مسابقه دین و اندیشه خانه قرآن باشگاه کاربران جامعه ورزشی خانواده خوشبخت دنیای کودکان آشپزی و تغذیه موبایل دانش و تکنولوژی مجله سلامت سیاست گردشگری
دنیای عکس و عکاسی اقتصاد زنان ادبیات هــنر سینما و تلویزیون بزرگان و مشاهیر مهدویت سرگرمی دانلود نرم افزار مرکز کتاب پایگاه ها جستجو روابط عمومی مقالات
     
صفحه اصلی وب سایت فید مطالب وب سایت عضویت رایگان در وب سایت جستجو در وب سایت سوالات رایج نقشه وب سایت درباره ما تماس با ما  

حتما ببینید
بیانات حضرت آیت الله خامنه ای مدظله
عکس و عکاسی مقالات
طرح ملی ملکوت
آشپزی به سبک تبیان
لینکستان تبیان زنجان معرف وب سایت شما
طبقه بندی موضوعی مطالب
فعال ترین اعضا این ماه
فعالان ثبت مطلب این ماه
ارسال دعوتنامه

آیا مایلید دوستان خود را نیز دعوت به مشاهده محتوای بروز این وب سایت کنید ؟
آیا میدانید با ارسال هر دعوت نامه 5 امتیاز( به همراه 15 امتیاز رزرو) به مجموع امتیازات شما افزوده میشود ؟

 
دریافت رایگان مطالب
آیا میدانید میتوانید مقالات وب سایت را با استفاده از قدرت گوگل و بصورت روزانه در ایمیل خود دریافت و مطالعه کنید ؟؟
بیش از صد ها عنوان مطلب خواندنی را روزانه به همین راحتی و هر زمان که مایلید مطالعه کنید !
عضویت رایگان دریافت مقالات در ایمیل

برای مشاهده توضیحات بیشتر اشاره گر ماوس خود را روی هر عنوان نگه دارید . بخش مطالب روزانه اعضاء سرویس دیگری از خدمات وب سایت به اعضا میباشد که شما را قادر می سازد  مطالب و علاقه مندی های خود را در وب سایت درج نمایید .

این امکان زمینه حضور جدی شما را در دنیای مجازی اینترنت فراهم آورده و ضمن انتشار محتوای شما بنام خودتان ,  با کمک سرویس معرفی به موتور های جستجو , آنرا در  صدر جستجو ها و معرض دید هزاران کاربر روزانه  اینترنت و وب سایت قرار  دهد و کمک می کند  براحتی در جمع کاربران فعال خانواده ما قرار بگیرید .

توجه : نوشته  و مطالب این بخش دارای هویت شخصی از سوی کاربران ( ساختار وب لاگ) بوده و مسئولیت آن به عهده کاربر می باشد .
قوانین ارسال مطلب را ببینید تبیان زنجان با تایید نمایش مطالب ارسالی کاربران آنرا تایید محتوایی و قابل استناد نمی کند . مديران محتوا تنها حق اصلاح يا حذف مطالب نامربوط ( دارای مشکل فنی نمایش و ناقض قوانین ارسال مطلب هر بخش ) را دارند.

 
نوشته شده توسط zahra900 با 4874 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 57
     درج شده در 1177 روز و 4 ساعت و 19 دقیقه قبل
    

دوستداران عمر طولانی و رزق وسیع

 


رسول اکرم صلی الله علیه و آله ؛هرکس که دوست دارد عمری زیاد، روزی فراوان و روزگار خوشی داشته و از زندگی خود لذت برده، و فرزندانش به او احترام نمایند، باید به پدر و مادر خود نیکی و احسان نماید .

 


تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir

همه دوست دارند خود و فرزندان و نسلشان خوشبخت و سعادتمند و خوش روزی باشند . همچنانکه هیچ فردی در جهان پیدا نمی‌شود که بدبختی و سیه روزی را دوست داشته باشد . اما چگونه می‌توان به خوشبختی و وسعت رزق، دست یافت؟

 

عاملی برای سعادت انسان و نسل او

ازجمله کارهائی که مایه خوشبختی و سعادت انسان و فرزندان و نسل او می‌شود، نیکی به پدر و مادر و معاشرت مؤدبانه و محترمانه با آنان است . چنانکه خداوند متعال در قرآن مجید، می‌فرماید:

«ما به انسان توصیه کردیم که به پدر و مادرش نیکی کند، مادرش او را با ناراحتی حمل می‌کند و با ناراحتی بر زمین می‌گذارد، و دوران حمل و از شیر باز گرفتنش سی ماه است، تا زمانی که به کمال قدرت و رشد برسد و به چهل سالگی بالغ گردد . می‌گوید: «پروردگارا! مرا توفیق ده تا شکر نعمتی را که به من و پدر و مادرم دادی بجا آورم و کار شایسته ای انجام دهم که از آن خشنود باشی، و فرزندان مرا صالح گردان، ...» (1) .

در تفسیر این آیه، مرحوم علامه طباطبائی می‌نویسد:

«حاصل درخواست انسان از خدا این است که خدا آنچنان به قلب او الهام کند که شکر نعمت‌هایش را بجا آورد و عمل صالح انجام دهد و به پدر و مادرش نیکی کند و همچنین فرزندان او نیز بر او نیکی و احترام کنند چنانکه او به والدین خود احترام می‌کرد» (2) .

پس معلوم می‌شود اگر انسان به والدین نیکی و احترام نماید، فرزندان او نیز به او احترام می‌کنند .

احادیث فراوانی که در این مورد وارد شده، از حد شمارش خارج است که ما به چند نمونه از آن‌ها اشاره می‌نماییم:

در تفسیر این آیه، مرحوم علامه طباطبائی می‌نویسد: حاصل درخواست انسان از خدا این است که خدا آنچنان به قلب او الهام کند که شکر نعمت‌هایش را بجا آورد و عمل صالح انجام دهد و به پدر و مادرش نیکی کند و همچنین فرزندان او نیز بر او نیکی و احترام کنند چنانکه او به والدین خود احترام می‌کرد

 

1 . رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله می‌فرماید:

«هرکس دوست دارد عمری زیاد و روزی فراوان و روزگار خوشی داشته و از زندگی خود لذت ببرد، و فرزندانش به او احترام کنند، باید به پدر و مادر خود نیکی و احسان نماید چون این کار بخشی از اطاعت خداوند است ».(3) که قبلا در ذیل آیه 23 سوره اسراء اشاره شد . و هرکس دوست دارد فرزندانش به او نیکی کنند (4) . هرکس دوست دارد لحظه مرگ برایش آسان باشد; و هرکس می‌خواهد پیش از مرگ، فقر و نداری سراغ او نیاید (5) ، باید به پدر و مادر خود احسان و نیکی کند و با آنان مودبانه و محترمانه رفتار نماید» .

باز آن حضرت می‌فرماید: «حتی اشخاصی که فاسد و نابکار هم هستند، در اثر خوبی به پدر و مادر از امکانات خوب مالی در دنیا بهره مند می‌شوند» (6) .

امام باقر علیه السلام می‌فرماید:

«احسان و خوبی به پدر و مادر فقر و فلاکت و هفتاد نوع مرگ بد را از انسان دفع می‌کند (7) .

تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir
دعای پدر و مادر

می‌دانیم که دعای انبیاء و اولیاء پیش خداوند مستجاب می‌شود . اما در میان غیر انبیاء و معصومین از جمله دعاهائی که استجابت آن حتمی است، دعای پدر و مادر در مورد فرزند است که هم دعای آن‌ها و هم نفرینشان پذیرفته درگاه حق است . پس خوشبخت و سعادتمند کسی است که دعای خیر پدر و مادر پشت سر اوست . چنانکه پیامبر گرامی اسلام می‌فرماید: «بر تو باد جلب دعای پدر زیرا دعای پدر از ابرهای آسمان بالا می‌رود و خداوند بر آن نظر می‌افکند و می‌فرماید: ای فرشتگان! مانع بالا آمدن آن نباشید که می‌خواهم آن را برآورده سازم » (8) .

 

اگر پدر و مادر مؤمن نباشند

همه آیاتی که خداوند متعال در آن‌ها دستور به احسان و نیکی به پدر و مادر را می‌دهد، و آن را بخشی از اطاعت خود معرفی می‌کند، مطلق است و در مورد نیکی و احترام کردن به آنان هیچ قیدی نزده، تنها قیدی که این نوع آیات دارد، در مساله اطاعت از آنان است نه احترام .

در این مورد داستانی جالب و خواندنی را تقدیم می نمائیم چرا که زبان داستان گویا و مؤثر است:

شخصی به نام زکریا بن آدم می‌گوید: مردی مسیحی بودم که مسلمان شدم و عازم زیارت خانه خدا شدم و در مدینه امام صادق علیه السلام را زیارت کردم و پس از معرفی خودم که قبلا مسیحی بودم و اسلام اختیار کرده و الان مسلمان هستم، به او عرض کردم پدر و مادرم مسیحی هستند و مادرم نابینا است و من با آن‌ها زندگی می‌کنم و با ایشان همغذا می‌شوم آیا اشکالی دارد؟

فرمود: آیا آن‌ها گوشت خوک می‌خورند؟

عرض کردم: نه، هرگز .

فرمود: عیب ندارد که با مادرت هم غذا شوی . و با او بیشتر خوش رفتاری کن و اگر درگذشت شخصا مراسم خاکسپاری را به عهده بگیر .

همه آیاتی که خداوند متعال در آن‌ها دستور به احسان و نیکی به پدر و مادر را می‌دهد، و آن را بخشی از اطاعت خود معرفی می‌کند، مطلق است و در مورد نیکی و احترام کردن به آنان هیچ قیدی نزده، تنها قیدی که این نوع آیات دارد، در مساله اطاعت از آنان است نه احترام

 

پس از مراسم حج به کوفه باز گشتم و با مادرم طبق توصیه امام، بیش از پیش مهربانی کردم و لباس و موی سرش را تمیز می‌کردم و خدمت می‌کردم . روزی مادرم پرسید: پسرم تو که قبلا مسیحی بودی اینقدر به من محبت نمی‌کردی حالا که مسلمان شدی بیشتر مرا احترام می‌کنی . گفتم: این; توصیه یکی از فرزندان پیامبر ماست .

