، از آن‌ حضرت‌ درخواست‌ شفاعت‌ داشته‌ باشد؛ شفاعتی‌ كه‌ بتواند كمی‌ از بارسنگین‌ گناهان‌ انسان‌ را از دوش‌اش‌ بردارد و او را به‌ بهشت‌ موعود سوق‌ دهد.

تنظیم برای تبیان: حسین عسگری


باز منتشر شده توسط rohisamadi در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط rohisamadi با 117936 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 114
     درج شده در 1212 روز و 14 ساعت و 42 دقیقه قبل
    

آیینه تمام نمای خدا

 

«اللهم‌ اجعل‌ محیای‌ محیا محمد وآل‌ محمد مماتی‌ ممات‌ محمد وآل‌ محمد»

«یا اباعبدالله انی‌ سلم‌ لمن‌ سالمكم‌ و حرب‌ لمن‌ حاربكم‌ الی‌ یوم‌ القیامة‌».

امام‌ حسین‌ (ع) در بین‌ دیگر ائمه‌ از یك‌ نوع‌ محوریت‌ خاصی‌ برخوردار است‌. اگرچه‌ تمام‌ ائمه‌ مسیر و هدف‌ واحدی‌ دارند و فرقی‌ بین‌ آنان‌ نیست‌، زیرا «ائمة‌ كلهم‌ نورواحد» اما امام‌ حسین‌ (ع) با قیامی‌ كه‌ انجام‌ داد و مصایبی‌ كه‌ در راه‌ خدا برای‌ اعتلای‌اسلام‌ متحمل‌ شد، جایگاه‌ ویژه‌ای‌ دارد.

از آن‌جایی‌ كه‌ امام‌ حسین‌ (ع) دین‌ نبوی‌ را احیا نمود و با دادن‌ جان‌، نگذاشت‌اسلام‌ از مسیر اصلی‌ خود خارج‌ شود، معیار و مناط‌ حق‌ قرار داده‌ شد؛ به‌ نحوی‌ كه‌ مرز بین‌حق‌ و باطل‌ امام‌ حسین‌ (ع) و تفكر حسینی‌ است‌، لذا دشمنان‌ حسین‌ (ع) باطل‌ ودوستان‌ او بر حقند. امام‌ حسین‌ (ع) با نثار و ایثار جان‌ و اولاد خود، ملاك‌ حقانیت‌ سیاسی‌ـ اجتماعی‌ شد، چرا كه‌ صلح‌ و جنگ‌ از امور سیاسی‌ یك‌ جامعه‌ محسوب‌ می‌گردد.

«انی‌ سلم‌ لمن‌ سالمكم‌ و حرب‌ لمن‌ حاربكم‌ و ولی‌ لمن‌ والاكم‌ و عدو لمن‌عاداكم‌؛ ]یا اباعبدالله[ من‌ در صلحم‌ با هر كسی‌ كه‌ با شما در صلح‌ باشد و در جنگم‌ با هركسی‌ كه‌ با شما در جنگ‌ باشد و دوستدار كسی‌ هستم‌ كه‌ دوستدار شما باشد و دشمنم‌ باهر كسی‌ كه‌ با شما دشمن‌ باشد».

در این‌ فراز از زیارت‌ حضرت‌، مناسبت‌ها و رابطه‌های‌ یك‌ شیعه‌ در چهار بخش‌مشخص‌ می‌شود: صلح‌، جنگ‌، دوستی‌ و دشمنی‌.

صلح‌ و جنگ‌ مربوط‌ به‌ نوع‌ تناسبات‌ اجتماعی‌ و سیاسی‌ است‌ و دوستی‌ و دشمنی‌مربوط‌ به‌ عقیده‌ و باور انسان‌ است‌. با این‌ وجود پنج‌ فرع‌ از فروع‌ دین‌ اسلام‌ تكلیف‌ و نوع‌موضع‌گیری‌اش‌ مشخص‌ می‌گردد. جهاد، امر به‌ معروف‌، نهی‌ از منكر، تولی‌ و تبرا. باصلح‌ و جنگ‌، دوستی‌ و دشمنی‌ كه‌ همگی‌ آنها معیار و ملاكشان‌ صلح‌ و جنگ‌، دوستی‌ ودشمنی‌ با امام‌ حسین‌ (ع) است‌؛ فروع‌ دین‌ دارای‌ میزان‌ می‌گردد. به‌ نوعی‌ مرزبندی‌عقیدتی‌ ـ سیاسی‌ در زندگی‌ شیعه‌ امام‌ حسین‌ (ع) ترسیم‌ می‌گردد.

