System.InvalidOperationException: This SqlTransaction has completed; it is no longer usable. at System.Data.SqlClient.SqlTransaction.ZombieCheck() at System.Data.SqlClient.SqlTransaction.Commit() at akbari_zanjan.ASCX.faalInmah.Page_Load(Object sender, EventArgs e) مجموعه مطالب tara59 در تبیان زنجان
مسابقه دین و اندیشه خانه قرآن باشگاه کاربران جامعه ورزشی خانواده خوشبخت دنیای کودکان آشپزی و تغذیه موبایل دانش و تکنولوژی مجله سلامت سیاست گردشگری
دنیای عکس و عکاسی اقتصاد زنان ادبیات هــنر سینما و تلویزیون بزرگان و مشاهیر مهدویت سرگرمی دانلود نرم افزار مرکز کتاب پایگاه ها جستجو روابط عمومی مقالات
     
صفحه اصلی وب سایت فید مطالب وب سایت عضویت رایگان در وب سایت جستجو در وب سایت سوالات رایج نقشه وب سایت درباره ما تماس با ما  

حتما ببینید
بیانات حضرت آیت الله خامنه ای مدظله
احادیث حضرت محمد
عکس و عکاسی مقالات
امر به معروف و نهی از منکر
آشپزی به سبک تبیان
طبقه بندی موضوعی مطالب
ارسال دعوتنامه

آیا مایلید دوستان خود را نیز دعوت به مشاهده محتوای بروز این وب سایت کنید ؟
آیا میدانید با ارسال هر دعوت نامه 5 امتیاز( به همراه 15 امتیاز رزرو) به مجموع امتیازات شما افزوده میشود ؟

 
دریافت رایگان مطالب
آیا میدانید میتوانید مقالات وب سایت را با استفاده از قدرت گوگل و بصورت روزانه در ایمیل خود دریافت و مطالعه کنید ؟؟
بیش از صد ها عنوان مطلب خواندنی را روزانه به همین راحتی و هر زمان که مایلید مطالعه کنید !
عضویت رایگان دریافت مقالات در ایمیل

برای مشاهده توضیحات بیشتر اشاره گر ماوس خود را روی هر عنوان نگه دارید . بخش مطالب روزانه اعضاء سرویس دیگری از خدمات وب سایت به اعضا میباشد که شما را قادر می سازد  مطالب و علاقه مندی های خود را در وب سایت درج نمایید .

این امکان زمینه حضور جدی شما را در دنیای مجازی اینترنت فراهم آورده و ضمن انتشار محتوای شما بنام خودتان ,  با کمک سرویس معرفی به موتور های جستجو , آنرا در  صدر جستجو ها و معرض دید هزاران کاربر روزانه  اینترنت و وب سایت قرار  دهد و کمک می کند  براحتی در جمع کاربران فعال خانواده ما قرار بگیرید .

توجه : نوشته  و مطالب این بخش دارای هویت شخصی از سوی کاربران ( ساختار وب لاگ) بوده و مسئولیت آن به عهده کاربر می باشد .
قوانین ارسال مطلب را ببینید تبیان زنجان با تایید نمایش مطالب ارسالی کاربران آنرا تایید محتوایی و قابل استناد نمی کند . مديران محتوا تنها حق اصلاح يا حذف مطالب نامربوط ( دارای مشکل فنی نمایش و ناقض قوانین ارسال مطلب هر بخش ) را دارند.

 
نوشته شده توسط tara59 با 2677 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 68
     درج شده در 1131 روز و 16 ساعت و 56 دقیقه قبل
    

بازیگران و خواننده‌های هالیوود که جزیره شخصی دارند!!+تصاویر

تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir
او صاحب چهار جزیره در قسمتهای شمالی باهاما به ارزش 50 میلیون دلار می‌باشد. البته او بیشتر اوقات فراغتش را در جزیره ماشا می‌گذراند و سه جزیره دیگر را برای روز مبادا نگه داشته!!...
 
داشتن یک جزیره شاید اوج رویا و خواسته خیلی از افراد باشد؛ جدا از این پادشاهان این جزیره‌های خصوصی اغلب افرادی هستند که هم استطاعت مالی دارند و هم در جستجوی آرامش، امنیت و یافتن مکانی برای برگزاری جشنهایشان هستند که دور از چشم مردم عادی جامعه باشد.
گوئینت پالترو دوست داشت زندگی همراه با انزوای کامل را در یک جزیره تجربه کند و سه روز را در یک جزیره غیر مسکوئی کارائیبی گذراند. او با خودش فقط سه عدد پرتغال، یک گونی برنج، پشه بند، آسپرین، دوربین، دفتر یادداشت و مقداری هم لوازم آشپزخانه برده بود. او بعدا گفت: «تازه می‌فهمم چرا مردمی ‌که به جزیره‌های دریای کارائیب می‌روند دیگر دلشان نمی‌خواهد برگردند.»
اکنون جزیره‌های شخصی افراد معروف به یکی از خبرهای جذاب و مورد علاقه مردم تبدیل شده است.
 
ریچارد برانسون- جزیره‌های «موستیکو» و «نِکِر» در دریای کارائیب؛  جزیره Makepeace در نوسا؛ جزیره انگلیس در دبی.
تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir
 
تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir
 
تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir

وقتی پای صحبت از جزیره‌های شخصی به میان می‌آید، جای هیچ شکی نیست که ریچارد برانسون سرور همه جزیره‌داران به شمار می‌آید. 2جزیره دریای کارائیب متعلق به این فرد بانفوذ بریتانیایی صاحب شرکت هواپیمایی Virgin Atlantic است که هر دو جزیره اکنون تبدیل به پاتوقهای مجللی برای خوشگذرانی شده‌اند.
جزیره «نِکِر» با 74 آکر مساحت و صخره‌های مرجانی و سواحل دست نخورده سفید در میان آبهای فیروزه‌ای آرام گرفته است. حق امتیاز این جزیره تا بحال به افراد خیلی کمی ‌سپرده شده است. «موستیکو» جزیره 120 آکری دریای کارائیب هم قبلا خریداری شده، تنها یک مایل و نیم با «نِکِر» فاصله داشته و 10 میلیون دلار قیمت دارد.
او همچنین جزیره Makepeace را برای کارمندانش خریداری کرده تا هر وقت از کار روزمره خسته شدند بتوانند در سواحل آن لذت ببرند!


جانی دپ-  جزیره کوچک Little Halls Pond در باهاما
تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir

این آقای دزد دریایی کارائیبی موقعی که در فیلم «دزدان دریایی کارائیب» بازی می‌کرد، عاشق باهاما شده و بالاخره قدم پیش گذاشت و این بهشت واقعی در باهاما را برای خانواده‌اش خریداری کرد. این جزیره 45 آکری کوچک بخشی از مجمع الجزایر Exuma در جنوب آفریقا محسوب می‌شود. این جزیره 3.6 میلیون دلار ارزش دارد و زیباترین صخره‌های دریایی را دارد، همچنین به خاطر لنگرگاه شخصی، مردابهایی که در کنارش درختهای خرما روئیده و 6 بخش ساحلی سفید رنگ بکر و دست نخورده‌اش شهرت داشته و فقط با یک کشتی کوچک، هلیکوپتر یا هواپیمای دریایی می‌توان به آنجا سفر کرد.
 
مل گیبسون- جزیره ماگو، فیجی
تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir

اهالی استرالیا جزیره‌های گرمسیری فیجی را محلی فوق‌العاده برای گذراندن ایام تعطیل می‌دانند. مل گیبسون هم استرالیایی است و با خریدن جزیره مانگو در سال 2005 به مبلغ 15 میلیون دلار  به دارندگان جزایر فیجی پیوست. این جزیره 5.400 آکر مساحت دارد و یکی از بزرگترین جزیره‌های جنوب اقیانوس آرام محسوب می‌شود. این جزیره کاملا دست نخورده و خالی از سکنه می‌باشد و مل گیبسون هم سعی کرده به جز یک ساختمان برای استفاده شخصی بقیه جاهای جزیره را دست نخورده نگه دارد.

دیوید کاپرفیلد- جزیره کوچک ماشا، باهاما
تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir

دیوید کاپرفیلد صاحب چهار جزیره در قسمتهای شمالی باهاما به ارزش 50 میلیون دلار می‌باشد. البته او بیشتر اوقات فراغتش را در جزیره ماشا می‌گذراند و سه جزیره دیگر را برای روز مبادا نگه داشته!! او این جزیره را هفته ای 325,000 دلار اجاره می‌کند و افراد مشهور دیگری مثل جان تراولتا و اپرا وینفری هم به جزیره اش می‌آیند. او آبهای جزیره را «سرچشمه جوانی» می‌نامد و جدای این حرفها می‌گویند این جزیره زیبایی نفس‌گیر فرازمینی دارد که شاید در خواب هم ندیده باشیم!!
 
لئوناردو دی کاپریو- جزیره Blackadore، بلیز
تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir

وکیل تجاری لئوناردو دی کاپریو جزیره ای 104 آکری به ارزش 1.75 میلیون دلار را در سال 2005 برایش خریداری کرد. این جزیره زیبا با سواحل شنی سفید رنگ، درختهای نارگیل و صخره‌های زیبا در نزدیکی صخره‌های مرجانی واقع شده است. گفته شده که در این مکان هیچ جزیره  دیگری وجود ندارد که مثل این جزیره فضا و درازای کافی برای ساخت یک فرودگاه را داشته باشد. لئوناردو هم برای این جزیره برنامه‌هایی دارد: مثل تبدیل کردن جزیره به یک پاتوق برای محفل‌های دوستان و ساخت هتلهای زنجیره ای برای چهار فصل سال....
 
شکیرا- جزیره Bonds، باهاما
تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir

هیچ چیزی به اندازه یک جزیره 700 آکری شکیرا را خوشحال نمی‌کند. این جزیره وسیع 16 میلیون دلار ارزش دارد و هنرمندانی مثل شکیرا، راجر واترز ستاره پینک فلوید و الخاندرو سانز ستاره پاپ اسپانیایی به طور مشترک از این جزیره استفاده می‌کنند. آنها در فکر خلق آثار و برنامه‌های هنری و فرهنگی هستند تا بتوانند از هنرمندان دیگر و تازه واردین دنیای هنر پیشی بگیرند.

نیکلاس کیج- جزیره کوچک Leaf، باهاما
تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir

سال 2006 نیکلاس کیج این جزیره باهامایی را به مبلغ 3 میلیون دلار خرید. او پیش از این صاحب خانه‌ای فوق العاده مجلل در جزیره Paradise بود. جزیره Leaf جزو جزیره‌های زنجیره ای Exuma محسوب می‌شود و نزدیک جزیره خصوصی جانی دپ دوست صمیمی ‌نیکلاس کیج و همین‌طور جزیره دو خواننده به نامهای Faith Hill و Tim McGraw می‌باشد. پس با داشتن نخلهای خرما، سواحل شنی طولانی و یک برکه با آب بسیار زلال و شفاف، این جزیره 70 آکری چیزی کمتر از یک بهشت نیست!

ادی مورفی- جزیره Rooster، باهاما
تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir

ادی مورفی جزو بازیگرانی است که بیشترین دستمزدها را دارد، پس طبیعی است که صاحب بهشتی رویایی، یعنی جزیره Rooster باشد که به جزیره‌ای دراز و کشیده معروف شده است. او در سال 2007 این جزیره را به مبلغ  15 میلیون دلار خریداری کرد و جزیره فقط چند دقیقه با ناسائو پایتخت باهاما فاصله دارد. تجارت و خرید و فروش زمین تا جایی در‌هالیوود رواج پیدا کرده که بازیگرانی مثل ادی مورفی و برخی دیگر از ثروتمندان هم جزیره‌های شخصی‌شان را تبدیل به محلی تجاری کرده تا بتوانند چنین مکانهایی را تا آخر عمر برای خود و همسرشان حفظ کنند.

سلن دیون- Île Gagnon در کِبِک
تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir

Île Gagnon جزیره کوچکی است که خانه سلن دیون در آنجا بنا شده است که البته سلن دیون علی رغم داشتن دستمزدهای خیلی بالا خانه خود را خیلی لوکس و مجلل نساخته است. این قصر ییلاقی به سبک فرانسوی یکی از مشهورترین جذابیتهای توریستی محسوب می‌شود؛ البته گردشگران فقط می‌توانند به سختی این قصر که کاملا محفوظ شده را با یک قایق و با فاصله‌ تماشا کنند.
درآخر باید بگوییم، تعداد هنرمندانی که جزیره‌های شخصی دارند خیلی زیاد است و در این متن نمی‌گنجد. مثلا براد پیت و آنجلینا جولی هم جزیره ای در دبی خریداری کرده‌اند. رابین ویلیامز، استیون اسپیلبرگ نیز از جزیره داران هستند. مدونا و ریچارد گر هم گفته‌اند به دنبال جزیره یونانی زیبا می‌گردند!...
 
تهیه و ترجمه: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ/ مریم محبعلی‌نژاد
اختصاصی سیمرغ


باز منتشر شده توسط tara59 در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط tara59 با 2677 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 73
     درج شده در 1131 روز و 16 ساعت و 57 دقیقه قبل
    

10 شخصیت کودک عجیب تاریخ سینما!!

تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir
شاید در نگاه اول انتخاب شخصیت‌های چندش‌آور و عجیب از میان کودکان معصوم چندان منطقی نباشد و انتظار انجام رفتارهای منطقی و عاقلانه از آنها عجیب و بیهوده به نظر برسد، اما...
 
گرچه فیلم‌های تاریخ سینما سرشار از شخصیت‌های کودک دوست‌داشتنی هستند و در کمتر فیلمی است که در آن نشانی از کودکان معصوم نباشد، اما برخی شخصیت‌های کودک به دلیل عجیب و غریب بودن بیش از اندازه همواره در ذهن و خاطر سینمادوستان باقی می‌مانند و به همین راحتی‌ها فراموش نمی‌شوند.
شاید در نگاه اول انتخاب شخصیت‌های چندش‌آور و عجیب از میان کودکان معصوم چندان منطقی نباشد و انتظار انجام رفتارهای منطقی و عاقلانه از آنها عجیب و بیهوده به نظر برسد، اما کدام یک از علاقمندان تاریخ سینما می‌تواند فیلم‌هایی چون 'جن‌گیر' و 'طالع نحس' را بدون حضور آن دو کودک عجیب و غریب تصور کند؟
گرچه در این فهرست شخصیت‌های کودک فیلم‌هایی چون 'بچه رزمری'، 'تنها در خانهE.T و... دیده نمی‌شود و شاید جای آنها خالی هم باشد، اما 10 شخصیت کودک عجیب تاریخ سینما به انتخاب باب مک‌کیب نویسنده نشریه سینمایی معتبر امپایر عبارتند از:
 
دو کودک فیلم سینمایی 'بیگناهان' عجیب‌ترین شخصیت‌های کودک تاریخ سینما هستند
1. مایلز و فلورا در فیلم سینمایی 'بیگناهان' به کارگردانی جک کلیتن محصول 1961 آمریکا. فیلم داستان مالک خانه‌ای بزرگ در اواخر قرن 19 است که زنی را برای مراقبت از برادرزاده‌هایش استخدام می‌کند. همه چیز ابتدا طبیعی به نظر می‌رسد، اما زن متوجه می‌شود جسم کودکان به تسخیر ارواح خانه درآمده است... دو بازیگر کودک در دو فیلم ترسناک دیگر بازی کردند.