مادرم گفت: این پیامبر است؟ گفتم نه، یکی از فرزندان آن حضرت است .

سپس مادرم گفت: پسرم دین تو بهترین دین‌هاست آن را به من یاد بده تا مسلمان شوم . من شهادتین را به او آموختم و نماز را یاد دادم . او نمازهای ظهر و عصر و مغرب و عشا را خواند . همان شب عارضه ای بر او وارد آمد، به من گفت: چیزهائی که به من گفتی دوباره بگو . دوباره گفتم و او تکرار کرد و درگذشت . وقتی صبح شد مسلمانان جمع شدند و او را غسل دادند و خودم نماز گزاردم و من شخصا او را در قبر گذاشتم (9) .

اینجاست که باید گفت: زنده باد اسلام و قرآن و مکتب حیاتبخش و انسان ساز اهل بیت علیهم السلام که بهتر و بیشتر از همه مکبتها و مسلکها به این مساله حیاتی اهمیت داده و به پیروان خود توصیه نموده و از این راه کانون خانواده را که اصل اساسی و زیربنای جوامع انسانی است، گرم; و بدینوسیله سعادت آن‌ها را تضمین کرده است . اماقوانین و مقررات دنیای مادی، بالاخص جهان غرب علیرغم پیشرفت معجزه آسای خود در تکنیک، نه تنها نتوانسته است در مورد خانواده که شالوده انسانیت است، مقرراتی حتی نزدیک به مقررات اسلام به پیروان خود توصیه کند، بلکه خود گرفتار ناهنجاریهای اجتماعی است که گوشه ای از آن‌ها طلاق‌ها و ازهم پاشیدن کانون خانواده و بچه های پرورشگاهی و خیابانی است . چرا که قوانین آن‌ها الهی نبوده و ساخته و پرداخته مغزهای ناقص بشری است .

 


باز منتشر شده توسط zahra900 در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط zahra900 با 4874 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 56
     درج شده در 1177 روز و 4 ساعت و 20 دقیقه قبل
    

توبه ؛ می خواهم، نمیشه!

این باور نادرست، پس از توبه، سطح انتظار فرد ازخودش به شدت افزایش پیدا کرده و با کوچک ترین گناه، آرامش و اطمینان خود را از دست داده و خود را سرزنش می کند و 'اعتماد به نفس' و 'عزت نفس'خود را از دست می دهد و عدم موفقیت خود در توبه را (با تلقی اشتباه) ناشی از عدم توجه و عنایت خداوند و روسیاهی و بدشانسی خود می داند و خود را 'مردود همیشگی' درگاه الهی می داند و آدمی در این حال ، سخت طعمه‌ی شیطان می شود.

 

 

تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir

تلقی بیشتر مردم از توبه و اصلاح رفتار این است که تنها در یک شرایط ویژه‌ی عاطفی، احساسی و معجزه‌گونه می شود توبه کرد و پس از آن فورا به مرتبه عصمت! می رسند.

یعنی اگر از یک گناه کبیره توبه می کنند، در مقابل تمام گناهان و خطاهای ریز و درشت مصونیت پیدا می کنند.

هر چند تعریف قرآن و اهل بیت (ع) از توبه با این تلقی نادرست بسیار متفاوت است و فاصله دارد ولی این نگاه نادرست وجود دارد و مانع بازگشت خیلی ها می شود.

 با این باور نادرست، پس از توبه، سطح انتظار فرد ازخودش به شدت افزایش پیدا کرده و با کوچک ترین گناه، آرامش و اطمینان خود را از دست داده و خود را سرزنش می کند و 'اعتماد به نفس' و 'عزت نفس'خود را از دست می دهد و عدم موفقیت خود در توبه را (با تلقی اشتباه) ناشی از عدم توجه و عنایت خداوند و روسیاهی و بدشانسی خود می داند و خود را 'مردود همیشگی' درگاه الهی می داند و آدمی در این حال ، سخت طعمه‌ی شیطان می شود.

با توجه به پرسش های متنوع در خصوص توبه واصلاح رفتار و وجود این نوع تلقی اشتباه, مراحل توبه را با هم مرور کنیم:

- پشیمانی (النـَّدمُ توبة)

- تصمیم جدی برای ترک گناه (عزم)

- بازگشت به سوی خدا و عذر خواهی وطلب مغفرت از خدای غفور(استغفر الله ربی واتوب الیه)

- اگر حقی از خدا یا مردم در گناه ضایع شده باید جبران شود.(مثلا:خیانت در امانت ,حق مردم و ترک نماز ,حق خدا)

- اصلاح برنامه زندگی

- عدم تکرار خاطرات گناه و عدم تکرار سرزنش خود (التائب من الذنب کمن لا ذنب له)

- اطمینان کامل به رحمت بی انتها و مغفرت بی نهایت خداوند غفور رحیم برای همیشه

نوشته حجت الاسلام شهاب مرادی



باز منتشر شده توسط zahra900 در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط zahra900 با 4874 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 81
     درج شده در 1177 روز و 4 ساعت و 20 دقیقه قبل
    

نمازی برای استخاره

 


نماز استخاره به معنی خواستار رهنمای شدن از خداوند است در رابطه به عمل کردن بر یکی از دو تصمیم شرعی و حلال. در مورد موضوعات فرض ، حرام و مکروه استخاره لازم نیست. نماز استخاره مربوط می شود به موضوعات (مجاز) و مستحب (تشویق شده و یا پسندیده)، ،که انسان نمیداند که بر کدام یک از آنها خیر او بیشتر است.


تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir
نماز استخاره و روش صحیح آن

استخاره در لغت یعنی طلب خیر، و این در حقیقت دعا برای خیر از خداست. و بسیاری از روایاتی که توصیه به استخاره می کند به این معناست یعنی دعا کنید و از خدا خیر بخواهید.

معنای دیگری نیز دارد که مشهورتر است و آن این است که انسان در کاری که می خواهد انجام دهد چون نتیجه آن را نمی تواند پیش بینی کند اولاً با مشورت و تعقل سعی می کند بفهمد انجام دادن و یا انجام ندادن، کدام بهتر است اگر به نتیجه نرسید، و از طرفی کسی هم نیست که با توکل به خدا پیش برود برای آرامش پیدا کردن به استخاره متوسل می شود و از خدا کمک می گیرد. این استخاره روشهای مختلفی دارد .

 یکی از این روش ها خواندن نماز استخاره است که در منابع مختلف به اشکال مختلفی بیان شده است که در این جا به آنها می پردازیم .

 

نماز استخاره ذات الرقاع به این شکل است که:

هرگاه اراده کردی امری را، می گیری شش رقعه (کاغذ) را و می نویسی در سه رقعه از آن بسم الله الرحمن الرحیم خیره من الله العزیز الحکیم لفلان بن فلان إفعل (به جای فلان بن فلان اسم خود و پدر خود را می نویسی) و در سه رقعه دیگر  به جای افعل می نویسی لاتفعل.

در روایات‌ امامیه‌، نمونه‌هایى‌ از توصیه‌ به‌ اقامة این‌ نماز در مسجد النبى‌(صلی الله علیه وآله) (كلینى‌، 3/471) و نیز به‌جای‌ آوردن‌ آداب‌ استخاره‌ در مشهد امام‌ حسین‌ (علیه السلام) (حمیری‌، 28) وارد شده‌ است‌

 

این شش رقعه را زیر سجاده خود گذاشته و دو رکعت نماز (مثل نماز صبح) بجا می آوری و چون نماز را تمام کردی سجده می کنی و در سجود صد مرتبه می گویی

استخیر الله برحمته خیره فی عافیه

پس می نشینی و می گویی: اللهم خیر لی و اختر لی فی جمیع أموری و یسیر منک و عافیه

 پس دست می زنی به رقعه ها و آنها را به هم مخلوط می کنی و یکی یکی بیرون می آوری

اگر 3 إفعل پشت سر هم بیرون آمد آن امر را بجا می آوری که اراده کرده ای

اگر 3 لاتفعل بیرون آمد به جای نیاور آن امر را که نیت کرده ای

اگر یکی إفعل بیرون آمد و دیگر لاتفعل، پنج رقعه بیرون بیاور و به آن نگاه کن هرگاه: 3 افعل است و 2 لا تفعل آن عمل را به جا آور و اگر به عکس است آن عمل را به جا نیاور.کیفیت نماز این بود.[مفاتیح الجنان ـ ملحقات ص 1074 و 1075 چاپ انتشارات اسوه ترجمه استاد الهی قمشه ای. و در بلد الامین ج1 ، ص 15آمده است]

 

نمازی برای استخاره

در حدیثى‌ نبوی‌ به‌ روایت‌ جابر به‌ چگونگى‌ نماز استخاره‌ پرداخته‌ شده‌ است‌. در این‌ حدیث‌ كه‌ از منابع‌ اساسى‌ در مباحث‌ فقهى‌ مربوط به‌ نماز استخاره‌ به‌شمار مى‌آید، دعای‌ ویژه‌ای‌ نیز برای‌ تعقیب‌ این‌ نماز آمده‌ است‌ (مثلاً نك: احمد بن‌ حنبل‌، 3/344؛ بخاری‌، 7/162؛ ترمذی‌، 2/345-346).