 

بیعت‌ با معیار حقانیت‌

فرازی‌ كه‌ از آن‌ محوریت‌ حقانیت‌ امام‌ حسین‌ (ع) برداشت‌ شد، می‌تواند نوعی‌بیعت‌ با حق‌ و حقیقت‌ باشد. چرا كه‌ در انتهای‌ این‌ فراز «الی‌ یوم‌ القیامة‌» نیز آمده‌ است‌.یكسان‌ سازی‌ سیرة‌ زندگی‌ شیعه‌ با مولای‌ خود امام‌ حسین‌ (ع) نوعی‌ بیعت‌ است‌،تعهدی‌ است‌ كه‌ شیعه‌ در زیارت‌ امام‌ خود به‌ زبان‌ می‌آورد كه‌ از مسیر و سیره‌ زندگی‌اش‌تخطی‌ ننمایند و این‌ امر تا روز قیامت‌ ادامه‌ خواهد داشت‌.

مرز بین‌حق‌ و باطل‌ امام‌ حسین‌ (ع) و تفكر حسینی‌ است‌

 

چرایی‌ محوریت‌ امام‌ حسین‌ (ع)

طبق‌ عبارت‌هایی‌ كه‌ در فرازهای‌ مختلف‌ زیارت‌ امام‌ حسین‌ (ع) آمده‌ است‌، علت‌محوریت‌ حضرت‌ را می‌توان‌ در سه‌ یا چهار بخش‌ دانست‌. تحت‌ آن‌ كه‌ امام‌ حسین‌ (ع)در زیاراتش‌ به‌ عنوان‌ سفیر الهی‌، عمود دین‌ و... معرفی‌ می‌گردد. عباراتی‌، از قبیل‌:«السلام‌ُ علیك‌ یا صفی‌ الله... السلام‌ علیك‌ یا حجة‌الله... السلام‌ علیك‌ یا سفیرالله...السلام‌ علیك‌ یا محمود الدین‌» «اشهد انك‌ من‌ دعائم‌ الدین‌ واركان‌ المؤمنین‌»«اشهد انك‌ من‌ دعائم‌ الدین‌ واركان‌ المسلمین‌ و معتمد المؤمنین‌»

تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir

«الامام‌ البرالتقی‌الرضی‌ الزكی‌ الهادی‌ المهدی‌» نشان‌ دهنده‌ عظمت‌، شرافت‌ و محوریت‌ دین‌ اسلام‌ ومسلمین‌ است‌.

عامل‌ دومی‌ كه‌ محوریت‌ امام‌ حسین‌ (ع) را موجب‌ می‌گردد، ثقل‌ اصغر بودن‌حضرت‌ است‌. هنگامی‌ كه‌ رسول‌ خدا(ص) رحلت‌ می‌نمودند، در حدیثی‌ فرمودند: ای‌ مردم‌«انی‌ تارك‌ فیكم‌ الثقلین‌ كتاب‌ الله وعترتی‌؛ (ای‌ مردم‌ من‌ دو شی‌ء گران‌بها را پس‌ ازخودم‌ در میان‌ شما به‌ یادگار می‌گذارم‌ و آن‌، یكی‌ قرآن‌ است‌ و دیگری‌ اهل‌ بیتم‌.» یعنی‌قرآن‌ ناطق‌ ]ثقل‌ اصغر[ و قرآن‌ صامت‌ ]ثقل‌ اكبر[ در زیارت‌های‌ امام‌ حسین‌ (ع) این‌نكته‌ به‌ صراحت‌ بیان‌ شده‌ است‌.