2.
شان در فیلم سینمایی 'تولد' به کارگردانی جاناتان گلیزر محصول 2004 آمریکا و آلمان. فیلم داستان زنی (با بازی نیکول کیدمن) است که پسرکی 10 ساله در روز ازدواج او ناگهان ظاهر می‌شود و ادعا می‌کند روح همسر مرحوم زن در بدن او حلول کرده است. گلیزر در این فیلم بینندگان خود را به این توهم دچار می‌کند که نکند همه بچه‌ها بیشتر از سن خود می‌دانند!

3.
تمام کودکان فیلم سینمایی 'دهکده نفرین‌شدگان' به کارگردانی وولف ریلا محصول 1960 انگلستان. 9 ماه پس از هجوم یک بیگانه به دهکده‌ای کوچک، کودکانی به دنیا می‌آیند که با داشتن قدرت‌های غیر عادی با هم متحد می‌شوند. این اتحاد شوم پدران و مادران کودکان را به فکر قتل آنها می‌اندازد. سال 1995 هم جان کارپنتر فیلمی به همین نام ساخت.

4.
دیمین تورن در فیلم سینمایی 'طالع نحس' به کارگردانی ریچارد دانر محصول 1976 آمریکا. فیلم داستان یک دیپلمات آمریکایی است که به جای فرزند مرده خود کودکی را از بیمارستان می‌آورد و به تدریج درمی‌یابد کودک نیروهایی غیر عادی دارد و ضد مسیح است. 'طالع نحس' یک اسکار موسیقی برد و موفقیت خیره‌کننده آن چند دنباله هم در پی داشت.

5.
دو دختر دوقلوی فیلم سینمایی 'تلالو' به کارگردانی استنلی کوبریک محصول 1980 انگلستان. فیلم داستان نویسنده‌ای است که استخدام می‌شود در زمستان از هتلی دورافتاده و خالی مراقبت کند. او در حالتی تسخیرشده همسر و فرزندش را تهدید می‌کند. نکته جالب اینکه لیزا و لوئیس بازیگران نقش خواهران دو قلو به ترتیب هشت و 10 ساله بودند.

6.
ریگان در فیلم سینمایی 'جن‌گیر' به کارگردانی ویلیام فریدکین محصول 1973 آمریکا. دختر 12 ساله یکی از بازیگران زن مشهور سینما دچار حالت‌هایی غریب می‌شود و تلاش پزشکان برای معالجه او ناکام می‌ماند. تنها راه اجرای مراسم جن‌گیری است. فیلم دو اسکار برد، بیش از 350 میلیون دلار در دنیا فروخت و چند دنباله هم داشت.

7.
ونزدی آدامز در فیلم سینمایی 'خانواده آدامز' به کارگردانی بری سوننفلد محصول 1991 آمریکا. کریستینا ریچی با آن صورت خالی از احساس خود شخصیتی عجیب خلق می‌کند و طراحی لباس فیلم هم نامزد جایزه اسکار می‌شود. سوننفلد دو سال بعد از این 'ارزش‌های خانواده آدامز' را هم کارگردانی کرد که نقش ریچی در آن تکرار شده بود.

8.
نوزاد فیلم سینمایی 'قطاربازی' به کارگردانی دنی بویل محصول 1996 انگلیس. در حالی که بسیاری از کودکان حاضر در این فهرست می‌دانند دارند مرتکب چه کارهایی می‌شوند، کودک 'قطاربازی' نقش یک قربانی بیگناه را بازی می‌کند که در واقع ضمیر ناخودآگاه شخصیت شرور یوان مگرگور در فیلم است که حالا دیگر یک اثر کلاسیک به حساب می‌آید.

9.
کارول آن فریلینگ در فیلم سینمایی 'ارواح خبیثه' به کارگردانی توبی هوپر محصول 1982 آمریکا. وقتی هیتر اورورکی بازیگر نقش کارول در سن 12 سالگی از دنیا رفت، بسیاری او را قربانی ارواح فیلم دانستند. دردناکتر اینکه بازیگر نقش خواهر بزرگتر کارول هم اندکی پس از اکران فیلم درگذشت و هر دو را در گورستانی در لس آنجلس به خاک سپردند.

10.
سید در انیمیشن سینمایی 'داستان اسباب‌بازی' به کارگردانی جان لسه‌تر محصول 1995 آمریکا. سید تمام آن چیزهای را نابود می‌کند که در واقع باید آنها را دوست داشته باشد. او نمونه بارز کودکان شرور موجود در همسایگی همه ما است. ضمن اینکه با نابود کردن اسباب‌بازی‌هایش موجوداتی تازه و البته عجیب و غریب مثل خودش می‌سازد.
 
 گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ

منبع:


باز منتشر شده توسط tara59 در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط tara59 با 2677 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 64
     درج شده در 1131 روز و 16 ساعت و 57 دقیقه قبل
    

بهترین فیلم‌های ساخته ‌نشده تاریخ سینما!!

تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir
در مورد «مردی که دن کیشوت را کشت» فیلم سال 2000‌تری گیلیام، عواملی چون بیماری، باران‌های سیل‌آسا و انواع و اقسام دیگر بلایای اجتناب‌ناپذیر باعث شد پس از چهار هفته فاجعه‌آمیز فیلمبرداری در مادرید متوقف شود...
 
 «ناپلئون» استنلی کوبریک، «توفان» مایکل پوئل و «نوسترومو» دیوید لین از جمله پروژه‌های سینمایی ناتمام هستند که اگر به سرانجام می‌رسیدند شاید تاریخ سینما جور دیگری نوشته می‌شد.
می‌توانید تصور کنید «پدرخوانده» هرگز ساخته نمی‌شد؟ یا اینکه «جنگ‌های ستاره‌ای»، «ای. تی» و «داستان عامه‌پسند» هرگز پرده سینماهای ما را مزین نمی‌کردند و فیلم‌های کلاسیک دوران خود نمی‌شدند؟ فکر کردن به تاریخ سینما بدون این فیلم‌ها کار سختی است، اما اگر این اتفاق می‌افتاد همه چیز می‌توانست فرق کند.
 
به اندازه تمام فیلم‌هایی که در تمام این سال‌ها به پرده نقره‌ای سینماها راه پیدا کرده‌اند، فیلم‌هایی هم هستند که اگر تولید آنها به پایان می‌رسید، می‌توانستند به همان اندازه خوب و موفق باشند. تاکنون این جور پروژه‌ها خیلی مورد توجه قرار نگرفته‌اند، به خصوص در یک جشنواره سینمایی. جشنواره فیلم برایتن سینه‌سیتی در بریتانیا - که از 20 نوامبر آغاز شده - امسال برای اولین بار بخش «هرگز ساخته‌نشده‌ها» را به فیلم‌هایی اختصاص داده که امکان راه پیدا کردن به پرده سینماها را پیدا نکردند.
 
برخورد قدرت‌ها
به عنوان مثال مایکل پوئل را در نظر بگیرید. او سال 1948 فیلم «کفش‌های قرمز» را با همکاری امریک پرسبرگر ساخت، فیلمی که هم تهیه‌کنندگان از آن متنفر بودند و هم بیشتر منتقدان آن را کوبیدند. پوئل پس از «کفش‌های قرمز» برای ساخت فیلم‌های بعدی خود به مشکل خورد.
«سال‌های طلایی» در 1952 که قرار بود فیلمی زندگی‌نامه‌ای درباره ریچارد اشتراوس آهنگساز آلمانی باشد و «توفان» در دهه 1970، تنها دو نمونه از فهرست طولانی «هرگز ساخته‌نشده‌ها» پوئل است که در جشنواره برایتن مورد توجه قرار می‌گیرد.
پوئل اصرار داشت «توفان» را بسازد. فیلمنامه چند بار نوشته شد و گروهی ستاره از جمله میا فارو، جیمز میسن، توپول، فرانکی هاوئرد -کمدین- و جرالد اسکارفی -کاریکاتوریست- به‌عنوان بازیگر انتخاب شدند. پس ایراد کار کجا بود؟
به گفته فریکسوس کنستانتین، مدیر عامل شرکت پوسیدون فیلمز تهیه‌کننده «توفان»، برخورد قدرت‌ها عامل به سرانجام نرسیدن پروژه بود. او می‌گوید: «ما تقریباً برای شروع کار آماده بودیم، اما «رنک ارگانیزیشن» که آن زمان یک شرکت بانفوذ در زمینه فیلمسازی بود با پوئل مشکل داشت.»
کنستانتین ادامه می‌دهد: «آنها اصرار داشتند فیلم ساخته نشود. ما بازیگران خیلی خوبی داشتیم و یک فیلمنامه عالی و این یک تراژدی برای صنعت فیلمسازی است که «توفان» ساخته نشد. من نمی‌توانستم به تنهایی پول بازیگران را بدهم یا خرج مراحل پس از تولید را فراهم کنم. به همین سادگی. هنوز فکر می‌کنم این یکی از بزرگترین شکست‌های من بود. تاکنون خیلی فیلم‌های مزخرف ساخته شده و خیلی فیلم‌های خوب هم ساخته نشده است.»
 
بخش «هرگز ساخته‌نشده‌ها» جشنواره برایتن اساساً بخشی است که با تخیل سر و کار دارد. نحوه برنامه‌ریزی به گونه‌ای است که انگار این فیلم‌ها واقعاً ساخته شده‌اند. اطلاعات ارائه شده شامل سال ساخت فیلم، کارگردان، بازیگرانی که قرار بود در آن نقش‌آفرینی کنند و در نهایت خلاصه داستان است.
در مواردی هم یک سانس به دو فیلم اختصاص دارد. مثلاً دو پروژه ساخته‌نشده «در برابر آن» و «تنها عاشقان زنده ماندند» در یک سانس بررسی می‌شوند. فیلمنامه پروژه اول را جو اورتن سال 1967 درباره گروه بیتلز نوشت، اما مدیر برنامه‌های آنها ‌ترسید وجهه گروه خراب شود. «تنها عاشقان زنده ماندند» را هم نیکلاس ری قصد داشت سال 1966 بر مبنای رمان «تنها عاشقان زنده ماندند» بسازد و اعضای گروه رولینگ استونز قرار بود در آن بازی کنند.
تمام فیلم‌های بخش «هرگز ساخته‌نشده‌ها» به پروژه‌های بعد از سال 1945 اختصاص دارد و به اعتقاد تیم براون یکی از رؤسای جشنواره برایتن، این فیلم‌ها بیانگر بعضی از جالب‌ترین دهه‌های تاریخ سینما هستند.
او می‌گوید: «هدف از این برنامه توجه به این موضوع است که فیلم‌های ساخته‌نشده درست به اندازه فیلم‌های ساخته‌شده وضعیت صنعت فیلمسازی را نشان می‌دهند. بعضی از این فیلم‌ها بسیار بلندپروازانه بودند و تعدادی کاملاً ابلهانه. در بعضی موارد تقدیر چیز دیگری را رقم زد.»
 
 «دن کیشوت» نفرین‌شده
در مورد «مردی که دن کیشوت را کشت» فیلم سال 2000‌تری گیلیام، عواملی چون بیماری، باران‌های سیل‌آسا و انواع و اقسام دیگر بلایای اجتناب‌ناپذیر باعث شد پس از چهار هفته فاجعه‌آمیز فیلمبرداری در مادرید متوقف شود.
جانی دپ، ونسا پارادیس، میراندا ریچاردسن و جاناتان پرایس بازیگران این فیلم بودند. از جمله مشکلات گیلیام جت‌های جنگنده‌ که بالای سر گروه پرواز می‌کردند (فیلمبرداری در نزدیکی یک پایگاه نظامی انجام می‌شد) و سیلی بود که در دومین روز فیلمبرداری تجهیزات مهم را با خود برد و باعث تغییر چشم‌انداز و بی‌حاصل شدن صحنه‌های فیلمبرداری شده در روز اول شد.
در این بین بیماری ژان روشفور بازیگر نقش اصلی فیلم هم دردسرساز شد. او پس از دو سال جست‌وجو برای این نقش انتخاب شده بود و هفت ماه هم آموزش دیده بود تا انگلیسی یاد بگیرد، اما همین که پروژه آغاز شد پزشکان تشخیص دادند او دیسک کمر دارد و در نتیجه فیلمبرداری صحنه‌های اسب‌سواری امکان نداشت.
نفرین «فیلمی که نمی‌خواست ساخته شود» گیلیام سال 2002 خود مضمون مستند تحسین‌شده «گمشده در لامانچا» شد. اکنون قرار است «مردی که دن کیشوت را کشت» بهار سال آینده بار دیگر مقابل دوربین برود و ژرار دوپاردیو، مایکل پالین و دپ از بازیگرانی هستند که گفته می‌شود در فیلم بازی خواهند کرد.