استخاره در لغت یعنی طلب خیر، و این در حقیقت دعا برای خیر از خداست. و بسیاری از روایاتی که توصیه به استخاره می کند به این معناست یعنی دعا کنید و از خدا خیر بخواهید

 

در منابع‌ امامیه‌ به‌ علاوه‌، احادیث‌ دیگری‌ به‌ نقل‌ از ائمه‌(علیه السلام) در آداب‌ نماز استخاره‌ آمده‌ است‌ (نك: كلینى‌، 3/470 به‌ بعد؛ ابن‌ بابویه‌، 1/562 -563؛ طوسى‌، تهذیب‌...، 3/179 به‌ بعد). نماز استخاره‌ نزد فقیهان‌ از نمازهای‌ مستحب‌ یا مسنون‌ شمرده‌ شده‌ است‌ (مثلاً نك: ابن‌ ادریس‌، 1/313؛ سید بكری‌، 1/257). به‌اتفاق‌ مذاهب‌ فقهى‌، نماز استخاره‌ دو ركعت‌ است‌ و بنا بر قول‌ مشهور نزد مذاهب‌ گوناگون‌، بهتر آن‌ است‌ كه‌ در قرائت‌ این‌ نماز پس‌ از فاتحة الكتاب‌، در ركعت‌ نخست‌ سورة كافرون‌ و در ركعت‌ دوم‌ سورة اخلاص‌ خوانده‌ شود (مثلاً نك: غزالى‌، 1/185؛ نووی‌، «الاذكار»، 3/354؛ ابن‌ عابدین‌، 1/506؛ بدون‌ تصریح‌ به‌ ترتیب‌: كلینى‌، 3/472؛ ابن‌ بابویه‌، 1/562).

در یك‌ روایت‌ امامى‌ نیز قرائت‌ سوره‌ های‌ حشر و رحمن‌ در ركعت‌ نخست‌ و سوره‌های‌ معوذتین‌ و اخلاص‌ در ركعت‌ دوم‌ توصیه‌ شده‌ است‌ (نك: كلینى‌، 3/470؛ طوسى‌، همان‌، 3/180). افضل‌ آن‌ است‌ كه‌ نماز استخاره‌ در اماكن‌ مقدس‌ چون‌ مساجد و مشاهد گزارده‌ شود (نك: شهید اول‌، ذیل‌ نماز استخاره‌؛ نیز نك: عوفى‌، 1/210 ). در روایات‌ امامیه‌، نمونه‌هایى‌ از توصیه‌ به‌ اقامة این‌ نماز در مسجد النبى‌(صلی الله علیه وآله) (كلینى‌، 3/471) و نیز به‌جای‌ آوردن‌ آداب‌ استخاره‌ در مشهد امام‌ حسین‌ (علیه السلام) (حمیری‌، 28) وارد شده‌ است‌.

فرآوری : زهرا اجلال

بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان

 

 


منابع :

سایت حوزه


باز منتشر شده توسط zahra900 در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط zahra900 با 4874 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 74
     درج شده در 1177 روز و 4 ساعت و 21 دقیقه قبل
    

رمزی برای رشد و سبقت از دیگران

 


انسان‌هایی که به دیگران خوبی کنند با سرعت بیشتری پیشرفت می‌کنند و به سعادت و کمال دست می‌یابند. در احادیث مختلف این موضوع اینگونه مطرح شده است .کسی که کار نیک انجام دهد نلغزد، و اگر هم بلغزد تکیه گاهی دارد.

 


تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir
محبت کردن و نیکویی کردن در اسلام

محبت و نیکویی کردن به موجودات نه تنها در دین اسلام بلکه در تمام ادیان سفارش شده و مورد تایید قرار گرفته است .در قرآن نیکویی معادل واژه احسان است و نیکوکاری (محسنین )خوانده می‌شود.در قرآن نیکویی کردن به صورت‌های مختلف تعریف شده است.

 

محبت کردن به دیگران

اسلام دین محبت است و خوبی کردن به دیگران پاداش بس عظیم نزد خداوند دارد در قرآن آمده است «واذاخذنامیثاق بنی اسرائیل لاتعبدون الا ا..وبالوالدین احسانا و ذی القربی والیتامی والحساکین وقولوا للناس حسنا» یاد کنید که از بنی اسرائیل پیمان گرفتیم که جز خداوند را نپرستند و به پدر و مادر خویش  و ..یتیمان.نیکی کنید و مردم به زبان خوش سخن بگویند. (بقره 83)

امام علی(علیه السلام)می‌فرمایند : «العدل الانصاف و الإحسان التفضل» ؛ عدل رعایت انصاف و احسان انعام و بخشش است.(نهج البلاغه ص509حکمت231)

و یا امام حسن مجتبی(علیه السلام)می‌فرمایند :برخورد نیکو با مردم اساس خردمندی است (بحار الانوار ج78ص111)

 

کار ها را درست و بدون نقص انجام دادن

یکی دیگر از اصول احسان درست انجام دادن کارهاست وقتی کسی تصمیم به انجام کاری می‌گیرد باید آن را در نهایت دقت و درستی انجام دهد و باید در کاری که انجام می‌دهد مهارت توانایی و تخصص داشته باشد.

واژه احسان در نهج البلاغه بدین گونه معنا شده است.

از اثرات دیگر احسان تندی نکردن با مردم است انسان‌های نیکوکار با مردم با خوشرفتاری بر خورد می‌کنند برای مثال در هنگام رانندگی اگر راننده ای دچار اشتباه شد .او را ناسزا نمی‌گویند و بی قراری نمی‌کنند

 

«قیمه کل امری یحسنه » ؛ ارزش هر انسانی به اندازه امور و کارایی است که آنها رابه نحو نیکو انجام می‌دهد.(نهج البلاغه ص482حکمت81)

 

جذب محبت

از دیگر ویژگی‌های احسان تأثیر گذاری بر قلوب انسان‌هاست انسان‌هایی که به دیگران خوبی می‌کنند آنها را به سوی خود جذب می‌کنند و این مایه دوستی و رفاقت میان انسان‌ها می‌شود.

به تعبیر حضرت علی «الاحسان یستعبد الانسان» ؛ احسان آدمی را به بندگی وا می‌دارد.«غررالحکم ص385»

احسان مایه محبت دل‌هاست (غرر الحکم ص386)

و یا کسی که نیکی زیاد کند یاران و خدمتگزارانش زیاد می‌شود (غرر الحکم ص386)

البته باید توجه داشت که نیکی کردن بدون منّت و اذیت کردن باشد در غیر این صورت آثار آن محو می گردد و اثر مطلوب بر جا نمی‌گزارد.

 

پرهیز از مردم آزادی

از دیگر اثرات احسان پرهیز از آزار و اذیت مردم به صورت‌های مختلف از جمله پیامک زدن و مزاحمت تلفنی و...است.

امام علی(علیه السلام)می‌فرمایند:کسی که بنده‌ی من را بیازارد در مقام جنگ با من بر آمده است.(بحار الانوار ج67ص72)از امام سجاد علیه السلام نقل شده است :و یا از نشانه های کمال عقل نیازردن دیگران است.(بحار ج78ص141)

تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir
تندی نکردن با مردم

از اثرات دیگر احسان تندی نکردن با مردم است انسان‌های نیکوکار با مردم با خوشرفتاری بر خورد می‌کنند برای مثال در هنگام رانندگی اگر راننده ای دچار اشتباه شد .او را ناسزا نمی‌گویند و بی قراری نمی‌کنند.

امام علی (علیه السلام)می‌فرمایند:اساس سبک عقلی در درشتی کردن با مردم است

 .(غرر الحکم ج2ص218)

و یا کسی که به مرکب درشتی و تند خویی سوار شود رسیدن به خواسته‌هایش دشواری شود(غرر الحکم ص183)

 

وسیله‌ی پیشرفت و رشد

از دیگر آثار نیکی کردن تعالی یافتن و پیشرفت کردن است .انسان‌هایی که به دیگران خوبی کنند با سرعت بیشتری پیشرفت می‌کنند و به سعادت و کمال دست می‌یابند. در احادیث مختلف این موضوع اینگونه مطرح شده است .کسی که کار نیک انجام دهد نلغزد و اگر هم بلغزد تکیه گاهی دارد.(غرر الحکم ج2ص213)

انجام کارهای نیک نعمت‌ها را فراوان می‌کند و بدی ها را برطرف می‌سازد(غرر الحکم ج2ص213)

و یا بسیار زیاد نیکی کن به مردم زیاد احسان کن که پایدارترین ذخیره و زیباترین یادگاری است (غرر الحکم ج2ص213)

 

تحمل کردن دیگران

از دیگران آثار احسان و نیکو کاری تحمل بدی‌های دیگران است.احسان الزاما خوبی نیست اگر به کسی بدی شد و تحمل کرد و پاسخ بدی‌اش را نداد نیز نوعی احسان به شمار می رود.

امام جواد می‌فرمایند:همسایه خوب بودن به این نیست که همسایه را آزار ندهی بلکه به این است که آزارش را تحمل کنی(تحف العقول ص432)

امام علی می‌فرمایند:هر گاه مورد تحیّت و تکریم واقع شدی تو بهتر از آن تحیت به جا آور و اگر به تو احسان شد بیشتر آن تلافی کن به یاد بودن تلافی بیشتر برتری از آن کسی است که اول نیکی کرده است

پرهیز از کنایه و زخم زبان

احسان و نیکوکاری انسان را از کارهای زشت و گناهان متعدد بازی دارد یکی از گناهان که از گناهان زبانی است زخم زبان زدن است.به تعبیر حضرت علی زخم زبان از نیزه بدتر است.(بحار الانوار ج71ص286)

و یا به تعبیر دیگر :زخم شمشیر خوب می‌شود ولی زخم زبان خوب نمی‌شود.

 

حق شناسی و قدرشناسی

انسان‌هایی که نیکو کار هستند قدر شناسند و قدر یکدیگر را میدانند و اگر کسی برایشان کاری انجام داد و یا لطفی ..از آن‌ها سپاسگزاری کرد.حق شناسی می‌کنند.

برای مثال قدر شناسی زن از شوهر و فرزندان از پدر و مادر و...و اگر انسان از محبت دیگران تشکر نکند آن‌ها سرد شده و دیگر به او محبت نمی‌کنند.

به تعبیر پیامبر اکرم خوبی کردن بسته به اندازه خصلت است.(بحار الانوار ج45)

 

تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir
انواع احسان

صدقه دادن:

صدقه از مستحبات دین اسلام است امام صادق علیه السلام می‌فرمایند :هیچ چیز گران‌تر نیست بر شیطان از صدقه بر مومن و آن واقع شود در دست پروردگار تبارک و تعالی بیش از آنکه واقع شود در دست بندگان .