در فرازی‌ از زیارت‌ امام‌ حسین‌ (ع) می‌خوانیم‌:

«اشهد أنك‌ التالی‌ لكتاب‌ الله؛ من‌ شهادت‌ می‌دهم‌ كه‌ تو تالی‌ تلو قرآن‌ هستی‌.مفسر قرآن‌ هستی‌، همتای‌ قرآن‌ هستی‌». و یا در جای‌ دیگر آمده‌ است‌ «السلام‌ علیك‌ یاخازن‌ الكتاب‌ المسطور؛ سلام‌ و درود بر تو ای‌ كسی‌ كه‌ نگهبان‌ اسرار كتاب‌ آسمانی‌،قرآن‌ هستی‌».

و در ادامه‌ آمده‌ است‌: «السلام‌ علیك‌ یا شریك‌ القرآن‌؛ سلام‌ و درود بر تو ای‌كسی‌ كه‌ آگاهی‌ از حقایق‌ عالم‌ با قرآن‌ شریك‌ هستی‌».

بدین‌ ترتیب‌ دومین‌ دلیلی‌ كه‌ می‌توان‌ با آن‌ محوریت‌ امام‌ حسین‌ (ع) را ثابت‌نمود و در زیارت‌نامه‌های‌ آن‌ حضرت‌ ذكر شده‌، بیان‌ گردید.

سومین‌ عامل‌ محوریت‌ِ امام‌ حسین‌ (ع) اجرای‌ احكام‌ الهی‌ است‌ كه‌ در زیارت‌نامه‌بر آن‌ تأكید شده‌. در این‌ مورد در زیارت‌ امام‌ حسین‌ (ع) در شب‌های‌ قدر می‌خوانیم‌:

«اشهد أنك‌ قد اقمت‌ الصلاة‌ و آتیت‌ الزكاة‌ و امرت‌ بالمعروف‌ و نهیت‌ عن‌ المنكر وتلوت‌ الكتاب‌ حق‌ تلاوته‌ و جاهدت‌ فی‌ الله حق‌ جهاده‌؛ (یا اباعبدالله من‌ شهادت‌می‌دهم‌ كه‌ تو نماز را اقامه‌ نمودی‌ و زكات‌ دادی‌ و امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منكر كردی‌ وقرآن‌ را به‌ آن‌ گونه‌ كه‌ حق‌ تلاوت‌ آن‌ است‌، تلاوت‌ نمودی‌ و نیز حق‌ جهاد فی‌ سبیل‌ الله راادا نمودی‌». و یا در فرازی‌ دیگر از زیارت‌ می‌خوانیم‌: «اشهد انك‌ قد امرت‌ بالقسط‌ والعدل‌و دعوت‌ الهی‌؛ من‌ گواهی‌ می‌دهم‌ كه‌ تو مردم‌ را به‌ قسط‌ و عدل‌ امر نمودی‌ و همگی‌ را به‌آن‌ دو دعوت‌ كردی‌».

امام‌ حسین‌ (ع) با اجرای‌ دقیق‌ احكام‌ الهی‌ كه‌ شامل‌ اوامر و نواهی‌ خداوند است‌به‌ درستی‌ می‌تواند برای‌ تمامی‌ مسلمانان‌ و آزادمردان‌ عالم‌ الگوی‌ مناسب‌ قرار گیرد و دردین‌ اسلام‌ نیز محوریت‌ قابل‌ توجّه‌ای‌ داشته‌ باشد، چرا كه‌ او به‌ وسیله‌ انجام‌ دادن‌ تكالیف‌خود كه‌ اجرای‌ احكام‌ و حدود الهی‌ باشد، سنت‌ حقیقی‌ رسول‌ الله (ص) را زنده‌ كرد. لذا شایسته‌ است‌ كه‌ در مورد حضرت‌ گفته‌ شود: «یُحیی‌ السنة‌ بالكتاب‌؛ تو كسی‌ هستی‌ كه‌سنت‌ نبوی‌ را طبق‌ قرآن‌ شریف‌ زنده‌ كردی‌».