استنلی کوبریک و دو پروژه ناتمام

نیکلاس روگ در دهه 1970 تا آستانه تولید اقتباسی سینمایی از رمان «آسمان‌خراش» جیمز گراهام بالارد رفت، اما مشکلات مربوط به بودجه مانع این کار شد. تولید «نوسترومو» دیوید لین نیز در سال 1986 متوقف شد، چرا که تهیه‌کنندگان فیلم فکر می‌کردند او نمی‌تواند از پس فیلمی چنین حماسی در آمریکای جنوبی بربیاید. لوکیشن تولید به سوی دیگر اقیانوس اطلس منتقل شد، اما اطرافیان لین کم کم اعتماد خود را از دست دادند و با مرگ لین در 1991 پروژه «نوسترومو» برای همیشه متوقف شد.
استنلی کوبریک هم در برنامه «هرگز ساخته‌نشده‌ها» دو فیلم دارد: «ناپلئون» در سال 1969 و «اسناد آریایی» در اوایل دهه 1990. مشکلات مربوط به انتخاب بازیگران، وسواس بیش از حد کوبریک در مورد جزئیات داستان و در مورد «اسناد آریایی» که قرار بود فیلمی درباره هولوکاست باشد، این نگرانی که موضوع آن برای تماشاگران جذابیت ندارد، از دلایل ساخته نشدن این دو فیلم بود.
ایان کریستی مورخ سینما می‌گوید: «کوبریک قطعاً علاقه زیادی به ناپلئون‌ داشت. هرچند او توانست راه خود را از میان بسیاری پروژه‌ها باز کند، اما وسواس بسیار زیاد او نسبت به ناپلئون و مسائل مربوط به انتخاب بازیگران باعث شد کسی حاضر نشود از او حمایت کند.»
کوبریک در نهایت قید «اسناد آریایی» را زد. او به این نتیجه رسیده بود که موضوع فیلم بیش از حد افسرده‌کننده است و گفت امکان ندارد بتوان روایتی صحیح از هولوکاست ارائه داد. نمایش «فهرست شیندلر» استیون اسپیلبرگ در سال 1993 نیز در سقوط این پروژه نقش داشت.
هیچ توضیح ساده و سرراستی برای ساخته نشدن این پروژه‌های سینمایی ناتمام وجود ندارد. به لحاظ نظری بسیاری از آنها باید تولید می‌شدند. ریچارد آتن‌بورو سال‌ها حقوق ساخت «زندگی تامس پین» را در اختیار داشت، اما در نهایت نتوانست این پروژه را مقابل دوربین ببرد.
Birdsong بر مبنای رمان بسیار موفق سباستین فاکس بیش از یک دهه چند کارگردان از جمله مایکل مان، پل گرینگرس و پیتر ویر را مشغول خود کرد، همین طور «هتل سفید» کتاب جنجالی دی‌ام تامس که از سال 1982 تاکنون حداقل هفت کارگردان و چندین ستاره‌ هالیوود برای به تصویر کشیدن آن به خط شده‌اند.
کریستی که خود یکی از سخنرانان بخش «هرگز ساخته‌نشده‌ها» جشنواره برایتن است، می‌گوید: «ساخته نشدن Birdsong برای هیچ‌کس قابل درک نیست، اما خیلی فیلم‌ها پیش از دیدن نور روز باید موانع بسیاری را پشت‌سر بگذارند.»
او ادامه می‌دهد: «وقتی یک فیلمنامه دائم دست به دست می‌شود و هرکس تغییری در آن می‌دهد، این احتمال هست که پروژه با بدشانسی مواجه ‌شود. البته مسئله انتخاب بازیگران هم می‌تواند دردسرساز باشد. پول از دست می‌رود، روند تولید مختل می‌شود و در این بین یک نفر باید کار را جمع‌‌وجور کند و در نهایت به نتیجه می‌رسیدکه زمان از دست رفته است. واقعاً شرایط غریبی است.»
 
 گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ

منبع:


باز منتشر شده توسط tara59 در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط tara59 با 2677 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 102
     درج شده در 1131 روز و 16 ساعت و 58 دقیقه قبل
    

جنجال برانگیزترین فیلم‌های تاریخ سینما!! (+عکس)

تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir
فیلم پر از صحنه‌های مستهجن و بدون سانسور بود و همین موضوع نکته منفی‌ای بود که از ابتدا موج اعتراض‌ها را در پی داشت. بعد از نمایش فیلم، عوامل فیلم و کسانی که در آن شرکت داشتند تبدیل به...
 
فیلم‌های جنجالی و بحث برانگیز همیشه فیلم‌هایی هستند که مسائل جنسی، خشونت، مذهب، سیاست، همجنس بازی، نژادپرستی، مواد مخدر را به تصویر می‌کشند یا زبانی تند و یا وقیحانه دارند. این فیلم‌ها معمولا تابوها را شکسته و مثل فیلمهای معمولی عمل نمی‌کنند.
ما در اینجا تعداد بسیار کمی ‌از فیلم‌های جنجالی را آورده ایم و مطمئنا این لیست جامع نبوده و تعدادشان بسیار بیشتر است.

رمز داوینچی (2006)- ران‌هاوارد

بازیگران: تام هنکس، ادری تاتو، یان مک کلن
 
تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir

فیلمی‌ مذهبی بر اساس داستان افسانه ای پرفروش دن براون در مورد اعضای یک اجتماع پگانی و یک اجتماع کاتولیک زیرزمینی که سعی می‌کنند جلوی متخصص رمزشناس پلیس فرانسه و یک پرفسور رمزشناس را گرفته و اجازه ندهند آنها راز بزرگی که هزاران سال از جهان پنهان بوده را فاش کنند.
کلیسای کاتولیک روم این فیلم را به شدت کوبید و چندین اسقف خواستار تحریم این فیلم شدند. اعتراض‌های گسترده ای هم خارج از دنیای سینما وجود داشت. حتی زال‌ها هم به خاطر تصویری که از آنها در فیلم نشان داده شده بود،‌ دلخور شدند. این فیلم سال2006 دومین فیلم پرفروش در سراسر جهان شد.
 
یونایتد93- 2006- پل گرینگرس
بازیگران: جی جی جانسون، گری کاماک، پلی آدامز
 
تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir

این داستان کارکنان و مسافران پرواز United Flight 93،‌ که چهارمین هواپیمای سرقت شده بود که در 11/9 از Newark, NJ به سمت سان فرانسیسکو پرواز می‌کرد. حضور کارکنان هواپیمای FAA و افسران نظامی‌ که در این حادثه واقعی گرفتار شدند، باعث شد تا این حادثه سوژه فیلمی ‌شده که بازیگران نیز با هنرنمایی خود بسیار طبیعی بازی کردند.
باوجود اینکه فیلم با حساسیت فوق العاده ساخته شده و با احترام و ارزش گذاری کامل به قهرمانان بدون هیچ نظریه، برداشت‌های شخصی یا اضافات دیگر، هنوز این فیلم مورد نقدهای بسیار واقع می‌شود. کسانی بودند که فکر می‌کردند که فیلم نباید به این زودی (5 سال بعد از وقوع حادثه) ساخته می‌شد.


مصائب مسیح-  2004- مل گیبسون

بازیگران: جیمز کاویزل، مایا مورگنسترن، Christo Jivkov
 
 
تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir

ترس، امید، شهوت، اشک، و شگفتی‌هایی که این فیلم به تصویر کشید بسیار عظیم بود. تجربه برای تغییر روش زندگی که بر اساس این فیلم به وجود آمد نیز زیاد بود. این فیلم درباره زندگی مسیح و نمایش شهوانی رنج بردن‌هایش درطول 12 ساعت آخر زندگی بر روی کره زمین است. این فیلم به خاطر صحنه‌های خونین و زجرآور تصلیب عیسی مورد جنجال‌های فراوانی واقع شد. پیشوایان مذهبی نیز به خاطر تفسیر و تاویل کاتولیکی انجیل دلخور شده و یهودیان فیلم را ضدیهودی نامیده و اعتقاد داشتند یهودیان در مرگ عیسی مسیح مقصر شناخته شده اند. گیبسون اعتراف کرد که قصد داشته مردم را به شدت متعجب کرده و بهشان فیلمی ‌را نشان دهد که ارزش قربانی و جانبازی‌های عظیم را درک کنند. و بالاخره گفت که این فیلم تمام قواعد را می‌شکند و بزرگترین فیلم مستقل تمام دوران خواهد بود.
 
فارنهایت 9/11- مایکل مور
بازیگران: بن افلک، استیو واندر
 
تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir

این فیلم جنجالی بوش رئیس جمهور آمریکا را به سخره گرفته و دست می‌اندازد. نقادان فیلم اعتقاد داشتند این فیلم باعث تضعیف روحیه مردم کشور شده و بیشتر جنبه تبلیغاتی دارد؛ چرا که ایام انتخابات نزدیک بود. تعداد زیادی از گروه‌های محافظه کار از سالن‌های سینما خواستند که فیلم را اکران نکنند. کمپانی دیسنی احساس کرد این فیلم مشتریانش را منحرف می‌کند و بنابراین تصمیم گرفت فیلم را پخش نکند. این فیلم امتیاز برنده شدن در بالاترین جایزه به نام Palme D’or در جشنواره کن بود. همچنین رکورد فروش را در تعطیلات آخر بعد از اکران را شکست.


دوگما (عقیده تعصب آمیز مذهبی)- 1999- کوین اسمیت

 
بازیگران: بن افلک، مت دیمون، لیندا فیورنتینو
 
تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir
 
کارگردان و نویسنده این فیلم کمدی فانتزی به خاطر موضوع اصلی فیلم که گفته می‌شد توهینی به کلیسای کاتولیک محسوب می‌شود، در مرکز جنجال‌ها واقع شد. این فیلم درباره دو فرشته خارج شده از بهشت به نام‌های لاکی و باتل بای و روششان برای بازگشتن به بهشت به واسطه راه گریزشان از اعتقادات تعصب آمیز کلیسای کاتولیک است. این فیلم در حالی مورد جنجال واقع شد که نشان می‌داد خداوند عاری از خطا نیست و نیز پیام هایی ضد مسیحی نیز برای بیندگان داشت که این از سوی پیشوایان مذهبی مورد قبول واقع نشد. خیلی‌ها نتواستند دگرگونی‌ها و تغییر شکلهایی که دراین فیلم در مورد خداوند شکل گرفته بود را هضم کنند، دگرگونی‌هایی از خدای مردانه تا خدای زنانه و بازیگوش. سازنده‌های فیلم گفتند که بیش از 300.000 میل‌هایی حاوی ابراز نفرت و تهدید به مرگ دریافت کردند.
 
استیگماتا- 1999- روبرت وین رایت
بازیگران: پاتریشیا آرگوته و گابریل بارنه
 
تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir

محور اصلی فیلم در مورد آرایشگر منکر خداوند است که می‌خواهد stigmata واقعی را نشان دهد. کشیش واتیکان قدرتمندی برای کشتن این آرایشگر تلاش می‌کند. این فیلم وقتی نمایش داده شد خیلی سر و صدا کرد، زیرا که مرد روحانی ارشد واتیکان را فرد بی رحمی ‌نشان می‌داد که سعی در کشتن آرایشگر بی دین دارد. این فیلم در هفته اول فروش 183 میلیون دلار در گیشه سود برد.

بچه‌ها- 1995- لاری کلارک

بازیگران: لئو فیتزپاتریک، سارا آندرسن، جاستین پیرس
 
تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir

این درام در سال 1995 یک روز از زندگی چند نوجوان اهل نیویورک را به نمایش گذاشت. در فیلم یک نوجوان بی بند و بار ناقل ویروس ایدز شروع به برقراری رابطه جنسی با تعداد زیادی دختران باکره و نیز یک دختر هم محلی می‌کند که ویروس ایدز به این دختر منتقل می‌شود. برخی از مردم اظهار داشتند که این فیلم پنجره ای است به روی بدترین ترس‌هایشان درمورد آنچه بچه‌هایشان در بیرون از خانه و وقتی آنها حضور ندارند انجام می‌دهند. باوجود این آنچه در این فیلم بیشتر محل دعوا و منازعه بود مربوط می‌شد به نمایش رفتارهای بی بندو بارانه‌ به سمت مسائل جنسی و نمایش و نیز کفرگویی، استفاده جوانان از الکل، تنباکو، ماری جوانا، مشروبات الکلی و خلسه ناشی از مواد مخدر. وبالاخره رابطه والدین و طرز تربیت انها را نیز فوق العاده بد به تصویر می‌کشید..
 
قاتلین بالفطره- 1994- الیور استون
بازیگران: آنتونی کوئین، آیرنه پاپاس، مایکل آنسارا
 
تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir

خیلی‌ها این فیلم را که جامعه بی اخلاق و فاسد که قاتلین سریالی را تبدیل به شمایل و واسطه فرهنگی کرده بود، بهترین فیلم دهه 90 نامیدند. بازیگران فیلم انقدر منفی بودند که نه تنها به خاطر عشق و شهوت آدم می‌کشتند، بلکه برای سرگرمی ‌نیز دست به قتل می‌زدند. آنها در طول سه هفته به کشت وکشتار ادامه داده و یکبار بعد از  دستگیریشان هم تبدیل به آدمهای معروف و محبوب مردم شدند. برای همین می‌گوییم که فیلم به دید رسانه ای و احساساتی ما حتی به جنایتکاران جامعه مان نیز نگاه عمیقی دارد. صحنه‌های این فیلم بیش از اندازه واضح، به شدت تند و تیز و مشوش کننده بود. در انگلستان فیلم با تاخیر به نمایش درآمد، چراکه فیلم الهام گرفته از تیراندازی‌های مشابه در آمریکا بود، مثل نمونه کشتار دبیرستان Columbine.
 
JFK- 1991- الیور استون
بازیگران: کوین کاستنر، کوین بیکون، تامی‌لی جونز، لاری متکالف، گری الدمن
 
تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir
در این فیلم الیور استون پرونده‌های مربوط به قتل جان اف کندی را بازمی‌گشاید. او ين واقعيت را افشا مي كند كه امكان ترور كندي به دست افراد تندرو سياست آمريكا تا چه حد زياد بوده است. فیلم قصد داشت نشان دهد که ترور کندی تنها یک عمل حزب مارکسیست نبود، بلکه نتیجه دسیسه چینی‌های جناح راست هم می‌شد. فیلم مضامین زیادی در مورد خلاف کاری‌های دولت و اظهارات و شهادت‌های تعداد زیادی از اشخاص را در برداشت. فیلم از همان زمان ساخت مورد دعوا و منازعه بود. رسانه‌های گروهی استون را مقصر می‌دانستند و روزنامه‌های آمریکا هم مقاله‌هایی زیادی در انتقاد از کارگردان می‌نوشتند.