و صدقه دادن در تمام ادیان سفارش شده است .در تلمود می‌خوانیم :نیکو کاری را مرزی نیست احسان یا نیکو کاری برابر با انجام همه‌ی احکام شریعت است.

 و یا حضرت عیسی (علیه السلام)می‌فرمایند :اگر بخواهی کامل شوی رفته مایملک خود را بفروش و به فقرا ده که در آسمان گنجی خواهی داشت و آمده مرا متابعت نما. انجیل متی(12:19)

احسان به والدین

در بحار آمده است که امام صادق فرمودند:کسی که دوست دارد سکرات مرگ را بر او سبک شود صله رحم کند و به والدین خود احسان کند در این صورت فقر هرگز به او نرسد .البته احسان و نیکوکاری به والدین باید در نهایت ادب و احترام باشد و ذره ای نباید به آن‌ها بی احترامی شود.

نیکی کردن به دشمنان

نیکی در اسلام تا آنجا پیش می‌رود که حتی به نیکی کردن به دشمنان هم سفارش شده است خداوند در قرآن می‌فرمایند:

خداوند شما را از کسانی که در کار دین با شما جنگیده و شما را از دیارتان بیرون کرده اند باز نمی‌دارد با آنان نیکی کنید و عدالت ورزید زیرا خداوند نیکو کاران را دوست دارد(ممتحنه آیه 8)

 

اصول نیکویی کردن

انسان به طوریکه از محبت شاد می‌شود و برایش سرافراز می‌گردد و به خود افتخار نمی کند و کسی که اولین بار نیکی می‌کند بیشتر مورد لطف رحمت خداوند قرار می گیرد .

امام باقر (علیه السلام) نقل شده است پدرم در شب‌های تاریک از خانه خارج می‌شدند و حتی روی خود را می‌بستند و کیسه های درهم و دینار و طعام و هیزم به شبت می‌گرفتند و درب فقرا را یک به یک می‌زنند

 

امام علی می‌فرمایند:هر گاه مورد تحیّت و تکریم واقع شدی تو بهتر از آن تحیت به جا آور و اگر به تو احسان شد بیشتر آن تلافی کن به یاد بودن تلافی بیشتر برتری از آن کسی است که اول نیکی کرده است.

پرهیز از تظاهر کردن

اگر کسی به صدقه داد و به او محبت نمود نباید آن را علنا انجام دهد تا مایه غرور و افتخار و مباهات شود بلکه باید آنرا در فضا انجام دهد تا ریا نشود .

حضرت محمد فرمودند: آن کسی که دستش به انعام و احسان از دیگران بازتر و خیراتش مخفی‌تر است.(دشتی محمد ایثار زهرا ص208)

امام باقر (علیه السلام) نقل شده است پدرم در شب‌های تاریک از خانه خارج می‌شدند و حتی روی خود را می‌بستند و کیسه های درهم و دینار و طعام و هیزم به شبت می‌گرفتند و درب فقرا را یک به یک می‌زنند .(ابراهیم زاده محبوب1351)

نیکی کردن در برابر بدی کردن

در طول زندگی بسیار می‌شود که انسان‌ها به یکدیگر بدی می‌کنند اما انسان باید پاسخ  بدی را با خوبی بدهد و به تعبیری خون را با خون نشوید.

امام علی می‌فرمایند:

کسی که به جای آوردن حق کسی را در مقابل حقش را نادیده می‌گیرد احسان کننده او را بنده خویش گردانیده است زیرا در به جا آوردن حق او پاداشی در نظر نگرفته است بلکه خواسته به او احسان و نیکی کنید(نهج البلاغه خطبه 155)

و یا در حدیثی دیگر در نهج البلاغه آمده است قرآن را نیکو تلاوت کنید که مورد بخشش‌هاست.(ص159)

احادیث آیات و روایت متعددی در این رابطه وجود دارد که از بحث ما خارج است اما آنچه بر می‌آید یکی از مهم‌ترین دلایل پیشرفت و رشد توسعه انسان محبت و احسان به مردم است مردم در صورتی که به یکدیگر محبت کنند از اشتباهات یکدیگر چشم پوشی کنند در این صورت است که جامعه اسلامی با انس و الفت به رشد و توسعه دست می‌یابد و مردم جامعه اسلامی به آرامش حقیقی می‌رسند.

نرگس زارعی

 


باز منتشر شده توسط zahra900 در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط zahra900 با 4874 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 78
     درج شده در 1177 روز و 4 ساعت و 23 دقیقه قبل
    

صدقه حتی شده بایک لبخند

 


صدقه در لغت مالی است كه به خاطر ثواب و قصد تفرّب به افراد نیازمند می‌دهند.(1) و در اصطلاح فقهی مالی است كه كسی آن را مجاناً بدون عوض دنیوی به ملكیّت دربیاورد.(2) ولی در روایات اسلامی برای «صدقه» نیزتوسعه و گستردگی عجیبی قایل شده اند و معنای آن را از حدود تنگ و کوچکی که در ذهن ماست بسیار فراتر برده اند.         

 


تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir

لفظ صدقه در قرآن بسیار آمده است. صدقه ،در اصطلاح متشرعه، مفهوم خاصی پیدا کرده و تنها بر کمکهای مالی مستحبی، که شخص وظیفه شناس و متعبد، علاوه بر تکلیف واجب خود، به فقرا می دهد، اطلاق می شود که نقطه مقابل زکات واجب مالی است؛ اما در قرآن، صدقه نیز همانند زکات، مفهومی بسیار گسترده دارد و علاوه بر صدقات مستحب، بر زکات واجب هم اطلاق می شود؛ چنان که در این آیه آمده است: «انما الصدقات للفقراء و المساکین و العاملین علیها و المؤلفه قلوبهم و فی الرقاب والغارمین و فی سبیل الله و ابن السبیل فریضه من الله و الله علیم حکیم؛ (توبه 60) صدقات تنها برای نیازمندان، مساکین، کارگزاران آن، کسانی که باید دلها شان را به دست آورد، در راه آزاد شدن بردگان، وامداران، در راه خدا و برای در راه ماندگان باید صرف شود و این فریضه ای است از سوی خداوند و خداوند دانا و حکیم است». در این آیه، واژه صدقه در مورد زکات واجب به کار رفته و راه های مصرف آن را نیز بر می شمارد. صدقه در قرآن، در موارد مستحبی نیز به کار رفته و حتی در مواردی مثل مهریه ازدواج نیز از مشتقات همین ماده استفاده شده است: «و آتوا النساء صدقاتهن نحله» (نساء 4). در این جا »صدقه« به ضم دال، که هم ریشه با صدقه است، بر مهریه زن اطلاق شده است. می توان گفت که در مجموع بیش از بیست مورد در قرآن از واژه صدقه و مشتقات آن مانند: تصدق، صدْقه، مصدقین، مصدقات، متصدقین و متصدقات استفاده شده است در قرآن در باره صدقه، تعابیر زیبایی آورده شده و یا نتایج جالبی بر آن بار شده که افراد را به آن ترغیب می کند؛ مثل آن که می فرماید: »اگر صدقه خود را مخفی بدارید، بهتر است و گناهان شما را جبران می کند و در هر حال، خداوند از کارهای شما آگاه است.«( بقره 271) و »با گرفتن صدقه، آنان را پاکیزه گردان«(توبه 103) و »چندین برابر آن را پس خواهند گرفت«(حدید 18) و »خدا آنان را پاداش می دهد«( یوسف 88) و »خداوند برایشان زمینه بخشش و پاداش عظیم فراهم کرده است«( احزاب 35).  

در روایت می خوانیم: «کل معروف صدقه؛ هر کار نیک و پسندیده ای صدقه است». از بعضی روایات به دست می آید که صدقه تنها کمک به فقیر نمی باشد بلکه انجام کار خیر و نیکی در مورد افراد ثروتمند نیز صدقه شمرده شده است و در بعضی روایات آموختن علم و دانشی که موجب رشد و هدایت کسی گردد صدقه به حساب آمده است. در برخی روایات نیز ایجاد تفاهم و آشتی میان دو نفر و اصلاح بین آنها را از صدقه شمرده اند
                                       

انفاق و صدقه انفاق هر دو به معنای خرج کردن مال در راه خدا اعم از واجب و مستحب است و هر دواز نظر روایات اسلامی معنای گسترده و وسیعی دارند . براى اینکه بدانیم مفهوم انفاق تا چه حد در اسلام گسترده است کافى است این حدیث زیر را مورد توجه قرار دهیم: پیغمبر گرامى اسلام صلی الله علیه وآله وسلم فرمودند:                  

کل معروف صدقه، و ما انفق الرجل على نفسه و اهله کتب له صدقه، و ما وقى به الرجل عرضه فهو صدقه، و ما انفق الرجل من نفقه فعلى اللَّه خلفها، الا ما کان من نفقه فى بنیان او معصیه :                                               هر کار نیکى به هر صورت باشد صدقه و انفاق در راه خدا محسوب مى‏شود (و منحصر به انفاقهاى مالى نیست)

و هر چه انسان براى حوائج زندگى خود و خانواده خود صرف مى‏کند صدقه نوشته مى‏شود و آنچه را که انسان آبروى خود را با آن حفظ مى‏کند صدقه محسوب مى‏گردد.