چهارمین‌ علت‌ محوریت‌ امام‌ حسین‌ (ع) میراثی‌ بودن‌ حضرت‌ از انبیا و اولیای‌قبل‌ از خود است‌ كه‌ این‌ عامل‌ می‌تواند به‌ تنهایی‌ خود عنوانی‌ برای‌ ارائه‌شخصیت‌شناسی‌ امام‌ حسین‌ (ع) در لابه‌لای‌ زیارت‌نامه‌ باشد.

تنظیم برای تبیان: حسین عسگری

 


باز منتشر شده توسط rohisamadi در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط rohisamadi با 117936 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 118
     درج شده در 1212 روز و 14 ساعت و 43 دقیقه قبل
    

من خون خواه توام یا حسین!

 

«السلام‌ علیك‌ یا ثارالله وابن‌ ثاره‌ والوتر الموتور...»

در این‌ فراز از زیارت‌ امام‌ حسین‌ (ع)، حضرت‌ را خون‌ بهای‌ خداوند معرفی‌می‌نماید. با وجود این‌ كه‌ بسیاری‌ از انبیای‌ الهی‌ به‌ شهادت‌ رسیدند و تمامی‌ ائمه‌ اطهارنیز در راه‌ خدا شهید شدند، اما كسی‌ به‌ عنوان‌ «ثارالله» خون‌ خدا و خون‌ بهای‌ خدا معرفی‌نشد. در این‌ زیارت‌ها امام‌ حسین‌ (ع) و علی‌ بن‌ ابی‌طالب‌ (ع) ]با جمله‌ وابن‌ ثاره‌[ خون‌ وخون‌ بهای‌ خداوند معرفی‌ شدند.

هر خونی‌ كه‌ به‌ ناحق‌ ریخته‌ شود كسانی‌ (قبیله‌، عشیره‌ و یا خاندان‌) مقتول‌ به‌خون‌خواهی‌ او قیام‌ می‌كنند و داد مظلوم‌ را از ظالم‌ می‌ستانند. در مورد امام‌ حسین‌ (ع)خون‌خواه‌ او «خداوند» معرفی‌ می‌شود؛ یعنی‌ گویی‌ وظیفه‌ خون‌خواهی‌ و دادستانی‌ به‌خداوند تفویض‌ شده‌ و پروردگار عالمیان‌ خون‌خواه‌ و منتقم‌ خون‌ امام‌ حسین‌ (ع) شده‌باشد. خداوند به‌ خاطر فضیلت‌ و عظمتی‌ كه‌ امام‌ حسین‌ (ع) و پدر بزرگوارش‌ دارد، این‌ كاررا فقط‌ در مورد دو نفر بر عهده‌ گرفته‌ است‌.

علت‌ ثاریت‌ و دادخواهی‌ خداوند چند امر می‌تواند باشد:

 اول‌ آن‌ كه‌ فضیلت‌ وشرافت‌ امام‌ حسین‌ (ع) كه‌ باعث‌ خون‌خواهی‌ خداوند شده‌ است‌. دوم‌، اخلاص‌ و اقدام‌بزرگی‌ كه‌ امام‌ حسین‌ (ع) در كربلا از خود نشان‌ داد. سومین‌ عاملی‌ كه‌ باعث‌ شد، خداوندعهده‌دار خون‌خواهی‌ و دادستانی‌ حضرت‌ گردد، میزان‌ رنج‌ و مصیبتی‌ است‌ كه‌ امام‌حسین‌ (ع) برای‌ احیای‌ دین‌ خداوند متحمل‌ شد، زیرا در زیارت‌های‌ امام‌ حسین‌ (ع)خطاب‌ به‌ ایشان‌ این‌ گونه‌ عرض‌ می‌كنیم‌: «لقد عظمت‌ الرزیة‌ و جلت‌ و عظمت‌ المصیبة‌بك‌ علینا و علی‌ جمیع‌ اهل‌ الاسلام‌ و جلت‌ و عظمت‌ مصیبتك‌ فی‌ السماوات‌ علی‌ جمیع‌اهل‌ السماوات‌» و ادامه‌ می‌دهیم‌: «ان‌ یعطینی‌ بمصابی‌ بكم‌ افضل‌ ما یعطی‌ مصاباًبمصیبته‌ مصیبة‌ ما اعظمها و اعظم‌ رزیتها فی‌ الاسلام‌ و فی‌ جمیع‌ السماوات‌ والارض‌...