 


Cannibal Holocaust- 1980- روگرو داوداتو

بازیگران: رابرت کِرمن، فرانسسا کیاردی، پری پیرکانن
تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir
 
Cannibal Holocaust داستان یک فیلم ساز را روایت می‌کند که در حین جمع کردن مدارک در مورد آخرین قبیله‌های زنده آدم خواران، ناپدید می‌شود. وقتی که فیلم برای اولین بار نمایش داده شد طوفان عظیمی‌به راه انداخت؛ چراکه فیلم فوق العاده واضح، خشن، وحشی و آنقدر واقعی بود که مردم فکر می‌کردند این حادثه واقعا اتفاق افتاده و بنابراین فیلم در کشورهای زیادی قدغن شد. برخی از صحنه‌های خشن شامل، اخته کردن، خوردن دل و روده، سقط جنین اجباری، چندین مورد ذبح حیوانات، تجاور جنسی‌های گروهی، به میخ کشیدن یک زن روی یک دیرک و ضربه زدن با پتک به همدیگر... بود. کارگردان فیلم به جرم آدم کشی به زندان افتاد و بعدها مجبور شد ثابت کند که درواقع هیچ کس را نکشته است! باوجود این در بخشی از فیلم حیوانات واقعی کشته شده بودند. این فیلم تا 5 سال اجازه نمایش نداشت و پس از آن هم تا 20 سال در انگلیس و کشورهای زیادی ممنوع بود.
 
پیغام- 1967- مصطفی عقاد
بازیگران، آنتونی کوئین، ایرنه پاپاس، مایکل فانسارا
تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir

نام اصلی این فیلم «محمد رسول الله» بود. فیلم مکه قرن هفتم را نشان می‌داد و تاریخچه شروع اسلام  و شرح زندگی حضرت محمد (ص) بود. مشکلات از وقتی شروع شد که شایعه ای مبنی بر اینکه Peter O’Tooleو  Charlton Heston نقش‌های اصلی را بازی خواهند کرد. دعوا و آشوب‌های خونین را در طول دو روز به همراه داشت. حتی پادشاه عربستان سعودی که قرار بود 60 میلیون دلار برای ساخت فیلم کمک کند از تصمیمش انصراف داد و حتی اجازه ساختن این فیلم را در شهر مکه و مدینه نداد. بنابراین عقاد مجبور شد برای ادامه فیلم به  موروکو برود و از جانب Colonel Muammar al-Qaddafi رهبر لیبی نیز کمک‌های مالی دریافت کرد. به دلیل اینکه برخی از گروه‌های مسلمان عنوان فیلم را توهینی به اسلام می‌دانستند اسم فیلم تبدیل به «پیغام» شد، عنوان قبلی در اکثر کشورهای عربی ممنوع شده بود.

جن گیر- 1973- ویلیام فردکین
الن بورستین، ماکس وان سیدو، لی جی. کاب
 
تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir

ساخت این فیلم متفاوت جنجال‌های فراوانی در پی داشت. فیلم اقتباسی از کتاب ولیام پیتر بلاتی، داستان واقعی پسری 13 ساله اهل مریلند، بود. این فیلک یکی از ترسناک ترین، هیجان انگیزترین و دلهره آورترین فیلم‌هایی است که تابحال ساخته شده و یکی از متفاوت ترین فیلم‌های زمان خودش نیز بود. زمان اولین نمایش این فیلم 9 نفر از عوامل فیلم جانشان را از دست دادند. فیلم حول موضوع جن گیری یک دختر کوچک و تلاش‌های مادرش برای بازگرداندن دخترش به زندگی با کمک دو کشیش می‌چرخید. نمایش تصویرهایی مثل استفراغ‌های سبز رنگ، خودزنی، بی حرمتی به صلیب مسیح از مواردی بود که مورد انتقاد و اعتراض قرار گرفت. نمایش این فیلم تا 15 سال در انگستان ممنوع اعلام شد.
و بالاخره جایزه اسکار بهترین صداگذاری و بهترین نمایشنامه از آن جن گیر شد.
 
Deep Throat- 1972- گرارد دامیانو
بازیگران: هری ریمز، لیندا لاولیس، دالی شارپ، کارول کونورس
فیلم ترسیم ساده ای است از زنی درگیر با مشکل ناتوانی جنسی؛ زنی که می‌خواست درحین رابطه جنسی صدای زنگ‌ها را بشنود و توصیه‌های دکترش را به کار ببندد. فیلم پر از  صحنه‌های مستهجن و بدون سانسور بود و همین موضوع نکته منفی ای بود که از ابتدا موج اعتراض‌ها را در پی داشت. بعد از نمایش فیلم، عوامل فیلم و کسانی که در آن شرکت داشتند تبدیل به مرکز اصلی یک جنگ فرهنگی شدند. نمایش فیلم به خاطر داشتن صحنه‌های نامناسب در بسیاری از اماکن ممنوع شد. یکی از بازیگران به نام «هری ریمز» نیز به اتهام بازی کردن در صحنه‌های وقیح فیلم تحت پیگرد قانونی قرار گرفت. فیلم در انگلیس جزو فیلم‌های ممنوعه بود. و بالاخره در سال 2000 اجازه داده شد دی وی دی‌های فیلم آن هم فقط در مغازه‌های «فروش محصولات جنسی» به فروش برسد. البته این فیلم تاثیر زیادی روی فرهنگ آمریکا داشت.


پرتقال کوکی- 1971- استنلی کوبریک

مالکولم مک داویل، پاتریک مگی، مایکل بیتس
تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir
این فیلم علمی‌ تخیلی، فیلمی ‌طعنه آمیز و نمایش دهنده بزهکاری نوجوانان و اقتباسی از رمان آنتونی برگس است. فیلم داستان زندگی نوجوانی به نام الکس را روایت می‌کند که از شدت خشونت‌های بی حد و تجاوز به عنف تفنگ به دست می‌گیرد.... او برای یک آزمایش رفتارگرای داوطلب می‌شود و از توانایی اش برای رویارویی با شیطان بهره گرفته و به سمت بی پناهان جهان بازگشته و تبدیل می‌شود به یک قربانی برای قربانیان پیشین خودش.
جنجال‌های زیادی این درخصوص این فیلم و بیشتر از جانب گروه‌های مذهبی مطرح شد و دلیلش نیز نمایش پرزرق و برق خشونت و مفاهیم جنسی بود. فمنیست‌ها از برخی صحنه‌ها دلخور شدند- مثل صحنه تجاوز جنسی طولانی مدت در فیلم و نشان دادن زنان در صحنه‌های مستهجن و استفاده ابزاری از آنان. در بریتانیا به دلیل انتقادها از سوی دادگاه‌ها و رسانه‌ها یک سال بعد از نمایش فیلم از دسترس عموم جمع شد و تنها سال 2000 بعد از مرگ کارگردان دوباره به بازار آمد.
 
شیاطین- 1971- کن راسل
بازیگران: الیور رید و وانزا ردگریو
 
تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir

داستان فیلم در شهر لندن و سال 1634 اتفاق می‌افتد و اقتباس ضعیفی از «شیاطین لندن» آلدوس هوکسلی است. موضوع فیلم داستان کشیشی فرانسوی به نام در قرن 17 را روایت می‌کند  و در مورد رابطه‌های جنسی اش، مذهب و نظریات سیاسی اش که باعث می‌شود دشمنان زیادی داشته باشد. با تکیه بر این دعوی‌ها بر ضد وی، راهبه‌ها مراسم میگساری را در کلیسا اجرا می‌کرده و همین منجر به محکومیت کشیش شد و بالاخره او را زنده زنده به میخ کشانده و سوزاندند. این فیلم هم به خاطر کفرگویی و توهین به مقدسات جنجالی و مورد اعتراض واقع شد. و البته فیلم مسائل مربوط به ممیزی در تمام کشورها را مورد بررسی قرار داده بود. فیلم بعد از نمایش موجبات عصبانیت و برانگیخته شدن مسیحیان و برخی از بیننده‌ها را فراهم آورد.

بانی و کلاید- 1967- آرتور پن

بازیگران: وانر بیوتی، فای دوناوی، مایکل جی. پولارد
 
تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir

این فیلم اقتباس ضعیفی از رفتارهای حقیقی کلاید بارو و بانی پارکر در دهه 30 است. بانی و کلاید در جستجوی ماجراجویی بودند و با جنایتهای افسانه‌های خود معروف شدند. جوانان جنبش ضدفرهنگی در دهه 60  با این نوع تمرد و سرکشی و شخصیتهای سمپاتیک شناخته می‌شدند. با این حال به دلیل نشان دادن خشونت و بزهکاری دو بازیگر اصلی، این فیلم هم تاحدودی جنجال در پی داشت. چراکه ترکیبی از میل جنسی و خشونت، مخلوطی از طنز و آدم کشی به عنوان بی‌حرمتی‌هایی تحسین شده در فیلم نشان داده شد. حتی بعضی از افراد گفتند آرتور پن فیلم را به عنوان ابراز نارضایتی خودش از مردم و کشورش ساخته است. منتقدان روزنامه‌ها واکنش‌های منفی‌ای به فیلم داشتند، اما فیلم توانست تحسین منتقدان را به دست آورده و برای 10 جایزه اسکار نامزد شود.
 
Baby Doll- 1956- الیا کازان
بازیگران: کارل مالدن، کارول بیکر، الی والاچ
 
تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir
فیلم Baby Doll در مورد  دختر 19ساله زیبا و متاهلی است که در رختخواب بچه گانه می‌خوابد و انگشت شستش را می‌مکد، این زمانی اتفاق می‌افتد که شوهرش انتظار می‌کشد تا او به سن بیست سالگی رسیده تا بتواند به وصالش برسد. درضمن صاحبان فیلم برای جذب بیشتر مخاطب به هر حیله ای توسل جسته و تا حد امکان از صحنه‌های تحریک کننده در فیلم استفاده کردند. فیلم بعد از نمایش فورا و به شدت مورد اعتراض واقع شد و به اشاعه فساد محکوم شد. نقدهای بسیار منفی در مورد فیلم گفته شد؛ تا جایی که 70 درصد از سینماها فیلم را از روی پرده برداشتند. حتی بعضی منتقدان فیلم را در رده فیلمهای پورنوگرافی قرار دادند.

پیروزی اراده- 1935- لنی ریفنشتال

بازیگران: آدولف هیتلر، هرمان گورینگ، ماکس آمان، مارتین بورمان، والتر باخ
 
تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir

این فیلم مخوف ترین فیلم جنجالی تمام دوران‌ها نامیده شده و تا چندیدن سال ممنوع بود. فیلم درمورد کنگره حزب نازی در سال 1934 در نورنبرگ است و رهبر نازی‌ها یعنی آدولف هیتلر دستور ساختش را داد. او سال 1934 از لنی ریفنشتال خواست به افتخار جشن شمشمین سالگرد کنگره حزب نازی در نورنبرگ فیلم را بسازد.
این فیلم هنوز هم قدرتمند ترین فیلم تبلیغاتی است که تاکنون ساخته شده است. بعد از جنگ متفقین مدت چهار سال کارگردان فیلم را به زندان انداختند.
 
تولد یک ملت- 1915- دی. دبلیو. گریفیث
بازیگران: لیلیان گیش، ماای مارش، هنری بی.والتال
 
تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir
این فیلم نمایش تلویزیونی و یا سینمایی نداشت. فیلم داستان زندگی دو خانواده سفید پوست را روایت می‌کند که به خاطر جنگ جهانی دوم از هم جدا شده و دوباره به یکدیگر می‌پیوندند. این فیلم از نظر نماهای بیرونی، عکاسی در شب، و تصویربرداری‌های پانورامیک قابل تحسین است، اما به خاطر تبعیض نژادی عجیب و غریبش به شدت مورد انتقاد و اعتراض واقع شد و نیز نمایش زشت و تبهکارانه سیاه پوستان به عنوان انسانهای حیوان سفت و جاهل و موافق بودن با سیستم برده داری. این فیلم آشوب‌ها و فتنه‌های زیادی به همراه داشت و سالهای زیادی ممنوع بود. مخالفان دوباره سال 1993 وقتی فیلم  به عنوان 100 فیلم برتر آمریکایی در نظر سنجی انتخاب شد، سر به طغیان نهادند.
البته در طول زمان ارزش‌ها نیز تغییر می‌کنند و موضوعی که قبلا ما را بسیار متعجب می‌کرد شاید الان ابدا تاثیری رویمان نگذارد. اما این کارگردانان و فیلم سازان کسانی بودند که در مقابل تمام اعتراض‌ها ایستادند تا بتوانند افکار خودشان چه درست چه غلط را برای همیشه زنده نگهدارند.
 

تهیه و ترجمه: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ/ مریم محبعلی نژاد

اختصاصی سیمرغ

باز منتشر شده توسط tara59 در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط tara59 با 2677 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 80
     درج شده در 1131 روز و 16 ساعت و 59 دقیقه قبل
    

5 انیمیشنی که دنیا را تکان داد!!

تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir
این دو شخصیت چک که علاقه دارند همه کارهایشان را خودشان انجام دهند که نتیجه تقریبا همیشه به خرابکاری منتهی می‌شود، هنوز به عنوان یکی از محبوب‌ترین...

خاطره بازی با تصاویر متحرک
بارها گفته شده، هر انتخابی، حتما به معنی حذف چند انتخاب ممکن دیگر است و اینجا نیز، در فهرستی این چنینی، آثار و شخصیت‌های مهمی ‌از قلم افتاده‌اند. انتخاب این پنج اثر صرفا به این دلیل است که می‌خواهیم، شمایی کلی از آثار کلیدی انیمیشنی و نقاط عطف تاریخی، از سراسر جهان در فهرست بگنجانیم و حتما به یاد داشته باشیم که بیننده‌های ایرانی با آثار ذکر شده آشنا باشند و آنها را دوست داشته باشند. با این وجود نمی‌توان از «میکی ماوس» نام نبرد یا از «دافی داک» یا کلا از شخصیت‌های بسیار کلیدی و دوست داشتنی دیزنی، یا مجموعه شخصیت‌های خلق شده توسط‌ هانا، باربارا یا «تکس آوری» یا دیگر شخصیت‌های انیمیشن اروپای شرقی، «اولک و بولک» مثلا که هر کدام از این شخصیت‌ها به تنهایی نسلی از هواداران انیمیشن را، آنانی که هنوز کودکی‌شان را فراموش نکرده‌اند را سرگرم کرده است. این انتخاب‌ها، لاجرم به معنی کنار گذاشتن انتخاب‌هایی دیگر است و چه حیف که باید انتخاب کرد.