در روایت می خوانیم: «کل معروف صدقه؛ هر کار نیک و پسندیده ای صدقه است»(3). از بعضی روایات به دست می آید که صدقه تنها کمک به فقیر نمی باشد بلکه انجام کار خیر و نیکی در مورد افراد ثروتمند نیز صدقه شمرده شده است و در بعضی روایات آموختن علم و دانشی که موجب رشد و هدایت کسی گردد صدقه به حساب آمده است. در برخی روایات نیز ایجاد تفاهم و آشتی میان دو نفر و اصلاح بین آنها را از صدقه شمرده اند(4)

تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir

و حتی لبخند و تبسم در چهره برادر دینی و امر به معروف و نهی از منکر و راهنمایی فرد گمشده و برداشتن سنگ و خار و استخوان تیز از سر راه مردم صدقه شمرده شده است و عجیب این است که لازم نیست انسان کاری انجام دهد تا صدقه به شمار آید بلکه گاهی ترک برخی کارها و انجام ندادن آن صدقه محسوب می گردد، چنانچه در روایت آمده است: زبانت را نگه دار، که این صدقه ای بر خودت می باشد و نیز در روایتی ترک شر و بدی صدقه به شمار آمده است.(5)      

 

در روایات اسلامی امور مختلفی به عنوان بهترین صدقه معرفی شده است که برخی از آنها بیان می شود:

1- بهترین صدقه آن است که انسان در حال صحت و سلامت و در عین علاقمندی به چیزی آن را صدقه دهد.

2- بهترین صدقه آن است که از طرف فردی که خود تنگدست است در پنهانی به فقیر داده شود.

3 - بهترین صدقه، صدقه زبان است که با آن خون ها حفظ شود و امور ناگوار دفع گردد و نفعی به برادر مسلمان برسد.

4- بهترین صدقه آن است که مسلمانی علمی را بیاموزد سپس آن را به برادر مسلمانش یاد دهد.

 5- بهترین صدقه، حرف خوب است.

 6- بهترین صدقه، صدقه بر بستگانی است که با انسان دشمنی می ورزند.

7- بهترین صدقه، صدقه بر اسیری است که چشمانش از گرسنگی بی فروغ و سبز گشته است .

8- کمک به ضعیف از برترین صدقات است.

و به عبارت دیگر بهترین صدقه بودن عملی از جهتی خاص و شرایطی مخصوص، منافاتی با بهترین صدقه بودن عمل دیگری از جهتی دیگر و در شرایط خاص خود ندارد و هر کس به هر کدام عمل نماید، بهترین صدقه را انجام داده و بهترین پاداش را نیز دریافت خواهد کرد.          

صدقه مستحبی را اگر كسی پنهانی بدهد ثواب و فضیلت آن بیشتر است. ولی اگر پنهانی دادن باعث شود كه مردم او را متهّم كنند به این كه اهل بخشش و كرم نیست آشكارا دادن آن فضیلت دارد. و هم چنین اگر كسی از دادن صدقه قصدش این باشد كه مردم از او یاد بگیرند و بر کمک به فقراء و نیازمندان تشویق و ترغیب شوند، آشكار دادن صدقه مستحب است
                                                            

 صدقه به چه کسانی تعلق می گیرد ؟!

إِنَّمَا الصَّدَقَاتُ لِلْفُقَرَاءِ وَالْمَسَاكِینِ وَالْعَامِلِینَ عَلَیْهَا وَالْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَفِی الرِّقَابِ وَالْغَارِمِینَ وَفِی سَبِیلِ اللَّهِ وَاِبْنِ السَّبِیلِ فَرِیضَةً مِنَ اللَّهِ وَاللَّهُ عَلِیمٌ حَكِیمٌ (توبه-60 )                                                                                          

مصرف صدقات منحصراً مختض به این گروه و طایفه است : فقیران و عاجزان و متصدیان اداره صدقات و برای تألیف قلوب (یعنی برای متمایل کردن بیگانگان بدین اسلام و آزادی بندگان و قرض داران) و در راه خدا (یعنی در راه تبلیغ و رواج دین خدا) و براه درماندگان ، این فرض و حکم خداست بر صدقه که خدا بر تمام حکم و مصالح امور خلق آگاهست.         

 

احكام صدقه

1- صدقه واجب (زكات مال. زكات فطره) غیر هاشمی بر هاشمی حرام است. امّا صدقه مستحبی غیر هاشمی بر هاشمی حرام نیست و در متصدّق – بلوغ – عقل - عدم حجر (سفاهت – بی پولی) شرط است. بنابراین اگر بچّه ده ساله صدقه بدهد صحیح نیست و در متصدق علیه( كسی كه صدقه را قبول می‌كند) فقر، ایمان، اسلام شرط نیست. صدقه بر آدم غنی، كافر ذمی ونیز مخالف حق (سنّی) صحیح است اگر چه بیگانه باشد ولی بر ناصبی و كافر حربی اگر چه خویشاوند هم باشند دادن صدقه جایز نیست. (6)                                                             

2- صدقه مستحبی را اگر كسی پنهانی بدهد ثواب و فضیلت آن بیشتر است. ولی اگر پنهانی دادن باعث شود كه مردم او را متهّم كنند به این كه اهل بخشش و كرم نیست آشكارا دادن آن فضیلت دارد. و هم چنین اگر كسی از دادن صدقه قصدش این باشد كه مردم از او یاد بگیرند و بر کمک به فقراء و نیازمندان تشویق و ترغیب شوند، آشكار دادن صدقه مستحب است. (7)       

 

 پی نوشتها:

1. المنجد، ص 406، مولف: لویس معلوف نوبت چاپ: اول سال 1362 انتشارات اسماعیلیان – تهران 

2. ریاض المسالك ج 9، ص 369 مولف: سید علی طباطبائی (ره) تحقیق و نشر: مؤسسه اسلامی (جامعه مدرسین) چاپ اول   1419

3. میزان الحکمه، ج 5، ص 324، ح 10375، دفتر تبلیغات اسلامی.

4. همان

5. همان، ص 326، ح 10387و10388.

6. تحریر الوسبه، ج 2، ص 81، مولف: حضرت امام خمینی (ره) طبع و نشر: موسسه اسلامی (جامعه مدرسین) چاپ: نهم سال 1424

7. الروضه البهیه، ج 4-3، ص 191مولف: شهید ثانی، تحقیق: سید محمد كلانتر، نشر: مكتب ایه الله مرعشی نجفی قم، چاپخانه: بهمن قم .



باز منتشر شده توسط zahra900 در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط zzb1372 با 179 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 72
     درج شده در 1177 روز و 11 ساعت و 15 دقیقه قبل
    

 شيعه امام حسين عليه السّلام

شيعه يعنى پيرو. پيروى در فكر، عمل ، اخلاق ، مواضع سياسى و عقايد دينى . گرچه شيعه حسين ، شيعه على و ائمه ديگر عليهم السّلام نيز هست و تشيّع ، در خط ائمه و اهل بيت بودن است ، امّا حسين بن على عليهما السّلام در ابعاد خاصّى كه زندگى و جانش را بر سر آنها نهاد، حالت الگويى دارد و اسوه است . آن حضرت ، براى احياء دين قيام كرد و خود را فداى راه خدا ساخت . شيعه او نيز بايد اينگونه باشد. شيعه سيدالشهدا، بايد در خصلتهايى و اعمالى چون : خودسازى ، خداترسى ، گناه گريزى ، تقوا، اطاعت امر خدا، امر به معروف و نهى از منكر، اقامه و احياء نماز، تلاش در مسير رضاى حق ، جود و كرامت ، عزّت نفس ، گريز از ذلّت و زبونى و سازش با طاغوتها و حكومتهاى ستم ، مبارزه با باطل ، جهاد و شهادت ، روحيه ايثار و شهادت طلبى ، قاطعّيت و صلابت در راه عقيده و ... به آن پيشواى شهيد تاءسّى كند. اين ، راه حسين و راه پدران و فرزندان حسين است و شيعگى يعنى ديندارى و ورع .

 شيعه بايد آبها را گِل كند

خطّ سوّم را به خون كامل كند                     خط سوّم خطّ سرخ اولياست

 

كربلا بارزترين منظور ماست

 

شيعه يعنى تشنه جام بلا

 

شيعگى يعنى قيام كربلا

 

شيعه يعنى بازتاب آسمان

 

بر سر نى جلوه رنگين كمان

 

از لب نى بشنوم صوت تو را

 

صوت ((اِنّى لا اَرَى الموت )) تو را

 

شيعه يعنى امتزاج ناز و نور

 

شيعه يعنى راءس خونين در تنور

 

شيعه يعنى هفت وادى اضطراب

 

شيعه يعنى تشنگى در شطّ آب  

  

از انبوه روايات مربوط به اوصاف شيعه ، تنها به يكى اشاره مى كنيم ، از امام صادق عليه السّلام كه به مفضّل فرمود: از فرومايگان بپرهيز، چرا كه شيعه على عليه السّلام شكم و شهوت خود را حفظ مى كنند و اهل جهادند و تلاش براى خدا و اميد پاداش از خدا دارند و از كيفر او بيم دارند: ((اِنَّما شيعَةُ عَلِي مَن عَفَّ بَطْنَهُ وَ فَرْجَهُ وَ اشتَدَّ جِهادُهُ وَ عَمِلَ لِخالِقِهِ وَ رَجا ثَوابَهُ وَ خافَ عِقابَهُ فَاِذا رَاءَيتَ اُولئِكَ فَاُولئِكَ شيعَةُ جَعفَر)). 

محبّتى كه در دل شيعيان و دوستداران شهيد كربلاست ، بجاست كه آنان را به همرنگى و همسويى و سنخيّت فكرى ، اخلاقى و عملى با مولايشان بكشد و در گفتار و كردار، شيعه حسين باشند، نه تنها در ادّعا و شعار. خود امام عليه السّلام نيز هنگام حركت از مكّه به سوى كربلا، كسانى را به همراهى خويش در اين سفر مقدّس و نهضت خدايى دعوت كرد كه اهل فداكردن جان در راه ائمّه كه راه خداست باشند و شوق ديدار الهى در دلشان باشد: ((مَنْ كان فيناباذِلاً مُهْجَتَهُ مُوَطِّنا عَلى لِق اءِ اللّهِ نَفسَهُ فَلْيَرْحَل مَعَنا  

منبع :فرهنگ عاشورا 

 


باز منتشر شده توسط zzb1372 در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط zahra900 با 4874 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 64
     درج شده در 1178 روز و 4 ساعت و 46 دقیقه قبل
    

حال میّت لحظاتی پس از مرگ


انسان ها به هنگام مرگ و لحظات غم انگیز تشییع جنازه، حالت یکسان و یکنواختی ندارند، بلکه به تناسب ایمان و کفر و نیز شدت و ضعفی که در این زمینه دارند، حالات گوناگونی خواهند داشت.