مصیبتی‌ را كه‌ بر امام‌ حسین‌ (ع) وارد شده‌، بزرگ‌ترین‌ مصیبت‌ در جهان‌ اسلام‌،بلكه‌ در تمام‌ آسمان‌ها و زمین‌ بیان‌ می‌گردد. كشته‌ شدن‌ برادر، پسر، برادرزادگان‌،اصحاب‌ و یاران‌، آن‌ قدر بر حضرت‌ سخت‌ بود كه‌ عباراتی‌ چون‌: «الان‌ انكسر ظهری‌وانقطع‌ رجائی‌ و قلت‌ حلتی‌... یا «لقد استرحت‌ من‌ هم‌ّ الدنیا و غمها و بقی‌ ابوك‌ زیداًوحیداً غریباً... از زبان‌ مبارك‌ خارج‌ می‌شود؛ این‌ مصایب‌ بر اهل‌ آسمان‌ نیز همین‌ قدرگران‌ آمد. در فرازی‌ دیگر از زیارت‌ امام‌ حسین‌ (ع) می‌خوانیم‌:

«یا اباعبدالله اشهد لقد اقشعرت‌ لدمائكم‌ اظلة‌ العرش‌ مع‌ اظلة‌ الخدائق‌ وبكتكم‌السماء والارض‌ وسكان‌ الجنان‌ والبر والبحر؛ ای‌ ابا عبدالله گواهی‌ می‌دهم‌ به‌ خاطر خون‌پاكت‌ كه‌ ریخته‌ شد، سرادق‌ عرش‌ اركان و ارواح‌ خلایق‌ به‌ لرزه‌ در آمد و بر روی‌ تو آسمان‌،زمین‌، ساكنان‌ بهشت‌، خشكی‌ و دریا گریه‌ كردند».

مصیبتی‌ را كه‌ بر امام‌ حسین‌ (ع) وارد شده‌، بزرگ‌ترین‌ مصیبت‌ در جهان‌ اسلام‌،بلكه‌ در تمام‌ آسمان‌ها و زمین‌ بیان‌ می‌گردد

لذا امام‌ حسین‌ (ع) را «قتیل‌ العبرات‌ و اسیرالكربات‌» نامیده‌اند و در زیارت‌نامه‌هابا همین‌ عبارت‌ها به‌ حضرت‌ سلام‌ می‌دهند و صلوات‌ می‌فرستند.

«وصل‌ علی‌ الحسین‌ المظلوم‌ الشهید الرشید قتیل‌ العبرات‌ اسیرالكربات‌»

و صلوات‌ بفرست‌ بر حسین‌ (ع) مظلوم‌، شهید رشیدی‌ كه‌ كشتة‌ اشك‌ چشم‌ واسیر رنج‌ و مصیبت‌ها شد. امام‌ حسین‌(ع) كشته‌ای‌ است‌ كه‌ انبیای‌ الهی‌ قبل‌ ازشهادتش‌ برای‌ او و مصیبت‌هایش‌ گریه‌ كردند، پیامبر و امیرالمؤمنین‌ علی‌(ع) قبل‌ ازعاشورا برای‌ حضرت‌ گریه‌ كردند و بارها فرمودند: «لایوم‌ كیومك‌ یا اباعبدالله؛ هیچ‌روزی‌ به‌ سختی‌ روز تو نیست‌ ای‌ اباعبدالله».

تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir

چهارمین‌ عامل‌ ثاریت‌ خداوند، آن‌است‌ كه‌ با آن‌ همه‌ ظلم‌، خیانت‌ و جنایتی‌ كه‌علیه‌ امام‌ حسین‌ (ع) روا داشتند، كسی‌ نمی‌تواند خون‌خواه‌ حضرت‌ باشد، مگر خداوند. وآخرین‌ علت‌ آن‌است‌ كه‌ خون‌خواهی‌ خداوند و منتقم‌ بودن‌ پروردگار شاید كنایه‌ از آن‌ باشدكه‌ با شهادت‌ تمامی‌ اصحاب‌ و اولاد امام‌ حسین‌ (ع) دیگر كسی‌ برای‌ خون‌خواهی‌حضرت‌ باقی‌ نماند و معمولا در شرایطی‌ كه‌ انسان‌ بی‌یاور می‌ماند، امور خود را به‌ خداوندتفویض‌ می‌نماید. به‌ نوعی‌ بی‌یاوری‌ امام‌ حسین‌ (ع) در این‌ قضیه‌ مورد اشاره‌ قرارمی‌گیرد.