پت و مت

پت و مت را «لوبو میربنش» و «ولادیمیر ییرانک» در سال 1976 خلق کردند. نام اولیه مجموعه «کارها انجام شد» (A je tol…) بود. در سال 1989 این دو شخصیت برای نخستین بار به نام پت و مت خوانده شدند که با این نامگذاری، نام مجموعه نیز به «پت و مت» تغییر کرد. نخستین مجموعه شامل 35 قسمت 7 دقیقه بود و به طریقه سکون- حرکت تولید شد. موسیقی مجموعه توسط پتر اسکومال نوشته شد که یکی از علل اصلی شهرت و محبوبیت این دو شخصیت محبوب نیز هست. آخرین مجموعه تولید شده این دو شخصیت در سال 1990 در 14 قسمت توسط بنش تولید شد. این مجموعه نخستین بار برای تلویزیون چکسلواکی در شهر براتیسلاوا به وجود آمد و به غیر از چکسلواکی سابق در کشورهای سوئد، لهستان، یوگسلاوی، ایسلند، آلمان، سوئیس، برزیل، فنلاند، هلند، کرواسی، ژاپن، نروژ، اسپانیا، ایران، مجارستان، اسلوونی، اردن و آفریقای جنوبی، هواداران فراوان دارد. از سال 1995 و بارگ بنش، تولید این مجموعه ادامه یافت ولی موفقیت سابق را نیافت. ولی این دو شخصیت چک که علاقه دارند همه کارهایشان را خودشان انجام دهند که نتیجه تقریبا همیشه به خرابکاری منتهی می‌شود، هنوز به عنوان یکی از محبوب‌ترین مجموعه‌های انیمیشن در ذهن هوادارانشان مانده است. 75 قسمت از این مجموعه تلویزیونی انیمیشن در سال 2005 بر روی دی وی دی عرضه شده تهیه و عرضه این مجموعه را مارک بنش پسر لوبومیربنش بر عهده گرفته بود.
 
تام و جری
تام و جری را ویلیام ‌هانا و جوزف باربارا برای شرکت مزوگلدوین مایر خلق کردند. نخستین قسمت این مجموعه به کارگردانی خود ‌هانا، باربارا، در سال 1940 تولید شد و نخستین دوره پخش این مجموعه محبوب تا سال 1957 ادامه یافت. 17 سال نخست این مجموعه در ضمن این افتخار را دارد که بیشترین تعداد جوایز اسکار را برای یک مجموعه انیمیشن به دست آورده است.
دومین دوره تولید تام و جری از سال 1960 به کارگردانی چین دیچ آغاز شد و 2 سال طول کشید. در این 2 سال 13 قسمت از مجموعه تولید شد و از آنجا که دیچ اصلیتی چک داشت، بخش عمده این مجموعه در شهر پراگ تولید شده است.
از سال 1963، چاک جونز کارگردانی این مجموعه را بر عهده گرفت. این دوره 4 سال طول کشید و آخرین قسمت این مجموعه در سال 1967 روی آنتن رفت. در این دوره 34 قسمت از مجموعه تام و جری تولید شد. ولی همزمان چاک جونز اقدام به خلق دو شخصیت دیگر نیز کرد که کویدتی و رودرانر نام دارند.
مجموعه تام و جری در طول سال‌های بعدی نیز توسط کارگردانان دیگر ادامه یافت، ولی عمده موفقیت آن مربوط به همان سه دوره است. سال 2010 این دو شخصیت رسما 70 ساله می‌شوند.
 
سفید برفی
سفید برفی یکی از قصه‌های جمع آوری شده توسط برادران گریم است که والت دیزنی در سال 1937 براساس آن یک فیلم بلند انیمیشن ساخت. این فیلم در زمان عرضه اش، به یکی از محبوب‌ترین و موفق‌ترین انیمیشن‌های زمانه‌اش تبدیل شد و در سال‌های بعدی به طور مداوم به شهرت و اهمیتش افزوده شد. در فهرست سال 1997، انستیتوی فیلم آمریکا، این نخستین انیمیشن بلند شرکت یزدنی در رتبه چهل و نهمین فیلم جاودانه سینمای آمریکا قرار گرفت و در سال 2007 در فهرست جدیدترین انستیتو به رتبه 34 رسید. در فهرست بعدی که AFI در سال 2008 منتشر کرد و به صورت جدا جدا رده‌بندی شده بود «سفید برفی و هفت کوتوله» عنوان نخست بهترین انیمیشن بلند تاریخ سینمای آمریکا را از آن خود کرد. درواقع با موفقیت این فیلم بلند سینمایی بود که استودیوی دیزنی نام خود را به عنوان مهمترین شرکت و استودیوی تولید انیمیشن بلند در سینما جا انداخت. موفقیتی که تا زمان حیات خود والت دیزنی در اختیار این استودیو باقی ماند.
 
پلنگ صورتی
شخصیت پلنگ صورتی در ابتدا در عنوان بندی نخستین فیلم از مجموعه «پلنگ صورتی» (1963) شکل گرفت. بلیک ادواردز، کارگردان فیلم از شرکت دپاتی و فریتزفرلنگ خواست تا طرحی برای این شخصیت بکشند تا در عنوان بندی ظاهر شود. تا در نهایت پس از کشیدن صد طرح مختلف، طرح‌های پرات از پلنگ کنونی شکل گرفت.
با موفقیت این شخصیت در عنوان بندی فیلم دپاتی و فرلنگ تصمیم گرفتند که این شخصیت را گسترش داده و از آن یک مجموعه تلویزیونی بسازند. دپاتی با مذاکره با‌هارولد پرش و شرکت یونایتد آرتیستز، نظر آنان را برای شرکت جلب کرد و نخستین قسمت مجموعه براساس این شخصیت در سال 1964 شکل گرفت که در همان سال برنده جایزه اسکار بهترین انیمیشن کوتاه شد. این موفقیت منجر به تولید 156 قسمت از این مجموعه براساس شخصیت پلنگ صورتی شد.
موسیقی پلنگ صورتی را هنری مانچینی، آهنگساز جاز نوشت که یکی از محبوب‌ترین تم‌های تاریخ موسیقی جاز است و تاثیر زیادی در شکل گیری شخصیت و البته محبوبیت فراوان این شخصیت کارتونی دارد. کل مجموعه در سال 2007 بر روی دی وی دی عرضه شده است.
 
پری دریایی کوچولو
پری دریایی کوچولو، براساس یکی از قصه‌های شاه پریانی،‌ هانس کریستین اندرسون نویسنده افسانه ای داستان‌های کودکان دانمارک شکل گرفت. قصه اصلی در سال 1837 منتشر شد.
اما به سال 1989، نسخه انیمیشن این داستان افسانه پریان با بودجه 40 میلیون دلاری تولید شد. این فیلم بلند انیمیشن در داخل آمریکا 84 میلیون دلار و در سطح جهان 183 میلیون دلار فروخت و آغازی شد برای عصر جدید انیمیشن‌سازی در‌هالیوود. محبوبیت و شهرت این فیلم، به شکست‌های متعدد شرکت دیزنی در عرضه تولیدات انیمیشن بلند پایان داد و آغازگر دوران طلایی این استودیو در طول دهه 1990 و احیای انیمیشن‌های بلند بود. «پری دریایی کوچولو» اولین تولید بلند استودیوی دیزنی تحت مدیریت خبری کاتزنبرگ بود، دوران مدیریت او بر بخش انیمیشن استودیوی دیزنی که تا میانه دهه 1990 طول کشید، دوره ای موفق برای این استودیو بود که همراه با سودآوری فراوان در گیشه و محبوبیت در نزد تماشاگران بود.

 گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ
منبع: ماهنامه نسیم هراز/ شماره 42/ احسان محجوب
بازنشر اختصاصی سیمرغ

باز منتشر شده توسط tara59 در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط tara59 با 2677 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 61
     درج شده در 1131 روز و 16 ساعت و 59 دقیقه قبل
    

عکس‌های نادر از ستاره‌های هالیوود که تابحال ندیدید!!

تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir
در این مجموعه عکس‌هایی نادر از افراد مشهور را برایتان گردآوری کرده‌ایم؛ عکس‌هایی که شاید هیچ وقت ندیده بودید. مطمئنا از تماشای این عکس‌ها لذت خواهید برد...
 
تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir 
ادری هپبورن و پسرش شان
 
تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir
عکسی از دوران کودکی ادری هپبورن
 
تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir
آنجلینا جولی و برادرش جیمز
 
تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir
عکسی از دوران کالج بن استیلر
 
تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir
ادری هپبورن و شوهرش
 
تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir
التون جان
 
تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir
گری الدمن
 
تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir
مدل مشهور دوویما و ادری هپبورن در سال 1957
 
تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir
چخوف و همسرش اولگا که هیچ وقت این عکس را ندید
 
تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir
اوا گارنر
 
تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir
چاپلین
 
تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir
کاترین دنوو
 
تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir
آنا کلامسکی و مکالی کالکین
 
 
تهیه و ترجمه: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ/ مریم محبعلی نژاد
 اختصاصی سیمرغ

باز منتشر شده توسط tara59 در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط tara59 با 2677 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 52
     درج شده در 1131 روز و 17 ساعت و 0 دقیقه قبل
    

5 بازیگر مشهور هالیوود که در گذشته بی‌خانمان بودند!! (+عکس) 5 بازیگر مشهور هالیوود که در گذشته بی‌خانمان بودند!! (+عکس) یکی از زیباترین بازیگران زن جهان، برنده اسکار و مادر جذاب، وقتی که تازه به نیویورک رسیده بود و در جستجوی کار ناموفق بود، در پناهگاه مخصوص آواره‌ها زندگی می‌کرده. بری در آن زمان.... آدم‌ها همیشه از بدو تولد پولدار و مشهور نیستند. گاهی اوقات بازیگران، خواننده‌ها و شخصیت‌های تلویزیونی برای رسیدن به جایگاهی که الان دارند بدترین سختی‌ها را تجربه کرده اند. شاید برایتان عجیب باشد، اما واقعا چهره‌های مشهوری هم هستند که زمانی که تازه کارشان را شروع کرده بودند یا زمانی که با خانواده شان زندگی می‌کردند بی خانمان و آواره بودند. در اینجا 5 نفر را بهتان معرفی می‌کنیم که در ابتدا آواره و ولگرد بودند: سیلوستر استالونه سیلوستر استالونه آیا می‌دانستید که استالونه سال 1970 در فیلم « The Party at Kitty and Studs» بازی کرد؟ او قبل از بازی در این فیلم به مدت سه هفته در ایستگاه اتوبوس می‌خوابید و اما بعد کارش به حدی رسید که برای بازی در هر فیلم روزی 100 دلار می‌گرفت. دانیل کریج دانیل کریج زمانی که دانیل کریج جوان و بلند پرواز بود، اما متاسفانه مشهور نبود در نیمکتی در پارک لندن می‌خوابید. بله جیمز باند توی یک پارک می‌خوابید این را اصلا نمی‌توانم تصورکنم! هیلاری سوانک هیلاری سوانک هیلاری سوانک بازیگر برنده اسکار زمانی که با مادرش از واشنگتن به لوس آنجلس نقل مکان کرد مجبور بود داخل یک ماشین زندگی کند. وقتی هم که 15 ساله بیشتر نداشت مجبور بود روی یک تشک بادی که روی سقف خانه خالی دوستش گذاشته بود بخوابد. هیلاری و مادرش که در جستجوی کار بودند تلفنی در آزمون‌های صدای فیلم‌ها شرکت می‌کردند. تا اینکه بالاخره از سال 1989 همه چیز تغییر کرد. سم ورینگتون سم ورینگتون هیچکس سم ورینگتون را قبل از آواتار نمی‌شناخت. او یک بار در یکی از مصاحبه‌هایش فاش کرد که قبل از بازی در فیلم جیمز کامرون که پرفروش‌ترین فیلم تاریخ سینما شد، در یک ماشین زندگی می‌کرده! هالی بری هالی بری یکی از زیباترین بازیگران زن جهان، برنده اسکار و مادر جذاب، وقتی که تازه به نیویورک رسیده بود و در جستجوی کار ناموفق بود، در پناهگاه مخصوص آواره‌ها زندگی می‌کرده. بری در آن زمان 21 ساله بود و مادرش از پول فرستادن برای او امتناع می‌کرد! چراکه فکر می‌کرد دخترش باید مستقل زندگی کردن را یاد بگیرد. تهیه و ترجمه: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ/ مریم محبعلی نژاد www.seemorgh.com/culture اختصاصی سیمرغ


باز منتشر شده توسط tara59 در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط tara59 با 2677 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 45
     درج شده در 1137 روز و 13 ساعت و 44 دقیقه قبل
    

اندیشه تغییر الفبای فارسی

بسی آشکار است که اگر پیشینیان ما کم کم الفبا را دگرگون نمی کردند و آن را کامل تر نمی ساختند ؛ کار برای ما امروزی ها چه اندازه دشوار می شد .آن الفبای عربی آغازین که بی نقطه و بی حرکت و نشانه و بی سه حرف کشیده ( ا و ی ) بود. یعنی نشانه های ـَـ ـِـ ـُـ ـًـ ـِـ  ـٌـ  ــّ  ـْ را نداشت ؛  اگر همان گونه می ماند ؛ امروز چه سختی ها که باید بر خود روا می داشتیم تا بتوانیم نوشته ای را بخوانیم .« ملک »  را باید چه می خواندیم ؟ مالک یا مَلِک یا مُلک یا مِلک یا مَلَک یا ...

 یا اگر بنابر تعصب یا نادانی و سستی ،الفبا در همان مرحله ی تصویری می ماند ؛حال چه باید می کردیم ؟

 پیشینیان ما به نیکی کار کردند ولی ما چه کردیم ؟

اندیشه بهسازی خود اندیشه ای نیک است  ولی باید در این راه به واقعیت های موجود نیز نگاه نمود و دچار زیاده روی یا تعصبات بی خردانه نشویم .اینکه الفبای کنونی نارسایی هایی دارد برای کسی کاملاً آشکار است که کودکی اول دبستانی دارد . او با تمام جان خود این را حس می کند .

دو واژه ی « بود » و « بوَد » و نیز « شُکوه » و « شِکوِه » در نوشتن مانند همند .در حالی که در شُکوه صدای کشیده ی « ــُو » وجود دارد و در « شِکوِه » یک صامت هست و اصلاً ربطی به هم ندارند . پس باید برای نمایش صدای   V  در بوَد ، شکوِه ، میوِه  یک حرف الفبای جدا باشد . چه خوب شد در سده های نخستین نیاکانمان چهار حرف گ چ پ ژ را افزودند وگرنه امروز چه کسی می توانست دست اندرکاران را خشنود کند که این چهار حرف لازم است .

خورشید و خرما با اینکه همصدایند ولی مانند هم نوشته نمی شوند . عامه مردم  نمی دانند دلپذیر درست است یا دل پذیر .سر هم بنویسند یا جدا ؟ و اصلاً چرا باید دلپذیر نوشت نه دلپزیر . یا اینکه چرا سپاسگزار درست است نه سپاسگذار.