 

 


تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir

« و المرءُ فی سَکرَةٍ مُلهثَةٍ ، وَ غَمرَةٍ کارثَةٍ، و أنّةٍ مُوجِعَةٍ ، وجَذبَةٍ مُکرِبَةٍ ، و سَوقَةٍ مُتعِبَةٍ . ثم اُدرجَ فی أُکفانِهِ مُبلساً ، و جُذب مُنتقاداً بَسلِساً ، ثُمَّ أُلقِیَ علی الأعواد رجیع وصبٍ ، و نِضوَ سَقَمٍ ، تَحمِلُهُ حفدةُ الوِلدان ، وحشدةُ الاخوان ، الی دار غربته ، و منقطع زورته ، و َمُفرَدِ وحشته ... »1

 

شرح گفتار

بی تردید در دنیا حوادث تلخ و رنج آوری وجود دارد که هر یک به نوبه خود می تواند بار سنگینی از مصیبت را بر دوش آدمی نهاده و آینه ی دلش را از طوفان غم و غصه غبار آلود نماید.

در این میان آنچه از هر حادثه ای برای انسان ، تلخ تر و غم انگیز تر است، حادثه ای انکار ناپذیر مرگ است.

مرگ بگونه ای است که با آن کام وجود بازماندگان تلخ و خاطرشان آزرده می شود، چرا که آنها به اندازه ای به عزیز خود دل بسته اند که جدایی از او برایشان امری است غیر منتظره، که پذیرش آن به سختی در صفحه ی ذهنشان نقش خواهد بست.

اما این یک روی سکّه است، روی دیگر آن که از اهمیت والایی برخوردار است، خود میّت و احساساتی است که به هنگام مرگ و لحظاتی پس از آن به او دست می دهد، احساساتی برخاسته از جان که درک آن برای ما زنده ها امکان پذیر نیست.

امیر متقیان علی (علیه السلام) در فرازی از خطبه 83 نهج البلاغه صحنه غم انگیز مرگ وجان کندن را در قالب گفتار به زیبایی به تصویر کشیده و در این باره می فرماید: «انسان در حالت بیهوشی و سکرات مرگ، و غم و اندوه بسیار، و ناله ی دردناک، و درد جان کندن، با انتظاری رنج آور، دست به گریبان است.پس از مرگ او را مأیوس وار در کفن پیچانده، در حالی که تسلیم و آرام است، برمی دارند و بر تابوت می گذارند، خسته و لاغر به سفر آخرت می رود، فرزندان و برادران او را به دوش کشیده، تا سر منزل غربت، آنجا که دیگر او را نمی بیند، و آنجا که جایگاه وحشت است، پیش می برند...»

هنگامی که جنازه ی انسان را دفن می کنند، دو فرشته به نام نکیر و منکر نزد او می آیند، که صدایشان مانند رعد غرّنده، و چشم هایشان مانند برق خیر کننده است که زمین را با نیش های خود می شکافند، و پاهای خود را همراه با موهای خود به شدت بر زمین می کوبند و به سوی مرده می آیند

 

نکته ی حائز اهمیت پیرامون کلام امیر بیان علی (علیه السلام) آن است که انسان ها به هنگام مرگ و لحظات غم انگیز تشییع جنازه، حالت یکسان و یکنواختی ندارند، بلکه به تناسب ایمان و کفر و نیز شدت و ضعفی که در این زمینه دارند، حالات گوناگونی خواهند داشت. مطابق روایات معتبری که در این باره وجود دارد، انسانهای مومن و پرهیزکار، در این لحظات حساس، بسیار خوشحال و شادمان بوده، و از اینکه رخت از این جهان بسته و به دیار باقی سفر می نمایند، سر از پا نمی شناسند، چرا که دنیا برای آنها قفس تنگ و تاریکی بوده که بودن در آن، خاطرشان را آزرده و روح و جانشان را معذّب می ساخته است، و لذا مطابق روایاتی که از پیشوایان معصوم (صلوات الله علیهم اجمعین) در این زمینه وارد شده است، هنگامی که جنازه ی او را حرکت می دهند، صدا می زند که مرا زودتر به منزلم برسانید، و نیز هنگام غسل دادن در جواب فرشته ای که به او می گوید: آیا دلت می خواهی به دنیا بازگردی؟! می گوید: خیر، دیگر نمی خواهم به سختی و تعب دنیا برگردم.

اما در مقابل کافران و نیز گنهکارانی که عمری در مسیر ضلالت و گمراهی قدم نهاده اند و غرق در شهوت و هواپرستی دنیا بوده اند، از اینکه مرگ به سراغشان آمده، و قصد شکارشان را دارد بسیار خشمگین و ناراحتند، زیرا دنیا در منظرشان همچون کاخ زیبا و دلربایی بوده که در آن بزم عیش و شادی به راه انداخته، و به خیال خام خود از این طریق لحظات شیرین و لذت بخشی را برای خود دست و پا کرده اند، و لذا از مرگ که بساط عیش و نوش آنها را بر هم زده، و کاخ آرزوهایشان را ویران ساخته است، بسیار غمگین و هراسانند.

تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir
پرسش و پاسخ های عالم قبر

در موضوع مرگ و رخدادهای پیرامون آن، آنچه بر سختی و رنج فراوان این پدیده انکارناپذیر می افزاید، پرسش و پاسخ هایی است که انسان در عالم قبر با آنها مواجه می شود.

امیر متقیان علی (علیه السلام) در ادامه ی همین فراز از خطبه ی نورانی 83 به این مهّم پرداخته و در این باره به زیبایی فرموده است: «هنگامی که تشییع کنندگان بروند و مصیبت زدگان بازگردند، او را برای پرسش های حیرت آور، و امتحان لغزش زا، در گودال قبر می نشانند»2 با دقت در کلام امیر بیان علی (علیه السلام) می یابیم که موضوع پرسش و پاسخهای عالم قبر حقیقتی است که هیچ گونه شک و تردیدی در موردش روا نیست. در روایتی که از ششمین اختر تابناک آسمان ولایت و امامت، امام صادق (علیه السلام) در این زمینه وارد شده است، آن حضرت می فرماید: «هنگامی که جنازه ی انسان را دفن می کنند، دو فرشته به نام نکیر و منکر نزد او می آیند، که صدایشان مانند رعد غرّنده، و چشم هایشان مانند برق خیره کننده است که زمین را با نیش های خود می شکافند، و پاهای خود را همراه با موهای خود به شدت بر زمین می کوبند و به سوی مرده می آیند.»3

البته چگونگی برخورد آنها با میّت، براساس میزان ایمان و انحراف او متفاوت خواهد بود، و آنها متناسب با وضعیت ایمان و عقیده ی میت با او رفتار خواهند نمود.

مطابق روایات فراوان، این دو فرشته هنگامی که به سراغ مرده می آیند، با طرح سوألاتی او را مورد بازجویی قرار داده و از این طریق است که نخستین دادگاه الهی پس از مرگ انسان، آغاز می شود.

اما اینکه آن دو فرشته  الهی از چه می پرسند و چه اموری را مورد بازجویی قرار می دهند، امری است که با مراجعه به گفتار پیشوایان معصوم (صلوات الله علیهم اجمعین) کاملاً واضح و روشن می شود.

به طور کل روایات موجود در این موضوع، حکایت از این دارد که از مواردی که در ذیل به آنها اشاره می شود، سوأل می کنند:

1- خدایت کیست؟ 2- پیامبرت کیست؟ و رهبر و امامت کدام است؟ 3- دینت چیست؟ 4- عمرت را در چه راهی صرف کرده ای؟ 5- اموالت را از چه راهی به دست آورده ای و در چه راهی به مصرف رسانده ای؟ 6- قبله ات کجاست؟ 7- کتاب آسمانی ات چه نام دارد؟ 8- نماز. 9- زکات. 10- روزه. 11- حج


 

 

مژده به شیعیان واقعی!

مطابق آنچه بیان شد، انسان پس از مرگ با حوادث هولناک و صحنه های غم انگیزی مواجه خواهد بود، حوادثی که هر یک به تنهایی می تواند به راحتی آرامش روحی آدمی را بر هم زده، و راحتی و آسایش را از او سلب نماید.

اما در این میان باید این مژده را به شیعیان واقعی امامان معصوم (صلوات الله علیهم اجمعین) داد، که آنها در این باره ترسی به دل راه ندهند و با خاطری آسوده و خیالی راحت به حیات خویش ادامه دهند، چرا که خالق هستی به پاس ولایت پذیری و پیروی واقعی از امامان معصوم (صلوات الله علیهم اجمعین) حساب آنها را از سایرین جدا نموده و با آغوشی گرم و محبّت آمیز از آنها استقبال خواهد نمود.

در حقیقت شیعه ی واقعی بودن، وسیله ای است نجات بخش که همچون پناه گاهی مستحکم و استواری می تواند آدمی را در گردنه های صعب العبور یاری رسانده و آنها را از خطرات کمر شکن عالم قبر و قیامت ایمنی بخشد. در حدیث معروف، رسول گرامی اسلام پرده از روی این حقیقت کنار زده، و در این باره به صراحت فرموده است: «مَثَلُ أهل بَیتی فیکم کمثل سفینة نوح فی قَومِهِ، مَن رکبها نجی و مَن تخلّف عَنها غَرِقَ.» 4

مثل اهل بیت من، در میان شما مردم همچون کشتی نوح در قومش می باشد کسی که سوار بر این کشتی شد نجات یافته و کسی که از آن جا بماند غرق شده است.

انسان در حالت بیهوشی و سکرات مرگ، و غم و اندوه بسیار، و ناله ی دردناک، و درد جان کندن، با انتظاری رنج آور، دست به گریبان است.پس از مرگ او را مأیوس وار در کفن پیچانده، در حالی که تسلیم و آرام است، برمی دارند و بر تابوت می گذارند، خسته و لاغر به سفر آخرت می رود، فرزندان و برادران او را به دوش کشیده، تا سرمنزل غربت، آنجا که دیگر او را نمی بیند، و آنجا که جایگاه وحشت است، پیش می برند...