 


باز منتشر شده توسط rohisamadi در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط rohisamadi با 117936 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 97
     درج شده در 1212 روز و 14 ساعت و 44 دقیقه قبل
    

پاکی خجل از تو

 

«السلام‌ علیك‌ یا بن‌ رسول‌ الله السلام‌ علیك‌ یا بن‌ امیرالمؤمنین‌ وبن‌ سیدالوصیین‌ السلام‌ علیك‌ یا بن‌ فاطمة‌ سیدة‌ نساء العالمین‌»

ابتدای‌ زیارت‌ عاشورا و برخی‌ دیگر از زیارت‌های‌ امام‌ حسین‌ (ع) با درود فرستادن‌به‌ حضرت‌ آغاز می‌گردد. در خلال‌ درود، نسب‌ شریف‌ حضرت‌ نیز ذكر می‌شود كه‌ او فرزندپیام‌آوران‌ اسلام‌ محمد مصطفی‌ (ص) است‌. فرزند اسدالله الغالب‌، علی‌ بن‌ ابی‌طالب‌ اول‌امام‌ مؤمنان‌ است‌ و نیز فرزند كوثر نبی‌، تنها دختر پیغمبر اسلام‌ (ص) است‌ كه‌ خود سرورزنان‌ عالم‌ است‌. اینان‌ همگی‌ از پیشوایان‌ دین‌ اسلامند و از تمام‌ عصمت‌ برخوردارند.

به‌ طور جزم‌ كسی‌ در عالم‌ از حیث‌ نسب‌، شرافت‌ نسب‌ آل‌ كساء را ندارد. بر این‌شرافت‌ نسبی‌ نه‌ فقط‌ دوستان‌ و پیروان‌ حضرت‌، بلكه‌ دشمنان‌ نیز اعتراف‌ كرده‌اند.

پس‌ از آن‌ كه‌ «سنان‌ بن‌ انس‌ نخعی‌» سر امام‌ حسین‌ (ع) را در روز عاشورا از بدن ‌جدا كرد سوار بر اسب‌ شد و خود را به‌ خیمه‌ عمر بن‌ سعد رساند، او در حالی‌ كه‌ جلوی‌ خیمه‌ایستاده‌ بود، با صدای‌ بلند خطاب‌ به‌ عمر بن‌ سعد این‌ گونه‌ رجز خواند و طلب‌ پاداش‌ نمود:

«اَوْقر ركابی‌ فضة‌ً و ذهباًانی‌ قتلت‌ الملك‌ المحجبا

قتلت‌ خیرالناس‌ اماً واباًو خیرهم‌ اذنیبون‌ نسباً

ركابه‌ را از طلا و نقره‌ پر كن‌ كه‌ من‌ شاه‌ پرده‌دار را كشته‌ام‌

كسی‌ را كشته‌ام‌ كه‌ پدر و مادرش‌ از همه‌ بهتر است‌ و چون‌ مردمان‌، نسب‌ خویش‌گویند؛ نسب‌ وی‌ از همه‌ والاتر است‌.