 غرایز با کدام ز است ؟

بسیاری از مردم نمی دانند چرا حرف آخر مصطفی و کبری و موسی را باید با « ی » نوشت ؟ مگر مصطفا ، کبرا و موسا چه ایرادی دارند ؟

اُستُوا درست است یا اِستِوا ؟ آخر ما که حرکتها را نمی گذاریم و حرکت گذاری نشانه ی کم سوادی است ؟ جَنوب درست است یا جُنوب ؟ عِطر است یا عَطر ؟ و صدها مثال دیگر

بسیاری نمی دانند  تکلیفشان با چهار صدای ز ( ز ، ذ ، ض ، ظ ) دو صدای  ت ( ت ، ط ) و دو صدای ( اِ ، ع ) و سه صدای  س ( س ، ص ، ث )  و دو صدای هـ ( هـ ، ح )  و دو صدای ق ( ق ، غ )  چیست ؟نارسایی الفبا موجب شده شیر خوردن و شیر جنگل هر دو شیر خوانده شوند . حال آنکه تلفظ شیر جنگل با یای کوتاه است .

جمله ی (مردی آمد.)  را درست نمی خوانیم . ی در مردی یای ناشناس است . ولی ما آن را به صورت یای مصدری می خوانیم . حتی تلفظ فارسی نیز دگرگون شده است . آذری ها ، کُردها و دیگر قومیت ها دارای حروف و صداهای متفاوتی هستند که نمی دانند هنگام نوشتن زبان مادری آن ها را چگونه بنویسند و شوربختانه دست به دامن الفبای لاتین می شوند . زیرا با وجود نارسایی های بسیار در همین الفبای لاتین دست کم تغییراتی در آن داده اند . هر چند این الفبا نیز گرفتاری های ویژه ی خودش را دارد . ولی باز خوبی اش آن است که صداهای کوتاه و بلند در دل کلمه نوشته می شود. پس خواندن آن آسان تر است .

پس بهسازی بایستنی است ولی چگونه و به دست چه کسانی این کار می تواند انجام گیرد  ؟

من در این میان نظر نمی دهم .چون می دانم که برایم مایه ی دردسر است . ولی نوشتار زیر را بی آنکه در آن دست برده باشم برای خواندن شما در پایین نوشتار خود می آورم .

راستش را بخواهید در زمان ما که این کار نشدنی است . بسیاری افراد ،با اندیشه و کار نو ستیز می کنند برای این اشخاص تنها مخالفت مهم است  و  اینکه همه چیز تغییر نکند .خدا به ما رحم کرد که این افراد در 1400 سال پیش نبودند وگرنه با آن الفبای نخستین امروزه باید چه می کردیم ؟

منبع : سایت زبان و ادبیات فارسی ( آریا ادیب )

بی هیچ دگرگونی

سرگذشت فکر تغییر خط فارسی

گویا نخستین کسی که معایب الفبای ملل شرقی را دریافته و رسالاتی در این باب نوشته و نمونه هایی از خط جدید را ارایه داده و در پیشرفت آن کوشش ها کرده، میرزا فتح علی آخوند زاده، نویسنده ی شهیر آذزبایجان است.

آخوند زاده که به زبان های شرقی آشنایی و با فرهنگ جهان آشنایی به سزا داشت، جدن معتقد بود که الفبای مرسوم و متداول عربی، با آن سختی ها و دشواری ها و نقایص و معایبی که دارد، یکی از بزرگ ترین علل نادانی و عقب ماندگی ملل اسلامی است، و با این عقیده و ایمان راسخ بود که در صدد برآمد که الفبای عربی را اصلاح و آن را برای احتیاجات مردم ترکی و فارسی زبان مناسب سازد.

آخوند زاده در سال ١٢٣٦ شمسی از تنظیم نخستین الفبای اختراعی خود که یک الفبای بدون نقطه با حروف متصل بود فراغت یافت و رساله ای نیز برای پیشنهاد کردن این الفبا به جای الفبای عربی فراهم آورد.

در این رساله که به فارسی نوشته شده بود، نویسنده پس از ذکر نقش مهم الفبا در ترقی و پیشرفت فرهنگ و تمدن ملل و اقوام، از تاریخ خطوط و معایب ملل اسلامی و لزوم تغییر خط عربی و مزایای الفبای پیشنهادی خود به تفصیل سخن رانده و راه های رفع این معایب را نیز نشان داده بود.

آخوند زاده در سال ١٢٤٢ ش با اجازه و کمک مالی شاهزاده میخاییل نیکلایوویچ، فرزند امپراتور روس که در آن زمان در قفقاز حکومت می کرد، برای تقدیم طرح الفبای جدید و دفاع از رساله ی خود به استانبول رفت. وی زساله ی خود را که در بیست صفحه پرداخته بود، به وسیله ی مترجم سفارت روس به صدراعظم عثمانی، فواد پاشا تقدیم کرد. صدر اعظم عثمانی شخصن او را به انجمن دانش یا 'جمعیت علمیه عثمانیه' راهنمایی کرد و آخوند زاده طرح الفبای خود را به انجمن عرضه داشت. اما مهمان نوازی پاشایان و روحانیان ترک که در انجمن گرد آمده بودند از حد تشزیفات و تعارف تجاوز نکرد و اگر چه همگی آن را پسندیدند، ولی ظاهرن به این دلیل که در خط مزبور هم مانند سابق حروف چسبیده و درهم آمیحته است و در ترتیب کلمات اشکالاتی ایجاد می کند، آن را رد کردند و در عوض وی را با نشان مجیدیه و فرمان سلطان بنواختند.

در مقابل ایرادات رجال و دانشمندان ترک، پاسخ آخوند زاده این بود که در این صورت باید الفبای موجود را از بیخ و بن برانداخت و به جای آن اصول خط لاتین را پذیرفت، یعنی از چپ به راست نوشت و حروف صدادار را در کنار حروف بی صدا قرار داد و نقطه ها را نیز به کلی مرخص کرد.

پیداست که پیشنهاد یک  انقلاب بنیادی در زمینه ی خط ملل اسلامی در آن روزگار به آسانی قابل قبول نبود. بنابراین آخوند زاده بدون گرفتن نتیجه از استانبول به قفقاز بازگشت و چندی بعد کار و کوشش خود را از سر گرفت و طرح های تازه ریخت. او این بار رساله ی خط اختراعی خود را با دو رساله ی دیگر با خط و امضای خود در سال ١٢٤٧ ش نزد وزیر علوم ناصرالدین شاه فرستاد. ( روزنامه ی کشکول، شماره های ٤٣ تا ٤۵ باکو ١٩٦٣)

پاسخ اولیای دولت ایران به آخوند زاده چون این بود :

« الیق و انسب آن است که میرزا فتح علی آخوند زاده در باب تغییر الفبای اسلام خیالات خود را به اولیای دولت عثمانیه معروض دارد، چون که در ابتدا ملاحظه ی این خیال در آن سلطنت شده است.

ما ملت ایران اصلن به تغییر الفبای خودمان محتاج نیستیم، به علت این که ما سه رقم خط داریم: نستعلیق، شکسته و نسخ که در حسن و رعنایی بالاتر از خطوط جمع ملل روی زمین است و ما هرگز این خطوط خودمان را متروک و خط جدید میرزا فتح علی آخوند زاده و یا ملکم خان را معمول نمی کنیم و نخواهیم کرد ».

آخوند زاده پس از این شکست و نامرادی باز مایوس نشد و رساله ی سوم خود را نوشت و برای عالی پاشا صدراعظم دولت عثمانی فرستاد و مقاله ای را نیز که 'سعاوی پاشا' از دانشمندان عثمانی در انتقاد از الفبای عربی نوشته بود صمیمه ی آن کرد . لیکن این بار نیز کوشش او به هدر رفت.

آخوند زاده پس از این آزمایش ها و شکست های پیاپی، سرانجام از اندیشه ی اصلاح خط عربی منصرف شد و چهارمین خط جدید ملل اسلامی را تنظیم کرد. این طرح بر پایه ی الفبای روسی نهاده شده و از ٢٤ حرف بی صدا و ١٠ حرف صدادار ترکیب یافته بود و ٨ حرف هم برای ادای آواها و مخارج وبژه ی عربی در آن در نظر گرفته شده بود که با این ٤٢ حرف همه ی ملل اسلامی از عرب و عجم و ترک و تاجیک بتوانند بی زحمت و اشکال مقاصد خود را بیان کنند. ( مجله ی فرهنگ و خط شرق، دفتر دوم، برگ ۵٩ ، به روسی، باکو ١٩٢٨)

آخوند زاده به درستی راهی که در پیش گرفته بود ایمان داشت و در این راه با سختی ها و دشواری های فراوان رو به رو شد، اما هرگز از پای ننشست. او صدها نامه و رساله ای که به رجال دولت های ایران و عثمانی و روس و به دوستان خود (مانند میرزا ملکم خان، علی خان، اعتضادالسلطنه، جلال الدین میرزا، مانکجی نویسنده ی هندی و پروفسور کاظم بیگ) فرستاد از نقص الفبای عربی و اشکالاتی که این خط در تدریس و نحصیل علوم فراهم می کند سخن گفت و ضرورت تغییر آن را با دلایل و مثال ها و شواهد بیان نمود.

او در نامه ای در سال ١٢۵٣ ش به شاهزاده اعتضادالسلطنه وزیر علوم نوشت:

« باز می نویسم و مادام که زنده ام خواهم نوشت تا این که خیال تجدید الفبا فیمابین کل ملت پراکنده شود. چنان که قریب پانزده سال است تخم این خیال را در خاک ایران و روم می پاشم. بی شبهه این تخم در عصر اخلاف ما خواهد رویید». ( مجموعه ی الفبای حدید و مکتوبات، برگ ٣١٧، باکو ١٩٦٣)

اهمیت کار آخوند زاده ( و پس از او ملکم خان) در این بود که برای  نخستین بار دانشمندان شرق اسلامی را به این امر مهم متوجه کرد و همه ی کسانی که بعدها درباره ی الفبا و معایب آن سخن گفته اند از نظر آن دو بهره مند گردیده اند.

میرزا ملکم خان ناظم الدوله

پس از آخوند زاده، گروهی از شرقیان در این راه به کوشش برخاستند و در نارسایی خط کنونی ملل اسلامی مطالبی گفتند و رسالاتی نوشتند و بعضی از آن ها خود الفبایی نیز اختراع کردند.

ولی نه محیط آن روزگار بزای پذیرش این گونه نظرات آمادگی داشت و نه آن خطوط پیشنهادی می توانست معایب خط کنونی را رفع کند. افزون بر آن، هیچ یک از آن خطوط با اشکالات آموزشی و صنعت چاپ آن دوره قابل اجرا و رواج نبود. مشهورترین این کسان میرزا ملکم خان ناظم الدوله بود.

ملکم خان هم مانند آخوند زاده اعتقاد داشت که : « وضع خطوط ملل اسلام زیاد از حد معیوب است و با چنان خط محال خواهد بود که ملل اسلام بتوانند به درجه ی حالیه ی فرنگستان ترقی نماید». (از مقدمه ی کتاب روشنایی، لندن ١٣٠٣ ق)

ملکم تغییر الفبای فارسی و گرفتن الفبای اروپایی را پیشنهاد نمی کرد، بلکه از ترکیب حروف الفبای فارسی، خط دیگری ساخته بود که به نظرش ساده تر و مفید تر می نمود.

او شرح خط اختراعی خود را در رساله ای به نام 'نمونه ی خط آدمیت'  در سال ١٣٠٣ ق به ضمیمه ی رساله ی روشنایی، در لندن منتشر کرد و در این باره دو رساله نیز با نام های 'مبدا ترقی' و 'شیخ و وزیر'  نوشت و با دستیاری میرزا محمد علی خان فریدالملک همدانی، منشی سفارت ایران در لندن، چند حکایت از گلستان سعدی و نیز کلمات قصار حضرت علی امیرالمومنین را با خط موسوم به 'ملکمی' در آورد و در سال ١٣٠٢ ق در لندن به چاپ رسانید.

ملکم همان گونه که خود در مقدمه ی گلستان اشاره کرده است، بیست و پنج سال در این راه زحمت کشید، ولی الفبای جدید او نیز به علت همان اشکالات و موانعی که برای آخوند زاده هم وجود داشت و هم به علت نواقصی که در آن بود، رواج نیافت و نمی توانست رواج یابد.

میرزا یوسف خان مستشارالدوله

میرزا یوسف خان مستشارالدوله تبریزی نیز از پیروان جدی این فکر جدید بود و زحمات زیادی در این راه کشید. از جمله در سال ١٢٩٧ ق که در مشهد بود، مساله ی تغییر الفبا را از علمای معروف آن شهر پرسید و از میرزا نصرالله مجتهد چون این فتوا گرفت:

«تغییر در خط کتب یا اختراع خط جدید مطلقن جایز است بلا اشکال، بلکه هرگاه موجب تسهیل تعلیم و تعلم و نصحیح قرائت بشود راجح خواهد بود. اگر کسی توهم کند که این تغییر تشبه به اهل خارجه است و جایز نیست، این توهم ضعیف است که این گونه تشبیهات حرام نیست و الا استعمال سماور هم باید جایز نباشد». ( شرح این مذاکرات و نظر علما در شماره ی ٢٢ روزنامه ی اختر، سال ١٢٩٧ ق درج شده است)

مستشارالدوله در سال ١٣٠٣ ق رساله ی بسیار مفیدی هم با عنوان ' اصلاح خط اسلام ' نوشت و در تهران چاپ کرد.

این درست است که همه ی این خطوط کمابیش معایبی داشت و هیچ کدام از آن ها قابل اجرا نبود، اما مطلب این جا است که مسوولان دولت ها ابدن توجهی به آن ها نداشتند و همه را به دور می افکندند.

علاوه بر کسانی که مستقیمن و مشروحن درباره ی الفبا اظهارنظر کرده اند، بیش تر دانشمندان و نویسندگانی که نوشته های آنان در پیدایش اندیشه ی آزادی و مشروطیت موثر بوده است به معایب و مفاسد خط فارسی اشاره و از فکر اصلاح آن حمایت کرده اند.