 

بنابراین طبق فرمایش پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) دشمنان و مخالفین امر امامت و ولایت، در طوفان بلا، و مصیبت از کشتی حمایت اهل بیت محروم، و از عذاب و سختی های طاقت فرسای پس از مرگ در امان نخواهند بود.

 

گرز آتشین بر سر مخالف علی (علیه السلام)

مرحوم علامه طباطبایی از قول استاد برجسته خود «حاج میرزا علی آقا قاضی» داستان تکان دهنده ای را در زمینه سزای مخالفت با امامت علی (علیه السلام) را بیان می کند که ما در اینجا به گزیده ای از آن اشاره می کنیم: ایشان می فرماید: در نجف اشرف در نزدیکی منزل ما مادری از دنیا رفت، به هنگام دفن آن ما در، دخترش درا ثر شدت علاقه ای که به مادر داشت فریاد می زد: «من از مادرم جدا نمی شوم»

بازماندگان هرچه تلاش کردند تا او را آرام کنند، نتوانستند، سرانجام تصمیم بر آن شد که او نیز همراه مادرش در قبر بخوابد. اما روی قبر را نپوشاندند، بلکه تخته ای روی آن قرار دادند تا هرگاه بخواهد از آن بیرون آید.

آن شب دختر کنار جنازه ی مادر در قبر خوابید، فردای آن شب به سراغ آن قبر آمدند تا از احوال آن دختر مطلع شوند، هنگامی که تخته را برداشتند، ناگهان دیدند تمام موهای سر او سفید شده است! از او سوأل کردند چرا این طور شده ای؟ در پاسخ گفت: آن شب درکنار جنازه ی مادر خوابیدم، ناگهان دیدم دو نفر از فرشتگان آمدند و در دو طرف من ایستادند، و یک شخص محترمی هم آمد و در وسط ایستاد، آن دو فرشته مشغول بازجویی از عقاید مادرم شدند مادر به آن سوألات پاسخ درست می داد. تا اینکه رسیدند به این پرسش که امام تو کیست؟ آن مرد محترم که در وسط ایستاده بود، فرمود: «لَستُ لها بإمام» من امام او نیستم. آن مرد محترم امام علی (علیه السلام) بود.

در آن هنگام آن دو فرشته، چنان گرز بر سر مادرم زدند که آتش آن به سوی آسمان زبانه کشید، من در اثر وحشت و ترس زیاد، به این وضع که می بینید در آمدم...5

گر مهر علی به سینه داری خوش باش           ویرانه صفت، دفینه داری، خوش باش

روزی که شوند غرق یَمّ، ناخلفان           تو نوح صفت، سفینه داری خوش باش

 

 

 

پی نوشت ها :

1- فرازی از خطبه 83 نهج البلاغه، ص 138، ترجمه محمد دشتی

2- همان

3- کافی، ج5، ص584

4- بحار الانوار، ج23، ص105

5- برگرفته از کتاب عالم در برزخ در چند قدمی ما، نوشته محمد اشتهاردی، ص198

 


باز منتشر شده توسط zahra900 در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط zahra900 با 4874 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 52
     درج شده در 1178 روز و 4 ساعت و 46 دقیقه قبل
    

دجّال به روایت امام علی(علیه السلام)

 


درباره آخرالزمان و ظهور منجی سخن فراوان است، رسانه‌ها نیز در این زمینه بی کار ننشسته‌اند و همّت خویش را در جهت اهداف دینی و سیاسی مصروف ساخته‌اند و دست به تولید فیلم ، موسیقی و انیمیشن‌هایی زده‌اند که محتوای آن به این موضوع اشاره دارد. در این میان شخصیتی نیز خودنمایی می‌کند که او را روایات ما با عنوان دجّال معرفی کرده‌اند ، روایاتی که از ظهور او در آخر الزمان حکایت می‌کند؛ و ما در ادامه به این موضوع خواهیم پرداخت.

 


تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir
دجّال کیست و کی خواهد آمد؟

صاحب حدیقه و دیگران به سند صحیح ذکر کرده‌اند که حضرت امیر  روزی بعد از خطبه فرمود  « سَلونی قبل ان تفقِدونی» ( نهج البلاغه خطبه 93) صعصعه برخاست و عرض کرد یا امیرالمؤمنین دجّال کی خواهد آمد؟ فرمود: علمی  است از اسرار خفیه و شاید رخصت اظهار آن نباشد امّا آن را نشانه‌هایی است که به هم متصل  است.

 

نشانه‌های ظهور دجال

فوت کردن و سهل شمردن نماز ، برطرف شدن امانت و رواج یافتن و حلال دانستن دروغ و افتراء و رشوه خوردن و  محکم ساختن بناها. فروختن دین به دنیا و قطع صله رحم و تابع هوی شدن و مشورت با زنان کردن، سفهاء را امیر امور عظیمه نمودن و خون ریختن را سهل شمردن  و در آن زمان علم ضعیف باشد و به ظلم فخر کنند و امراء فاجر شوند و وزراء ظالم گردند و علماء خیانت پیشه کنند و ظاهر شود زور و هویدا گردد.

 مسجدها کنگره دار گردد و بهتان شایع گردد و گناه و طغیان رونق گیرد و صف‌های نماز در هم رفته و به هم پیوسته گردد اما دل‌ها از هم متفرق باشد و نقض عهد را سهل شمرند و خلاف وعده را آسان گیرند و شریک شوند زنان با مردان در تجارت به جهت حرص دنیا و آوازهای فاسقان بلند است و عهده دار امور مهم باشند و از فجار می‌ترسند و به تقیه با ایشان رفتار می‌کنند و دروغ دروغگویان را باید تایید کرد و کاذب صادق است و خائن امین باشد . زنان به مردان شبیه شوند و مردان خود را شبیه زنان سازند . مردان به مردان اکتفاء کنند و زنان به زنان رغبت نمایند و زنان چون مردان به زین‌ها سوار شوند و در زمین گردش کنند. و شاهدان بدون آنکه از آنان خواسته باشند شهادت دهند و شهادت راست را گوش نکنند و گواهی دروغ به کار آید و بدون علم و معرفت حکم دهند و عمل دنیا را بر آخرت ترجیح دهند و خوش ظاهر و بد باطن باشند .

در ایام قحط شدید خروج می‌کند و بر خر سرخ رنگ سوار است ، به سرعت طی الارض نماید و قدمش به هر چشمه رسد آن چشمه به زمین فرو رود . اکثر تابعان او اولاد زنا، طیلسان، یهودیان باشند و آن ملعون با آنکه طعام خورد و در بازارها گردش نماید به آواز بلند به همه جار سد ( انا ربکم الاعلی ) گوید

بهترین مکان در عصر دجّال

بر شما باد که در آن روزگار خود را از میان به کنار کشید و بهترین مسکن در آن وقت بیت المقدس  است و زمانی بیاید که مردم آرزوی موطن آنجا نمایند .

 

ویژگی‌های دجّال

سپس اصبغ بن نباته بر خاست و عرض کرد یا امیر دجّال کیست؟

فرمود: دجّال کسی است که تصدیق کننده او شقی و تکذیب نماینده او سعید است و از اصبهان بیرون آید و چشم راست ندارد و چشم چپش بر پیشانی است مانند ستاره سرخ و در میان دو چشمش لفظ کافر نوشته شده که هر کسی آن را می‌خواند. به دریاها داخل شده و آفتاب با او سیر می‌کند و در پیش رویش کوهی باشد از دود و پشت سرش کوهی سفید که خلایق چنین می‌دانند که آن طعام است و در ایام قحط شدید خروج می‌کند و بر خر سرخ رنگ سوار است، به سرعت طی الارض نماید و قدمش به هر چشمه رسد آن چشمه به زمین فرو رود. اکثر تابعان او اولاد زنا، طیلسان، یهودیان باشند و آن ملعون با آنکه طعام خورد و در بازارها گردش نماید به آواز بلند به همه جار سد ( انا ربکم الاعلی ) گوید.( معجم احادیث الامام المهدی علیه السلام: 132:3 ح 670، کمال الدین ، منتخب الأثر: ص 532 ف 6 ب 3 ح 8)


باز منتشر شده توسط zahra900 در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط zahra900 با 4874 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 49
     درج شده در 1178 روز و 4 ساعت و 48 دقیقه قبل
    

سه هشدار جالب برای همه ی انسان ها

تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir

شما که نماز می‌خوانی چرا منشی دختر به این زیبایی آورده‌ای؟ می‌گوید: آقا در من اثر نمی‌کند. دروغگو! در صورتی راست می‌گویی که پروردگار تو را مرد خلق نکرده باشد.

 


قرآن مجید و روایات در مسأله خودسازی به بهترین صورت مطابق با فطرت و عقل، عباد الهی را راهنمایی کرده‌اند.

در قرآن مجید خودساخته‌ها با آیاتی شناسانده شده‌اند که همه می‌توانند با اوصافی که خدا برای آن‌ها بیان کرده است، مایه‌های خودسازی را از آن اوصاف بگیرند. در روایات و اخبار هم همین طور است.

وجود مبارک امیرالمؤمنین(علیه السلام) قطعه بسیار مهمی در همین زمینه دارند. در مقدمه فرمایش، امیرالمؤمنین(علیه السلام) سه هشدار جالب می‌دهند، تا انسان گرفتار بعضی از برنامه‌ها نشود. البته انسان‌هایی که عاشق تربیت و ادب خودشان هستند.

قرآن هم می‌فرماید این حرف‌ها برای کسی است که:« لِمَن کَانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَی السَّمْعَ وَ هُوَ شَهِیدٌ » یا رفته و این مایه‌ها را کسب کرده است، یا گوشش را آماده کرده که این مایه‌ها را بشنود.

اما اگر کسی علاقه نداشته باشد، عاشق نباشد، پای وجود او برای ظهور مسائل الهی پیش نمی‌رود و پای قلب او، در این راه قدمی بر نمی‌دارد.