شرافت‌، كرامت‌ و اصالت‌ خانوادگی‌ امام‌ حسین‌ (ع) نه‌ این‌ كه‌ پس‌ از ظهور اسلام‌ به‌ وجود آمد، بلكه‌ در زمان‌ جاهلیت‌ نیز از ارج‌ و منزلت‌ خاصی‌ برخوردار بود و این‌ منزلت‌ باظهور اسلام‌ رخ‌ نمود و كامل‌تر شد. در زیارت‌ امام‌ حسین‌ (ع) در عیدین‌

‌ نه‌ فقط‌ مُطَهَّر بودند و از زشتی‌ و پلیدی‌دور و مبرا شدند، بلكه‌ مُطَهِّر و پاك‌ كننده‌ دیگر پلیدی‌ها نیز گشتند

شهادت‌می‌دهیم‌:

«اشهد انك‌ كنت‌ نوراً فی‌ الاصلاب‌ الشامخه‌ والارحام‌ المطهرة‌ لم‌ تنجسك‌الجاهلیة‌ بأنجاسها ولم‌ تلبسك‌ من‌ مدلهمات‌ ثیابها؛ شهادت‌ می‌دهم‌ كه‌ تو نوری‌ بودی‌در پشت‌ شامخ‌ پدرانت‌ و ارحام‌ پاك‌ مادرانت‌ كه‌ هرگز جاهلیت‌ با پلیدی‌هایی‌ كه‌ داشت‌،نتوانست‌ شما را آلوده‌ نماید و هرگز اندكی‌ از غبار و گرد رذالت‌ ]شرك‌ و كفر[ بر دامان‌ شماننشت‌».

هنگامی‌ كه‌ عبارت‌های‌ زیارت‌نامه‌ها را در كنار شخصیت‌ آن‌ امام‌ِ شریف‌ قرار می‌دهیم‌، صحت‌ مضامین‌ آن‌ها روشن‌تر می‌گردد و نیز ارادة‌ الهی‌ در عدم‌ آلودگی‌ ورجس‌ این‌ خاندان‌ آشكار می‌شود. خداوند در قرآن‌ شریف‌ می‌فرماید: انما یرید الله لیذهب‌ عنكم‌ الرجس‌ اهل‌ البیت‌ ویطهركم‌ تطهیراً

عدم‌ آلودگی‌ در قبل‌ و بعد از ظهور اسلام‌ از فضایل‌ و مشخصه‌های‌ این‌ خاندان‌ باكرامت‌ است‌ كه‌ نه‌ فقط‌ آن‌ها را از دیگران‌ متمایز می‌سازد، بلكه‌ از فضایلی‌ است‌ كه‌مختص‌ این‌ خاندان‌ و خانواده‌ می‌باشد و این‌ از لطف‌ و عنایت‌ خداوند نشأت‌ می‌گیرد.

تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir

در یكی‌ دیگر از زیارات‌ امام‌ حسین‌(ع) حضرت‌ را باعث‌ پاكی‌ بلاد اسلامی‌ و كره ‌زمین‌ می‌دانیم‌. امام‌ حسین‌ (ع) طبق‌ این‌ عبارات‌ نه‌ فقط‌ مُطَهَّر بودند و از زشتی‌ و پلیدی‌دور و مبرا شدند، بلكه‌ مُطَهِّر و پاك‌ كننده‌ دیگر پلیدی‌ها نیز گشتند. مسلمانان‌ بلاداسلامی‌ حضرت‌ را الگو قرار دادند و راهی‌ را كه‌ او رفت‌ با جان‌ و دل‌ پیمودند و همچو او ازرجس‌ و پلشتی‌ پاك‌ شدند.

«اشهد انك‌ طُهْرٌ طاهرٌ مطهر من‌ طهر طاهرٍ طهرت‌ وطهرت‌ بك‌ البلاد وطهرت‌ارض‌ انت‌ بها و طهر حرمك‌.»

 

تنظیم برای تبیان: حسین عسگری


باز منتشر شده توسط rohisamadi در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)



توجه : مدیریت وب سایت در صورت دریافت مجوز قانونی از سوی مراجع ذیصلاح نسبت تغییر در محتوای  ارسالی کاربران و یا مراحل قانونی اعلام شده اقدام خواهد نمود.
تبیان زنجان با تایید نمایش مطالب ارسالی کاربران آنرا تایید محتوایی و قابل استناد نمی کند . مديران محتوا تنها حق اصلاح يا حذف مطالب نامربوط ( دارای مشکل فنی نمایش و ناقض قوانین ارسال مطلب هر بخش ) را دارند.
© 2004- Tebyan. The content is copyrighted to Tebyan Cultural and Information center and may not be reproduced on other websites.