از جمله عبدالرحیم طالبوف نویسنده ی مشهور آن دوران در نوشته های خوددر  چند جا از گرفتاری ملت ایران در دست این ' الفبای مندرس و بی مصرف' صحبت می کند و اظهار امیدواری می کند که ' سایر معایب تدریس اطفال یحتمل وقتی الفبای ما را تغییر دادند، اصلاح گردد». ( کتاب احمد، برگ های ١٠، ١١ و ٣٢  و مسالک المحسنین، برگ ٢٤٨)

پس از جنگ بین الملل اول و انقلاب بزرگ اکتبر، مساله ی تغییر الفبا و به وجود آوردن خطی که پیشرفت و تعمیم علم و دانش را در میان توده ی وسیع مردم تسهیل کند، در کشورهای شرقی (یعنی کشورهایی که در تحت لوای فرهنگ و خط اسلامی به سر می بردند) مطرح گردید و در بیش تر این کشورها درک گردید که الفبای عربی یکی از مهم ترین عواملی است که از بسط و توسعه ی دانش و فرهنگ جلوگیری می کند.

کوشش های دیگر درباره ی تغییر الفبای فارسی

پس از جنگ جهانی اول، باز کسانی در ایران به کوشش برخاستند و رساله هایی نوشتند که از آن میان میرزا علی اصغر خان طالقانی (پدر مهندس خلیل طالقانی، که از اعضای حزب دموکرات بود و در روزنامه ی ' زبان آزاد '، ارگان این حزب مقاله می نوشت)، سعید نفیسی، رشید یاسمی، سید حسن تقی زاده و میرزا ابوالقاسم آزاد مراغه ای را می توان نام برد.

همه ی این کسان و کسانی که بعد از آنان در این باره بحث کرده اند، جز عده ی معدودی مانند کاظم ایرانشهر و احمد کسروی، اصلاح خط کنونی را کوششی بی فایده و ناصواب می دانستند و همگی اعتقاد داشتند که الفبای آینده ی زبان فارسی جز الفبای لاتینی نمی تواند باشد، زیرا حروف لاتین که اکنون در زبان های اروپایی به کار می رود زیباترین و مناسب ترین اشکال خط است. از لحاظ خواندن و نوشتن کامل ترین و غنی ترین همه ی خط هاست. این الفبا از حروف منفصل تشکیل یافته و اکثر مردم با سواد جهان با آن آشنا هستند، و همین خط است که در مراکز دنیای متمدن رایج است.

دکتر سعید نفیسی از هواداران معتقد و سرسخت تغییر الفبا بود. او خیلی زود به معایب خط کنونی پی برد و تا پایان عمر به عقیده ی خود وفادار ماند. پروفسور ژیرکوف روسی که در سال ١٩٢٨ م با نفیسی در تهران ملاقات کرد، در مقاله ای که با عنوان ' الفبای لاتین برای زبان فارسی» در مجله ی 'فرهنگ و خط شرقی' ( شماره ی ١، مسکو ١٩٢٨) نوشته است می گوید:

 « نفیسی پس از گفت و گو با من و اطلاع یافتن بر اقداماتی که ما برای الفبای زبان های شرقی در اتحاد جماهیر شوروی انجام داده ایم، در صدد بود که یک الفبای عملی بر اساس حروف لاتین برای زبان فارسی به وجود آورد. او می دانست که تغییر الفبای فارسی به لاتین به این زودی ها میسر نخواهد شد و کوشش های وی در این زمینه به نتیحه ی آنی نخواهد رسید و عقیده داشت که فعلن باید راهنمایی جهت آموختن لهجه های محلی ایرانی به بیگانگان تهیه کرد. نفیسی به این نکته توجه داشت که حروفی که برای الفبای فارسی اختیار خواهد شد باید از میان حروف لاتین رایج و موجود در چاپ خانه های دنیا انتخاب شود و حروف مرکب و دارای علامات، حتی الامکان در آن نیاید و نیز همه ی حروفی که هم صدا هستند تنها با یک حرف نشان داده شود».

زشید یاسمی، شاعر، ادیب، محقق و عضو فرهنگستان ایران، علاوه بر هواداری جدی از عقیده ی تغییر الفبا اشعاری دارد که در آن ها عیوب خط فارسی را یکایک برشمرده است.

ابوالقاسم آزاد در سال ١٣٢٤ش به فکر تبدیل الفبا افتاد و در مهرماه آن سال ' الفبای آسان ' را چاپ کرد و در همان سال انجمنی به نام ' گروه طرفداران الفبای آسان' تاسیس نمود و خود دبیری آن جمعیت را به عهده گرفت و در صدد بر آمد که با تقدیم طرحی قانونی به مجلس شورای ملی در دوره ی پانزدهم به این امر رسمیت دهد و آن را در سراسر کشوز معمول سازد، اما عمرش وفا نکرد و پیش از گشوده شدن مجلس در تاریخ پنجم خرداد ماه ١٣٢۵در گذشت.

اما احمد کسروی، اگر چه تغیبر الفبا را لازم می دانست، ولی از قرار نظر وی نه آن بوده که الفبای جدید از میان حروف لاتین انتخاب شود، بلکه قصد داشته است که الفبایی بسازد به قول خود او درست و رسا و آن را به جای الفبای کنونی بگذارد.

در سال ١٣٣٨ش انجمنی به نام ' انجمن اصلاح خط' از جمعی از دانشمندان ( از جمله دکتر نصرالله شیفته، مسعود رجب نیا، ابراهیم گرانفر، منوچهر امیری، یدالله رویایی، یحیی ذکا، سهیل آذری و چند تن دیگر) به ریاست استاد سعید نفیسی در تهران تشکیل یافت و الفبایی پیشنهاد کرد و در جراید و رادیو توضیحاتی درباره ی نقص الفبای کنونی فارسی و لزوم تغییر آن داد. این انجمن اصلاح خط فارسی را مهم ترین اصلاح اجتماعی در ایران می دانست، ولی معتقد بود که این قبیل اصلاحات مهم و جاودانی را نباید با قوه ی قهریه عملی کرد، زیرا در آن صورت واکنش مردم شدیدتر می شود و نتیجه ی مطلوب به دست نمی آید، بلکه باید فکر مردم را با منطق قوی و دلایل محکم حاضر کرد و هر روز بر عده ی هواخواهان آن افزود تا همه ی افراد ملت پشتیبان آن گردند.

در سال ١٣٤٣ ش انجمنی به نام ' انجمن ترویج زبان فارسی' در تهران دایر شد و مجله ای به نام ' بنیاد فرهنگ' انتشار داد و الفبایی به نام ' الفبای فارسی به خط جهانی' پیشنهاد کرد و از خوانندگان خود خواست تا هرگونه نظری در باره ی این الفبا دارند به انجمن بنویسند.

در سال ١٣٤٤ موضوع تغییر خط فارسی در دو مجله ی پایتخت، یعنی 'روشنفکر' و ' سپید و سیاه' مطرح شد و به مجلات دیگر هم سرایت کرد و هر کس از موافق و مخالف درباره ی آن اظهار نظر کرد. در این زمینه مقالات دکتر رحمت مصطفوی ، مدیر مجله ی روشنفکر، به ویژه بسیار چشمگیر بود. او الفبای فعلی را 'مردار' نامید و گفت :

« این خط مثل بختک روی زبان ما، روی روح و فکر نوآموزان ما و روی روح و فکر همه ی کسانی که حرفه شان نویسندگی یا ادبیات نیست و خط را برای احتیاجات روزانه و شغلی می خواهند افتاده است'

و در پایان مقاله افزود که:

« اگر عرب زبانش را به طور مخصوصی در دهانش می چرخاند و صدایی مانند ص یا ض درمی آورد و ما نمی توانیم این صدا را دربیاوریم، نباید لج کنیم و حرفی را که علامت آن صدا است در رسم الخط خود نگاه داریم. به دیوانگی ماند این داوری ( روشنفکر، شماره های ٦٢٨ و ٦٢٩ در  ٢٩ مهر و ٦ آبان ١٣٤٤)

وی در شماره ی بعدی این مجله ادامه می دهد:

« در ترکیه، تیراژ روزنامه های درجه اول از ٢٠٠ هزار بیش تر است. در ایران تیراژ بزرگ ترین روزنامه ها به یک سوم این تعداد هم نمی رسد، چرا ؟ برای این که یک ترک با سواد خیلی عادی، در حدود شش ابتدایی ما، که روزنامه ی ترکی در دستش می گیرد، تردید ندارد که روزنامه را می تواند بخواند، اسامی ناآشنا را، اعم از داخلی و خارجی، می تواند درست تلفظ کند و می تواند آن را با صدای بلند برای دیگران بخواند. چند درصد از باسوادهای ایرانی می توانند روزنامه ای را با صدای بلند بخوانند و ده بار و بیست بار بر سر تلفظ کلمه ای، اعم از ایرانی و بیگانه، گیر نکنند ؟ » 

( روشنفکر، شماره ی ٦٣٠، در ١٣ آبان ١٣٤٤)

۩  ۩  ۩

از : از نیما تا روزگار ما، جلد سوم، تهران ١٣٧٤

 

( از دیگر بزرگانی که از هواداران جدی تغییر خط فارسی بوده اند و به ما نزدیک تر هستند، از جمله می توان شاد روان دکتر پرویز ناتل خانلری و زنده یاد احسان طبری را نام برد که ما در همین بخش ( موضوع شماره ی ٦ ) مقالاتی از این دو ادیب و دانشمند بزرگ را نیز در پاسخ به دلایل مخالفان تغییر خط نارسا و غیر علمی فارسی آورده ایم که من در این جا نظر خوانندگان ارجمندم را به خواندن آن ها نیز جلب می کنم. با سپاس، آریا ادیب )


باز منتشر شده توسط tara59 در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط tara59 با 2677 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 66
     درج شده در 1137 روز و 13 ساعت و 45 دقیقه قبل
    

دالاهو :

در غرب کشور  کوه دالاهو (دال+آهو ) به معنی عقاب و آهو است . گویا این کوه عقاب و آهو  زیاد داشته و مردمی که عقابی را می دیدند فریاد می زدند : 'دال' و به دنبال آن آهو را می دیدند و می گفتند  :' آهو' . یعنی به دال و آهو نگاه کنید .

درفك

درفك پیوند دو حرف دال و فك می‌باشد. دال در گویش گیلکی نام پرنده‌ای است بزرگ و شكاری كه در بلندیهای جواهردشت، اَلَموت، عَمّارلو، طالقان و اِشكَوَر فراوان دیده می‌شود و زیر بال‌های آن سفید است. فك نیز به معنای آشیانه است. پس درفك آشیانه‌ پرنده‌ شكاری كوهستان معنی می‌دهد.

دَرَکه

واژه دركه کوچک شده دره و به معنی دره كوچك است.

درمیان

در کوههای بارز در کرمان است. ریشه نامگذاری اش به دلیل در میان واقع شدنِ قله و محصور بودن آن توسط بلندیهای دیگر منطقه است.

دریاكوه

در شمال غربی كوه چهل نابالغان لرستان در گذشته دریاچه‌ پهناوری بوده كه کم کم راه پیدا كرده و آب‌های آن خارج شده است . پس از خشک شدن دریاچه آن را این گونه نامیده اند .

دشت میشان

از قلّه های دماوند است . از آنجا که جایگاه گردهمایی عشایر و گله‌داران بوده این گونه نامیده شده است .

دَماوند :

نام دماوند به صورت دَماوند و دُنباوند یا دُنباوند و دباوند نوشته شده‌است.این کوه را با نامهای کاملاً متفاوت بیکنی و جبل لاجورد نیز ثبت کرده‌اند . نام دماوند در تورات آمده و صورت کهن آشوری آن « بیکن » است .

در مورد ریشه نام‌گذاری دماوند در فرهنگ معین آمده‌است :

« دَم (دمه، بخار) + اوند = وند ؛ دارای دمه و دود و بخار (آتشفشان )

دکتر احمد کسروی زبان شناس ایرانی درباره‌ٔ نامگذاری دماوند یا دنباوند سخن دیگری دارد. وی با استدلال‌هایی نامگذاری «نهاوند» و «دماوند» را در پیوند با هم می‌داند و می‌نویسد «در زبانهای باستان «نها» به‌معنی پیش و «دُما» به‌معنی پشت و دنبال بوده و در مورد «وند» می‌نویسد:««وندن» در زبانهای باستان ایران به‌معنای «نهادن» بوده یکی از معناهای «نهادن» واقع شدن و ایستادن برجایی است و ناچار «وندن» نیز همان معنی را داشته و «وند» که ماضی آن است به‌معنی نهاد، برجایی ایستاد می‌آمده‌است . او می نویسد:« «نهاوند» یعنی شهر یا آبادی یا قلعهٔ ایستاده در پیش‌رو و «دماوند» یعنی شهر یا آبادی یا قلعهٔ ایستاده در دنبال و پشت .در زبان کردی و لَــکی هنوز واژه (نُــواNOWA) به معنی (جلو) به کار می رود.

زاگْـرُس

برخی بر این باورند که ریشه این نام اوستایی است. در زبان اوستایی زاگْـر به معنای کوه بزرگ است . اما سخن دیگر آن است که زاگرس از نام مهاجران هند واروپایی ساکن در این منطقه معروف به زاگارثی، ساگارتی (Zagarthians،Sagarthians) گرفته شده. نام کهن این رشته‌کوه در زبان فارسی «پاطاق» و پیش از آن «کهستان» (در عربی «جبال» ) و «پهله» بود .

واژه «زاگرس» یا «زاگروس» از اواخر روزگار قاجار از راه ترجمه آثار نویسندگان اروپایی وارد فارسی شد سپس بر روی نقشه ایران نیز نوشته شد. ظاهراً حسن پیرنیا نخستین کسی است که واژه زاگرس را در حاشیه صفحه ۲ کتاب خود به نام « تاریخ ایران از آغاز تا انقراض ساسانیان » آورده است. وی تأکید کرده است که این اروپاییان هستند که رشته کوه یاد شده را چنین می نامند . واژه زاگرس در هیچ یک از کتابهای تاریخی و جغرافیایی و نوشته‌های دوره اسلامی نوشته نشده است .

محمد قزوینی در صفحه ۴۸ از جلد ۵ کتاب خود می‌نویسد: «زاگرس نام یونانی سلسله جبال غربی ایران مخصوصاً بختیاری در غرب ایران است». در دانشنامه لاروس از زاگرس به کوتاهی به‌عنوان نام دره‌ای که نفت‌خیز است یاد شده است.

گریشمن باستان‌شناس فرانسوی در کتابش (ایران از آغاز تا اسلام ترجمه دکتر معین صفحه ۸۸) زاگرس را نام قبیله‌ای دانسته و می نویسد: « حرکت عمومی قبایل ایرانی هنوز به پایان نرسیده بود که قبیله سومی از قبیله های مهم ایرانی به نام « Zikirtu» یا «ساگارتی» به سوی نواحی شرقی تری رفته و جای گرفتند .

هرودوت نیز در نوشته‌هایش ( تاریخ هرودت ترجمه هدایتی صفحات ۵ و ۱۰ و ۲۱۱) از همین قبیله مادی صحراگرد با نام «ساگارتی» یاد می کند .