 

هم و غم چهارپایان

در جمله اول، حضرت می‌فرماید: « إن البهائم هم‌ها بطونُها » تمام حیوانات و چهارپایان، همت، اراده و خواسته آن‌ها متمرکز در شکمشان است. کل هدف و لذت‌ها را در این عالم فقط در این می‌بینند که بخورند.

امیرالمؤمنین(علیه السلام) می‌فرماید: مواظب باشید، خودتان را رها نکنید، اگر رها شوید، بخواهید یا نخواهید، درنده می‌شوید. حد ضعیف‌تر آن، بخواهید یا نخواهید چهارپا و بهائم می‌شوید. این هشدار برای این است که مردم مواظب خودشان باشند

 

شکمشان که پر می‌شود، یک سلسله توابعی دارد؛ خواب، استراحت، چاق و قوی شدن، شهوت رانی. نهایت کارشان هم این است که یا در همین بیابان‌ها بمیرند، یا حلال گوشت‌های آنها به دست انسان بیافتند و در قصابخانه به آخر کار برسند.

در این جمله این هشدار را می‌دهد که عاشقان ادب و تربیت! مواظب باشید که درونتان، یا اوضاع و احوال زمان و اطرافیان، یا شیاطین و خناسان، همت و اراده شما را به طرف شکم جهت ندهند.

  

تسلط حیوانات وحشی بر یکدیگر

«و إن السباع هم‌ها العدوان علی غیرها» . تمام درندگان عالم هم همتشان این است که با چنگ و دندان و قدرتشان به زیر دستشان مسلط شوند، و بود و نبود او را ببرند.

شیر، گرگ، پلنگ، روباه، آنهایی که جزء خانواده درندگان هستند، تمام همت و اراده و قدرتشان در این است که ضعیف‌تر از خود را بچاپند، شکمش را پاره کنند، لقمه را از حلقش بیرون بکشند و ببرند.

مواظب خودتان باشید! اگر پای ادب و سلوک الی الله و طی مسیر معنا در کارتان نباشد، تبدیل به درنده می‌شوید. یک نفر هستید، اما هیتلر می‌شوید که یازده سال بیشتر روی صندلی ننشسته، نزدیک به پانزده میلیون نفر را تکه تکه کرد. این همه خون از گلوی بشر روی زمین ریخت. هیچ کدام را هم نمی‌شناخت.

یا چنگیز خان مغول، خودش در جنگ‌ها شرکت کرد، تیمور گورکانی، آتیلا، نرون، فرعون، نمرود، یا در زمان خودمان، طاغوت‌ها دارند مردم را تکه پاره می‌کنند، کشته‌ها هم به قاتل‌ها هیچ ظلمی نکرده‌اند.

امیرالمؤمنین(علیه السلام) می‌فرماید: مواظب باشید، خودتان را رها نکنید، اگر رها شوید، بخواهید یا نخواهید، درنده می‌شوید. حد ضعیف‌تر آن، بخواهید یا نخواهید چهارپا و بهائم می‌شوید. این هشدار برای این است که مردم مواظب خودشان باشند.

تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir
هم و غم جنس زن

جمله سوم: « و إن النساء». البته این زنانی که امیرالمؤمنین(علیه السلام) می‌فرماید، یک تعدادی از خانم‌ها قهرا مستثنی هستند، و جمله امیرالمؤمنین(علیه السلام) همه زنان را در برنمی‌گیرد.

مثلاً در ایام جنگ جمل، حضرت راجع به خانم‌ها منبر و کلمات قصار و نامه دارند، این نامه‌ها یا جملات قصار یا منبرشان را نباید برداشت و روی منبرها بر سر کل خانم‌ها داد کشید. معلوم است که در جمل، خطاب حضرت راجع به جنس زن، متوجه عایشه است. ولی همه زنان اسلام که عایشه نیستند.

قسم دادن خدا به زنان پاک در شب احیا

در بین زنانِ الهی، ما آسیه همسر فرعون را داریم که در شب احیا چند میلیون شیعه قرآن روی سر می‌گذارند و به پروردگار می‌گویند: « اللهم به حقّ هذا القرآن و به حقّ من أرسلته به و به حقّ کل مؤمنٍ مدحته فیه ». یکی از آنهایی که در قرآن سرگرفتن، مردم خدا را به او قسم می‌دهند که ما را بپذیر، آسیه، زن فرعون است.

  

زنان نمونه در قرآن

ما مریم، خدیجه، زینب کبری(سلام الله علیها) را داریم، اسم فاطمه(سلام الله علیها) را نمی‌برم، چون او هم وزن انبیا(علیهم السلام) است. آنجا کسی صحبت نمی‌تواند بکند. حضرت امّ کلثوم، حضرت رباب و زنان دانشمند با کرامتی را داریم. زمان خودمان، خانم مجتهده امین را داشتیم که بزرگان دین به او اجازه اجتهاد داده بودند.

 

ارزش دادن اسلام به زنان با ایمان

«و إن النساء همهنّ زینة الحیاة الدنیا و الفساد فیها ». یک مشت انسان هم در جنس زنان هستند که تمام همت این‌ها دستبند و گلوبند و گوشواره و آرایش و خودنمایی و عشوه و ناز و طنازی است، و بعد هم« و الفساد فیها » بیرون آمدن از خانه، برای به لجن کشیدن یک مملکت.

امیرالمؤمنین(علیه السلام) حرفش را با زینت تنها تمام نکرد، بلکه گفت: «و الفساد فیها». به ما مردها گفت: حیوان و درنده نشوید، اگر خودتان را رها کنید، بخواهید یا نخواهید، به طرف حیوان شدن و درنده شدن می‌روید.

« و إن النساء همهنّ زینة الحیاة الدنیا و الفساد فیها ». خانم‌ها! شما لباس زیبا برای جلوه‌گری در بیرون نپوشید. جورابی که چشم جوان را جلب کند، کفشی که صدا می‌دهد، راه رفتنی که صدای النگو و گلوبندتان را در آورد، قرآن می‌گوید: نپوشید. صریح قرآن است

 

اما به جنس زن که رو می‌کند، می‌فرماید: شما یک جنسی هستید که: «الجنةُ تحت أقدام الأمهات»؛ بهشت زیر پای مادران است. در طایفه شما مریم، خدیجه، زینب و آسیه به وجود آمده‌اند، شما جزء آن زنانی نشوید که خود را رها کرده و در رها شدن، کالای شهوات مردم خبیث، پلید و آلوده شدند.

 

مراعات زن در هنگام حضور در اجتماع

«و إن النساء همهنّ زینة الحیاة الدنیا و الفساد فیها ». خانم‌ها! شما لباس زیبا برای جلوه‌گری در بیرون نپوشید. جورابی که چشم جوان را جلب کند، کفشی که صدا می‌دهد، راه رفتنی که صدای النگو و گلوبندتان را در آورد، قرآن می‌گوید: نپوشید. صریح قرآن است.

 نامحرمی که می‌دانید تقوا ندارد، وقتی تلفن می‌کند یا در می‌زند، در قوم و خویش خودتان است و او را می‌شناسید، با صدای طبیعی خدا داده با او حرف نزنید، تو داری حرف می‌زنی و او دارد در خیالش زنا می‌کند.

شما که نماز می‌خوانی و روزه می‌گیری، چرا منشی دختر به این زیبایی آورده‌ای؟ می‌گوید: آقا در من اثر نمی‌کند. دروغگو! در صورتی راست می‌گویی که پروردگار تو را مرد خلق نکرده باشد.

ای اهل دین! تو چرا؟ چرا همسرت را در بیمارستان‌های زنانه نمی‌بری؟ چرا دخترتان نرود درس بخواند، تا دکتر خانم‌ها بشود، چرا؟ یک مدیر اسلامی که منشی زن نباید داشته باشد. او را بفرست در یک اتاق در بسته کاغذهایی که باید تایپ کند، برود تایپ کند. نه تلفن شصت میلیون جمعیت را جواب بدهد. تمام این گناهان را در قیامت خدا در پرونده تو هم می‌نویسد .

 


 


باز منتشر شده توسط zahra900 در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط sk4148 با 1144 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 41
     درج شده در 1178 روز و 9 ساعت و 46 دقیقه قبل
    
جمهوری تاتارستان بزرگترین نسخه قرآن کریم به طول دو متر را منتشر کرد.
جمهوری تاتارستان بزرگترین نسخه قرآن کریم به طول دو متر را منتشر کرد.

به گزارش برترین ها، جمهوری تارتارستان ( یکی از جمهوری های روسیه) در بزرگترین مسجد مسکو به نام' کول شریف' انتشار بزرگترین نسخه قرآن کریم را جشن گرفت.

طول این نسخه 2 متر و عرض آن نیم متر و وزن آن نیز 800 کیلوگرم است.

روزنامه البیان چاپ ریاض در این باره گزارش داد که در این نسخه، از سنگ مرمر، کاغذ طلایی و نقره ای و تعدادی سنگهای قیمتی استفاده شده است.

شایان ذکر است که هزینه انتشار این نسخه تاکنون اعلام نشده است.

گفتنی است که 'مینتیمیر شایمییف' رئیس جمهور جمهوری تاتارستان ناظر این کار ارزشمند بود.

تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir
تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir
تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir
تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir
تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir

باز منتشر شده توسط sk4148 در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)



توجه : مدیریت وب سایت در صورت دریافت مجوز قانونی از سوی مراجع ذیصلاح نسبت تغییر در محتوای  ارسالی کاربران و یا مراحل قانونی اعلام شده اقدام خواهد نمود.
تبیان زنجان با تایید نمایش مطالب ارسالی کاربران آنرا تایید محتوایی و قابل استناد نمی کند . مديران محتوا تنها حق اصلاح يا حذف مطالب نامربوط ( دارای مشکل فنی نمایش و ناقض قوانین ارسال مطلب هر بخش ) را دارند.
© 2004- Tebyan. The content is copyrighted to Tebyan Cultural and Information center and may not be reproduced on other websites.