پس ریشه واژه زاگرس از زبان مادی یا اوستایی است و یونانیان با افزودن «S» (س) به آخر آن ، این واژه را یونانی کردند .

زردكوه

به دلیل طبقات آهكی زرد این گونه نامیده شده است .

زنده

در 115 كیلومتری شمال غربی ایرانشهر كوه بزمان یا زنده قرار دارد. زنده از نام حضرت خضر پیامبر كه همیشه زنده است گرفته شده و قدمگاهی هم در دامنه‌ این كوه وجود دارد.

سَبَلان

سبلان را آذری ها سَوَلان یا ساوالان گویند و گویند : سبلان فارسی شده کلمه ترکی ساوالان است. برخی آن‌را برگرفته از كلمه‌ تركی سو-آلان به معنی آبگیر می‌دانند. شاید این ریشه یابی به سبب وجود برف‌های دایمی بوده كه همیشه آبها و چشمه‌ها از آن جاری است.

برخی گویند : ساوالان یعنی 'میدان حق' كه از دو واژه توركی' ساو ' به معنی 'حق' و' آلان' به معنی' میدان' پیوند یافته است .

ساو به تنهایی یعنی خبر ، صدا یا وحی و پسوند آلان در آخر کلمه ساوالان یعنی گیرنده . ساوالان را می توان سس آلان (گیرنده صدا ) ، خبر آلان (گیرنده خبر) ، وحی آلان (گیرنده وحی) معنی کرد .

سرده

در نزدیكی ملایر است و چون این كوهِ پشت به آفتاب بیشتری نسبت به كوه گرمه دارد بنابراین به كوه سرده معروف شده است.

سفیدخانی

در هجده كیلومتری جنوب اراك است. نام آن به دلیل برف زیادی است كه در زمستان دارد و در بیشتر روزهای سال و نیز در آغاز تابستان برف دارد.

سفیدكوه

در شمال دامغان است.صفت سفیدی برای این كوه به سبب وجود صخره‌های گنیس و گرانیت در این كوه است كه در آفتاب می‌درخشد. برخی دیگر گویند  نام این كوه به دلیل برف‌های زمستانی آن است.

سن سِـیْـمَره

كوه منفرد سن‌سیمره از جهت شمال مشرف به كرمانشاه است. سیمره زنی عرب بود و دندانی درشت و برآمده‌تر از دندان‌های دیگر داشت. سپاهیان مسلمان، هنگام عبور از این محل به طرف نهاوند این كوه را بدین نام خواندند.

سوادكوه

سوادكوه امروزی در گذشته پدشخوارگر نام داشت و بعد فرشواركوه ،  بدشواركوه ،  شواتكوه ،  سواته‌كوه ،  سوادكوه

شانه‌كوه

به علت وجود تخته‌سنگ‌های بزرگ كه از دور شبیه به دندانه‌های شانه هستند كوه‌نوردان به آن شانه‌كوه نام نهادند.

شاه‌زنده

در 35 كیلومتری جنوب غربی اراك است. این كوه به شازند یا شاه‌زند معروف است. گویند كیخسرو در این غار پنهان شده است و روزی فریدون‌وار سر از غار بیرون خواهد كشید و دنیا را پر از فر كیانی خواهد كرد. از این‌رو، كیخسرو ملقب به شاه‌زنده شده است.

شمشیربرید

ناصرخسرو كه در قرن 5 هجری اصفهان را دیده است می‌نویسد: و به راه كوهستان روی به اصفهان نهادیم. در راه به كوهی رسیدیم. دره‌ای تنگ بود. عام گفتندی این كوه را بهرام گور به شمشیر بریده است و آن را شمشیر برید می‌گفتند.

شهربابك

كوه شهربابك از بلندیهای شهربابك است. شهربابك از شهرهای کهن ایران است و بنای آن را به بابك پدر اردشیربابكان نسبت می‌دهند.

شیركوه

در جنوب غربی یزد است. در ریشه نامش دو سخن هست :

1- شكل كوه مانند شیری است كه سر بر دست نهاده و خفته است .

2- قله این كوه در بیشتر روزهای سال از برف پوشیده و به رنگ شیر ، سفید است.

شیشه

در شرق شهرستان بیرجند است. نامگذاری كوه شیشه به دلیل تركیبات سنگ شیشه و سنگ طلق در آن كوه است.

صفه

در 5 كیلومتری جنوب اصفهان است. به نظر می‌رسد كه شكل كوه و قسمت صفحه مانندی كه در دل كوه قرار دارد، باعث شده تا در تلفظ مردم نام صفهبه خود گیرد.

طاف

کوهی نزدیک خرم آباد لرستان است .  به سبب آن‌كه یخ‌ها و برف‌های ستیغ كوه از بلندی به پایین ریخته و آبشاری به وجود آورده طاف نام گرفته است. (در زبان لری و کردی جنوبی به آبشار تاف گویند)

قزل ارسلان

قزل ارسلان سلجوقی آن را یكی از پایگاه‌های دیده‌بانی خود قرار داده كه جاده عراق به ایران را همیشه زیرنظر داشته باشد.

قلعه دختر

بر فراز این كوه آتشكده‌ای است كه از زمان ساسانیان به جای مانده است. در آن هنگام پاره‌ای از آتشگاه‌ها به نام ناهید از ایزدان آیین زردشتی ساخته می‌شده است و چون از میان تمام ایزدان اوستا تنها نام این ایزد به صورت مؤنثآمده است بناها و زیارتگاه‌هایی كه به ناهید معروف بوده به نام قلعه یا قصر دختر نامیده شده است.

كافركوه

در امتداد دیوار عظیم پلوار واقع شده است. ریشه نام آن به دلیل سختی و خشونت صخره‌ها و دیواره‌هایش می‌باشد.

كبیركوه

کوهی در استان کُردنشین ایلام که آن را به دو بخش پیشكوه و پشتكوه تقسیم كرده است. کبیرکوه ایلام را به دو بخش کاملاً جدا از هم تبدیل کرده و همچو دیوار بزرگی موجب شده مردم بدره و دره شهر و هیلمینی و علیشَروان و ... از طوایف آن سوی کوه یعنی ملکشاهی و شوهان و ... دور شوند . به گونه ای که حتی لهجه کردی دو سوی کوه با هم فرق دارد . مردم ایلام آن را کَوَر کوه یا کَور کیَه می نامند .

كركس

در 12 كیلومتری جنوب غربی نطنز قرار دارد. حمداله مستوفی در باره‌ كركس نوشته است: كوهی سخت بلند است و از بلندی كركس بر فرازش نمی‌رود.

كلاغ لان

از قله های دماوند است . این‌جا را كلاغ‌لان نامیده‌اند زیرا در روزهای دور گذشته پتاهگاه و مركز كلاغ‌هایی بوده كه در صخره‌های آن لانه می‌كرده‌اند.

كل قدوس

واقع در رشته دنا. قله قدوس دنا به زبان محلی به نام كل قدویس یعنی قله پاك و بلند معروف است.

كمره

در جنوب اراك واقع است. شهرستان خمین را در قدیم كمره می‌نامیدند و نام خمین از دو سده‌ پیش به مركز كمره اطلاق شده است. این شهر را شهربانو نامی كه دختر موبد موبدان بوده بنا نهاده است. نام كوه كمره از كمره‌ قدیم گرفته شده است.

كوهبنان

كوهبنان در شمال زرند، استان كرمان، قرار دارد. چون بلندترین نقطه‌ی مرزی كرمان كوهبنان است، در زمان قدیم افرادی از طرف حكومت مأمور می‌شدند كه به بالای كوه بروند و اطلاعات لازم را برسانند. آن‌ها را كوه‌بانان می‌گفتند و به همین سبب این جایگاه را كوهبنان نامیدند.

كوهرنگ

كرنگ(كوه+رنگ) نام بلوكی در كوه‌های بختیاری بوده است و نام رودخانه و كوه كرنگ از آن گرفته شده است. كرنگ در قدیم نام شهری در كوهستان بختیاری بوده كه آن را وهشت هرمز یا بهشت هرمز می‌گفته‌اند. نام رود كوهرنگ از نام این شهر گرفته شده است.

كوه‌كیلویه

در جنوب غربی دنا است. چون درخت زالزالك یا گیلك در این كوهستان بیش از دیگر نقاط فارس است پس از افزودن یه به این نام مرسوم شده است. برخی نیز گویند كه شخصی به نام گیلویه اهل الوار بر این كوهستان فرمانروا شده است.

گرمه

شهر ملایر در دامنه‌ كوه گرمه قرار دارد. بلندی این كوه 2206 متر است. ریشه نامگذاری اش به كوه گرمه به این دلیل است که كوه رو به آفتاب است و حتّی در سردترین روزهای زمستان نیز برف در آن دوام نمی‌آورد به همین سبب آن را كوه گرمه نامیده‌اند.

ملك محمد

كوه ملك محمد در شمال لوت مركزی قرار دارد. ملك محمد نامی راهنمای دكتر گابریل در دشت لوت بوده است. نام او را بر این كوه نهادند.

میان سه چال

كوه‌های شمالی، البرز، البرز غربی، بخش شمالی. این كوه میان سه چال معروف منطقه ی تخت سلیمان قرار دارد: سرچال، علم‌چال، تخت چال.

میان‌كوه

در منطقه‌ی بختیاری است. چون این كوه بین زردكوه و سفیدكوه قرار دارد آن را میان كوه می‌نامند.

هزار

از کوههای کرمان است . ریشه نامش را این گونه بازگو می کنند : به دلیل فراوانی گیاهان معطر و دارویی پیشتر هزارگیاه نام داشت  و نیز گویند كوه هزار را به مناسبت هزاران گل و گیاه این منطقه هزار می‌نامند، رایحه گل و گیاه و انواع و اقسام نباتات این حوالی مشام را عطرآگین می‌سازد.

هزارمسجد

به دلیل داشتن ستون‌های بلندی از سنگ بازالت در قله كه از دور شبیه به مناره‌های بسیار است آن را هزار مسجد خوانده‌اند.

برخی نیز گویند : در كوه هزار مسجد خانقاه‌های بسیار بوده و شاید از این روی معروف به هزارمسجد شده است


باز منتشر شده توسط tara59 در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط tara59 با 2677 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 59
     درج شده در 1137 روز و 13 ساعت و 46 دقیقه قبل
    

تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir

 تابلو معروف وینسنت لوپز و داستان جوانمردانه کورش بزرگ در برابر پانته آ و آبراداتاس

او بانوی زیبا و افسونگر شوش بود که در جنگ به دست سپاه ایران اسیر شد  و پس  از ماجراهایی کورش او را به شوهرش آبراداتاسرساند و آبراداتاس هم در راه کورش جان سپرد. کورش آرامگاهی برای این زن و شوهر  ـ پانته‌آ و آبراداتیس ـ ساخت که گفته می‌شود بقایای آن هنوز در عراق بر پا می‌باشد.

پانته‌آ هنگامی که به اسارت کورش  بزرگ در آمد میان افسران و سرداران او هنگامه به پا خاست که این اسیر بسیار زیبا ار آنِ چه کسی خواهد شد . سر انجام برای پرهیز از درگیری آن را از آنِ کورش دانستند کورش نخواست بدو نزدیک شود زیرا ترسید که با دیدن زیبایی او فریفته شده و در گناه افتد و به دلیل وارستگی درون هنگامی که پی برد وی شوهر دارد وی را فراخواند و تا زمان رسیدن شوهرش یکی از افسران خود به نام آراسپ را نگهبان او ساخت .
پانته آ که اخلاق کورش بزرگ را نمی‌دانست تصمیم به گمراه سازی آن افسر برای گریختن خود شد و بدو که آراسپ نام داشت گفت : « ای آراسپ من شیفته ی تو شده ام . » آراسپ فریب خورد و با خواسته ی ناپاک به چادر او رفت . کورش که از این کار آگاه شد ؛ بهنگام به چادرِ پانته‌آ رسید و او را از دست آراسپ رهایی داد.
کورش پانته آ را آزاد کرد و به همراهی جنگاورانی به شوهرش رسانید . وقتی پانته‌آ بزرگ منشی کورش را دید شرمنده ی رفتار او شد و خود را مدیون خوش رفتاری و پاک نهادی اش دانست .  او به شوهرش آبراداتاس داستان را گفت. آبراداتاس نیز خود را مدیون کورش ‌دانست و برایش ارابه‌های جنگی ساخت که از شـُوَنـدهای ریشه ای ( دلایل اصلی ) پیروزی کورش در جنگ با لیدیان شورشیو همچنین شکست فرمانروایی بابل شد.
آبراداتاس در نبرد  لیدی دلاورانه جنگید و در نبرد برای راستی و برای میهن بزرگ ( ایران) کشته شد.کورش چند تن را برای جلوگیری از خودکشی پانته آ بر وی گُماشت . پانته‌آ پس از مرگ او به دلیل دوستی بسیاربدو بر سر خاک او با خنجری که در جامه ی خود پنهان کرده بود دور از چشم نگهبانان در زمان غفلت آنان خودکشی کرد . کورش فرمان داد تا آرامگاه با شکوهی برای هر دو آنان بسازند . 
در کتاب کورش نامه گزنفون تاریخ دان یونانی می توانید داستان پانته آ را به گستردگی بخوانید . همچنین کتاب بسیار زیبای بانوی افسونگر شوش فؤاد فاروقی برای به دست آوردن آگاهی های کامل در این زمینه بسیار سودمند است .

در باره معنی آن در لغتنامه دهخدا چنین آمده است :

پان ته آ - به لغت ایرانی به معنی نگهبان نیرومند (گرد آفرید) یا نگهبان فرد نیرومند را می‌دهد. 
اصل یونانی آن ، یعنی دارای وحدت وجود با خدا یا تمام مزدوج با خدا است


باز منتشر شده توسط tara59 در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)



توجه : مدیریت وب سایت در صورت دریافت مجوز قانونی از سوی مراجع ذیصلاح نسبت تغییر در محتوای  ارسالی کاربران و یا مراحل قانونی اعلام شده اقدام خواهد نمود.
تبیان زنجان با تایید نمایش مطالب ارسالی کاربران آنرا تایید محتوایی و قابل استناد نمی کند . مديران محتوا تنها حق اصلاح يا حذف مطالب نامربوط ( دارای مشکل فنی نمایش و ناقض قوانین ارسال مطلب هر بخش ) را دارند.
© 2004- Tebyan. The content is copyrighted to Tebyan Cultural and Information center and may not be reproduced on other websites.